تایملاین پر شده از فحاشی به مردم ایران! همین مردمی که هر امیدی به آینده را همینها میسازند و همیشه تنها ماندهاند. همان مردمی که وقتی امثال ما توییت میزدیم و مبارزه مجازی میکردیم آنها در کف خیابان بودند و کشته میشدند
بین اردیبهشت۹۶ و شرکت میلیونی مردم در انتخابات اصلاحطلبانه ریاستجمهوری با قیام سراسری براندازانه و فوق رادیکال دیماه ۹۶ ،تنها ۶ ماه فاصله بود!
رفتارها و کنشهای اجتماعی همینقدر پیچیده و غیرقابل پیشبینیاند و نمیتوان و نباید مردم را به سادگی و نقطهای قضاوت کرد.
Tahmurasp
@AmirTaheri4
بین اردیبهشت۹۶ و شرکت میلیونی مردم در انتخابات اصلاحطلبانه ریاستجمهوری با قیام سراسری براندازانه و فوق رادیکال دیماه ۹۶ ،تنها ۶ ماه فاصله بود!
رفتارها و کنشهای اجتماعی همینقدر پیچیده و غیرقابل پیشبینیاند و نمیتوان و نباید مردم را به سادگی و نقطهای قضاوت کرد.
Tahmurasp
«رفتارشناسی اجتماعی»در واقع شناخت کنشها و واکنشهای اجتماعات انسانی نسبت به انواع محرکهاست. رفتارشناسی اجتماعی یک علم بسیار مهم و البته پیچیده است که در هر حوزهای بخصوص سیاست کاربرد دارد.
Tahmurasp
@AmirTaheri4
👍7❤3😢1
👏9🔥1
برخی دوستان در دایرکت پرسیدهاند که چه میشود؟ در ادامه نظرم را عرض میکنم.
حکمرانی ج.ا از ۸۸ وارد چرخهی فرسایش شد.
حد فاصل ۹۲ تا ۹۶ فاز حکمرانی امنیتی را شاهد هستیم.
دی ۹۶ نقطه شکست مدیریت رضایت و ورود به فاز کنترل بود.
آبان ۹۸ پایان رسمی فاز حکمرانی و آغاز قطعی فاز کنترل است.
آبان ۹۸ به بعد بقای رژیم بر اساس توان سرکوب و ظرفیت مدیریت امنیتی اعتراضات تعریف میشود، وضعیتی که نهایتا به "چرخهی فرسایش کنترل" منجر شده است.
چرخهی فرسایش کنترل زمانی آغاز میشود که نظم امنیتی برای حفظ ثبات، ناچار است دائما سطح مداخله و سرکوب را بالا ببرد بدون آنکه ⬇️
محرکهای نارضایتی را کاهش بدهد. در این چرخه هر موج اعتراض سرکوب میشود اما هزینهی امنیتی سرکوب بیشتر از موج قبلی است. علتش هم این است که جامعه سازگارتر و در مقابل دستگاه کنترل فرسودهتر میشود.
تعطیلی کشور، قطع اینترنت، بازداشتها، مانورهای نمایش قدرت و غیره، ابزارهای کلاسیک ⬇️
مدیریت امنیتی هستند اما وقتی بهطور مکرر استفاده بشوند اثرگذاری خود را از دست میدهند.
در مرحلهی پیشرفتهی چرخه فرسایش کنترل، بازدارندگی جای خود را به واکنش میدهد، یعنی حکومت دیگر پیشبینی و مهار نمیکند، بلکه صرفا بعد از وقوع سرکوب میکند.
⬇️
این دقیقا همان نقطهای است که اعتراضات از نظر زمانی کوتاهتر، اما از نظر جغرافیایی و گوناگونی اجتماعی گستردهتر میشود و پیشبینیپذیری امنیتی کاهش مییابد.
هر بار بازگشت اعتراضات به این معنی است که هزینه کنترل بالا رفته اما کارایی آن پایین آمده،
و این یعنی فرسایش کنترل.
⬇️
کشور تعطیل میشود اما پس از تعطیلات محرکهای اعتراض از بین نرفتهاند،بلکه قویتر از قبل حضور دارند.
در چنین شرایطی آرامش و سکون یک سیگنال امنیتی منفی است چون حاصل ثبات نیست بلکه نتیجه تخلیه موقت خشم و آمادهسازی جامعه برای موج بعدی اعتراضات است.
