ترولهای خمینیستی، در آمریکا به من برای"ایجاد هیاهو" در مورد کشتن "افغانهای غیرقانونی " توسط مرزبانان جمهوریاسلامی و انتقاد نکردن از سوءرفتار ترامپ با مهاجران غیرقانونی مکزیکی، حمله کردند.
منظور این احمقها چیست؟
آیا سوءرفتار با مکزیکیها در ریوگراند توجیهی برای کشتن افغانها در حریررود است؟
@AmirTaheri4
منظور این احمقها چیست؟
آیا سوءرفتار با مکزیکیها در ریوگراند توجیهی برای کشتن افغانها در حریررود است؟
@AmirTaheri4
جنبش عدم تعهد، جلاس خود را از طریق ویدئو کنفرانس برگزار میکند زیرا هیچ کشوری حاضر به میزبانی آن نشد.
۴۰ کشور در آن شرکت میکنند.
این جنبش در حال مرگ روزگاری۱۷۵ عضو داشت.
روحانی با خطاب به این کنفرانس، به آمریکا و اسرائیل حمله کرد.
به بیان دیگر او بار دیگر به زخم زبان زدن متوسل شد.
@AmirTaheri4
۴۰ کشور در آن شرکت میکنند.
این جنبش در حال مرگ روزگاری۱۷۵ عضو داشت.
روحانی با خطاب به این کنفرانس، به آمریکا و اسرائیل حمله کرد.
به بیان دیگر او بار دیگر به زخم زبان زدن متوسل شد.
@AmirTaheri4
مجلس شورای اسلامی قانون تغییر واحد پول ایران از ریال به تومان ( یک کلمه ترکی)را تصویب کرد.
این حرکت برای مخفی کردن اثر تورمی است و بدین معنی است که ۱۰۰۰۰ ریال میشود یک تومان.
قبل از اینکه آخوندها قدرت را در ۱۹۷۹ در دست بگیرند، هر دلار آمریکا ۷۰ ریال بود. حالا اما هر دلار ۱۷۰۰۰۰ ریال است.
@AmirTaheri4
این حرکت برای مخفی کردن اثر تورمی است و بدین معنی است که ۱۰۰۰۰ ریال میشود یک تومان.
قبل از اینکه آخوندها قدرت را در ۱۹۷۹ در دست بگیرند، هر دلار آمریکا ۷۰ ریال بود. حالا اما هر دلار ۱۷۰۰۰۰ ریال است.
@AmirTaheri4
نمکی وزیر بهداشت جمهوری اسلامی امروز: "رهبر معظم" از روی سخاوت و رحمت خود ۱ میلیارد یورو برای مبارزه به کرونا اهدا کرد. اما یک ماه بد ما هیچ اثری از این پول ندیدیم. این پول کجاست؟
(سوال خوبی است. ایرانیها ۴۱ سال است که میپرسند این پولها کجا هستند؟)
@AmirTaheri4
(سوال خوبی است. ایرانیها ۴۱ سال است که میپرسند این پولها کجا هستند؟)
@AmirTaheri4
نمکی وزیر بهداشت جمهوری اسلامی امروز: "رهبر معظم" از روی سخاوت و رحمت خود ۱ میلیارد یورو برای مبارزه به کرونا اهدا کرد. اما یک ماه بعد ما هیچ اثری از این پول ندیدیم. این پول کجاست?
(سوال خوبی است. ایرانیها ۴۱ سال است که میپرسند این پولها کجا هستند؟)
@AmirTaheri4
(سوال خوبی است. ایرانیها ۴۱ سال است که میپرسند این پولها کجا هستند؟)
@AmirTaheri4
هرگز به چنین چیزی فکر نمیکردم! #طالبان به جمهوری اسلامی نامه نوشته که از شلیک کردن به افغانهایی که قصد ورود به خاک ایران را دارند، دست بردارد."بنام خدا، شما را به با گذشت بودن دعوت میکنیم"
گزارش شده که که نیروهای جمهوری اسلامی ۲۲ افغان را هفته گذشته مورد اصابت قراردادهاند!
@AmirTaheri4
گزارش شده که که نیروهای جمهوری اسلامی ۲۲ افغان را هفته گذشته مورد اصابت قراردادهاند!
@AmirTaheri4
در بیانیه ریاست جمهوری افغانستان ادعا می شود که مرزبانان جمهوری اسلامی ۷۰ شهروند افغان را که میخواستند وارد ایران شوند شلیک کردند و به رودخانه مرزی انداختند .
.حداقل ۲۲ نفر با غرق شدن جان خود را از دست دادند.
کمیسیون حقوق بشر افغانستان خواستار رسیدگی به پرونده به دادگاه جنایی سازمان ملل و بینالمللی در لاهه شد.
@AmirTaheri4
.حداقل ۲۲ نفر با غرق شدن جان خود را از دست دادند.
کمیسیون حقوق بشر افغانستان خواستار رسیدگی به پرونده به دادگاه جنایی سازمان ملل و بینالمللی در لاهه شد.
@AmirTaheri4
جالب است که خامنهای میخواست تغییر ارز در مجلس شورای اسلامی در حال خروج به سرعت تصویب شود و نه "منتخب" که اخیراً تحت کنترل کامل جناح وی باشد.
اگر کارها اشتباه انجام شود، همانطور که به آنها ملزم است، همین بهانهای میشود که مجلس قدیمی را سرزنش کند.
@AmirTaheri4
اگر کارها اشتباه انجام شود، همانطور که به آنها ملزم است، همین بهانهای میشود که مجلس قدیمی را سرزنش کند.
@AmirTaheri4
اسرائیل به حملات بیامان خود علیه پایگاههای جمهوری اسلامی در سوریه ادامه میدهد. در حملات هوایی شب گذشته به پایگاههای سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در نزدیکی حلب، ۱۴ نفر از جمله ۴ عضو سپاه که "مشاورین نظامی" بودند، کشته شدند.
