خاورمیانه و چالش شکستن هلال بحران
نگاهی به منطقهای که میتوان آن را «هلال بحران» خواند نشان میدهد که سخن گفتن از مسئله خاورمیانه دید ما را محدود میکند؛ درواقع میبایستی از مسائل خاورمیانه سخن گفت
امیر طاهری
جمعه ۷ اردیبهشت ۱۴۰۳ برابر با ۲۶ آوریل ۲۰۲۴ ۱۳:۱۵
Canva and Independent Persian with AI
مساله خاورمیانه! هرگاه این عبارت را میبینید یا میشنوید احتمالا کلیشه اعراب و اسرائیل به یادتان میآید. آیا این مساله خاورمیانه محدود به مناقشهای است که نزدیک به یک قرن پیش بهشکل نبردی میان مردم منطقه شام، یا لوانت و امپریالیسم انگلیسی و فرانسوی آغاز شد و سپس با نبرد میان یهودیان و کشورهای اعراب ادامه یافت و سرانجام با عبارت «فلسطین – اسرائیل» هویت کنونی خود را به دست آورد؟
نگاهی به منطقهای که میتوان آن را «هلال بحران» خواند نشان میدهد که سخن گفتن از مسئله خاورمیانه دید ما را محدود میکند؛ درواقع میبایستی از مسائل خاورمیانه سخن گفت. به عبارت دیگر، مناقشه اسرائیل - فلسطین یکی از جلوههای بحرانی عمیقتر، پیچیدهتر و گستردهتر است - بهویژه هنگامی که دامنه دیدمان را از لوانت فراتر میبریم که منطقه آسیای باختری یا «خاورمیانه و آفریقای شمالی» را در بر میگیرد.
نخستین مسالهای که میتوان دید دردهای تولد دولت-ملتها در منطقهای است که در طول تاریخ الگویی جز امپراتوری نمیشناخته است. الگوی دولت - ملت، که با توجه به نیازهای اروپای غربی از سده هفدهم به بعد شکل گرفت، تنها در دو کشور آسیای باختری یعنی ایران پس از انقلاب مشروطه و ترکیه پس از پایان خلافت اسلامی موفق شد تا برای چندین دهه خود را تثبیت کند. اما هم در ایران و هم در ترکیه این الگو با چالشهای بزرگ روبهرو بوده و هست. در ایران ضد انقلاب مشروطه، که زیر علم مشروعه قدرت را قبضه کرد، مفهوم «امت اسلام» را همان «ملت ایران» قرار داد، به این امید که بتواند امامت خود را به دیگر کشورها، بهویژه آنان که گروه بزرگی از شیعیان را در بر میگیرند، یعنی عراق، لبنان، سوریه، بحرین و یمن صادر کند. در ترکیه نیز حزب عدالت و توسعه رجب طیب اردوغان کوشیده است تا با به دست گرفتن سکان اسلامگرایی سنی از طریق اخوانالمسلمین، خلافت عثمانی را از گورستان تاریخ بیرون بکشد.
در یک مسیر دیگر بعضی کشورهای منطقه - پاکستان، مصر و الجزایر- الگویی محلی از مفهوم دولت - ملت شکل دادند. دولتهایی که پیرامون یک ارتش و سازمانهای امنیتی وابسته به آن شکل گرفتهاند. در این کشورها درواقع ارتشهایی را میبینیم که مالک یک ملت هم هستند و هدفی جز حفظ وضع موجود ندارند.
در خاورمیانه و آفریقای شمالی، یا بهاصطلاح آمریکاییها «منا»، سرزمینهای بیدولت نیز شکل گرفتهاند. افغانستان بهرغم یک ربع قرن حضور نظامی و سرمایهگذاریهای سنگین آمریکا، هند، چین و اتحادیه اروپا به الگوی ملوکالطوایفی که سه قرن بیش داشت برگشته است. عراق بهرغم موفقیتهایی که در مسیر دولتسازی داشته است هنوز نتوانسته یک سرزمین بیدولت نباشد و کشوری است با یک دولت در بغداد و دو نیم-دولت در اربیل و سلیمانیه. سوریه نیز بهنوبه خود بهصورت یک سرزمین بیدولت درآمده است، در پنج بخش که همه آنان زیر حمایت قدرتهای بیگانه قرار دارند. آمریکا، روسیه، ترکیه و جمهوری اسلامی ایران هریک بخشی از این کشور را از آنِ خود میدانند. یمن نیز سرزمینی بیدولت است در سه بخش: منطقه کوهستانی غربی زیر سلطه حوثیان وابسته به ایران، منطقه جنوبی گرداگرد عدن و سلطاننشینهای گذشته با حضور نمادین دولتی که سازمان ملل متحد به رسمیت میشناسد و سرانجام حضرموت که زیر سلطه شیوخ محلی گاه با همراهی القاعده راه دیگری میرود. کمی دورتر لیبی و سومالی را نیز میبایستی به سرزمینهای بیدولت افزود. در لبنان با الگویی ویژه روبهرو هستیم. تا آنجا که سلطه یا کنترل مطرح است، حزبالله وابسته به تهران دولت واقعی لبنان است. دولت ظاهری لبنان - رئیسجمهوری، هیاتوزیران، ارتش رسمی- لعبتکانیاند که لعبتباز روی صحنه میفرستد.
ممکن است بپرسید: خوب! تاثیر این سرزمینهای بیدولت بر زندگی بسیاری در این منطقه پهناور چیست؟ این سرزمینها نقش «سیاهچالههای» فضایی را بازی میکنند و کل منطقه را بهسوی هرجومرج، رقابت وحشیانه قدرتها، گسترش مواد مخدر و البته تروریسم میکشانند. در هر منطقه از جهان پیدایش یک یا چند «سیاهچاله» عاملی است مهم در بیثباتی کل منطقه.
دومین مساله خاورمیانه امروز رقابتهای غالبا همراه با خشونت و استبداد، میان ارتجاع و مدرنیته است. نمونههای بالنسبه نرمتر از این رقابت را در ترکیه دیدهایم، همراه با چندین کودتای نقطهگذاریشده بین انتخابات نسبتا آزاد، و البته تصفیههای اداری، قضایی و نظامی، محدود کردن آزادی مطبوعات و احزاب و نوسان در منحنی زندانیان سیاسی.
