بی بی سی: بدون شک اگر #سلیمانی نبود، سوریه الان سرزمینی سوخته و تجزیه شده بود که هر گوشه آن را گروه های خبیث سازماندهی و حکومت میکردند. در حالی که قسمت هایی از آن مستعمره کشورهای خارجی بود.
اما الان این دقیقا چیزی نیست که سوریه است؟
@AmirTaheri4
اما الان این دقیقا چیزی نیست که سوریه است؟
@AmirTaheri4
خامنهای افتخار میکند که دارای موشک هایی است که در فاصله یک متری هدف قرار می گیرند. به تازگی دیدیم که وقتی ۱۵ فروند موشک وی علیه پایگاه های آمریکایی شلیک شد، چیزی به دست نیامد، اما یکی از هواپیماهای مسافربری #اوکراینی را هدف قرار دادند و ۱۷۶ نفر جان خود را از دست دادند.
او "سلفی" خود را در اتاق کنترل موشک منتشر میکند.
@AmirTaheri4
او "سلفی" خود را در اتاق کنترل موشک منتشر میکند.
@AmirTaheri4
حاج قاسم» و شیشه عطر اسطورهای
چگونه میتوان «کلاف سردرگم» میراث سلیمانی را با حداقل خسارت باز کرد؟
در حالی که سر و صدای ناشی از کشتن سرلشکر قاسم سلیمانی اندک اندک فروکش میکند، مسئله مهمی که پیش از این حادثه مطرح بود و هنوز هم مطرح است، شایسته توجه بیشتری میشود: چگونه میتوان کلاف سردرگمی را که آن «اسطوره شهادت» در بخشی از خاورمیانه به وجود آورد، با حداقل خسارت باز کرد؟
این کلاف سردرگم، رشتههای گوناگون دارد. از یک سو، با بیش از ۱۰۰ هزار سرباز مزدور یا داوطلب شهادت، روبهرو هستیم که هنوز در سوریه زیر پرچمهای گوناگون، اما با کنترل جمهوری اسلامی، حضور دارند. این سربازان، از جمله ۲۰هزار افغان، ۱۴ هزار پاکستانی، ۶ هزار لبنانی، ۵ هزار ایرانی و بقیه سوری یا از ملل دیگر، در جنگ داخلی سوریه نقش پیادهنظام را برای نیروی هوایی روسیه و دولت بشار اسد بازی کردند.
در حال حاضر اما، این نیروها که اساسا در گوشهای از صحرای میان سوریه و عراق مستقر شدهاند، در ساختوساز جدید وضع موجود نقشی ندارند. واحدهای ایرانی این نیروها به صورت هدفهایی آسان برای اسرائیل در آمدهاند که توانسته است بیش از ۵۰۰ افسر و سرباز ایرانی را با حملات هوایی و موشکی به افتخار شهادت نایل سازد.
رهبران جمهوری اسلامی میدانند که طرح سلیمانی برای ایجاد این «لژیون خارجی» از نظر دراز مدت یک اشتباه بزرگ بود با عواقب نامعلوم. به همین سبب است که در ماههای اخیر، تهران کوشیده است تا مذاکراتی را با پاکستان و افغانستان به منظور بازگرداندن تدریجی اتباعشان از سوریه شکل بدهد. مشکل این است که «داوطلبان شهادت» که گاه «مدافعان حرم» نیز خوانده میشوند، علاقهای به بازگشت به موطن اصلی خود ندارند. تقریبا همه آنان میخواهند در ایران مستقر شوند. تصویری از حضور دهها هزار جنگجوی جهادی در ایران و چگونگی جذب آنان در جامعه ایرانی، چالشی است که به فکر «سردار شهید» خطور نکرده بود، اما اربابان او اکنون باید چارهای برای آن معضل احتمالی بیندیشند.
«سردار عارف و سالک» در چند نوبت به مزدوران جهادی قول داده بود که همگی دارای گذرنامه ایرانی خواهند شد. اما این هفته در سخنرانی برادر ابومهدی المهندس که او نیز همراه سلیمانی به «شهادت» رسید، روشن شد که حتی او، که مادرش ایرانی و پدرش عراقی است، نتوانسته بوده است گذرنامه ایرانی به دست آورد.
شبیه همین مشکل را در لبنان نیز میبینیم. سرانجام روزی خواهد رسید که لبنان به وضع عادی باز خواهد گشت و در آن صورت، حضور یک ارتش موازی به نام «حزبالله» قابل قبول نخواهد بود. مسئلهای که اربابان «سردار فیلسوف» با آن روبهرو هستند، چگونگی پایین آوردن شتری است که سلیمانی به پشت بام برده است.
«حزبالله» بخشی از یک شبکه گسترده بینالمللی است که در آن تجارت، بانکداری، بازار سیاه، قاچاق مواد مخدر، آدم ربایی و عملیات نظامی کلاسیک، در هم آمیختهاند. تغییر شکل این شبکه به صورتی که لبنان بتواند حزبالله لبنان را به عنوان یک نیروی سیاسی عادی بپذیرد، کار آسانی نیست.
شبیه همین وضع را سلیمانی در عراق به وجود اورد. البته سلیمانی بنیانگذار حزبالله و گروهای مشابه آن در عراق و سوریه نبود، و سوار اتوبوسی شد که آیتالله خمینی از سال ۱۹۸۲ میلادی براه انداخت. شاخه لبنانی حزبالله را آیتالله علیاکبر محتشمیپور تاسیس کرد، و الگوی اصلی که در تهران ایجاد شده بود، پیرو اندیشههای آیتالله هادی غفاری بود. در عراق نیز سلیمانی هنگامی وارد بازی شد که گروههای شبهنظامی، از جمله فیلقه البدر، سالها بود که در صحنه حضور داشتند.