۱۰ نفر دیگر مزدوران افغانی، پاکستانی و لبنانی بودند.
@AmirTaheri4
۱۰ نفر دیگر مزدوران افغانی، پاکستانی و لبنانی بودند.
@AmirTaheri4
بودجه روحانی در سال جدید با پایان ماه مارس دچار مشکل میشود. این بودجه که بر پایه فروش نفت بشکهای ۵۶ دلاری بسته شده، در تضاد با نیمی از آن در حال حاضر است. روحانی درتلاش است با قرض گرفتن از بانکها، ۱۷ درصد کسری بودجه را جبران کند. کاری که ناصر همتی رئیس بانک مرکزی با آن مخالف است.
@AmirTaheri4
@AmirTaheri4
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
امیر طاهری: ایران و بهشت موعود آیت الله
مشاهده در لینک یوتیوب
برگردان فارسی تحلیل با عنوان زیر:
Iran: The Ayatollah’s Promised Paradise
When he seized power, Khomeini said in a notorious speech that the Shah had offered Iranians paradise in this world to deprive them of paradise in the next world, boasting that his Islamic Republic will provide both.
#امیر_طاهری
#یونیکا
#تحلیل_سیاسی
@unikador
@AmirTaheri4
مشاهده در لینک یوتیوب
برگردان فارسی تحلیل با عنوان زیر:
Iran: The Ayatollah’s Promised Paradise
When he seized power, Khomeini said in a notorious speech that the Shah had offered Iranians paradise in this world to deprive them of paradise in the next world, boasting that his Islamic Republic will provide both.
#امیر_طاهری
#یونیکا
#تحلیل_سیاسی
@unikador
@AmirTaheri4
Forwarded from Amir Taheri امیر طاهری
سیاست خارجی جمهوری اسلامی در ایران، چقدر اسلامی است؟
این پرسشی است که بار دیگر در محافل سیاسی تهران مطرح شده است. جرقه این بحث یادداشت کوتاه از علی مطهری، نایب رئیس مجلس شورای اسلامی زده شد.
مطهری بحران تازه بر سر کشمیر را بهانه قرار داده است تا از بی تفاوتی جمهوری اسلامی در این زمینه گله کند. او مینویسد:«متاسفانه سیاست خارجی کشور ما به موضوع همبستگی و برادری اسلامی توجه کافی ندارد».
توجه کافی؟ واقعیت این است که جمهوری اسلامی در بسیاری موارد، در مسیر ضدیت با منافع بهحق مسلمانان عمل کرده است و هنوز هم میکند. اطلاق صفت «اسلامی» به نظام کنونی ایران همراه با این ادعا که «رهبر جمهوری اسلامی در واقع رهبر همه مسلمانان جهان است»، چیزی بیش از شعارهای توخالی نیست. تنها اعمال ثابت و به قول بعضی، تعیین کننده در سیاست خارجی جمهوری اسلامی از آغاز تا کنون، ضدیت منظم با ایالاتمتحده بوده است. ضدیتی که غالبا در سطح خطابی باقی مانده است، اما بر مجموعه رفتار تهران در صحنه بینالمللی اثر گذاشته است.
پیش از کسب قدرت ملایان در تهران، ایران، همراه با مصر و ترکیه، یکی از سه کشور تاثیرگذار در جهان اسلام به شمار میرفت. پس از گرایش به سوی جامعه عرفانی (لائیک یا سکولار)، ترکیه مقام خود را از دست داد و کوشش خود را معطوف کرد به عضویت در اردوگاه دمکراسیهای غرب به رهبری ایالاتمتحده.
عدم علاقه رهبران ترکیه به مسائل اسلامی چنان بود که هنگام برگزاری نخستین کنفرانس سران مسلمان در رباط، پایتخت مراکش، در ۱۹۶۹ میلادی، آنکارا زیر فشار شدید ایران حاضر شد یک مدیرکل وزارت خارجه، اورهان ارالپ، را به نمایندگی از خود اعزام دارد.
اصرار شاه که یکی از سه گرداننده اصلی کنفرانس بود، برای شرکت رئیسجمهوری ترکیه، جودت سونای، برای حضور در رباط به جایی نرسید.
نقش مصر نیز پس از کودتای ۱۹۲۵ میلادی و چرخش به سوی پان عربیسم و سپس سوسیالیسم هوادار شوروی، در صحنه اسلام کمرنگ شد. برای نزدیک به یک دهه، ایران خواهناخواه، در هیات کشور اسلامی تاثیرگذار ظاهر شد. میانجیگری شاه برای جلوگیری از جنگ بین پاکستان و افغانستان و کمی دیرتر اداره مسالمتجویانه عواقب جنگ هند و پاکستان و استقلال بنگلادش، نقش ایران را پررنگتر کرد.
یکی از تصمیمهای کنفرانس رباط، تشکیل شورایی بود از هفت کشور اسلامی-ایران، مراکش، عربستان سعودی، اندونزدی، مالزی، اردن هاشمی و سنگال- برای تهیه یک برنامه بزرگ اصلاحات برای جهان اسلامی. همین شورا، در عین حال،ماموریت داشت که برای رفع اختلافات بین کشورهای مسلمان اقدامات لازم را به عمل آورد.
البته شاه به هیچ وجه علاقمند نبود که ایران با سیمایی صد در صد اسلامی در صحنه بینالمللی ظاهر شود. بحران هویتی ایران-بین ایرانیت چند هزار ساله و مسلمان شدن تدریجی در طی چندین قرن- مانع از آن بود که اسلام به صورت ستون فقرات سیاست خارجی تهران شکل بگیرد.