@AmirTaheri4
نگاهی به منطقهای که میتوان آن را «هلال بحران» خواند نشان میدهد که سخن گفتن از مسئله خاورمیانه دید ما را محدود میکند؛ درواقع میبایستی از مسائل خاورمیانه سخن گفت
امیر طاهری
جمعه ۷ اردیبهشت ۱۴۰۳ برابر با ۲۶ آوریل ۲۰۲۴ ۱۳:۱۵
Canva and Independent Persian with AI
مساله خاورمیانه! هرگاه این عبارت را میبینید یا میشنوید احتمالا کلیشه اعراب و اسرائیل به یادتان میآید. آیا این مساله خاورمیانه محدود به مناقشهای است که نزدیک به یک قرن پیش بهشکل نبردی میان مردم منطقه شام، یا لوانت و امپریالیسم انگلیسی و فرانسوی آغاز شد و سپس با نبرد میان یهودیان و کشورهای اعراب ادامه یافت و سرانجام با عبارت «فلسطین – اسرائیل» هویت کنونی خود را به دست آورد؟
نگاهی به منطقهای که میتوان آن را «هلال بحران» خواند نشان میدهد که سخن گفتن از مسئله خاورمیانه دید ما را محدود میکند؛ درواقع میبایستی از مسائل خاورمیانه سخن گفت. به عبارت دیگر، مناقشه اسرائیل - فلسطین یکی از جلوههای بحرانی عمیقتر، پیچیدهتر و گستردهتر است - بهویژه هنگامی که دامنه دیدمان را از لوانت فراتر میبریم که منطقه آسیای باختری یا «خاورمیانه و آفریقای شمالی» را در بر میگیرد.
نخستین مسالهای که میتوان دید دردهای تولد دولت-ملتها در منطقهای است که در طول تاریخ الگویی جز امپراتوری نمیشناخته است. الگوی دولت - ملت، که با توجه به نیازهای اروپای غربی از سده هفدهم به بعد شکل گرفت، تنها در دو کشور آسیای باختری یعنی ایران پس از انقلاب مشروطه و ترکیه پس از پایان خلافت اسلامی موفق شد تا برای چندین دهه خود را تثبیت کند. اما هم در ایران و هم در ترکیه این الگو با چالشهای بزرگ روبهرو بوده و هست. در ایران ضد انقلاب مشروطه، که زیر علم مشروعه قدرت را قبضه کرد، مفهوم «امت اسلام» را همان «ملت ایران» قرار داد، به این امید که بتواند امامت خود را به دیگر کشورها، بهویژه آنان که گروه بزرگی از شیعیان را در بر میگیرند، یعنی عراق، لبنان، سوریه، بحرین و یمن صادر کند. در ترکیه نیز حزب عدالت و توسعه رجب طیب اردوغان کوشیده است تا با به دست گرفتن سکان اسلامگرایی سنی از طریق اخوانالمسلمین، خلافت عثمانی را از گورستان تاریخ بیرون بکشد.
در یک مسیر دیگر بعضی کشورهای منطقه - پاکستان، مصر و الجزایر- الگویی محلی از مفهوم دولت - ملت شکل دادند. دولتهایی که پیرامون یک ارتش و سازمانهای امنیتی وابسته به آن شکل گرفتهاند. در این کشورها درواقع ارتشهایی را میبینیم که مالک یک ملت هم هستند و هدفی جز حفظ وضع موجود ندارند.
در خاورمیانه و آفریقای شمالی، یا بهاصطلاح آمریکاییها «منا»، سرزمینهای بیدولت نیز شکل گرفتهاند. افغانستان بهرغم یک ربع قرن حضور نظامی و سرمایهگذاریهای سنگین آمریکا، هند، چین و اتحادیه اروپا به الگوی ملوکالطوایفی که سه قرن بیش داشت برگشته است. عراق بهرغم موفقیتهایی که در مسیر دولتسازی داشته است هنوز نتوانسته یک سرزمین بیدولت نباشد و کشوری است با یک دولت در بغداد و دو نیم-دولت در اربیل و سلیمانیه. سوریه نیز بهنوبه خود بهصورت یک سرزمین بیدولت درآمده است، در پنج بخش که همه آنان زیر حمایت قدرتهای بیگانه قرار دارند. آمریکا، روسیه، ترکیه و جمهوری اسلامی ایران هریک بخشی از این کشور را از آنِ خود میدانند. یمن نیز سرزمینی بیدولت است در سه بخش: منطقه کوهستانی غربی زیر سلطه حوثیان وابسته به ایران، منطقه جنوبی گرداگرد عدن و سلطاننشینهای گذشته با حضور نمادین دولتی که سازمان ملل متحد به رسمیت میشناسد و سرانجام حضرموت که زیر سلطه شیوخ محلی گاه با همراهی القاعده راه دیگری میرود. کمی دورتر لیبی و سومالی را نیز میبایستی به سرزمینهای بیدولت افزود. در لبنان با الگویی ویژه روبهرو هستیم. تا آنجا که سلطه یا کنترل مطرح است، حزبالله وابسته به تهران دولت واقعی لبنان است. دولت ظاهری لبنان - رئیسجمهوری، هیاتوزیران، ارتش رسمی- لعبتکانیاند که لعبتباز روی صحنه میفرستد.
ممکن است بپرسید: خوب! تاثیر این سرزمینهای بیدولت بر زندگی بسیاری در این منطقه پهناور چیست؟ این سرزمینها نقش «سیاهچالههای» فضایی را بازی میکنند و کل منطقه را بهسوی هرجومرج، رقابت وحشیانه قدرتها، گسترش مواد مخدر و البته تروریسم میکشانند. در هر منطقه از جهان پیدایش یک یا چند «سیاهچاله» عاملی است مهم در بیثباتی کل منطقه.
دومین مساله خاورمیانه امروز رقابتهای غالبا همراه با خشونت و استبداد، میان ارتجاع و مدرنیته است. نمونههای بالنسبه نرمتر از این رقابت را در ترکیه دیدهایم، همراه با چندین کودتای نقطهگذاریشده بین انتخابات نسبتا آزاد، و البته تصفیههای اداری، قضایی و نظامی، محدود کردن آزادی مطبوعات و احزاب و نوسان در منحنی زندانیان سیاسی.
@AmirTaheri4
❤45👍20💯1
تامین صلح در خاورمیانه بدون مداخله موثر جامعه جهانی امکانپذیر نیست
در تقریبا تمامی کشورهای منطقه بخشی از مردم ازنظر فرهنگی و آرمانی در دنیای امروز به سر میبرند، در حالی که بخشی دیگر دنیای امروز را خطرناک میبینند و آینده خود را در گذشتهها جستوجو میکنند. غالب دولتهای منطقه نیز با همین دوگانگی روبهرو هستند. آنان بهویژه در جمهوری اسلامی ایران و در ترکیه اردوغان از مدرنترین وسایل کنترل و سرکوب بهره میگیرند اما مهمترین عنصر مدرنیته یعنی آزادی را یک تهدید حیاتی میپندارند. آنان حتی اگر از زمینههای اقتصادی، نظامی و اداری بعضی عناصر مدرنیته را بپذیرند، همواره در حساسترین لحظات به پایگاه ارتجاعی خود پناه میبرند.
تضاد نسل جوانانی که اکثریت جمعیت منطقه را تشکیل میدهند، با اقلیتی سالخورده، که ارکان قدرت را قبضه کردهاند، یکی دیگر از مسائل منطقه است. جوانان منطقه ازنظر آموزش و دانش، باز بودن بهسوی جهان امروز و شوق برای تجربه و آفرینش، در مدار خود سیر میکنند، در حالی که صاحبان قدرت، یا به قول الجزایریان «تصمیمگیران»، در مداری دیگر قرار دارند.