⬇️
در این مرحله سیستم امنیتی دیگر کنترلکنندهی بحران نیست بلکه صرفا دنبالکنندهی بحران است و ابتکار عمل به جامعه منتقل شده است.
(ما اکنون در همین نقطه قرار داریم)
ادامهی مسیر قطعا به اعتراضات پرتکرارتر، سرکوب پرهزینهتر و فرسایش سریعتر نظم امنیتی منجر خواهد شد.
⬇️
بعد از فرسایش سریع نظم امنیتی،دیگر مسئله این نیست که اعتراض میشود یا خیر،
مسئله این است که رژیم تا چه زمانی میتواند بدون از دست دادن کنترل مؤثر، هزینهی سرکوب اعتراضات را تأمین کند.
⬇️
اگر همزمان این سه مورد رخ بدهد:
بحرانها مهار نشود
اعتراضات تکرارشونده عادی شود
انسجام دستگاه کنترل(سازمان سرکوب) آسیب ببیند
رژیم وارد وضعیتی میشود که در ادبیات امنیتی به آن میگویند:
Loss of Effective Control
از دست دادت کنترل مؤثر.
⬇️
عملکرد اپوزوسیون،قدرتهای خارجی و مردم، فاکتورهایی هستند که بر زمانبندی این روند موثر هستند،ولی الگوی کلی همین است.
اگر دوست داشتید کتابهای چارلز تیلی از جمله کتاب "سیاست ستیزهجو" را مطالعه بفرمایید.
سگکشی
@AmirTaheri4
حکمرانی ج.ا از ۸۸ وارد چرخهی فرسایش شد.
حد فاصل ۹۲ تا ۹۶ فاز حکمرانی امنیتی را شاهد هستیم.
دی ۹۶ نقطه شکست مدیریت رضایت و ورود به فاز کنترل بود.
آبان ۹۸ پایان رسمی فاز حکمرانی و آغاز قطعی فاز کنترل است.
آبان ۹۸ به بعد بقای رژیم بر اساس توان سرکوب و ظرفیت مدیریت امنیتی اعتراضات تعریف میشود، وضعیتی که نهایتا به "چرخهی فرسایش کنترل" منجر شده است.
چرخهی فرسایش کنترل زمانی آغاز میشود که نظم امنیتی برای حفظ ثبات، ناچار است دائما سطح مداخله و سرکوب را بالا ببرد بدون آنکه ⬇️
محرکهای نارضایتی را کاهش بدهد. در این چرخه هر موج اعتراض سرکوب میشود اما هزینهی امنیتی سرکوب بیشتر از موج قبلی است. علتش هم این است که جامعه سازگارتر و در مقابل دستگاه کنترل فرسودهتر میشود.
تعطیلی کشور، قطع اینترنت، بازداشتها، مانورهای نمایش قدرت و غیره، ابزارهای کلاسیک ⬇️
مدیریت امنیتی هستند اما وقتی بهطور مکرر استفاده بشوند اثرگذاری خود را از دست میدهند.
در مرحلهی پیشرفتهی چرخه فرسایش کنترل، بازدارندگی جای خود را به واکنش میدهد، یعنی حکومت دیگر پیشبینی و مهار نمیکند، بلکه صرفا بعد از وقوع سرکوب میکند.
⬇️
این دقیقا همان نقطهای است که اعتراضات از نظر زمانی کوتاهتر، اما از نظر جغرافیایی و گوناگونی اجتماعی گستردهتر میشود و پیشبینیپذیری امنیتی کاهش مییابد.
هر بار بازگشت اعتراضات به این معنی است که هزینه کنترل بالا رفته اما کارایی آن پایین آمده،
و این یعنی فرسایش کنترل.
⬇️
کشور تعطیل میشود اما پس از تعطیلات محرکهای اعتراض از بین نرفتهاند،بلکه قویتر از قبل حضور دارند.
در چنین شرایطی آرامش و سکون یک سیگنال امنیتی منفی است چون حاصل ثبات نیست بلکه نتیجه تخلیه موقت خشم و آمادهسازی جامعه برای موج بعدی اعتراضات است.
⬇️
در این مرحله سیستم امنیتی دیگر کنترلکنندهی بحران نیست بلکه صرفا دنبالکنندهی بحران است و ابتکار عمل به جامعه منتقل شده است.
