کمی شلوغ شد، نه؟ دیدیم که برچسبهای راست و چپ را میتوان به شکلهای گوناگون به کار برد. انگلس پیش از دیگران متوجه مشکل شده بود. او یادآور شد که احزاب را نمیتوان فقط بر اساس نام یا ادعای مسلکی شناخت و به داوری کشید: «به جای آنکه بپذیریم که هستند آنچه خود میگویند، ببینیم چه میکنند!»
در دهههای پایانی سده نوزدهم و آغاز سده بیستم، کوششهای بیشتری برای تعریف راست و چپ صورت گرفت. سیاستشناس آلمانی شلگل (Schlegel) در «پژوهشی درباره مفهوم جمهوریت» نظام جمهوری را نوعی راستگرایی معرفی کرد، زیرا جمهوری مدعی است که آخرین و بهترین شیوه حکومت بر جوامع انسانی را یافته است، و به قول هگل، لغت «پایان» را در پایان تاریخ قرار داده است. بدینسان اگر جمهوریت به معنای نقطه پایان تکامل است، باید پذیرفت که سدی است در برابر تجربه و خطا و در نتیجه ترقی و تعالی.
اندکاندک برای بسیاری از سیاستپژوهان ترقیخواهی بهعنوان خصلت ممیزه چپ ارائه شد. انسان میبایستی همه شرایط زندگی خود را مدام با دید انتقادی بررسی کند و ببیند کدام بخش را میتوان بهتر کرد و کدام بخش را میبایست به زبالهدان تاریخ افکند. بر این اساس، انقلاب کبیر فرانسه بار دیگر معیاری شد برای تعیین چپ و راست. ترقیخواهان، لیبرالها، سوسیالیستها و کمونیستهای خارج از دایره تسلط شوروی خود را وارثان ژاکوبنها میدانستند و در همان حال محافظهکاران و ملیگرایان در نقش وارثان مونتانیارها ظاهر شدند.
کوشش برای تعریف چپ و راست در سالها پس از جنگ جهانی دوم، در مسیری تازه قرار گرفت. در این مسیر، چپ برچسب افراد و احزابی شد که خواستار مالکیت عمومی ابزار تولید، توزیع و مبادله، برنامهریزی اقتصادی دولت و کنترل محتوای آموزش عمومی بودند. پرچمداران این تعریف جدید احزاب سوسیال دموکرات اروپایی بودند که فکر میکردند آرمانهای مترقی را نه از طریق انقلاب بلکه از راه پیروزی در انتخابات میتوان تحقق بخشید.
مشکل این بود که احزاب موردبحث با راهی دشوار برای رسیدن به قدرت حکومتی روبرو بودند. احزاب کمونیست حتی آنان که کموبیش استقلال کلی از شوروی داشتند، هرگز نتوانستند از طریق انتخابات به قدرت برسند. احزاب سوسیالیست و سوسیالدموکرات نیز برخلاف انتظار، در کشورهای دارای نظام پادشاهی شانس بیشتری برای پیروزی در انتخابات داشتند. در بریتانیا به محض پایان جنگ جهانی دوم، حزب کارگر یعنی سوسیالدموکرات با اکثریت تاریخی به قدرت رسید و وسیعترین برنامه ملی یا در واقع دولتی کردن صنایع، بانکها، زیربناها و خدمات را اجرا کرد. همان حزب در چارچوب نظامی که در آن، پادشاه امپراتور یک امپراتوری وسیع حاضر در چهار قاره نیز بود، برنامه پایان استعمار و انحلال امپراتور را به اجرا گذاشت. به عبارت دیگر، برنامههایی که چپگراترین ژاکوبنها و استالینیستها در خواب هم نمیدیدند، در چارچوب یک نظام پادشاهی واقعیت یافت.
در آلمان فدرال، سوسیالدموکراتها دههها بعد از هممسلکان انگلیسی خودــ آن هم پس از کنار گذاشتن آخرین فانتزیهای مارکسیستی خودــ از راه انتخابات به قدرت رسیدند. سوسیالیستهای فرانسه نیز به دنبال هممسلکان آلمانی خود به کمک ائتلاف با کمونیستها در انتخابات ۱۹۸۰ پیروز شدند و برنامه وسیع دولتیسازی را اجرا کردند.
از دهه ۱۹۹۰ به بعد، با سقوط اتحاد شوروی و حذف کمونیسم از معادلات سیاسی، روشن شد که برنامه دولتی کردن اقتصاد با واقعیات جهان امروز در دوران انقلاب صنعتی دوم نمیخواند. این سبب شد که کوشش تازهای برای تعریف چپ صورت گیرد. این کوششها منجر به تعریفی شد که در آن چپ به معنای برنامه توزیع میوههای پیشرفت اقتصادی و خصلتی بر اساس عدالت اجتماعی جلوه میکند. احزاب چپ طرفدار گرفتن مالیات بیشتر از مرفهان و توزیع آن بین «مظلومان»اند. خدمات اجتماعی، بیمههای درمانی و بیکاری، پذیرفتن کارگران مهاجر جزو علائم مشخصه «چپ» به شمار میروند.
