بدیهی است که حزب کمونیست توانایی تسلط بر همه آنان را نداشت و، در نتیجه، اندک اندک نه تنها پیدایش یک بخش خصوصی را پذیرفت بلکه متوجه شد بلکه متوجه شد که توسعه این بخش، یعنی حرکت به سوی یک نظام اقتصادی دوباله - عمومی و خصوصی – راهی است برای نجات از فقر و درماندگی تاریخی کشور.
Read More
This section contains relevant reference points, placed in (Inner related node field)
در ۱۹۷۹ نخستین قانون فعالیتهای صنعتی و بازرگانی خصوصی به تصویب رسید. کمتر از ۱۰ سال بعد، سهم بخش خصوصی در تولید صنعتی کشور به ۷۳ درصد رسیده بود. در ۱۹۸۷ میلادی قانون سرمایهگذاری خارجی تصویب شد و در طی ۱۰ سال ویتنام را در ردیف ۵ کشور بزرگ جذبکننده سرمایه در آسیا قرار داد. حرکت ویتنام در مسیر تبدیل شدن به یک دولت-ملت و قرارگرفتن در جایی مناسب در صحنه بینالمللی با عضویت در پیمان همکاریهای اقتصادی آسیای جنوب شرقی و سازمان جهانی بازرگانی و امضای بیش از ۵۰ معاهده بینالمللی در زمینه همکاریهای بانکی، بازرگانی، شفافیت دادهها، پذیرفتن استانداردهای محلی و آکادمیک ادامه یافت.
درآمد سرانه سالانه ویتنام در ۱۹۸۶ به ۴۲۲ دلار رسیده بود. در دهههای پس از آن، ویتنام از رشد اقتصادی سالانه ۶.۵ (شش و نیم) درصد برخوردار بود و جزو پنج کشور با سریعترین رشد قرار گرفت. در ۲۰۲۱ ویتنام در ردیف ۳۵ اقتصاد بزرگ جهان قرار گرفته بود. با درآمد سالانهای در حدود ۳۷۰۰ دلار. در همان دوران توقع زندگی در ویتنام ۱۵ سال اضافه شد.
چند عامل مهم به موفقیت ویتنام کمک کرد. نخست، فرود آوردن پرچم ایدئولوژیک و تبدیل گفتمان کمونیست به موسیقی متن اما بدون تاثیر در متن – مانند موسیقی که در آسانسور پخش میشود اما مانع از بالا و پایین رفتن آن نمیشود. عکس هوشی بین، «رهبر ابدی» همه جا هست. با همان لبخند اسرارآمیز که یادآور لبخند مونالیزاست – اما همه میدانند که «پدر انقلاب» دیگر کنترلی روی فرزندان ندارد – چه رسد به نوهها و نبیرهها و ندیدهها. در مراسم رسمی، گاه گاه، از «تجاوز آمریکا» یاد میشود، اما پرچم ستارهدار همه جا هست و نئونها و کوکا کولا در دورافتادهترین نقاط چشمک میزنند. از این بدتر ایالات متحده آمریکا، دشمن خونخوار دیروز – امروز بزرگترین شریک بازرگانی ویتنام و بزرگترین سرمایهگذار آن کشور است.
بیل کلینتون، رئیسجمهوری «شیطان بزرگ» در دیدار از دشمن دیروز با بزرگترین استقبال تودهای در ویتنام روبهرو شد. سناتور جان مککین، که در زمان جنگ پنج سال اسیر ویتنامیان بود، بالاترین نشان آن کشور را دریافت کرد. در سالهای اخیر دهها هزار دختر و پسر ویتننامی از دانشگاههای آمریکایی فارغالتحصیل شدهاند. با بهرهگیری از سرمایهها و تکنولوژی آمریکایی. ویتنام مقام یکی از بزرگترین صادرکنندهها در آسیا را به خود اختصاص داده است. (حتی در خلیج فارس، زیر گوش سپاه پاسداران اسلامی ماهیگیری میکند و به ایران میفروشد!)
دومین عامل موفقیت ویتنام مبارزه بیرحمانه با فساد است. در ۱۰ سال گذشته صدها مقام دولتی حتی در سطح وزیر، و بسیاری از کمونیستهای دوآتشه به اتهام رشوهگیری، اختلاس یا دلالی غیر قانونی برای شرکتهای خارجی، محاکمه و راهی زندان شدهاند.
سومین عامل، پذیرفتن شایسته سالاری برای اداره سازمانهای دولتی و شرکتها و بانکهای متعلق به دولت است. هر سال نزدیک به نیم میلیون تن در کنکور ورود به خدمات دولتی و بخشهای عمومی شرکت میکنند. البته پارتیبازی کاملا از بین نرفته است. اما به خوبی میتوان دید که راهیابی به دستگاههای دولتی برخلاف غالب کشورهای در حال رشد پیش از آنکه نیازمند داشتن یک خویشاوند با نفوذ باشد بسته به شایستگی افراد است.
طبیعی است که ویتنام امروز با ایرادهای اقتصادی و تا حدی اجتماعیاش، هرگز نباید یک الگوی آرمانی برای کشورهای به اصطلاح در حال رشد باشد. ویتنام هنوز دچار خفگی، اگر نخواهیم بگوییم خفقان، ناشی از نظام تک حزبی است. در ویتنام امروز، آزادی مطبوعات، ادیان و فرهنگ به مراتب بیشتر از جمهوری خلق چین و البته جمهوری دمکراتیک خلق کره است. اما حتی با نازلترین معیارهای متوسط بینالمللی، ویتنام همچنان جزو کشورهای محروم از آزادیهای فردی و اجتماعی است.
