This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
@Santamorte00 ما امیدواریم که شما از ترجمه ما بهره مند شوید در حالی که ما همیشه در خدمت شما هستیم.
ترجم له
@AmirTaheri4
ترجم له
@AmirTaheri4
👍75❤27
در روز جهانی #محیط_زیست به یاد داشته باشید که اولین کشوری که یک اداره دولتی ویژه در این زمینه ایجاد کرد ایران، در سال ۱۳۴۶ با سازمان حفاظت محیط زیست زیر نظر معاون نخستوزیر، بود.
اولین توافق بینالمللی در این زمینه، #کنوانسیون_رامسر در سال ۱۳۴۹ بود.
@AmirTaheri4
اولین توافق بینالمللی در این زمینه، #کنوانسیون_رامسر در سال ۱۳۴۹ بود.
@AmirTaheri4
👍107❤31🎉2👎1
«مرکز اورشلیم برای سیاست عمومی»: شاهزاده رضا پهلوی در موقعیتی است که میتواند جایگزین آیتالله باشد
-«در خلیج فارس، شاهزاده رضا پهلوی هرگز به عنوان یک دشمن در نظر گرفته نمیشود. او در هیچ توطئهای که ثبات کشورهای خلیجفارس را هدف قرار داده، دخالت نداشته است. بنابراین در خلیجفارس درست برعکس آیتاللهها و سپاه پاسداران از وی خشمگین نیستند. فارغ از مناسبات محمدرضا شاه با کشورهای منطقه و اینکه اختلافی بین شاه و کشورهای حاشیه خلیج فارس وجود داشت یا نه، رضا پهلوی فرزند وی، هرگز دشمن محسوب نمیشود».
-«اسرائیل به عنوان یک کشور مستقل، این حق را دارد که از شخصیتهای سیاسی دلخواه خود دعوت کند. اما اینبار به رضا پهلوی نه تنها به عنوان ولیعهد ایران بلکه به عنوان نماینده اپوزیسیون ایران نگاه شد.».
-«هر کشوری از آن شخصیت سیاسی استقبال میکند که میتواند رهبر آینده کشوری باشد که امروز موجودیت همسایگانش را تهدید میکند. حمایت از پهلوی به هر شکل حق اسرائیل است.»
-«مردم حوزه خلیج فارس از اقدامات گروههای نیابتی وحشی وابسته به رژیم ایران آسیب دیدهاند. حالا دیدهاند که اسرائیل یک شخصیت ایرانی را دعوت کرده که شانس جایگزین شدن با آیتاللههای وحشی را دارد.»
-«شاه در شرایطی متهم به نقض حقوق بشر شد که میتوانست صدها نفر را در خیابانها بُکشد تا در قدرت بماند، همانطور که بسیاری از رهبران دیگر جهان در آن زمان انجام دادند. در عوض، او رفت و به قیمت ریختن خون مردم حاضر نشد تاج و تخت خود را حفظ کند.»
-«از دید بسیاری از مردم خاورمیانه که دیدهاند که رژیم ایران در طول چهار دهه با حمایت از نیابتیهای تروریست در منطقه با همسایگان خود چه کرده است، سفر پهلوی پیامی قوی و واضح داشت. عزم وی برای بازگشت به ایران محکم و حمایت اسرائیل نیز قاطعانه است.»
https://kayhan.london/1402/03/17/321713/
@AmirTaheri4
-«در خلیج فارس، شاهزاده رضا پهلوی هرگز به عنوان یک دشمن در نظر گرفته نمیشود. او در هیچ توطئهای که ثبات کشورهای خلیجفارس را هدف قرار داده، دخالت نداشته است. بنابراین در خلیجفارس درست برعکس آیتاللهها و سپاه پاسداران از وی خشمگین نیستند. فارغ از مناسبات محمدرضا شاه با کشورهای منطقه و اینکه اختلافی بین شاه و کشورهای حاشیه خلیج فارس وجود داشت یا نه، رضا پهلوی فرزند وی، هرگز دشمن محسوب نمیشود».
-«اسرائیل به عنوان یک کشور مستقل، این حق را دارد که از شخصیتهای سیاسی دلخواه خود دعوت کند. اما اینبار به رضا پهلوی نه تنها به عنوان ولیعهد ایران بلکه به عنوان نماینده اپوزیسیون ایران نگاه شد.».
-«هر کشوری از آن شخصیت سیاسی استقبال میکند که میتواند رهبر آینده کشوری باشد که امروز موجودیت همسایگانش را تهدید میکند. حمایت از پهلوی به هر شکل حق اسرائیل است.»
-«مردم حوزه خلیج فارس از اقدامات گروههای نیابتی وحشی وابسته به رژیم ایران آسیب دیدهاند. حالا دیدهاند که اسرائیل یک شخصیت ایرانی را دعوت کرده که شانس جایگزین شدن با آیتاللههای وحشی را دارد.»
-«شاه در شرایطی متهم به نقض حقوق بشر شد که میتوانست صدها نفر را در خیابانها بُکشد تا در قدرت بماند، همانطور که بسیاری از رهبران دیگر جهان در آن زمان انجام دادند. در عوض، او رفت و به قیمت ریختن خون مردم حاضر نشد تاج و تخت خود را حفظ کند.»
-«از دید بسیاری از مردم خاورمیانه که دیدهاند که رژیم ایران در طول چهار دهه با حمایت از نیابتیهای تروریست در منطقه با همسایگان خود چه کرده است، سفر پهلوی پیامی قوی و واضح داشت. عزم وی برای بازگشت به ایران محکم و حمایت اسرائیل نیز قاطعانه است.»
https://kayhan.london/1402/03/17/321713/
@AmirTaheri4
Telegram
attach 📎
👍134❤31👎2💯1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
جنبش رهایی ایران فروکش نخواهد کرد
ایران موقعیت انقلابی و جنگی گرفته است
جنگ ایران و عراق ۸ سال بود ولی فقط ۲۲ نبرد اصلی و اساسی انجام شد. در انقلاب ایران همین موضوع صادق است
تا زمانی که هیات حاکمه شبیه مردم ایران بشود این جنگ ادامه پیدا خواهد کرد.
@AmirTaheri4
ایران موقعیت انقلابی و جنگی گرفته است
جنگ ایران و عراق ۸ سال بود ولی فقط ۲۲ نبرد اصلی و اساسی انجام شد. در انقلاب ایران همین موضوع صادق است
تا زمانی که هیات حاکمه شبیه مردم ایران بشود این جنگ ادامه پیدا خواهد کرد.