اما این تعریف از «چپ» نیز چندان عمر نکرد، زیرا احزاب «راست» نیز نظام به اصطلاح توزیع عادلانه را پذیرفتند. این احزاب به دولتی کردن اقتصاد پایان دادند، اما همه خدمات اجتماعی عرضهشده را ادامه دادند.
این همسو شدن احزاب در چارچوب سیاستها باعث شد که کوششهای تازهای برای تعریف راست و چپ صورت گیرد. بر اساس این کوششها چپ شد لقب افراد و احزابی که مواضع اجتماعیــفرهنگی به قول خودشان ترقیخواهانه دارند: آزادی سقط جنین، حمایت از همجنسگرایان، دوجنسیتیها و بیجنسیتیها، رواداری با مهاجران از جمله مهاجران غیرقانونی، کمک به کشورهایی که روزی مستعمره بودند، اجازه دادن به زنان شوهردار که نامخانوادگی خود را به کار ببرند، طلاق آسانشده بر اساس توافق هر دو زوج، دادن یارانه به تولیدات هنری و فرهنگی، حتی اگر خریداری نداشته باشند، کوشش برای تصحیح خطاهای تاریخی، عذرخواهی از خطاهای گذشته، غرامت دادن به بازماندگان
در دهههای پایانی سده نوزدهم و آغاز سده بیستم، کوششهای بیشتری برای تعریف راست و چپ صورت گرفت. سیاستشناس آلمانی شلگل (Schlegel) در «پژوهشی درباره مفهوم جمهوریت» نظام جمهوری را نوعی راستگرایی معرفی کرد، زیرا جمهوری مدعی است که آخرین و بهترین شیوه حکومت بر جوامع انسانی را یافته است، و به قول هگل، لغت «پایان» را در پایان تاریخ قرار داده است. بدینسان اگر جمهوریت به معنای نقطه پایان تکامل است، باید پذیرفت که سدی است در برابر تجربه و خطا و در نتیجه ترقی و تعالی.
اندکاندک برای بسیاری از سیاستپژوهان ترقیخواهی بهعنوان خصلت ممیزه چپ ارائه شد. انسان میبایستی همه شرایط زندگی خود را مدام با دید انتقادی بررسی کند و ببیند کدام بخش را میتوان بهتر کرد و کدام بخش را میبایست به زبالهدان تاریخ افکند. بر این اساس، انقلاب کبیر فرانسه بار دیگر معیاری شد برای تعیین چپ و راست. ترقیخواهان، لیبرالها، سوسیالیستها و کمونیستهای خارج از دایره تسلط شوروی خود را وارثان ژاکوبنها میدانستند و در همان حال محافظهکاران و ملیگرایان در نقش وارثان مونتانیارها ظاهر شدند.
کوشش برای تعریف چپ و راست در سالها پس از جنگ جهانی دوم، در مسیری تازه قرار گرفت. در این مسیر، چپ برچسب افراد و احزابی شد که خواستار مالکیت عمومی ابزار تولید، توزیع و مبادله، برنامهریزی اقتصادی دولت و کنترل محتوای آموزش عمومی بودند. پرچمداران این تعریف جدید احزاب سوسیال دموکرات اروپایی بودند که فکر میکردند آرمانهای مترقی را نه از طریق انقلاب بلکه از راه پیروزی در انتخابات میتوان تحقق بخشید.
مشکل این بود که احزاب موردبحث با راهی دشوار برای رسیدن به قدرت حکومتی روبرو بودند. احزاب کمونیست حتی آنان که کموبیش استقلال کلی از شوروی داشتند، هرگز نتوانستند از طریق انتخابات به قدرت برسند. احزاب سوسیالیست و سوسیالدموکرات نیز برخلاف انتظار، در کشورهای دارای نظام پادشاهی شانس بیشتری برای پیروزی در انتخابات داشتند. در بریتانیا به محض پایان جنگ جهانی دوم، حزب کارگر یعنی سوسیالدموکرات با اکثریت تاریخی به قدرت رسید و وسیعترین برنامه ملی یا در واقع دولتی کردن صنایع، بانکها، زیربناها و خدمات را اجرا کرد. همان حزب در چارچوب نظامی که در آن، پادشاه امپراتور یک امپراتوری وسیع حاضر در چهار قاره نیز بود، برنامه پایان استعمار و انحلال امپراتور را به اجرا گذاشت. به عبارت دیگر، برنامههایی که چپگراترین ژاکوبنها و استالینیستها در خواب هم نمیدیدند، در چارچوب یک نظام پادشاهی واقعیت یافت.