بازسازی مناسبات ایران با این گروهها که جملگی در بخش سیاه اقتصاد کشورشان نیز سهم دارند، کار آسانی نیست؛ بهویژه در افغانستان، پاکستان و یمن که سلیمانی و تشکیلات او، نفوذی را که در لبنان و عراق بهدست آوردهاند، ندارند.
در اینجا نیز نباید سلیمانی را تنها مسئول ایجاد این باتلاق برای ایران دانست. حسین سلامی یادآور شد که سرلشکر اسماعیل قاآنی، جانشین سلیمانی در فرماندهی سپاه قدس، سالها پیش از ورود «سردار عارف» به صحنه، در زمینه سازماندهی گروههای مسلح عرب فعالیت داشته است.
برنامه «صدور انقلاب» نیز زاده اندیشه « سردار شاعر و ادیب» نبود. «صدور انقلاب» در قانون اساسی جمهوری اسلامی یک وظیفه رسمی به شمار میرود. برنامه «صدور انقلاب» با ایجاد یک مدیریت کل در وزارت امور خارجه اسلامی، به سرپرستی آیتالله هادی خسروی آغاز شد و در دوران ریاست جمهوری آیتالله علی اکبر هاشمی رفسنجانی، اندک اندک، در هیات «سپاه قدس» تبلور یافت.
IndependentPersian
@AmirTaheri4
چگونه میتوان «کلاف سردرگم» میراث سلیمانی را با حداقل خسارت باز کرد؟
در حالی که سر و صدای ناشی از کشتن سرلشکر قاسم سلیمانی اندک اندک فروکش میکند، مسئله مهمی که پیش از این حادثه مطرح بود و هنوز هم مطرح است، شایسته توجه بیشتری میشود: چگونه میتوان کلاف سردرگمی را که آن «اسطوره شهادت» در بخشی از خاورمیانه به وجود آورد، با حداقل خسارت باز کرد؟
این کلاف سردرگم، رشتههای گوناگون دارد. از یک سو، با بیش از ۱۰۰ هزار سرباز مزدور یا داوطلب شهادت، روبهرو هستیم که هنوز در سوریه زیر پرچمهای گوناگون، اما با کنترل جمهوری اسلامی، حضور دارند. این سربازان، از جمله ۲۰هزار افغان، ۱۴ هزار پاکستانی، ۶ هزار لبنانی، ۵ هزار ایرانی و بقیه سوری یا از ملل دیگر، در جنگ داخلی سوریه نقش پیادهنظام را برای نیروی هوایی روسیه و دولت بشار اسد بازی کردند.
در حال حاضر اما، این نیروها که اساسا در گوشهای از صحرای میان سوریه و عراق مستقر شدهاند، در ساختوساز جدید وضع موجود نقشی ندارند. واحدهای ایرانی این نیروها به صورت هدفهایی آسان برای اسرائیل در آمدهاند که توانسته است بیش از ۵۰۰ افسر و سرباز ایرانی را با حملات هوایی و موشکی به افتخار شهادت نایل سازد.
رهبران جمهوری اسلامی میدانند که طرح سلیمانی برای ایجاد این «لژیون خارجی» از نظر دراز مدت یک اشتباه بزرگ بود با عواقب نامعلوم. به همین سبب است که در ماههای اخیر، تهران کوشیده است تا مذاکراتی را با پاکستان و افغانستان به منظور بازگرداندن تدریجی اتباعشان از سوریه شکل بدهد. مشکل این است که «داوطلبان شهادت» که گاه «مدافعان حرم» نیز خوانده میشوند، علاقهای به بازگشت به موطن اصلی خود ندارند. تقریبا همه آنان میخواهند در ایران مستقر شوند. تصویری از حضور دهها هزار جنگجوی جهادی در ایران و چگونگی جذب آنان در جامعه ایرانی، چالشی است که به فکر «سردار شهید» خطور نکرده بود، اما اربابان او اکنون باید چارهای برای آن معضل احتمالی بیندیشند.
«سردار عارف و سالک» در چند نوبت به مزدوران جهادی قول داده بود که همگی دارای گذرنامه ایرانی خواهند شد. اما این هفته در سخنرانی برادر ابومهدی المهندس که او نیز همراه سلیمانی به «شهادت» رسید، روشن شد که حتی او، که مادرش ایرانی و پدرش عراقی است، نتوانسته بوده است گذرنامه ایرانی به دست آورد.
شبیه همین مشکل را در لبنان نیز میبینیم. سرانجام روزی خواهد رسید که لبنان به وضع عادی باز خواهد گشت و در آن صورت، حضور یک ارتش موازی به نام «حزبالله» قابل قبول نخواهد بود. مسئلهای که اربابان «سردار فیلسوف» با آن روبهرو هستند، چگونگی پایین آوردن شتری است که سلیمانی به پشت بام برده است.
«حزبالله» بخشی از یک شبکه گسترده بینالمللی است که در آن تجارت، بانکداری، بازار سیاه، قاچاق مواد مخدر، آدم ربایی و عملیات نظامی کلاسیک، در هم آمیختهاند. تغییر شکل این شبکه به صورتی که لبنان بتواند حزبالله لبنان را به عنوان یک نیروی سیاسی عادی بپذیرد، کار آسانی نیست.
شبیه همین وضع را سلیمانی در عراق به وجود اورد. البته سلیمانی بنیانگذار حزبالله و گروهای مشابه آن در عراق و سوریه نبود، و سوار اتوبوسی شد که آیتالله خمینی از سال ۱۹۸۲ میلادی براه انداخت. شاخه لبنانی حزبالله را آیتالله علیاکبر محتشمیپور تاسیس کرد، و الگوی اصلی که در تهران ایجاد شده بود، پیرو اندیشههای آیتالله هادی غفاری بود. در عراق نیز سلیمانی هنگامی وارد بازی شد که گروههای شبهنظامی، از جمله فیلقه البدر، سالها بود که در صحنه حضور داشتند.