(ما اکنون در همین نقطه قرار داریم)
ادامهی مسیر قطعا به اعتراضات پرتکرارتر، سرکوب پرهزینهتر و فرسایش سریعتر نظم امنیتی منجر خواهد شد.
⬇️
بعد از فرسایش سریع نظم امنیتی،دیگر مسئله این نیست که اعتراض میشود یا خیر،
مسئله این است که رژیم تا چه زمانی میتواند بدون از دست دادن کنترل مؤثر، هزینهی سرکوب اعتراضات را تأمین کند.
⬇️
اگر همزمان این سه مورد رخ بدهد:
بحرانها مهار نشود
اعتراضات تکرارشونده عادی شود
انسجام دستگاه کنترل(سازمان سرکوب) آسیب ببیند
رژیم وارد وضعیتی میشود که در ادبیات امنیتی به آن میگویند:
Loss of Effective Control
از دست دادت کنترل مؤثر.
⬇️
عملکرد اپوزوسیون،قدرتهای خارجی و مردم، فاکتورهایی هستند که بر زمانبندی این روند موثر هستند،ولی الگوی کلی همین است.
اگر دوست داشتید کتابهای چارلز تیلی از جمله کتاب "سیاست ستیزهجو" را مطالعه بفرمایید.
سگکشی
@AmirTaheri4
👍19❤12
به نظر بنده هم اگر همین حالا خامنهای را بزنند ج.ا سقوط میکند.
منتهای مراتب زدن خامنهای به راحتی زدن یک پالایشگاه نیست،
مقدمات اطلاعاتی و لجستیک چنین عملیاتی ماهها زمان نیاز دارد.
در فقره سلیمانی که هدفی به مراتب راحتتر و در دسترستر بود جمع آوری اطلاعات هفتهها
زمان برد و ضمنا عنصر غافلگیری هم وجود داشت.
در حال حاضر بحث غافلگیری منتفی است،
خامنهای از شروع جنگ ۱۲ روزه در مخفيگاه است،
دائم چابجا میشود،
معدود برنامههای عمومیاش هم با لحاظ کردن سپر انسانی است.
بعد از جنگ مدیران رده اول حاکمیت در دسترس نیستند، خامنهای که بماند.
اگر اسراییل تصمیم سیاسی این اقدام را بگیرد و ظرف روزهای آینده با موفقیت اجرا کند از نقطه نظر اطلاعاتی و نظامی یک شاهکار به تمام معناست.
به دلیل این محدودیتها برداشت من این است که نباید اعتراضات را به زدن خامنهای گره زد چون انفعال ایجاد میکند.
البته باید توجه داشت که حتی اگر این اعتراضات به دلیل سرکوب متوقف شود، پروژه زدن خامنهای متوقف نمیشود.
هر زمان هم که بزنند پشتبندش اعتراضات استارت میخورد.
این ورود مردم به اعتراضات فاکتور مهمی است و حتما طراحیها را تحت تاثیر قرار میدهد.
سگکشی
@AmirTaheri4
منتهای مراتب زدن خامنهای به راحتی زدن یک پالایشگاه نیست،
مقدمات اطلاعاتی و لجستیک چنین عملیاتی ماهها زمان نیاز دارد.
در فقره سلیمانی که هدفی به مراتب راحتتر و در دسترستر بود جمع آوری اطلاعات هفتهها
زمان برد و ضمنا عنصر غافلگیری هم وجود داشت.
در حال حاضر بحث غافلگیری منتفی است،
خامنهای از شروع جنگ ۱۲ روزه در مخفيگاه است،
دائم چابجا میشود،
معدود برنامههای عمومیاش هم با لحاظ کردن سپر انسانی است.
بعد از جنگ مدیران رده اول حاکمیت در دسترس نیستند، خامنهای که بماند.
اگر اسراییل تصمیم سیاسی این اقدام را بگیرد و ظرف روزهای آینده با موفقیت اجرا کند از نقطه نظر اطلاعاتی و نظامی یک شاهکار به تمام معناست.
به دلیل این محدودیتها برداشت من این است که نباید اعتراضات را به زدن خامنهای گره زد چون انفعال ایجاد میکند.
البته باید توجه داشت که حتی اگر این اعتراضات به دلیل سرکوب متوقف شود، پروژه زدن خامنهای متوقف نمیشود.