در آلمان فدرال، سوسیالدموکراتها دههها بعد از هممسلکان انگلیسی خودــ آن هم پس از کنار گذاشتن آخرین فانتزیهای مارکسیستی خودــ از راه انتخابات به قدرت رسیدند. سوسیالیستهای فرانسه نیز به دنبال هممسلکان آلمانی خود به کمک ائتلاف با کمونیستها در انتخابات ۱۹۸۰ پیروز شدند و برنامه وسیع دولتیسازی را اجرا کردند.
از دهه ۱۹۹۰ به بعد، با سقوط اتحاد شوروی و حذف کمونیسم از معادلات سیاسی، روشن شد که برنامه دولتی کردن اقتصاد با واقعیات جهان امروز در دوران انقلاب صنعتی دوم نمیخواند. این سبب شد که کوشش تازهای برای تعریف چپ صورت گیرد. این کوششها منجر به تعریفی شد که در آن چپ به معنای برنامه توزیع میوههای پیشرفت اقتصادی و خصلتی بر اساس عدالت اجتماعی جلوه میکند. احزاب چپ طرفدار گرفتن مالیات بیشتر از مرفهان و توزیع آن بین «مظلومان»اند. خدمات اجتماعی، بیمههای درمانی و بیکاری، پذیرفتن کارگران مهاجر جزو علائم مشخصه «چپ» به شمار میروند.
اما این تعریف از «چپ» نیز چندان عمر نکرد، زیرا احزاب «راست» نیز نظام به اصطلاح توزیع عادلانه را پذیرفتند. این احزاب به دولتی کردن اقتصاد پایان دادند، اما همه خدمات اجتماعی عرضهشده را ادامه دادند.
این همسو شدن احزاب در چارچوب سیاستها باعث شد که کوششهای تازهای برای تعریف راست و چپ صورت گیرد. بر اساس این کوششها چپ شد لقب افراد و احزابی که مواضع اجتماعیــفرهنگی به قول خودشان ترقیخواهانه دارند: آزادی سقط جنین، حمایت از همجنسگرایان، دوجنسیتیها و بیجنسیتیها، رواداری با مهاجران از جمله مهاجران غیرقانونی، کمک به کشورهایی که روزی مستعمره بودند، اجازه دادن به زنان شوهردار که نامخانوادگی خود را به کار ببرند، طلاق آسانشده بر اساس توافق هر دو زوج، دادن یارانه به تولیدات هنری و فرهنگی، حتی اگر خریداری نداشته باشند، کوشش برای تصحیح خطاهای تاریخی، عذرخواهی از خطاهای گذشته، غرامت دادن به بازماندگان
👍57
بردگان واقعی یا خیالی، تصحیح متون تاریخی برای حذف عبارات، اصطلاحات و افکار نژادپرستانه، ضد یهود، ضد اسلام و برتریجویی برای قوم خیالی «سفید» بهویژه مردان سفید.
میبینیم که در حال حاضر برچسبهای چپ و راستــ اگر هم روزی معنای خاصی داشتندــ دیگر چندان معنایی ندارند و از دید زندگی سیاسی واقعی، کمکی به تحلیل اوضاع و یافتن راهحل برای مشکلات جامعه نمیکنند.
هیتلر و حزب نازی با تعریف «چپ» بهعنوان کنترلکننده اقتصاد و مالکیت دولتی در جناح چپ قرار داشتند. استالین با تبدیل سوسیالیسم به یک کیش، دست کم از دید تروتسکی در جناح راست قرار داشت.
Read More
This section contains relevant reference points, placed in (Inner related node field)
برگردیم به ایران خودمان. تقریبا یک سال پیش از فاجعه ۱۳۵۷، خانم مارگارت تاچر که بهتازگی به رهبری حزب محافظهکار رسیده بود، به تهران آمد. در دیدار با او در هتل هیلتون، خانم تاچر تعریف کرد که قبل از آمدن به تهران از ورشو، پایتخت لهستان که در آن زمان نظام کمونیستی داشت، دیدن کرده است. او با طنزی که مشخصه انگلیسیها است، گفت: آنطور که میبینم، شما در ایران چپگراتر از لهستانیها هستید! در ایران آن زمان، سهم کنترلشده دولت از اقتصاد ملی بیشتر از سهمی بود که دولت کمونیست لهستان در اختیار داشت. نفت، تاسیسات زیربنایی، بانکهای بزرگ، بزرگترین شرکت بیمه، راهآهن، شرکتهای هواپیمایی و کشتیرانی و حتی سالنهای موسیقی و تئاتر دولتی بودند. بسیاری از فیلمها به خرج دولت تولید میشد. نویسندگانی که نمایشنامههایشان در تئاترهای خصوصی راهی نداشت، در تئاترهای دولتی هنرنمایی میکردند. رادیو و تلویزیون در انحصار دولت بود و صدها هزار نوجوان به خرج دولت در داخل و خارج تحصیل میکردند.