بازسازی مناسبات ایران با این گروهها که جملگی در بخش سیاه اقتصاد کشورشان نیز سهم دارند، کار آسانی نیست؛ بهویژه در افغانستان، پاکستان و یمن که سلیمانی و تشکیلات او، نفوذی را که در لبنان و عراق بهدست آوردهاند، ندارند.
در اینجا نیز نباید سلیمانی را تنها مسئول ایجاد این باتلاق برای ایران دانست. حسین سلامی یادآور شد که سرلشکر اسماعیل قاآنی، جانشین سلیمانی در فرماندهی سپاه قدس، سالها پیش از ورود «سردار عارف» به صحنه، در زمینه سازماندهی گروههای مسلح عرب فعالیت داشته است.
برنامه «صدور انقلاب» نیز زاده اندیشه « سردار شاعر و ادیب» نبود. «صدور انقلاب» در قانون اساسی جمهوری اسلامی یک وظیفه رسمی به شمار میرود. برنامه «صدور انقلاب» با ایجاد یک مدیریت کل در وزارت امور خارجه اسلامی، به سرپرستی آیتالله هادی خسروی آغاز شد و در دوران ریاست جمهوری آیتالله علی اکبر هاشمی رفسنجانی، اندک اندک، در هیات «سپاه قدس» تبلور یافت.
IndependentPersian
@AmirTaheri4
Telegraph
«حاج قاسم» و شیشه عطر اسطورهای
«حاج قاسم» و شیشه عطر اسطورهای چگونه میتوان «کلاف سردرگم» میراث سلیمانی را با حداقل خسارت باز کرد؟ امیر طاهری جمعه 20 دی 1398 برابر با 10 January 2020
از رژیمی که ایران را به لجنزار برد، نمی توان انتظار داشت آن را بیرون بیاورد. بی کفایتی حکومت خمینیستی , در مدیریت روزهای پس از مرگ #سلیمانی کاملا مشخص شد. حمله موشکی کمدی وار بر پایگاه آمریکایی، و وحشت از آن که منجر به نابود کردن #هواپیمای_اوکراینی شد.
@AmirTaheri4
@AmirTaheri4
در این روز های پر تنش ایران یک چیز در حال روشن شدن است: ایران فاقد یک حکومت نرمال است. مسئله بی کفایتی مطلق نخبگان خمینیستی حاکم (بر مردم ) است که نمی توانند خود را از ایدئولوژی بیمار رها کند و آنها را مجبور میکند به هر کسی از جمله خودشان دروغ بگویند
@AmirTaheri4
@AmirTaheri4
وقتی از اروپایی ها و کانادا دعوت شد که به حمایت از رژیم در تهران پایان دهند، اغلب آنها گفتند: اما اگر ملاها بروند، چه کسی بر ایران حکومت کند؟ روزهای گذشته باید به آنها نشان داده باشد که مولاها بر ایران حکومت نمیکنند بلکه آنها ایران را به سمت یک تراژدی پیش میبرند.
@AmirTaheri4
@AmirTaheri4
خمینیستی ها اغلب بازی "من نبودم" رو در میارن. هیچ وقت مسئولیت اشتباهاتشان را نمیپذیرند. برای پیروزی خیالی، به خودشون اعتبار میدن. رئیس سپاه گفته آنها در مورد شلیک به #هواپیمای_اوکراینی چیزی نمی دانستند. #خامنهای می گوید به ما اطلاع داده نشده بود. هرچند زنجیره فرماندهی واضح است.
@AmirTaheri4
@AmirTaheri4
با ساقط کردن #هواپیمای_اوکراینی خمینیستی ها ادعا کردند که هواپیما در حال حرکت به سمت هدف نظامی بود. آیا آنها نمی دانند که مسیر داده شده به هواپیما از اتاق کنترل فرودگاه امام بوده؟ حتی اگر هم اینگونه بوده، چرا دو موشک؟ یک موشک کافی نبود؟
@AmirTaheri4
@AmirTaheri4
تا حالا کلمه "اشتباه" هیچ جایی در فرهنگ لغات خمینیستی ها نداشته است. امام "معصوم" اشتباه نمیکند. مخالفان امام تماما خیانت میکردند.
حالا که #خامنهای "اشتباه" را در مورد #هواپيماى_اكراينى پذیرفته، چرا بزرگترین "اشتباه" یعنی انقلاب اسلامی را نمیپذیرد؟
@AmirTaheri4
حالا که #خامنهای "اشتباه" را در مورد #هواپيماى_اكراينى پذیرفته، چرا بزرگترین "اشتباه" یعنی انقلاب اسلامی را نمیپذیرد؟
@AmirTaheri4
با وجود سرکوب ظالمانه، پروپگاندای شرم آور و تلاش برای رشوه دادن در غالب پاداش های نوروزی، ایران امروز در حالت یک شورش و طغیان علیه بی کفایتی و بی اعتباری رژیم است. همین الان گزارش هایی از اعتراضات پراکنده در تهران دریافت کردم.
@AmirTaheri4
@AmirTaheri4
من هنوز میزان گستردگی تظاهرات جدید تهران و سایر شهر ها رو نمی دونم. شعار اصلی مردم استعفای خامنهای است. به هر حال خامنهای مسئول اعمالش است. او درحال حاضر بسیار خشمگین است. هدف باید سرنگونی جمهوری اسلامی و ظهور مجدد ایران به عنوان یک کشور ملی باشد.