هر زمان هم که بزنند پشتبندش اعتراضات استارت میخورد.
این ورود مردم به اعتراضات فاکتور مهمی است و حتما طراحیها را تحت تاثیر قرار میدهد.
سگکشی
زدنِ خامنهای همزمان با اعتراضات، از نظر روحی/نظامی/استراتژیک/ایدئولوژیک بسیار معنادار و تاثیرگذاره
فرصتی کمنظیر برای سنجش عیارِ ادعاهای نتانیاهو در سخنرانیهای مکرّرش خطاب به مردم ایران
اگر خامنهای را نزنند معنایش برای من یک چیز است؛
اولویتشان صرفاً هستهای/بالستیک/نیابتی است
Sam F. Noori
@AmirTaheri4
❤19👍12🔥1
دلقکهای خمینی گرا تهدید کرده ند که اگر ترامپ مانع قتل عام مردم معترض شود پایگاههای آمریکا و اسرائیل در منطقه را هدف قرار خواهند داد. بعبارتی هم اعتراف میکنند که قصد ادامه قتل عام مردم را دارند هم متوجه نیستند که اگر قتل عامی نباشد حمله ای هم از سوی آمریکا در کار نخواهد بود.
@AmirTaheri4
@AmirTaheri4
👏23🔥4
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
«سنگر مستحکم انقلاب اسلامی!» این لقبی بود که آیتالله روحالله خمینی در نخستین هفتههای رسیدن به قدرت در تهران به بازار پایتخت داد. پس از آن همواره تصور میشد که بازار تهران آخرین بخش از جامعه ایرانی است که علیه حکومت ولایت فقیه برخواهد خاست. این تصور در روزهای گذشته تبدیل شد به واقعیت. برای نخستین بار پس از ۱۳۵۷، کرکرهها پایین کشیده شد و کاسبان حبیبالله به خیابانها ریختند تا فریاد بزنند که کارد به استخوانشان رسیده است.
به قلم استاد امیر طاهری
https://shorturl.at/5hZlh
independentpersian
@AmirTaheri4
به قلم استاد امیر طاهری
https://shorturl.at/5hZlh
independentpersian
@AmirTaheri4
❤17👍11🔥2👏1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
#إيران #لبنان #سوريا
🔴 إهداء من الشعب الإيراني إلى لبنان وسوريا :
أسقطنا العلم الإيراني وحرقنا تمثال قاسم سليماني.
Raymond Hakim
@AmirTaheri4
🔴 إهداء من الشعب الإيراني إلى لبنان وسوريا :
أسقطنا العلم الإيراني وحرقنا تمثال قاسم سليماني.
Raymond Hakim
@AmirTaheri4
👍5
تهران نگران سرمایهگذاریهای خود در ونزوئلاست که حدود ۵۰ میلیارد دلار برآورد میشود؛ از جمله ۴ میلیارد دلار سرمایهگذاری «بنیاد امام» که تحت کنترل خامنهای است.
بیش از ۱۰۰ شرکت خصوصی و دولتی ایرانی در این کشور آمریکای جنوبی فعالیت میکنند.
حدود ۳۰ هزار ایرانی، از جمله نیروهای سپاه پاسداران، در آنجا زندگی میکنند.
@AmirTaheri4
بیش از ۱۰۰ شرکت خصوصی و دولتی ایرانی در این کشور آمریکای جنوبی فعالیت میکنند.
حدود ۳۰ هزار ایرانی، از جمله نیروهای سپاه پاسداران، در آنجا زندگی میکنند.
Tehran worried about investments in #Venezuela estimated at $50 billion including $4 billion by Imam Fund controlled by #Khamenei.
Over 100 Iranian private & public companies operate in that S.American state.
Around 30,000 Iranians live there, including IRGC personnel.
Amir Taheri
@AmirTaheri4
X (formerly Twitter)
Amir Taheri (@AmirTaheri4) on X
Tehran worried about investments in #Venezuela estimated at $50 billion including $4 billion by Imam Fund controlled by #Khamenei.
Over 100 Iranian private & public companies operate in that S.American state.
Around 30,000 Iranians live there, including…
Over 100 Iranian private & public companies operate in that S.American state.