ویتنامیها میکوشند تا الگوی خود را با این عذر که «میخواهیم متفاوت باشیم» توجیه کنند. ادعای آنان که مکتبی از مارکسیسمِ بد فهیمده شده است، این است که بهبود زندگی در سطح مادیات بر بهبود درسطح انتزاعیات، مانند آزادی انتخاب، رجحان دارد. به عبارت دیگر فقرا نمیتوانند از آزادی بهرهگیرند – مگر آزادی گرسنه خوابیدن زیر پلها. بنابراین بگذارید پولدار بشویم و بعد درباره آزادی و نظام کثرتگرا صحبت کنیم.
@AmirTaheri4
Read More
This section contains relevant reference points, placed in (Inner related node field)
در ۱۹۷۹ نخستین قانون فعالیتهای صنعتی و بازرگانی خصوصی به تصویب رسید. کمتر از ۱۰ سال بعد، سهم بخش خصوصی در تولید صنعتی کشور به ۷۳ درصد رسیده بود. در ۱۹۸۷ میلادی قانون سرمایهگذاری خارجی تصویب شد و در طی ۱۰ سال ویتنام را در ردیف ۵ کشور بزرگ جذبکننده سرمایه در آسیا قرار داد. حرکت ویتنام در مسیر تبدیل شدن به یک دولت-ملت و قرارگرفتن در جایی مناسب در صحنه بینالمللی با عضویت در پیمان همکاریهای اقتصادی آسیای جنوب شرقی و سازمان جهانی بازرگانی و امضای بیش از ۵۰ معاهده بینالمللی در زمینه همکاریهای بانکی، بازرگانی، شفافیت دادهها، پذیرفتن استانداردهای محلی و آکادمیک ادامه یافت.
درآمد سرانه سالانه ویتنام در ۱۹۸۶ به ۴۲۲ دلار رسیده بود. در دهههای پس از آن، ویتنام از رشد اقتصادی سالانه ۶.۵ (شش و نیم) درصد برخوردار بود و جزو پنج کشور با سریعترین رشد قرار گرفت. در ۲۰۲۱ ویتنام در ردیف ۳۵ اقتصاد بزرگ جهان قرار گرفته بود. با درآمد سالانهای در حدود ۳۷۰۰ دلار. در همان دوران توقع زندگی در ویتنام ۱۵ سال اضافه شد.
چند عامل مهم به موفقیت ویتنام کمک کرد. نخست، فرود آوردن پرچم ایدئولوژیک و تبدیل گفتمان کمونیست به موسیقی متن اما بدون تاثیر در متن – مانند موسیقی که در آسانسور پخش میشود اما مانع از بالا و پایین رفتن آن نمیشود. عکس هوشی بین، «رهبر ابدی» همه جا هست. با همان لبخند اسرارآمیز که یادآور لبخند مونالیزاست – اما همه میدانند که «پدر انقلاب» دیگر کنترلی روی فرزندان ندارد – چه رسد به نوهها و نبیرهها و ندیدهها. در مراسم رسمی، گاه گاه، از «تجاوز آمریکا» یاد میشود، اما پرچم ستارهدار همه جا هست و نئونها و کوکا کولا در دورافتادهترین نقاط چشمک میزنند. از این بدتر ایالات متحده آمریکا، دشمن خونخوار دیروز – امروز بزرگترین شریک بازرگانی ویتنام و بزرگترین سرمایهگذار آن کشور است.
بیل کلینتون، رئیسجمهوری «شیطان بزرگ» در دیدار از دشمن دیروز با بزرگترین استقبال تودهای در ویتنام روبهرو شد. سناتور جان مککین، که در زمان جنگ پنج سال اسیر ویتنامیان بود، بالاترین نشان آن کشور را دریافت کرد. در سالهای اخیر دهها هزار دختر و پسر ویتننامی از دانشگاههای آمریکایی فارغالتحصیل شدهاند. با بهرهگیری از سرمایهها و تکنولوژی آمریکایی. ویتنام مقام یکی از بزرگترین صادرکنندهها در آسیا را به خود اختصاص داده است. (حتی در خلیج فارس، زیر گوش سپاه پاسداران اسلامی ماهیگیری میکند و به ایران میفروشد!)
دومین عامل موفقیت ویتنام مبارزه بیرحمانه با فساد است. در ۱۰ سال گذشته صدها مقام دولتی حتی در سطح وزیر، و بسیاری از کمونیستهای دوآتشه به اتهام رشوهگیری، اختلاس یا دلالی غیر قانونی برای شرکتهای خارجی، محاکمه و راهی زندان شدهاند.
سومین عامل، پذیرفتن شایسته سالاری برای اداره سازمانهای دولتی و شرکتها و بانکهای متعلق به دولت است. هر سال نزدیک به نیم میلیون تن در کنکور ورود به خدمات دولتی و بخشهای عمومی شرکت میکنند. البته پارتیبازی کاملا از بین نرفته است. اما به خوبی میتوان دید که راهیابی به دستگاههای دولتی برخلاف غالب کشورهای در حال رشد پیش از آنکه نیازمند داشتن یک خویشاوند با نفوذ باشد بسته به شایستگی افراد است.
