Audio
گفتگوی سردبیر ایندیپندنت فارسی با استاد امیر طاهری؛ نگاهی به تحولات روز و سایه مکانیسم ماشه
استاد امیر طاهری در گفتگو با کاملیا انتخابیفرد، سردبیر ایندیپندنت فارسی و در پاسخ به پرسشی درباره نگرانی مردم ایران از اختلاف نظر در گروههای مخالف جمهوری اسلامی و وضعیت دوران گذار گفت اتحاد میان نیروهای سیاسی امکانپذیر نیست اما میتوان بر سر اصول کلی به ائتلاف دست یافت و «کافی است که موافقان و مخالفان مشروطه، بر سر چند چیز به اتفاق نظر برسند. بپذیریم که وضع کنونی نمیتواند ادامه داشته باشد. بر سر موجودیت ملت ایران اتفاق نظر داشته باشیم. و در نهایت این که یک چارچوب قانونی برای دوران گذار را مورد قبول قرار دهیم.»
نسخه صوتی
@AmirTaheri4
استاد امیر طاهری در گفتگو با کاملیا انتخابیفرد، سردبیر ایندیپندنت فارسی و در پاسخ به پرسشی درباره نگرانی مردم ایران از اختلاف نظر در گروههای مخالف جمهوری اسلامی و وضعیت دوران گذار گفت اتحاد میان نیروهای سیاسی امکانپذیر نیست اما میتوان بر سر اصول کلی به ائتلاف دست یافت و «کافی است که موافقان و مخالفان مشروطه، بر سر چند چیز به اتفاق نظر برسند. بپذیریم که وضع کنونی نمیتواند ادامه داشته باشد. بر سر موجودیت ملت ایران اتفاق نظر داشته باشیم. و در نهایت این که یک چارچوب قانونی برای دوران گذار را مورد قبول قرار دهیم.»
نسخه صوتی
@AmirTaheri4
👍46❤4🙏1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
مشت محکم و دندانشکن #شاه بر دهان بهزاد نبوی، خاتمی،موشعلی و زرشکیان :
"مردم ایران بخوبی میدانند من هرگز استقلال و آزادی خودمان را در برابر کمک خارجی، واگذار نخواهم کرد"!
#پهلوي تنها حامی یکپارچگی و تمامیت ارضی ایران است و دشمن تجزیه طلبان و حامیان اجنبی شان
#KingRezaPahlavi
Benjamin بنیامین
@AmirTaheri4
"مردم ایران بخوبی میدانند من هرگز استقلال و آزادی خودمان را در برابر کمک خارجی، واگذار نخواهم کرد"!
#پهلوي تنها حامی یکپارچگی و تمامیت ارضی ایران است و دشمن تجزیه طلبان و حامیان اجنبی شان
#KingRezaPahlavi
Benjamin بنیامین
@AmirTaheri4
👍111❤43❤🔥4👎2🫡2
خطر بزرگ میدونید چیه؟
اینه که #پهلوی رو بیاریم بگیم شما فقط نماد همبستگی ملی باش بدون قدرت و اختیارات اجرایی!
اینجوری هم جون شاه به خطر میوفته و هم ۵۷ دیگه ای رقم میخوره بعید نیست اتفاقی که ۱۵ بهمن ۱۳۲۷ برای #شاهنشاه_آریامهر فقید افتاد برای پسرش هم بیفته شایدم اینبار تیر شون به هدف بخوره و تمام!
حواسمون رو جمع کنیم ، ما پهلوی خواه هستیم و سرباز ایران ، تا پای جان باید از شاه محافظت و حمایت کنیم .
#پاينده_ایران_جاویدشاه
#همکاری_ملی
#KingRezaPahlavi
Sasan Rahimpour
@AmirTaheri4
اینه که #پهلوی رو بیاریم بگیم شما فقط نماد همبستگی ملی باش بدون قدرت و اختیارات اجرایی!
اینجوری هم جون شاه به خطر میوفته و هم ۵۷ دیگه ای رقم میخوره بعید نیست اتفاقی که ۱۵ بهمن ۱۳۲۷ برای #شاهنشاه_آریامهر فقید افتاد برای پسرش هم بیفته شایدم اینبار تیر شون به هدف بخوره و تمام!
حواسمون رو جمع کنیم ، ما پهلوی خواه هستیم و سرباز ایران ، تا پای جان باید از شاه محافظت و حمایت کنیم .
#پاينده_ایران_جاویدشاه
#همکاری_ملی
#KingRezaPahlavi
Sasan Rahimpour
@AmirTaheri4
👍95❤19❤🔥5😁4
#دفترچه_بیچارگی باعث شد دو گروه از فعالان سیاسی مشخص شود.
