1️⃣ در مصاحبهای که جناب طاهری @AmirTaheri4 با آقای میبدی داشتند؛
آقای میبدی،متأسفانه در تحلیلهای خود مانند بسیاری دیگر به این نکته توجه ندارند که #مشروطه در ایران تنها یک فرمان نمادین نبود، بلکه با روی کار آمدن پهلوی و از دوره #رضاشاه به واقعیت و نهاد #حکمرانی_توسعهگرا تبدیل شد و جامه عمل به خود پوشاند.
مشروطه نه یک نمایش سیاسی، بلکه نقطه آغاز حکمرانی مدرن، قانونمدار و توسعهمحور در ایران بود؛ حکمرانیای که پهلویها به آن جامه عمل پوشاندند.
نمونه روشن آن، در جایگاه زنان دیده میشود: رضاشاه زنان ایرانی را از حبس در حجاب قجری و انزوای اجتماعی بیرون آورد و آنان را به صحنه اجتماع و سیاست وارد کرد. محمدرضاشاه نیز با تصویب قوانین مدرن، این مسیر را تثبیت و پایدار ساخت.
در حقیقت، مشروطه در عمل به معنای حق زندگی آزاد، شاد و برابر برای ایرانیان بود. اما این آزادی تنها با پایهگذاری توسعه اقتصادی و اجتماعی امکان تحقق داشت؛ و این همان اصلی است که در دوران پهلوی بهعنوان شالوده حکمرانی در ایران پیاده شد.
مورد دیگر تاکید آقای میبدی بر نقش روحانیت در بازار و اوقاف در دوره پهلوی بود که باید ایشان بدانند:
رضاشاه بسیاری از موقوفات را به نفع دولت مصادره و تحت نظارت اوقاف دولتی درآورد. این اقدام عملاً یکی از ابزارهای مالی و اجتماعی روحانیت را محدود کرد.بازار همچنان پایگاه سنتی و مذهبی خود را داشت، اما نفوذ روحانیون در آن بسیار کاهش یافت چون سیاستهای دولت، اقتصاد نوین، بانکها و شرکتهای مدرن وزن بیشتری پیدا کردند.
در دوره #محمدرضا_شاه نیز اوقاف در قالب سازمان اوقاف زیر نظر دولت بود. روحانیت در مدیریت کلان اوقاف نقشی نداشت و بیشتر به امور محدود مذهبی و مساجد مشغول بود.
در بازار، همچنان برخی بازاریان متدین با روحانیون رابطه داشتند، ولی این ارتباط بیشتر شبکهای اجتماعی و سنتی بود، نه یک قدرت ساختاری. در واقع وزنه روحانیت در اقتصاد رسمی و سیاستگذاری کلان بسیار ناچیز شده بود.
بعد از اصلاحات ارضی و نوسازی اقتصادی دهه ۴۰، شکاف میان روحانیت و بازار مدرن بیشتر شد.
بنابراین، اینکه بگوییم در دوره پهلوی آخوندها در بازار و اوقاف نقش تعیینکننده داشتند، نوعی مغلطه است. آنان بیشتر نفوذ فرهنگ سنتی داشتند، نه قدرت واقعی در ساختار اقتصادی یا سیاسی.
2️⃣مغلطه دیگری که توسط آقای میبدی در تحلیلهایشان بود، تاکیید بر متون درسی دوره پهلوی و جایگاه خاص دین در آن بود!
در کتابهای درسی دوره پهلوی، دین اسلام بعنوان دین رسمی کشور آموزش داده میشد، اما در چارچوبی ملی، اخلاقی و میانهرو و برخلاف جمهوری اسلامی، جنبه ایدئولوژیک، فقهی و فرقهای نداشت.
در کنار دین، تأکید زیادی بر تاریخ ایران باستان، شاهنامه، هویت ملی، مدرنیته و علمگرایی وجود داشت. در واقع، نظام آموزشی ترکیبی بود از:
هویت ملی ایرانی (کوروش، داریوش، فردوسی و …)
دین در حد اخلاق و مبانی دینی
و علوم مدرن (ریاضیات، علوم تجربی، مهندسی، زبان خارجی)
در دوره رضاشاه به بعد، نقش مستقیم روحانیت در نظام آموزشی و تألیف یا تصویب کتابهای درسی عملا حذف شد.