@AmirTaheri4
👍131❤23👎1👌1
گر دیکته نویس نبود اندر گیتی هرگز به جهان نیامدی دیکتاتور
از چنگل ظلم، خون نمی جوشیدی مأمور اگر نبود هردم معذور
( الف. ارجمند،خرداد 1402)
@AmirTaheri4
از چنگل ظلم، خون نمی جوشیدی مأمور اگر نبود هردم معذور
( الف. ارجمند،خرداد 1402)
@AmirTaheri4
❤112👍25👏4👎1😱1
#بیبیسی فارسی با اجازه دادن به شبهنظامیان حزبی برای تبدیل شدن به گزارشگر و دادستانهایی که درباره «بیعدالتی و فساد» در زمان شاه فقید ایران صحبت میکنند، بدون ذکر نمونهای از آنچه که ادعا میکنند، به اعتبار BBC بهعنوان یک رسانه خبری حرفهای، لطمه میزند.
@AmirTaheri4
@AmirTaheri4
❤159👍79💯14👏4👎3😁2
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
👍66❤10👏6👎1
یادی از حسین کاشانیان، یکی از برجستهترین خوشنویسان معاصر ایران که در سن ۸۱ سالگی چشم از جهان فرو بست.
او یکی از معدود هنرمندانی بود که خوشنویسی فارسی را به اوج نوآوری و زیبایی رساند. همچنین یک نقاش [بود].
در سال ۱۳۵۲، از شاه فقید ایران، نشان دریافت کرد.
@AmirTaheri4
او یکی از معدود هنرمندانی بود که خوشنویسی فارسی را به اوج نوآوری و زیبایی رساند. همچنین یک نقاش [بود].
در سال ۱۳۵۲، از شاه فقید ایران، نشان دریافت کرد.
@AmirTaheri4
❤125👍6💯3👎1
کیش شخصیت آیتالله علی خامنهای از نظر دروغگویی به پایینترین حد خود رسیده. سرمقالههای رسانههای تحت کنترل دولت اکنون از او به عنوان «جانشین واقعی پیامبر» و «هدیه امام خمینی به بشریت» و «حکیمترین رهبر تاریخ» یاد میکنند. آیا به این معناست که او آماده است که تبديل به تاریخ شود؟
@AmirTaheri4
@AmirTaheri4
👍113😁25❤3👎1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
#امیر_طاهری:
گردش اطلاعات در جامعه مانند گردش خون است. اگر گردش خون خوب باشد، بدن سالم می ماند،جامعه هم همین گونه است.
جامعه ای که فقط یک نوع «اطلاعات» به آن بدهند، محکوم به «فنا» است.
شوروی همین بلا سرش آمد.
جمهوری اسلامی همین بلا سرش خواهد آمد.
@AmirTaheri4
گردش اطلاعات در جامعه مانند گردش خون است. اگر گردش خون خوب باشد، بدن سالم می ماند،جامعه هم همین گونه است.
جامعه ای که فقط یک نوع «اطلاعات» به آن بدهند، محکوم به «فنا» است.
شوروی همین بلا سرش آمد.
جمهوری اسلامی همین بلا سرش خواهد آمد.
@AmirTaheri4
👍137❤18👌9💯6👎1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
به مناسبت تولد🎂 استاد #امیر_طاهری مینوسیم:
زحمات شما، ایراندوستی شما، صداقت شما در این سالهای سیاه، گوهر کمیاب این روزهای ایرانه. از صمیم قلب آرزو دارم به زودی نتیجه تلاشهای چند دهه خودتان و با فروریزی دیوار استبداد و برگشتن به وطنی که به شما افتخار میکنه، ببینید.
1984 ☼𓃬
@AmirTaheri4
زحمات شما، ایراندوستی شما، صداقت شما در این سالهای سیاه، گوهر کمیاب این روزهای ایرانه. از صمیم قلب آرزو دارم به زودی نتیجه تلاشهای چند دهه خودتان و با فروریزی دیوار استبداد و برگشتن به وطنی که به شما افتخار میکنه، ببینید.
1984 ☼𓃬
@AmirTaheri4
❤159👍10🎉6👎1🥰1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
پاسخ استاد امیر طاهری به سوال
کی به خانه برمی گردیم ؟؟؟
ایران اکنون جامعهای است که بازنگری به تاریخ معاصر خود را ضرورت ملی میداند. از سوی دیگر، این واقعیت که میلیونها ایرانی که در تبعید زندگی موفقی داشتهاند اما اکنون در آرزوی بازگشت به ایراناند، نشان میدهد که ایران علیرغم دردها و رنجهای چهار دهه اخیر، همچنان گیرایی خود را حفظ کرده است؛ مادری است که همه فرزندان خود را به خانه میخواند با این پیام که: من شما را رها نکردهام، شما نیز مرا رها نکنید!
نویسنده: امیر طاهری، روزنامه نگار ارشد و تحلیلگر برجسته بین المللی
همه میهن پرستان به خانه برمیگردند به زودی..
چرا که نسلی پرورش یافته چون منصوره دختر ایران که در فعل و قول صرف میکنند
تا ابد و یک روز جانم فدای وطن
هزاران هزار پهلوان رهنورد حسینی کرمی نیکا مهسا و حدیث و ....داریم
عزم کرده اند و عزم کرده ایم با سازماندهی میهن پرستان ایرانمان پس بگیریم زیرا ایران معبد میهن پرستان و بازگشت مشروطه سلطنتی ایران ضامن پایندگی ایران است.
#جاویدشاه
#شاهنشاه_روحت...
@AmirTaheri4
کی به خانه برمی گردیم ؟؟؟
ایران اکنون جامعهای است که بازنگری به تاریخ معاصر خود را ضرورت ملی میداند. از سوی دیگر، این واقعیت که میلیونها ایرانی که در تبعید زندگی موفقی داشتهاند اما اکنون در آرزوی بازگشت به ایراناند، نشان میدهد که ایران علیرغم دردها و رنجهای چهار دهه اخیر، همچنان گیرایی خود را حفظ کرده است؛ مادری است که همه فرزندان خود را به خانه میخواند با این پیام که: من شما را رها نکردهام، شما نیز مرا رها نکنید!
نویسنده: امیر طاهری، روزنامه نگار ارشد و تحلیلگر برجسته بین المللی
همه میهن پرستان به خانه برمیگردند به زودی..