پادشاهی خواهان که می دانند #قانون_اساسی_مشروطه ،به پادشاهی پهلوی، اعتبار حقوقی بخشیده است.
اما دسته دوم طرفداران دفترچه اند، جمهوری خواهان و لابی گران و کسانی اند که یا به دنبال کسب قدرت یا پول اند،یا دنبال حذف پادشاهی.
سامان از سامانیان
@AmirTaheri4
پادشاهی خواهان که می دانند #قانون_اساسی_مشروطه ،به پادشاهی پهلوی، اعتبار حقوقی بخشیده است.
اما دسته دوم طرفداران دفترچه اند، جمهوری خواهان و لابی گران و کسانی اند که یا به دنبال کسب قدرت یا پول اند،یا دنبال حذف پادشاهی.
سامان از سامانیان
@AmirTaheri4
X (formerly Twitter)
سامان از سامانیان (@Azsamanian) on X
#دفترچه_بیچارگی باعث شد دو گروه از فعالان سیاسی مشخص شود.
پادشاهی خواهان که می دانند #قانون_اساسی_مشروطه ،به پادشاهی پهلوی، اعتبار حقوقی بخشیده است.
اما دسته دوم طرفداران دفترچه اند، جمهوری خواهان و لابی گران و کسانی اند که یا به دنبال کسب قدرت یا پول اند،یا…
پادشاهی خواهان که می دانند #قانون_اساسی_مشروطه ،به پادشاهی پهلوی، اعتبار حقوقی بخشیده است.
اما دسته دوم طرفداران دفترچه اند، جمهوری خواهان و لابی گران و کسانی اند که یا به دنبال کسب قدرت یا پول اند،یا…
👍70👎7❤4🔥1
شهبانوی ایران:
«قانون اساسی مشروطیت ایران با شناسایی حقوق ملت و جدایی قوای کشوری، یکی از بزرگترین دستآوردهای سیاسی و اجتماعی ایران در درازای تاریخ شاهنشاهی است...»
#جاویدشاه
#بازگشت_به_مشروطه
👑 انجمن مشروطه البرز
@AmirTaheri4
«قانون اساسی مشروطیت ایران با شناسایی حقوق ملت و جدایی قوای کشوری، یکی از بزرگترین دستآوردهای سیاسی و اجتماعی ایران در درازای تاریخ شاهنشاهی است...»
#جاویدشاه
#بازگشت_به_مشروطه
👑 انجمن مشروطه البرز
@AmirTaheri4
❤100👍9❤🔥4👎1🤬1
امروز کشورهای اروپایی مکانیسیم ماشه علیه ایران رافعال میکنند. معنی آن بازگشت تحریم های شورای امنیت است. قطعنامه 1929 ایران را زیر بند 41 فصل 7 منشور سازمان ملل قرارداده وبند بعدی آن استفاده ازظرفیت نظامی علیه ایران را تجویز میکند. خامنه ای بمب اتمی را به امنیت مردم ترجیح میدهد.
Reza Taghizadeh
@AmirTaheri4
Reza Taghizadeh
@AmirTaheri4
👍56❤3🤬2
شرم آور هست. کسانی به استاد امیرطاهری و دکتر رضا تقی زاده توهین می کنند که نه سواد درست سیاسی دارند، نه شهامت عذرخواهی از اقدامات گذشته ی شان.
فراموش نکنیم که این دو استاد، از پیش از جنون ۵۷ پادشاهی خواه بودند و همیشه میهن پرستانه سخن گفته اند.
با آرزوی تندرستی و بهروزی شان.
سامان از سامانیان
@AmirTaheri4
فراموش نکنیم که این دو استاد، از پیش از جنون ۵۷ پادشاهی خواه بودند و همیشه میهن پرستانه سخن گفته اند.
با آرزوی تندرستی و بهروزی شان.
سامان از سامانیان
@AmirTaheri4
❤101👍14👎9😁3👏2
شما دیگه به باد هم نیاز نداری،ظاهرا با یه نسیم هم تغییر جهت میدی.
انگشت حاجتی تا مچ، ماتحت هست و ظاهراً لذت هم میبری
🐉 *اژدها *🐉
@AmirTaheri4
انگشت حاجتی تا مچ، ماتحت هست و ظاهراً لذت هم میبری
🐉 *اژدها *🐉
@AmirTaheri4
😁50❤7👍3👏1
شوربختانه ما با دلالان و لابی گرانی مواجه هستیم که از تحکیم وحدت تا امروز، مثل کودکان لوس و از خودراضی هستند.#دفترچه_بیچارگی می نویسند، با هزاران اشتباه و غلط ریز و درشت ، اما در مقابل انتقادها، مثل بچه های ۵ ساله، پشت بزرگترها پنهان می شوند و توان دفاع از شاهکار خود را ندارند.
