در نظام استبدادی چگونه میتوان ایرانی بود؟
خبرگزاری «جهان اسلام»
چگونه میتوان ایرانی بود؟ این پرسشی است که مونتسکیو فیلسوف فرانسوی سده هجدهم در کتاب پر آوازه خود نامههای پارسی مطرح میکند. نزدیک به دو قرن پیش این پرسش با توجه به نظام استبدادی موجود در ایران معنا پیدا میکرد. «ایرانی» مونتسکیو نمیتوانست در هیچ زمینهای به موضعی مشخص و پایا دست یابد زیرا «مستبد» روز هر کس که بود میتوانست در هر لحظه موضعی تازه، متفاوت و حتی متضاد با موضع پیش شکل دهد و بر اتباع و رعایای خود تحمیل کند. نتیجه گیری راوی در «نامههای ایرانی» این بود که هیچ کس هرگز نمیتواند بداند که طرف ایرانی اش واقعا چه میگوید و چه میخواهد.
دو قرن بعد آیا میتوان گفت که نتیجه گیری راوی «نامههای ایرانی» هنوز نیز در مورد ما ایرانیان صادق است؟
بعض شواهد ممکن است ما را به سوی یک «آری» قاطعانه هدایت کند.
مثلا چگونه است که این همه ایرانیان تحصیلکرده و مقیم دموکراسیهای غربی بخشی از نیروی خود را صرف توجیه، اگر نخواهیم بگوییم مشاطهگری، «جمهوری اسلامی» میکنند و در همان حال همین رژیم را غیر دموکراتیک و ناقص حقوق بشر میدانند؟ آنها میگویند: آری! این رژیمی است که در صدر جدول جهانی از نظر تعداد اعدامها، شماره زندانیان سیاسی و سرکوب و دگراندیشان و دگرزیان قرار دارد. رژیمی است که برای صدور مرام و مسلک خشونت بار خود بر دیگر کشورها از هیچ کوششی فروگذار نمیکند. خود ما که مدافعان این رژیم هستیم برای فرار از رنج و مذلتی که برای ما تحمیل میکند راه تبعید را در پیش گرفته ایم و به کشورهایی پناه آورده ایم که جمهوری اسلامی همه آنان را دشمن میشمارد. با این حال هرگاه سخن از مقاومت در برابر جمهوری اسلامی یا حتی جلوگیری از تاخت و تازهای آن پیش آید ما در صف اول مدافعان آن قرار میگیریم.
جل الخالق! چگونه میتوان ایرانی بود؟
این سردرگمی یاد دو دوزه بازی را داخل ایران نیز میبینیم.
آیتالله کاظم صدیقی در نماز جمعه تهران میگوید: «برجام از اول هم نافرجام غیر متوازن و برای ایران خسارت بود اما تا اکنون هر طور شده باید حفظ شود».
روزنامه کیهان که ظاهرا تریبونی است برای جناح هوادار آیتالله علی خامنهای «رهبر» جمهوری اسلامی در یک سرمقاله خواستار «پایبند بودن» آلمان به تعهدات خویش در قبال ایران است اما در همان حال مدتی است که بخش قابل توجهی از کرسیهای مجلس نمایندگان آلمان در اختیار صهیونیست های غیر آلمانی تبار است که جمهوری اسلامی را به خاطر مبارزه اش علیه «رژیم جعلی و کودککش» نمیبخشد.
سید عباس موسوی، سخنگوی جدید وزارت خارجه اسلامی، از احضار سفیر بریتانیا و اعتراض به توقیف نفتکش ایرانی در جبل الطارق یاد میکند و میپرسد: «مگر اروپا ما را تحریم نفتی کرده است؟» او ظاهرا نمیداند که توقیف نفتکش مورد بحث در چارچوب تحریم هایی صورت گرفته است که اتحادیه اروپا علیه سوریه وضع کرده است و ربطی به تحریم نفتی اعلام شده از سوی ایالات امریکا ندارد.
به عبارت دیگر ما میخواهیم توان اروپا را به سود جمهوری اسلامی در رویارویی با ایالات متحده به کار گیریم اما در عین حال اروپا را نیز دشمن میشماریم.
تردیدی نیست که رهبران مسحور اگر نخواهیم بگوییم مفتون «شیطان بزرگ» هستند، آنان کنفرانس سالیانه «دنیای بدون آمریکا» تشکیل میدهند اما فرزندان خود را برای تحصیل به ایالات متحده میفرستند. آنان هر گونه مذاکره چه رسد به داد و ستد با «شیطان بزرگ» را رد میکنند اما دونالد ترامپ رئیس جمهور ایالات متحده را مانع مذاکرات قلمداد می کنند. دریابان علی شمخانی دبیر شورای عالی امنیت ملی از «یک جانبه گرایی» دولت ترامپ گله مند است و مدعی است «شیطان بزرگ» میکوشد تا معادلات حاکم بر نظام بین المللی را تغییر دهد. به ادعای او جمهوری اسلامی همواره آماده مذاکرات بی قید و شرط است به شرط آن که ایالات متحده خواسته های دوازده گانه از سوی مایک پمپئو وزیر خارجه کابینه ترامپ را کنار بگذارد. به عبارت دیگر شروط من این است که شما شرطی نداشته باشید!
حجت الاسلام محمود علوی وزیر اطلاعات و امنیت اسلامی موضع انعطاف پذیرتر عرضه میکند. او میگوید اگر آمریکا بپذیرد که بازگشت به «برجام» (زد و بند اتمی که پرزیدنت اوباما بر ایران تحمیل کرد) قابل مذاکره است، میتوان کوشش برای مذاکره را بررسی کرد.
اما رئیس قوه قضائیه اسلامی، آیت الله صادق لاریجانی – آملی، نیازی به مذاکره نمیبیند. او میگوید: «تنها راه نجات مان در برابر فشارها، تحریمها و تهدیدهای «شیطان بزرگ» همانا «پناه بردن به اهل بیت (ع) و شناخت آن بزرگواران است».
از سوی دیگ، سرلشکر حسین سلامی، فرمانده جدید سپاه پاسداران، معتقد است که ایالات متحده به خاطر یک نقض بزرگ ساختاری نمیتواند درمذاکرات مورد اعتماد باشد.
ادامه مقاله دکتر امیرطاهری در INDEPENDENTPERSIAN تلگراف👇
@AmirTaheri4
خبرگزاری «جهان اسلام»
چگونه میتوان ایرانی بود؟ این پرسشی است که مونتسکیو فیلسوف فرانسوی سده هجدهم در کتاب پر آوازه خود نامههای پارسی مطرح میکند. نزدیک به دو قرن پیش این پرسش با توجه به نظام استبدادی موجود در ایران معنا پیدا میکرد. «ایرانی» مونتسکیو نمیتوانست در هیچ زمینهای به موضعی مشخص و پایا دست یابد زیرا «مستبد» روز هر کس که بود میتوانست در هر لحظه موضعی تازه، متفاوت و حتی متضاد با موضع پیش شکل دهد و بر اتباع و رعایای خود تحمیل کند. نتیجه گیری راوی در «نامههای ایرانی» این بود که هیچ کس هرگز نمیتواند بداند که طرف ایرانی اش واقعا چه میگوید و چه میخواهد.
دو قرن بعد آیا میتوان گفت که نتیجه گیری راوی «نامههای ایرانی» هنوز نیز در مورد ما ایرانیان صادق است؟
بعض شواهد ممکن است ما را به سوی یک «آری» قاطعانه هدایت کند.
مثلا چگونه است که این همه ایرانیان تحصیلکرده و مقیم دموکراسیهای غربی بخشی از نیروی خود را صرف توجیه، اگر نخواهیم بگوییم مشاطهگری، «جمهوری اسلامی» میکنند و در همان حال همین رژیم را غیر دموکراتیک و ناقص حقوق بشر میدانند؟ آنها میگویند: آری! این رژیمی است که در صدر جدول جهانی از نظر تعداد اعدامها، شماره زندانیان سیاسی و سرکوب و دگراندیشان و دگرزیان قرار دارد. رژیمی است که برای صدور مرام و مسلک خشونت بار خود بر دیگر کشورها از هیچ کوششی فروگذار نمیکند. خود ما که مدافعان این رژیم هستیم برای فرار از رنج و مذلتی که برای ما تحمیل میکند راه تبعید را در پیش گرفته ایم و به کشورهایی پناه آورده ایم که جمهوری اسلامی همه آنان را دشمن میشمارد. با این حال هرگاه سخن از مقاومت در برابر جمهوری اسلامی یا حتی جلوگیری از تاخت و تازهای آن پیش آید ما در صف اول مدافعان آن قرار میگیریم.
جل الخالق! چگونه میتوان ایرانی بود؟
این سردرگمی یاد دو دوزه بازی را داخل ایران نیز میبینیم.
آیتالله کاظم صدیقی در نماز جمعه تهران میگوید: «برجام از اول هم نافرجام غیر متوازن و برای ایران خسارت بود اما تا اکنون هر طور شده باید حفظ شود».
روزنامه کیهان که ظاهرا تریبونی است برای جناح هوادار آیتالله علی خامنهای «رهبر» جمهوری اسلامی در یک سرمقاله خواستار «پایبند بودن» آلمان به تعهدات خویش در قبال ایران است اما در همان حال مدتی است که بخش قابل توجهی از کرسیهای مجلس نمایندگان آلمان در اختیار صهیونیست های غیر آلمانی تبار است که جمهوری اسلامی را به خاطر مبارزه اش علیه «رژیم جعلی و کودککش» نمیبخشد.
سید عباس موسوی، سخنگوی جدید وزارت خارجه اسلامی، از احضار سفیر بریتانیا و اعتراض به توقیف نفتکش ایرانی در جبل الطارق یاد میکند و میپرسد: «مگر اروپا ما را تحریم نفتی کرده است؟» او ظاهرا نمیداند که توقیف نفتکش مورد بحث در چارچوب تحریم هایی صورت گرفته است که اتحادیه اروپا علیه سوریه وضع کرده است و ربطی به تحریم نفتی اعلام شده از سوی ایالات امریکا ندارد.
به عبارت دیگر ما میخواهیم توان اروپا را به سود جمهوری اسلامی در رویارویی با ایالات متحده به کار گیریم اما در عین حال اروپا را نیز دشمن میشماریم.
تردیدی نیست که رهبران مسحور اگر نخواهیم بگوییم مفتون «شیطان بزرگ» هستند، آنان کنفرانس سالیانه «دنیای بدون آمریکا» تشکیل میدهند اما فرزندان خود را برای تحصیل به ایالات متحده میفرستند. آنان هر گونه مذاکره چه رسد به داد و ستد با «شیطان بزرگ» را رد میکنند اما دونالد ترامپ رئیس جمهور ایالات متحده را مانع مذاکرات قلمداد می کنند. دریابان علی شمخانی دبیر شورای عالی امنیت ملی از «یک جانبه گرایی» دولت ترامپ گله مند است و مدعی است «شیطان بزرگ» میکوشد تا معادلات حاکم بر نظام بین المللی را تغییر دهد. به ادعای او جمهوری اسلامی همواره آماده مذاکرات بی قید و شرط است به شرط آن که ایالات متحده خواسته های دوازده گانه از سوی مایک پمپئو وزیر خارجه کابینه ترامپ را کنار بگذارد. به عبارت دیگر شروط من این است که شما شرطی نداشته باشید!
حجت الاسلام محمود علوی وزیر اطلاعات و امنیت اسلامی موضع انعطاف پذیرتر عرضه میکند. او میگوید اگر آمریکا بپذیرد که بازگشت به «برجام» (زد و بند اتمی که پرزیدنت اوباما بر ایران تحمیل کرد) قابل مذاکره است، میتوان کوشش برای مذاکره را بررسی کرد.
اما رئیس قوه قضائیه اسلامی، آیت الله صادق لاریجانی – آملی، نیازی به مذاکره نمیبیند. او میگوید: «تنها راه نجات مان در برابر فشارها، تحریمها و تهدیدهای «شیطان بزرگ» همانا «پناه بردن به اهل بیت (ع) و شناخت آن بزرگواران است».
از سوی دیگ، سرلشکر حسین سلامی، فرمانده جدید سپاه پاسداران، معتقد است که ایالات متحده به خاطر یک نقض بزرگ ساختاری نمیتواند درمذاکرات مورد اعتماد باشد.
