بازگشت به مشروطه؛ نسخه نجات ایران از شر جمهوری اسلامی به روایت…
بازگشت به مشروطه؛ نسخه نجات ایران از شر جمهوری اسلامی به روایت امیر طاهری!
امیر طاهری، روزنامهنگار ارشد، میگوید قانون اساسی پادشاهی مشروطه یکی از گنجینههای سیاسی بزرگ ملت ایران است که میتوان از آن به عنوان راهکاری برای عبور از بحران کنونی استفاده کرد.
به باور طاهری، حذف نهاد پادشاهی در بسیاری از کشورها نه به آزادی، بلکه به استبداد، دیکتاتوری و حتی جنگ داخلی منجر شده و این تجربه باید مورد توجه ایرانیان قرار گیرد.
طاهری تأکید میکند که جمهوری اسلامی فاقد ظرفیت اصلاح است و تداوم آن تنها به افزایش بیثباتی و فروپاشی ملی خواهد انجامید.
طاهری نظام مشروطه را الگویی میداند که توانایی اصلاح درونزا دارد و میتواند بستری مناسب برای عبور آرام و منطقی از جمهوری اسلامی و رسیدن به ثبات در دوران گذار باشد.
نسخه صوتی
@AmirTaheri4
امیر طاهری، روزنامهنگار ارشد، میگوید قانون اساسی پادشاهی مشروطه یکی از گنجینههای سیاسی بزرگ ملت ایران است که میتوان از آن به عنوان راهکاری برای عبور از بحران کنونی استفاده کرد.
به باور طاهری، حذف نهاد پادشاهی در بسیاری از کشورها نه به آزادی، بلکه به استبداد، دیکتاتوری و حتی جنگ داخلی منجر شده و این تجربه باید مورد توجه ایرانیان قرار گیرد.
طاهری تأکید میکند که جمهوری اسلامی فاقد ظرفیت اصلاح است و تداوم آن تنها به افزایش بیثباتی و فروپاشی ملی خواهد انجامید.
طاهری نظام مشروطه را الگویی میداند که توانایی اصلاح درونزا دارد و میتواند بستری مناسب برای عبور آرام و منطقی از جمهوری اسلامی و رسیدن به ثبات در دوران گذار باشد.
نسخه صوتی
@AmirTaheri4
👍44❤10
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
بازگشت به مشروطه؛ نسخه نجات ایران از شر جمهوری اسلامی به روایت امیر طاهری!
امیر طاهری، روزنامهنگار ارشد، میگوید قانون اساسی پادشاهی مشروطه یکی از گنجینههای سیاسی بزرگ ملت ایران است که میتوان از آن به عنوان راهکاری برای عبور از بحران کنونی استفاده کرد.
به باور طاهری، حذف نهاد پادشاهی در بسیاری از کشورها نه به آزادی، بلکه به استبداد، دیکتاتوری و حتی جنگ داخلی منجر شده و این تجربه باید مورد توجه ایرانیان قرار گیرد.
طاهری تأکید میکند که جمهوری اسلامی فاقد ظرفیت اصلاح است و تداوم آن تنها به افزایش بیثباتی و فروپاشی ملی خواهد انجامید.
طاهری نظام مشروطه را الگویی میداند که توانایی اصلاح درونزا دارد و میتواند بستری مناسب برای عبور آرام و منطقی از جمهوری اسلامی و رسیدن به ثبات در دوران گذار باشد.
@AmirTaheri4
👍64❤18👎3🔥3
Audio
❤25👍8🙏1
Audio
❤26👍6👏6
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
رضاشاه دوم همیشه نقش فوقالعاده سازندهای بازی کرده، بعداز سوگندپادشاهی تمام کسانی که میخواستند برعلیه جا فعالیت کنند به جز مجاهدین سعی کردند به نوعی با ایشون تماس بگیرندو عکسی بگیرندو بااسم ایشون برای خودشون وجاهتی پیدا بکنند،ایشون هم قبول کردند چون #شاه_مشروطه_شاه_همه_است.
☀️👑🦁 •|هایفانکشنینگ سوسیوپَث|•
@AmirTaheri4
☀️👑🦁 •|هایفانکشنینگ سوسیوپَث|•
@AmirTaheri4
❤80👍7👏4🤬1
برای کسی که بلد نیست درست حرف بزنه، "تمرین سکوت" یک فضیلت اخلاقی و یک الزامه. مخصوصا وقتی اون شخص به هر دلیلی در جایگاه فعال سیاسی قرار گرفته و حرفهاش بهحساب کل جبههی متبوعش هم منظور میشه.