با پیدایش جمهوری اسلامی، بسیاری از ناظران تصور میکردند که این بحران هویت ۱۴۰۰ ساله با اسلامی شدن کامل ایران و محو ایرانیت، پایان خواهد یافت. اما تجربه ۴۰ سال گذشته نشان داده است که این بحران-تضاد میان دو هویت- همچنان مانع از آن است که ایران به این سو یا به آن سو کشانده شود. ایران نه میتواند ایرانیت خود را ترک کند و نه آماده است تا اسلامیت خود را به بایگانی تاریخ بفرستد.
ادامه مقاله دکتر امیر طاهری در تلگراف
@AmirTaheri4
این پرسشی است که بار دیگر در محافل سیاسی تهران مطرح شده است. جرقه این بحث یادداشت کوتاه از علی مطهری، نایب رئیس مجلس شورای اسلامی زده شد.
مطهری بحران تازه بر سر کشمیر را بهانه قرار داده است تا از بی تفاوتی جمهوری اسلامی در این زمینه گله کند. او مینویسد:«متاسفانه سیاست خارجی کشور ما به موضوع همبستگی و برادری اسلامی توجه کافی ندارد».
توجه کافی؟ واقعیت این است که جمهوری اسلامی در بسیاری موارد، در مسیر ضدیت با منافع بهحق مسلمانان عمل کرده است و هنوز هم میکند. اطلاق صفت «اسلامی» به نظام کنونی ایران همراه با این ادعا که «رهبر جمهوری اسلامی در واقع رهبر همه مسلمانان جهان است»، چیزی بیش از شعارهای توخالی نیست. تنها اعمال ثابت و به قول بعضی، تعیین کننده در سیاست خارجی جمهوری اسلامی از آغاز تا کنون، ضدیت منظم با ایالاتمتحده بوده است. ضدیتی که غالبا در سطح خطابی باقی مانده است، اما بر مجموعه رفتار تهران در صحنه بینالمللی اثر گذاشته است.
پیش از کسب قدرت ملایان در تهران، ایران، همراه با مصر و ترکیه، یکی از سه کشور تاثیرگذار در جهان اسلام به شمار میرفت. پس از گرایش به سوی جامعه عرفانی (لائیک یا سکولار)، ترکیه مقام خود را از دست داد و کوشش خود را معطوف کرد به عضویت در اردوگاه دمکراسیهای غرب به رهبری ایالاتمتحده.
عدم علاقه رهبران ترکیه به مسائل اسلامی چنان بود که هنگام برگزاری نخستین کنفرانس سران مسلمان در رباط، پایتخت مراکش، در ۱۹۶۹ میلادی، آنکارا زیر فشار شدید ایران حاضر شد یک مدیرکل وزارت خارجه، اورهان ارالپ، را به نمایندگی از خود اعزام دارد.
اصرار شاه که یکی از سه گرداننده اصلی کنفرانس بود، برای شرکت رئیسجمهوری ترکیه، جودت سونای، برای حضور در رباط به جایی نرسید.
نقش مصر نیز پس از کودتای ۱۹۲۵ میلادی و چرخش به سوی پان عربیسم و سپس سوسیالیسم هوادار شوروی، در صحنه اسلام کمرنگ شد. برای نزدیک به یک دهه، ایران خواهناخواه، در هیات کشور اسلامی تاثیرگذار ظاهر شد. میانجیگری شاه برای جلوگیری از جنگ بین پاکستان و افغانستان و کمی دیرتر اداره مسالمتجویانه عواقب جنگ هند و پاکستان و استقلال بنگلادش، نقش ایران را پررنگتر کرد.
یکی از تصمیمهای کنفرانس رباط، تشکیل شورایی بود از هفت کشور اسلامی-ایران، مراکش، عربستان سعودی، اندونزدی، مالزی، اردن هاشمی و سنگال- برای تهیه یک برنامه بزرگ اصلاحات برای جهان اسلامی. همین شورا، در عین حال،ماموریت داشت که برای رفع اختلافات بین کشورهای مسلمان اقدامات لازم را به عمل آورد.
البته شاه به هیچ وجه علاقمند نبود که ایران با سیمایی صد در صد اسلامی در صحنه بینالمللی ظاهر شود. بحران هویتی ایران-بین ایرانیت چند هزار ساله و مسلمان شدن تدریجی در طی چندین قرن- مانع از آن بود که اسلام به صورت ستون فقرات سیاست خارجی تهران شکل بگیرد.
با پیدایش جمهوری اسلامی، بسیاری از ناظران تصور میکردند که این بحران هویت ۱۴۰۰ ساله با اسلامی شدن کامل ایران و محو ایرانیت، پایان خواهد یافت. اما تجربه ۴۰ سال گذشته نشان داده است که این بحران-تضاد میان دو هویت- همچنان مانع از آن است که ایران به این سو یا به آن سو کشانده شود. ایران نه میتواند ایرانیت خود را ترک کند و نه آماده است تا اسلامیت خود را به بایگانی تاریخ بفرستد.
ادامه مقاله دکتر امیر طاهری در تلگراف
@AmirTaheri4
Telegraph
INDEPENDENT
سیاست خارجی جمهوری اسلامی چقدر اسلامی است؟ ایدئولوژی نهضت خمینیسم، آمیزهای است از شیعهگرایی رادیکال، سوسیالیسم بد فهمیده شده و غرب ستیزی خام امیر طاهری شنبه 2 شهریور 1398 برابر با 24 اوت 2019 سفر آیتالله خامنهای به یوگسلاوی و رومانی اسفند ۱۳۶۷/ تسنیم…
با وجود کمپنهایی علیه دولت عراق توسط گروههای تحت حمایت تهران، کابینه نخست وزیر مصطفی ال کاظمی رای اعتماد به پارلمان عراق را کسب کرد. کاظمی میگوید اگر به عنوان یک کشور عمل کند با ایران مشکلی نخواهد داشت؛ مسئله این است که ایران به عنوان یک ایدئولوژی عمل میکند. دو پست مهم، نفت و امورخارجه خالی مانده است.