چرا که نسلی پرورش یافته چون منصوره دختر ایران که در فعل و قول صرف میکنند
تا ابد و یک روز جانم فدای وطن
هزاران هزار پهلوان رهنورد حسینی کرمی نیکا مهسا و حدیث و ....داریم
عزم کرده اند و عزم کرده ایم با سازماندهی میهن پرستان ایرانمان پس بگیریم زیرا ایران معبد میهن پرستان و بازگشت مشروطه سلطنتی ایران ضامن پایندگی ایران است.
#جاویدشاه
#شاهنشاه_روحت...
@AmirTaheri4
👏90❤30👍8💯2👎1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
به بهانه ی زادروز عالیجناب #امیرطاهری
هر دمتان زادروزی باد استاد بزرگوارم
@AmirTaheri4
پرسش وپاسخی تاریخی
«کوچکترین تغییری در ژئوپولتیک ایران، ممکنه اصن نقشه دنیارو بهم بزنه.»
بشنویم پاسخی از محمدرضاشاه فقید «منظورتان ایرانستان؟!»
نمیگذاریم کورخواندید
#ایران_معبدماست
SabaKhoi
@AmirTaheri4
هر دمتان زادروزی باد استاد بزرگوارم
@AmirTaheri4
پرسش وپاسخی تاریخی
«کوچکترین تغییری در ژئوپولتیک ایران، ممکنه اصن نقشه دنیارو بهم بزنه.»
بشنویم پاسخی از محمدرضاشاه فقید «منظورتان ایرانستان؟!»
نمیگذاریم کورخواندید
#ایران_معبدماست
SabaKhoi
@AmirTaheri4
❤201👍11❤🔥1👎1
تبعید، بازگشت و زیر و بمهای تاریخ
ایران اکنون جامعهای است که بازنگری به تاریخ معاصر خود را ضرورت ملی میداند
امیر طاهری جمعه ۱۹ خرداد ۱۴۰۲ برابر با ۹ ژوئن ۲۰۲۳ ۱۶:۱۵
«کی برمیگردیم؟» در هفتههای اخیر در یک سلسله دیدارهای دوستانه با هممیهنانم در لندن، پاریس و ژنو این پرسش پایانبخش گفتوشنودهای ما بوده است. «کی برمیگردیم؟» با گردروبی از خاطرات، مرا به یاد دیدار دیگری در سال ۱۳۵۸ در نیویورک انداخت؛ دیداری که در آن تلخیهای دوران تبعید و امید به بازگشت به وطن از دیدگاههای گوناگون مطرح شد.
آن دیدار را فریدون هویدا در آخرین سفیر محمدرضا شاه در سازمان ملل متحد، در منزل ییلاقی خود در لانگ آیلند ترتیب داده بود. یکی از مهمانان ناهار ماریا، دختر گاری کوپر هنرپیشه نامدار هالیوود بود که از دوستان نزدیک گیزلا، همسر فریدون هویدا، به شمار میرفت. دو مهمان دیگر طالب شبیب وزیر خارجه اسبق عراق و همسر آلبانیالاصلش بودند. اما مهمانی که بحث را کوک کرد، ارژیبت ناگی، دختر ایمره ناگی، نخستوزیر سالهای ۱۹۵۰ میلادی مجارستان و همسرش هم بودند.
ارژیبت که نویسنده و مترجم سرشناسی بود سر بحث را اینطور باز کرد: «من در دوران کودکی با پرشیا (ایران) از طریق یک کتاب تصویری آشنا شدم و همیشه آرزو داشتم که روزی بتوانم گلهای شیراز و اصفهان را ببینم.»
ماریا کوپر وارد بحث شد تا پز بدهد که او همراه با مادر و پدرش در سال ۱۹۶۰ به ایران سفر کرده بودند؛ سفری که آخرین سفر گاری کوپر بود.
طالب شبیب این طور به بحث پیوست: «من فکر نمیکنم هیچ وقت بتوانم به عراق برگردم. آنان اکنون در قدرتاند و مرا خواهند کشت. آنانی که ممکن است بعد از اینان به قدرت برسند نیز مرا خواهند کشت.»
هم فریدون هویدا و هم همسرش از «احساسات متضاد» سخن گفتند. از یک سو هر دو که بیشترین سالهای زندگی خود را بیرون از ایران گذرانده بودند، از «نیاز دردآمیز»شان به بازگشت به ایران از یک سو و «دلزدگی عمیق» از آنچه جریان خمینیگرا در ایران به راه انداخته بود، یاد کردند. فریدون که داغدار برادرش امیر عباس هویدا، نخستوزیر، بود گفت: «آرزوی من این است که مردم ایران روزی قدر برادرم را بدانند.»
ارژیبت اما مطمئن بود که هرگز نخواهد توانست به مجارستان بازگردد. او از «خوابهای هراسانگیز» خود گفت: ورود تانکهای شوروی به بوداپست، کشتار بیش از سه هزار میهنپرست مجار، بازداشت شبانه ایمره ناگی و انتقال او به زندانی در رومانی و سرانجام اعدام و به خاک سپردن او در گوری بینام و نشان.
ناگی نخستین رهبر کمونیست اروپای خاوری بود که با برافراشتن پرچم قیام علیه امپراتوری بلشویکی، شورشی را که چند سال پیش لهستانیها آغاز کرده بودند به مرحلهای جدید هدایت کرد. اعدام او شعلههای شورش ضد کمونیستی را خاموش نکرد. «بهار پراگ» و سرانجام فرو ریختن دیوار برلین را که مقدمه سقوط امپراتوری بلشویک بودند، میتوان ادامه نبردی دانست که ایمره ناگی آغاز کرد.
توصیه ارژیبت به ما این بود که فکر بازگشت را کنار بگذاریم و به ساختن یک زندگی تازه در آمریکا «سرزمین فرصتهای طلایی» بپردازیم.
او گفت: «من و شوهرم به توصیه پدرم دختر خردسالمان کاتلین را برداشتیم و شبانه به اتریش گریختیم. در اتریش و پس از آن در آمریکا روزی نمیگذشت که نپرسیم: کی بازخواهیم گشت. در نیویورک با دیگر مجاران تبعیدی آشنا شدیم و به اتفاق یک مجارستان کوچک مجازی درست کردیم - مجارستانی که در آن شادی و اندوه دو روی یک سکه بودند.»