اینهمه جملهسازی با "دکان" و "باسن خر" و "سگ و ناسگ" و امثالهم واقعا نوبره!
Sheldon
@AmirTaheri4
اینهمه جملهسازی با "دکان" و "باسن خر" و "سگ و ناسگ" و امثالهم واقعا نوبره!
Sheldon
@AmirTaheri4
👍60❤3
وقتی چنین 👇است ، چرا @NUFDIran یا دفتر شهریار ایران @PahlaviReza جلساتی را برگذار و حقوق دان معتبری را دعوت نمیکنند تا بند بند مطالب این دفترچه را به هم میهنان توضیح دهد؟
باید توجه داشت که روزه شک دار نمیخواهیم و از این رو این حرکت از سوی رسانه ها نمیتواند باشد
Azadeh Khorasani👑💙
@AmirTaheri4
باید توجه داشت که روزه شک دار نمیخواهیم و از این رو این حرکت از سوی رسانه ها نمیتواند باشد
Azadeh Khorasani👑💙
@AmirTaheri4
💯43👍23🤬2❤1
جالبه که این چند روز با وجود دیدن تمام اختلافات و نقدهای جدی عده بسیاری از پادشاهیخواهان به دفترچه،منوتو هیچکدام از فعالان شناس مشروطهخواه همچون امیر طاهری را برای مصاحبه دعوت نکرده!
آقای عباسی که همیشه طرف ایران بودند،حالا ترجیح میدن سکوت نظاره کنن؟
@ManotoNews
@kayvanabbassi
Azar
@AmirTaheri4
آقای عباسی که همیشه طرف ایران بودند،حالا ترجیح میدن سکوت نظاره کنن؟
@ManotoNews
@kayvanabbassi
Azar
@AmirTaheri4
👍48❤8🤬3😁2🤔2
👑خداوندگار اقتصاد سیاسی ایران/قیمت دلار را ١٣سال ثابت نگه داشت، وقتی ثابت نگه داشتنش مُد نبود.
صدرالاقتصادِ تاجمدار عالیجناب امیرعباس هویدا
نام پرافتخارش را صدا بزنید.
LiveIranNews
@AmirTaheri4
صدرالاقتصادِ تاجمدار عالیجناب امیرعباس هویدا
نام پرافتخارش را صدا بزنید.
LiveIranNews
@AmirTaheri4
❤109👍7😭7❤🔥4
داداش شماها کاردینال نیستین که دور هم جمع بشین پاپ انتخاب کنین!
مملکت قانون داشت و طبق همون قانون شاه قانونی کشور مشخصه، رای گیری برای شاه چیه این وسط؟
اسیر شدیم رسماً🤦♀️
👑لیلیث LiLiTh🇺🇸
@AmirTaheri4
مملکت قانون داشت و طبق همون قانون شاه قانونی کشور مشخصه، رای گیری برای شاه چیه این وسط؟
اسیر شدیم رسماً🤦♀️
👑لیلیث LiLiTh🇺🇸
@AmirTaheri4
X (formerly Twitter)
👑لیلیث LiLiTh🇺🇸 (@shortfairy809) on X
داداش شماها کاردینال نیستین که دور هم جمع بشین پاپ انتخاب کنین!
مملکت قانون داشت و طبق همون قانون شاه قانونی کشور مشخصه، رای گیری برای شاه چیه این وسط؟
اسیر شدیم رسماً🤦♀️
مملکت قانون داشت و طبق همون قانون شاه قانونی کشور مشخصه، رای گیری برای شاه چیه این وسط؟
اسیر شدیم رسماً🤦♀️
❤54👌13👍5👏5👎2💯2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
خودت کشته شدی، حزب نابود شد و تمدن فارس همچنان پابرجاست و پابرجا خواهد ماند.
Cyrus The Great 𓃬☼
@AmirTaheri4
Cyrus The Great 𓃬☼
@AmirTaheri4
👏97👍11😁10❤6🎉3👎1😱1
«من مشروطهطلبم، اما مشروطهای که اساس آن حفظ استقلال مملکت و اقتدار دولت باشد.»
📚 منبع: سخنان اعلیحضرت رضاشاه بزرگ و نقل شده از منبع خاطرات رجال عصر پهلوی.
#پادشاهی_مشروطه
#جاویدشاه
بزرگمهر |👑|
@AmirTaheri4
📚 منبع: سخنان اعلیحضرت رضاشاه بزرگ و نقل شده از منبع خاطرات رجال عصر پهلوی.