ادامه مقاله دکتر امیرطاهری در INDEPENDENTPERSIAN تلگراف👇
@AmirTaheri4
Telegraph
INDEPENDENT FARSI
در نظام استبدادی چگونه میتوان ایرانی بود؟ امیر طاهری شنبه 22 تیر 1398 برابر با 13 ژوئیه 2019 خبرگزاری «جهان اسلام» چگونه میتوان ایرانی بود؟ این پرسشی است که مونتسکیو فیلسوف فرانسوی سده هجدهم در کتاب پر آوازه خود نامههای پارسی مطرح میکند. نزدیک به دو…
دکتر امیر طاهری در برنامه شطرنج موضوع سیاست خارجی جمهوری اسلامی:
سیاست خارجی هر کشوری ادامه سیاست داخلیش هست به یک معنا در مورد جمهوری اسلامی هم این قاعده صدق میکنه ایران در دوران جمهوری اسلامی دچار یک دوگانگی شخصیت هست یعنی از یه طرف میخواد معمای باشه برای صدور انقلاب ولی از طرف دیگه میخواد منعکسکننده یک ملت کشور هم باشه در نتیجه واقعا نمیشه گفت جمهوری اسلامی یک سیاست خارجی مشخص و منظمی داره در بعضی نقاط دنیا که جمهوری اسلامی به دنبال صدور انقلاب نیست و به صورت یک دولت عادی عمل میکنه مثلاً در اندونزی یا در ویتنام و در بعضی از کشورهای آمریکای جنوبی سیاست خارجی جمهوری اسلامی خوب عمل میکنه برای اینکه ادامه سیاستهای رژیم قبلی هستش میدونید که در زمان شاه ایران با ۳۲ کشور کمیسیونهای همکاری مشترک اقتصادی داشت ما قراردادهای زیادی با کشورهای مختلف داشتیم ایران تنها کشور خاورمیانه بود که تمام مرزهاش با همسایگانش تأیید شده بود یعنی یک چهارچوبی برای سیاست خارجی منظم وجود داشت و این چهارچوب در اون جاهایی که رهبران جمهوری اسلامی نظر خاصی روش ندارن همچنان کار میکنه در جاهای دیگه که جمهوری اسلامی دنبال صدور انقلاب هست به خصوص در مناطق نزدیک خود ایران خاورمیانه حوزه اقیانوس هند و غیرو وضع جور دیگهای است
و در اونجا کنترل سیاست امور خارجی اصولاً در دست سازمان دیپلماسی جمهوری اسلامی نیست یعنی وزارت خارجه بلکه در کنترل سپاه قدس هست و بیت رهبری که سیاست خودشون رو اعمال میکنند و یک بخش سوم هم وجود داره که تلفیقی از این دوتاست مثلا در کشورهای اروپایی هر دو ایران وجود دارند مثلاً در همین لندن که من صحبت میکنم سفارت جمهوری اسلامی هستش و به طور عادی و دیپلماتیک هم عمل میکنه و در عین حال دفتر نمایندگی آقای خامنهای رهبر هم هستش که بودجه بزرگترین داره نسبت به بودجه سفارت رسمی ایران فعالیتهای دیگهای برای خودش میکنه و هیچ کنترلی هم روش نیست دفاتر مخصوص آقای خامنهای یعنی سفارتخانههای موازی با دولت جمهوری اسلامی در بیش از چهل کشور دنیا فعالیت میکنند یعنی به طور کلی واقعا نمیشه گفت که جمهوری اسلامی دارای یک سیاست خارجی مشخصی هست چون هنوز در داخل ایران تعریفی از ساختوساز قدرت شکل نگرفته هنوز معلوم نیست که روند تصمیمگیری در واقع چی هستس اصلا ایران چی میخواد چه مقامی در جهان امروز میخواد و تا زمانی که این دوگانگی حل نشده هرگونه نظر کلی دادن در مورد سیاست خارجی جمهوری اسلامی به نظر من مارو به اشتباه میندازه
به نظر من مسئله واقعا شخصی نیستش بلکه مسئله ساختاری هست هرکسی رو که بزارن سر این نظام کنونی همینجوری عمل خواهد کرد فراموش نکنیم که موقعی که خامنهای رئیسجمهوری بود و خمینی رهبر بود خامنهای سعی میکرد مثل یک رئیسجمهوری معمولی عمل بکنه مثلا در جریان سلمان رشدی بعد از فتوایی که خمینی داد خامنهای گفت نه اگر سلمان رشدی بیاد توبه کنه میبخشیمش اگه یادتون باشه آقای خمینی عصبانی شد علیآقا باید بره دوباره درس بخونه یعنی مسئله شخص نیست مسئله یک سیستمی بهوجود اومده که کار نمیکنه یه سیستمی است که غیر عادیه یه سیستم مندرآوردی هستش که واقعا هرکسی که گرداننده این سیستم باشه با این مشکلات روبرو خواهد شد
مسئله صدور انقلاب که ازش صحبت کردیم ببینید الان چهل سال گذشته و این انقلاب به جایی صادر نشده!! یعنی جمهوری اسلامی نتوانسته در هیچ نقطهای از جهان ایدئولوژیش بفروشه با وجود خرج زیاد و تبلیغات زیادی که کرده!
ولی مثلا انقلاب بولشویکی اکتبر نگاه کنید چهل سال بعد انقلاب بولشویکی یک سوم جهان کمونیست شده بودند! یعنی موفق شده بودند به صدور انقلاب! انقلاب چین هم نگاه بکنید چهل سال بعد چین تبدیل شد به یک قدرت بزرگ جهانی و اقتصادی ولی جمهوری اسلامی چهل سال بعد ضعیفتر از روز اولش هستش و دوستان کمتری داره! ببینید در سازمان ملل و سازمانهای بینالمللی افراد از همه کشورها حضور دارند در مقامات حساس به جز جمهوری اسلامی! در حالیکه «زمان شاه» قرار بود که دبیر کل سازمان ملل از ایران بیاد! ایرانیان زیادی بودند در مقامات مختلف سازمانهای بینالمللی برای اینکه ایران به عنوان یک کشور مهم به حساب میآمد! ولی الان هم ایران یک کشور مهم هست همون کشور دیگه با همون مساحت و جمعیت بیشتر ولی مارو هیچ جا راه نمیدن! برای اینکه ایران تبدیل شده به یک جزامی! و این نشون میده که سیاست صدور انقلاب سیاست گرگ تنها بودن که خمینی راه انداخته بود کار نمیکنه برای خود رژیم هم کار نمیکنه یعنی این رژیم تنها رژیم هست تو دنیا که با ۱۷ کشور قطع رابطه کرده دیپلماتهاش از کشورهای مختلف بیرون کردن ما بهترین قراردادهای تجارتی با اتحادیه اروپا داریم اینها همه منجمد شده و در نتیجه ایران خودش از دنیای امروز کشیده بیرون.
@AmirTaheri4
سیاست خارجی هر کشوری ادامه سیاست داخلیش هست به یک معنا در مورد جمهوری اسلامی هم این قاعده صدق میکنه ایران در دوران جمهوری اسلامی دچار یک دوگانگی شخصیت هست یعنی از یه طرف میخواد معمای باشه برای صدور انقلاب ولی از طرف دیگه میخواد منعکسکننده یک ملت کشور هم باشه در نتیجه واقعا نمیشه گفت جمهوری اسلامی یک سیاست خارجی مشخص و منظمی داره در بعضی نقاط دنیا که جمهوری اسلامی به دنبال صدور انقلاب نیست و به صورت یک دولت عادی عمل میکنه مثلاً در اندونزی یا در ویتنام و در بعضی از کشورهای آمریکای جنوبی سیاست خارجی جمهوری اسلامی خوب عمل میکنه برای اینکه ادامه سیاستهای رژیم قبلی هستش میدونید که در زمان شاه ایران با ۳۲ کشور کمیسیونهای همکاری مشترک اقتصادی داشت ما قراردادهای زیادی با کشورهای مختلف داشتیم ایران تنها کشور خاورمیانه بود که تمام مرزهاش با همسایگانش تأیید شده بود یعنی یک چهارچوبی برای سیاست خارجی منظم وجود داشت و این چهارچوب در اون جاهایی که رهبران جمهوری اسلامی نظر خاصی روش ندارن همچنان کار میکنه در جاهای دیگه که جمهوری اسلامی دنبال صدور انقلاب هست به خصوص در مناطق نزدیک خود ایران خاورمیانه حوزه اقیانوس هند و غیرو وضع جور دیگهای است
و در اونجا کنترل سیاست امور خارجی اصولاً در دست سازمان دیپلماسی جمهوری اسلامی نیست یعنی وزارت خارجه بلکه در کنترل سپاه قدس هست و بیت رهبری که سیاست خودشون رو اعمال میکنند و یک بخش سوم هم وجود داره که تلفیقی از این دوتاست مثلا در کشورهای اروپایی هر دو ایران وجود دارند مثلاً در همین لندن که من صحبت میکنم سفارت جمهوری اسلامی هستش و به طور عادی و دیپلماتیک هم عمل میکنه و در عین حال دفتر نمایندگی آقای خامنهای رهبر هم هستش که بودجه بزرگترین داره نسبت به بودجه سفارت رسمی ایران فعالیتهای دیگهای برای خودش میکنه و هیچ کنترلی هم روش نیست دفاتر مخصوص آقای خامنهای یعنی سفارتخانههای موازی با دولت جمهوری اسلامی در بیش از چهل کشور دنیا فعالیت میکنند یعنی به طور کلی واقعا نمیشه گفت که جمهوری اسلامی دارای یک سیاست خارجی مشخصی هست چون هنوز در داخل ایران تعریفی از ساختوساز قدرت شکل نگرفته هنوز معلوم نیست که روند تصمیمگیری در واقع چی هستس اصلا ایران چی میخواد چه مقامی در جهان امروز میخواد و تا زمانی که این دوگانگی حل نشده هرگونه نظر کلی دادن در مورد سیاست خارجی جمهوری اسلامی به نظر من مارو به اشتباه میندازه
به نظر من مسئله واقعا شخصی نیستش بلکه مسئله ساختاری هست هرکسی رو که بزارن سر این نظام کنونی همینجوری عمل خواهد کرد فراموش نکنیم که موقعی که خامنهای رئیسجمهوری بود و خمینی رهبر بود خامنهای سعی میکرد مثل یک رئیسجمهوری معمولی عمل بکنه مثلا در جریان سلمان رشدی بعد از فتوایی که خمینی داد خامنهای گفت نه اگر سلمان رشدی بیاد توبه کنه میبخشیمش اگه یادتون باشه آقای خمینی عصبانی شد علیآقا باید بره دوباره درس بخونه یعنی مسئله شخص نیست مسئله یک سیستمی بهوجود اومده که کار نمیکنه یه سیستمی است که غیر عادیه یه سیستم مندرآوردی هستش که واقعا هرکسی که گرداننده این سیستم باشه با این مشکلات روبرو خواهد شد
مسئله صدور انقلاب که ازش صحبت کردیم ببینید الان چهل سال گذشته و این انقلاب به جایی صادر نشده!! یعنی جمهوری اسلامی نتوانسته در هیچ نقطهای از جهان ایدئولوژیش بفروشه با وجود خرج زیاد و تبلیغات زیادی که کرده!
ولی مثلا انقلاب بولشویکی اکتبر نگاه کنید چهل سال بعد انقلاب بولشویکی یک سوم جهان کمونیست شده بودند! یعنی موفق شده بودند به صدور انقلاب! انقلاب چین هم نگاه بکنید چهل سال بعد چین تبدیل شد به یک قدرت بزرگ جهانی و اقتصادی ولی جمهوری اسلامی چهل سال بعد ضعیفتر از روز اولش هستش و دوستان کمتری داره! ببینید در سازمان ملل و سازمانهای بینالمللی افراد از همه کشورها حضور دارند در مقامات حساس به جز جمهوری اسلامی! در حالیکه «زمان شاه» قرار بود که دبیر کل سازمان ملل از ایران بیاد! ایرانیان زیادی بودند در مقامات مختلف سازمانهای بینالمللی برای اینکه ایران به عنوان یک کشور مهم به حساب میآمد! ولی الان هم ایران یک کشور مهم هست همون کشور دیگه با همون مساحت و جمعیت بیشتر ولی مارو هیچ جا راه نمیدن! برای اینکه ایران تبدیل شده به یک جزامی! و این نشون میده که سیاست صدور انقلاب سیاست گرگ تنها بودن که خمینی راه انداخته بود کار نمیکنه برای خود رژیم هم کار نمیکنه یعنی این رژیم تنها رژیم هست تو دنیا که با ۱۷ کشور قطع رابطه کرده دیپلماتهاش از کشورهای مختلف بیرون کردن ما بهترین قراردادهای تجارتی با اتحادیه اروپا داریم اینها همه منجمد شده و در نتیجه ایران خودش از دنیای امروز کشیده بیرون.
@AmirTaheri4
Telegram
attach 📎
آیا بعد از براندازی یا فروپاشی جمهوری اسلامی، خود به خود نظام مشروطیت برمیگرده به ایران یا بایستی در این زمینه دومرتبه تلاشی کرد و نظام مشروطیت احتیاج به یک همهپرسی دیگری داره؟
پاسخ دکتر امیر طاهری :
از چهارچوب قانون اساسی مشروطیت میتونیم استفاده بکنیم مشروطیت در ایران ازبین نرفته برخلاف اون چیزی که همه تصور میکنند چون وجود یک مشروطیتی مربوط نیست به یک کاغذ نوشته شده مربوط به طرز رفتار هم هست مثلا در بریتانیا اصلا قانون اساسی نوشته شده ندارد ولی یک فرهنگ مشروطیت داره واین فرهنگ مشروطیت از ایران از بین نرفته و از بین هم نخواهد رفت یکی از چیزهایی است که ریشه پیدا کرده یعنی جمهوری اسلامی نتونست همه چیز در ایران از بین ببره مثلا نتونست زنها رو از حق رأی محروم بکنه نتونست زبان عربی تبدیل بکنه به زبان اصلی کشور و خیلی کارهای دیگه
و مشروطیت رو هم به عنوان فرهنگش نتونستن از بین ببره یعنی الان اکثریت ایرانیها عقیده دارند که بایستی در ایران یک نوع دموکراسی وجود داشته باشه مردم رأی بدن مجلس وجود داشته باشه تفکیک قوا وجود داشته باشه و در عین حال هم به سنت پادشاهی ایران که سنتی است دیرینه و میدونیم که سلطنت متعلق به همه ملت ایران هست نه شخص یا خانواده خاصی، به این مردم وفادار هستند بنابراین لزومی نداره ما تصور بکنیم که با این پرانتزی که باز شده یعنی پرانتز جمهوری اسلامی مشروطیت از ایران از بین رفته و در دوران گذار میتونیم با تکیه بر سنت مشروطه با فرهنگ مشروطیت با تغییراتی که لازم هست ایران به طرف جدیدی هدایت بکنیم
به امید اینکه ما بتونیم در یک روزی در یک کشور دلخواه مون زندگی بکنیم و امیدوار هستم که موفق بشیم در این زمینه ایران یک کشور ازلی و ابدی هست تاریخ ایران دیروز شروع نشده فردا هم تموم نمیشه من خیلی خوشبین هستم خیلی امیدوار هستم «آنچه ایران نمیکُشه ایران نیرومندتر میکنه» واین رنجی که ما در این چهل سال کشیدیم به ما توان و قدرت بیشتری داده.