#رضاشاه با تاسیس وزارت معارف (وزارت فرهنگ و بعد آموزش و پرورش) نظام آموزشی مدرن را طراحی کرد.
کتابهای درسی توسط شورای عالی معارف و کمیتههای دولتی تدوین میشد.
روحانیت هیچ نقشی در تالیف یا تصویب کتابها نداشت. دروس دینی هم اگر بود، توسط معلمان مدارس (و نه لزوما آخوندها) تدریس میشد.
هدف اصلی جایگزینی آموزش سنتی حوزهای با آموزش ملی مدرن بود.
در دوره #محمدرضا_شاه، در دهه ۳۰ و ۴۰، نظام آموزشی گسترش یافت و کتابها در قالب یک برنامه درسی ملی تهیه میشد.
مرجع اصلی تصمیم گیری،وزارت فرهنگ و بعداها سازمان کتابهای درسی ایران (تاسیس ۱۳۴۳) بود.
روحانیت نه در شوراها حضور داشت، نه در کمیتههای علمی و نه در سیاستگذاری آموزشی.
دروس دینی همچنان وجود داشتند، اما محتوای آنها بیشتر اخلاقی، قرآنی و ساده بود، نه فقهی یا سیاسی.
#رضاشاه_روحت_شاد
#جاویدشاه
#ایران_معبد_ماست
Paola.Motaki
@AmirTaheri4
آقای میبدی،متأسفانه در تحلیلهای خود مانند بسیاری دیگر به این نکته توجه ندارند که #مشروطه در ایران تنها یک فرمان نمادین نبود، بلکه با روی کار آمدن پهلوی و از دوره #رضاشاه به واقعیت و نهاد #حکمرانی_توسعهگرا تبدیل شد و جامه عمل به خود پوشاند.
مشروطه نه یک نمایش سیاسی، بلکه نقطه آغاز حکمرانی مدرن، قانونمدار و توسعهمحور در ایران بود؛ حکمرانیای که پهلویها به آن جامه عمل پوشاندند.
نمونه روشن آن، در جایگاه زنان دیده میشود: رضاشاه زنان ایرانی را از حبس در حجاب قجری و انزوای اجتماعی بیرون آورد و آنان را به صحنه اجتماع و سیاست وارد کرد. محمدرضاشاه نیز با تصویب قوانین مدرن، این مسیر را تثبیت و پایدار ساخت.
در حقیقت، مشروطه در عمل به معنای حق زندگی آزاد، شاد و برابر برای ایرانیان بود. اما این آزادی تنها با پایهگذاری توسعه اقتصادی و اجتماعی امکان تحقق داشت؛ و این همان اصلی است که در دوران پهلوی بهعنوان شالوده حکمرانی در ایران پیاده شد.
مورد دیگر تاکید آقای میبدی بر نقش روحانیت در بازار و اوقاف در دوره پهلوی بود که باید ایشان بدانند:
رضاشاه بسیاری از موقوفات را به نفع دولت مصادره و تحت نظارت اوقاف دولتی درآورد. این اقدام عملاً یکی از ابزارهای مالی و اجتماعی روحانیت را محدود کرد.بازار همچنان پایگاه سنتی و مذهبی خود را داشت، اما نفوذ روحانیون در آن بسیار کاهش یافت چون سیاستهای دولت، اقتصاد نوین، بانکها و شرکتهای مدرن وزن بیشتری پیدا کردند.
در دوره #محمدرضا_شاه نیز اوقاف در قالب سازمان اوقاف زیر نظر دولت بود. روحانیت در مدیریت کلان اوقاف نقشی نداشت و بیشتر به امور محدود مذهبی و مساجد مشغول بود.
در بازار، همچنان برخی بازاریان متدین با روحانیون رابطه داشتند، ولی این ارتباط بیشتر شبکهای اجتماعی و سنتی بود، نه یک قدرت ساختاری. در واقع وزنه روحانیت در اقتصاد رسمی و سیاستگذاری کلان بسیار ناچیز شده بود.