#پادشاهی_مشروطه
#جاویدشاه
بزرگمهر |👑|
@AmirTaheri4
❤81👍11❤🔥6
نصب پرچم ملی «شیر و خورشید» بر روی دیوار شهرداری 📌شیراز
#جاویدشاه #همكارى_ملى #KingRezaPahlavi
aminbehroozi_2
@AmirTaheri4
#جاویدشاه #همكارى_ملى #KingRezaPahlavi
aminbehroozi_2
@AmirTaheri4
❤71👍12👏3
من جذب پادشاهی شدم چون تو عمل دیدم فقط اونا هستن که ایران براشون مهمه و به هیچ عنوان خودشون رو سانسور نمیکنن و بله قربانگو نیستن. پشت شاهشون هستن ولی حرفشون رو میزنن.
اگه قرار به سانسور بود که جلو مصی و اسی نمیایستادیم و اون همه حمله، تهدید و آزار به جون نمیخریدیم.🩵👑🫡
Tahereh Abdoli (طاهره عبدلی)
@AmirTaheri4
اگه قرار به سانسور بود که جلو مصی و اسی نمیایستادیم و اون همه حمله، تهدید و آزار به جون نمیخریدیم.🩵👑🫡
Tahereh Abdoli (طاهره عبدلی)
@AmirTaheri4
❤72👏17👍4🔥2😁1
ما جمهوری نمیخواهیم.
چه جمهوری اسلامی، چه جمهوری ایرانی.
#جاويدشاه
#یامرگ_یامشروطه
خاویر پرز دکوئیار R.I.P
@AmirTaheri4
چه جمهوری اسلامی، چه جمهوری ایرانی.
#جاويدشاه
#یامرگ_یامشروطه
خاویر پرز دکوئیار R.I.P
@AmirTaheri4
👍78❤9👏4💯3
دور باش ای خواجه از اهل نفاق
در جهنم دان منافق را وثاق
وعدههای او همه باشد خلاف
قول او نبود به غیر از کذب و لاف
نیست در وعده منافق را وفا
زان نباشد در رخش نور و صفا
تا نپنداری منافق را امین
نیست بادا تخمش از روی زمین
با منافق هرکه همره میشود
منزل او در تکِ چه میشود
#جاویدشاه
Reza Ghadiyani
@AmirTaheri4
در جهنم دان منافق را وثاق
وعدههای او همه باشد خلاف
قول او نبود به غیر از کذب و لاف
نیست در وعده منافق را وفا
زان نباشد در رخش نور و صفا
تا نپنداری منافق را امین
نیست بادا تخمش از روی زمین
با منافق هرکه همره میشود
منزل او در تکِ چه میشود
#جاویدشاه
Reza Ghadiyani
@AmirTaheri4
❤43👍17👎1
بیشترین خوشبختیها برای بیشترین مردم
لیبرال دموکراسی - بیشترین خوشبختیها برای بیشترین مردم
امیر طاهری
تحریم و تبلیغ اختناق به نام آزادیخواهی
adminمرداد ۱۷, ۱۴۰۴۰
تحریم و تبلیغ اختناق
تحریم و تبلیغ اختناق
«تحریم»! این واژهای است که در طی چند دهه به واژگان سیاسی ما راهیافته است، اما آیا این واژه چنانکه مینماید، هست؟ و آیا کمکی به درک بهتر شرایط سیاسی ما عرضه میکند؟ به گمان من: نه. تحریم واژهای است گمراهکننده که میتواند ما را به بیراهه بکشاند.
این واژه نخستین بار در جریان تحریم تنباکو از سوی یکی از روحانیون شیعه در زمان ناصرالدین شاه سر زبانها افتاد و دستمایهای شد برای افسانهپردازی. بر اساس رایجترین این افسانهها، تحریم تنباکو سرآغاز جنبش ایرانیان در جستوجوی آزادی و حکومت قانون و مشروطیت بود. سازندگان این افسانه کسانی بودند که میخواستند جنبش مشروطه را به نام نسخه خودشان از دین اسلام ثبت کنند. خوشبختانه تاریخنویسان برجستهای مانند احمد کسروی، فریدون آدمیت و ماشاالله آجودانی، با همه تفاوتها و اختلافنظرهایی که باهم دارند، در افشای پوچی این افسانه متفقالقولاند. روحانیون شیعه البته با چند استثنای قابلتوجه، مخالف مشروطه بودند یا دستکم میکوشیدند تا برد تاریخی اجتماعی آن را محدود کنند.