در همان زمان، سقط جنین آزاد شده بود (در سال ۱۳۵۵) کسی با همجنسگرایان یا دگرباشان کاری نداشت، بیش از یک میلیون کارگر و کارمند مهاجر پذیرفته شده بودند، حقوق زنان در سطح متوسط بینالمللی تامین شده بود و میشد گفت که خانم تاچر با قرار دادن ایران ۱۳۵۶ در جناح چپ جهانی، چندان به خطا نرفته بود.
اما واقعیت این بود و هست که زندگی سیاسی یک فرد، گروه، حزب یا کشور را با یک برچسب نمیتوان شناخت. یک نظام ممکن است همه مشخصههای یک برچسب را داشته باشد اما در عمل نمونهای از محتویات آن برچسب نباشد. به عبارت دیگر، چپگرایان نباید چپگرایی خود را به صورت خصلتی برای خود درآورند. آنان باید ببینند چگونه میتوان ایران را از بنبست کنونی با حداقل سوختوسوز به درآورد و به حالت عادی یعنی حالت متعارف در مقیاس جهانی بازگرداند. در پادشاهی مشروطه در ایران همواره به شکلهای گوناگون هم برای چپ جا بود و هم برای راست و در آینده نیز خواهد بود.
بگذارید یک نظریه تحریک آمیز دیگر عرضه کنم: چپ ایرانی، در همه اشکال خود، در۱۳۵۷ با ائتلاف با راست مذهبی فریب خورد یا خود را فریب داد. این بار باید مواظب باشد که با دشمنی با پادشاهی مشروطه در دام فریب بزرگتری نیفتد.
@AmirTaheri4
میبینیم که در حال حاضر برچسبهای چپ و راستــ اگر هم روزی معنای خاصی داشتندــ دیگر چندان معنایی ندارند و از دید زندگی سیاسی واقعی، کمکی به تحلیل اوضاع و یافتن راهحل برای مشکلات جامعه نمیکنند.
هیتلر و حزب نازی با تعریف «چپ» بهعنوان کنترلکننده اقتصاد و مالکیت دولتی در جناح چپ قرار داشتند. استالین با تبدیل سوسیالیسم به یک کیش، دست کم از دید تروتسکی در جناح راست قرار داشت.
Read More
This section contains relevant reference points, placed in (Inner related node field)
برگردیم به ایران خودمان. تقریبا یک سال پیش از فاجعه ۱۳۵۷، خانم مارگارت تاچر که بهتازگی به رهبری حزب محافظهکار رسیده بود، به تهران آمد. در دیدار با او در هتل هیلتون، خانم تاچر تعریف کرد که قبل از آمدن به تهران از ورشو، پایتخت لهستان که در آن زمان نظام کمونیستی داشت، دیدن کرده است. او با طنزی که مشخصه انگلیسیها است، گفت: آنطور که میبینم، شما در ایران چپگراتر از لهستانیها هستید! در ایران آن زمان، سهم کنترلشده دولت از اقتصاد ملی بیشتر از سهمی بود که دولت کمونیست لهستان در اختیار داشت. نفت، تاسیسات زیربنایی، بانکهای بزرگ، بزرگترین شرکت بیمه، راهآهن، شرکتهای هواپیمایی و کشتیرانی و حتی سالنهای موسیقی و تئاتر دولتی بودند. بسیاری از فیلمها به خرج دولت تولید میشد. نویسندگانی که نمایشنامههایشان در تئاترهای خصوصی راهی نداشت، در تئاترهای دولتی هنرنمایی میکردند. رادیو و تلویزیون در انحصار دولت بود و صدها هزار نوجوان به خرج دولت در داخل و خارج تحصیل میکردند.
در همان زمان، سقط جنین آزاد شده بود (در سال ۱۳۵۵) کسی با همجنسگرایان یا دگرباشان کاری نداشت، بیش از یک میلیون کارگر و کارمند مهاجر پذیرفته شده بودند، حقوق زنان در سطح متوسط بینالمللی تامین شده بود و میشد گفت که خانم تاچر با قرار دادن ایران ۱۳۵۶ در جناح چپ جهانی، چندان به خطا نرفته بود.
اما واقعیت این بود و هست که زندگی سیاسی یک فرد، گروه، حزب یا کشور را با یک برچسب نمیتوان شناخت. یک نظام ممکن است همه مشخصههای یک برچسب را داشته باشد اما در عمل نمونهای از محتویات آن برچسب نباشد. به عبارت دیگر، چپگرایان نباید چپگرایی خود را به صورت خصلتی برای خود درآورند. آنان باید ببینند چگونه میتوان ایران را از بنبست کنونی با حداقل سوختوسوز به درآورد و به حالت عادی یعنی حالت متعارف در مقیاس جهانی بازگرداند. در پادشاهی مشروطه در ایران همواره به شکلهای گوناگون هم برای چپ جا بود و هم برای راست و در آینده نیز خواهد بود.