@AmirTaheri4
@AmirTaheri4
نماینده ایالات متحده خلیلزاد با "دیپلماتهای" طالبان دیدار میکند تا خواستار رعایت کردن به اصطلاح آتشبس که هفتهها پیش اعلام شده بود، احترام بگذارد.
#طالبان توافق و تشدید حملات تروریستی را نادیده گرفته و بیش از ۲۰۰ غیرنظامی را کشتهاند. در همین زمان، تهران خواستار تشکیل دولت افغانستان است. برای "تقسیم قدرت" با طالبان.
@AmirTaheri4
#طالبان توافق و تشدید حملات تروریستی را نادیده گرفته و بیش از ۲۰۰ غیرنظامی را کشتهاند. در همین زمان، تهران خواستار تشکیل دولت افغانستان است. برای "تقسیم قدرت" با طالبان.
@AmirTaheri4
⚡جمهوری اسلامی و دریوزگی مشروعیت
مشروعیت جمهوری اسلامی، بعنوان یک نظام و یک ایدئولوژی با پرسشهای فراوان روبرو است
برای اکثریت ایرانیان که در دوران محمدرضا شاه یا هنوز بدنیا نیامده بودند و یا سالهای کودکی را می گذراندند، اردشیر زاهدی، احتمالا، نامی است ناشناس. اما طوفانی که در دو هفته اخیر، اساسا در فضای مجازی، پیرامون گفتههای اخیر او به پا شده است، این رجل ۹۲ ساله را برای ایرانیان جوانتر نیز مطرح خواهد کرد.
طوفان مورد بحث را خود زاهدی با سخنان ستایشآمیزش درباره قاسم سلیمانی، فرمانده پیشین سپاه قدس که در یک حمله آمریکایی کشته شد، آغاز کرد. در چندین مصاحبه صوتی و تصویری، زاهدی، سلیمانی را که پس از مرگ درجه سپهبدی گرفت، بعنوان یک قهرمان ملی ستود و به این بهانه مهر تاییدی نیز، البته تلویحا، تقدیم کل جمهوری اسلامی کرد.
همانطور که میشد انتظار داشت، سخنان زاهدی بسیاری از ایرانیان را که به جمهوری اسلامی و کل انقلابی که آیتالله خمینی رهبری کرد، علاقهای ندارند، خشمگین کرد. تصمیم شگفتیآور بیبیسی برای ترتیب یک مصاحبه صوتی با زاهدی، آتش این خشم را شعلهورتر کرد. بسیاری از ایرانیان تصمیم بیبیسی را یک اقدام حساب شده پنداشتند. چگونه ممکن است یک تلویزیون با این همه شتاب در پی یک مصاحبه صوتی آن هم با کسی که در متن خبرها نیست برود؟ حتما کاسهای زیر نیم کاسه هست!
من فکر نمیکنم کاسهای زیر نیم کاسه باشد. همه میدانیم که در حال حاضر مشروعیت جمهوری اسلامی، بعنوان یک نظام و یک ایدئولوژی، با پرسشهای فراوان روبرو است. شورشهای دو سال گذشته، انتخابات تحریم شده اخیر شکستهای پیدرپی در زمینههای سیاسی، دیپلماتیک، نظامی و اقتصادی، زمینه را برای ابراز تردید درباره مشروعیت نظام کنونی فراهم کرده است. بدین سان، اگر یکی از رجال رژیم گذشته، حاضر باشد مشروعیت نظام را تایید کند و سرداری را که بصورت نماد یا سمبول انقلاب اسلامی به بازار عرضه میشود، بستاید؛ فرصتی است که برخی وسایل ارتباط جمعی کمتر ممکن است از دست بدهند.
بنابراین، میتوان گفت که بیبیسی و چند شبکه دیگر در دنیای مجازی، با بهرهگیری از زاهدی کوشیدند تا مشروعیت مورد تردید قرار گرفته جمهوری اسلامی را تا آنجا که ممکن است، از تزلزل بیشتر مصون دارند.
پیام آنان این بود: وقتی که داماد شاه، مردی که سفیر و وزیر خارجه دوران طاغوت نیز بوده است، سردار سلیمانی را میستاید و جمهوری اسلامی را مشروع میداند، چرا باید به کسانی که مشروعیت رژیم را زیر سوال میبرند، گوش کرد؟
در این چارچوب، تکیه بر «داماد شاه» بودن زاهدی جالب است. زیرا هدفی جز این ندارد که بگوید، سرسختترین دشمنان جمهوریاسلامی، اکنون حامی و مدافع آن شدهاند.
اما یک نگاه دقیقتر، ممکن است تصویری متفاوت در برابر ما قرار دهد. نخست، این واقعیت که زاهدی مدت کوتاهی، کوتاه نسبت به عمر طولانیاش، داماد شاه بود، صلاحیت ویژهای نصیب او نمیکند.
دوم، مجموعه تماس او با شاه در مقایسه با زندگی طولانی او از اهمیت کمتری برخوردار است. زاهدی چهار سال آجودان یا ملازم کشوری شاه بود، در زمانی که محمدرضا شاه بیش از ۱۵۰ ملازم کشوری و لشکری داشت. به این چهار سال، سه دوره سفارت در واشنگتن و لندن، مجموعا نزدیک به ۱۰ سال و کمی بیش از چهار سال در نقش وزیر امور خارجه، بیافزایید و خواهید دید که تصویر زاهدی بعنوان سمبول ۳۷ سال سلطنت محمدرضا شاه پذیرفتنی نیست. در ۴۱ سال گذشته، یعنی دوران تبعید بعد از انقلاب، زاهدی در برابر تحولات ایران یا سکوت کرده بود یا با لحنی دیپلماتیک از خطرات جمهوری اسلامی هم برای ایران و هم برای جهان سخن گفته بود.