Around 30,000 Iranians live there, including…
👍4
Iran: The Bazaar is Angry - https://goo.gl/alerts/ukXFWJ #GoogleAlerts
Amir Taheri
ترجمه مقاله امیر طاهری در الشرق الاوسط:
ایران: بازار خشمگین است
برای دههها، بیشتر «ایرانشناسان» یک نظریه را در سیاست ایران «قطعی» میدانستند: سه بخش از جامعه هرگز علیه نظامی که خمینی در سال ۱۹۷۹ بنا نهاد، شورش نخواهند کرد. این سه بخش عبارت بودند از بازاریان، روحانیت و دانشجویان دانشگاهها که در آن زمان مجذوب ایدههای چپگرایانه رایج در سراسر جهان بودند.
هر سه در انقلاب اسلامی ۱۹۷۹ نقشی محوری ایفا کردند: بازاریان با فلج کردن بخشی از اقتصاد، روحانیت با شعلهور کردن تعصب مذهبی در میان تودههای تازهشهرنشینشده، و دانشجویان با فراهم کردن «مغز»ی که مکمل «بازو»ی خیابانها بود.
در طول دههها، روحانیت و دانشجویان گاهبهگاه این قاعده را شکستند، اما رفتارشان استثنایی تلقی شد که قاعده را تأیید میکند.
اما بازاریان همچنان بهعنوان ستون فقرات رژیم عمل کردند و به آن کمک کردند از بسیاری از پیچهای خطرناک عبور کند. این سنت هفته گذشته شکسته شد؛ زمانی که بخشهای بزرگی از بازار تهران کرکرهها را پایین کشیدند و دهها هزار نفر از شاغلان آن با تظاهرات خشمگین و شعارهایی که مشروعیت نظام را به چالش میکشید، به خیابانها آمدند.
برای درک اهمیت اعتراضهایی که تا زمان نگارش این مقاله در تهران و بیش از ۵۰ شهر دیگر ادامه داشت، لازم است وزن واقعی بازار از نظر اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و سیاسی سنجیده شود.
بازار تهران و شبکه وابسته به آن در بازارهای بیش از ۳۰۰ شهر کوچک، متوسط و بزرگ، توزیع حدود ۴۰ درصد کالاهای مصرفی ایران را کنترل میکنند. حتی مراکز خرید فوقمدرن و شیکِ تازهساز در تهران و دیگر شهرهای بزرگ نیز در نهایت برای تأمین اقلام کلیدی به «بازار مادر» تهران وابستهاند.
بازار همچنین تأمین مالی شمار زیادی از مدارس ابتدایی و متوسطه، از جمله مدارس دینی، را بر عهده دارد و مسجدها، خیریهها، پرورشگاهها و انجمنهای استانیان ساکن پایتخت را اداره میکند. صدها روحانی، از جمله چهرههای بانفوذ، حقوقبگیر بازار هستند.
پس چرا بازار تصمیم گرفته جبهه عوض کند و آشکارا در برابر رژیمی بایستد که خود در ایجاد آن نقش داشت؟
توضیح رسمیِ خانم فاطمه مهاجرانی، سخنگوی رئیسجمهور مسعود پزشکیان، این است که بازار تحت تأثیر بحران اقتصادی قرار گرفته است؛ از جمله نرخ تورم مهارنشدنی که قیمتگذاری کالاها را پرریسکتر از یک بازی پوکر کرده است.
روزنامه کیهان که گفته میشود بازتابدهنده دیدگاههای «رهبر معظم» خامنهای است نیز موافق است. این روزنامه در سرمقالهای در روز سهشنبه نوشت: «حقیقت این است که افزایش مداوم ارزش ارزهای خارجی، بالا رفتن هزینه واردات، افزایش اجارهبها و هزینه بالاتر استقراض و سرمایهگذاری مخاطرهپذیر، بسیاری از بازرگانان را در تنگنای شدید قرار داده است. همزمان، کاهش مستمر قدرت خرید مردم و ناتوانی در پیشبینی درست قیمتها، ادامه فعالیت را برای بسیاری از کسبوکارها دشوار کرده است.»
برخی مدافعان رژیم همه ماجرا را به تحریمهای اعمالشده از سوی سازمان ملل، ایالات متحده و اتحادیه اروپا نسبت میدهند.