به کار بردن «تحریم»، دانسته یا ندانسته، ما را وارد نظام ارزیابی فقهی میکند که بر اساس آن، همه افعال و اعمال انسانی در یک طیف اخلاقی قرار دارند. از حلال و مباح و مستحب گرفته تا مکروه و حرام و با گذر از واجب فرضی و عینی و… .
این طیف در رقابت با طیف دیگری قرار دارد که با ارسطو در «اخلاقیات نیکوماخوسی» آغاز شد و با فارابی، ابنسینا، سهروردی، میرداماد و دیگر فیلسوفان ایرانی به نسخه ایرانیاش رسید. در این طیف، مصلحت انسانی و تجربه انسانی و ضرورت درک عزت و کرامت او تعیینکننده کردار و رفتار فردی و اجتماعی است. این طیف بر خلاف طیف فقها که البته شرعی است، عرفی است؛ عرف به معنای مجموعه تجربه انسانی در طی زمان، با این اصل که انسان قدرت و اختیار تمییز و تشخیص دارد.
در مشروطه، این قدرت و اختیار در هیئت قانون ظاهر میشود؛ قانونی که منبعث از اراده مردمی است که صاحب حاکمیتاند؛ به عبارت دیگر، قانون ناقض «فتوا» یعنی حکمرانی شرعی است. اگر این را بپذیریم، چرا باید از واژگان شرعی مانند «تحریم» استفاده کنیم؟
مسئله هنگامی پیچیدهتر میشود که واژه «تحریم» را در موارد گوناگون، گاه متضاد، به کار میبریم. مثلاً مجازاتهایی را که سازمان ملل متحد، اتحادیه اروپا، ایالاتمتحده و بسیار کشورهای دیگر علیه جمهوری اسلامی وضع کردهاند، «تحریم» میخوانیم. اعراب که در هر حال صاحب اولیه واژه «تحریم» هستند، برای واژه انگلیسی و فرانسوی Sanction، واژه «تحریم» را به کار نمیبرند و به جای آن از «عقوبات» استفاده میکنند؛ یعنی واژهای که هیچ بار فقهی ندارد و به معنای مجازات و بادافره قانونشکنی است، بر خلاف «تحریم» که محصول فتاوای فقهی است. عقوبات، مجازات یا بادافره محصول یک نظام قانونیعرفی است.
از سوی دیگر، گاه میبینیم که «تحریم» را به جای طرد، برائت با دوری از یک فکر یا سازمان به کار میبرند. در چنان مواردی، در جای واژه انگلیسی «بویکات» و شکل فرانسوی آن «بایکوت» قرار میگیرد. سروان بویکات یک افسر انگلیسی نبردی اشغالگر در ایرلند ــ در دوران سلطه استعمارــ بود که به خاطر روش غیرانسانی خود، با طرد اجتماعی روبرو شد، اما در آن مورد، نیز طرد او جنبه شرعی نداشت و یک اقدام اجتماعی در چارچوب یک نبرد سیاسی بود.
خلاصه کنیم: کسانی که از «تحریم» سخن میگویند، دانسته یا ندانسته، بحثهای سیاسی، اجتماعی و فرهنگی را به یک چارچوب فقهیشرعی میکشانند و در نتیجه، در خدمت یک طرز فکر استبدادی از نوع مذهبی آن قرار میگیرند. البته «فتوا» تنها شکل استبداد قضایی نیست. چهار خان مغول، چنگیز، اوکتای، قوبلای و هلاکو در چارچوب منشور ایلی خود، یاسا، از طغری، نوعی فتوای قبیلهای، استفاده میکردند. پیش از آنان امپراتوران روم پیش از پذیرفتن مسیحیت، «فرمان» یا EDICTUS عرضه میکردند. پاپ اعظم کاتولیکها فتاوی خود را «بول» (BULL) میخواند. تزار روسیه فتاوی خود را به نام اوکاز (UKASE) صادر میکرد.
خب، حالا فرض کنیم یک فرد یا یک سازمان یا یک وسیله ارتباطجمعی (رسانه) را مخالف نظرات خود بدانیم. آیا در آن صورت میتوانیم از واژه «تحریم» استفاده کنیم؟ جواب: البته که میتوانیم، اما اگر چنین کنیم، خود را در موقعیتی شکننده ــ شکننده از نظر اخلاقی ــ قرار خواهیم داد.