او ادامه داد: همسایگان ما از قومیتهای مختلف خیلی محبت نشان دادند و اندک اندک انگلیسی یادگرفتیم تا روزی که حتی به انگلیسی خواب میدیدیم. هسایگان ما با اسم من گرفتاری داشتند و مرا «الیزابت» یا حتی «لیزی» میخواندند. دخترمان کاتلین نیز در طی سالها یک دختر آمریکایی شد و دوستانش او را «کاترین» یا «کیتی» صدا میکردند. آروزی بازگشت به میهن ما را رها نمیکرد. اما میدانستیم که این آرزو هرگز عملی نخواهد شد. در جمع دیگر مجاران تبعیدی شنیدن «چاردوش» و «چشمهای سیاه» ما را به گریه میانداخت. در مهمانیها دوستان آمریکاییمان جام شراب را با اصطلاح مجاری بهسلامتی، «اگی شی گیره» (Egészségére) به جای «چیرز» (Cheers) انگلیسی برمیداشتند و اشک ما را در میآوردند. اگی شی گیره! اما بوداپست را هرگز نخواهی دید!
بیشتر بخوانید
مرگ یک روشنفکر و خطرات آشنایی ناگهانی با غرب
ایران و سونامی کلیشههای مبتذل
ایران و شیطان بزرگ: داستان یک عشق خیالی
هجوم نیروهای پیمان ورشو به مجارستان واقعهای بود که به سادگی نمیشد از یاد برد.
@AmirTaheri4
ایران اکنون جامعهای است که بازنگری به تاریخ معاصر خود را ضرورت ملی میداند
امیر طاهری جمعه ۱۹ خرداد ۱۴۰۲ برابر با ۹ ژوئن ۲۰۲۳ ۱۶:۱۵
«کی برمیگردیم؟» در هفتههای اخیر در یک سلسله دیدارهای دوستانه با هممیهنانم در لندن، پاریس و ژنو این پرسش پایانبخش گفتوشنودهای ما بوده است. «کی برمیگردیم؟» با گردروبی از خاطرات، مرا به یاد دیدار دیگری در سال ۱۳۵۸ در نیویورک انداخت؛ دیداری که در آن تلخیهای دوران تبعید و امید به بازگشت به وطن از دیدگاههای گوناگون مطرح شد.
آن دیدار را فریدون هویدا در آخرین سفیر محمدرضا شاه در سازمان ملل متحد، در منزل ییلاقی خود در لانگ آیلند ترتیب داده بود. یکی از مهمانان ناهار ماریا، دختر گاری کوپر هنرپیشه نامدار هالیوود بود که از دوستان نزدیک گیزلا، همسر فریدون هویدا، به شمار میرفت. دو مهمان دیگر طالب شبیب وزیر خارجه اسبق عراق و همسر آلبانیالاصلش بودند. اما مهمانی که بحث را کوک کرد، ارژیبت ناگی، دختر ایمره ناگی، نخستوزیر سالهای ۱۹۵۰ میلادی مجارستان و همسرش هم بودند.
ارژیبت که نویسنده و مترجم سرشناسی بود سر بحث را اینطور باز کرد: «من در دوران کودکی با پرشیا (ایران) از طریق یک کتاب تصویری آشنا شدم و همیشه آرزو داشتم که روزی بتوانم گلهای شیراز و اصفهان را ببینم.»
ماریا کوپر وارد بحث شد تا پز بدهد که او همراه با مادر و پدرش در سال ۱۹۶۰ به ایران سفر کرده بودند؛ سفری که آخرین سفر گاری کوپر بود.
طالب شبیب این طور به بحث پیوست: «من فکر نمیکنم هیچ وقت بتوانم به عراق برگردم. آنان اکنون در قدرتاند و مرا خواهند کشت. آنانی که ممکن است بعد از اینان به قدرت برسند نیز مرا خواهند کشت.»
هم فریدون هویدا و هم همسرش از «احساسات متضاد» سخن گفتند. از یک سو هر دو که بیشترین سالهای زندگی خود را بیرون از ایران گذرانده بودند، از «نیاز دردآمیز»شان به بازگشت به ایران از یک سو و «دلزدگی عمیق» از آنچه جریان خمینیگرا در ایران به راه انداخته بود، یاد کردند. فریدون که داغدار برادرش امیر عباس هویدا، نخستوزیر، بود گفت: «آرزوی من این است که مردم ایران روزی قدر برادرم را بدانند.»
ارژیبت اما مطمئن بود که هرگز نخواهد توانست به مجارستان بازگردد. او از «خوابهای هراسانگیز» خود گفت: ورود تانکهای شوروی به بوداپست، کشتار بیش از سه هزار میهنپرست مجار، بازداشت شبانه ایمره ناگی و انتقال او به زندانی در رومانی و سرانجام اعدام و به خاک سپردن او در گوری بینام و نشان.
ناگی نخستین رهبر کمونیست اروپای خاوری بود که با برافراشتن پرچم قیام علیه امپراتوری بلشویکی، شورشی را که چند سال پیش لهستانیها آغاز کرده بودند به مرحلهای جدید هدایت کرد. اعدام او شعلههای شورش ضد کمونیستی را خاموش نکرد. «بهار پراگ» و سرانجام فرو ریختن دیوار برلین را که مقدمه سقوط امپراتوری بلشویک بودند، میتوان ادامه نبردی دانست که ایمره ناگی آغاز کرد.
توصیه ارژیبت به ما این بود که فکر بازگشت را کنار بگذاریم و به ساختن یک زندگی تازه در آمریکا «سرزمین فرصتهای طلایی» بپردازیم.
او گفت: «من و شوهرم به توصیه پدرم دختر خردسالمان کاتلین را برداشتیم و شبانه به اتریش گریختیم. در اتریش و پس از آن در آمریکا روزی نمیگذشت که نپرسیم: کی بازخواهیم گشت. در نیویورک با دیگر مجاران تبعیدی آشنا شدیم و به اتفاق یک مجارستان کوچک مجازی درست کردیم - مجارستانی که در آن شادی و اندوه دو روی یک سکه بودند.»