@AmirTaheri4
@AmirTaheri4
یادی از #سلطانقابوس بن سعید البوسی ، حاکم عمان که در سن 79 سالگی درگذشت. یک دوست وفادار ایران،همیشه از کمکهایی که #شاه به او داده بود برای پایان دادن به یک شورش کمونیستی ستایش میکرد. من نخستین روزنامه نگار بودم که چند روز پس از گرفتن قدرت از پدرش، با وی مصاحبه کردم.
@AmirTaheri4
@AmirTaheri4
Forwarded from Amir Taheri امیر طاهری
حاج قاسم» و شیشه عطر اسطورهای
چگونه میتوان «کلاف سردرگم» میراث سلیمانی را با حداقل خسارت باز کرد؟
در حالی که سر و صدای ناشی از کشتن سرلشکر قاسم سلیمانی اندک اندک فروکش میکند، مسئله مهمی که پیش از این حادثه مطرح بود و هنوز هم مطرح است، شایسته توجه بیشتری میشود: چگونه میتوان کلاف سردرگمی را که آن «اسطوره شهادت» در بخشی از خاورمیانه به وجود آورد، با حداقل خسارت باز کرد؟
این کلاف سردرگم، رشتههای گوناگون دارد. از یک سو، با بیش از ۱۰۰ هزار سرباز مزدور یا داوطلب شهادت، روبهرو هستیم که هنوز در سوریه زیر پرچمهای گوناگون، اما با کنترل جمهوری اسلامی، حضور دارند. این سربازان، از جمله ۲۰هزار افغان، ۱۴ هزار پاکستانی، ۶ هزار لبنانی، ۵ هزار ایرانی و بقیه سوری یا از ملل دیگر، در جنگ داخلی سوریه نقش پیادهنظام را برای نیروی هوایی روسیه و دولت بشار اسد بازی کردند.
در حال حاضر اما، این نیروها که اساسا در گوشهای از صحرای میان سوریه و عراق مستقر شدهاند، در ساختوساز جدید وضع موجود نقشی ندارند. واحدهای ایرانی این نیروها به صورت هدفهایی آسان برای اسرائیل در آمدهاند که توانسته است بیش از ۵۰۰ افسر و سرباز ایرانی را با حملات هوایی و موشکی به افتخار شهادت نایل سازد.
رهبران جمهوری اسلامی میدانند که طرح سلیمانی برای ایجاد این «لژیون خارجی» از نظر دراز مدت یک اشتباه بزرگ بود با عواقب نامعلوم. به همین سبب است که در ماههای اخیر، تهران کوشیده است تا مذاکراتی را با پاکستان و افغانستان به منظور بازگرداندن تدریجی اتباعشان از سوریه شکل بدهد. مشکل این است که «داوطلبان شهادت» که گاه «مدافعان حرم» نیز خوانده میشوند، علاقهای به بازگشت به موطن اصلی خود ندارند. تقریبا همه آنان میخواهند در ایران مستقر شوند. تصویری از حضور دهها هزار جنگجوی جهادی در ایران و چگونگی جذب آنان در جامعه ایرانی، چالشی است که به فکر «سردار شهید» خطور نکرده بود، اما اربابان او اکنون باید چارهای برای آن معضل احتمالی بیندیشند.
«سردار عارف و سالک» در چند نوبت به مزدوران جهادی قول داده بود که همگی دارای گذرنامه ایرانی خواهند شد. اما این هفته در سخنرانی برادر ابومهدی المهندس که او نیز همراه سلیمانی به «شهادت» رسید، روشن شد که حتی او، که مادرش ایرانی و پدرش عراقی است، نتوانسته بوده است گذرنامه ایرانی به دست آورد.
شبیه همین مشکل را در لبنان نیز میبینیم. سرانجام روزی خواهد رسید که لبنان به وضع عادی باز خواهد گشت و در آن صورت، حضور یک ارتش موازی به نام «حزبالله» قابل قبول نخواهد بود. مسئلهای که اربابان «سردار فیلسوف» با آن روبهرو هستند، چگونگی پایین آوردن شتری است که سلیمانی به پشت بام برده است.
«حزبالله» بخشی از یک شبکه گسترده بینالمللی است که در آن تجارت، بانکداری، بازار سیاه، قاچاق مواد مخدر، آدم ربایی و عملیات نظامی کلاسیک، در هم آمیختهاند. تغییر شکل این شبکه به صورتی که لبنان بتواند حزبالله لبنان را به عنوان یک نیروی سیاسی عادی بپذیرد، کار آسانی نیست.
شبیه همین وضع را سلیمانی در عراق به وجود اورد. البته سلیمانی بنیانگذار حزبالله و گروهای مشابه آن در عراق و سوریه نبود، و سوار اتوبوسی شد که آیتالله خمینی از سال ۱۹۸۲ میلادی براه انداخت. شاخه لبنانی حزبالله را آیتالله علیاکبر محتشمیپور تاسیس کرد، و الگوی اصلی که در تهران ایجاد شده بود، پیرو اندیشههای آیتالله هادی غفاری بود. در عراق نیز سلیمانی هنگامی وارد بازی شد که گروههای شبهنظامی، از جمله فیلقه البدر، سالها بود که در صحنه حضور داشتند.
بازسازی مناسبات ایران با این گروهها که جملگی در بخش سیاه اقتصاد کشورشان نیز سهم دارند، کار آسانی نیست؛ بهویژه در افغانستان، پاکستان و یمن که سلیمانی و تشکیلات او، نفوذی را که در لبنان و عراق بهدست آوردهاند، ندارند.
در اینجا نیز نباید سلیمانی را تنها مسئول ایجاد این باتلاق برای ایران دانست. حسین سلامی یادآور شد که سرلشکر اسماعیل قاآنی، جانشین سلیمانی در فرماندهی سپاه قدس، سالها پیش از ورود «سردار عارف» به صحنه، در زمینه سازماندهی گروههای مسلح عرب فعالیت داشته است.