طبیعی است که ویتنام امروز با ایرادهای اقتصادی و تا حدی اجتماعیاش، هرگز نباید یک الگوی آرمانی برای کشورهای به اصطلاح در حال رشد باشد. ویتنام هنوز دچار خفگی، اگر نخواهیم بگوییم خفقان، ناشی از نظام تک حزبی است. در ویتنام امروز، آزادی مطبوعات، ادیان و فرهنگ به مراتب بیشتر از جمهوری خلق چین و البته جمهوری دمکراتیک خلق کره است. اما حتی با نازلترین معیارهای متوسط بینالمللی، ویتنام همچنان جزو کشورهای محروم از آزادیهای فردی و اجتماعی است.
ویتنامیها میکوشند تا الگوی خود را با این عذر که «میخواهیم متفاوت باشیم» توجیه کنند. ادعای آنان که مکتبی از مارکسیسمِ بد فهیمده شده است، این است که بهبود زندگی در سطح مادیات بر بهبود درسطح انتزاعیات، مانند آزادی انتخاب، رجحان دارد. به عبارت دیگر فقرا نمیتوانند از آزادی بهرهگیرند – مگر آزادی گرسنه خوابیدن زیر پلها. بنابراین بگذارید پولدار بشویم و بعد درباره آزادی و نظام کثرتگرا صحبت کنیم.
@AmirTaheri4
👍68👌5❤4😁1
شاید حدس زده باشید که در اینجا وارد مرحله «به صحرای کربلا زدن» میشویم: یعنی برگردانندگان نورافکن به سوی ایران خودمان با اسم جعلیاش یعنی جمهوری اسلامی.
چطور است که ویتنام ویران شده در جنگ با آمریکا میتواند تبدیل شود به نزدیکترین دوست و شریک ایالات متحده بیخ گوش چین اما ایران، که نزدیکترین دوست آمریکا در منطقه بود پس از ۴۴ سال هنوز از لگدمال کردن پرچم ستارهدار لذت میبرد؟
در سال ۱۹۷۹، یعنی زمان روی کار آمدن آیتالله خمینی، درآمد سرانه ایران نزدیک به ۲۰۰۰ دلار در سال بود – یعنی بیش از ۲۰ برابر ویتنام اما امروز ۳۰ درصد کمتر است. ویتنام چگونه توانسته است در طی بیش از یک ربع قرن از رشد اقتصادی سالانه برخوردار شود در حالی که جمهوری اسلامی اکنون با رشد منفی روبهرو است؟ در ۱۹۷۵ جمعیت ایران و ویتنام تقریبا همسان بود. اما ویتنام اکنون ۱۰۵ میلیون تن جمعیت دارد در حالی که ایران با ۸۵ میلیون تن به سوی مرحلهای از رکود و سپس کاهش جمعیت میرود.
از ۱۹۷۹ ویتنام با فرار مغزها روبهرو بوده است و برعکس - از سال ۲۰۰۰ به بعد – هر سال هزاران ویتنامیالاصل را از آمریکا و اروپا به سوی خود میکشاند. در همان حال، جمهوری اسلامی نزدیک به ۱۰ درصد جمعیت خود را از طریق فرار به خارج از دست داده است و بزرگترین فرار مغزها در تاریخ را به نام خود ثبت کرده است. ویتنام که روزی جزو کشورهای گرسنه به شمار میآمد امروز از آن فهرست سیاه بیرون آمده است در حالی که جمهوری اسلامی در حال سقوط به سوی آن فهرست است.
چرا؟ آقای محمدجواد ظریف، وزیر امور خارجه پیشین جمهوری اسلامی میگوید: «برای اینکه ما تصمیم گرفتیم که جور دیگری زندگی کنیم.» به عبارت دیگر، آنطور که مشاطهگران ویتنام میگویند: «میخواهیم متفاوت باشیم!»
اما «جور دیگر» یا «متفاوت بودن» هم انواع دارد. «جور دیگر» آقای ظریف یعنی تیشه زدن بر ریشه ایران با نابودی ساخت و سازهایش به عنوان یک دولت – ملت و تبدیل کشور برای تبلیغ و صدور یک ایدئولوژی بیمارانه و شکست خورده. «متفاوت بودن» ویتنامی یعنی بازسازی یک کشور درهمکوبیده و در اصل ساختگی به عنوان یک دولت – ملت نرمال که لااقل میتواند زندگی مادی مردمش را بهبود بخشد.
«جور دیگری زیستن» و «متفاوت بودن» به خودی خود ارزش تلقی نمیشود. آقای ظریف حتما میداند که اصغر قاتل «جور دیگری» میزیست و حجاج ابن یوسف نیز «جور دیگری» حکومت میکرد. مشاطهگران ویتنامی نیز حتما میدانند که دراکولا «متفاوت» بود و بائو دای، جور دیگری کشورداری میکرد.
رهبران کمونیست ویتنام دستکم آنقدر عقل داشتند که تفاوت بین واقعیت و خیال را تشخیص بدهند. رهبران جمهوری اسلامی، اما، متاسفانه هنوز حتی در مسیر حرکت به سوی چنان عقلانیتی قرار ندارند.