@AmirTaheri4
پاسخ دکتر امیر طاهری :
از چهارچوب قانون اساسی مشروطیت میتونیم استفاده بکنیم مشروطیت در ایران ازبین نرفته برخلاف اون چیزی که همه تصور میکنند چون وجود یک مشروطیتی مربوط نیست به یک کاغذ نوشته شده مربوط به طرز رفتار هم هست مثلا در بریتانیا اصلا قانون اساسی نوشته شده ندارد ولی یک فرهنگ مشروطیت داره واین فرهنگ مشروطیت از ایران از بین نرفته و از بین هم نخواهد رفت یکی از چیزهایی است که ریشه پیدا کرده یعنی جمهوری اسلامی نتونست همه چیز در ایران از بین ببره مثلا نتونست زنها رو از حق رأی محروم بکنه نتونست زبان عربی تبدیل بکنه به زبان اصلی کشور و خیلی کارهای دیگه
و مشروطیت رو هم به عنوان فرهنگش نتونستن از بین ببره یعنی الان اکثریت ایرانیها عقیده دارند که بایستی در ایران یک نوع دموکراسی وجود داشته باشه مردم رأی بدن مجلس وجود داشته باشه تفکیک قوا وجود داشته باشه و در عین حال هم به سنت پادشاهی ایران که سنتی است دیرینه و میدونیم که سلطنت متعلق به همه ملت ایران هست نه شخص یا خانواده خاصی، به این مردم وفادار هستند بنابراین لزومی نداره ما تصور بکنیم که با این پرانتزی که باز شده یعنی پرانتز جمهوری اسلامی مشروطیت از ایران از بین رفته و در دوران گذار میتونیم با تکیه بر سنت مشروطه با فرهنگ مشروطیت با تغییراتی که لازم هست ایران به طرف جدیدی هدایت بکنیم
به امید اینکه ما بتونیم در یک روزی در یک کشور دلخواه مون زندگی بکنیم و امیدوار هستم که موفق بشیم در این زمینه ایران یک کشور ازلی و ابدی هست تاریخ ایران دیروز شروع نشده فردا هم تموم نمیشه من خیلی خوشبین هستم خیلی امیدوار هستم «آنچه ایران نمیکُشه ایران نیرومندتر میکنه» واین رنجی که ما در این چهل سال کشیدیم به ما توان و قدرت بیشتری داده.
@AmirTaheri4
Telegram
attach 📎
آیا همین موضوع اقتصادی یعنی همین درگاه درآمدهای ملی میتواند در سیاست خارجی هر کشوری نقش داشته باشد؟ آیا سهم ایران از صحنه بینالمللی داره متناسب با رشد اقتصادی چهار دهه گذشته داشته محسوب میشه ؟
پاسخ دکتر امیر طاهری :
من اولویت هميشه به سیاست میدم نه به اقتصاد! یعنی شما اگه سیاست درست داشته باشین در داخل کشور و در خارج بقیه چیزها هم درست میشه یعنی میدونید تصور مارکسیستی که اقتصاد زیربنا هست و همه چیز تعیین میکنه به نظر من درست نیست همین الانم در دنیا غولهای اقتصادی داریم مثل آلمان ژاپن و چین که نقش سیاسیشون بسیار ناچیز هست نسبت به قدرت اقتصادی شون بنابراین مشکلی که ایران داره مسئله اقتصادی نیست یعنی ایران اگر واقعا یک قدرت بزرگ اقتصادی هم نبودش ولی اگه سیاست درستی میداشت به خاطر موقعیت سوق الجیشی یا ژئوپولتیکش به خاطر تاریخ و فرهنگش میتونست نقشی به مراتب بزرگتر از اندازه و جمعیتش بازی بکنه ولی متاسفانه ایران خودش در وضعی قرار داده که خودش اسیر کرده یعنی میدونید گرفتاری ایران این است که دست و پای خودش بسته با یه مشت شعارهای توخالی که همه هم تکرارش میکنن مثلا مبارزه با امپریالیسم غیرو ولی واقعیت این است که تا کنون حتی یکدونه تیر از طرف جمهوری اسلامی به اسرائیل شلیک نشده حزبالله هم که از طرف جمهوری اسلامی فعالیت میکنه بعد از آتشبس سال2006 تا حالا هیچگونه فعالیتی علیه اسرائیل نکرده برای اینکه یک توافقی با میانجیگری فرانسه انجام شد که این آتشبس شکل بگیره بین حزب الله و اسرائیل. در مورد شعارهای اسلامی اینها هم کافی است نگاه بکنید در مسئله قره باغ قفقاز جمهوری اسلامی طرف ارمنستان میگیره علیه آذربایجان شیعه، چین هماکنون یک میلیون مسلمون رو گرفته برده به اردوگاه کار اجباری جمهوری اسلامی هیچی نمیگه روسیه مسلمانان چچن زد داغون کرد بیش از صدهزار نفرشون کشت جمهوری اسلامی هیچی نمیگه!یعنی حتی این شعار اسلامی هم قلابیه! جمهوری اسلامی خودش در یک وضعی قرار داده که نمیتونه از این زنجیرهایی که پای خودش بسته بیاد بیرون یعنی میخواد کارهای ضدونقیض بکنه میخواد قهرمان اسلام باشه ولی در عینحال وقتی اسلام زیر فشار هیچ کاری نکنه در جریان یوگسلاوی جمهوری اسلامی متحد صربستان ضد مسلمانان بود و اسلحه میداد به صربها برای کشتن مسلمونها!
واقعاً پشت این شعارها اگه نگاه بکنید میبیند که کسانی که حکومت میکنن ایدیولوژی هم ندارن حتی اقتصاد سوسیالیستی هم ندارن برای اینکه از یک طرف اقتصاد دزدان دریایی داریم در ایران از یک طرف اقتصاد برنامهریزی شده داریم اقتصاد سرمایهداری جنگل داریم! یک شلم شوربای عجیبیه!اگه یک دولت توتالیتر و سوسیالیستی بود باز اقلا میشد روش حساب کرد میشه گفت به کدوم طرف میره ولی جمهوری اسلامی متاسفانه مثل یک کشتی سرگردانی است در یک دریای طوفانی بدون ناخدا و بدون نقشه راه! این مشکل بزرگ ایرانِ و تا موقعی که یک نیرویی نتونه اوضاع رو جمع و جور بکنه و به کشور یک رهبری و یک خطی بده یک دولتی در ایران درست بکنه حتی دولت بد! میدونید نه دولت ایدهآل یک دولتی که مثل دولت عمل بکنه نه مثل یک زامبی که اینها عمل میکنن به نظر من از این هچل تاریخی بیرون نخواهیم آمد
@AmirTaheri4
پاسخ دکتر امیر طاهری :
من اولویت هميشه به سیاست میدم نه به اقتصاد! یعنی شما اگه سیاست درست داشته باشین در داخل کشور و در خارج بقیه چیزها هم درست میشه یعنی میدونید تصور مارکسیستی که اقتصاد زیربنا هست و همه چیز تعیین میکنه به نظر من درست نیست همین الانم در دنیا غولهای اقتصادی داریم مثل آلمان ژاپن و چین که نقش سیاسیشون بسیار ناچیز هست نسبت به قدرت اقتصادی شون بنابراین مشکلی که ایران داره مسئله اقتصادی نیست یعنی ایران اگر واقعا یک قدرت بزرگ اقتصادی هم نبودش ولی اگه سیاست درستی میداشت به خاطر موقعیت سوق الجیشی یا ژئوپولتیکش به خاطر تاریخ و فرهنگش میتونست نقشی به مراتب بزرگتر از اندازه و جمعیتش بازی بکنه ولی متاسفانه ایران خودش در وضعی قرار داده که خودش اسیر کرده یعنی میدونید گرفتاری ایران این است که دست و پای خودش بسته با یه مشت شعارهای توخالی که همه هم تکرارش میکنن مثلا مبارزه با امپریالیسم غیرو ولی واقعیت این است که تا کنون حتی یکدونه تیر از طرف جمهوری اسلامی به اسرائیل شلیک نشده حزبالله هم که از طرف جمهوری اسلامی فعالیت میکنه بعد از آتشبس سال2006 تا حالا هیچگونه فعالیتی علیه اسرائیل نکرده برای اینکه یک توافقی با میانجیگری فرانسه انجام شد که این آتشبس شکل بگیره بین حزب الله و اسرائیل. در مورد شعارهای اسلامی اینها هم کافی است نگاه بکنید در مسئله قره باغ قفقاز جمهوری اسلامی طرف ارمنستان میگیره علیه آذربایجان شیعه، چین هماکنون یک میلیون مسلمون رو گرفته برده به اردوگاه کار اجباری جمهوری اسلامی هیچی نمیگه روسیه مسلمانان چچن زد داغون کرد بیش از صدهزار نفرشون کشت جمهوری اسلامی هیچی نمیگه!یعنی حتی این شعار اسلامی هم قلابیه! جمهوری اسلامی خودش در یک وضعی قرار داده که نمیتونه از این زنجیرهایی که پای خودش بسته بیاد بیرون یعنی میخواد کارهای ضدونقیض بکنه میخواد قهرمان اسلام باشه ولی در عینحال وقتی اسلام زیر فشار هیچ کاری نکنه در جریان یوگسلاوی جمهوری اسلامی متحد صربستان ضد مسلمانان بود و اسلحه میداد به صربها برای کشتن مسلمونها!
واقعاً پشت این شعارها اگه نگاه بکنید میبیند که کسانی که حکومت میکنن ایدیولوژی هم ندارن حتی اقتصاد سوسیالیستی هم ندارن برای اینکه از یک طرف اقتصاد دزدان دریایی داریم در ایران از یک طرف اقتصاد برنامهریزی شده داریم اقتصاد سرمایهداری جنگل داریم! یک شلم شوربای عجیبیه!اگه یک دولت توتالیتر و سوسیالیستی بود باز اقلا میشد روش حساب کرد میشه گفت به کدوم طرف میره ولی جمهوری اسلامی متاسفانه مثل یک کشتی سرگردانی است در یک دریای طوفانی بدون ناخدا و بدون نقشه راه! این مشکل بزرگ ایرانِ و تا موقعی که یک نیرویی نتونه اوضاع رو جمع و جور بکنه و به کشور یک رهبری و یک خطی بده یک دولتی در ایران درست بکنه حتی دولت بد! میدونید نه دولت ایدهآل یک دولتی که مثل دولت عمل بکنه نه مثل یک زامبی که اینها عمل میکنن به نظر من از این هچل تاریخی بیرون نخواهیم آمد
@AmirTaheri4
Telegram
attach 📎
کانون ایران در لندن محمد رضا شاه پهلوی، آنگونه که من شناختم »سخنران :امیر طاهری) روزنامه نگار بین المللی، تحلیل گر و نویسنده(زمان: ۷ پس از نیمروز آدینه26 جولای ۶۷۰۲نشانی:Essex Church112 Palace Gardens TerraceLondon W8 4RTنزدیکترین ایستگاه آندرگراند: Notting Hill Gate
@AmirTaheri4
@AmirTaheri4
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
-به کجا داریم میریم آقای طاهری؟
+فکر میکنم جای خاصی نمیریم، دور خودمون میچرخیم فعلا. ضمنا عجول هم هستیم،دو پله یکی هم میخواهیم بکنیم
@AmirTaheri4
+فکر میکنم جای خاصی نمیریم، دور خودمون میچرخیم فعلا. ضمنا عجول هم هستیم،دو پله یکی هم میخواهیم بکنیم
@AmirTaheri4
این شرکای بین المللی ایران را چگونه ارزیابی میکنید آیا ایران حتی در این عرصه هم موفق به یارگیری های سازنده و کارآمد و وفاردار برای خود بوده؟
پاسخ دکتر امیر طاهری :
ببینید شرکای ایران که میگید اینا کی بودن اولاً کرهشمالی بوده که الان خودش داره سعی میکنه با ایالات متحده کنار بیاد همونطور که میدونید، زیمبابوه بوده که با رفتن آقای موگابه روابط با جمهوری اسلامی سرد شده و پولهای که جمهوری اسلامی بهشون داده به نظر من پس نخواهند داد سودان بوده که جمهوری اسلامی اینقدر بهش کمک کرده جمهوری اسلامی علناً از سودان بیرون کردند ونزوئلا بوده که الان میدونید در چه وضعیتی هستش بولیوی بوده اکوادور بوده اینها کشورهایی هستن که چون ما ایرانی ها چه جمهوری اسلامی چه غیر جمهوری اسلامی اطلاعی ازشون نداریم و باهاشون رابطه تاریخی نداشتیم درشون نفوذ کردن برای ما کار سختیه یعنی شعار دادن بله شما میرید با اقای ایوا مورالز در لاپاز عکس میگیرید ایشون مثلا میگه مرگ بر امپریالیسم شما میگید مرگ بر آمریکا تموم شد رفت! ما چطوری میخوایم در بولیوی نفوذ کنیم ما اصلاً چيزی نمیدونیم راجع بهش! یعنی اینها همه حرف کشک و شعارِ! اون مناطقی که ما راجع بهش اطلاع داریم یعنی خاورمیانه حوزه اقیانوس هند آسیای غربی و غیرو اونها را هم دادیم ما بخشهای امنیتی رژیم یعنی سپاه قدس که اصولا قابلیت ترسیم یک سیاست خارجی مشخصی رو ندارند! اینها نیروهای نظامی و امنيتى هستند و قدرت نظامی و امنيتى بازوهای دیپلماسی میتونن باشن به همین جهت میبینید ما در همه زمینهها شکست خوردیم در مورد کشورهای غربی که ما باهاشون سوابق زیادی داریم میدونید ایرانی ها در دو قرن گذشته چون مجبور بودن استقلال ایران رو حفظ بکنن راجع به اروپا راجع به کشورهای امپریالیستی اروپا مثل بریتانیا امپراطوری تزاری در روسیه، خیلی چیزها رو میدونستن ولی در مورد اینها هم با شعار دادن و هوچی بازی همه رو با خودمون دشمن کردیم یعنی در واقع هر طرف نگاه بکنید ما چیزی گیرمون نمیاد.
مقدار زیادی از اموال ایران الان در توقیف هست در کشورهای مختلف چین نزدیک به بیست میلیارد دلار پول ایران گرفته به قول خودش منجمد کرده میگن بیای جنس چینی بخرید! هند هیجده میلیارد دلار پول مارو توقیف کرده کره جنوبی تنها کشوری است که اخیرا مقداری از پولهای ایران رو آزاد کرده یعنی ما خودمون در وضعی قرار دادیم که پول خودمون رو هم باید با اجازه دیگران خرج کنیم آخه این چه سیاست خارجی موفقی هست!؟ به نظر من سیاست شکست خوردهای هستش خود جمهوری اسلامی هم میدونن و ما که راجع بهش صحبت میکنیم فریب شعارهاشون نخوریم که چنین چنان میکنیم نمیدونم بزودی در کاخ سفید حسینیه درست میکنیم اینها همش حرف کشکه! یعنی ایران واقعا در موقعیتی نیست که الان بتونه از خودش دفاع بکنه! ولی در این میان انتقال حفاظت مرزهای ایران از سپاه پاسداران به ارتش شروع شده یعنی سپاه پاسداران نمیتونه مرزهای ایران حفظ بکنه برای اینکه بایستی بجنگه علیه گروههای مختلف مسلحی که علیه ایران دارن فعالیت میکنن و برای سرکوب مردم!