سامان از سامانیان
@AmirTaheri4
سامان از سامانیان
@AmirTaheri4
👍52💯2🎉1
عده ای این روزها معتقدند پادشاهیخواهان واقعی، باید تابع شیرین عبادی و ایرج مصداقی و امثالهم باشند؛ وگرنه ۵۷ی هستند!
آب و هوای فارس عجب سفلهپرور است!
کو همرهی که خیمه از این خاک برکنم؟
#جاویدشاه
پرویز ناتل خانلری
@AmirTaheri4
آب و هوای فارس عجب سفلهپرور است!
کو همرهی که خیمه از این خاک برکنم؟
#جاویدشاه
پرویز ناتل خانلری
@AmirTaheri4
X (formerly Twitter)
پرویز ناتل خانلری (@parviz_khanlari) on X
عده ای این روزها معتقدند پادشاهیخواهان واقعی، باید تابع شیرین عبادی و ایرج مصداقی و امثالهم باشند؛ وگرنه ۵۷ی هستند!
آب و هوای فارس عجب سفلهپرور است!
کو همرهی که خیمه از این خاک برکنم؟
#جاویدشاه
آب و هوای فارس عجب سفلهپرور است!
کو همرهی که خیمه از این خاک برکنم؟
#جاویدشاه
👍46👌7👎2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
پیام صوتی زندانی پادشاهیخواه پرویز اکبری نیز بر سردادن بانگ بلند #جاویدشاه در پشتیبانی از رضاشاه دوم تاکید دارد
Azadeh Khorasani👑💙
@AmirTaheri4
Azadeh Khorasani👑💙
@AmirTaheri4
❤🔥55👍15❤8🤔1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
جمهوری خواهانِ امروزی…
به قول استاد طاهری@AmirTaheri4
ما تو ایران جمهوری خواه نداریم، دشمن شاه داریم
#جاویدشاه
#رضا_شاه_دوم
#پهلوی_سوم
farhad
@AmirTaheri4
به قول استاد طاهری@AmirTaheri4
ما تو ایران جمهوری خواه نداریم، دشمن شاه داریم
#جاویدشاه
#رضا_شاه_دوم
#پهلوی_سوم
farhad
@AmirTaheri4
👍68❤4🔥2👏2
بیشترین خوشبختیها برای بیشترین مردم
لیبرال دموکراسی - بیشترین خوشبختیها برای بیشترین مردم
امیر طاهری
پادشاهی مشروطه و انحلال جمهوری اسلامی
adminشهریور ۷, ۱۴۰۴۰
مشروطه پادشاهی
مشروطه پادشاهی
«شکاف و اختلاف بین سلطنتطلبان!» با این الفاظ بود که یکی از برنامههای اخیر بیبیسی فارسی کوشید تا توجه تماشاگرانش را جلب کند. موضوع برنامه متنی بود که پس از گردهمایی مونیخ با حضور رضاشاه دوم از سوی گروهی از فعالان سیاسی جوان با هدف اصلاح قانون اساسی جمهوری اسلامی و بهرهگیری از رهبری رضاشاه دوم در یک دوران گذار ۱۰۰ تا ۱۸۰ روزه منتشر شد.
من یکی از مهمانان برنامه بودم، به همراه یکی از هممیهنان که «یکی از نویسندگان» متن موردبحث معرفی شد. در آن برنامه به مجری بیبیسی یادآور شدم که من هرگز سلطنتطلب نبودهام و کسی را هم نمیشناسم که سلطنتطلب باشد. من و بسیاری از هممیهنان هوادار پادشاهی مشروطه بوده و هستیم و سلطنت را تنها جزئی از نهاد پادشاهی میدانیم. در همان حال «یکی از نویسندگان متن» نیز نباید سلطنتطلب معرفی شود، زیرا بر اساس متن موردبحث یکی جمهوریخواه است و در پی تغییراتی در قانون اساسی جمهوری اسلامی، همزمان با حذف کامل کل پادشاهی و مشروطه؛ بنابراین عنوان شکاف و اختلاف بین سلطنتطلبان گمراهکننده است. عنوان واقعی برنامه میتوانست این باشد: هواداران پادشاهی مشروطه و هواداران ادامه جمهوری اسلامی با بعضی اصلاحات.