تضاد جنسیتی، مردان علیه زنان و بالعکس، نیز یکی از مسائل خاورمیانه بزرگ است که بدترین شکل آن را در افغانستان طالبان با حذف تمامی حقوق انسانی برای زنان میبینیم. اما این فرهنگ ضدزن را در شکلهای خفیفتر آن در تمامی کشورهای منطقه میتوان دید. در برخی کشورها مثل ایران و ترکیه بخشهای مهمی از دستاوردهای زنان در سده بیستم یا پس گرفته شده است یا تنزل یافته است. حتی در کشورهایی که جهشهایی بزرگ در مسیر رفع تبعیض جنسیتی داشتهاند، مثلا در کشورهای ساحل جنوبی خلیج فارس هنوز راهی دراز در پیش است.
ناکامی در قرار گرفتن در مسیر توسعه اقتصادی نیز یکی از مسائل منطقه است. در برخی کشورها رشد اقتصادی را با توسعه یکسان میپندارند و درنتیجه منحنی رشد را که غالبا زاده درآمد نفتی یا کمکهای بینالمللی است نشانه کامیابی خود میدانند. در نیمقرن گذشته تنها دو کشور توانستهاند موقعیت خود را در اقتصاد و بازرگانی جهانی ارتقا دهند: اسرائیل و ترکیه. این دو کشور ۵۰ سال پیش حتی برندی در مقیاس جهانی نداشتند، اما امروز با چندین برند موفق از هواپیمایی گرفته تا تکنولوژی اطلاعاتی (انفورماتیک) حضور دارند. برعکس ایران که نیم قرن پیش چندین برند موفق بهویژه در بازار منطقهای داشت، امروز کاملا غایب است. شرکتهای که این موفقیتها را به دست آورده بودند یا ویران شدند –گاه با اعدام مالکان یا تبعید و زندانی کردن مدیران- یا بهدلیل در دسترس نبودن تکنولوژی مدرن، غالبا براثر تحریمها، در نیم قرن پیش منجمد ماندند.
شکست اقتصادی غالب کشورهای منطقه - البته بهاستثنای کشورهای عرب صادرکننده نفت که جهش تاریخی داشتهاند، اسرائیل و تا حدی ترکیه- مساله مهم دیگری را شکل داده است: توسعه فقر. در ۱۹۷۰ میلادی، تقریبا تمامی کشورهای منطقه - باز بهاستثنای کشورهایی که ذکر شد - از نظر درآمد سالانه در مقایسه با متوسط بینالمللی در ردیفهای بالاتری قرار داشتند. امروز نزدیک به ۳۰ درصد از جمعیت منطقه با فقر نسبی یا مطلق درگیرند. گرایش منحنی جمعیت (دموگرافی) رو به پایین، فرار مغزها، گسترش فساد در همه بخشهای جامعه و سوءمدیریت و فقدان چارچوبهای قانونی و، سرانجام، تورم یا ابرتورم شکست اقتصادی غالب کشورهای منطقه را شدت داده است.
تقریبا تمامی کشورهای منطقه در رویارویی با تهدیدهای محیط زیستی ناکام بودهاند. عراق با خشک شدن بخش بزرگی از ساحلهایش در خلیج فارس در میناءالکبیر و امالقصر روبهرو است. کاهش سطح آب در شمال خلیج فارس، میرود تا به الصاق جزیره کویتی بومیان به ساحل منجر شود. شهرهای بزرگ منطقه ازجمله تهران و قاهره، در میان ۱۰ شهری قرار میگیرند که آلودهترین شهرهای جهان محسوب میشوند. خطر نابودی بخش بزرگی از کشاورزی کنار نیل مصر را تهدید میکند. سدسازیهای گسترده در ترکیه چندین کشور ازجمله سوریه، عراق و بهزودی ایران را با خطر نابودی بخشهایی از کشاورزیشان روبهرو میکند. در ایران صدها دریاچه و تالاب و رودخانه یا خشک شدهاند یا در مسیر خشکشدن قرار گرفتهاند. رقابت یا حتی جنگ بر سر آب (حقابه) تلفیقی از مشکلات سیاسی و محیطزیستی است. اسرائیل، اردن و سوریه در حوزههای مشترک خود و ایران و افغانستان در حوزه هیرمند و هریرود و پریان رود. مصر و سودان و اتیوپی در حوزه نیل در مسیر جنگ احتمالی بر سر آب قرار دارند. همین خطر با سدسازیهای دولت اردوغان، ایران و ترکیه را نیز تهدید میکند. در خلیج فارس، افزایش سریع جمعیت، گسترش ماهیگیری، ازجمله با ورود قدرتهای بیگانه مانند چین، سطح و عمق آلودگی را افزایش داده است.
@AmirTaheri4
در تقریبا تمامی کشورهای منطقه بخشی از مردم ازنظر فرهنگی و آرمانی در دنیای امروز به سر میبرند، در حالی که بخشی دیگر دنیای امروز را خطرناک میبینند و آینده خود را در گذشتهها جستوجو میکنند. غالب دولتهای منطقه نیز با همین دوگانگی روبهرو هستند. آنان بهویژه در جمهوری اسلامی ایران و در ترکیه اردوغان از مدرنترین وسایل کنترل و سرکوب بهره میگیرند اما مهمترین عنصر مدرنیته یعنی آزادی را یک تهدید حیاتی میپندارند. آنان حتی اگر از زمینههای اقتصادی، نظامی و اداری بعضی عناصر مدرنیته را بپذیرند، همواره در حساسترین لحظات به پایگاه ارتجاعی خود پناه میبرند.
تضاد نسل جوانانی که اکثریت جمعیت منطقه را تشکیل میدهند، با اقلیتی سالخورده، که ارکان قدرت را قبضه کردهاند، یکی دیگر از مسائل منطقه است. جوانان منطقه ازنظر آموزش و دانش، باز بودن بهسوی جهان امروز و شوق برای تجربه و آفرینش، در مدار خود سیر میکنند، در حالی که صاحبان قدرت، یا به قول الجزایریان «تصمیمگیران»، در مداری دیگر قرار دارند.
تضاد جنسیتی، مردان علیه زنان و بالعکس، نیز یکی از مسائل خاورمیانه بزرگ است که بدترین شکل آن را در افغانستان طالبان با حذف تمامی حقوق انسانی برای زنان میبینیم. اما این فرهنگ ضدزن را در شکلهای خفیفتر آن در تمامی کشورهای منطقه میتوان دید. در برخی کشورها مثل ایران و ترکیه بخشهای مهمی از دستاوردهای زنان در سده بیستم یا پس گرفته شده است یا تنزل یافته است. حتی در کشورهایی که جهشهایی بزرگ در مسیر رفع تبعیض جنسیتی داشتهاند، مثلا در کشورهای ساحل جنوبی خلیج فارس هنوز راهی دراز در پیش است.