بگذارید یک نظریه تحریک آمیز دیگر عرضه کنم: چپ ایرانی، در همه اشکال خود، در۱۳۵۷ با ائتلاف با راست مذهبی فریب خورد یا خود را فریب داد. این بار باید مواظب باشد که با دشمنی با پادشاهی مشروطه در دام فریب بزرگتری نیفتد.
@AmirTaheri4
👍71❤3👎1
نغمه رسانه ای اروپایی در این روزها: مشکل #حماس راه حل نظامی ندارد!
(چطور به این نتیجه رسیدید؟
اگر راه حل نظامی ندارد چه جایگزینی را توصیه میکنید؟
و اگر ارتش نمی تواند راه حلی ارائه دهد، به چه دلیل منابع هنگفتی را صرف نگهداری این ارتش بی مصرف میکنید؟)
@AmirTaheri4
(چطور به این نتیجه رسیدید؟
اگر راه حل نظامی ندارد چه جایگزینی را توصیه میکنید؟
و اگر ارتش نمی تواند راه حلی ارائه دهد، به چه دلیل منابع هنگفتی را صرف نگهداری این ارتش بی مصرف میکنید؟)
@AmirTaheri4
👍89❤7👌1
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
@AmirTaheri4
لال نشی غضنفر، برو دقت کن ببین تو خودت کی هستی! - چنان شنید پیالهچی از توصیه استاد به رندی.
بار دیگر افتخار و سعادتش را دارم که با گلچینی از مصاحبه اخیرشان، برای لذت خودم و دوستدارانشان امکان شنیدن فقط خود حرف های خوب و آموزندهی استاد امیر طاهری را فراهم کنم.
دیر زیند و سلامت، با شادی و خوشکامی
Piyalechi
@AmirTaheri4
لال نشی غضنفر، برو دقت کن ببین تو خودت کی هستی! - چنان شنید پیالهچی از توصیه استاد به رندی.
بار دیگر افتخار و سعادتش را دارم که با گلچینی از مصاحبه اخیرشان، برای لذت خودم و دوستدارانشان امکان شنیدن فقط خود حرف های خوب و آموزندهی استاد امیر طاهری را فراهم کنم.
دیر زیند و سلامت، با شادی و خوشکامی
Piyalechi
@AmirTaheri4
❤111👍17👏1
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
📹 امیر طاهری از شکاف در بالاترین سطوح رهبری ایران میگوید؛ پایان کار جمهوری اسلامی نزدیک است! →
@AmirTaheri4
@AmirTaheri4
👍87
Audio
📹 امیر طاهری از شکاف در بالاترین سطوح رهبری ایران میگوید؛ پایان کار جمهوری اسلامی نزدیک است! →
نسخه صوتی
@AmirTaheri4
نسخه صوتی
@AmirTaheri4
👍55❤2😐1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
اجرای زیبای سرود ای ایران توسط آرتش شاهنشاهی ایران
سرودی که خواندنش روز جشن ملی #سيزده_بدر_۲۵۸۴ ضروری هست…
#جاويدشاه
#KingRezaPahlavi
@PahlaviReza
Sepidar
@AmirTaheri4
سرودی که خواندنش روز جشن ملی #سيزده_بدر_۲۵۸۴ ضروری هست…
#جاويدشاه
#KingRezaPahlavi
@PahlaviReza
Sepidar
@AmirTaheri4
❤90👍10
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
نظام الدین زاهدی - سفیر تاجیکستان در جشن نوروز تخت چمشید:
«من افتخار دارم در تخت جمشید هستم.»
فیلم از مهدی اسماعیلی
Iranistics - University of Tehran
@AmirTaheri4
«من افتخار دارم در تخت جمشید هستم.»
فیلم از مهدی اسماعیلی
Iranistics - University of Tehran
@AmirTaheri4
❤97👍8
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
این سخنرانی نیست! شاهکار ملی و تاریخی است. مو بر تنم راست و چشمانم را خیس کرد. چیزی که سالها دویدم تا به آن برسم و لمسش کنم ایشان نیم قرن پیش به زیباترین و پوییده ترین روش ممکن گفته بودند. این را از ما دزدیده بودند. این تاریخ شفاهی ما بود #فردوسی #شاهنامه
Morgan Shah
@AmirTaheri4
Morgan Shah
@AmirTaheri4
👍87❤15🤷♂1🤯1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
ویدیویی از نقالی و شاهنامهخوانی یک دختر خردسال در تخت جمشید در ایام نوروز در شبکههای اجتماعی پربازدید شده است.