یعنی شما ببینید این سیاست نتیجش به کجا میرسه این سیاست دشمن تراشی در خارج و سرکوب مردم در داخل!
@AmirTaheri4
پاسخ دکتر امیر طاهری :
ببینید شرکای ایران که میگید اینا کی بودن اولاً کرهشمالی بوده که الان خودش داره سعی میکنه با ایالات متحده کنار بیاد همونطور که میدونید، زیمبابوه بوده که با رفتن آقای موگابه روابط با جمهوری اسلامی سرد شده و پولهای که جمهوری اسلامی بهشون داده به نظر من پس نخواهند داد سودان بوده که جمهوری اسلامی اینقدر بهش کمک کرده جمهوری اسلامی علناً از سودان بیرون کردند ونزوئلا بوده که الان میدونید در چه وضعیتی هستش بولیوی بوده اکوادور بوده اینها کشورهایی هستن که چون ما ایرانی ها چه جمهوری اسلامی چه غیر جمهوری اسلامی اطلاعی ازشون نداریم و باهاشون رابطه تاریخی نداشتیم درشون نفوذ کردن برای ما کار سختیه یعنی شعار دادن بله شما میرید با اقای ایوا مورالز در لاپاز عکس میگیرید ایشون مثلا میگه مرگ بر امپریالیسم شما میگید مرگ بر آمریکا تموم شد رفت! ما چطوری میخوایم در بولیوی نفوذ کنیم ما اصلاً چيزی نمیدونیم راجع بهش! یعنی اینها همه حرف کشک و شعارِ! اون مناطقی که ما راجع بهش اطلاع داریم یعنی خاورمیانه حوزه اقیانوس هند آسیای غربی و غیرو اونها را هم دادیم ما بخشهای امنیتی رژیم یعنی سپاه قدس که اصولا قابلیت ترسیم یک سیاست خارجی مشخصی رو ندارند! اینها نیروهای نظامی و امنيتى هستند و قدرت نظامی و امنيتى بازوهای دیپلماسی میتونن باشن به همین جهت میبینید ما در همه زمینهها شکست خوردیم در مورد کشورهای غربی که ما باهاشون سوابق زیادی داریم میدونید ایرانی ها در دو قرن گذشته چون مجبور بودن استقلال ایران رو حفظ بکنن راجع به اروپا راجع به کشورهای امپریالیستی اروپا مثل بریتانیا امپراطوری تزاری در روسیه، خیلی چیزها رو میدونستن ولی در مورد اینها هم با شعار دادن و هوچی بازی همه رو با خودمون دشمن کردیم یعنی در واقع هر طرف نگاه بکنید ما چیزی گیرمون نمیاد.
مقدار زیادی از اموال ایران الان در توقیف هست در کشورهای مختلف چین نزدیک به بیست میلیارد دلار پول ایران گرفته به قول خودش منجمد کرده میگن بیای جنس چینی بخرید! هند هیجده میلیارد دلار پول مارو توقیف کرده کره جنوبی تنها کشوری است که اخیرا مقداری از پولهای ایران رو آزاد کرده یعنی ما خودمون در وضعی قرار دادیم که پول خودمون رو هم باید با اجازه دیگران خرج کنیم آخه این چه سیاست خارجی موفقی هست!؟ به نظر من سیاست شکست خوردهای هستش خود جمهوری اسلامی هم میدونن و ما که راجع بهش صحبت میکنیم فریب شعارهاشون نخوریم که چنین چنان میکنیم نمیدونم بزودی در کاخ سفید حسینیه درست میکنیم اینها همش حرف کشکه! یعنی ایران واقعا در موقعیتی نیست که الان بتونه از خودش دفاع بکنه! ولی در این میان انتقال حفاظت مرزهای ایران از سپاه پاسداران به ارتش شروع شده یعنی سپاه پاسداران نمیتونه مرزهای ایران حفظ بکنه برای اینکه بایستی بجنگه علیه گروههای مختلف مسلحی که علیه ایران دارن فعالیت میکنن و برای سرکوب مردم!
یعنی شما ببینید این سیاست نتیجش به کجا میرسه این سیاست دشمن تراشی در خارج و سرکوب مردم در داخل!
@AmirTaheri4
Telegram
attach 📎
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
تفسیر خبر چهار شنبه ۲۶ تیر
جمهوری اسلامی: دوستان مجازی و دشمنان حقیقی در گفتگو با دکتر امیر طاهری
@AmirTaheri4
جمهوری اسلامی: دوستان مجازی و دشمنان حقیقی در گفتگو با دکتر امیر طاهری
@AmirTaheri4
سالها میگذره از زلزله بم زلزله کرمانشاه سیل اخیر در مناطق مختلف ایران سرعت عملی نمیبینم در کمک رسانی ها ولی سرعت عمل میبینم در لواسان و جاهای دیگری! حکومتی که خودش رو حامی مستضعفین میدونه و سرکار اومده این رو ناشی از چی میبینید آقای طاهری؟
ببینید سیاست همیشه بر مقوله انتخاب است انتخاب بین روشهای گوناگون و هدفهای گوناگون برای استفاده از امکانات انسانی و طبیعی و مالی هر جامعه ای برای کارهای خاصی در جمهوری اسلامی این انتخاب به این صورت شکل میگیره از سطح دولتی و حکومتی اولویت با صدور انقلاب و حفظ رژیم است! و به همین جهت جمهوری اسلامی حاضر هر خرجی لازم بکنه برای حمایت از گروههایی که ازش طرفداری میکنن در کشورهای گوناگون
حاضر بره در کشورهای مختلف از جمله مثلا لبنان نگاه بکنید در جنوب لبنان که یه موقعی فقیرترین بخش لبنان بود با سرمایهگذاریهای جمهوری اسلامی از طریق حزب الله تبدیل شده به یه چیزی مثل سوییس! جمهوری اسلامی حاضر سرمایهگذاری سنگین بکنه در بازسازی حرمهای راستین و یا دروغین در
سوریه و در عراق یعنی یک مسئلهای هست که خودش انتخاب کرده ولی حاضر نیست مثلا بندر خرمشهر را که بعد از جنگ ایران و عراق همچنان نیمه ویران مونده تعمیر بکنه و بندری رو که بزرگترین بندر ایران بود دوباره به راه بندازه حاضر نیست که سرمایه گذاری بکند در لایروبی شتالعرب برای اینکع کشتیرانی دوباره شروع بشه اون منطقه خوزستان و همچنین بصره و غیرو دوباره راه بیفتن در مورد زلزله بم و زلزلههای دیگه هم اگه مقایسه بکنید با زلزلههایی که پیش از انقلاب رخ داد مثلا زلزله تورود زلزله قزوین بوئین زهرا زلزله کارزین همه اینا در یه مدت کوتاهی که خسارتهایی که وارد شد جبران و بازسازی شد برای اینکه دولت اون موقع دولت پیش از انقلاب اولویت ش این بود که یه کارهایی در داخل خود مملکت بکنه و برای توده مردم حالا خوب یا بد یه مسئله دیگری است ولی هدف اصلی و اولویت اصلیش صدور یک ایدئولوژی از طریق پول نبود که در جمهوری اسلامی هست در مورد لواسانات اینها که گفتید این مربوط هست به بخش خصوصی الان در جمهوری اسلامی ما وضع فروشگاه ها یا شاپینگمال به قول خودشون داریم که جزو بزرگ ترین شاپینگمالها یا بازارهای مدرن جهان به شمار میان اینها همه سرمایهگذاریهای به اصطلاح خصوصی هست که به هرحال با وام و از بانک های دولتی درست شدن و اینجا هم باز میدونید که استفاده از منابع مطرحه به جای اینکه این منابع صرف بشه برای مثلا روبرو شدن با بحران مسکن در ایران ۲۵ میلیون ایرانی به گفته خود دولت جمهوری اسلامی در مسکنهایی زندگی می کنند که شایسته انسانی نیست و دارای حداقل خدمات هم نیستند! یعنی انتخاب هست یعنی ایران تعدادی جمعیت داره یه مقداری هم پول و منابع داره اینها رو چه جوری خرج میکنه بستگی داره به اینکه تو کی سر کار هست ممکنه یه دولت سرکار باشه بخواد اینها رو در خدمت مردم چه فقیر چه غیر فقیر خرج بکنه ممکنه یه دولتی باشه که هدفهای دیگه داشته باشه در حال حاضر هدف جمهوری اسلامی خدمت به مردم ایران نیست و خودشون هم میگن آقای خامنهای بارها گفتن هدف ما ایجاد تمدن نوین اسلامیه! میدونید یه چیز انتزاعی هستش ولی خب یک انتخابی است که ایشون کردن حالا مردم ایران این انتخاب کردن یا نه نمیدونم!
@AmirTaheri4
ببینید سیاست همیشه بر مقوله انتخاب است انتخاب بین روشهای گوناگون و هدفهای گوناگون برای استفاده از امکانات انسانی و طبیعی و مالی هر جامعه ای برای کارهای خاصی در جمهوری اسلامی این انتخاب به این صورت شکل میگیره از سطح دولتی و حکومتی اولویت با صدور انقلاب و حفظ رژیم است! و به همین جهت جمهوری اسلامی حاضر هر خرجی لازم بکنه برای حمایت از گروههایی که ازش طرفداری میکنن در کشورهای گوناگون
حاضر بره در کشورهای مختلف از جمله مثلا لبنان نگاه بکنید در جنوب لبنان که یه موقعی فقیرترین بخش لبنان بود با سرمایهگذاریهای جمهوری اسلامی از طریق حزب الله تبدیل شده به یه چیزی مثل سوییس! جمهوری اسلامی حاضر سرمایهگذاری سنگین بکنه در بازسازی حرمهای راستین و یا دروغین در
سوریه و در عراق یعنی یک مسئلهای هست که خودش انتخاب کرده ولی حاضر نیست مثلا بندر خرمشهر را که بعد از جنگ ایران و عراق همچنان نیمه ویران مونده تعمیر بکنه و بندری رو که بزرگترین بندر ایران بود دوباره به راه بندازه حاضر نیست که سرمایه گذاری بکند در لایروبی شتالعرب برای اینکع کشتیرانی دوباره شروع بشه اون منطقه خوزستان و همچنین بصره و غیرو دوباره راه بیفتن در مورد زلزله بم و زلزلههای دیگه هم اگه مقایسه بکنید با زلزلههایی که پیش از انقلاب رخ داد مثلا زلزله تورود زلزله قزوین بوئین زهرا زلزله کارزین همه اینا در یه مدت کوتاهی که خسارتهایی که وارد شد جبران و بازسازی شد برای اینکه دولت اون موقع دولت پیش از انقلاب اولویت ش این بود که یه کارهایی در داخل خود مملکت بکنه و برای توده مردم حالا خوب یا بد یه مسئله دیگری است ولی هدف اصلی و اولویت اصلیش صدور یک ایدئولوژی از طریق پول نبود که در جمهوری اسلامی هست در مورد لواسانات اینها که گفتید این مربوط هست به بخش خصوصی الان در جمهوری اسلامی ما وضع فروشگاه ها یا شاپینگمال به قول خودشون داریم که جزو بزرگ ترین شاپینگمالها یا بازارهای مدرن جهان به شمار میان اینها همه سرمایهگذاریهای به اصطلاح خصوصی هست که به هرحال با وام و از بانک های دولتی درست شدن و اینجا هم باز میدونید که استفاده از منابع مطرحه به جای اینکه این منابع صرف بشه برای مثلا روبرو شدن با بحران مسکن در ایران ۲۵ میلیون ایرانی به گفته خود دولت جمهوری اسلامی در مسکنهایی زندگی می کنند که شایسته انسانی نیست و دارای حداقل خدمات هم نیستند! یعنی انتخاب هست یعنی ایران تعدادی جمعیت داره یه مقداری هم پول و منابع داره اینها رو چه جوری خرج میکنه بستگی داره به اینکه تو کی سر کار هست ممکنه یه دولت سرکار باشه بخواد اینها رو در خدمت مردم چه فقیر چه غیر فقیر خرج بکنه ممکنه یه دولتی باشه که هدفهای دیگه داشته باشه در حال حاضر هدف جمهوری اسلامی خدمت به مردم ایران نیست و خودشون هم میگن آقای خامنهای بارها گفتن هدف ما ایجاد تمدن نوین اسلامیه! میدونید یه چیز انتزاعی هستش ولی خب یک انتخابی است که ایشون کردن حالا مردم ایران این انتخاب کردن یا نه نمیدونم!
@AmirTaheri4
Telegram
attach 📎
انقلابیون «رفت و برگشت» و شورش «بومیان»
مقاله دکتر امیر طاهری در INDEPENDENT
چرا فریبا عادلخواه؟ این پرسشی بود که خبرنگار یک تلویزیون فرانسوی در یک مصاحبه تلفنی اخیر به سوی من پرتاب کرد. خانم عادل خواه یک پژوهنده ایرانی- فرانسوی هست که اخیرا در جریان یک سفر خصوصی به تهران دستگیر یا بهتر بگوییم گروگان گرفته شده است. خوب چرا؟ واقعیت این است که من پاسخ برای آن پرسش نداشتم. خانم عادل خواه از زمره ایرانیان دو تابعیتی است که طی سالها، نقش سخنگویان و مدافعان رژیم کنونی ایران را بر عهده گرفتهاند. در محافل دانشگاهی، بازرگانی و دولتی فرانسه هرگاه جلسهای یا کنفرانسی در باره جمهوری اسلامی برگزار شده است خانم عادل خواه به عنوان کسی که میتواند دیدگاه جمهوری اسلامی را بیان کند، دعوت شده است. او همچنین نویسنده چند کتاب درباره جمهوری اسلامی است. کتابهایی که میکوشد تصویری اطمینان بخش از رژیم کنونی ایران ارائه دهند. بدینسان گروگان گرفتن مُبلغ پرشور نهضت خمینی و جمهوری اسلامی براستی پرسش برانگیز است.