ناکامی در قرار گرفتن در مسیر توسعه اقتصادی نیز یکی از مسائل منطقه است. در برخی کشورها رشد اقتصادی را با توسعه یکسان میپندارند و درنتیجه منحنی رشد را که غالبا زاده درآمد نفتی یا کمکهای بینالمللی است نشانه کامیابی خود میدانند. در نیمقرن گذشته تنها دو کشور توانستهاند موقعیت خود را در اقتصاد و بازرگانی جهانی ارتقا دهند: اسرائیل و ترکیه. این دو کشور ۵۰ سال پیش حتی برندی در مقیاس جهانی نداشتند، اما امروز با چندین برند موفق از هواپیمایی گرفته تا تکنولوژی اطلاعاتی (انفورماتیک) حضور دارند. برعکس ایران که نیم قرن پیش چندین برند موفق بهویژه در بازار منطقهای داشت، امروز کاملا غایب است. شرکتهای که این موفقیتها را به دست آورده بودند یا ویران شدند –گاه با اعدام مالکان یا تبعید و زندانی کردن مدیران- یا بهدلیل در دسترس نبودن تکنولوژی مدرن، غالبا براثر تحریمها، در نیم قرن پیش منجمد ماندند.
شکست اقتصادی غالب کشورهای منطقه - البته بهاستثنای کشورهای عرب صادرکننده نفت که جهش تاریخی داشتهاند، اسرائیل و تا حدی ترکیه- مساله مهم دیگری را شکل داده است: توسعه فقر. در ۱۹۷۰ میلادی، تقریبا تمامی کشورهای منطقه - باز بهاستثنای کشورهایی که ذکر شد - از نظر درآمد سالانه در مقایسه با متوسط بینالمللی در ردیفهای بالاتری قرار داشتند. امروز نزدیک به ۳۰ درصد از جمعیت منطقه با فقر نسبی یا مطلق درگیرند. گرایش منحنی جمعیت (دموگرافی) رو به پایین، فرار مغزها، گسترش فساد در همه بخشهای جامعه و سوءمدیریت و فقدان چارچوبهای قانونی و، سرانجام، تورم یا ابرتورم شکست اقتصادی غالب کشورهای منطقه را شدت داده است.
تقریبا تمامی کشورهای منطقه در رویارویی با تهدیدهای محیط زیستی ناکام بودهاند. عراق با خشک شدن بخش بزرگی از ساحلهایش در خلیج فارس در میناءالکبیر و امالقصر روبهرو است. کاهش سطح آب در شمال خلیج فارس، میرود تا به الصاق جزیره کویتی بومیان به ساحل منجر شود. شهرهای بزرگ منطقه ازجمله تهران و قاهره، در میان ۱۰ شهری قرار میگیرند که آلودهترین شهرهای جهان محسوب میشوند. خطر نابودی بخش بزرگی از کشاورزی کنار نیل مصر را تهدید میکند. سدسازیهای گسترده در ترکیه چندین کشور ازجمله سوریه، عراق و بهزودی ایران را با خطر نابودی بخشهایی از کشاورزیشان روبهرو میکند. در ایران صدها دریاچه و تالاب و رودخانه یا خشک شدهاند یا در مسیر خشکشدن قرار گرفتهاند. رقابت یا حتی جنگ بر سر آب (حقابه) تلفیقی از مشکلات سیاسی و محیطزیستی است. اسرائیل، اردن و سوریه در حوزههای مشترک خود و ایران و افغانستان در حوزه هیرمند و هریرود و پریان رود. مصر و سودان و اتیوپی در حوزه نیل در مسیر جنگ احتمالی بر سر آب قرار دارند. همین خطر با سدسازیهای دولت اردوغان، ایران و ترکیه را نیز تهدید میکند. در خلیج فارس، افزایش سریع جمعیت، گسترش ماهیگیری، ازجمله با ورود قدرتهای بیگانه مانند چین، سطح و عمق آلودگی را افزایش داده است.
@AmirTaheri4
❤44👍22💯1
غالب کشورهای منطقه با مساله دیگری نیز روبهرو هستند: تضادها یا دستکم رقابتهای قومی، مذهبی، ملی، فرهنگی و فرقهای که گاه با تحریک قدرتهای بیگانه زیر نورافکن قرار میگیرند. از آنجا که غالب کشورهای منطقه، تکههای باقیمانده از موزاییک امپراتوریها هستند، اقلیتهایی که در دوران عثمانی «ملت» خوانده میشدند هرگز تعلق خود به یک دولت-ملت مدرن را نپذیرفتهاند - مگر در مواردی که یک اقلیت، مانند علویان در سوریه، انحصار قدرت را در دست داشتهاند.
اسرائیل در میان کشورهای منطقه بزرگترین سهم اقلیتها را دارد، زیرا نزدیک به ۳۰ درصد جمعیتش غیریهودی، عرب، دروزی و مسیحی فلسطینیاند. با این حال حادترین جلوه تنشهای اقلیتی را در میان یهودیان میتوان دید. علاوه بر یهودیان ارتودوکس، که نزدیک به ۱۰ درصد جمعیت را تشکیل میدهند، شکاف میان ارتودوکسها نیز با مطرحشدن تعجبآور اختلاف میان سفارادیان (یهودیان آسیایی) و اشکنازیان (یهودیان غربی) چالشی برای اسرائیل به شمار میآید.
رقابت قدرتهای بزرگ بیگانه، بهویژه ایالات متحده، روسیه و اخیرا چین، برای حفظ یا به دست آوردن مناطق نفوذ در «خاورمیانه بزرگ» نیز یکی از مسائل مهم منطقه است، زیرا دایره اختیارات حکومتهای محلی را، حداقل در صحنه سیاستهای خارجی و اقتصادی، محدود میکند و در بعضی موارد به وابستگی نامتعارف بهویژه در مسائل نظامی ازجمله دسترسی به سلاحهای مدرن میانجامد. تازهوارد در این رقابت جمهوری خلق چین است که اندکاندک خود را بهشکل یک امپریالیسم کلاسیک بازتعریف میکند. در حال حاضر توجه خاص چین معطوف است به پاکستان، و در سطحی پایینتر افغانستان طالبان. اما بهخوبی میتوان دید که پکن در انتظار روشن شدن آینده ایران نیز هست تا بهطور جدی وارد معرکه شود.
همه این مسائل یکدیگر را تغذیه میکنند و، بهاتفاق، بحرانی ژرفتر و دیرپاتر به وجود میآورند که به رقابتهای ناسالم، دشمنی و البته جنگ و تروریسم میانجامد. بدون تغییر این محیط بحرانی، سخن گفتن از حل این یا آن «مساله» ازجمله مساله اسرائیل- فلسطین ممکن نخواهد بود. کشورهای اروپای غربی پس از فروپاشی «امپراتوری مقدس روم» پس از قرنها بحران و جنگهای مذهبی و داخلی موفق شدند که با تغییر محیط زیست سیاسی منطقه مشترک خود به صلح و، سرانجام، پس از دو جنگ جهانی به همکاری و اتحاد برسند. فرانسه و آلمان، که حتی در سال ۱۹۵۰ میلادی هنوز دشمنان شماره یک یکدیگر به شمار میرفتند، امروز دوستان و متفقان ارجح یکدیگرند.