او ادامه داد: همسایگان ما از قومیتهای مختلف خیلی محبت نشان دادند و اندک اندک انگلیسی یادگرفتیم تا روزی که حتی به انگلیسی خواب میدیدیم. هسایگان ما با اسم من گرفتاری داشتند و مرا «الیزابت» یا حتی «لیزی» میخواندند. دخترمان کاتلین نیز در طی سالها یک دختر آمریکایی شد و دوستانش او را «کاترین» یا «کیتی» صدا میکردند. آروزی بازگشت به میهن ما را رها نمیکرد. اما میدانستیم که این آرزو هرگز عملی نخواهد شد. در جمع دیگر مجاران تبعیدی شنیدن «چاردوش» و «چشمهای سیاه» ما را به گریه میانداخت. در مهمانیها دوستان آمریکاییمان جام شراب را با اصطلاح مجاری بهسلامتی، «اگی شی گیره» (Egészségére) به جای «چیرز» (Cheers) انگلیسی برمیداشتند و اشک ما را در میآوردند. اگی شی گیره! اما بوداپست را هرگز نخواهی دید!
بیشتر بخوانید
مرگ یک روشنفکر و خطرات آشنایی ناگهانی با غرب
ایران و سونامی کلیشههای مبتذل
ایران و شیطان بزرگ: داستان یک عشق خیالی
هجوم نیروهای پیمان ورشو به مجارستان واقعهای بود که به سادگی نمیشد از یاد برد.
@AmirTaheri4
❤62👍13😢3👎1
بیش از ۲۰۰ هزار سرباز، به فرماندهی ژنرالهای روس، یک نبرد چهار روزه با غیرنظامیان مجار، کشتار قیامکنندگان، سوزاندن دفاتر روزنامهها، بازداشت بیش از ۱۰ هزار مظنون، هفتهها انزوای کامل شهر با سیم خاردار و زرهپوشها کابوسی ساخته بودند که رویای بازگشت به روزهای پیش از نوامبر ۱۹۵۶ میلادی را زیر بهمنی از ترس و نفرت دفن میکرد.
نام ایمره ناگی، که هفته گذشته سالگرد اعدام او بود، برای بیش از یک ربع قرن در کشور خود ممنوع بود. او کسی بود که با عرضه برنامهای زیر عنوان «راه نو» کوشید تا رژیم کمونیست مجارستان را اندک اندک به یک رژیم سوسیال دمکرات با الهام از الگوی سوسیال دمکراسی در آلمان فدرال مبدل کند. او اسیر تخیلی شد که بسیاری از «اصلاحطلبان» یا حتی «اصلاحگران» در نظامهای استبدادی را به گمراهی و سرانجام مرگ یا حداقل تبعید ابدی کشانده است.
او خواستار خروج مجارستان از پیمان ورشو و اعلام بیطرفی بود و هرگز تصور نمیکرد که شوروی به رهبری نیکیتا خروشچف، مردی که جنایات استالین را محکوم کرده بود، تانکهای خود را برای «دفاع از سوسیالیسم» بهکارگیرد.
ناگی یک خطای تحلیلی دیگر نیز داشت: این تصور که «جهان آزاد» به رهبری ایالات متحده، اجازه نخواهد داد که قیام استقلالطلبانه یک ملت در قلب اروپا با آمیزهای از آتش و آهن سرکوب شود. او نمیدانست که روزنامههای آمریکا سرمقالههای خود را به تحسین از «قیام دلیرانه» مجارستان اختصاص خواهند داد و سناتورهای آمریکایی با نطقهای غرا از «قهرمانان بوداپست» سخن خواهند گفت، اما ایالات متحده، ابرقدرت پرچمدار «دمکراسی» و «آزادی» کمترین اقدامی برای کمک به جنبش دمکراتیک مجارستان نخواهد کرد.
برگردیم به گفتههای ارژیبت ناگی: «ما یک مجارستان کوچک مجازی در آمریکا درست کردیم که در آن اشعار شاندور پتوفی را میخواندیم و به موسیقی بلا بارتوک، فرانتس لیست و زولتان کودای گوش میدادیم. گاه به زیارت مزار بارتوک که در تبعید، در نیویورک مرده بود، میرفتیم. با گذشت سالها مجارستان خیالی ما جای مجارستان واقعی را میگرفت.»
خوب میتوانید تصور کنید که این سخنان یأسآمیز برای فریدون هویدا و من بسیار دردانگیز بود. پس از خروج از ایران من زندگیام را طوری ترتیب داده بودم که هرگز بیش از چند هفته در یک شهر نباشم تا این تصور شکل بگیرد که در حال سفر هستم و سرانجام به ایران بازخواهم گشت. پاریس، لندن، نیویورک، برلین و ژنو میزبانان موقت من بودند. در همان حال کار به عنوان روزنامهنگار این فرصت را میداد که به کشورهای گوناگون سفر کنم: ژاپن، کره جنوبی، چین، تایلند، مالزی، اندونزی، هند، بنگلادش، برزیل، آرژانتین، اوروگوئه، مکزیک، کانادا و ...
دو سال کار در مجله «ژون افریک» درهای قاره سیاه را نیز به رویم گشود. در ۱۰ سالی که پس از آن نهار غمانگیز در لانگ آیلند گذشت، به ۸۲ کشور سفر کردم با این احساس که یک مسافر ایرانی هستم در راه بازگشت به میهن. بیآنکه بدانم، این اطمینان در من شکل گرفت که اگر برای بازگشت به میهن بجنگیم، سرانجام بازخواهیم گشت.
واقعهای که کمتر کسی آن را پیشبینی میکرد، در ۱۹۸۹ میلادی رخ داد: ترکهای کاخ امپراتوری وسیعتر و وسیعتر شد و مجارستان سرانجام، یوغ اسارت را از گردن برداشت. با سرعتگرفتن رویدادها، گور بینام ونشان امیره ناگی را کشف کردند و او را دوباره در مزاری که شایسته او بود به خاک سپردند. در طی چند ماه این مزار به عنوان نماد مقاومت ملت مجار زیارتگاه میهنپرستان شد. ارژیبت به وطن بازگشت. با چشمانی پر از اشک – این بار اشک شادی. او اکنون دختر یک «قهرمان ملی» بود نه فرزند یک «خائن به سوسیالیسم». فریدون و من وقتی خبر بازگشت او به بوداپست را شنیدیم بیاختیار گفتیم: اگی شی گیره!
در سال ۱۹۹۲ میلادی در سفری به بوداپست – در جریان کنفرانسی از انستیتیو بینالمللی مطبوعات، تاجی از گل بر مزار ایمره ناگی گذاشتم با این احساس که تاریخ همواره قابل بازنویسی است. این واقعیت را امروز در ایران خودمان نیز میبینم. دیدی که امروز ایرانیان، حتی آنان که سالها پس از ۱۳۵۷ به دنیا آمدهاند، به محمدرضا شاه و امیرعباس هویدا دارند هیچ شباهتی به تصویر سیاهی که خمینیگرایان و متحدان راست و چپ ترسیم کردهاند، ندارد.