@AmirTaheri4
چطور است که ویتنام ویران شده در جنگ با آمریکا میتواند تبدیل شود به نزدیکترین دوست و شریک ایالات متحده بیخ گوش چین اما ایران، که نزدیکترین دوست آمریکا در منطقه بود پس از ۴۴ سال هنوز از لگدمال کردن پرچم ستارهدار لذت میبرد؟
در سال ۱۹۷۹، یعنی زمان روی کار آمدن آیتالله خمینی، درآمد سرانه ایران نزدیک به ۲۰۰۰ دلار در سال بود – یعنی بیش از ۲۰ برابر ویتنام اما امروز ۳۰ درصد کمتر است. ویتنام چگونه توانسته است در طی بیش از یک ربع قرن از رشد اقتصادی سالانه برخوردار شود در حالی که جمهوری اسلامی اکنون با رشد منفی روبهرو است؟ در ۱۹۷۵ جمعیت ایران و ویتنام تقریبا همسان بود. اما ویتنام اکنون ۱۰۵ میلیون تن جمعیت دارد در حالی که ایران با ۸۵ میلیون تن به سوی مرحلهای از رکود و سپس کاهش جمعیت میرود.
از ۱۹۷۹ ویتنام با فرار مغزها روبهرو بوده است و برعکس - از سال ۲۰۰۰ به بعد – هر سال هزاران ویتنامیالاصل را از آمریکا و اروپا به سوی خود میکشاند. در همان حال، جمهوری اسلامی نزدیک به ۱۰ درصد جمعیت خود را از طریق فرار به خارج از دست داده است و بزرگترین فرار مغزها در تاریخ را به نام خود ثبت کرده است. ویتنام که روزی جزو کشورهای گرسنه به شمار میآمد امروز از آن فهرست سیاه بیرون آمده است در حالی که جمهوری اسلامی در حال سقوط به سوی آن فهرست است.
چرا؟ آقای محمدجواد ظریف، وزیر امور خارجه پیشین جمهوری اسلامی میگوید: «برای اینکه ما تصمیم گرفتیم که جور دیگری زندگی کنیم.» به عبارت دیگر، آنطور که مشاطهگران ویتنام میگویند: «میخواهیم متفاوت باشیم!»
اما «جور دیگر» یا «متفاوت بودن» هم انواع دارد. «جور دیگر» آقای ظریف یعنی تیشه زدن بر ریشه ایران با نابودی ساخت و سازهایش به عنوان یک دولت – ملت و تبدیل کشور برای تبلیغ و صدور یک ایدئولوژی بیمارانه و شکست خورده. «متفاوت بودن» ویتنامی یعنی بازسازی یک کشور درهمکوبیده و در اصل ساختگی به عنوان یک دولت – ملت نرمال که لااقل میتواند زندگی مادی مردمش را بهبود بخشد.
«جور دیگری زیستن» و «متفاوت بودن» به خودی خود ارزش تلقی نمیشود. آقای ظریف حتما میداند که اصغر قاتل «جور دیگری» میزیست و حجاج ابن یوسف نیز «جور دیگری» حکومت میکرد. مشاطهگران ویتنامی نیز حتما میدانند که دراکولا «متفاوت» بود و بائو دای، جور دیگری کشورداری میکرد.
رهبران کمونیست ویتنام دستکم آنقدر عقل داشتند که تفاوت بین واقعیت و خیال را تشخیص بدهند. رهبران جمهوری اسلامی، اما، متاسفانه هنوز حتی در مسیر حرکت به سوی چنان عقلانیتی قرار ندارند.
@AmirTaheri4
👍87👏5❤2😁1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
ویتنام و ایران: داستان دو کشور
رهبران کمونیست ویتنام دستکم آنقدر عقل داشتند که تفاوت بین واقعیت و خیال را تشخیص بدهند اما رهبران جمهوری اسلامی هنوز حتی در مسیر حرکت به سوی چنان عقلانیتی قرار ندارند
@AmirTaheri4
رهبران کمونیست ویتنام دستکم آنقدر عقل داشتند که تفاوت بین واقعیت و خیال را تشخیص بدهند اما رهبران جمهوری اسلامی هنوز حتی در مسیر حرکت به سوی چنان عقلانیتی قرار ندارند
@AmirTaheri4
👍83❤12😁1
ویتنام و ایران: داستان دو کشور
indypersian
ویتنام و ایران: داستان دو کشور
رهبران کمونیست ویتنام دستکم آنقدر عقل داشتند که تفاوت بین واقعیت و خیال را تشخیص بدهند اما رهبران جمهوری اسلامی هنوز حتی در مسیر حرکت به سوی چنان عقلانیتی قرار ندارند
فایل صوتی
@AmirTaheri4
رهبران کمونیست ویتنام دستکم آنقدر عقل داشتند که تفاوت بین واقعیت و خیال را تشخیص بدهند اما رهبران جمهوری اسلامی هنوز حتی در مسیر حرکت به سوی چنان عقلانیتی قرار ندارند
فایل صوتی
@AmirTaheri4
👍83❤7😁1
قتل رسمی
جمهوری اسلامی ۲ مرد جوان را در شیراز به دار آویخت، در روز غدیرخم، که روز عید در اسلام شیعه است.
محمد رامز رشیدی و نعیم هاشم به «تروریسم» متهم و در یک محاکمه پنهانی، بدون دسترسی به وکیل مدافع بر خلاف قانون جزا، محکوم شدند.
@AmirTaheri4
جمهوری اسلامی ۲ مرد جوان را در شیراز به دار آویخت، در روز غدیرخم، که روز عید در اسلام شیعه است.