اما وزیر خارجه عباس عراقچی با این نظر موافق نیست. او پس از گفتوگویی پنجساعته با طیفی از بازرگانان در اصفهان نوشت: «هیچیک از بازرگانان و فعالان اقتصادی از من نخواستند که برای لغو تحریمها اقدام کنم. همه به من گفتند ریشه مشکلاتشان در بانک مرکزی، گمرک، نظام مالیاتی، وزارت جهاد اسلامی و وزارتخانههای کشاورزی، بازرگانی و صنایع است. اگر این مشکلات حل شود، ظرفیتهای جدیدی پدید خواهد آمد.»
اما این مشکلات چگونه حل میشوند؟
عراقچی پاسخی نمیدهد؛ شاید چون این موضوع در حوزه اختیارات او نیست.
یک نظرسنجی دولتی نشان میدهد ۷۳ درصد ایرانیان با بازرگانانی که با عراقچی گفتوگو کردند همنظرند و معتقدند تحریمها علت اصلی فروپاشی اقتصادی ایران نیستند.
روزنامه هممیهن مینویسد: «راهحل بحران اقتصادی ما در تغییرات حکمرانی نهفته است.» اما نویسنده سرمقاله توضیح نمیدهد منظورش از این تغییرات چیست.
نامهای سرگشاده که به امضای ۱۸۰ اقتصاددان برجسته داخل ایران رسیده، تأکید میکند همه مشکلات کنونی راهحل اقتصادی دارند، اما اصرار دارد که بدون تغییر سیاسی، هیچیک قابل اجرا نیست.
علیاکبر ولایتی، مشاور ارشد «رهبر معظم»، میگوید: «ما اینجا در تهران آمادهایم علف بخوریم، اما همچنان تأمین مالی مقاومت در لبنان، عراق، یمن و هر جای دیگری که مردم علیه استکبار و متحدانش میجنگند را ادامه دهیم.»
برای تضمین بقای خود، رژیم راهبرد «مشتریسازی» بخشهایی از جامعه را برگزیده است. بهعنوان پاداش وفاداری، به بیش از پنج میلیون نفر که نقشی اندک یا هیچ نقشی در فرایند تولید ندارند، یارانه و «سبدهای حمایتی» میدهد.
Amir Taheri
ترجمه مقاله امیر طاهری در الشرق الاوسط:
ایران: بازار خشمگین است
برای دههها، بیشتر «ایرانشناسان» یک نظریه را در سیاست ایران «قطعی» میدانستند: سه بخش از جامعه هرگز علیه نظامی که خمینی در سال ۱۹۷۹ بنا نهاد، شورش نخواهند کرد. این سه بخش عبارت بودند از بازاریان، روحانیت و دانشجویان دانشگاهها که در آن زمان مجذوب ایدههای چپگرایانه رایج در سراسر جهان بودند.
هر سه در انقلاب اسلامی ۱۹۷۹ نقشی محوری ایفا کردند: بازاریان با فلج کردن بخشی از اقتصاد، روحانیت با شعلهور کردن تعصب مذهبی در میان تودههای تازهشهرنشینشده، و دانشجویان با فراهم کردن «مغز»ی که مکمل «بازو»ی خیابانها بود.
در طول دههها، روحانیت و دانشجویان گاهبهگاه این قاعده را شکستند، اما رفتارشان استثنایی تلقی شد که قاعده را تأیید میکند.
اما بازاریان همچنان بهعنوان ستون فقرات رژیم عمل کردند و به آن کمک کردند از بسیاری از پیچهای خطرناک عبور کند. این سنت هفته گذشته شکسته شد؛ زمانی که بخشهای بزرگی از بازار تهران کرکرهها را پایین کشیدند و دهها هزار نفر از شاغلان آن با تظاهرات خشمگین و شعارهایی که مشروعیت نظام را به چالش میکشید، به خیابانها آمدند.
برای درک اهمیت اعتراضهایی که تا زمان نگارش این مقاله در تهران و بیش از ۵۰ شهر دیگر ادامه داشت، لازم است وزن واقعی بازار از نظر اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و سیاسی سنجیده شود.
بازار تهران و شبکه وابسته به آن در بازارهای بیش از ۳۰۰ شهر کوچک، متوسط و بزرگ، توزیع حدود ۴۰ درصد کالاهای مصرفی ایران را کنترل میکنند. حتی مراکز خرید فوقمدرن و شیکِ تازهساز در تهران و دیگر شهرهای بزرگ نیز در نهایت برای تأمین اقلام کلیدی به «بازار مادر» تهران وابستهاند.