برنامه «صدور انقلاب» نیز زاده اندیشه « سردار شاعر و ادیب» نبود. «صدور انقلاب» در قانون اساسی جمهوری اسلامی یک وظیفه رسمی به شمار میرود. برنامه «صدور انقلاب» با ایجاد یک مدیریت کل در وزارت امور خارجه اسلامی، به سرپرستی آیتالله هادی خسروی آغاز شد و در دوران ریاست جمهوری آیتالله علی اکبر هاشمی رفسنجانی، اندک اندک، در هیات «سپاه قدس» تبلور یافت.
IndependentPersian
@AmirTaheri4
چگونه میتوان «کلاف سردرگم» میراث سلیمانی را با حداقل خسارت باز کرد؟
در حالی که سر و صدای ناشی از کشتن سرلشکر قاسم سلیمانی اندک اندک فروکش میکند، مسئله مهمی که پیش از این حادثه مطرح بود و هنوز هم مطرح است، شایسته توجه بیشتری میشود: چگونه میتوان کلاف سردرگمی را که آن «اسطوره شهادت» در بخشی از خاورمیانه به وجود آورد، با حداقل خسارت باز کرد؟
این کلاف سردرگم، رشتههای گوناگون دارد. از یک سو، با بیش از ۱۰۰ هزار سرباز مزدور یا داوطلب شهادت، روبهرو هستیم که هنوز در سوریه زیر پرچمهای گوناگون، اما با کنترل جمهوری اسلامی، حضور دارند. این سربازان، از جمله ۲۰هزار افغان، ۱۴ هزار پاکستانی، ۶ هزار لبنانی، ۵ هزار ایرانی و بقیه سوری یا از ملل دیگر، در جنگ داخلی سوریه نقش پیادهنظام را برای نیروی هوایی روسیه و دولت بشار اسد بازی کردند.
در حال حاضر اما، این نیروها که اساسا در گوشهای از صحرای میان سوریه و عراق مستقر شدهاند، در ساختوساز جدید وضع موجود نقشی ندارند. واحدهای ایرانی این نیروها به صورت هدفهایی آسان برای اسرائیل در آمدهاند که توانسته است بیش از ۵۰۰ افسر و سرباز ایرانی را با حملات هوایی و موشکی به افتخار شهادت نایل سازد.
رهبران جمهوری اسلامی میدانند که طرح سلیمانی برای ایجاد این «لژیون خارجی» از نظر دراز مدت یک اشتباه بزرگ بود با عواقب نامعلوم. به همین سبب است که در ماههای اخیر، تهران کوشیده است تا مذاکراتی را با پاکستان و افغانستان به منظور بازگرداندن تدریجی اتباعشان از سوریه شکل بدهد. مشکل این است که «داوطلبان شهادت» که گاه «مدافعان حرم» نیز خوانده میشوند، علاقهای به بازگشت به موطن اصلی خود ندارند. تقریبا همه آنان میخواهند در ایران مستقر شوند. تصویری از حضور دهها هزار جنگجوی جهادی در ایران و چگونگی جذب آنان در جامعه ایرانی، چالشی است که به فکر «سردار شهید» خطور نکرده بود، اما اربابان او اکنون باید چارهای برای آن معضل احتمالی بیندیشند.
«سردار عارف و سالک» در چند نوبت به مزدوران جهادی قول داده بود که همگی دارای گذرنامه ایرانی خواهند شد. اما این هفته در سخنرانی برادر ابومهدی المهندس که او نیز همراه سلیمانی به «شهادت» رسید، روشن شد که حتی او، که مادرش ایرانی و پدرش عراقی است، نتوانسته بوده است گذرنامه ایرانی به دست آورد.
شبیه همین مشکل را در لبنان نیز میبینیم. سرانجام روزی خواهد رسید که لبنان به وضع عادی باز خواهد گشت و در آن صورت، حضور یک ارتش موازی به نام «حزبالله» قابل قبول نخواهد بود. مسئلهای که اربابان «سردار فیلسوف» با آن روبهرو هستند، چگونگی پایین آوردن شتری است که سلیمانی به پشت بام برده است.
«حزبالله» بخشی از یک شبکه گسترده بینالمللی است که در آن تجارت، بانکداری، بازار سیاه، قاچاق مواد مخدر، آدم ربایی و عملیات نظامی کلاسیک، در هم آمیختهاند. تغییر شکل این شبکه به صورتی که لبنان بتواند حزبالله لبنان را به عنوان یک نیروی سیاسی عادی بپذیرد، کار آسانی نیست.
شبیه همین وضع را سلیمانی در عراق به وجود اورد. البته سلیمانی بنیانگذار حزبالله و گروهای مشابه آن در عراق و سوریه نبود، و سوار اتوبوسی شد که آیتالله خمینی از سال ۱۹۸۲ میلادی براه انداخت. شاخه لبنانی حزبالله را آیتالله علیاکبر محتشمیپور تاسیس کرد، و الگوی اصلی که در تهران ایجاد شده بود، پیرو اندیشههای آیتالله هادی غفاری بود. در عراق نیز سلیمانی هنگامی وارد بازی شد که گروههای شبهنظامی، از جمله فیلقه البدر، سالها بود که در صحنه حضور داشتند.
بازسازی مناسبات ایران با این گروهها که جملگی در بخش سیاه اقتصاد کشورشان نیز سهم دارند، کار آسانی نیست؛ بهویژه در افغانستان، پاکستان و یمن که سلیمانی و تشکیلات او، نفوذی را که در لبنان و عراق بهدست آوردهاند، ندارند.