لیبرال دموکراسی - بیشترین خوشبختیها برای بیشترین مردم
امیر طاهری
تحریم و تبلیغ اختناق به نام آزادیخواهی
adminمرداد ۱۷, ۱۴۰۴۰
تحریم و تبلیغ اختناق
تحریم و تبلیغ اختناق
«تحریم»! این واژهای است که در طی چند دهه به واژگان سیاسی ما راهیافته است، اما آیا این واژه چنانکه مینماید، هست؟ و آیا کمکی به درک بهتر شرایط سیاسی ما عرضه میکند؟ به گمان من: نه. تحریم واژهای است گمراهکننده که میتواند ما را به بیراهه بکشاند.
این واژه نخستین بار در جریان تحریم تنباکو از سوی یکی از روحانیون شیعه در زمان ناصرالدین شاه سر زبانها افتاد و دستمایهای شد برای افسانهپردازی. بر اساس رایجترین این افسانهها، تحریم تنباکو سرآغاز جنبش ایرانیان در جستوجوی آزادی و حکومت قانون و مشروطیت بود. سازندگان این افسانه کسانی بودند که میخواستند جنبش مشروطه را به نام نسخه خودشان از دین اسلام ثبت کنند. خوشبختانه تاریخنویسان برجستهای مانند احمد کسروی، فریدون آدمیت و ماشاالله آجودانی، با همه تفاوتها و اختلافنظرهایی که باهم دارند، در افشای پوچی این افسانه متفقالقولاند. روحانیون شیعه البته با چند استثنای قابلتوجه، مخالف مشروطه بودند یا دستکم میکوشیدند تا برد تاریخی اجتماعی آن را محدود کنند.
به کار بردن «تحریم»، دانسته یا ندانسته، ما را وارد نظام ارزیابی فقهی میکند که بر اساس آن، همه افعال و اعمال انسانی در یک طیف اخلاقی قرار دارند. از حلال و مباح و مستحب گرفته تا مکروه و حرام و با گذر از واجب فرضی و عینی و… .
این طیف در رقابت با طیف دیگری قرار دارد که با ارسطو در «اخلاقیات نیکوماخوسی» آغاز شد و با فارابی، ابنسینا، سهروردی، میرداماد و دیگر فیلسوفان ایرانی به نسخه ایرانیاش رسید. در این طیف، مصلحت انسانی و تجربه انسانی و ضرورت درک عزت و کرامت او تعیینکننده کردار و رفتار فردی و اجتماعی است. این طیف بر خلاف طیف فقها که البته شرعی است، عرفی است؛ عرف به معنای مجموعه تجربه انسانی در طی زمان، با این اصل که انسان قدرت و اختیار تمییز و تشخیص دارد.
در مشروطه، این قدرت و اختیار در هیئت قانون ظاهر میشود؛ قانونی که منبعث از اراده مردمی است که صاحب حاکمیتاند؛ به عبارت دیگر، قانون ناقض «فتوا» یعنی حکمرانی شرعی است. اگر این را بپذیریم، چرا باید از واژگان شرعی مانند «تحریم» استفاده کنیم؟
مسئله هنگامی پیچیدهتر میشود که واژه «تحریم» را در موارد گوناگون، گاه متضاد، به کار میبریم. مثلاً مجازاتهایی را که سازمان ملل متحد، اتحادیه اروپا، ایالاتمتحده و بسیار کشورهای دیگر علیه جمهوری اسلامی وضع کردهاند، «تحریم» میخوانیم. اعراب که در هر حال صاحب اولیه واژه «تحریم» هستند، برای واژه انگلیسی و فرانسوی Sanction، واژه «تحریم» را به کار نمیبرند و به جای آن از «عقوبات» استفاده میکنند؛ یعنی واژهای که هیچ بار فقهی ندارد و به معنای مجازات و بادافره قانونشکنی است، بر خلاف «تحریم» که محصول فتاوای فقهی است. عقوبات، مجازات یا بادافره محصول یک نظام قانونیعرفی است.
از سوی دیگر، گاه میبینیم که «تحریم» را به جای طرد، برائت با دوری از یک فکر یا سازمان به کار میبرند. در چنان مواردی، در جای واژه انگلیسی «بویکات» و شکل فرانسوی آن «بایکوت» قرار میگیرد. سروان بویکات یک افسر انگلیسی نبردی اشغالگر در ایرلند ــ در دوران سلطه استعمارــ بود که به خاطر روش غیرانسانی خود، با طرد اجتماعی روبرو شد، اما در آن مورد، نیز طرد او جنبه شرعی نداشت و یک اقدام اجتماعی در چارچوب یک نبرد سیاسی بود.