ک نمونه خوب از مورد دوم، مقالهای است که زاهدی در روزنامه آمریکایی، والاستریت جورنال، منتشر کرد- مقالهای که توجه بین المللی را به برنامه هستهای جمهوری اسلامی جلب کرد و روندی را کلید زد که سرانجام به «برجام» منجر شد.
به عبارت دیگر، سخنان اخیر زاهدی را باید استثنایی بر قاعده دانست. قاعده کار او در چهار دهه گذشته مبارزه آرام، اما بی وقفه با نظامی بود که سقوط نظام مشروطه بر ایران مسلط شد.
اما زاهدی از یک نظر دیگر نیز استثنایی است بر قاعده. در دوران سلطنت محمدرضا شاه، بیش از سه هزار تن بعنوان وزیر در ۳۵ کابینه مختلف شرکت داشتند. بعد از کسب قدرت ملایان در تهران، بسیاری از آن وزیران، البته آنان که پیش از انقلاب به رحمت الهی نپیوسته بودند، یا در داخل ایران اعدام شدند و یا به تبعید تن در دادند. یک سال پس از انقلاب، من با نزدیک به ۴۰ تن از آنان در تماس بودم.
Independentpersian
@AmirTaheri4
مشروعیت جمهوری اسلامی، بعنوان یک نظام و یک ایدئولوژی با پرسشهای فراوان روبرو است
برای اکثریت ایرانیان که در دوران محمدرضا شاه یا هنوز بدنیا نیامده بودند و یا سالهای کودکی را می گذراندند، اردشیر زاهدی، احتمالا، نامی است ناشناس. اما طوفانی که در دو هفته اخیر، اساسا در فضای مجازی، پیرامون گفتههای اخیر او به پا شده است، این رجل ۹۲ ساله را برای ایرانیان جوانتر نیز مطرح خواهد کرد.
طوفان مورد بحث را خود زاهدی با سخنان ستایشآمیزش درباره قاسم سلیمانی، فرمانده پیشین سپاه قدس که در یک حمله آمریکایی کشته شد، آغاز کرد. در چندین مصاحبه صوتی و تصویری، زاهدی، سلیمانی را که پس از مرگ درجه سپهبدی گرفت، بعنوان یک قهرمان ملی ستود و به این بهانه مهر تاییدی نیز، البته تلویحا، تقدیم کل جمهوری اسلامی کرد.
همانطور که میشد انتظار داشت، سخنان زاهدی بسیاری از ایرانیان را که به جمهوری اسلامی و کل انقلابی که آیتالله خمینی رهبری کرد، علاقهای ندارند، خشمگین کرد. تصمیم شگفتیآور بیبیسی برای ترتیب یک مصاحبه صوتی با زاهدی، آتش این خشم را شعلهورتر کرد. بسیاری از ایرانیان تصمیم بیبیسی را یک اقدام حساب شده پنداشتند. چگونه ممکن است یک تلویزیون با این همه شتاب در پی یک مصاحبه صوتی آن هم با کسی که در متن خبرها نیست برود؟ حتما کاسهای زیر نیم کاسه هست!
من فکر نمیکنم کاسهای زیر نیم کاسه باشد. همه میدانیم که در حال حاضر مشروعیت جمهوری اسلامی، بعنوان یک نظام و یک ایدئولوژی، با پرسشهای فراوان روبرو است. شورشهای دو سال گذشته، انتخابات تحریم شده اخیر شکستهای پیدرپی در زمینههای سیاسی، دیپلماتیک، نظامی و اقتصادی، زمینه را برای ابراز تردید درباره مشروعیت نظام کنونی فراهم کرده است. بدین سان، اگر یکی از رجال رژیم گذشته، حاضر باشد مشروعیت نظام را تایید کند و سرداری را که بصورت نماد یا سمبول انقلاب اسلامی به بازار عرضه میشود، بستاید؛ فرصتی است که برخی وسایل ارتباط جمعی کمتر ممکن است از دست بدهند.
بنابراین، میتوان گفت که بیبیسی و چند شبکه دیگر در دنیای مجازی، با بهرهگیری از زاهدی کوشیدند تا مشروعیت مورد تردید قرار گرفته جمهوری اسلامی را تا آنجا که ممکن است، از تزلزل بیشتر مصون دارند.
پیام آنان این بود: وقتی که داماد شاه، مردی که سفیر و وزیر خارجه دوران طاغوت نیز بوده است، سردار سلیمانی را میستاید و جمهوری اسلامی را مشروع میداند، چرا باید به کسانی که مشروعیت رژیم را زیر سوال میبرند، گوش کرد؟
در این چارچوب، تکیه بر «داماد شاه» بودن زاهدی جالب است. زیرا هدفی جز این ندارد که بگوید، سرسختترین دشمنان جمهوریاسلامی، اکنون حامی و مدافع آن شدهاند.
اما یک نگاه دقیقتر، ممکن است تصویری متفاوت در برابر ما قرار دهد. نخست، این واقعیت که زاهدی مدت کوتاهی، کوتاه نسبت به عمر طولانیاش، داماد شاه بود، صلاحیت ویژهای نصیب او نمیکند.
دوم، مجموعه تماس او با شاه در مقایسه با زندگی طولانی او از اهمیت کمتری برخوردار است. زاهدی چهار سال آجودان یا ملازم کشوری شاه بود، در زمانی که محمدرضا شاه بیش از ۱۵۰ ملازم کشوری و لشکری داشت. به این چهار سال، سه دوره سفارت در واشنگتن و لندن، مجموعا نزدیک به ۱۰ سال و کمی بیش از چهار سال در نقش وزیر امور خارجه، بیافزایید و خواهید دید که تصویر زاهدی بعنوان سمبول ۳۷ سال سلطنت محمدرضا شاه پذیرفتنی نیست. در ۴۱ سال گذشته، یعنی دوران تبعید بعد از انقلاب، زاهدی در برابر تحولات ایران یا سکوت کرده بود یا با لحنی دیپلماتیک از خطرات جمهوری اسلامی هم برای ایران و هم برای جهان سخن گفته بود.