محمد رامز رشیدی و نعیم هاشم به «تروریسم» متهم و در یک محاکمه پنهانی، بدون دسترسی به وکیل مدافع بر خلاف قانون جزا، محکوم شدند.
@AmirTaheri4
👍68🤬48😱10🔥4🤩1
امنیت اسلامی، راهپیمایی عید غدیر توسط پیروان آیتالله العظمی علوی بروجردی در شهر «مقدس» قم را ممنوع کرد.
در نظام خامنهای حتی آیتاللههای رده بالا هم از آزادی محروم هستند، حتی در مورد شعائر شیعی.
در جمهوری اسلامی، اسلام به معنای پرستش خامنهای است.
@AmirTaheri4
در نظام خامنهای حتی آیتاللههای رده بالا هم از آزادی محروم هستند، حتی در مورد شعائر شیعی.
در جمهوری اسلامی، اسلام به معنای پرستش خامنهای است.
@AmirTaheri4
👍90😁6❤2😱2
چیزی برای پنهان کردن؟
جمهوری اسلامی درخواستهای سازمان ملل و صلیب سرخ بینالملل برای بازدید از زندانها و رسیدگی به اتهامات شکنجه و قتلهای فراقانونی را رد کرد.
ایران به عنوان یکی از امضاکنندگان چندین معاهده بینالمللی، متعهد به [اجازه دادن به] انجام چنین بازرسیهایی است.
@AmirTaheri4
جمهوری اسلامی درخواستهای سازمان ملل و صلیب سرخ بینالملل برای بازدید از زندانها و رسیدگی به اتهامات شکنجه و قتلهای فراقانونی را رد کرد.
ایران به عنوان یکی از امضاکنندگان چندین معاهده بینالمللی، متعهد به [اجازه دادن به] انجام چنین بازرسیهایی است.
@AmirTaheri4
👍85😐5😁2😱2
هنرهای زیبای اسلامی
محمدرضا حسنایی، رئیس دانشکده هنرهای زیبای تهران، به دانشجویان دختر دستور داد که در دانشکده برقع بپوشند.
او ادعا میکند که دانشجویان پسر ممکن است در صورت مشاهده زنانی با مو و صورت بدون پوشش «به صورت غیرقابل کنترلی تحریک شوند» و به اسلام آسیب برسانند.
@AmirTaheri4
محمدرضا حسنایی، رئیس دانشکده هنرهای زیبای تهران، به دانشجویان دختر دستور داد که در دانشکده برقع بپوشند.
او ادعا میکند که دانشجویان پسر ممکن است در صورت مشاهده زنانی با مو و صورت بدون پوشش «به صورت غیرقابل کنترلی تحریک شوند» و به اسلام آسیب برسانند.
@AmirTaheri4
🤬100👍7😁6😢2🔥1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
نکته مهمی که همه ما باید بدونیم
«مسئله ایران و هر کشوری دیگه ای را باید خودشان حل کنند. مردم همان کشور افراد عاقل درون سیستم آن کشورها، چطور هزاران هزار ساله خودمون حل کردیم
پس نه جامعه بین المللی نه سازمان های حقوق بشری این سازمان ها بیشتر جنبه نمادین دارند. »
@AmirTaheri4
«مسئله ایران و هر کشوری دیگه ای را باید خودشان حل کنند. مردم همان کشور افراد عاقل درون سیستم آن کشورها، چطور هزاران هزار ساله خودمون حل کردیم
پس نه جامعه بین المللی نه سازمان های حقوق بشری این سازمان ها بیشتر جنبه نمادین دارند. »
@AmirTaheri4
👍107❤9😁1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
«مشروطیت برای اولین بار بود که به ایرونی ها نشون داد میشه مسائل جامعه رو از طریق سیاسی حل کرد.
مشروطیت به ایران ثباتی داد که در اون هفت دهه ای که انجام شد ایران از دو جنگ جهانی سالم اومد بیرون»
@AmirTaheri4
مشروطیت به ایران ثباتی داد که در اون هفت دهه ای که انجام شد ایران از دو جنگ جهانی سالم اومد بیرون»
@AmirTaheri4
👍112❤21👏3😁2
اینکه ایتالیا به آثار رومی بنازد؛ و یک انگلیسی به استونهنج؛ و یک مغول به چنگیزخان؛ و یک یونانی به آکروپولیس؛ نژادپرستی نیست!
اما همینکه یک ایرانی از کوروش و فردوسی و داریوش و بابک خرمدین و تختجمشید و... بگوید، میشود یک باستانگرای فاشیستِ نژادپرستِ مرکزگرا!
Bahman Ansari
@AmirTaheri4
اما همینکه یک ایرانی از کوروش و فردوسی و داریوش و بابک خرمدین و تختجمشید و... بگوید، میشود یک باستانگرای فاشیستِ نژادپرستِ مرکزگرا!
Bahman Ansari
@AmirTaheri4
👍191❤19👏14😁3
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
ما نمیتوانیم دیکتاتور هم باشیم. بیاییم مطالعه کنیم، بحث کنیم، به دیگران یاد دهیم و از دیگران یاد بگیریم. عقایدمان را بهم شلیک نکنیم. داد و ستد فکری و سیاسی داشته باشیم. زهر کینه را بیرون، همدیگر را تحمل،و بهم احترام بگذاریم.