تنها در محیط بحرانی و فضای مسموم کنونی منطقه است که مسئله اسرائیل- فلسطین بهطور ساختگی ادامه مییابد - با حفظ میلیونها فلسطینی در چهار نسل بهعنوان «آواره» با سوءاستفاده از «آرمان فلسطین» برای مشروعیت بخشیدن به رژیمهای ورشکسته و سرکوبگر و باز نگاه داشتن دکان «کمکهای انسانی» که شبکهای است برای بهرهگیری از فساد بینالمللی.
بدینسان، اگر شنیدید «مسئله فلسطین را چگونه حل کنیم؟» پاسختان میتواند این باشد: با کوشش برای تغییر فضای سیاسی کنونی در منطقه و بازتعریف این مسئله بهعنوان یکی از مسائلی که به اتفاق، مردم خاورمیانه بزرگ را از زندگی دردنیای امروز در چارچوب احترام متقابل و همکاری محروم میکند.
ممکن است بگویید شکستن این «هلال بحران» بدون شقالقمر ممکن نیست، کاری که از عهده ما مردم عادی برنمیآید! اما تاریخ نشان میدهد که اراده مردم، سرانجام، دیرپاترین هلال بحرانی را به محاق میفرستد.
@AmirTaheri4
اسرائیل در میان کشورهای منطقه بزرگترین سهم اقلیتها را دارد، زیرا نزدیک به ۳۰ درصد جمعیتش غیریهودی، عرب، دروزی و مسیحی فلسطینیاند. با این حال حادترین جلوه تنشهای اقلیتی را در میان یهودیان میتوان دید. علاوه بر یهودیان ارتودوکس، که نزدیک به ۱۰ درصد جمعیت را تشکیل میدهند، شکاف میان ارتودوکسها نیز با مطرحشدن تعجبآور اختلاف میان سفارادیان (یهودیان آسیایی) و اشکنازیان (یهودیان غربی) چالشی برای اسرائیل به شمار میآید.
رقابت قدرتهای بزرگ بیگانه، بهویژه ایالات متحده، روسیه و اخیرا چین، برای حفظ یا به دست آوردن مناطق نفوذ در «خاورمیانه بزرگ» نیز یکی از مسائل مهم منطقه است، زیرا دایره اختیارات حکومتهای محلی را، حداقل در صحنه سیاستهای خارجی و اقتصادی، محدود میکند و در بعضی موارد به وابستگی نامتعارف بهویژه در مسائل نظامی ازجمله دسترسی به سلاحهای مدرن میانجامد. تازهوارد در این رقابت جمهوری خلق چین است که اندکاندک خود را بهشکل یک امپریالیسم کلاسیک بازتعریف میکند. در حال حاضر توجه خاص چین معطوف است به پاکستان، و در سطحی پایینتر افغانستان طالبان. اما بهخوبی میتوان دید که پکن در انتظار روشن شدن آینده ایران نیز هست تا بهطور جدی وارد معرکه شود.
همه این مسائل یکدیگر را تغذیه میکنند و، بهاتفاق، بحرانی ژرفتر و دیرپاتر به وجود میآورند که به رقابتهای ناسالم، دشمنی و البته جنگ و تروریسم میانجامد. بدون تغییر این محیط بحرانی، سخن گفتن از حل این یا آن «مساله» ازجمله مساله اسرائیل- فلسطین ممکن نخواهد بود. کشورهای اروپای غربی پس از فروپاشی «امپراتوری مقدس روم» پس از قرنها بحران و جنگهای مذهبی و داخلی موفق شدند که با تغییر محیط زیست سیاسی منطقه مشترک خود به صلح و، سرانجام، پس از دو جنگ جهانی به همکاری و اتحاد برسند. فرانسه و آلمان، که حتی در سال ۱۹۵۰ میلادی هنوز دشمنان شماره یک یکدیگر به شمار میرفتند، امروز دوستان و متفقان ارجح یکدیگرند.
تنها در محیط بحرانی و فضای مسموم کنونی منطقه است که مسئله اسرائیل- فلسطین بهطور ساختگی ادامه مییابد - با حفظ میلیونها فلسطینی در چهار نسل بهعنوان «آواره» با سوءاستفاده از «آرمان فلسطین» برای مشروعیت بخشیدن به رژیمهای ورشکسته و سرکوبگر و باز نگاه داشتن دکان «کمکهای انسانی» که شبکهای است برای بهرهگیری از فساد بینالمللی.
بدینسان، اگر شنیدید «مسئله فلسطین را چگونه حل کنیم؟» پاسختان میتواند این باشد: با کوشش برای تغییر فضای سیاسی کنونی در منطقه و بازتعریف این مسئله بهعنوان یکی از مسائلی که به اتفاق، مردم خاورمیانه بزرگ را از زندگی دردنیای امروز در چارچوب احترام متقابل و همکاری محروم میکند.
ممکن است بگویید شکستن این «هلال بحران» بدون شقالقمر ممکن نیست، کاری که از عهده ما مردم عادی برنمیآید! اما تاریخ نشان میدهد که اراده مردم، سرانجام، دیرپاترین هلال بحرانی را به محاق میفرستد.
@AmirTaheri4
❤68👍29💯3
خبرگزاری ایرنا از اعطای دکترای افتخاری به رئیسجمهور آیتالله دکتر سید رئیسی در یکی از استانهای پاکستان به عنوان دستاورد بزرگ انقلاب یاد کرد.
مدعی است که پیشینیان رئیسی، از جمله ۲ آخوند رفسنجانی و روحانی، به این افتخار دست نیافتهاند.
@AmirTaheri4
مدعی است که پیشینیان رئیسی، از جمله ۲ آخوند رفسنجانی و روحانی، به این افتخار دست نیافتهاند.
@AmirTaheri4
😁101😐6👍2😱2🤯1
تهدید یا تعهد؟
رئیسجمهور رئیسی امروز در تهران در سخنانی در همایش اقتصادی ایران و آفریقا گفت: آماده ارائه دانش علمی و فناوری به آفریقا برای ارتقای خدمات عمومی هستیم.
(اما در ایران ما قطعی برق، کمبود آب، بیمارستان و مدارس متروکه داریم.)
@AmirTaheri4
رئیسجمهور رئیسی امروز در تهران در سخنانی در همایش اقتصادی ایران و آفریقا گفت: آماده ارائه دانش علمی و فناوری به آفریقا برای ارتقای خدمات عمومی هستیم.
(اما در ایران ما قطعی برق، کمبود آب، بیمارستان و مدارس متروکه داریم.)
@AmirTaheri4
👍87😁14😭3
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
تصمیم بگیریم برای بازسازی #ایران فداکاری کنیم، باید رنج ببریم، باید خون دل بخوریم، ایران اینقدر عزیز هست که ما این کار کوچک رو براش انجام دهیم. باید یاد بگیریم برای #ایران فداکاری کنیم برای #ایران خون دل بخوریم.