ک نمونه خوب از مورد دوم، مقالهای است که زاهدی در روزنامه آمریکایی، والاستریت جورنال، منتشر کرد- مقالهای که توجه بین المللی را به برنامه هستهای جمهوری اسلامی جلب کرد و روندی را کلید زد که سرانجام به «برجام» منجر شد.
به عبارت دیگر، سخنان اخیر زاهدی را باید استثنایی بر قاعده دانست. قاعده کار او در چهار دهه گذشته مبارزه آرام، اما بی وقفه با نظامی بود که سقوط نظام مشروطه بر ایران مسلط شد.
اما زاهدی از یک نظر دیگر نیز استثنایی است بر قاعده. در دوران سلطنت محمدرضا شاه، بیش از سه هزار تن بعنوان وزیر در ۳۵ کابینه مختلف شرکت داشتند. بعد از کسب قدرت ملایان در تهران، بسیاری از آن وزیران، البته آنان که پیش از انقلاب به رحمت الهی نپیوسته بودند، یا در داخل ایران اعدام شدند و یا به تبعید تن در دادند. یک سال پس از انقلاب، من با نزدیک به ۴۰ تن از آنان در تماس بودم.
Independentpersian
@AmirTaheri4
Telegraph
جمهوری اسلامی و دریوزگی مشروعیت
جمهوری اسلامی و دریوزگی مشروعیت مشروعیت جمهوری اسلامی، بعنوان یک نظام و یک ایدئولوژی با پرسشهای فراوان روبرو است امیر طاهری جمعه ۱۹ اردیبهشت ۱۳۹۹ برابر با ۸ مه ۲۰۲۰
Amir Taheri امیر طاهری pinned «⚡جمهوری اسلامی و دریوزگی مشروعیت مشروعیت جمهوری اسلامی، بعنوان یک نظام و یک ایدئولوژی با پرسشهای فراوان روبرو است برای اکثریت ایرانیان که در دوران محمدرضا شاه یا هنوز بدنیا نیامده بودند و یا سالهای کودکی را می گذراندند، اردشیر زاهدی، احتمالا، نامی است…»
Forwarded from Amir Taheri امیر طاهری
دیروز در برابر امروز: برنامهای برای مناظرات ایرانی
به عبارت دیگر، زیستن بین یک «مرگ بر شاه» بزدلانه و یک جاوید شاه «رزمجویانه».
نظام خمینیگرا همواره ترجیح میدهد که تنها به قاضی برود و راضی برگردد
«نیمی از مردم ایران دوران محمد رضا شاه را لمس و درک نکردهاند. در نتیجه، بسیاری از ایرانیان، بهویژه جوانان، در مورد سلطنت پهلوی دچار شک شدهاند و رفتاری را که دشمن میخواهد، انجام میدهند.»
جملات بالا خلاصهای است از گزارش آسیب شناسانه سردار رمضان شریف، سخنگوی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، درباره تظاهرات اعتراضی گسترده که بیش از ۱۰۰ شهر ایران را در برگرفت.
سردار شریف میگوید: «ما نتوانستیم کارکرد نظام در چهل سال گذشته را به خوبی نشان داده و چهره منحوس رژیم سابق را آگاهی بخشی کنیم.» سخنگوی سپاه میپذیرد که شنیدن فریادهای مردمی «رضاشاه، روحت شاد!» و «ای شاه خوبان! برگرد به ایران!» برای او و هم قطارانش دردناک بوده است.
البته ما نمیدانیم این شعارها در چه سطحی و با چه دامنهای بر قیام مردمی اخیر اثر نهاده است. اما خشم و تاسف سردار نشان میدهد که نظام کنونی، شعارهای مورد بحث را چیزی بیش از نماد یک فسوسان ملی میداند و حتی، احتمالا یک چالش سیاسی بزرگ و جدی به شمار میآورد.
پیام پوشیده سردار شریف این است که نظام خمینیگرا، در معرفی چهره راستین نظام پهلوی شکست خورده است.
بسیارخب، اما این شکست از چه ناشی میشود؟ به گمان ما ریشه این شکست را باید در شیوه برخورد رژیم خمینیگرا با جهان واقعیات جستوجو کرد.
خمینیگرایی مسلکی است که جهان واقعیات را آمیزهای از سپید و سیاه میداند و از رنگینکمان احتمالات زندگی انسانی بیخبر است. از دید این مسلک، آدمیان بر دو نوعاند: خودی و غیر خودی، و از دیدی گستردهتر، دوست و دشمن. بدینسان، دوران پهلویها - یعنی نیم قرن از زندگی ایران معاصر، به صورت پردهای از ظلمت مطلق رسم میشود که در آن کوچکترین نقطه روشنی وجود ندارد. مهم نیست که در نیم قرن سلطنت پهلوی دست کم سه نسل از ایرانیان، میلیونها انسان، سهیم بودند. مهم نیست که آنان در آفرینش فرهنگی، ادبی، علمی، اقتصادی و سیاسی، دستاوردهای بزرگ داشتند. آنچه برای خمینیگرایان اهمیت دارد، سیاهنمایی نیم قرن از تاریخ ایران و ترسیم یک ضربدر قرمز بر تمام دوران پهلوی است.
البته سیاهنمایی گذشتگان با ظهور فرقه خمینی آغاز نشده است. تاریخ سرشار است از حدیث حکمرانان تازه از راه رسیده که تخطئه پیشینیان خود را در صدر برنامهها قرار دادهاند.