ایران اکنون جامعهای است که بازنگری به تاریخ معاصر خود را ضرورت ملی میداند. از سوی دیگر، این واقعیت که میلیونها ایرانی که در تبعید زندگی موفقی داشتهاند اما اکنون در آرزوی بازگشت به ایراناند، نشان میدهد که ایران علیرغم دردها و رنجهای چهار دهه اخیر، همچنان گیرایی خود را حفظ کرده است؛ مادری است که همه فرزندان خود را به خانه میخواند با این پیام که: من شما را رها نکردهام، شما نیز مرا رها نکنید!
@AmirTaheri4
نام ایمره ناگی، که هفته گذشته سالگرد اعدام او بود، برای بیش از یک ربع قرن در کشور خود ممنوع بود. او کسی بود که با عرضه برنامهای زیر عنوان «راه نو» کوشید تا رژیم کمونیست مجارستان را اندک اندک به یک رژیم سوسیال دمکرات با الهام از الگوی سوسیال دمکراسی در آلمان فدرال مبدل کند. او اسیر تخیلی شد که بسیاری از «اصلاحطلبان» یا حتی «اصلاحگران» در نظامهای استبدادی را به گمراهی و سرانجام مرگ یا حداقل تبعید ابدی کشانده است.
او خواستار خروج مجارستان از پیمان ورشو و اعلام بیطرفی بود و هرگز تصور نمیکرد که شوروی به رهبری نیکیتا خروشچف، مردی که جنایات استالین را محکوم کرده بود، تانکهای خود را برای «دفاع از سوسیالیسم» بهکارگیرد.
ناگی یک خطای تحلیلی دیگر نیز داشت: این تصور که «جهان آزاد» به رهبری ایالات متحده، اجازه نخواهد داد که قیام استقلالطلبانه یک ملت در قلب اروپا با آمیزهای از آتش و آهن سرکوب شود. او نمیدانست که روزنامههای آمریکا سرمقالههای خود را به تحسین از «قیام دلیرانه» مجارستان اختصاص خواهند داد و سناتورهای آمریکایی با نطقهای غرا از «قهرمانان بوداپست» سخن خواهند گفت، اما ایالات متحده، ابرقدرت پرچمدار «دمکراسی» و «آزادی» کمترین اقدامی برای کمک به جنبش دمکراتیک مجارستان نخواهد کرد.
برگردیم به گفتههای ارژیبت ناگی: «ما یک مجارستان کوچک مجازی در آمریکا درست کردیم که در آن اشعار شاندور پتوفی را میخواندیم و به موسیقی بلا بارتوک، فرانتس لیست و زولتان کودای گوش میدادیم. گاه به زیارت مزار بارتوک که در تبعید، در نیویورک مرده بود، میرفتیم. با گذشت سالها مجارستان خیالی ما جای مجارستان واقعی را میگرفت.»
خوب میتوانید تصور کنید که این سخنان یأسآمیز برای فریدون هویدا و من بسیار دردانگیز بود. پس از خروج از ایران من زندگیام را طوری ترتیب داده بودم که هرگز بیش از چند هفته در یک شهر نباشم تا این تصور شکل بگیرد که در حال سفر هستم و سرانجام به ایران بازخواهم گشت. پاریس، لندن، نیویورک، برلین و ژنو میزبانان موقت من بودند. در همان حال کار به عنوان روزنامهنگار این فرصت را میداد که به کشورهای گوناگون سفر کنم: ژاپن، کره جنوبی، چین، تایلند، مالزی، اندونزی، هند، بنگلادش، برزیل، آرژانتین، اوروگوئه، مکزیک، کانادا و ...
دو سال کار در مجله «ژون افریک» درهای قاره سیاه را نیز به رویم گشود. در ۱۰ سالی که پس از آن نهار غمانگیز در لانگ آیلند گذشت، به ۸۲ کشور سفر کردم با این احساس که یک مسافر ایرانی هستم در راه بازگشت به میهن. بیآنکه بدانم، این اطمینان در من شکل گرفت که اگر برای بازگشت به میهن بجنگیم، سرانجام بازخواهیم گشت.
واقعهای که کمتر کسی آن را پیشبینی میکرد، در ۱۹۸۹ میلادی رخ داد: ترکهای کاخ امپراتوری وسیعتر و وسیعتر شد و مجارستان سرانجام، یوغ اسارت را از گردن برداشت. با سرعتگرفتن رویدادها، گور بینام ونشان امیره ناگی را کشف کردند و او را دوباره در مزاری که شایسته او بود به خاک سپردند. در طی چند ماه این مزار به عنوان نماد مقاومت ملت مجار زیارتگاه میهنپرستان شد. ارژیبت به وطن بازگشت. با چشمانی پر از اشک – این بار اشک شادی. او اکنون دختر یک «قهرمان ملی» بود نه فرزند یک «خائن به سوسیالیسم». فریدون و من وقتی خبر بازگشت او به بوداپست را شنیدیم بیاختیار گفتیم: اگی شی گیره!
در سال ۱۹۹۲ میلادی در سفری به بوداپست – در جریان کنفرانسی از انستیتیو بینالمللی مطبوعات، تاجی از گل بر مزار ایمره ناگی گذاشتم با این احساس که تاریخ همواره قابل بازنویسی است. این واقعیت را امروز در ایران خودمان نیز میبینم. دیدی که امروز ایرانیان، حتی آنان که سالها پس از ۱۳۵۷ به دنیا آمدهاند، به محمدرضا شاه و امیرعباس هویدا دارند هیچ شباهتی به تصویر سیاهی که خمینیگرایان و متحدان راست و چپ ترسیم کردهاند، ندارد.
ایران اکنون جامعهای است که بازنگری به تاریخ معاصر خود را ضرورت ملی میداند. از سوی دیگر، این واقعیت که میلیونها ایرانی که در تبعید زندگی موفقی داشتهاند اما اکنون در آرزوی بازگشت به ایراناند، نشان میدهد که ایران علیرغم دردها و رنجهای چهار دهه اخیر، همچنان گیرایی خود را حفظ کرده است؛ مادری است که همه فرزندان خود را به خانه میخواند با این پیام که: من شما را رها نکردهام، شما نیز مرا رها نکنید!