در اینجا نیز نباید سلیمانی را تنها مسئول ایجاد این باتلاق برای ایران دانست. حسین سلامی یادآور شد که سرلشکر اسماعیل قاآنی، جانشین سلیمانی در فرماندهی سپاه قدس، سالها پیش از ورود «سردار عارف» به صحنه، در زمینه سازماندهی گروههای مسلح عرب فعالیت داشته است.
برنامه «صدور انقلاب» نیز زاده اندیشه « سردار شاعر و ادیب» نبود. «صدور انقلاب» در قانون اساسی جمهوری اسلامی یک وظیفه رسمی به شمار میرود. برنامه «صدور انقلاب» با ایجاد یک مدیریت کل در وزارت امور خارجه اسلامی، به سرپرستی آیتالله هادی خسروی آغاز شد و در دوران ریاست جمهوری آیتالله علی اکبر هاشمی رفسنجانی، اندک اندک، در هیات «سپاه قدس» تبلور یافت.
IndependentPersian
@AmirTaheri4
Telegraph
«حاج قاسم» و شیشه عطر اسطورهای
«حاج قاسم» و شیشه عطر اسطورهای چگونه میتوان «کلاف سردرگم» میراث سلیمانی را با حداقل خسارت باز کرد؟ امیر طاهری جمعه 20 دی 1398 برابر با 10 January 2020
Forwarded from پادشاهیخواهان توئیتر
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
اتحاد و اعتماد تنها راه پیروزی بر این حکومت سرکوبگر فاسد است.
جوانان مبارز یکدیگر را کف خیابانها پیدا میکنند.
پیام این جوانان را پخش کنید تا بگوش همه کسانیکه فکر مینند سیاسی نیستند برسد.
این یک درد مشترک است و درمانش نیازمند عزم ملّیست.
#ایران_پس_میگیریم
Afsheen Nariman
@TwitterMamnoe
جوانان مبارز یکدیگر را کف خیابانها پیدا میکنند.
پیام این جوانان را پخش کنید تا بگوش همه کسانیکه فکر مینند سیاسی نیستند برسد.
این یک درد مشترک است و درمانش نیازمند عزم ملّیست.
#ایران_پس_میگیریم
Afsheen Nariman
@TwitterMamnoe
Forwarded from مملکته
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
اشک تو چشمام جمع شد
shahinmilani
دوستانی که دنبال فراخوان روزهای پیش رو بودند. اینم فراخوان:
موج دوم انقلاب شروع شده. ماها مقاومت میکنیم. ماها مداومت میکنیم. چقد دوستامونو از دست بدیم؟ ماهام والا خیلی چیزا برا از دست دادن داریم ولی اومدیم. حمایت کنید.
دنیا هم داره نگاه میکنه
@mamlekate
shahinmilani
دوستانی که دنبال فراخوان روزهای پیش رو بودند. اینم فراخوان:
موج دوم انقلاب شروع شده. ماها مقاومت میکنیم. ماها مداومت میکنیم. چقد دوستامونو از دست بدیم؟ ماهام والا خیلی چیزا برا از دست دادن داریم ولی اومدیم. حمایت کنید.
دنیا هم داره نگاه میکنه
@mamlekate
Forwarded from Reza Pahlavi | رضا پهلوی
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
هممیهنان دلیرم! شما یک بار دیگر نشان دادید که نمیخواهید گروگان این رژیم سرکوبگر و اشغالگر باشید. شجاعت شما زنجیر ستم و دیوار دروغ را میشکند. جهان اکنون در حال شنیدن فریاد غرورآفرین شماست.
#ایران
@OfficialRezaPahlavi
#ایران
@OfficialRezaPahlavi
گزارشهایی از اعتراضات مردمی علیه "ولی فقیه" علی خامنهای از اهواز، تبریز، مشهد و کاشان دریافت کردهام که خواسته آنها بسیار روشن است: تغییر رژیم.
این اولین بار است که "تغییر رژیم" در این سطح به صورت اساسی، مخصوصاً توسط جوانان درخواست شده است.
جای هیچ اصلاحاتی نیست!
@AmirTaheri4
این اولین بار است که "تغییر رژیم" در این سطح به صورت اساسی، مخصوصاً توسط جوانان درخواست شده است.
جای هیچ اصلاحاتی نیست!
@AmirTaheri4
Forwarded from پادشاهیخواهان توئیتر
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
تفاوت شاه #ایرانساز و شیخ #ایرانستیز از زبان استاد عالیقدر جناب @AmirTaheri4
این کلیپ قابل توجه آن ملیجکان مکتب ملا مصدق قجري که نه شیخ و نه شاه ميگویند.
#جاویدشاه
#پاینده_ایرانشاهي
Amir
@TwitterMamnoe
این کلیپ قابل توجه آن ملیجکان مکتب ملا مصدق قجري که نه شیخ و نه شاه ميگویند.
#جاویدشاه
#پاینده_ایرانشاهي
Amir
@TwitterMamnoe
Forwarded from Amir Taheri امیر طاهری
حاج قاسم» و شیشه عطر اسطورهای
چگونه میتوان «کلاف سردرگم» میراث سلیمانی را با حداقل خسارت باز کرد؟
در حالی که سر و صدای ناشی از کشتن سرلشکر قاسم سلیمانی اندک اندک فروکش میکند، مسئله مهمی که پیش از این حادثه مطرح بود و هنوز هم مطرح است، شایسته توجه بیشتری میشود: چگونه میتوان کلاف سردرگمی را که آن «اسطوره شهادت» در بخشی از خاورمیانه به وجود آورد، با حداقل خسارت باز کرد؟
این کلاف سردرگم، رشتههای گوناگون دارد. از یک سو، با بیش از ۱۰۰ هزار سرباز مزدور یا داوطلب شهادت، روبهرو هستیم که هنوز در سوریه زیر پرچمهای گوناگون، اما با کنترل جمهوری اسلامی، حضور دارند. این سربازان، از جمله ۲۰هزار افغان، ۱۴ هزار پاکستانی، ۶ هزار لبنانی، ۵ هزار ایرانی و بقیه سوری یا از ملل دیگر، در جنگ داخلی سوریه نقش پیادهنظام را برای نیروی هوایی روسیه و دولت بشار اسد بازی کردند.