و شایدشاید اندکی هم را دوست بداریم.
@AmirTaheri4
و شایدشاید اندکی هم را دوست بداریم.
@AmirTaheri4
👍114❤23🔥2😁1
Forwarded from رسانه یونیکا Unika
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
با بررسی تاریخ اخیر فرانسه، ماه ژوئن باید زمان آرامی باشد که مردم برای تعطیلات تابستانی در مکان های عجیب و غریب آماده می شوند. راهپیمایی های اعتراضی، شورش ها و حتی انقلاب ها معمولاً در بهار اتفاق میافتند و ماه مِی، گرمترین ماه برای تحرکات و خواست های سیاسی است. امتحانات کارشناسی تمام شده، پاداش های سالانه پرداخت شده و برداشت محصول خاتمه یافته. بنابراین، اغتشاشات هفتهی گذشته که در حومه ی پاریس و چندین مکان دیگر در سراسر فرانسه، درگیرها و ضرب و شتم افراد را در پی داشت، همه را شگفت زده کرد.
تحلیلی به قلم امیر طاهری، روزنامهنگار و تحلیلگر ارشد بینالمللی در شرقالاوسط:
French Malaise Strikes Again
#امیر_طاهری
#تحلیل_سیاسی
#فرانسه
@Unikador
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍80❤5😁1
امیر طاهری: عود کردن دوبارهی بیماریِ هیولای سرد
Unika
🔻 امیر طاهری: عود کردن دوبارهی بیماری «هیولای سرد»
با بررسی تاریخ اخیر فرانسه، ماه ژوئن باید زمان آرامی باشد که مردم برای تعطیلات تابستانی در مکان های عجیب و غریب آماده می شوند. راهپیمایی های اعتراضی، شورش ها و حتی انقلاب ها معمولاً در بهار اتفاق میافتند و ماه مِی، گرمترین ماه برای تحرکات و خواست های سیاسی است. امتحانات کارشناسی تمام شده، پاداش های سالانه پرداخت شده و برداشت محصول خاتمه یافته. بنابراین، اغتشاشات هفتهی گذشته که در حومه ی پاریس و چندین مکان دیگر در سراسر فرانسه، درگیرها و ضرب و شتم افراد را در پی داشت، همه را شگفت زده کرد.
تحلیلی به قلم امیر طاهری، روزنامهنگار و تحلیلگر ارشد بینالمللی در شرقالاوسط:
French Malaise Strikes Again
فایل صوتی
@AmirTaheri4
با بررسی تاریخ اخیر فرانسه، ماه ژوئن باید زمان آرامی باشد که مردم برای تعطیلات تابستانی در مکان های عجیب و غریب آماده می شوند. راهپیمایی های اعتراضی، شورش ها و حتی انقلاب ها معمولاً در بهار اتفاق میافتند و ماه مِی، گرمترین ماه برای تحرکات و خواست های سیاسی است. امتحانات کارشناسی تمام شده، پاداش های سالانه پرداخت شده و برداشت محصول خاتمه یافته. بنابراین، اغتشاشات هفتهی گذشته که در حومه ی پاریس و چندین مکان دیگر در سراسر فرانسه، درگیرها و ضرب و شتم افراد را در پی داشت، همه را شگفت زده کرد.
تحلیلی به قلم امیر طاهری، روزنامهنگار و تحلیلگر ارشد بینالمللی در شرقالاوسط:
French Malaise Strikes Again
فایل صوتی
@AmirTaheri4
👍82❤15😁1
Forwarded from Amir Taheri امیر طاهری
ایران: «بازگشت به خویش» در برابر «بازگشت به خیش»
اکنون که گفتمان ملی رو به اوج است، بایستی به مرحله تازهای از بذرافشانی فکری پرداخت: عرضه راهحلهای عملی در چارچوب این گفتمان
این چه میخواهیم، باید از حد شعار فراتر برود و به شکل سیاستهای حسابشده و واقعبینانه در مرحله جدید مبارزه با اعتما به نفس و امید به پیروزی عرضه شود-BEHROUZ MEHRI / AFP
اگر شرط «رشد انسانی» را که از سوی سازمان ملل متحد تعیین شده است در نظر بگیریم، ایران امروز، زیر سلطه جمهوری اسلامی، در پایینترین رده جدول قرار میگیرد.
اکنون بیش از یک دهه است که ایران با کاهش دموگرافیک تدریجی روبهرو است، روندی که اگر ادامه یابد کشور ما را با خطر امحای جمعیتی روبهرو خواهد کرد. این کاهش دموگرافیک ناشی از کاهش ازدواج یا به تعویق انداختن آن و سپس کاهش زاد و ولد در خانوادههاست. هر دو کاهش به گفته جامعهشناسان ناشی از گسترش نومیدی و ترس از آینده در بخشهای وسیعی از جامعه است.
از سوی دیگر رکود اقتصادی دیرپا، اکنون با رشد زیر صفر با احتساب تورم لجام گسیخته، تواناییهای مادی و تشکیلاتی کشور را برای رویارویی با مشکلات به شدت کاهش داده است.
در همان حال، فرار مغزها که به گزارش بانک جهانی در حد رکورد تاریخی قرار دارد، ایران را از بهرهگیری از بهترین مدیران خود هم در بخش دولتی و هم در بخش خصوصی محروم میکند. فرار سرمایه نیز در افزودن بر عمق بحران کنونی نقش دارد.