متأسفانه مجری برنامه، ظاهراً این پیشنهاد مرا نپسندید و درنتیجه من از برنامه اخراج شدم و نمیدانم بعد از قطع دوربینم چه گذشت و مهمان دیگر برنامه چه گفت.
البته اگر برنامه با حضور من ادامه مییافت، مجری محترم میتوانست بپرسد: پس چطور است که رضا پهلوی ــ چون برای بیبیسی او نمیتواند رضاشاه دوم معرفی شود ــ متن موردبحث را حداقل تلویحاً تائید کرده است.
جواب من میتوانست این باشد: در قانون اساسی مشروطه پادشاه در واقع پادشاه همه ایرانیان است، حتی آنان که مخالف پادشاهی یا دشمن شخص او هستند و این واقعیتی است که هم دو پادشاه پهلوی و هم رضاشاه دوم در عمل نشان دادهاند. رضاشاه کبیر رجال و اشراف قاجار را حذف نکرد. محمدرضا شاه حتی کسانی را که قصد ترور او را داشتند بخشید. رضاشاه دوم در پنج دههای که گذشته، بارها و بارها به افراد، گروهها و متونی که مخالف شخصی او و دشمن مشروطه و پادشاهی بودهاند کمک کرده است که مطرح شوند، خود را معرفی کنند، برنامهشان را به بازار آورند و داوری را به عهده ملت ایران بگذارند.
این روند اندکی پس از اینکه ولیعهد رضا سوگند پادشاهی را یادکرد آغاز شد ــ از آنجا که جمهوری ولایتی از آغاز حذفکننده و انحصارطلب بود، جدایی متفقان اولیهاش خیلی زود تحقق یافت. در آن زمان پاریس پایتخت فرانسه مقصد اصلی جداشدگان از فرقه خمینیه بود و من به عنوان روزنامهنگار ایرانی برای مدتی تنها روزنامهنگار فعال ایرانی در تبعید، یکی از نخستین کسانی بودم که آنان به سراغش میرفتند. بدینسان من شاهد شکلگیری آنچه بعداً «اپوزیسیون» خوانده شد بودم. حسن نزیه، رئیس کانون وکلای دادگستری پیش از انقلاب و یکی از هواداران پرشور آیتالله خمینی، جزو نخستین ریزشیها از نظام ولایی بود. او را از پیش از انقلاب میشناختم و درنتیجه هنگامی که تماس گرفت آماده بودم که با او دیداری داشته باشم. دیدارمان در هتل شرایتون پاریس نزدیک به دو ساعت طول کشید. نزیه میگفت: آخوندها به دنبال ویرانی ایران هستند و وقتی ایران ویران شد کمونیستها و تجزیهطلبان ویرانه را تصرف خواهند کرد.
از او پرسیدم پس چه باید کرد؟ پاسخ: من (یعنی نزیه) میتوانم با شبکه وسیعی که در ایران دارم یک جنبش ملی به راهاندازم و قدرت را از آخوندها پس بگیرم؛ اما برای موفقیت در این برنامه دو چیز نیاز دارم، اول تائید ولیعهد یعنی رضا پهلوی و دوم کمک مالی.
شبیه این صحنه را در طی سالها بارها و بارها دیدم. رحمتالله مقدم مراغهای، یکی از مخالفان محمدرضا شاه و از نویسندگان قانون اساسی جمهوری اسلامی، تقریباً همان موضع نزیه را تکرار کرد. پس از او نوبت دریادار احمد مدنی، مخالف پیشین محمدرضا شاه و وزیر دفاع آیتالله خمینی بود. شاپور بختیار، آخرین نخستوزیر محمدرضا شاه، نیز به نوبه خود با تشکیل نهضت مقاومت ملی خواستار تائید «شاهزاده» شد. تائید از شاهزاده همچنین خواست دکتر علی امینی، نخستوزیر اسبق و رهبر «جبهه نجات ایران»، بود. پس از تغییر رهبری جبهه نجات ایران و تشکیل گروه درفش کیانی به رهبری دکتر منوچهر گنجی، وزیر اسبق آموزشوپرورش، تائید «شاهزاده» همچنان به عنوان یک ضرورت کلیدی برای قرار گرفتن زیر نورافکنهای سیاسی مطرح ماند.