چرا و چرا و چرا؟ البته همین سوال در باره گروگانهای دیگر مثلا نمازی پدر و پسر، فروغی ایرانی- بریتانیایی، دری نجفآبادی ایرانی-کانادایی و سالها پیش از آنان هاله اسفندیاری ایرانی-آمریکایی نیز مطرح بوده است. همه آنان با شور و شوق در راه زیبا جلوه دادن انقلاب خمینی و مشاطهگری برای جمهوری اسلامی کوشیده بودند، بی آنکه تصور کنند که به جای کف زدنهای تشویق آمیز با شلاق بیرحمانه تهران رو به رو خواهند شد. البته دفاع از جمهوری اسلامی به تبلیغ به سود رژیم کنونی ایران جزو حقوق فردی همگان است. آنچه پذیرفتنی نیست گندم نمایی و جوفروشی آکادمیک و یا رسانهای است. بگذارید کمی توضیح بدهم. هیچ عیبی ندارد که یک فرد عقیدهای داشته باشد یا دستکم مدعی شود که انقلاب آقای خمینی و همرزمان او پدیده میمون در تاریخ بشر بوده و محصول آن جمهوری اسلامی مشروعترین نظام سیاسی برای ایرانیان است. چنین نظری را میتوان در برابر نظر دیگری قرار داد که میگوید: انقلاب آقای خمینی تراژدی بزرگی بود در تاریخ ایران معاصر و جمهوری اسلامی که محصول آن است، چیزی جز یک نظام استبدادی با نقاب مذهبی نیست.
آنچه پذیرفتنی نیست این است که هر یک از مبلغان آن دو نظر متضاد بکوشند تا خود را پژوهشگر بیطرف و متعهد به قواعد و ارزشهای آکادمیک جا بزنند. همانطور که نظر یک آسیبشناس باید فقط و فقط بر واقعیت هر مورد خاصی متکی باشد، یک پژوهشگر سیاسی نمیتواند و نباید نقش خود را تا سطح یک تبلیغاتچی مبتذل تنزل دهد. بر این اساس است که داوری درباره خانم عادل خواه و گناه او در اروپا و آمریکای شمالی دشوار میشود. آنها میتوانند بگویند که جمهوری اسلامی را دوست میدارند، اما نمیتوانند ادعا کنند که رژیم کنونی ایران «نوعی دموکراسی» است. در حالی که لغت «جمهوری» در این جا همانقدر جدی است که در عنوان «جمهوری دموکراتیک خلق کره» در کره شمالی.
خانم عادل خواه و همگنان او نمیتوانند ادعا کنند که گروگانگیری، صدور خشونت و ترور و بهرهگیری از گفتمان متکی بر کین و نفرت ناشی از «ستمهایی است که ایران از غرب امپریالیست دیده است». یادآوری این که ناپلئون بناپارت در قرارداد تیلیست در ۱۸۱۵ به ایران خیانت کرد، به جمهوری اسلامی حق نمیدهد که در ایستگاه مترو سنت میشل در پاریس بمب بگذارند و دو قرن بعد دهها شهروند بیگناه را هدف قرار دهد. نکته جالب این جاست که خانم عادل خواه و همگنان او، به یک معنا محصول دانشگاههای غربی هستند که جهانبینی خود را دور مفهوم «امپریالیسم عذاب وجدان» شکل دادهاند. بر اساس این مفهوم، قدرتهای غربی بایستی هرگونه تخلف و تخطی را از سوی «ملل در حال رشد» به عنوان تقاصی برای بیعدالتیهای گذشته بپذیرند. همانطور که فرانتس فانون گفته بود، اگر یک «بومی» یک اروپایی را بکشد، آنچه مطرح است یک قتل نیست، بلکه یک تسویه حساب تاریخی است.
پیروان «امپریالیسم عذاب وجدان» شیفته شورش و انقلاب هستند، به شرط آن که شورش و انقلاب هزاران کیلومتر دور از مغرب زمین رخ دهد. آنها انقلابیون با بلیت رفت و برگشت هستند. میشل فوکو، فیلسوف برجسته مکتب «امپریالیسم عذاب وجدان» با بلیت رفت و برگشت به ایران سفر کرد تا انقلاب آقای خمینی، یا به قول خودش «انفجار معنویت در خیابانها» را از نزدیک ببیند. اما همین که متوجه شد «بومیان» رمانتیک او همجنسگرایان را به دار میزنند با اولین پرواز ایر فرانس به پاریس بازگشت.
@AmirTaheri4
مقاله دکتر امیر طاهری در INDEPENDENT
چرا فریبا عادلخواه؟ این پرسشی بود که خبرنگار یک تلویزیون فرانسوی در یک مصاحبه تلفنی اخیر به سوی من پرتاب کرد. خانم عادل خواه یک پژوهنده ایرانی- فرانسوی هست که اخیرا در جریان یک سفر خصوصی به تهران دستگیر یا بهتر بگوییم گروگان گرفته شده است. خوب چرا؟ واقعیت این است که من پاسخ برای آن پرسش نداشتم. خانم عادل خواه از زمره ایرانیان دو تابعیتی است که طی سالها، نقش سخنگویان و مدافعان رژیم کنونی ایران را بر عهده گرفتهاند. در محافل دانشگاهی، بازرگانی و دولتی فرانسه هرگاه جلسهای یا کنفرانسی در باره جمهوری اسلامی برگزار شده است خانم عادل خواه به عنوان کسی که میتواند دیدگاه جمهوری اسلامی را بیان کند، دعوت شده است. او همچنین نویسنده چند کتاب درباره جمهوری اسلامی است. کتابهایی که میکوشد تصویری اطمینان بخش از رژیم کنونی ایران ارائه دهند. بدینسان گروگان گرفتن مُبلغ پرشور نهضت خمینی و جمهوری اسلامی براستی پرسش برانگیز است.
چرا و چرا و چرا؟ البته همین سوال در باره گروگانهای دیگر مثلا نمازی پدر و پسر، فروغی ایرانی- بریتانیایی، دری نجفآبادی ایرانی-کانادایی و سالها پیش از آنان هاله اسفندیاری ایرانی-آمریکایی نیز مطرح بوده است. همه آنان با شور و شوق در راه زیبا جلوه دادن انقلاب خمینی و مشاطهگری برای جمهوری اسلامی کوشیده بودند، بی آنکه تصور کنند که به جای کف زدنهای تشویق آمیز با شلاق بیرحمانه تهران رو به رو خواهند شد. البته دفاع از جمهوری اسلامی به تبلیغ به سود رژیم کنونی ایران جزو حقوق فردی همگان است. آنچه پذیرفتنی نیست گندم نمایی و جوفروشی آکادمیک و یا رسانهای است. بگذارید کمی توضیح بدهم. هیچ عیبی ندارد که یک فرد عقیدهای داشته باشد یا دستکم مدعی شود که انقلاب آقای خمینی و همرزمان او پدیده میمون در تاریخ بشر بوده و محصول آن جمهوری اسلامی مشروعترین نظام سیاسی برای ایرانیان است. چنین نظری را میتوان در برابر نظر دیگری قرار داد که میگوید: انقلاب آقای خمینی تراژدی بزرگی بود در تاریخ ایران معاصر و جمهوری اسلامی که محصول آن است، چیزی جز یک نظام استبدادی با نقاب مذهبی نیست.
آنچه پذیرفتنی نیست این است که هر یک از مبلغان آن دو نظر متضاد بکوشند تا خود را پژوهشگر بیطرف و متعهد به قواعد و ارزشهای آکادمیک جا بزنند. همانطور که نظر یک آسیبشناس باید فقط و فقط بر واقعیت هر مورد خاصی متکی باشد، یک پژوهشگر سیاسی نمیتواند و نباید نقش خود را تا سطح یک تبلیغاتچی مبتذل تنزل دهد. بر این اساس است که داوری درباره خانم عادل خواه و گناه او در اروپا و آمریکای شمالی دشوار میشود. آنها میتوانند بگویند که جمهوری اسلامی را دوست میدارند، اما نمیتوانند ادعا کنند که رژیم کنونی ایران «نوعی دموکراسی» است. در حالی که لغت «جمهوری» در این جا همانقدر جدی است که در عنوان «جمهوری دموکراتیک خلق کره» در کره شمالی.
خانم عادل خواه و همگنان او نمیتوانند ادعا کنند که گروگانگیری، صدور خشونت و ترور و بهرهگیری از گفتمان متکی بر کین و نفرت ناشی از «ستمهایی است که ایران از غرب امپریالیست دیده است». یادآوری این که ناپلئون بناپارت در قرارداد تیلیست در ۱۸۱۵ به ایران خیانت کرد، به جمهوری اسلامی حق نمیدهد که در ایستگاه مترو سنت میشل در پاریس بمب بگذارند و دو قرن بعد دهها شهروند بیگناه را هدف قرار دهد. نکته جالب این جاست که خانم عادل خواه و همگنان او، به یک معنا محصول دانشگاههای غربی هستند که جهانبینی خود را دور مفهوم «امپریالیسم عذاب وجدان» شکل دادهاند. بر اساس این مفهوم، قدرتهای غربی بایستی هرگونه تخلف و تخطی را از سوی «ملل در حال رشد» به عنوان تقاصی برای بیعدالتیهای گذشته بپذیرند. همانطور که فرانتس فانون گفته بود، اگر یک «بومی» یک اروپایی را بکشد، آنچه مطرح است یک قتل نیست، بلکه یک تسویه حساب تاریخی است.
پیروان «امپریالیسم عذاب وجدان» شیفته شورش و انقلاب هستند، به شرط آن که شورش و انقلاب هزاران کیلومتر دور از مغرب زمین رخ دهد. آنها انقلابیون با بلیت رفت و برگشت هستند. میشل فوکو، فیلسوف برجسته مکتب «امپریالیسم عذاب وجدان» با بلیت رفت و برگشت به ایران سفر کرد تا انقلاب آقای خمینی، یا به قول خودش «انفجار معنویت در خیابانها» را از نزدیک ببیند. اما همین که متوجه شد «بومیان» رمانتیک او همجنسگرایان را به دار میزنند با اولین پرواز ایر فرانس به پاریس بازگشت.
@AmirTaheri4
Telegraph
INDEPENDENT
انقلابیون «رفت و برگشت» و شورش «بومیان» امیر طاهری جمعه 28 تیر 1398 برابر با 19 ژوئیه 2019 چرا فریبا عادلخواه؟ این پرسشی بود که خبرنگار یک تلویزیون فرانسوی در یک مصاحبه تلفنی اخیر به سوی من پرتاب کرد. خانم عادل خواه یک پژوهنده ایرانی- فرانسوی هست که اخیرا…
نقدی به کتاب جک استراو «کار کارِ انگلیسیهاست!» و سیاستهای انگلیس در ایران
دکتر امیر طاهری:
ببینید سوتیتر این کتاب هست «فهمیدن ایران» ولی وقتی کتاب میخونید در ۳۹۰صفحه که من با دقت خوندم و نقد کردم میفهمید که سوتتیر بهتر براش میشد «بد فهمیدن ایران»! به جای فهمیدن ایران و این بد فهمیدن به چه شکل هست شکل اول اینکه ایشون تصور میکنه که ایرانیها یک تافته جدابافته هستند که نمیتونن خواست هایی رو که ملل دیگه دارن مثل دموکراسی آزادی پیشرفت علمی و غیرو داشته باشند و بایستی همیشه زیر یک حکومت مذهبی زندگی بکنند و اینکه یک تزی بود که بسیاری انگلیسیها داشتن من یادم هست موقعی که ۱۸سالم بود دانشجو بودم در انگلستان یک مناظرهای داشتم با خانم لمپتون که ایران شناس معروفی بود و کتابهای زیادی در مورد ایران نوشته بود و در زمان جنگ هم در سفارت انگلیس در تهران کار میکرد و مأمور گردوندن مطبوعات حزب توده و و طرفداران حزب بود چون اون موقع شوروی و انگلیس با هم متحد بودن ایشون به اصطلاح همه رو اداره میکرد ایشون در اون مناظره صحبت این بود که بین «ایرانیت» و «اسلامیت» من عقیده داشتم که ما بایستی بریم دنبال «ایرانیت» و اسلام یک جزوی از ایران است نه اینکه ایران جزوی از اسلام باشه! ایشون عقیده داشت که نه ایرانی ها نقطه مشترکشون مسلمون بودنشون هست و باید با این نقطه مشترک ساخت که بعداً یواش یواش یک رسالهای ایشون نوشت به تدریج در واقع زمینه رو برای ولایت فقیه آماده کرد!
آقای اینرو هم در کتابش از نقشی که روحانیون بازی کردن در تاریخ ایران بعد از شیعه شدن ایران از زمان صفوی نوشته و به نظر من خیلی در نقش روحانیون اغراق کرده! مثلا میدونید مسئله معروف تحریم تنباکو است که ملای شیرازی فتوا داد بعد از اون به بعد هیچکس حاضر نبود تنباکو بکشه ولی وقتی خوب مطالعه میکنید میبینم موقعی که این جریان اتفاق افتاد اولا تعداد کسانی که تنباکو میکشیدن خیلی کم بود در ایران! ثانیا فتوای ایشون به اون صورتی که فکر میکنن منتشر نشد! چون امکانات تبلیغ و اشاعه نظری مثل امروز وجود نداشت
که با توییتر فیسبوک اطلاع رسانی کنند و این نشون میده همیشه یه عدهای بودن به خصوص در انگلستان که فکر میکردن نقش اصلی در سیاست ایران باید روحانیون بازی کنن بعد ایشون میگه مشروطیت در ایران که اولین قدم ما هست به سمت دموکراسی باز نقش مهمی رو روحانیون داشتن فراموش میکنه که به هرحال فضلالله نوری رو که روحانی بود دار زدند! و نقش بقیهی ایرانیان اصناف روشنفکران روسای قبایل اینها همه رو نادیده میگیره! به نظر من این اولین اشتباهه برای اینکه در این تردیدی نیست که اسلام و تشیع جزوی از هویت ایرانی هستند همین طور که ادیان دیگه هستند همینجور که تاریخ ما قبل از اسلام و دوران اسلام با همه پستی و بلندیهاش یک مجموعهای است ولی فرع نمیتونه جای اصل بگیره! یعنی اگه ایرانی وجود نداشت باشه بقیه حرفها کشکه!
بنابراین یعنی اول مسئله ایران برای ما مطرح هست بقیه هم مثلا من به اسلام علاقهای دارم شخصاً برای اینکه اسلام در ایران وجود داره اگه نداشت چه علاقهای بهش داشتم! مثلا چرا من به بودائیست علاقمند نیستم برای اینکه بودائیسم حضوری در ایران نداره!