بازار همچنین تأمین مالی شمار زیادی از مدارس ابتدایی و متوسطه، از جمله مدارس دینی، را بر عهده دارد و مسجدها، خیریهها، پرورشگاهها و انجمنهای استانیان ساکن پایتخت را اداره میکند. صدها روحانی، از جمله چهرههای بانفوذ، حقوقبگیر بازار هستند.
پس چرا بازار تصمیم گرفته جبهه عوض کند و آشکارا در برابر رژیمی بایستد که خود در ایجاد آن نقش داشت؟
توضیح رسمیِ خانم فاطمه مهاجرانی، سخنگوی رئیسجمهور مسعود پزشکیان، این است که بازار تحت تأثیر بحران اقتصادی قرار گرفته است؛ از جمله نرخ تورم مهارنشدنی که قیمتگذاری کالاها را پرریسکتر از یک بازی پوکر کرده است.
روزنامه کیهان که گفته میشود بازتابدهنده دیدگاههای «رهبر معظم» خامنهای است نیز موافق است. این روزنامه در سرمقالهای در روز سهشنبه نوشت: «حقیقت این است که افزایش مداوم ارزش ارزهای خارجی، بالا رفتن هزینه واردات، افزایش اجارهبها و هزینه بالاتر استقراض و سرمایهگذاری مخاطرهپذیر، بسیاری از بازرگانان را در تنگنای شدید قرار داده است. همزمان، کاهش مستمر قدرت خرید مردم و ناتوانی در پیشبینی درست قیمتها، ادامه فعالیت را برای بسیاری از کسبوکارها دشوار کرده است.»
برخی مدافعان رژیم همه ماجرا را به تحریمهای اعمالشده از سوی سازمان ملل، ایالات متحده و اتحادیه اروپا نسبت میدهند.
اما وزیر خارجه عباس عراقچی با این نظر موافق نیست. او پس از گفتوگویی پنجساعته با طیفی از بازرگانان در اصفهان نوشت: «هیچیک از بازرگانان و فعالان اقتصادی از من نخواستند که برای لغو تحریمها اقدام کنم. همه به من گفتند ریشه مشکلاتشان در بانک مرکزی، گمرک، نظام مالیاتی، وزارت جهاد اسلامی و وزارتخانههای کشاورزی، بازرگانی و صنایع است. اگر این مشکلات حل شود، ظرفیتهای جدیدی پدید خواهد آمد.»
اما این مشکلات چگونه حل میشوند؟
عراقچی پاسخی نمیدهد؛ شاید چون این موضوع در حوزه اختیارات او نیست.
یک نظرسنجی دولتی نشان میدهد ۷۳ درصد ایرانیان با بازرگانانی که با عراقچی گفتوگو کردند همنظرند و معتقدند تحریمها علت اصلی فروپاشی اقتصادی ایران نیستند.
روزنامه هممیهن مینویسد: «راهحل بحران اقتصادی ما در تغییرات حکمرانی نهفته است.» اما نویسنده سرمقاله توضیح نمیدهد منظورش از این تغییرات چیست.
نامهای سرگشاده که به امضای ۱۸۰ اقتصاددان برجسته داخل ایران رسیده، تأکید میکند همه مشکلات کنونی راهحل اقتصادی دارند، اما اصرار دارد که بدون تغییر سیاسی، هیچیک قابل اجرا نیست.
علیاکبر ولایتی، مشاور ارشد «رهبر معظم»، میگوید: «ما اینجا در تهران آمادهایم علف بخوریم، اما همچنان تأمین مالی مقاومت در لبنان، عراق، یمن و هر جای دیگری که مردم علیه استکبار و متحدانش میجنگند را ادامه دهیم.»
برای تضمین بقای خود، رژیم راهبرد «مشتریسازی» بخشهایی از جامعه را برگزیده است. بهعنوان پاداش وفاداری، به بیش از پنج میلیون نفر که نقشی اندک یا هیچ نقشی در فرایند تولید ندارند، یارانه و «سبدهای حمایتی» میدهد.
Aawsat
Iran: The Bazaar is Angry
For decades most “Iranologists” regarded one theory as “certain” in Iranian politics: Three segments of society would never rebel against the system created by Khomeini in 1979. The three were the bazaaris, the clergy and university students seduced by leftist…
❤5