@AmirTaheri4
لیبرال دموکراسی - بیشترین خوشبختیها برای بیشترین مردم
امیر طاهری
پادشاهی مشروطه و انحلال جمهوری اسلامی
adminشهریور ۷, ۱۴۰۴۰
مشروطه پادشاهی
مشروطه پادشاهی
«شکاف و اختلاف بین سلطنتطلبان!» با این الفاظ بود که یکی از برنامههای اخیر بیبیسی فارسی کوشید تا توجه تماشاگرانش را جلب کند. موضوع برنامه متنی بود که پس از گردهمایی مونیخ با حضور رضاشاه دوم از سوی گروهی از فعالان سیاسی جوان با هدف اصلاح قانون اساسی جمهوری اسلامی و بهرهگیری از رهبری رضاشاه دوم در یک دوران گذار ۱۰۰ تا ۱۸۰ روزه منتشر شد.
من یکی از مهمانان برنامه بودم، به همراه یکی از هممیهنان که «یکی از نویسندگان» متن موردبحث معرفی شد. در آن برنامه به مجری بیبیسی یادآور شدم که من هرگز سلطنتطلب نبودهام و کسی را هم نمیشناسم که سلطنتطلب باشد. من و بسیاری از هممیهنان هوادار پادشاهی مشروطه بوده و هستیم و سلطنت را تنها جزئی از نهاد پادشاهی میدانیم. در همان حال «یکی از نویسندگان متن» نیز نباید سلطنتطلب معرفی شود، زیرا بر اساس متن موردبحث یکی جمهوریخواه است و در پی تغییراتی در قانون اساسی جمهوری اسلامی، همزمان با حذف کامل کل پادشاهی و مشروطه؛ بنابراین عنوان شکاف و اختلاف بین سلطنتطلبان گمراهکننده است. عنوان واقعی برنامه میتوانست این باشد: هواداران پادشاهی مشروطه و هواداران ادامه جمهوری اسلامی با بعضی اصلاحات.
متأسفانه مجری برنامه، ظاهراً این پیشنهاد مرا نپسندید و درنتیجه من از برنامه اخراج شدم و نمیدانم بعد از قطع دوربینم چه گذشت و مهمان دیگر برنامه چه گفت.
البته اگر برنامه با حضور من ادامه مییافت، مجری محترم میتوانست بپرسد: پس چطور است که رضا پهلوی ــ چون برای بیبیسی او نمیتواند رضاشاه دوم معرفی شود ــ متن موردبحث را حداقل تلویحاً تائید کرده است.
جواب من میتوانست این باشد: در قانون اساسی مشروطه پادشاه در واقع پادشاه همه ایرانیان است، حتی آنان که مخالف پادشاهی یا دشمن شخص او هستند و این واقعیتی است که هم دو پادشاه پهلوی و هم رضاشاه دوم در عمل نشان دادهاند. رضاشاه کبیر رجال و اشراف قاجار را حذف نکرد. محمدرضا شاه حتی کسانی را که قصد ترور او را داشتند بخشید. رضاشاه دوم در پنج دههای که گذشته، بارها و بارها به افراد، گروهها و متونی که مخالف شخصی او و دشمن مشروطه و پادشاهی بودهاند کمک کرده است که مطرح شوند، خود را معرفی کنند، برنامهشان را به بازار آورند و داوری را به عهده ملت ایران بگذارند.
این روند اندکی پس از اینکه ولیعهد رضا سوگند پادشاهی را یادکرد آغاز شد ــ از آنجا که جمهوری ولایتی از آغاز حذفکننده و انحصارطلب بود، جدایی متفقان اولیهاش خیلی زود تحقق یافت. در آن زمان پاریس پایتخت فرانسه مقصد اصلی جداشدگان از فرقه خمینیه بود و من به عنوان روزنامهنگار ایرانی برای مدتی تنها روزنامهنگار فعال ایرانی در تبعید، یکی از نخستین کسانی بودم که آنان به سراغش میرفتند. بدینسان من شاهد شکلگیری آنچه بعداً «اپوزیسیون» خوانده شد بودم. حسن نزیه، رئیس کانون وکلای دادگستری پیش از انقلاب و یکی از هواداران پرشور آیتالله خمینی، جزو نخستین ریزشیها از نظام ولایی بود. او را از پیش از انقلاب میشناختم و درنتیجه هنگامی که تماس گرفت آماده بودم که با او دیداری داشته باشم. دیدارمان در هتل شرایتون پاریس نزدیک به دو ساعت طول کشید. نزیه میگفت: آخوندها به دنبال ویرانی ایران هستند و وقتی ایران ویران شد کمونیستها و تجزیهطلبان ویرانه را تصرف خواهند کرد.