اشتباه دومش که میرسیم به تیتر کتابش که کار کارِ انگلیسیهاست نقش انگلیس خیلی بزرگ میکنه در تاریخ ایران! انگلیسیها خب اواسط قرن نوزدهم شروع کردن به نفوذ در ایران و با استفاده از ضعف ایران و با استفاده از فساد و ندادنم کاری رهبران اون موقع ایران و رقابت با روسیه تزاری موفق شدن که یک موقعیت خاصی برای خودشون پیدا کنم ولی اگه باز نگاه بکنیم اونقدر اهمیتی که خیلیها فکر میکنن و کار کار انگلیسی هاست اینقدر اهمیت نداشت در اوج شکوفایی شرکت نفت انگلیس که البته متعلق بود به یک استرالیایی اولیش نه به یک انگلیسی بعد پیش از اون هم امتیازاتی که داده شده بود براندو رویترز که یک یهودی آلمانی بود گذرنامه انگلیسی گرفته بود در اوج حضور انگلیسی ها در تقریباً نیمی از خاک ایران بیشتر حضور نداشتن بالاترین تعداد کارمندان شرکت نفت ایرانیان انگلیس دویست نفر بود که از این دویست نفر اکثریت شون محافظین و رانندگانی بوده که سیم از پنجاب هندوستان آورده بودن بنابراین اکثریت ایرانیها یک انگلیسی ندیده بودن در عمرشون!
و در تمام این ۱۵۰سال هم انگلیس هیچوقت جزو پنج شریک بزرگ تجارتی ایران نبود در هیچ مورد!
بعداً ایرانیها شروع کردن به فرستادن بچههاشون به خارج برای تحصیل انگلیس مقصد شماره یک نبود اون موقع که من دانشجو بودم در انگلستان تعداد دانشجویان ایرانی در انگلییس دویست نفر بیشتر نبود اما همون موقع سه هزار نفر دانشجو ایرانی در آلمان داشتیم و هشت هزار نفر در آمریکا داشتیم
@AmirTaheri4
دکتر امیر طاهری:
ببینید سوتیتر این کتاب هست «فهمیدن ایران» ولی وقتی کتاب میخونید در ۳۹۰صفحه که من با دقت خوندم و نقد کردم میفهمید که سوتتیر بهتر براش میشد «بد فهمیدن ایران»! به جای فهمیدن ایران و این بد فهمیدن به چه شکل هست شکل اول اینکه ایشون تصور میکنه که ایرانیها یک تافته جدابافته هستند که نمیتونن خواست هایی رو که ملل دیگه دارن مثل دموکراسی آزادی پیشرفت علمی و غیرو داشته باشند و بایستی همیشه زیر یک حکومت مذهبی زندگی بکنند و اینکه یک تزی بود که بسیاری انگلیسیها داشتن من یادم هست موقعی که ۱۸سالم بود دانشجو بودم در انگلستان یک مناظرهای داشتم با خانم لمپتون که ایران شناس معروفی بود و کتابهای زیادی در مورد ایران نوشته بود و در زمان جنگ هم در سفارت انگلیس در تهران کار میکرد و مأمور گردوندن مطبوعات حزب توده و و طرفداران حزب بود چون اون موقع شوروی و انگلیس با هم متحد بودن ایشون به اصطلاح همه رو اداره میکرد ایشون در اون مناظره صحبت این بود که بین «ایرانیت» و «اسلامیت» من عقیده داشتم که ما بایستی بریم دنبال «ایرانیت» و اسلام یک جزوی از ایران است نه اینکه ایران جزوی از اسلام باشه! ایشون عقیده داشت که نه ایرانی ها نقطه مشترکشون مسلمون بودنشون هست و باید با این نقطه مشترک ساخت که بعداً یواش یواش یک رسالهای ایشون نوشت به تدریج در واقع زمینه رو برای ولایت فقیه آماده کرد!
آقای اینرو هم در کتابش از نقشی که روحانیون بازی کردن در تاریخ ایران بعد از شیعه شدن ایران از زمان صفوی نوشته و به نظر من خیلی در نقش روحانیون اغراق کرده! مثلا میدونید مسئله معروف تحریم تنباکو است که ملای شیرازی فتوا داد بعد از اون به بعد هیچکس حاضر نبود تنباکو بکشه ولی وقتی خوب مطالعه میکنید میبینم موقعی که این جریان اتفاق افتاد اولا تعداد کسانی که تنباکو میکشیدن خیلی کم بود در ایران! ثانیا فتوای ایشون به اون صورتی که فکر میکنن منتشر نشد! چون امکانات تبلیغ و اشاعه نظری مثل امروز وجود نداشت
که با توییتر فیسبوک اطلاع رسانی کنند و این نشون میده همیشه یه عدهای بودن به خصوص در انگلستان که فکر میکردن نقش اصلی در سیاست ایران باید روحانیون بازی کنن بعد ایشون میگه مشروطیت در ایران که اولین قدم ما هست به سمت دموکراسی باز نقش مهمی رو روحانیون داشتن فراموش میکنه که به هرحال فضلالله نوری رو که روحانی بود دار زدند! و نقش بقیهی ایرانیان اصناف روشنفکران روسای قبایل اینها همه رو نادیده میگیره! به نظر من این اولین اشتباهه برای اینکه در این تردیدی نیست که اسلام و تشیع جزوی از هویت ایرانی هستند همین طور که ادیان دیگه هستند همینجور که تاریخ ما قبل از اسلام و دوران اسلام با همه پستی و بلندیهاش یک مجموعهای است ولی فرع نمیتونه جای اصل بگیره! یعنی اگه ایرانی وجود نداشت باشه بقیه حرفها کشکه!
بنابراین یعنی اول مسئله ایران برای ما مطرح هست بقیه هم مثلا من به اسلام علاقهای دارم شخصاً برای اینکه اسلام در ایران وجود داره اگه نداشت چه علاقهای بهش داشتم! مثلا چرا من به بودائیست علاقمند نیستم برای اینکه بودائیسم حضوری در ایران نداره!
اشتباه دومش که میرسیم به تیتر کتابش که کار کارِ انگلیسیهاست نقش انگلیس خیلی بزرگ میکنه در تاریخ ایران! انگلیسیها خب اواسط قرن نوزدهم شروع کردن به نفوذ در ایران و با استفاده از ضعف ایران و با استفاده از فساد و ندادنم کاری رهبران اون موقع ایران و رقابت با روسیه تزاری موفق شدن که یک موقعیت خاصی برای خودشون پیدا کنم ولی اگه باز نگاه بکنیم اونقدر اهمیتی که خیلیها فکر میکنن و کار کار انگلیسی هاست اینقدر اهمیت نداشت در اوج شکوفایی شرکت نفت انگلیس که البته متعلق بود به یک استرالیایی اولیش نه به یک انگلیسی بعد پیش از اون هم امتیازاتی که داده شده بود براندو رویترز که یک یهودی آلمانی بود گذرنامه انگلیسی گرفته بود در اوج حضور انگلیسی ها در تقریباً نیمی از خاک ایران بیشتر حضور نداشتن بالاترین تعداد کارمندان شرکت نفت ایرانیان انگلیس دویست نفر بود که از این دویست نفر اکثریت شون محافظین و رانندگانی بوده که سیم از پنجاب هندوستان آورده بودن بنابراین اکثریت ایرانیها یک انگلیسی ندیده بودن در عمرشون!
و در تمام این ۱۵۰سال هم انگلیس هیچوقت جزو پنج شریک بزرگ تجارتی ایران نبود در هیچ مورد!
بعداً ایرانیها شروع کردن به فرستادن بچههاشون به خارج برای تحصیل انگلیس مقصد شماره یک نبود اون موقع که من دانشجو بودم در انگلستان تعداد دانشجویان ایرانی در انگلییس دویست نفر بیشتر نبود اما همون موقع سه هزار نفر دانشجو ایرانی در آلمان داشتیم و هشت هزار نفر در آمریکا داشتیم
@AmirTaheri4
Telegram
attach 📎
نقدی به کتاب جک استراو «کار کارِ انگلیسیهاست!» و سیاستهای انگلیس در ایران
دکتر امیر طاهری:
زبون روشنفکران ایرانی و گروه زبدگان حکومت ایرانی فرانسوی بود نه انگلیسی! یعنی خیلی اغراق کردن انگلیسیها خودشون بزرگ جلوه بدن
البته در سه مورد اینها به ما کلکزدن مورد اول جریان ترکمن چای بود که اینها یک گاوبندی با روسیه تزاری کردن و این عهدنامه رو به ما تحمیل کردن دومیش عهدنامه پاریس بود ۱۸۵۶ راجع به هرات بود که با نیرو فرستادن به بوشهر و تهدید اینها که اون موقع هم میدونید رهبران ایران فاسد و فاقد اعتماد به نفس بودن تسلیم شدن امضاء کردن
مجموع این کار رو نگاه کنید به نظر من انگلیسیها با کمک خودمون البته خیلی نقششون بزرگ کردن که اینها مثلا سرنوشت ساز بودن در حالی که اگه نگاه بکنید در تماسهای ما با جهان بیرون یعنی به خصوص با اروپا نویسندههای فرانسوی ترجمه میشدن نویسندههای انگلیسی هنوزم ترجمه نشدن خیلی از نویسندههای بزرگشون نویسندههای روسی ترجمه میشدن نویسندههای آمریکایی از سال۱۹۵۰ به بعد ترجمه میشدن خود شکسپیر معروف هنوز تمام آثارش به فارسی ترجمه نشده! یعنی در این زمینه خیلی خیلی اغراق شده
ولی اینجا به نظر من ایشون اشتباه میکنه در تشخیصش چون ایران خوشبختانه ایران یک ملت پرشور و خلاق و پر از انرژی و فوران آفرینش هست الان اینو ایشون متوجه نیست زندگی ایران خلاصه نمیشه در روحانیت تشیع! تازه خود این رژیم هم نماینده روحانیت تشیع نیست چهار پنج هزار تا روحانی در این جریان شرکت دارند امامجمعهها و مقامات دولتی که اینها بیشتر مقامات سیاسی شدن اکثریت روحانیت شیعه با این رژیم مخالفه روحانیون نجف اصلا حاضر نیستن برن ایران به خاطر اینکه نمیخوان جمهوری اسلامی ببینند! شهر قم الان یکی از پایگاههای مبارزه با رژیم کنونی شده !بنابراین اگه اینها رو نبینیم دلیلش چیه!؟ دلیلش اینکه یه عدهای در غرب احتمالا آقای استراو جزوشون هست! فکر میکنن که ما یک نوع بشریت خاصی هستیم که استعداد دموکراسی نداریم استعداد اینکه در یک دنیای امروزی زندگی کنیم نداریم
این یک گرفتاری بزرگه در نتیجه ما بایستی همیشه یک قیم داشته باشیم و این چیزی بود که خانم لمپتون هم میگفت مثل یک افراد نابالغی هستیم که یه آقابالاسری همیشه داشته باشیم و با همین تز بود که اصلا امپریالیسم شروع شد که ما باید بریم این کشورهای عقبمونده رو وارد آمدن بکنیم اینها سرپرست لازم دارن و این نظریه به اشکال مختلف مونده
درحال حاضر به دو شکل درمیاد
یک شکل این است که من اسمش گذاشتم «امپریالیسم هرور» که هرچیزی خوبی هست در جهان سوم ما اروپاییها ما آمریکایی ها درست کردیم اگه ما نبودیم مگه ممکن بود مثلا هند راهآهن داشته باشه یا ارتش ایران توپخونه داشته باشه
بعد یه امپریالیسم دیگه هست من اسمش گذاشتم «امپریالیسم عذاب وجدان» که هر کار بدی که این کشورهای جهان سوم هرکاری بدی که کردن ما مسئولش بودیم مثلا شاه اومده مصدق تعیین کرده نخست وزیر بعد مصدق اخراج کرده دو دفعه هم اینکار کرده ولی ما امپریالیستها بودیم باعث شدیم این مرد دموکرات و مبارز و مصدق برکنار بشه! و عذاب وجدان داریم! این دو نوع امپریالیسم دو شکل مختلف هست ولی نتیجه چیه؟ حذف بنده و جنابعالی! یعنی بنده و آقای اعتمادی کارهای نیستیم حتی در داستان خودمون یعنی بنده و آقای اعتمادی حق نداریم خودمون اشتباه بکنیم اصلا ما آدم نیستیم! ما مفعول تاریخیم این بدترین توهین هست ولی خب ایران هم مثل انگلیسه فرق نمیکنه من موقعی که اومدم به انگلیس در مدرسه شبانه روزی بعد یک مدت دیدم نه تنها از همه شاگردهای دیگه بهترم برای اینکه آموزش ایرونی بهتر از اینها بود هیچ دلیلی نداره خیال کنم اینها فرشته هایی هستن از آسمون افتادن!
اینها همچنان این فکر میکنن
میگن آقای طاهری از ایران اومدین رنج بردید! ما مصدق برکنار کردیم! این یک گرفتاری بزرگه با ما هم مثل افراد مساوی رفتار بکنید ما اشتباه میکنیم کارهای خوب هم میکنیم کارهای بد هم میکنیم خودمون هم صورتحساب خودمون میپردازیم! از شما هم چیزی نمیخوایم و کاری به کار ما نداشته باشید و این مسئله اساسی است.