یکی از هدفهای اصلی نخستین حکومت اسلامی، دستکم تا پایان دوران خلفای راشدین، ترسیم کل تاریخ پیشین اعراب به صورت «دوران جاهلیت» بود. تنها ۱۴ قرن پس از آن، اعراب اندک اندک دریافتند که «دوران جاهلیت» مورد بحث، چیزی جز یک ترفند تبلیغاتی نبوده است. دریافتند که ادعای «زنده به گور کردن دختران خردسال» دروغی بیش نیست. در آن «دوران جاهلیت»، اعراب با ادیان گوناگون در کنار هم میزیستند و تنوع مذهبی و مرامی را پدیدهای طبیعی میدانستند. در شبه جزیره عرب «دوران جاهلیت»، مسیحیان با کلیساهای گوناگون، یهودیان، حنیفان و قبایل بتپرست، هر یک به نوبه خود، به ایجاد، حفظ و پیشبرد تمدن قحطانی-عدنانی کمک میکردند. شهر نجران، به تنهایی ۱۲ کلیسا، از جمله کلیسای جامع، داشت و یکی از مهمترین مراکز مسیحیت در آسیا به شمار میرفت.
اکتشافات باستانشناسی دهههای اخیر، به ویژه در نجران، یمامه و مدینه، آثار یک تمدن درخشان را پس از چهارده قرن سیاهنمایی در برابر چشمان ما قرار داده است. امروز به خوبی روشن است که عربستان «دوران جاهلیت»، یک مرکز مهم بازرگانی بینالمللی بود بین شبه قاره هند، شاهنشاهی ایران و امپراتوری روم.
در همان دوران، شعر عرب به نقطه اوجی رسید که هنوز هم کسی از آن فراتر نرفته است. در همان دوران، زنان در همه زمینهها، از بلقیس، ملکه سبا، گرفته تا هند، که در نقش دیپلماتی ورزیده، مذاکرات صلح با پیامبر را رهبری میکرد، حضور داشتند. در داستان «عنتر و عبله»، قهرمان زن همان قدر آفریننده وقایع است که همتای مرد او.
در ایران خودمان، ساسانیان به محض رسیدن به قدرت، به تخریب پیشینیان خود، یعنی پارتهای اشکانی، پرداختند. اشکانیان با تهمت «یونان دوستی» (فیلُهلن) به صورت خائنان به هویت ایرانی ترسیم شدند. بیش از ۱۵ قرن بعد، تازه ایرانیان دریافتند که تبلیغات ساسانیان نه تنها متکی بر واقعیت نیست، بلکه آشکارا غلوآمیز است.
در تاریخ نزدیکتر به امروز، یکی از مضامین اصلی تبلیغات در دوران رضا شاه کبیر، تخطئه پیشینیان، یعنی قاجاریه و سیاهنمایی دو قرن سلطنت آنان بود.
نکته جالب اینجاست که ۹۰ درصد از رجال برجستهای که به رهبری رضا شاه، ایران مدرن را ساختند خود یا ریشه قجری داشتند یا در همان «دوران سیاه» قاجاریه تربیت شده بودند.
IndependentPersian
@AmirTaheri4
به عبارت دیگر، زیستن بین یک «مرگ بر شاه» بزدلانه و یک جاوید شاه «رزمجویانه».
نظام خمینیگرا همواره ترجیح میدهد که تنها به قاضی برود و راضی برگردد
«نیمی از مردم ایران دوران محمد رضا شاه را لمس و درک نکردهاند. در نتیجه، بسیاری از ایرانیان، بهویژه جوانان، در مورد سلطنت پهلوی دچار شک شدهاند و رفتاری را که دشمن میخواهد، انجام میدهند.»
جملات بالا خلاصهای است از گزارش آسیب شناسانه سردار رمضان شریف، سخنگوی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، درباره تظاهرات اعتراضی گسترده که بیش از ۱۰۰ شهر ایران را در برگرفت.
سردار شریف میگوید: «ما نتوانستیم کارکرد نظام در چهل سال گذشته را به خوبی نشان داده و چهره منحوس رژیم سابق را آگاهی بخشی کنیم.» سخنگوی سپاه میپذیرد که شنیدن فریادهای مردمی «رضاشاه، روحت شاد!» و «ای شاه خوبان! برگرد به ایران!» برای او و هم قطارانش دردناک بوده است.
البته ما نمیدانیم این شعارها در چه سطحی و با چه دامنهای بر قیام مردمی اخیر اثر نهاده است. اما خشم و تاسف سردار نشان میدهد که نظام کنونی، شعارهای مورد بحث را چیزی بیش از نماد یک فسوسان ملی میداند و حتی، احتمالا یک چالش سیاسی بزرگ و جدی به شمار میآورد.
پیام پوشیده سردار شریف این است که نظام خمینیگرا، در معرفی چهره راستین نظام پهلوی شکست خورده است.
بسیارخب، اما این شکست از چه ناشی میشود؟ به گمان ما ریشه این شکست را باید در شیوه برخورد رژیم خمینیگرا با جهان واقعیات جستوجو کرد.
خمینیگرایی مسلکی است که جهان واقعیات را آمیزهای از سپید و سیاه میداند و از رنگینکمان احتمالات زندگی انسانی بیخبر است. از دید این مسلک، آدمیان بر دو نوعاند: خودی و غیر خودی، و از دیدی گستردهتر، دوست و دشمن. بدینسان، دوران پهلویها - یعنی نیم قرن از زندگی ایران معاصر، به صورت پردهای از ظلمت مطلق رسم میشود که در آن کوچکترین نقطه روشنی وجود ندارد. مهم نیست که در نیم قرن سلطنت پهلوی دست کم سه نسل از ایرانیان، میلیونها انسان، سهیم بودند. مهم نیست که آنان در آفرینش فرهنگی، ادبی، علمی، اقتصادی و سیاسی، دستاوردهای بزرگ داشتند. آنچه برای خمینیگرایان اهمیت دارد، سیاهنمایی نیم قرن از تاریخ ایران و ترسیم یک ضربدر قرمز بر تمام دوران پهلوی است.