«همه رخش اندیشه را زین کنیم
جهان را به شهنامه اذین کنیم
هر آن کس که شهنامه خوانی کند
چه مرد و زن پهلوانی کند»
این دختر که لباس سنتی بختیاریها را بر تن دارد، با صدای رسا ابیاتی از شاهنامه را میخواند و تشویق دیگر گردشگران را بر میانگیزد. ترویج شاهنامهخوانی میان کودکان بهعنوان یکی از بنیانهای فرهنگی ایران در سالهای اخیر رواج یافته است.
independentpersian
@AmirTaheri4
«همه رخش اندیشه را زین کنیم
جهان را به شهنامه اذین کنیم
هر آن کس که شهنامه خوانی کند
چه مرد و زن پهلوانی کند»
این دختر که لباس سنتی بختیاریها را بر تن دارد، با صدای رسا ابیاتی از شاهنامه را میخواند و تشویق دیگر گردشگران را بر میانگیزد. ترویج شاهنامهخوانی میان کودکان بهعنوان یکی از بنیانهای فرهنگی ایران در سالهای اخیر رواج یافته است.
independentpersian
@AmirTaheri4
❤99👍6👏3
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
امیر طاهری پرده از اسرار تسلیم خامنهای در برابر مهلت دوماهه ترامپ برمیدارد!!
امیر طاهری، روزنامهنگار ارشد، میگوید،در دوره اول ریاستجمهوری ترامپ وقتی نامهای برای خامنهای فرستاد، او حتی آن را نخواند. اما این بار، نهتنها نامه ترامپ به دست خامنهای رسیده، بلکه پاسخ هم داده شده است. این مسلئه نشان از عقب نشینی موضع خامنه ای دارد
به گفته این روزنامه نگار ارشد، علی شمخانی، از چهرههای امنیتی نزدیک به رهبر، اظهاراتی داشته که نشان از وضعیت تهاجمی نظام ندارد در شرایطی که فشارهای داخلی و بینالمللی افزایش یافته، جمهوری اسلامی ناچار است به جای سیاست تهاجمی، در موضعی منفعلانه واکنش نشان دهد.
امیر طاهری می افزاید ،حاکمیت ایران همواره مذاکره را امری تحقیرآمیز تلقی کرده و آن را بیشتر به "ذکر مصیبت" تشبیه میکند تا یک روند دیپلماتیک. مذاکره ممکن است صورت بگیرد، اما نه در قالب یک معامله متوازن، بلکه بیشتر به عنوان ابزاری برای عبور از بحرانها.
شبکه رسانهای بیان | بازتاب | منبع: تلویزیون کانال یک |یکشنبه ۱۰ فروردین ۱۴۰۳
@AmirTaheri4
👍72❤5
امیر طاهری پرده از اسرار تسلیم خامنهای در برابر مهلت دوماهه ترامپ…
امیر طاهری پرده از اسرار تسلیم خامنهای در برابر مهلت دوماهه ترامپ برمیدارد!!
امیر طاهری، روزنامهنگار ارشد، میگوید،در دوره اول ریاستجمهوری ترامپ وقتی نامهای برای خامنهای فرستاد، او حتی آن را نخواند. اما این بار، نهتنها نامه ترامپ به دست خامنهای رسیده، بلکه پاسخ هم داده شده است. این مسلئه نشان از عقب نشینی موضع خامنه ای دارد
به گفته این روزنامه نگار ارشد، علی شمخانی، از چهرههای امنیتی نزدیک به رهبر، اظهاراتی داشته که نشان از وضعیت تهاجمی نظام ندارد در شرایطی که فشارهای داخلی و بینالمللی افزایش یافته، جمهوری اسلامی ناچار است به جای سیاست تهاجمی، در موضعی منفعلانه واکنش نشان دهد.
امیر طاهری می افزاید ،حاکمیت ایران همواره مذاکره را امری تحقیرآمیز تلقی کرده و آن را بیشتر به "ذکر مصیبت" تشبیه میکند تا یک روند دیپلماتیک. مذاکره ممکن است صورت بگیرد، اما نه در قالب یک معامله متوازن، بلکه بیشتر به عنوان ابزاری برای عبور از بحرانها.
شبکه رسانهای بیان | بازتاب | منبع: تلویزیون کانال یک |یکشنبه ۱۰ فروردین ۱۴۰۳
نسخه صوتی
@AmirTaheri4
امیر طاهری، روزنامهنگار ارشد، میگوید،در دوره اول ریاستجمهوری ترامپ وقتی نامهای برای خامنهای فرستاد، او حتی آن را نخواند. اما این بار، نهتنها نامه ترامپ به دست خامنهای رسیده، بلکه پاسخ هم داده شده است. این مسلئه نشان از عقب نشینی موضع خامنه ای دارد
به گفته این روزنامه نگار ارشد، علی شمخانی، از چهرههای امنیتی نزدیک به رهبر، اظهاراتی داشته که نشان از وضعیت تهاجمی نظام ندارد در شرایطی که فشارهای داخلی و بینالمللی افزایش یافته، جمهوری اسلامی ناچار است به جای سیاست تهاجمی، در موضعی منفعلانه واکنش نشان دهد.