خلاصه کنیم: کسانی که از «تحریم» سخن میگویند، دانسته یا ندانسته، بحثهای سیاسی، اجتماعی و فرهنگی را به یک چارچوب فقهیشرعی میکشانند و در نتیجه، در خدمت یک طرز فکر استبدادی از نوع مذهبی آن قرار میگیرند. البته «فتوا» تنها شکل استبداد قضایی نیست. چهار خان مغول، چنگیز، اوکتای، قوبلای و هلاکو در چارچوب منشور ایلی خود، یاسا، از طغری، نوعی فتوای قبیلهای، استفاده میکردند. پیش از آنان امپراتوران روم پیش از پذیرفتن مسیحیت، «فرمان» یا EDICTUS عرضه میکردند. پاپ اعظم کاتولیکها فتاوی خود را «بول» (BULL) میخواند. تزار روسیه فتاوی خود را به نام اوکاز (UKASE) صادر میکرد.
خب، حالا فرض کنیم یک فرد یا یک سازمان یا یک وسیله ارتباطجمعی (رسانه) را مخالف نظرات خود بدانیم. آیا در آن صورت میتوانیم از واژه «تحریم» استفاده کنیم؟ جواب: البته که میتوانیم، اما اگر چنین کنیم، خود را در موقعیتی شکننده ــ شکننده از نظر اخلاقی ــ قرار خواهیم داد.
لیبرال دموکراسی
تحریم و تبلیغ اختناق به نام آزادیخواهی < لیبرال دموکراسی
به کار بردن «تحریم»، دانسته یا ندانسته، ما را وارد نظام ارزیابی فقهی میکند که بر اساس آن، همه افعال و اعمال انسانی در یک طیف اخلاقی قرار دارند
❤24👍8
در سالهای اخیر، ما ایرانیان، بهویژه میلیونها آواره شده در سراسر جهان، دعوتشدهایم که این یا آن رسانه را «تحریم» کنیم. تحریم بیبیسی فارسی دستکم سه دهه پیش آغاز شد. پس از آن کوشش بسیاری برای تحریم صدای آمریکا، رادیو اسرائیل و سپس رادیو فردا به راه افتاد. بازی تحریم حتی به تلویزیونهای خصوصی نیز رسید. از من و تو گرفته تا کانال یک و ایران فردا و در حال حاضر، ایران اینترنشنال.
در غالب موارد بالا، تحریمشدگان منعکسکننده یک خشم واقعی بودند. امروز همه ما ایرانیان همگی دردمندیم. همه ما ستم دیدهایم. کمتر ایرانی را میتوان یافت که در پنج دهه گذشته سوگوار عزیزی که قربانی انقلاب اسلامی شده است، نباشد. این خشم گاه سبب میشود که قابلیت مداقه و طمانینه و بررسی خونسردانه دادهها و پدیدهها را از دست بدهیم و به معرکه غوغا و غضب کشانده شویم. در چنان حالتی است که یکی از مهمترین درسهای فرهنگی خودمان را فراموش میکنیم؛ یعنی خودداری از داوری شتابزده با این تصور که کسی که با ما نیست، دشمن ماست.
در معرکه غوغا و غضب، ناچاریم خود را در مقام «مرجع تقلید» قرار دهیم؛ مقامی که به ما حق صدور فتوا میدهد. حتی اگر فتوا درباره مخالفت با یک نظر یا عقیده باشد. البته فتوا دهنده که تلویحاً خود را در مقام قاضیالقضات قرار داده است، میتواند هر که را بخواهد، مهدورالدم، محارب عن الله و مفسد فی الارض بخواند و خواستار نابودیاش شود. این البته کاملاً با فرهنگ ایرانی بیگانه است؛ فرهنگی که در آن، مفهوم «گناه اولیه» و «ذنب لایغفرله» وجود ندارد.
به کار بردن سلاح «تحریم» راه را برای به کار بردن یک سلاح شوم دیگر، یعنی تکفیر، باز میکند و چشمانداز بازگشت به یک نظام قانونی بر اساس حاکمیت ملی را کدر میسازد. در دنیای شخصیتهایی مانند آیتالله روحالله خمینی و آیتالله علی خامنهای، مرجع صاحب فتوا در جای امام غایب قرار دارد و خود امام غایب نیز بقیهالله است؛ یعنی آنچه از خدا روی زمین باقیمانده است. بدینسان، شگفتیآور است که تعدادی از «روشنفکران» ما که غالباً خود را ترقیخواه، سوسیالیست، سوسیالدموکرات، لائیست، سکولار و خلقی میدانند، در یک مبارزه سیاسی، روش شرعی آقایان خمینی و خامنهای را به کار میبرند.