در حال حاضر اما، این نیروها که اساسا در گوشهای از صحرای میان سوریه و عراق مستقر شدهاند، در ساختوساز جدید وضع موجود نقشی ندارند. واحدهای ایرانی این نیروها به صورت هدفهایی آسان برای اسرائیل در آمدهاند که توانسته است بیش از ۵۰۰ افسر و سرباز ایرانی را با حملات هوایی و موشکی به افتخار شهادت نایل سازد.
رهبران جمهوری اسلامی میدانند که طرح سلیمانی برای ایجاد این «لژیون خارجی» از نظر دراز مدت یک اشتباه بزرگ بود با عواقب نامعلوم. به همین سبب است که در ماههای اخیر، تهران کوشیده است تا مذاکراتی را با پاکستان و افغانستان به منظور بازگرداندن تدریجی اتباعشان از سوریه شکل بدهد. مشکل این است که «داوطلبان شهادت» که گاه «مدافعان حرم» نیز خوانده میشوند، علاقهای به بازگشت به موطن اصلی خود ندارند. تقریبا همه آنان میخواهند در ایران مستقر شوند. تصویری از حضور دهها هزار جنگجوی جهادی در ایران و چگونگی جذب آنان در جامعه ایرانی، چالشی است که به فکر «سردار شهید» خطور نکرده بود، اما اربابان او اکنون باید چارهای برای آن معضل احتمالی بیندیشند.
«سردار عارف و سالک» در چند نوبت به مزدوران جهادی قول داده بود که همگی دارای گذرنامه ایرانی خواهند شد. اما این هفته در سخنرانی برادر ابومهدی المهندس که او نیز همراه سلیمانی به «شهادت» رسید، روشن شد که حتی او، که مادرش ایرانی و پدرش عراقی است، نتوانسته بوده است گذرنامه ایرانی به دست آورد.
شبیه همین مشکل را در لبنان نیز میبینیم. سرانجام روزی خواهد رسید که لبنان به وضع عادی باز خواهد گشت و در آن صورت، حضور یک ارتش موازی به نام «حزبالله» قابل قبول نخواهد بود. مسئلهای که اربابان «سردار فیلسوف» با آن روبهرو هستند، چگونگی پایین آوردن شتری است که سلیمانی به پشت بام برده است.
«حزبالله» بخشی از یک شبکه گسترده بینالمللی است که در آن تجارت، بانکداری، بازار سیاه، قاچاق مواد مخدر، آدم ربایی و عملیات نظامی کلاسیک، در هم آمیختهاند. تغییر شکل این شبکه به صورتی که لبنان بتواند حزبالله لبنان را به عنوان یک نیروی سیاسی عادی بپذیرد، کار آسانی نیست.
شبیه همین وضع را سلیمانی در عراق به وجود اورد. البته سلیمانی بنیانگذار حزبالله و گروهای مشابه آن در عراق و سوریه نبود، و سوار اتوبوسی شد که آیتالله خمینی از سال ۱۹۸۲ میلادی براه انداخت. شاخه لبنانی حزبالله را آیتالله علیاکبر محتشمیپور تاسیس کرد، و الگوی اصلی که در تهران ایجاد شده بود، پیرو اندیشههای آیتالله هادی غفاری بود. در عراق نیز سلیمانی هنگامی وارد بازی شد که گروههای شبهنظامی، از جمله فیلقه البدر، سالها بود که در صحنه حضور داشتند.
بازسازی مناسبات ایران با این گروهها که جملگی در بخش سیاه اقتصاد کشورشان نیز سهم دارند، کار آسانی نیست؛ بهویژه در افغانستان، پاکستان و یمن که سلیمانی و تشکیلات او، نفوذی را که در لبنان و عراق بهدست آوردهاند، ندارند.
در اینجا نیز نباید سلیمانی را تنها مسئول ایجاد این باتلاق برای ایران دانست. حسین سلامی یادآور شد که سرلشکر اسماعیل قاآنی، جانشین سلیمانی در فرماندهی سپاه قدس، سالها پیش از ورود «سردار عارف» به صحنه، در زمینه سازماندهی گروههای مسلح عرب فعالیت داشته است.
برنامه «صدور انقلاب» نیز زاده اندیشه « سردار شاعر و ادیب» نبود. «صدور انقلاب» در قانون اساسی جمهوری اسلامی یک وظیفه رسمی به شمار میرود. برنامه «صدور انقلاب» با ایجاد یک مدیریت کل در وزارت امور خارجه اسلامی، به سرپرستی آیتالله هادی خسروی آغاز شد و در دوران ریاست جمهوری آیتالله علی اکبر هاشمی رفسنجانی، اندک اندک، در هیات «سپاه قدس» تبلور یافت.