امیر طاهری می افزاید ،حاکمیت ایران همواره مذاکره را امری تحقیرآمیز تلقی کرده و آن را بیشتر به "ذکر مصیبت" تشبیه میکند تا یک روند دیپلماتیک. مذاکره ممکن است صورت بگیرد، اما نه در قالب یک معامله متوازن، بلکه بیشتر به عنوان ابزاری برای عبور از بحرانها.
شبکه رسانهای بیان | بازتاب | منبع: تلویزیون کانال یک |یکشنبه ۱۰ فروردین ۱۴۰۳
نسخه صوتی
@AmirTaheri4
👍62❤4🔥2
Forwarded from Reza Pahlavi | رضا پهلوی
جمهوری اسلامی در چنین روزی با تکیه بر فریب و تقلب انتخاباتی تاسیس شد. این رژیم از همان آغاز نامشروع و غیرقانونی بود، و مردم ایران به درستی ۱۲ فروردین را روز نه به جمهوری اسلامی نامگذاری کردهاند.
اما اکنون که اکثریت قاطع مردم ایران، حتی کسانی که قبلا حامی رژیم بودند، به این باور رسیدهاند که تنها راه نجات کشور سرنگونی جمهوری اسلامی و استقرار یک دولت ملی است، میبایست از «نه به جمهوری اسلامی» فراتر برویم و جایگزین این رژیم فرسوده و در معرض سقوط را دقیقتر و جامعتر ترسیم و تصویر کنیم.
در چنین روزی، نخست باید تاکید کنیم که بر خلاف جمهوری اسلامی که بر اساس انتخابات دروغین و در فضایی آکنده از رعب و وحشت و اعدامهای گسترده تاسیس شد، مردم ایران باید این حق را داشته باشند که در فضایی آزاد و به دور از هرگونه ترس و تهدید، نظام حکمرانی آینده کشور را از طریق یک همهپرسی انتخاب کنند.
برخلاف رژیم ولایت مطلقه فقیه، در نظام آینده ایران، جدایی دین از حکومت باید اساس حکمرانی باشد و این نظام همچنین باید بر پایه دموکراسی و حقوق بشر استوار باشد.
بر خلاف جمهوری اسلامی که با حذف دولت ملی، تلاش کرد «امت» را جایگزین «ملت» کند و با فرقهگرایی، بذر تفرقه و بیاعتمادی را در جامعه بکارد، دولت ملی آینده ایران، حافظ تمامیت ارضی و وحدت ملی، و ضامن امنیت و حقوق شهروندی همه ایرانیان خواهد بود.
در مقابل جمهوری اسلامی که بیثباتی، آشوب، ترور و بحران را به منطقه و جهان صادر کرده است، دولت ملی آینده ایران بر اساس منافع ملی به دنبال گفتوگو، تنشزدایی و همکاری سازنده با همه دولتهای جهان خواهد بود.
در حالی که جمهوری اسلامی ثروت ملی ایران را به یغما برده و اقتصاد کشور را به نابودی کشانده، دولت ملی آینده ایران، رفاه، رشد اقتصادی و توسعه پایدار را برای ملت ایران به ارمغان خواهد آورد. نام ایران دوباره بلند خواهد شد و عظمت به سرزمین ما باز خواهد گشت.
در سال سازماندهی برای اقدام نهایی، از شما هممیهنان عزیزم در داخل کشور میخواهم که روند سازمانیافتن را از خانواده، دوستان نزدیک و افراد مورد اعتماد خود آغاز کنید. آن همبستگی باشکوه ملی را که در چهارشنبهسوری و نوروز به نمایش گذاشتید، در سیزدهبدر و مناسبتهای پس از آن بزرگتر و گستردهتر کنید. در جایجای ایران، از استادیومهای ورزشی تا سالنهای تئاتر و سینما تا کنسرتهای موسیقی، از دانشگاه تا بازار، و در هر گردهمایی و اجتماعی، دوشادوش هم سرود اتحاد ملی بخوانید.
اگر در خارج از ایران زندگی میکنید، مسئولیت شما در پشتیبانی از انقلاب ملی ایران و پژواک خواستههای هممیهنانمان بیش از پیش است. برای تاثیرگذاری بیشتر، لازم است که در راستای همافزایی بیشتر نیروهایتان بکوشید. شما با پیوستن به احزاب، سازمانها و انجمنهایی که به تازگی همکاریهای خود را در چارچوب اصول و برنامه مشترک آغاز کردهاند، میتوانید فعالیتهای خود را منسجمتر و موثرتر سازید.