از او پرسیدم پس چه باید کرد؟ پاسخ: من (یعنی نزیه) میتوانم با شبکه وسیعی که در ایران دارم یک جنبش ملی به راهاندازم و قدرت را از آخوندها پس بگیرم؛ اما برای موفقیت در این برنامه دو چیز نیاز دارم، اول تائید ولیعهد یعنی رضا پهلوی و دوم کمک مالی.
شبیه این صحنه را در طی سالها بارها و بارها دیدم. رحمتالله مقدم مراغهای، یکی از مخالفان محمدرضا شاه و از نویسندگان قانون اساسی جمهوری اسلامی، تقریباً همان موضع نزیه را تکرار کرد. پس از او نوبت دریادار احمد مدنی، مخالف پیشین محمدرضا شاه و وزیر دفاع آیتالله خمینی بود. شاپور بختیار، آخرین نخستوزیر محمدرضا شاه، نیز به نوبه خود با تشکیل نهضت مقاومت ملی خواستار تائید «شاهزاده» شد. تائید از شاهزاده همچنین خواست دکتر علی امینی، نخستوزیر اسبق و رهبر «جبهه نجات ایران»، بود. پس از تغییر رهبری جبهه نجات ایران و تشکیل گروه درفش کیانی به رهبری دکتر منوچهر گنجی، وزیر اسبق آموزشوپرورش، تائید «شاهزاده» همچنان به عنوان یک ضرورت کلیدی برای قرار گرفتن زیر نورافکنهای سیاسی مطرح ماند.
@AmirTaheri4
❤19👍10
از گروههای کوچکتر و شخصیتهای کمتر شناختهشده چیزی نمیگویم. تنها دو فراری از نظام خمینیگرا در دیداری که داشتیم خواستار حمایت شاهزاده نشدند، یکی ابوالحسن بنیصدر، رئیسجمهوری معزول اسلامی، بود و دیگری مسعود رجوی، رهبر مجاهدین خلق. (با رجبی دیدار نداشتم اما در آغاز او را جزو ابواب جمعی بنیصدر میپنداشتم.)
در تمامی آن دوران نکته جالب این بود که خواستاران تائید «شاهزاده» مدعی بودند که شخص او و پادشاهی مشروطه بهطور کلی در ایران پس از انقلاب ۵۷ کوچکترین زمینهای ندارد و بازگشت به مشروطه بههیچوجه مطرح نیست. آنان متوجه تضاد هستهای موضع خود نبودند. چگونه میتوان از کسی که میگوید کوچکترین مشروعیتی ندارد و نمیخواهید داشته باشد مشروعیت بگیرید؟ به عبارت دیگر:
امیر طاهری
ذات نایافته از هستیبخش
کی تواند که شود هستیبخش!
رضاشاه دوم یا شاهزاده جوان با درایت و سعه صدر تحسینبرانگیز همه مشروعیتطلبان را پذیرفت و حتی با بعضی از آنان تفاهمنامههایی امضا کرد. تائید او غالباً منجر شد به دریافت کمک مالی از «بازرگانان خیراندیش» و گاه «محافل دوستدار ایران» بهوسیله مشروعیتطلبان.
من با آنکه بارها با «شاهزاده» صحبت کردم هرگز نپرسیدم: چگونه است که شما بیآنکه چشمداشتی در کار باشد به کسانی مشروعیت میدهید که مخالف جد، پدر و خود شاه بوده و هستند؟ امروز نیز این بلندنظری، دوراندیشی و سخاوت سیاسی را ستایش میکنم. شاید، فقط شاید، دلیل این رفتار «شاهزاده» را پیداکرده باشم. او میدانست و میداند که پادشاه مشروطه نمیتواند رهبر فقط یک حزب و معرف و مدافع فقط یک روش و منش سیاسی باشد و درنتیجه میبایستی به همه ایرانیان کمک کند که نظر خود را ابراز کنند و سهمی از قدرت حکومتی بطلبد. این موضع را نصرتالله کاسمی، ادیب بزرگ سالهای ۱۳۳۰، در یک بیت بیان کرده بود:
شاه را آفتاب شهر بدان
روشنیبخش هم کهان و مهان.
اگر تحلیل ذکرشده را بپذیریم درک اینکه چرا رضاشاه دوم همواره کوشیده است تا فضای سیاسی ایران را تا سرحد امکان توسعه دهد آسانتر خواهد بود. دلیل دوم، البته باز به گمان من این بود که او هرگز نخواسته است که با خودداری از تائید این یا آن گروه مسئول شکست اجتنابناپذیر آنان شناخته شود. هیچیک از دهها اپوزیسیونی که منشور نوشتند، بیانیه صادر کردند، نشست و گردهمایی و راهپیمایی ترتیب دادند و سرانجام مانند حبابهای روی آب ناپدید شدند، نمیتوانند مدعی شوند که عدم حمایت «شاهزاده» دلیل شکست آنان بوده است.