بعد از اصلاحات ارضی و نوسازی اقتصادی دهه ۴۰، شکاف میان روحانیت و بازار مدرن بیشتر شد.
بنابراین، اینکه بگوییم در دوره پهلوی آخوندها در بازار و اوقاف نقش تعیینکننده داشتند، نوعی مغلطه است. آنان بیشتر نفوذ فرهنگ سنتی داشتند، نه قدرت واقعی در ساختار اقتصادی یا سیاسی.
2️⃣مغلطه دیگری که توسط آقای میبدی در تحلیلهایشان بود، تاکیید بر متون درسی دوره پهلوی و جایگاه خاص دین در آن بود!
در کتابهای درسی دوره پهلوی، دین اسلام بعنوان دین رسمی کشور آموزش داده میشد، اما در چارچوبی ملی، اخلاقی و میانهرو و برخلاف جمهوری اسلامی، جنبه ایدئولوژیک، فقهی و فرقهای نداشت.
در کنار دین، تأکید زیادی بر تاریخ ایران باستان، شاهنامه، هویت ملی، مدرنیته و علمگرایی وجود داشت. در واقع، نظام آموزشی ترکیبی بود از:
هویت ملی ایرانی (کوروش، داریوش، فردوسی و …)
دین در حد اخلاق و مبانی دینی
و علوم مدرن (ریاضیات، علوم تجربی، مهندسی، زبان خارجی)
در دوره رضاشاه به بعد، نقش مستقیم روحانیت در نظام آموزشی و تألیف یا تصویب کتابهای درسی عملا حذف شد.
#رضاشاه با تاسیس وزارت معارف (وزارت فرهنگ و بعد آموزش و پرورش) نظام آموزشی مدرن را طراحی کرد.
کتابهای درسی توسط شورای عالی معارف و کمیتههای دولتی تدوین میشد.
روحانیت هیچ نقشی در تالیف یا تصویب کتابها نداشت. دروس دینی هم اگر بود، توسط معلمان مدارس (و نه لزوما آخوندها) تدریس میشد.
هدف اصلی جایگزینی آموزش سنتی حوزهای با آموزش ملی مدرن بود.
در دوره #محمدرضا_شاه، در دهه ۳۰ و ۴۰، نظام آموزشی گسترش یافت و کتابها در قالب یک برنامه درسی ملی تهیه میشد.
مرجع اصلی تصمیم گیری،وزارت فرهنگ و بعداها سازمان کتابهای درسی ایران (تاسیس ۱۳۴۳) بود.
روحانیت نه در شوراها حضور داشت، نه در کمیتههای علمی و نه در سیاستگذاری آموزشی.
دروس دینی همچنان وجود داشتند، اما محتوای آنها بیشتر اخلاقی، قرآنی و ساده بود، نه فقهی یا سیاسی.
#رضاشاه_روحت_شاد
#جاویدشاه
#ایران_معبد_ماست
Paola.Motaki
@AmirTaheri4
👍34❤3👌2
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
نقش تاریخی ایران در تاسیس سازمان ملل متحد
در فروردین ۱۳۲۴ در سانفرانسیسکو، نمایندگان ۵۰ کشور گرد هم آمدهاند. میان آنها هیاتی از کشوری که هنوز تحت اشغال نیروهای خارجی است، ایران. پادشاهی جوان به تازگی بر تخت نشسته، محمدرضا شاه پهلوی. پدرش رضاشاه به رغم اعلام بیطرفی در جنگ جهانی دوم، پس از اشغال ایران به دست متفقین در شهریور ۱۳۲۰ پادشاهی را به فرزندش سپرد. حالا این شاه جوان تاج و تخت کشوری را به ارث برده که جنوب و شمال آن در اشغال ارتش بریتانیا و شوروی است.
#پادکست #ایران #محمدرضا_شاه_پهلوی #رضاشاه #سازمان_ملل #ایندیپندنت_فارسی
@AmirTaheri4
❤47👍8👌2