ما در مسیر پیروزی قرار داریم و با سازمانیافتن و همبستگی بیشتر، به پیروزی نزدیکتر خواهیم شد. باور دارم که آیندهای روشن در انتظار ایران است.
پاینده ایران،
رضا پهلوی
@OfficialRezaPahlavi
اما اکنون که اکثریت قاطع مردم ایران، حتی کسانی که قبلا حامی رژیم بودند، به این باور رسیدهاند که تنها راه نجات کشور سرنگونی جمهوری اسلامی و استقرار یک دولت ملی است، میبایست از «نه به جمهوری اسلامی» فراتر برویم و جایگزین این رژیم فرسوده و در معرض سقوط را دقیقتر و جامعتر ترسیم و تصویر کنیم.
در چنین روزی، نخست باید تاکید کنیم که بر خلاف جمهوری اسلامی که بر اساس انتخابات دروغین و در فضایی آکنده از رعب و وحشت و اعدامهای گسترده تاسیس شد، مردم ایران باید این حق را داشته باشند که در فضایی آزاد و به دور از هرگونه ترس و تهدید، نظام حکمرانی آینده کشور را از طریق یک همهپرسی انتخاب کنند.
برخلاف رژیم ولایت مطلقه فقیه، در نظام آینده ایران، جدایی دین از حکومت باید اساس حکمرانی باشد و این نظام همچنین باید بر پایه دموکراسی و حقوق بشر استوار باشد.
بر خلاف جمهوری اسلامی که با حذف دولت ملی، تلاش کرد «امت» را جایگزین «ملت» کند و با فرقهگرایی، بذر تفرقه و بیاعتمادی را در جامعه بکارد، دولت ملی آینده ایران، حافظ تمامیت ارضی و وحدت ملی، و ضامن امنیت و حقوق شهروندی همه ایرانیان خواهد بود.
در مقابل جمهوری اسلامی که بیثباتی، آشوب، ترور و بحران را به منطقه و جهان صادر کرده است، دولت ملی آینده ایران بر اساس منافع ملی به دنبال گفتوگو، تنشزدایی و همکاری سازنده با همه دولتهای جهان خواهد بود.
در حالی که جمهوری اسلامی ثروت ملی ایران را به یغما برده و اقتصاد کشور را به نابودی کشانده، دولت ملی آینده ایران، رفاه، رشد اقتصادی و توسعه پایدار را برای ملت ایران به ارمغان خواهد آورد. نام ایران دوباره بلند خواهد شد و عظمت به سرزمین ما باز خواهد گشت.
در سال سازماندهی برای اقدام نهایی، از شما هممیهنان عزیزم در داخل کشور میخواهم که روند سازمانیافتن را از خانواده، دوستان نزدیک و افراد مورد اعتماد خود آغاز کنید. آن همبستگی باشکوه ملی را که در چهارشنبهسوری و نوروز به نمایش گذاشتید، در سیزدهبدر و مناسبتهای پس از آن بزرگتر و گستردهتر کنید. در جایجای ایران، از استادیومهای ورزشی تا سالنهای تئاتر و سینما تا کنسرتهای موسیقی، از دانشگاه تا بازار، و در هر گردهمایی و اجتماعی، دوشادوش هم سرود اتحاد ملی بخوانید.
اگر در خارج از ایران زندگی میکنید، مسئولیت شما در پشتیبانی از انقلاب ملی ایران و پژواک خواستههای هممیهنانمان بیش از پیش است. برای تاثیرگذاری بیشتر، لازم است که در راستای همافزایی بیشتر نیروهایتان بکوشید. شما با پیوستن به احزاب، سازمانها و انجمنهایی که به تازگی همکاریهای خود را در چارچوب اصول و برنامه مشترک آغاز کردهاند، میتوانید فعالیتهای خود را منسجمتر و موثرتر سازید.
ما در مسیر پیروزی قرار داریم و با سازمانیافتن و همبستگی بیشتر، به پیروزی نزدیکتر خواهیم شد. باور دارم که آیندهای روشن در انتظار ایران است.
پاینده ایران،
رضا پهلوی
@OfficialRezaPahlavi
👍93❤34🫡6👎1
خامنه ای هراس از جنگ و هلاکت مانند قاسم سلیمانی:تحلیل استاد امیر…
خامنه ای هراس از جنگ و هلاکت مانند قاسم سلیمانی:تحلیل استاد امیر طاهری و حسین آقایی
#إسرائيل
#ایران
#جنگ
نسخه صوتی
@AmirTaheri4
#إسرائيل
#ایران
#جنگ
نسخه صوتی
@AmirTaheri4
👍62❤4