@AmirTaheri4
@AmirTaheri4
❤116👍18😭3👌2💯1
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
امیر طاهری: نسل «زِد» ایران و فصل نوین نبرد با خمینیگرایان
سیاست خارجی هر رژیمی اساساً ادامه سیاست های داخلی آن است. جاه طلبی انقلاب خمینی تبدیل جامعه ایران به محملی برای «صدور انقلاب» بود. مشکل اینجاست که همان طور و همزمان با اینکه نسل قدیمی انقلابیون، از جمله غوغاسالاران و متعصبان چپ و مذهبی، از صحنه محو میشوند، ایرانیان جوان علاقه ای به صدور هیچ ایدئولوژی یا ساختن یک امپراتوری شیعی که خمینیگرایان میگویند، ندارند. آنها فقط میخواهند «به شیوه ایرانی» زندگی کنند که منظورشان بینشی نوستالژیک از گذشته است. موضوع اصلی در این جنگ فرهنگی حول محور این ایده است که ایران باید آینده خود را بر اساس هویت تاریخی و فرهنگی خود بسازد و به عنوان نیرویی خلاق و نه ویرانگر به دنیای مدرن بازگردد.
برگردان فارسی مقالهای به قلم امیر طاهری، روزنامهنگار و تحلیلگر ارشد بینالمللی با عنوان اصلی زیر در شرقالاوسط:
Iran: Making a Future Out of the Past
#امیر_طاهری
#تحلیل_سیاسی
@AmirTaheri4
👍88💯11❤6
امیر طاهری: نسل «زِد» ایران و فصل نوین نبرد با خمینیگرایان
امیر طاهری: نسل «زِد» ایران و فصل نوین نبرد با خمینیگرایان
سیاست خارجی هر رژیمی اساساً ادامه سیاست های داخلی آن است. جاه طلبی انقلاب خمینی تبدیل جامعه ایران به محملی برای «صدور انقلاب» بود. مشکل اینجاست که همان طور و همزمان با اینکه نسل قدیمی انقلابیون، از جمله غوغاسالاران و متعصبان چپ و مذهبی، از صحنه محو میشوند، ایرانیان جوان علاقه ای به صدور هیچ ایدئولوژی یا ساختن یک امپراتوری شیعی که خمینیگرایان میگویند، ندارند. آنها فقط میخواهند «به شیوه ایرانی» زندگی کنند که منظورشان بینشی نوستالژیک از گذشته است. موضوع اصلی در این جنگ فرهنگی حول محور این ایده است که ایران باید آینده خود را بر اساس هویت تاریخی و فرهنگی خود بسازد و به عنوان نیرویی خلاق و نه ویرانگر به دنیای مدرن بازگردد.
برگردان فارسی مقالهای به قلم امیر طاهری، روزنامهنگار و تحلیلگر ارشد بینالمللی با عنوان اصلی زیر در شرقالاوسط:
Iran: Making a Future Out of the Past
فایل صوتی
@AmirTaheri4
سیاست خارجی هر رژیمی اساساً ادامه سیاست های داخلی آن است. جاه طلبی انقلاب خمینی تبدیل جامعه ایران به محملی برای «صدور انقلاب» بود. مشکل اینجاست که همان طور و همزمان با اینکه نسل قدیمی انقلابیون، از جمله غوغاسالاران و متعصبان چپ و مذهبی، از صحنه محو میشوند، ایرانیان جوان علاقه ای به صدور هیچ ایدئولوژی یا ساختن یک امپراتوری شیعی که خمینیگرایان میگویند، ندارند. آنها فقط میخواهند «به شیوه ایرانی» زندگی کنند که منظورشان بینشی نوستالژیک از گذشته است. موضوع اصلی در این جنگ فرهنگی حول محور این ایده است که ایران باید آینده خود را بر اساس هویت تاریخی و فرهنگی خود بسازد و به عنوان نیرویی خلاق و نه ویرانگر به دنیای مدرن بازگردد.
برگردان فارسی مقالهای به قلم امیر طاهری، روزنامهنگار و تحلیلگر ارشد بینالمللی با عنوان اصلی زیر در شرقالاوسط:
Iran: Making a Future Out of the Past
فایل صوتی
@AmirTaheri4
👍111❤8🎉4💯4
راهپیماییهای اعتراضی در سراسر جهان علیه تهدید جمهوری اسلامی به قتل #توماج_صالحی، #عباس_دریس، #مجاهد_کورکور #رضا_رسایی و #امیر_تتلو و معرفی قتل آنها به عنوان اعدام قانونی، گزارش شد.
انتظار داریم در خود ایران نیز اعتراضات صورت گیرد.
@AmirTaheri4
انتظار داریم در خود ایران نیز اعتراضات صورت گیرد.
@AmirTaheri4
👍132😭3❤2🤔2🙏1
یادی از فرزند ممتاز تبریز، دکتر جلیل فتحاللهی که در ۸۷ سالگی در تبعید در فرانسه چشم از جهان فروبست.
جراح برجسته، فتحاللهی از نسل پزشکان آموزش دیده در فرانسه، آلمان، انگلستان و آمریکا بود که نظام پزشکی ایران را در دهه ۴۰ و ۵۰ خورشیدی متحول کرد.
@AmirTaheri4
جراح برجسته، فتحاللهی از نسل پزشکان آموزش دیده در فرانسه، آلمان، انگلستان و آمریکا بود که نظام پزشکی ایران را در دهه ۴۰ و ۵۰ خورشیدی متحول کرد.
@AmirTaheri4
👍120❤18💔10😭6
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
هشدار امیر طاهری: خامنهای نابینا شده و ایران را به سمت چاه میبرد!
امیر طاهری با بیان اینکه جمهوری اسلامی از زمان تاسیس معتقد بوده چون منعکسکننده مشیت الهی روی زمین است، ممکن نیست در هیچ زمینهای شکست بخورد، تصریح کرد: ارزش پول ملی کاهش مییابد، میگویند پیروزی بزرگ است، تجارت افت میکند، میگویند پیروزی بزرگ است و هنگامی که منزوی میشوند، بازهم میگویند پیروزی بزرگ است.
این تحلیلگر سیاسی با اشاره به اینکه خوشبختانه این حرفها دیگر روی مردم ایران اثر ندارد، گفت: خامنهای در دنیای خیالی اسیر است و عدهای به دلیل منافع و کوری ایدئولوژیک، دور او را گرفتهاند. اما نابیناییِ سیاسیِ خامنهای، ایران را به سمت چاه میبرد.
طاهری افزود: هروقت جمهوری اسلامی ضعیف میشود، بیشتر سرکوب میکند. با برنامه مفتضحانه حمله به اسرائیل، مجبورند در داخل سرکوب را تشدید کنند و این کار را به اسم ایران انجام میدهند.
با امیر طاهری | منبع: تلویزیون ایران فردا | چهارشنبه ۵ اردیبهشت | ۱۴۰۳ ...
@AmirTaheri4
👍103👌7😭4
هشدار امیر طاهری: خامنهای نابینا شده و ایران را به سمت چاه میبرد!
هشدار امیر طاهری: خامنهای نابینا شده و ایران را به سمت چاه میبرد!