IndependentPersian
@AmirTaheri4
چگونه میتوان «کلاف سردرگم» میراث سلیمانی را با حداقل خسارت باز کرد؟
در حالی که سر و صدای ناشی از کشتن سرلشکر قاسم سلیمانی اندک اندک فروکش میکند، مسئله مهمی که پیش از این حادثه مطرح بود و هنوز هم مطرح است، شایسته توجه بیشتری میشود: چگونه میتوان کلاف سردرگمی را که آن «اسطوره شهادت» در بخشی از خاورمیانه به وجود آورد، با حداقل خسارت باز کرد؟
این کلاف سردرگم، رشتههای گوناگون دارد. از یک سو، با بیش از ۱۰۰ هزار سرباز مزدور یا داوطلب شهادت، روبهرو هستیم که هنوز در سوریه زیر پرچمهای گوناگون، اما با کنترل جمهوری اسلامی، حضور دارند. این سربازان، از جمله ۲۰هزار افغان، ۱۴ هزار پاکستانی، ۶ هزار لبنانی، ۵ هزار ایرانی و بقیه سوری یا از ملل دیگر، در جنگ داخلی سوریه نقش پیادهنظام را برای نیروی هوایی روسیه و دولت بشار اسد بازی کردند.
در حال حاضر اما، این نیروها که اساسا در گوشهای از صحرای میان سوریه و عراق مستقر شدهاند، در ساختوساز جدید وضع موجود نقشی ندارند. واحدهای ایرانی این نیروها به صورت هدفهایی آسان برای اسرائیل در آمدهاند که توانسته است بیش از ۵۰۰ افسر و سرباز ایرانی را با حملات هوایی و موشکی به افتخار شهادت نایل سازد.
رهبران جمهوری اسلامی میدانند که طرح سلیمانی برای ایجاد این «لژیون خارجی» از نظر دراز مدت یک اشتباه بزرگ بود با عواقب نامعلوم. به همین سبب است که در ماههای اخیر، تهران کوشیده است تا مذاکراتی را با پاکستان و افغانستان به منظور بازگرداندن تدریجی اتباعشان از سوریه شکل بدهد. مشکل این است که «داوطلبان شهادت» که گاه «مدافعان حرم» نیز خوانده میشوند، علاقهای به بازگشت به موطن اصلی خود ندارند. تقریبا همه آنان میخواهند در ایران مستقر شوند. تصویری از حضور دهها هزار جنگجوی جهادی در ایران و چگونگی جذب آنان در جامعه ایرانی، چالشی است که به فکر «سردار شهید» خطور نکرده بود، اما اربابان او اکنون باید چارهای برای آن معضل احتمالی بیندیشند.
«سردار عارف و سالک» در چند نوبت به مزدوران جهادی قول داده بود که همگی دارای گذرنامه ایرانی خواهند شد. اما این هفته در سخنرانی برادر ابومهدی المهندس که او نیز همراه سلیمانی به «شهادت» رسید، روشن شد که حتی او، که مادرش ایرانی و پدرش عراقی است، نتوانسته بوده است گذرنامه ایرانی به دست آورد.
شبیه همین مشکل را در لبنان نیز میبینیم. سرانجام روزی خواهد رسید که لبنان به وضع عادی باز خواهد گشت و در آن صورت، حضور یک ارتش موازی به نام «حزبالله» قابل قبول نخواهد بود. مسئلهای که اربابان «سردار فیلسوف» با آن روبهرو هستند، چگونگی پایین آوردن شتری است که سلیمانی به پشت بام برده است.
«حزبالله» بخشی از یک شبکه گسترده بینالمللی است که در آن تجارت، بانکداری، بازار سیاه، قاچاق مواد مخدر، آدم ربایی و عملیات نظامی کلاسیک، در هم آمیختهاند. تغییر شکل این شبکه به صورتی که لبنان بتواند حزبالله لبنان را به عنوان یک نیروی سیاسی عادی بپذیرد، کار آسانی نیست.
شبیه همین وضع را سلیمانی در عراق به وجود اورد. البته سلیمانی بنیانگذار حزبالله و گروهای مشابه آن در عراق و سوریه نبود، و سوار اتوبوسی شد که آیتالله خمینی از سال ۱۹۸۲ میلادی براه انداخت. شاخه لبنانی حزبالله را آیتالله علیاکبر محتشمیپور تاسیس کرد، و الگوی اصلی که در تهران ایجاد شده بود، پیرو اندیشههای آیتالله هادی غفاری بود. در عراق نیز سلیمانی هنگامی وارد بازی شد که گروههای شبهنظامی، از جمله فیلقه البدر، سالها بود که در صحنه حضور داشتند.
بازسازی مناسبات ایران با این گروهها که جملگی در بخش سیاه اقتصاد کشورشان نیز سهم دارند، کار آسانی نیست؛ بهویژه در افغانستان، پاکستان و یمن که سلیمانی و تشکیلات او، نفوذی را که در لبنان و عراق بهدست آوردهاند، ندارند.
در اینجا نیز نباید سلیمانی را تنها مسئول ایجاد این باتلاق برای ایران دانست. حسین سلامی یادآور شد که سرلشکر اسماعیل قاآنی، جانشین سلیمانی در فرماندهی سپاه قدس، سالها پیش از ورود «سردار عارف» به صحنه، در زمینه سازماندهی گروههای مسلح عرب فعالیت داشته است.
برنامه «صدور انقلاب» نیز زاده اندیشه « سردار شاعر و ادیب» نبود. «صدور انقلاب» در قانون اساسی جمهوری اسلامی یک وظیفه رسمی به شمار میرود. برنامه «صدور انقلاب» با ایجاد یک مدیریت کل در وزارت امور خارجه اسلامی، به سرپرستی آیتالله هادی خسروی آغاز شد و در دوران ریاست جمهوری آیتالله علی اکبر هاشمی رفسنجانی، اندک اندک، در هیات «سپاه قدس» تبلور یافت.
IndependentPersian
@AmirTaheri4
Telegraph
«حاج قاسم» و شیشه عطر اسطورهای
«حاج قاسم» و شیشه عطر اسطورهای چگونه میتوان «کلاف سردرگم» میراث سلیمانی را با حداقل خسارت باز کرد؟ امیر طاهری جمعه 20 دی 1398 برابر با 10 January 2020