اگر روند کنونی ادامه یابد، میتوان گفت که یک ایرانی که امروز زاده میشود در مقایسه با یک ایرانی که نیم قرن پیش به دنیا میآمد، آیندهای بس تیره و تارتر خواهد داشت.
سال گذشته، چیسه کدی، رئیسجمهوری کنگو (کینشاسا) در یک سخنرانی تکاندهنده مدعی شد که فقط دو کشور در چهل سال اخیر در جهت عکس تاریخ حرکت کردهاند: کنگو و جمهوری اسلامی ایران.
چیسه کدی، که در آغاز ریاست جمهوری خود بود، تاکید کرد که این آسیبشناسی بالینی باید نقطه آغازی باشد برای درمان بیماری مزمن کنگو که آیندهای است از استبداد، فساد، قبیلهگرایی و مداخلات بیگانه. به عبارت دیگر زنگ خطری که به صدا در میآید هدفی جز بیدار کردن مردم ندارد.
این زنگ خطر در مورد ایران زیر سلطه جمهوری اسلامی نیز به صدا درآمده است.
امروز حتی پرشورترین مدافعان سابق خمینیگرایی میپذیرند که حکومت آرمانی آنان نتیجهای جز استبداد، فساد، هرج و مرج اخلاقی و احساس ناامیدی در مقیاس ملی نداشته است.
اما آنچه می تواند سبب نگرانی باشد بهرهگیری از این آسیبشناسی برای تعمیق نومیدی ملی و ترسیم افقی تیره و تار برای ملت ماست.
در این زمینه بسیاری از مخالفان نظام کنونی با مدافعان سابق خمینیگرایی همصدا هستند.
هر دو گروه گناه وضع اسفناک کنونی را به گردن «مردم» میاندازند. همه ما با پرسش «چرا مردم کاری نمیکنند؟» روبهرو شدهایم. همه ما شنیدهایم که «ایرانیان لایق همین حکومتاند زیرا نمیخواهند با یک قیام عمومی به آزادی برسند.»
افکندن گناه بر گردن قربانی گناه مطلب تازهای نیست. ضربالمثل «خلایق هر چه لایق» را همه شنیدهایم.
ادوارد گیبون، تاریخنویس انگلیسی، ادامه عمر امپراتوری روم را حاصل «صبر و تحمل» مردم روم میدانست. تاریخ نویسان دیگر، گناه ادامه رژیمهای استالینی در شوروی و نازی در آلمان را به گردن مردم آن کشورها میاندازند. ارزیابیهایی از این دست دو نتیجه دارد: نخست از مسئولیت گردانندگان رژیمهای مورد بحث میکاهد و در بعضی موارد حتی آنان را در نقش قربانی رخوت یا بی تفاوتی مردم قرار می دهد. دوم، با عمق دادن به ناامیدی عمومی، اعتماد به نفس قربانیان حکومتهای استبدادی را از میان میبرد و در نتیجه امکان هر حرکت نجاتبخش را کاهش میدهد.
در اینجا مشکل کار بهرهگیری از کلیشه «مردم» است که یک مفهوم انتزاعی و سیال بیش نیست. مردم ایران پنجاه سال پیش جور دیگر و البته اکثریت کسان دیگر بودند و پنجاه سال بعد هم کسان دیگر و جور دیگر خواهند بود.
کنت دوگوبینو، دیپلمات فرانسوی و «ایرانشناس» سده نوزدهم، مدعی بود که «مردم ایران» هرگز از دوران سیاهی که در آن میزیستند خارج نخواهند شد.
ارنست رنان هموطن گوبینو و پژوهشگر فرهنگ آریایی عقیده داشت که ایران یک ملت آریایی اصل است که با پذیرفتن اسلام به سطح پایین تری تنزل کرده است بیآنکه امیدی برای ترقی داشته باشد.
خوب اگر بپذیریم که مردم ما لایق نظام کنونیاند و اوضاع همان است که هست- یا بودور که واردی خودمان- چه نیازی به پژوهش اقتصادی و اجتماعی و مبارزه سیاسی داریم؟ در کف شیر نر خونخوارهای- غیر تسلیم و رضا کو چارهای؟
منادیان نومیدی که گناه اوضاع امروز را به گردن «مردم» میاندازند، دانسته یا ندانسته خود را از «مردم» جدا میکنند. آنان مانند خدایان کوه اولمپ، از بالا به پایین مینگرند و در کائنات انتزاعیات خود به داوری مینشینند.
@AmirTaheri4
اکنون که گفتمان ملی رو به اوج است، بایستی به مرحله تازهای از بذرافشانی فکری پرداخت: عرضه راهحلهای عملی در چارچوب این گفتمان
این چه میخواهیم، باید از حد شعار فراتر برود و به شکل سیاستهای حسابشده و واقعبینانه در مرحله جدید مبارزه با اعتما به نفس و امید به پیروزی عرضه شود-BEHROUZ MEHRI / AFP
اگر شرط «رشد انسانی» را که از سوی سازمان ملل متحد تعیین شده است در نظر بگیریم، ایران امروز، زیر سلطه جمهوری اسلامی، در پایینترین رده جدول قرار میگیرد.