امیر طاهری با بیان اینکه جمهوری اسلامی از زمان تاسیس معتقد بوده چون منعکسکننده مشیت الهی روی زمین است، ممکن نیست در هیچ زمینهای شکست بخورد، تصریح کرد: ارزش پول ملی کاهش مییابد، میگویند پیروزی بزرگ است، تجارت افت میکند، میگویند پیروزی بزرگ است و هنگامی که منزوی میشوند، بازهم میگویند پیروزی بزرگ است.
این تحلیلگر سیاسی با اشاره به اینکه خوشبختانه این حرفها دیگر روی مردم ایران اثر ندارد، گفت: خامنهای در دنیای خیالی اسیر است و عدهای به دلیل منافع و کوری ایدئولوژیک، دور او را گرفتهاند. اما نابیناییِ سیاسیِ خامنهای، ایران را به سمت چاه میبرد.
طاهری افزود: هروقت جمهوری اسلامی ضعیف میشود، بیشتر سرکوب میکند. با برنامه مفتضحانه حمله به اسرائیل، مجبورند در داخل سرکوب را تشدید کنند و این کار را به اسم ایران انجام میدهند.
با امیر طاهری | منبع: تلویزیون ایران فردا | چهارشنبه ۵ اردیبهشت | ۱۴۰۳ ...
فایل صوتی
@AmirTaheri4
👏111👍27😭4
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
استاد #امیر_طاهری:
الان قدر اون چیزی که از دست داده را می دانیم و باید آن از دست داده را پس بگیریم.
«قدر عافیت کسی داند که به مصیبتی گرفتار آید»
#آرمیتا_گراوند
#مهسا_امینی
#آیدا_رستمی
——
@AmirTaheri4
(HosseinHVJ)
@AmirTaheri4
الان قدر اون چیزی که از دست داده را می دانیم و باید آن از دست داده را پس بگیریم.
«قدر عافیت کسی داند که به مصیبتی گرفتار آید»
#آرمیتا_گراوند
#مهسا_امینی
#آیدا_رستمی
——
@AmirTaheri4
(HosseinHVJ)
@AmirTaheri4
❤115👍24😭5
شاهزاده رضا پهلوی در گفتگو با شبکه MSNBC با اشاره به وضعیت اقتصادی کنونی مردم ایران با گذشت ۴۵ سال از انقلاب ۵۷ گفت که ایران باید تا الان ژاپن خاورمیانه میشد اما در عوض اکنون به کره شمالی خاورمیانه تبدیل شده است.
شاهزاده رضا پهلوی گفت: «با گذشت ۴۵ سال، مردم ایران مقایسه میکنند که کشورشان پیش از فاجعه۵۷ به کدام سمت میرفت و اکنون کجا قرار داریم. ایران باید تا الان ژاپن خاورمیانه میبود ولی در عوض به کره شمالی خاورمیانه تبدیل شده است. این موضوع به این خاطر نیست که مردم ما تغییر کردند یا منابع ما پایان یافتند بلکه این ماهیت رژیمی است که از همان ابتدا در رویای صدور یک ایدئولوژی به هزینه ملت ایران بوده و به جای اینکه به دنبال رفاه و خوشبختی مردم باشد به فکر توسعهطلبی است.»
شاهزاده رضا پهلوی افزود: «در نتیجه، ایرانیان امروز با فقر دست به گریبانند و آمارها نشان میدهد که حدود ۶۰ درصدشان زیر خط فقر زندگی میکنند. ارزش پول ما در این ۴۵ سال حدودا دههزار برابر کاهش پیدا کرده و مردم ایران در حالی که در صف سوخت و غذا هستند، میبینند که میلیاردها دلارشان خرج موشکها و پهپادها علیه کشورهای دیگر میشود و یا به کارزار جنگ روسیه علیه اوکراین کمک میکند؛ در حالی که یک سنت آن خرج خود مردم نمیشود. به همین دلیل، مردم ایران به این نتیجه رسیدهاند تا وقتی این رژیم سر کار است، نه تنها بخت آزادی نداریم، بلکه هیچ فرصتی برای رشد و شکوفایی هم وجود نخواهد داشت.»
شاهزاده رضا پهلوی در پاسخ به سوال خبرنگار مبنی بر این که به رغم سرکوبهای شدید جمهوری اسلامی علیه مردم چه چیزی باعث میشود که اطمینان داشته باشید رژیم حاکم ایران شکننده است، گفت: «مردم ایران سالها است که با این رژیم درحال مبارزهاند، تظاهرات مکرر در دهههای مختلف و با حضور نسلهای گوناگون منجر به جنبش زن، زندگی، آزادی شد که در نوع خود قویترین و پرشورترین جنبش بود.»
شاهزاده رضا پهلوی افزود: «اما شما نمیتوانید از مردمی بیدفاع و بیسلاح انتظار داشته باشید با رژیمی فوقالعاده سرکوبگر مبارزه کنند، در حالی که نه تنها حتی یک اقدام حمایتی از آنها صورت نگرفته است، بلکه در عوض منابع مالی برای رژیمی آزاد شده که بیشتر آن را خرج جنگهای نیابتی و کارزار سرکوب در داخل کشور میکند. در این شرایط تنها کاری که به عنوان یک شهروند میتوانید انجام دهید، این است که از تغییر از روشهای غیر خشونتآمیز در مواجهه با یک رژیم به شدت خشن استفاده کنید، بدون این که هیچگونه حمایتی از کشورهای خارجی دریافت کنید.»
شاهزاده رضا پهلوی با اشاره به این که اکثر جنبشهای آزادیخواهانه در تاریخ معاصر بدون حمایت جهان آزاد غرب کاری از پیش نمیبرد، گفت: «حرکتهایی چون جنبش همبستگی در لهستان و ایانسی در آفریقای جنوبی بدون اعمال تحریمهای اقتصادی بر رژیمهای [مستبد] و حمایتهای غیرمستقیم امکانپذیر نبود. دو عاملی که در مورد [جمهوری اسلامی] تاکنون نداشتیم. »
شاهزاده رضا پهلوی افزود: «به همین خاطر است که من خواستار سیاست اعمال فشار حداکثری به معنای تحریمهای اقتصادی علیه رژیم به موازات سیاست حمایت حداکثری [از مردم] هستم. این موضوع تغییر دهنده معادلات خواهد بود.»
شاهزاده رضا پهلوی در مورد سیاست هستهای جمهوری اسلامی و دستیابی این رژیم به بمب هستهای گفت: «بزرگترین مشکلی که شما با این نوع رژیمها دارید، تا حدی این است که به اصطلاح انگشتشان روی ماشه است که تهدید نهایی است. آیا میتوان به چنین رژیمی اعتماد کرد؟ آیا توفقی وجود دارد که آنها از آن تبعیت کنند و به موجب آن شما احساس امنیت پیدا کنید؟ این یک بمب ساعتی است و زمان مشخصی برای انفجار آن وجود ندارد.»
شاهزاده رضا پهلوی افزود: «تهدید ماهیت این رژیم است و به نظر من هیچ توافقی نمیتواند وجود داشته باشد که اوضاع را بهتر کند.»