رضاشاه دوم با وساطت یکی از ۱۱۸ مشاورش در طی سالها، یعنی مرحوم باقر پرهام، یکی از روشنفکران مخالف محمدرضا شاه و مدافع آیتالله خمینی، حتی بهاصطلاح «اصلاحاتی» را که علیاکبر هاشمی رفسنجانی در نقش رئیسجمهوری عرضه کرد مورد تائید تلویحی قرار داد. او همچنین از ادعاهای اصلاحطلبانه حجتالاسلام محمد خاتمی با لحنی دوستانه سخن گفت. آنچه جنبش سبز خوانده شد نیز هرگز با مخالفت رضاشاه دوم روبهرو نشد. برنامههای دیگری مانند پیمان ملی، فرشگرد، ققنوس، حزب مشروطه و کانونهای ملیگرا نیز البته از تائید او بهره بردند.
این روش رضاشاه دوم کمک کرد که بسیاری از فعالان سیاسی مجبور شوند که نقاب از چهره بردارند و بهجای کلیگوییهای سالنی درباره دموکراسی، سکولاریسم، سوسیالیسم، مارکسیسم، سوسیالدموکراسی، لیبرالیسم، ناسیونالیسم و دیگر ایسمها با انتخاب اجتنابناپذیری که تاریخ در برابر ما قرار داده است روبهرو شوند: مشروعه یا مشروطه؟
تازهترین نسخه این نمایش را در گردهمایی مونیخ دیدیم. در آن گردهمایی بیش از ۹۰ درصد از شرکتکنندگان و اکثریت سخنرانان هواداران پادشاهی مشروطه بودند، اما متونی که بعداً منتشر شد درست جهت عکس خواستههای پادشاهیخواهان بود. البته هیچ پادشاهیخواهی نمیتواند حتی گروهی را که آن آش را پختند برای آشپزی سیاسی رد کند؛ اما پادشاهیخواهان و مدافعان مشروطیت نیز حقدارند آن آش را نخورند.
نخستین علت این ذائقهزدگی این است که متن موردبحث آشکارا و مکرر در مکرر پادشاهی مشروطه را حتی بهعنوان یکی از میلیونها گزینه برای نجات ایران رد میکند. نویسندگان حداکثر سعی را به کار بردند تا اصلاحات سیاسی مربوط به مشروطه در متن منعکس نشود. به جای نهضت که به معنای روند پایای دگرگونی و نوسازی فرهنگی است از لغت «خیزش» بهره گرفتند که به معنای اقدام موضعی و محدود در زمان و مکان است. به جای مجلس شورای ملی از مهستان سخن میگویند یعنی مجلس اعیان یا بزرگان قوم که در جوامع قبیلهای آسیای مرکزی «حلقه ایشان» (یعنی ریشسفیدان) و در افغانستان «لوییجرگه» خوانده میشود. رضاشاه دوم تنزل مییابد به «شاهزاده» که عنوان سیاسی و قانونی نیست. (هر کس که در یک خاندان پادشاهی زاده شود شاهزاده است.
@AmirTaheri4
در تمامی آن دوران نکته جالب این بود که خواستاران تائید «شاهزاده» مدعی بودند که شخص او و پادشاهی مشروطه بهطور کلی در ایران پس از انقلاب ۵۷ کوچکترین زمینهای ندارد و بازگشت به مشروطه بههیچوجه مطرح نیست. آنان متوجه تضاد هستهای موضع خود نبودند. چگونه میتوان از کسی که میگوید کوچکترین مشروعیتی ندارد و نمیخواهید داشته باشد مشروعیت بگیرید؟ به عبارت دیگر:
امیر طاهری
ذات نایافته از هستیبخش
کی تواند که شود هستیبخش!
رضاشاه دوم یا شاهزاده جوان با درایت و سعه صدر تحسینبرانگیز همه مشروعیتطلبان را پذیرفت و حتی با بعضی از آنان تفاهمنامههایی امضا کرد. تائید او غالباً منجر شد به دریافت کمک مالی از «بازرگانان خیراندیش» و گاه «محافل دوستدار ایران» بهوسیله مشروعیتطلبان.