@AmirTaheri4
دکتر امیر طاهری:
زبون روشنفکران ایرانی و گروه زبدگان حکومت ایرانی فرانسوی بود نه انگلیسی! یعنی خیلی اغراق کردن انگلیسیها خودشون بزرگ جلوه بدن
البته در سه مورد اینها به ما کلکزدن مورد اول جریان ترکمن چای بود که اینها یک گاوبندی با روسیه تزاری کردن و این عهدنامه رو به ما تحمیل کردن دومیش عهدنامه پاریس بود ۱۸۵۶ راجع به هرات بود که با نیرو فرستادن به بوشهر و تهدید اینها که اون موقع هم میدونید رهبران ایران فاسد و فاقد اعتماد به نفس بودن تسلیم شدن امضاء کردن
مجموع این کار رو نگاه کنید به نظر من انگلیسیها با کمک خودمون البته خیلی نقششون بزرگ کردن که اینها مثلا سرنوشت ساز بودن در حالی که اگه نگاه بکنید در تماسهای ما با جهان بیرون یعنی به خصوص با اروپا نویسندههای فرانسوی ترجمه میشدن نویسندههای انگلیسی هنوزم ترجمه نشدن خیلی از نویسندههای بزرگشون نویسندههای روسی ترجمه میشدن نویسندههای آمریکایی از سال۱۹۵۰ به بعد ترجمه میشدن خود شکسپیر معروف هنوز تمام آثارش به فارسی ترجمه نشده! یعنی در این زمینه خیلی خیلی اغراق شده
ولی اینجا به نظر من ایشون اشتباه میکنه در تشخیصش چون ایران خوشبختانه ایران یک ملت پرشور و خلاق و پر از انرژی و فوران آفرینش هست الان اینو ایشون متوجه نیست زندگی ایران خلاصه نمیشه در روحانیت تشیع! تازه خود این رژیم هم نماینده روحانیت تشیع نیست چهار پنج هزار تا روحانی در این جریان شرکت دارند امامجمعهها و مقامات دولتی که اینها بیشتر مقامات سیاسی شدن اکثریت روحانیت شیعه با این رژیم مخالفه روحانیون نجف اصلا حاضر نیستن برن ایران به خاطر اینکه نمیخوان جمهوری اسلامی ببینند! شهر قم الان یکی از پایگاههای مبارزه با رژیم کنونی شده !بنابراین اگه اینها رو نبینیم دلیلش چیه!؟ دلیلش اینکه یه عدهای در غرب احتمالا آقای استراو جزوشون هست! فکر میکنن که ما یک نوع بشریت خاصی هستیم که استعداد دموکراسی نداریم استعداد اینکه در یک دنیای امروزی زندگی کنیم نداریم
این یک گرفتاری بزرگه در نتیجه ما بایستی همیشه یک قیم داشته باشیم و این چیزی بود که خانم لمپتون هم میگفت مثل یک افراد نابالغی هستیم که یه آقابالاسری همیشه داشته باشیم و با همین تز بود که اصلا امپریالیسم شروع شد که ما باید بریم این کشورهای عقبمونده رو وارد آمدن بکنیم اینها سرپرست لازم دارن و این نظریه به اشکال مختلف مونده
درحال حاضر به دو شکل درمیاد
یک شکل این است که من اسمش گذاشتم «امپریالیسم هرور» که هرچیزی خوبی هست در جهان سوم ما اروپاییها ما آمریکایی ها درست کردیم اگه ما نبودیم مگه ممکن بود مثلا هند راهآهن داشته باشه یا ارتش ایران توپخونه داشته باشه
بعد یه امپریالیسم دیگه هست من اسمش گذاشتم «امپریالیسم عذاب وجدان» که هر کار بدی که این کشورهای جهان سوم هرکاری بدی که کردن ما مسئولش بودیم مثلا شاه اومده مصدق تعیین کرده نخست وزیر بعد مصدق اخراج کرده دو دفعه هم اینکار کرده ولی ما امپریالیستها بودیم باعث شدیم این مرد دموکرات و مبارز و مصدق برکنار بشه! و عذاب وجدان داریم! این دو نوع امپریالیسم دو شکل مختلف هست ولی نتیجه چیه؟ حذف بنده و جنابعالی! یعنی بنده و آقای اعتمادی کارهای نیستیم حتی در داستان خودمون یعنی بنده و آقای اعتمادی حق نداریم خودمون اشتباه بکنیم اصلا ما آدم نیستیم! ما مفعول تاریخیم این بدترین توهین هست ولی خب ایران هم مثل انگلیسه فرق نمیکنه من موقعی که اومدم به انگلیس در مدرسه شبانه روزی بعد یک مدت دیدم نه تنها از همه شاگردهای دیگه بهترم برای اینکه آموزش ایرونی بهتر از اینها بود هیچ دلیلی نداره خیال کنم اینها فرشته هایی هستن از آسمون افتادن!
اینها همچنان این فکر میکنن
میگن آقای طاهری از ایران اومدین رنج بردید! ما مصدق برکنار کردیم! این یک گرفتاری بزرگه با ما هم مثل افراد مساوی رفتار بکنید ما اشتباه میکنیم کارهای خوب هم میکنیم کارهای بد هم میکنیم خودمون هم صورتحساب خودمون میپردازیم! از شما هم چیزی نمیخوایم و کاری به کار ما نداشته باشید و این مسئله اساسی است.
@AmirTaheri4
Telegram
attach 📎
ببینید البته جمهوری اسلامی نماینده تمامی گرایش های افراطی در اسلام نیست! بلکه بسیاری از گرایش های افراطی اسلامی، جمهوری اسلامی رو در واقع یک انحراف میدونند از اسلام!
و به کل شیعه میگن رافضی بنابراین مسئله از این پیچیدهتر است، همونطور که در مورد کمونیست گفتیم اتحاد شوروی در اوج قدرت خودش که دومین ابرقدرت به شمار میرفت وضعش خیلی خوب بود از لحاظ تکنولوژی و نظامی و غیرو موفق نشد در هيچ یک از کشورهای دنيا کمک کنه که هیچ یک از احزاب کمونیست در انتخابات برنده بشن و این نشون میده که موجود انسانی و جوامع انسانی به طور کلی یه امر معاشی دارن که مانع از این میشه که ایدیولوژیهای افراطی و ضد انسانی بتونن اکثریت مردم قانع بکنن. در آلمان هیتلری هم اگه یادتون باشه حزب نازی در یک انتخابات پیروز شد تا بیش از چهل درصد آرا رو نیورده بود و بعد به طور کلی انتخاب رو حذف کرد و سر قدرت موند یعنی جمهوری اسلامی هم همینجوره یعنی اگه آقای خمینی و رفقاش و بازماندگانش اگه یک حزب درست بکنن و در انتخابات آزاد در ايران شرکت بکنن به نظر من اکثریت آرا رو بدست نخواهند آورد! و در هيچ کشور دیگهای نتونست اینکار بکنن گروههای نزدیک به جمهوری اسلامی در عراق در انتخابات اخیر شکست خوردند در لبنان خدمتتون عرض کردم در افغانستان و پاکستان همینطور! یعنی خرج پول و صدور ترور و تبلیغات به خودی خود شما رو تبدیل به یک قدرت بزرگ نمیکنه باید یک چیز جاذب و جالبی هم داشته باشید. گرفتاری جمهوری اسلامی اینکه با شیطان بزرگ روبروعه! شیطان بزرگ یعنی آمریکا لازم نیست بره جایی فتح بکنه مردم در پکن و مسکو صف میبندن برای اینکه برن مک دونالد بخورن! لازم نیست شیطان بزرگ کاری بکنه ولی در کوبا عاشق بلوجین هستن و ماشینهای قدیمی آمریکایی رو مثل بت میپرستن! یعنی شما اگه بخواید امپریالیسم درست بکنید باید یک چیز جالب داشته باشید این بیداری اسلامی که آقای خامنهای صحبتش میکنه نویسندش کو!؟ فیلسوفش کو شاعرش کو!؟ فیلمسازش کو!؟ هیچی ندارن بلاخره باید یک چیزی عرضه بکنید مد سازش کو!؟ موسیقدانش کو!؟ یک چیزی باید عرضه بکنید مردم بخوان! ولی اینها چیزی برای عرضه کردن ندارن! در زمینه صنعتی و اقتصادی هم اگه برین به چایسرین لندن که در اونجا تمام نشانهها یا مارک ها یا برندهای معروف دنيا رو ثبت میکنند از این پنج شش هزارتا برندی که هست یدونش مال جمهوری اسلامی نیست! حداقل قبل از انقلاب ما چندتا برند داشتیم! یعنی در دنیایی زندگی میکنیم که این سیستم قبول نداره در خود ایران هم این سیستم قبول ندارن اگه قبول داشتن چرا رهبران جمهوری اسلامی در انتخابات آزاد میترسن! حتی موقعی که گردانندگان قبلی خودشون در این انتخابات شرکت میکنن به حصر خانگی میندازنشون و این واقعا برای من روشن است و فکر میکنم که خود رهبران جمهوری اسلامی هم میدونن که از این راه به جایی نخواهند رسید ولی زندانی اوهام خودشون هستن و نمیتونن خودشون آزاد بکنن!
گروگانگیری یکی از سنن قدیمی اسلام هست که در دوران پیش از اسلام در دوران جاهلیت وجود داشته و قبایل مختلف عرب که دایماً با هم جنگ داشتند موقعی که میخواستند به یک دوره صلح برسن از یکدیگر گروگان میگرفتن در دوران آقای خمینی این سنت عرب دوباره زنده شد با گروگانگیری دیپلماتهای آمریکایی! و بعد چون گروگانگیرها در جمهوری اسلامی پست های مهمی پیدا کردند تا سطح وزرات دفاع گروگانگیر بوده معاون رئیس جمهور گروگانگیر بوده چندین سفیر ازشون دراومد شخصیتهای برجستهای از این چهاصد گروگانگیر که بودن یه عده شون البته در جنگ با عراق کشته شدن و تعدادی که زنده موندن شدن کادر رهبری در جمهوری اسلامی بنابراین این پیام رد شد که گروگانگیری باعث افتخار و پیشرفت میتونه باشه و جا افتاده الان!
از این گذشته جمهوری اسلامی با گروگانگیری کارهای مختلفی تا الان انجام داده در مورد گروگانگیرهای آمریکای که اولین گروگانگیرها بودن در مذاکرات الجزیره و قراردادی که آقای بهزاد نبوی معاون اون موقع نخست وزیر جمهوری اسلامی با کریستوفر معاون اون زمان وزارت امور خارجه آمریکا امضا کرد دولت آمریکا پذیرفت که بخشی از اموال توقیف شده ایران رو آزاد بکنه بنابراین جمهوری اسلامی دید که با گروگانگیری میتونه به یه جاهایی برسه! بعد مثلاً موقعی که اقای گیژورژی سفیر فرانسه در تهران رو گروگان گرفت برای یک روز فرانسوی ها حاضر شدن که تعدادی از افراد جمهوری اسلامی که در ترورهای در پاریس شرکت داشتند آزاد بکنن! یعنی این همیشه کارا بوده برای جمهوری اسلامی! اخیراً گروگانگیری سختتر شده چون خارجیها کمتر میرن به ایران بنابراین رفتند دنبال دو تابعیت ها! که خانم زاغری و عادلخواه جزو اونها هستن.از همه اینها جالب تر این هست که بسیاری از کسانی که گروگان هستن دوتابعیتی ها کسانی هستن که سالهای سال مانند خانم عادلخواه بیش از۲۵سال مدافع و مبلغ ج.ا درخارج هستند!
@AmirTaheri4
و به کل شیعه میگن رافضی بنابراین مسئله از این پیچیدهتر است، همونطور که در مورد کمونیست گفتیم اتحاد شوروی در اوج قدرت خودش که دومین ابرقدرت به شمار میرفت وضعش خیلی خوب بود از لحاظ تکنولوژی و نظامی و غیرو موفق نشد در هيچ یک از کشورهای دنيا کمک کنه که هیچ یک از احزاب کمونیست در انتخابات برنده بشن و این نشون میده که موجود انسانی و جوامع انسانی به طور کلی یه امر معاشی دارن که مانع از این میشه که ایدیولوژیهای افراطی و ضد انسانی بتونن اکثریت مردم قانع بکنن. در آلمان هیتلری هم اگه یادتون باشه حزب نازی در یک انتخابات پیروز شد تا بیش از چهل درصد آرا رو نیورده بود و بعد به طور کلی انتخاب رو حذف کرد و سر قدرت موند یعنی جمهوری اسلامی هم همینجوره یعنی اگه آقای خمینی و رفقاش و بازماندگانش اگه یک حزب درست بکنن و در انتخابات آزاد در ايران شرکت بکنن به نظر من اکثریت آرا رو بدست نخواهند آورد! و در هيچ کشور دیگهای نتونست اینکار بکنن گروههای نزدیک به جمهوری اسلامی در عراق در انتخابات اخیر شکست خوردند در لبنان خدمتتون عرض کردم در افغانستان و پاکستان همینطور! یعنی خرج پول و صدور ترور و تبلیغات به خودی خود شما رو تبدیل به یک قدرت بزرگ نمیکنه باید یک چیز جاذب و جالبی هم داشته باشید. گرفتاری جمهوری اسلامی اینکه با شیطان بزرگ روبروعه! شیطان بزرگ یعنی آمریکا لازم نیست بره جایی فتح بکنه مردم در پکن و مسکو صف میبندن برای اینکه برن مک دونالد بخورن! لازم نیست شیطان بزرگ کاری بکنه ولی در کوبا عاشق بلوجین هستن و ماشینهای قدیمی آمریکایی رو مثل بت میپرستن! یعنی شما اگه بخواید امپریالیسم درست بکنید باید یک چیز جالب داشته باشید این بیداری اسلامی که آقای خامنهای صحبتش میکنه نویسندش کو!؟ فیلسوفش کو شاعرش کو!؟ فیلمسازش کو!؟ هیچی ندارن بلاخره باید یک چیزی عرضه بکنید مد سازش کو!؟ موسیقدانش کو!؟ یک چیزی باید عرضه بکنید مردم بخوان! ولی اینها چیزی برای عرضه کردن ندارن! در زمینه صنعتی و اقتصادی هم اگه برین به چایسرین لندن که در اونجا تمام نشانهها یا مارک ها یا برندهای معروف دنيا رو ثبت میکنند از این پنج شش هزارتا برندی که هست یدونش مال جمهوری اسلامی نیست! حداقل قبل از انقلاب ما چندتا برند داشتیم! یعنی در دنیایی زندگی میکنیم که این سیستم قبول نداره در خود ایران هم این سیستم قبول ندارن اگه قبول داشتن چرا رهبران جمهوری اسلامی در انتخابات آزاد میترسن! حتی موقعی که گردانندگان قبلی خودشون در این انتخابات شرکت میکنن به حصر خانگی میندازنشون و این واقعا برای من روشن است و فکر میکنم که خود رهبران جمهوری اسلامی هم میدونن که از این راه به جایی نخواهند رسید ولی زندانی اوهام خودشون هستن و نمیتونن خودشون آزاد بکنن!
گروگانگیری یکی از سنن قدیمی اسلام هست که در دوران پیش از اسلام در دوران جاهلیت وجود داشته و قبایل مختلف عرب که دایماً با هم جنگ داشتند موقعی که میخواستند به یک دوره صلح برسن از یکدیگر گروگان میگرفتن در دوران آقای خمینی این سنت عرب دوباره زنده شد با گروگانگیری دیپلماتهای آمریکایی! و بعد چون گروگانگیرها در جمهوری اسلامی پست های مهمی پیدا کردند تا سطح وزرات دفاع گروگانگیر بوده معاون رئیس جمهور گروگانگیر بوده چندین سفیر ازشون دراومد شخصیتهای برجستهای از این چهاصد گروگانگیر که بودن یه عده شون البته در جنگ با عراق کشته شدن و تعدادی که زنده موندن شدن کادر رهبری در جمهوری اسلامی بنابراین این پیام رد شد که گروگانگیری باعث افتخار و پیشرفت میتونه باشه و جا افتاده الان!