اکنون بیش از یک دهه است که ایران با کاهش دموگرافیک تدریجی روبهرو است، روندی که اگر ادامه یابد کشور ما را با خطر امحای جمعیتی روبهرو خواهد کرد. این کاهش دموگرافیک ناشی از کاهش ازدواج یا به تعویق انداختن آن و سپس کاهش زاد و ولد در خانوادههاست. هر دو کاهش به گفته جامعهشناسان ناشی از گسترش نومیدی و ترس از آینده در بخشهای وسیعی از جامعه است.
از سوی دیگر رکود اقتصادی دیرپا، اکنون با رشد زیر صفر با احتساب تورم لجام گسیخته، تواناییهای مادی و تشکیلاتی کشور را برای رویارویی با مشکلات به شدت کاهش داده است.
در همان حال، فرار مغزها که به گزارش بانک جهانی در حد رکورد تاریخی قرار دارد، ایران را از بهرهگیری از بهترین مدیران خود هم در بخش دولتی و هم در بخش خصوصی محروم میکند. فرار سرمایه نیز در افزودن بر عمق بحران کنونی نقش دارد.
اگر روند کنونی ادامه یابد، میتوان گفت که یک ایرانی که امروز زاده میشود در مقایسه با یک ایرانی که نیم قرن پیش به دنیا میآمد، آیندهای بس تیره و تارتر خواهد داشت.
سال گذشته، چیسه کدی، رئیسجمهوری کنگو (کینشاسا) در یک سخنرانی تکاندهنده مدعی شد که فقط دو کشور در چهل سال اخیر در جهت عکس تاریخ حرکت کردهاند: کنگو و جمهوری اسلامی ایران.
چیسه کدی، که در آغاز ریاست جمهوری خود بود، تاکید کرد که این آسیبشناسی بالینی باید نقطه آغازی باشد برای درمان بیماری مزمن کنگو که آیندهای است از استبداد، فساد، قبیلهگرایی و مداخلات بیگانه. به عبارت دیگر زنگ خطری که به صدا در میآید هدفی جز بیدار کردن مردم ندارد.
این زنگ خطر در مورد ایران زیر سلطه جمهوری اسلامی نیز به صدا درآمده است.
امروز حتی پرشورترین مدافعان سابق خمینیگرایی میپذیرند که حکومت آرمانی آنان نتیجهای جز استبداد، فساد، هرج و مرج اخلاقی و احساس ناامیدی در مقیاس ملی نداشته است.
اما آنچه می تواند سبب نگرانی باشد بهرهگیری از این آسیبشناسی برای تعمیق نومیدی ملی و ترسیم افقی تیره و تار برای ملت ماست.
در این زمینه بسیاری از مخالفان نظام کنونی با مدافعان سابق خمینیگرایی همصدا هستند.
هر دو گروه گناه وضع اسفناک کنونی را به گردن «مردم» میاندازند. همه ما با پرسش «چرا مردم کاری نمیکنند؟» روبهرو شدهایم. همه ما شنیدهایم که «ایرانیان لایق همین حکومتاند زیرا نمیخواهند با یک قیام عمومی به آزادی برسند.»
افکندن گناه بر گردن قربانی گناه مطلب تازهای نیست. ضربالمثل «خلایق هر چه لایق» را همه شنیدهایم.
ادوارد گیبون، تاریخنویس انگلیسی، ادامه عمر امپراتوری روم را حاصل «صبر و تحمل» مردم روم میدانست. تاریخ نویسان دیگر، گناه ادامه رژیمهای استالینی در شوروی و نازی در آلمان را به گردن مردم آن کشورها میاندازند. ارزیابیهایی از این دست دو نتیجه دارد: نخست از مسئولیت گردانندگان رژیمهای مورد بحث میکاهد و در بعضی موارد حتی آنان را در نقش قربانی رخوت یا بی تفاوتی مردم قرار می دهد. دوم، با عمق دادن به ناامیدی عمومی، اعتماد به نفس قربانیان حکومتهای استبدادی را از میان میبرد و در نتیجه امکان هر حرکت نجاتبخش را کاهش میدهد.
در اینجا مشکل کار بهرهگیری از کلیشه «مردم» است که یک مفهوم انتزاعی و سیال بیش نیست. مردم ایران پنجاه سال پیش جور دیگر و البته اکثریت کسان دیگر بودند و پنجاه سال بعد هم کسان دیگر و جور دیگر خواهند بود.
کنت دوگوبینو، دیپلمات فرانسوی و «ایرانشناس» سده نوزدهم، مدعی بود که «مردم ایران» هرگز از دوران سیاهی که در آن میزیستند خارج نخواهند شد.
ارنست رنان هموطن گوبینو و پژوهشگر فرهنگ آریایی عقیده داشت که ایران یک ملت آریایی اصل است که با پذیرفتن اسلام به سطح پایین تری تنزل کرده است بیآنکه امیدی برای ترقی داشته باشد.
خوب اگر بپذیریم که مردم ما لایق نظام کنونیاند و اوضاع همان است که هست- یا بودور که واردی خودمان- چه نیازی به پژوهش اقتصادی و اجتماعی و مبارزه سیاسی داریم؟ در کف شیر نر خونخوارهای- غیر تسلیم و رضا کو چارهای؟
منادیان نومیدی که گناه اوضاع امروز را به گردن «مردم» میاندازند، دانسته یا ندانسته خود را از «مردم» جدا میکنند. آنان مانند خدایان کوه اولمپ، از بالا به پایین مینگرند و در کائنات انتزاعیات خود به داوری مینشینند.
@AmirTaheri4
👍67❤5😁1