امیر طاهری
برافراشتن پرچم تحریم این یا آن رسانه، حزب، انجمن، اتحادیه کارگری، باهماد فرهنگی و غیره پذیرفتن سانسور و در نتیجه اختناق است. سانسور حتی در موجهترین شکل آن، یعنی دستکاری در خبرها در دوران جنگ، سرانجام بیش از آنکه سودی داشته باشد، زیانبار است. در جریان جنگ جهانی دوم، سانسوری که دولت چرچیل به کار میبرد، گاه سبب میشد که خود او و در نتیجه مردم بریتانیا از بعضی نقایص، خطاها و ندانمکاریهای نظامیان آگاه نشوند. در پارهای از موارد، مردم بریتانیا با گوش دادن به گزارشهای اد هارو، خبرنگار آمریکایی، متوجه میشدند که کجای کار عیب دارد.
تردید نیست که ادعای بیطرفی در مسائل سیاسی افسانهای بیش نیست. این نظر که در هر بحث بایستی مواضع دو طرف را شنید، نیز در دنیای واقعیات مخدوش میشود. در بحث بر سر هولوکاست، پنج دقیقه برای یهودیان و پنج دقیقه برای هیتلر، توهین به ارزشهای انسانی است. از این گذشته، مواردی هست که فرضیه «دو طرف» را نمیتوان به کار برد. مثلاً در بحث بر سر کشتن تظاهراتکنندگان مسالمتآمیز در خیابانهای تهران، ضرورتی برای شنیدن «طرف دیگر»، یعنی سرکوبگران رژیم اسلامی، وجود ندارد.
با این حال خودداری از شنیدن نظر طرف دیگر به معنای خفه کردن او نیست. اگر با یک طرف خفهکننده روبرو هستیم، باید بکوشیم مانند او نشویم. اگر یک دشمن بد موفق شود ما را شبیه خودش کند، یعنی کاریکاتوری از او بشویم، او برنده و ما بازنده خواهیم بود.
البته آمادگی برای شنیدن نظر مخالف اگر در مسیر افراطی رسم شده از سوی ولتر قرار گیرد، ما را به مقام سرباز پیاده بدترین نظرها تبدیل خواهد کرد. ولتر میگوید: با نظر تو مخالفم، اما حاضرم جان بدهم تا تو بتوانی نظرت را ابراز کنی! بدیهی است که این ادعای معروف فیلسوف فرانسوی را نباید جدی گرفت. کدام انسان عاقلی حاضر است جانش را فدا کند تا دژخیمان تاریخی آزادانه اظهارنظر کنند؟
در بحث آزادی بیان، مانند همه بحثهای سیاسی، اجتماعی و فرهنگی، بخشهای خاکستری یا هاشورخورده وجود دارد. بدینسان داوری درباره کل کارکرد یک رسانه دشوار میشود. مثلاً بیبیسی را در نظر بگیرید. اینیک موسسه دولتی است با منشوری که وظایف آن را برای تبلیغ نظرات بریتانیای کبیر تشریح میکند. بدیهی است که بیبیسی از دید آنان که با نظرات دولت فخیمه مخالفاند، یک حریف، رقیب یا حتی دشمن به شمار میآید. اتحاد شوروی و جمهوری خلق چین برای بیش از نیمقرن، آنچه را در توان داشتند، برای جلوگیری از شنیدن بیبیسی در قلمرو خودشان انجام دادند.
در غالب موارد بالا، تحریمشدگان منعکسکننده یک خشم واقعی بودند. امروز همه ما ایرانیان همگی دردمندیم. همه ما ستم دیدهایم. کمتر ایرانی را میتوان یافت که در پنج دهه گذشته سوگوار عزیزی که قربانی انقلاب اسلامی شده است، نباشد. این خشم گاه سبب میشود که قابلیت مداقه و طمانینه و بررسی خونسردانه دادهها و پدیدهها را از دست بدهیم و به معرکه غوغا و غضب کشانده شویم. در چنان حالتی است که یکی از مهمترین درسهای فرهنگی خودمان را فراموش میکنیم؛ یعنی خودداری از داوری شتابزده با این تصور که کسی که با ما نیست، دشمن ماست.
در معرکه غوغا و غضب، ناچاریم خود را در مقام «مرجع تقلید» قرار دهیم؛ مقامی که به ما حق صدور فتوا میدهد. حتی اگر فتوا درباره مخالفت با یک نظر یا عقیده باشد. البته فتوا دهنده که تلویحاً خود را در مقام قاضیالقضات قرار داده است، میتواند هر که را بخواهد، مهدورالدم، محارب عن الله و مفسد فی الارض بخواند و خواستار نابودیاش شود. این البته کاملاً با فرهنگ ایرانی بیگانه است؛ فرهنگی که در آن، مفهوم «گناه اولیه» و «ذنب لایغفرله» وجود ندارد.