من با آنکه بارها با «شاهزاده» صحبت کردم هرگز نپرسیدم: چگونه است که شما بیآنکه چشمداشتی در کار باشد به کسانی مشروعیت میدهید که مخالف جد، پدر و خود شاه بوده و هستند؟ امروز نیز این بلندنظری، دوراندیشی و سخاوت سیاسی را ستایش میکنم. شاید، فقط شاید، دلیل این رفتار «شاهزاده» را پیداکرده باشم. او میدانست و میداند که پادشاه مشروطه نمیتواند رهبر فقط یک حزب و معرف و مدافع فقط یک روش و منش سیاسی باشد و درنتیجه میبایستی به همه ایرانیان کمک کند که نظر خود را ابراز کنند و سهمی از قدرت حکومتی بطلبد. این موضع را نصرتالله کاسمی، ادیب بزرگ سالهای ۱۳۳۰، در یک بیت بیان کرده بود:
شاه را آفتاب شهر بدان
روشنیبخش هم کهان و مهان.
اگر تحلیل ذکرشده را بپذیریم درک اینکه چرا رضاشاه دوم همواره کوشیده است تا فضای سیاسی ایران را تا سرحد امکان توسعه دهد آسانتر خواهد بود. دلیل دوم، البته باز به گمان من این بود که او هرگز نخواسته است که با خودداری از تائید این یا آن گروه مسئول شکست اجتنابناپذیر آنان شناخته شود. هیچیک از دهها اپوزیسیونی که منشور نوشتند، بیانیه صادر کردند، نشست و گردهمایی و راهپیمایی ترتیب دادند و سرانجام مانند حبابهای روی آب ناپدید شدند، نمیتوانند مدعی شوند که عدم حمایت «شاهزاده» دلیل شکست آنان بوده است.
رضاشاه دوم با وساطت یکی از ۱۱۸ مشاورش در طی سالها، یعنی مرحوم باقر پرهام، یکی از روشنفکران مخالف محمدرضا شاه و مدافع آیتالله خمینی، حتی بهاصطلاح «اصلاحاتی» را که علیاکبر هاشمی رفسنجانی در نقش رئیسجمهوری عرضه کرد مورد تائید تلویحی قرار داد. او همچنین از ادعاهای اصلاحطلبانه حجتالاسلام محمد خاتمی با لحنی دوستانه سخن گفت. آنچه جنبش سبز خوانده شد نیز هرگز با مخالفت رضاشاه دوم روبهرو نشد. برنامههای دیگری مانند پیمان ملی، فرشگرد، ققنوس، حزب مشروطه و کانونهای ملیگرا نیز البته از تائید او بهره بردند.
این روش رضاشاه دوم کمک کرد که بسیاری از فعالان سیاسی مجبور شوند که نقاب از چهره بردارند و بهجای کلیگوییهای سالنی درباره دموکراسی، سکولاریسم، سوسیالیسم، مارکسیسم، سوسیالدموکراسی، لیبرالیسم، ناسیونالیسم و دیگر ایسمها با انتخاب اجتنابناپذیری که تاریخ در برابر ما قرار داده است روبهرو شوند: مشروعه یا مشروطه؟
تازهترین نسخه این نمایش را در گردهمایی مونیخ دیدیم. در آن گردهمایی بیش از ۹۰ درصد از شرکتکنندگان و اکثریت سخنرانان هواداران پادشاهی مشروطه بودند، اما متونی که بعداً منتشر شد درست جهت عکس خواستههای پادشاهیخواهان بود. البته هیچ پادشاهیخواهی نمیتواند حتی گروهی را که آن آش را پختند برای آشپزی سیاسی رد کند؛ اما پادشاهیخواهان و مدافعان مشروطیت نیز حقدارند آن آش را نخورند.
نخستین علت این ذائقهزدگی این است که متن موردبحث آشکارا و مکرر در مکرر پادشاهی مشروطه را حتی بهعنوان یکی از میلیونها گزینه برای نجات ایران رد میکند. نویسندگان حداکثر سعی را به کار بردند تا اصلاحات سیاسی مربوط به مشروطه در متن منعکس نشود. به جای نهضت که به معنای روند پایای دگرگونی و نوسازی فرهنگی است از لغت «خیزش» بهره گرفتند که به معنای اقدام موضعی و محدود در زمان و مکان است. به جای مجلس شورای ملی از مهستان سخن میگویند یعنی مجلس اعیان یا بزرگان قوم که در جوامع قبیلهای آسیای مرکزی «حلقه ایشان» (یعنی ریشسفیدان) و در افغانستان «لوییجرگه» خوانده میشود. رضاشاه دوم تنزل مییابد به «شاهزاده» که عنوان سیاسی و قانونی نیست. (هر کس که در یک خاندان پادشاهی زاده شود شاهزاده است.
@AmirTaheri4
👍28❤3