از این گذشته جمهوری اسلامی با گروگانگیری کارهای مختلفی تا الان انجام داده در مورد گروگانگیرهای آمریکای که اولین گروگانگیرها بودن در مذاکرات الجزیره و قراردادی که آقای بهزاد نبوی معاون اون موقع نخست وزیر جمهوری اسلامی با کریستوفر معاون اون زمان وزارت امور خارجه آمریکا امضا کرد دولت آمریکا پذیرفت که بخشی از اموال توقیف شده ایران رو آزاد بکنه بنابراین جمهوری اسلامی دید که با گروگانگیری میتونه به یه جاهایی برسه! بعد مثلاً موقعی که اقای گیژورژی سفیر فرانسه در تهران رو گروگان گرفت برای یک روز فرانسوی ها حاضر شدن که تعدادی از افراد جمهوری اسلامی که در ترورهای در پاریس شرکت داشتند آزاد بکنن! یعنی این همیشه کارا بوده برای جمهوری اسلامی! اخیراً گروگانگیری سختتر شده چون خارجیها کمتر میرن به ایران بنابراین رفتند دنبال دو تابعیت ها! که خانم زاغری و عادلخواه جزو اونها هستن.از همه اینها جالب تر این هست که بسیاری از کسانی که گروگان هستن دوتابعیتی ها کسانی هستن که سالهای سال مانند خانم عادلخواه بیش از۲۵سال مدافع و مبلغ ج.ا درخارج هستند!
@AmirTaheri4
Telegram
attach 📎
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
دکتر امیر طاهری
بلاهایی که روسیه (پوتین)بر سر ایران آورده.
روس ها معتقدند از ایران باید به عنوان یک گاو شیرده استفاده کرد و در نهایت یک لگد هم بهش زد
@AmirTaheri4
بلاهایی که روسیه (پوتین)بر سر ایران آورده.
روس ها معتقدند از ایران باید به عنوان یک گاو شیرده استفاده کرد و در نهایت یک لگد هم بهش زد
@AmirTaheri4
روحانی، بجای بیهودهگویی، به این سؤالها جواب بدهد:
۱. چرا نهادهای اقتصادی زیر ِسلطهٔ خامنهای مالیات نمیدهند؟
۲. چرا نهادهای اقتصادی بزرگ، که دستکم ۴۰٪ اقتصاد کشور را کنترل میکنند زیر سلطهٔ خامنهای است؟
۳. برنامهٔ روحانی برای مبارزه با چپاول سازمانیافتهٔ منابع عمومی چیست؟
@AmirTaheri4
۱. چرا نهادهای اقتصادی زیر ِسلطهٔ خامنهای مالیات نمیدهند؟
۲. چرا نهادهای اقتصادی بزرگ، که دستکم ۴۰٪ اقتصاد کشور را کنترل میکنند زیر سلطهٔ خامنهای است؟
۳. برنامهٔ روحانی برای مبارزه با چپاول سازمانیافتهٔ منابع عمومی چیست؟
@AmirTaheri4
روزنامهی بریتانیایی گاردین میگوید دلیل چاپ مقاله خاتمی، مخالفت با جنگ در آن بوده.
بسیار خوب.
آیا آنها از خاتمی پرسیدهاند که منظورش کدام جنگ است؟
آیا خاتمی مخالف جنگ #جمهوری_اسلامی علیه مردم سوریه هم هست؟ جنگ جمهوری اسلامی علیه (ملت) ایران که به جای خود.
@AmirTaheri4
روزنامهی بریتانیایی گاردین میگوید دلیل چاپ مقاله خاتمی، مخالفت با جنگ در آن بوده.
بسیار خوب.
آیا آنها از خاتمی پرسیدهاند که منظورش کدام جنگ است؟
آیا خاتمی مخالف جنگ #جمهوری_اسلامی علیه مردم سوریه هم هست؟ جنگ جمهوری اسلامی علیه (ملت) ایران که به جای خود.
@AmirTaheri4
ارگان خامنه ای کیهان ایالات متحده را تهدید می کند که در حال حاضر 50،000 جنگجوی افغان در سوریه و 30،000 عراقی نیز در سوریه در حال جنگ هستند . هر دو به خانه های اصلی خود فرستاده می شوند تا با نیروهای آمریکایی در آنجا مقابله کنند. آیا این یک روش مشخص برای اعلام خروج مزدوران تهران از سوریه است؟
@AmirTaheri4
@AmirTaheri4
ببینید تمام صحبتی که من میکنم اینکه جمهوری اسلامی همیشه سیاست از این ستون به اون ستون فرج داشته در تمام روابط بینالمللیش! کاملا هم غیر قابل اعتمادِ تمام صحبتهایی که من میکنم هشداری است به آقای ترامپ حالا آقای ترامپ هرکاری میخواد بکنه به من مربوط نمیشه، ولی هشداری است که من به ایشون میدم شش رییسجمهوری در این تله افتادند! شما تو این تله نیافتید برای اینکه جمهوری اسلامی همیشه میاد ژست تسلیمی میگیره یه کارایی که شما میخواهید میکنه بعد به محض اولین فرصت دوباره برمیگرده چرا؟ چون نیش عقرب نه از ره کینه است اقتضای طبیعتش این است یعنی جمهوری اسلامی همینی که هست عقرب هم همینجوره یه لگد بهش بزنی میره قائم میشه بعد دوباره برمیگرده! وقتی برگشت بازم دوباره عقربه! هم برای ایران بدِ هم برای دنیا مشکل ایران موقعی حل میشه که این رژیم عوض بشه!
یعنی شما اشاره میکنید این کاری که ترامپ میکنه کار درستی است اعتماد نباید بکنه
کاری که ترامپ کرده یه قسمتش درست بوده اومده دوازده موضوع مشخص رو حالا همشون زیاد مشخص نیست ولی دوازده موضوع رو گذاشته روی میز و فراموش نکنیم این جریان فقط یکساله این جریان شروع شده و جمهوری اسلامی در عرض یکسال عقبنشینی هایی کرده یعنی این فشاری که روش گذاشتن این منگنهای که انداختن دورش این کار کرده حالا آقای ترامپ نیاد برای گرفتن یک عکس با آقای روحانی یا خود آقای خامنهای بلند شه بره مسقط یک عکسی با ترامپ بگیره نیاد فریب بخوره! همونطور که کلینتون فریب خکرد اوباما فریب خورد جرج دبلیو بوش پدر و پسر اقای ریگان و کارتر همه اینها برای اینکه میدونید ریاستجمهوری های آمریکا همه فکر میکنن که با یک موضوع سیاسی معمولی روبر هستند نمیدونن با یک رژیم غیر معمولی روبرو هستید! و این برای ایران بد هست اینها چهل ساله ایران معطل کردند ما رو به این وضعی که الان داریم انداختند با همین بازی از این ستون به اون ستون فرجه آخرش هم چی شده؟ ایران هم چوب خورده هم پیاز خورده هم پول داده! پول هایی که منجمد بود هیچوقت نگرفتیم بازارهایی که از دست دادیم نمیتونیم بگیریم وضع نیروهای نظامی میدونیم که در چه وض اسفناکی قرار دارند برای اینکه دسترسی به تکنولوژی و سلاح های مدرن نظامی های ما ندارند برای چی؟ برای اینکه جمهوری اسلامی هستش بازم مشته رو تکون میده و یه هارت و پورتی میکنه!
صحبت من دو جنبه داره جنبه اول تحلیلگرایانه داره تحیلی هر دوطرف نگاه میکنه مسلما ترامپ علی بهونهگیر هم هست! مثلا در جريان با چین میبینید چینی ها میگن هرچی میخواید بهتون میدیم باز میره یه بهونه دیگه میگیره! این قسمت تحلیلی بود قسمت دومش به عنوان صاحب نظر بود حالا ممکن اشتباه باشه ولی من منصفانه باید صحبت کنم منصفانه جمهوری اسلامی یک کارایی کرده در این زمینه هدف برای جمهوری اسلامی و رهبرانش ایران اینا اصلا مهم نیست خودشون هم میگن یک چیز مخفیانه ای نیستش اینها میگن ما برامون نظام مهمه همین نظامی که درست کردن و انقلاب اسلامی! گور پدر ایران گور پدر دنیا و ناسیونالیسم و هرچیز دیگهای! منتهی ببینید من وقتی به عنوان تحلیلگر صحبت میکنم این چه جوری انجام میشه مثل این میمونه من برم یک باغوحش بگم من یک حیوانی دیدم به اسم زرافه با گردن دراز دليل نیست من خوشم بیاد ازش!
اونهایی که میخوان سوتفاهم درست کنن سوتفاهم در خودشونه! ما باید عادت بکنیم که منصفانه صریح و شرافتمندانه صحبت بکنیم اگه تحلیلگر و روشنفکریم، اگه سیاستمداریم میتونیم دروغ هم بگیم و مشاطهگری هم بکینم من که سیاستمدار نیستم!
پس با این رژیم نمیشه توافق قطعی رسید!!؟
این نظر قطعی من هست من اینو در بیست سال پیش در یک مقالهای نوشتم در چندین هزار کلمه میتونید در اینترنت پیداش کنید به اسم "تغییر رژیم تنها راه حل ایران هست." به عنوان دشمن و تبلیغات نگفتم به عنوان یک تحلیل گر! و اونجا نشون دادم که چرا هم به نفع ایرانه و ضرورت داره برای مردم ایران هم برای دنيا و هم از نظر منطقی اخلاقی شرافتی بهترین راه حله یعنی هرجور کلک اصلاحطلبی سازش نمیدونم عكس با ترامپ گرفتن اینها همه اتلاف وقته هم به ضرر آمریکا خواهد بود هم به ضرر ایران هم به ضرر منطقه هم به ضرر دنیا
@AmirTaheri4
یعنی شما اشاره میکنید این کاری که ترامپ میکنه کار درستی است اعتماد نباید بکنه
کاری که ترامپ کرده یه قسمتش درست بوده اومده دوازده موضوع مشخص رو حالا همشون زیاد مشخص نیست ولی دوازده موضوع رو گذاشته روی میز و فراموش نکنیم این جریان فقط یکساله این جریان شروع شده و جمهوری اسلامی در عرض یکسال عقبنشینی هایی کرده یعنی این فشاری که روش گذاشتن این منگنهای که انداختن دورش این کار کرده حالا آقای ترامپ نیاد برای گرفتن یک عکس با آقای روحانی یا خود آقای خامنهای بلند شه بره مسقط یک عکسی با ترامپ بگیره نیاد فریب بخوره! همونطور که کلینتون فریب خکرد اوباما فریب خورد جرج دبلیو بوش پدر و پسر اقای ریگان و کارتر همه اینها برای اینکه میدونید ریاستجمهوری های آمریکا همه فکر میکنن که با یک موضوع سیاسی معمولی روبر هستند نمیدونن با یک رژیم غیر معمولی روبرو هستید! و این برای ایران بد هست اینها چهل ساله ایران معطل کردند ما رو به این وضعی که الان داریم انداختند با همین بازی از این ستون به اون ستون فرجه آخرش هم چی شده؟ ایران هم چوب خورده هم پیاز خورده هم پول داده! پول هایی که منجمد بود هیچوقت نگرفتیم بازارهایی که از دست دادیم نمیتونیم بگیریم وضع نیروهای نظامی میدونیم که در چه وض اسفناکی قرار دارند برای اینکه دسترسی به تکنولوژی و سلاح های مدرن نظامی های ما ندارند برای چی؟ برای اینکه جمهوری اسلامی هستش بازم مشته رو تکون میده و یه هارت و پورتی میکنه!
صحبت من دو جنبه داره جنبه اول تحلیلگرایانه داره تحیلی هر دوطرف نگاه میکنه مسلما ترامپ علی بهونهگیر هم هست! مثلا در جريان با چین میبینید چینی ها میگن هرچی میخواید بهتون میدیم باز میره یه بهونه دیگه میگیره! این قسمت تحلیلی بود قسمت دومش به عنوان صاحب نظر بود حالا ممکن اشتباه باشه ولی من منصفانه باید صحبت کنم منصفانه جمهوری اسلامی یک کارایی کرده در این زمینه هدف برای جمهوری اسلامی و رهبرانش ایران اینا اصلا مهم نیست خودشون هم میگن یک چیز مخفیانه ای نیستش اینها میگن ما برامون نظام مهمه همین نظامی که درست کردن و انقلاب اسلامی! گور پدر ایران گور پدر دنیا و ناسیونالیسم و هرچیز دیگهای! منتهی ببینید من وقتی به عنوان تحلیلگر صحبت میکنم این چه جوری انجام میشه مثل این میمونه من برم یک باغوحش بگم من یک حیوانی دیدم به اسم زرافه با گردن دراز دليل نیست من خوشم بیاد ازش!
اونهایی که میخوان سوتفاهم درست کنن سوتفاهم در خودشونه! ما باید عادت بکنیم که منصفانه صریح و شرافتمندانه صحبت بکنیم اگه تحلیلگر و روشنفکریم، اگه سیاستمداریم میتونیم دروغ هم بگیم و مشاطهگری هم بکینم من که سیاستمدار نیستم!
پس با این رژیم نمیشه توافق قطعی رسید!!؟
این نظر قطعی من هست من اینو در بیست سال پیش در یک مقالهای نوشتم در چندین هزار کلمه میتونید در اینترنت پیداش کنید به اسم "تغییر رژیم تنها راه حل ایران هست." به عنوان دشمن و تبلیغات نگفتم به عنوان یک تحلیل گر! و اونجا نشون دادم که چرا هم به نفع ایرانه و ضرورت داره برای مردم ایران هم برای دنيا و هم از نظر منطقی اخلاقی شرافتی بهترین راه حله یعنی هرجور کلک اصلاحطلبی سازش نمیدونم عكس با ترامپ گرفتن اینها همه اتلاف وقته هم به ضرر آمریکا خواهد بود هم به ضرر ایران هم به ضرر منطقه هم به ضرر دنیا
@AmirTaheri4
Telegram
attach 📎