به کار بردن سلاح «تحریم» راه را برای به کار بردن یک سلاح شوم دیگر، یعنی تکفیر، باز میکند و چشمانداز بازگشت به یک نظام قانونی بر اساس حاکمیت ملی را کدر میسازد. در دنیای شخصیتهایی مانند آیتالله روحالله خمینی و آیتالله علی خامنهای، مرجع صاحب فتوا در جای امام غایب قرار دارد و خود امام غایب نیز بقیهالله است؛ یعنی آنچه از خدا روی زمین باقیمانده است. بدینسان، شگفتیآور است که تعدادی از «روشنفکران» ما که غالباً خود را ترقیخواه، سوسیالیست، سوسیالدموکرات، لائیست، سکولار و خلقی میدانند، در یک مبارزه سیاسی، روش شرعی آقایان خمینی و خامنهای را به کار میبرند.
امیر طاهری
برافراشتن پرچم تحریم این یا آن رسانه، حزب، انجمن، اتحادیه کارگری، باهماد فرهنگی و غیره پذیرفتن سانسور و در نتیجه اختناق است. سانسور حتی در موجهترین شکل آن، یعنی دستکاری در خبرها در دوران جنگ، سرانجام بیش از آنکه سودی داشته باشد، زیانبار است. در جریان جنگ جهانی دوم، سانسوری که دولت چرچیل به کار میبرد، گاه سبب میشد که خود او و در نتیجه مردم بریتانیا از بعضی نقایص، خطاها و ندانمکاریهای نظامیان آگاه نشوند. در پارهای از موارد، مردم بریتانیا با گوش دادن به گزارشهای اد هارو، خبرنگار آمریکایی، متوجه میشدند که کجای کار عیب دارد.
تردید نیست که ادعای بیطرفی در مسائل سیاسی افسانهای بیش نیست. این نظر که در هر بحث بایستی مواضع دو طرف را شنید، نیز در دنیای واقعیات مخدوش میشود. در بحث بر سر هولوکاست، پنج دقیقه برای یهودیان و پنج دقیقه برای هیتلر، توهین به ارزشهای انسانی است. از این گذشته، مواردی هست که فرضیه «دو طرف» را نمیتوان به کار برد. مثلاً در بحث بر سر کشتن تظاهراتکنندگان مسالمتآمیز در خیابانهای تهران، ضرورتی برای شنیدن «طرف دیگر»، یعنی سرکوبگران رژیم اسلامی، وجود ندارد.
با این حال خودداری از شنیدن نظر طرف دیگر به معنای خفه کردن او نیست. اگر با یک طرف خفهکننده روبرو هستیم، باید بکوشیم مانند او نشویم. اگر یک دشمن بد موفق شود ما را شبیه خودش کند، یعنی کاریکاتوری از او بشویم، او برنده و ما بازنده خواهیم بود.
البته آمادگی برای شنیدن نظر مخالف اگر در مسیر افراطی رسم شده از سوی ولتر قرار گیرد، ما را به مقام سرباز پیاده بدترین نظرها تبدیل خواهد کرد. ولتر میگوید: با نظر تو مخالفم، اما حاضرم جان بدهم تا تو بتوانی نظرت را ابراز کنی! بدیهی است که این ادعای معروف فیلسوف فرانسوی را نباید جدی گرفت. کدام انسان عاقلی حاضر است جانش را فدا کند تا دژخیمان تاریخی آزادانه اظهارنظر کنند؟
در بحث آزادی بیان، مانند همه بحثهای سیاسی، اجتماعی و فرهنگی، بخشهای خاکستری یا هاشورخورده وجود دارد. بدینسان داوری درباره کل کارکرد یک رسانه دشوار میشود. مثلاً بیبیسی را در نظر بگیرید. اینیک موسسه دولتی است با منشوری که وظایف آن را برای تبلیغ نظرات بریتانیای کبیر تشریح میکند. بدیهی است که بیبیسی از دید آنان که با نظرات دولت فخیمه مخالفاند، یک حریف، رقیب یا حتی دشمن به شمار میآید. اتحاد شوروی و جمهوری خلق چین برای بیش از نیمقرن، آنچه را در توان داشتند، برای جلوگیری از شنیدن بیبیسی در قلمرو خودشان انجام دادند.
❤26👍5