#ایندیپندنت_فارسی
@AmirTaheri4
شاهزاده رضا پهلوی گفت: «با گذشت ۴۵ سال، مردم ایران مقایسه میکنند که کشورشان پیش از فاجعه۵۷ به کدام سمت میرفت و اکنون کجا قرار داریم. ایران باید تا الان ژاپن خاورمیانه میبود ولی در عوض به کره شمالی خاورمیانه تبدیل شده است. این موضوع به این خاطر نیست که مردم ما تغییر کردند یا منابع ما پایان یافتند بلکه این ماهیت رژیمی است که از همان ابتدا در رویای صدور یک ایدئولوژی به هزینه ملت ایران بوده و به جای اینکه به دنبال رفاه و خوشبختی مردم باشد به فکر توسعهطلبی است.»
شاهزاده رضا پهلوی افزود: «در نتیجه، ایرانیان امروز با فقر دست به گریبانند و آمارها نشان میدهد که حدود ۶۰ درصدشان زیر خط فقر زندگی میکنند. ارزش پول ما در این ۴۵ سال حدودا دههزار برابر کاهش پیدا کرده و مردم ایران در حالی که در صف سوخت و غذا هستند، میبینند که میلیاردها دلارشان خرج موشکها و پهپادها علیه کشورهای دیگر میشود و یا به کارزار جنگ روسیه علیه اوکراین کمک میکند؛ در حالی که یک سنت آن خرج خود مردم نمیشود. به همین دلیل، مردم ایران به این نتیجه رسیدهاند تا وقتی این رژیم سر کار است، نه تنها بخت آزادی نداریم، بلکه هیچ فرصتی برای رشد و شکوفایی هم وجود نخواهد داشت.»
شاهزاده رضا پهلوی در پاسخ به سوال خبرنگار مبنی بر این که به رغم سرکوبهای شدید جمهوری اسلامی علیه مردم چه چیزی باعث میشود که اطمینان داشته باشید رژیم حاکم ایران شکننده است، گفت: «مردم ایران سالها است که با این رژیم درحال مبارزهاند، تظاهرات مکرر در دهههای مختلف و با حضور نسلهای گوناگون منجر به جنبش زن، زندگی، آزادی شد که در نوع خود قویترین و پرشورترین جنبش بود.»
شاهزاده رضا پهلوی افزود: «اما شما نمیتوانید از مردمی بیدفاع و بیسلاح انتظار داشته باشید با رژیمی فوقالعاده سرکوبگر مبارزه کنند، در حالی که نه تنها حتی یک اقدام حمایتی از آنها صورت نگرفته است، بلکه در عوض منابع مالی برای رژیمی آزاد شده که بیشتر آن را خرج جنگهای نیابتی و کارزار سرکوب در داخل کشور میکند. در این شرایط تنها کاری که به عنوان یک شهروند میتوانید انجام دهید، این است که از تغییر از روشهای غیر خشونتآمیز در مواجهه با یک رژیم به شدت خشن استفاده کنید، بدون این که هیچگونه حمایتی از کشورهای خارجی دریافت کنید.»
شاهزاده رضا پهلوی با اشاره به این که اکثر جنبشهای آزادیخواهانه در تاریخ معاصر بدون حمایت جهان آزاد غرب کاری از پیش نمیبرد، گفت: «حرکتهایی چون جنبش همبستگی در لهستان و ایانسی در آفریقای جنوبی بدون اعمال تحریمهای اقتصادی بر رژیمهای [مستبد] و حمایتهای غیرمستقیم امکانپذیر نبود. دو عاملی که در مورد [جمهوری اسلامی] تاکنون نداشتیم. »
شاهزاده رضا پهلوی افزود: «به همین خاطر است که من خواستار سیاست اعمال فشار حداکثری به معنای تحریمهای اقتصادی علیه رژیم به موازات سیاست حمایت حداکثری [از مردم] هستم. این موضوع تغییر دهنده معادلات خواهد بود.»
شاهزاده رضا پهلوی در مورد سیاست هستهای جمهوری اسلامی و دستیابی این رژیم به بمب هستهای گفت: «بزرگترین مشکلی که شما با این نوع رژیمها دارید، تا حدی این است که به اصطلاح انگشتشان روی ماشه است که تهدید نهایی است. آیا میتوان به چنین رژیمی اعتماد کرد؟ آیا توفقی وجود دارد که آنها از آن تبعیت کنند و به موجب آن شما احساس امنیت پیدا کنید؟ این یک بمب ساعتی است و زمان مشخصی برای انفجار آن وجود ندارد.»
شاهزاده رضا پهلوی افزود: «تهدید ماهیت این رژیم است و به نظر من هیچ توافقی نمیتواند وجود داشته باشد که اوضاع را بهتر کند.»
#ایندیپندنت_فارسی
@AmirTaheri4
❤133👍31😭3🔥1
در دیدار سردار یک ستاره آشتیانی وزیر دفاع اسلامی در آستانه قزاقستان، وزیر دفاع بلاروس، ژنرال ۳ ستاره خرنین، از تهران به دلیل «پاسخ محدود» که هیچ خسارتی وارد نکرد و هیچ قربانی از اسرائیل بابت حمله به کنسولگری ایران در سوریه نگرفت، تمجید کرد.
«این از درگیری گستردهتر جلوگیری کرد.»
@AmirTaheri4
«این از درگیری گستردهتر جلوگیری کرد.»
@AmirTaheri4
😁100❤4🤯2👍1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
ابتدا نظر یک شهروند ژاپنی که خانواده اش را در حمله هیروشیما از دست داده را درباره امریکا می نوشیم، سپس توضیح استاد #امیر_طاهری:
خبر خوب اینستکه در ایران هم مردم اندک اندک متوجه می شوند که گناه رو گردن دیگران انداختن واقعا یک نوع فرار کردن از مسئولیت فردی و میهنی است.
@AmirTaheri4
خبر خوب اینستکه در ایران هم مردم اندک اندک متوجه می شوند که گناه رو گردن دیگران انداختن واقعا یک نوع فرار کردن از مسئولیت فردی و میهنی است.
@AmirTaheri4
👍109❤15💯5🔥1🎉1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
میهن دوستی یک مفهوم وسیع تر از ملی گرایی است. میهن یعنی یک مجموعه انسانی فرهنگی که گذشته دارد حال دارد آینده دارد. میهن مفهومی است که در زبان های دیگر نیست و فقط در زبان خودمون هست.
ما می خواهیم برگردیم به ایرانیت خودمون، که قدرش رو نمی دونستیم، براش نجنگیدیم، اشتباه کردیم، حالا باید براش بجنگیم.
@AmirTaheri4
ما می خواهیم برگردیم به ایرانیت خودمون، که قدرش رو نمی دونستیم، براش نجنگیدیم، اشتباه کردیم، حالا باید براش بجنگیم.
@AmirTaheri4
❤159👍18🫡4👌2💯2👏1
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
👍52🤬13💯2❤1🎉1