@AmirTaheri4
👍84❤26👏6😢5👎1
ایران و جنگ فرهنگی آن
ایران و جنگ فرهنگی آن
April 29, 2023
قرار بود مسئله تنها یک تکرار معمولی از دهها گزارش خبری باشد که تلویزیون دولتی هر سال پخش میکند. و فرمول به کاررفته ساده است: یک سالن اجتماعات مملو از حاضران به دقت گلچین شده شرکت کنندگانی است که شعار میدهند: «الله اکبر، درود بر رهبر!» سپس «رهبر معظم» همراه حلقه پیرامونی از نظامیان و روحانیون وارد میشود تا روی یک صندلی بلند، برسکوی مرتفعی رو به حاضران بنشیند که درجایی 10 متر پایینتر نشستهاند.
با چرخش دوربینها، «مقام معظم رهبری» سخنان خود را در مورد تحقیر «شیطان بزرگ» آمریکایی و محو «رژیم صهیونیستی» از وجود تکرار میکند و از جوانان حاضر میخواهد تا آماده شهادت به عنوان راهی کوتاه برای رسیدن به جایی تضمین شده در بهشت در جهان دیگر شوند. در پایان مراسم همه فریاد میزنند: «سلام بر رهبری» در حالی که «رهبر معظم» با لبخند پیروزی بر لب صحنه را ترک میکند.
اما هفته گذشته این قسمت از آن سریال تلویزیونی 34 ساله با فیلمنامه همخوانی نداشت. در ابتدا، حضار متشکل از جوانان جذب شده در «واحد بسیج»، عنصر اصلی دستگاه امنیتی، به نظر میرسیدند که با رسیدن «رهبر» برای سرپا ایستادن مردد بودند و بدتر از آن، به شدت تمایلی به ابراز خوشحالی شدید از حضور او نداشتند.
حتی در آن زمان، بدترین اتفاق هنوز در راه بود.
وقتی «رهبر معظم» استدلال خود را ضد مشورت با مردم از طریق رفراندوم مطرح کرد، برخی از جوانان حاضر شروع به استهزاء و تمسخر کردند. رهبر وقتی گفت: «نباید دهان به دهان شویم» به طرز کاملاً آشکاری بسیار وحشت کرده بود. سپس در حالی که صدای انتقاد پی در پی ادامه مییافت، هرچند به طور پنهان، اعلام کرد جلسه تمام شده و با شتاب به سمت در خروجی رفت.
این صحنه خیره کننده که به صورت زنده پخش میشد، بعداً از سایتهای رسمی حذف شد، اما نه بدون اعلام مرحله جدیدی از درگیری نسل جدید ایرانیان با حکومت ملاها به رهبری آیت الله خامنهای.
بیش از 50 میلیون نفر از جمعیت 87 میلیونی ایران در زمان به دست گرفتن قدرت توسط آخوندها در سال 1979 متولد نشده بودند و 10 میلیون کودک یا نوجوان دیگر وجود دارند که در دنیایی که آخوندهای فرتوت که به نظر میرسد متعلق به دورانی دیگر بلکه به طور کامل به یک سیاره دیگر باشند، احساس بیگانگی میکنند.
گسترش حیرتانگیز فضای مجازی در ایران دو اثر حیاتی داشت: به انحصار دولت بر منابع اطلاعاتی پایان داد و پنجرهای را به روی جهان بیرونی گشود که به نظر میرسید در زمانی کاملاً متفاوت در منطقه زندگی میکرد. و هر دوی این واقعیت علیه رژیمی کار میکنند که از مدتها پیش دچار سستی ایدئولوژیک شده و نتوانست هیچ مکانیزمی برای اصلاحات ایجاد کند.
امروز کمتر از 20 درصد ایرانیان تلویزیون دولتی را تماشا میکنند، در حالی که ایستگاههای تلویزیونی ماهوارهای خارجی که از بریتانیا و ایالات متحده پخش میشوند، تقریباً در هر گوشهای از کشور مخاطبان خود را تضمین کردهاند. باوجود تلاشهای مکرر برای قطع اینترنت، ایستگاههای تلویزیونی فارسیزبان خارج از کشور ادعا میکنند که مخاطبان آنها، حتی در برنامههای پرسش و پاسخ بیش از یک میلیون نفرند، جایی که ایرانیها برای بیان مشکلات خود بر صفحههای پخش زنده تلویزیونی هزینه هنگفتی را صرف قبضهای تلفن میکنند.
اما این همه ماجرا نیست. برخی از اینفلوئنسرهای ایرانی به لطف دسترسی به فضای مجازی موفق شدهاند مخاطبان زیادی را به خود جذب کنند. دختران جوان با حسابهای توییتر یا اینستاگرام بیشتر از «رهبر معظم» از طریق رسانههای دولتی گرانقیمت به افراد دسترسی پیدا میکنند.
نوازندگان مردمی نسبت به قاریان رسمی متون مذهبی یا وعاظی که حقوق دولتی میگیرند، مخاطبان بسیار بیشتری را جذب میکنند. آهنگی ساده از شروین حاجی پور جوان ستاره موسیقی پاپ به سرود جایگزین میهن پرستانه تبدیل شده و سرود ملی 44 سال ادای احترام به امام خمینی را تحت الشعاع قرار داده است. شاهین نجفی شاعر و آهنگساز معروف اخیراً در عرض چند هفته بیش از یک میلیون نسخه فروخت.
تصویر جدید ایران در فضای مجازی بازتابهایی در زندگی واقعی پیدا میکند. در آخرین تعطیلات سال نو ایرانیان، در ماه مارس، اماکن تاریخی ایران مانند «پرسپولیس»، پایتخت امپراتوری هخامنشی و «پاسارگاد»، محل دفن «کوروش کبیر»، در صدر فهرست پربازدیدترین مکانهای کشور قرار گرفتند. بر اساس آمار رسمی وزارت میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی، مقبره شاعرانی چون سعدی و حافظ بیشتر از حرم امام هشتم در مشهد بازدیدکننده داشته است.
نوع دیگری از نوآوریهای جدید این است که جوانان ایرانی جدیدترین لباسها و مدهای روز دنیا را بپوشند و برای ارسال در شبکههای اجتماعی سلفی بگیرند. ایده در اینجا نشان دادن https://persian.aawsat.com/node/4301271
Amir Taheri
@AmirTaheri4
ایران و جنگ فرهنگی آن
April 29, 2023
قرار بود مسئله تنها یک تکرار معمولی از دهها گزارش خبری باشد که تلویزیون دولتی هر سال پخش میکند. و فرمول به کاررفته ساده است: یک سالن اجتماعات مملو از حاضران به دقت گلچین شده شرکت کنندگانی است که شعار میدهند: «الله اکبر، درود بر رهبر!» سپس «رهبر معظم» همراه حلقه پیرامونی از نظامیان و روحانیون وارد میشود تا روی یک صندلی بلند، برسکوی مرتفعی رو به حاضران بنشیند که درجایی 10 متر پایینتر نشستهاند.