البته سیاهنمایی گذشتگان با ظهور فرقه خمینی آغاز نشده است. تاریخ سرشار است از حدیث حکمرانان تازه از راه رسیده که تخطئه پیشینیان خود را در صدر برنامهها قرار دادهاند.
یکی از هدفهای اصلی نخستین حکومت اسلامی، دستکم تا پایان دوران خلفای راشدین، ترسیم کل تاریخ پیشین اعراب به صورت «دوران جاهلیت» بود. تنها ۱۴ قرن پس از آن، اعراب اندک اندک دریافتند که «دوران جاهلیت» مورد بحث، چیزی جز یک ترفند تبلیغاتی نبوده است. دریافتند که ادعای «زنده به گور کردن دختران خردسال» دروغی بیش نیست. در آن «دوران جاهلیت»، اعراب با ادیان گوناگون در کنار هم میزیستند و تنوع مذهبی و مرامی را پدیدهای طبیعی میدانستند. در شبه جزیره عرب «دوران جاهلیت»، مسیحیان با کلیساهای گوناگون، یهودیان، حنیفان و قبایل بتپرست، هر یک به نوبه خود، به ایجاد، حفظ و پیشبرد تمدن قحطانی-عدنانی کمک میکردند. شهر نجران، به تنهایی ۱۲ کلیسا، از جمله کلیسای جامع، داشت و یکی از مهمترین مراکز مسیحیت در آسیا به شمار میرفت.
اکتشافات باستانشناسی دهههای اخیر، به ویژه در نجران، یمامه و مدینه، آثار یک تمدن درخشان را پس از چهارده قرن سیاهنمایی در برابر چشمان ما قرار داده است. امروز به خوبی روشن است که عربستان «دوران جاهلیت»، یک مرکز مهم بازرگانی بینالمللی بود بین شبه قاره هند، شاهنشاهی ایران و امپراتوری روم.
در همان دوران، شعر عرب به نقطه اوجی رسید که هنوز هم کسی از آن فراتر نرفته است. در همان دوران، زنان در همه زمینهها، از بلقیس، ملکه سبا، گرفته تا هند، که در نقش دیپلماتی ورزیده، مذاکرات صلح با پیامبر را رهبری میکرد، حضور داشتند. در داستان «عنتر و عبله»، قهرمان زن همان قدر آفریننده وقایع است که همتای مرد او.
در ایران خودمان، ساسانیان به محض رسیدن به قدرت، به تخریب پیشینیان خود، یعنی پارتهای اشکانی، پرداختند. اشکانیان با تهمت «یونان دوستی» (فیلُهلن) به صورت خائنان به هویت ایرانی ترسیم شدند. بیش از ۱۵ قرن بعد، تازه ایرانیان دریافتند که تبلیغات ساسانیان نه تنها متکی بر واقعیت نیست، بلکه آشکارا غلوآمیز است.
در تاریخ نزدیکتر به امروز، یکی از مضامین اصلی تبلیغات در دوران رضا شاه کبیر، تخطئه پیشینیان، یعنی قاجاریه و سیاهنمایی دو قرن سلطنت آنان بود.
نکته جالب اینجاست که ۹۰ درصد از رجال برجستهای که به رهبری رضا شاه، ایران مدرن را ساختند خود یا ریشه قجری داشتند یا در همان «دوران سیاه» قاجاریه تربیت شده بودند.
IndependentPersian
@AmirTaheri4
Telegraph
دیروز در برابر امروز: برنامهای برای مناظرات ایرانی
دیروز در برابر امروز: برنامهای برای مناظرات ایرانی نظام خمینیگرا همواره ترجیح میدهد که تنها به قاضی برود و راضی برگردد امیر طاهری جمعه 22 آذر 1398 برابر با 13 دِسامبر 2019
👍1
زلزله اخیر در ایران یادآور این است که ایران با بیش از ۵۰۰۰ زلزله در سال، جزو ۶ کشور اول زلزله خیز جهان است.
اما همچنان فقط ۳ درصد از ۱۲ میلیون جمعیت تهران در خانههای ضد زلزله زندگی میکنند.
اما در مورد فاجعهای که در انتظار نیروگاه اتمی بوشهر است چه؟
@AmirTaheri4
اما همچنان فقط ۳ درصد از ۱۲ میلیون جمعیت تهران در خانههای ضد زلزله زندگی میکنند.
اما در مورد فاجعهای که در انتظار نیروگاه اتمی بوشهر است چه؟
@AmirTaheri4
Amir Taheri امیر طاهری
زلزله اخیر در ایران یادآور این است که ایران با بیش از ۵۰۰۰ زلزله در سال، جزو ۶ کشور اول زلزله خیز جهان است. اما همچنان فقط ۳ درصد از ۱۲ میلیون جمعیت تهران در خانههای ضد زلزله زندگی میکنند. اما در مورد فاجعهای که در انتظار نیروگاه اتمی بوشهر است چه؟ @AmirTaheri4
خمینیستیها برای اشاره به خطر نیروگاه اتمی بوشهر دراثر زلزله,به من حمله کردند. ادعا میکنند که کارشناسان فرانسوی مناطقی را برای این نیروگاه پیدا کردند که بیش از ۴ ریشتر زلزله نمیآید و میتواند تا ۷ ریشتر را تحمل کند. مشکل این است که دادههای چک شده از سال ۱۹۵۸ بوده و قبل از آن را نمیدانیم.
@AmirTaheri4
@AmirTaheri4