با چرخش دوربینها، «مقام معظم رهبری» سخنان خود را در مورد تحقیر «شیطان بزرگ» آمریکایی و محو «رژیم صهیونیستی» از وجود تکرار میکند و از جوانان حاضر میخواهد تا آماده شهادت به عنوان راهی کوتاه برای رسیدن به جایی تضمین شده در بهشت در جهان دیگر شوند. در پایان مراسم همه فریاد میزنند: «سلام بر رهبری» در حالی که «رهبر معظم» با لبخند پیروزی بر لب صحنه را ترک میکند.
اما هفته گذشته این قسمت از آن سریال تلویزیونی 34 ساله با فیلمنامه همخوانی نداشت. در ابتدا، حضار متشکل از جوانان جذب شده در «واحد بسیج»، عنصر اصلی دستگاه امنیتی، به نظر میرسیدند که با رسیدن «رهبر» برای سرپا ایستادن مردد بودند و بدتر از آن، به شدت تمایلی به ابراز خوشحالی شدید از حضور او نداشتند.
حتی در آن زمان، بدترین اتفاق هنوز در راه بود.
وقتی «رهبر معظم» استدلال خود را ضد مشورت با مردم از طریق رفراندوم مطرح کرد، برخی از جوانان حاضر شروع به استهزاء و تمسخر کردند. رهبر وقتی گفت: «نباید دهان به دهان شویم» به طرز کاملاً آشکاری بسیار وحشت کرده بود. سپس در حالی که صدای انتقاد پی در پی ادامه مییافت، هرچند به طور پنهان، اعلام کرد جلسه تمام شده و با شتاب به سمت در خروجی رفت.
این صحنه خیره کننده که به صورت زنده پخش میشد، بعداً از سایتهای رسمی حذف شد، اما نه بدون اعلام مرحله جدیدی از درگیری نسل جدید ایرانیان با حکومت ملاها به رهبری آیت الله خامنهای.
بیش از 50 میلیون نفر از جمعیت 87 میلیونی ایران در زمان به دست گرفتن قدرت توسط آخوندها در سال 1979 متولد نشده بودند و 10 میلیون کودک یا نوجوان دیگر وجود دارند که در دنیایی که آخوندهای فرتوت که به نظر میرسد متعلق به دورانی دیگر بلکه به طور کامل به یک سیاره دیگر باشند، احساس بیگانگی میکنند.
گسترش حیرتانگیز فضای مجازی در ایران دو اثر حیاتی داشت: به انحصار دولت بر منابع اطلاعاتی پایان داد و پنجرهای را به روی جهان بیرونی گشود که به نظر میرسید در زمانی کاملاً متفاوت در منطقه زندگی میکرد. و هر دوی این واقعیت علیه رژیمی کار میکنند که از مدتها پیش دچار سستی ایدئولوژیک شده و نتوانست هیچ مکانیزمی برای اصلاحات ایجاد کند.
امروز کمتر از 20 درصد ایرانیان تلویزیون دولتی را تماشا میکنند، در حالی که ایستگاههای تلویزیونی ماهوارهای خارجی که از بریتانیا و ایالات متحده پخش میشوند، تقریباً در هر گوشهای از کشور مخاطبان خود را تضمین کردهاند. باوجود تلاشهای مکرر برای قطع اینترنت، ایستگاههای تلویزیونی فارسیزبان خارج از کشور ادعا میکنند که مخاطبان آنها، حتی در برنامههای پرسش و پاسخ بیش از یک میلیون نفرند، جایی که ایرانیها برای بیان مشکلات خود بر صفحههای پخش زنده تلویزیونی هزینه هنگفتی را صرف قبضهای تلفن میکنند.
اما این همه ماجرا نیست. برخی از اینفلوئنسرهای ایرانی به لطف دسترسی به فضای مجازی موفق شدهاند مخاطبان زیادی را به خود جذب کنند. دختران جوان با حسابهای توییتر یا اینستاگرام بیشتر از «رهبر معظم» از طریق رسانههای دولتی گرانقیمت به افراد دسترسی پیدا میکنند.
نوازندگان مردمی نسبت به قاریان رسمی متون مذهبی یا وعاظی که حقوق دولتی میگیرند، مخاطبان بسیار بیشتری را جذب میکنند. آهنگی ساده از شروین حاجی پور جوان ستاره موسیقی پاپ به سرود جایگزین میهن پرستانه تبدیل شده و سرود ملی 44 سال ادای احترام به امام خمینی را تحت الشعاع قرار داده است. شاهین نجفی شاعر و آهنگساز معروف اخیراً در عرض چند هفته بیش از یک میلیون نسخه فروخت.
تصویر جدید ایران در فضای مجازی بازتابهایی در زندگی واقعی پیدا میکند. در آخرین تعطیلات سال نو ایرانیان، در ماه مارس، اماکن تاریخی ایران مانند «پرسپولیس»، پایتخت امپراتوری هخامنشی و «پاسارگاد»، محل دفن «کوروش کبیر»، در صدر فهرست پربازدیدترین مکانهای کشور قرار گرفتند. بر اساس آمار رسمی وزارت میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی، مقبره شاعرانی چون سعدی و حافظ بیشتر از حرم امام هشتم در مشهد بازدیدکننده داشته است.
نوع دیگری از نوآوریهای جدید این است که جوانان ایرانی جدیدترین لباسها و مدهای روز دنیا را بپوشند و برای ارسال در شبکههای اجتماعی سلفی بگیرند. ایده در اینجا نشان دادن https://persian.aawsat.com/node/4301271
Amir Taheri
@AmirTaheri4
الشرق الاوسط فارسی
ایران و جنگ فرهنگی آن
قرار بود مسئله تنها یک تکرار معمولی از دهها گزارش خبری باشد که تلویزیون دولتی هر سال پخش میکند. و فرمول به کاررفته ساده است: یک سالن اجتماعات مملو از حاضران به دقت گلچین شده شرکت کنندگانی است که شعار میدهند: «الله اکبر، درود بر رهبر!» سپس «رهبر م
👍68❤17👎2