آواکس جدید نیروی هوایی اسراییل طراحی و ساخته شد. این هواپیمای آواکس که با نام "Nahshon Eitam" و به اختصار ایتام خوانده میشود ، شامل یک هواپیمای تجاری گلف استریم "G550" است که سیستم راداری قدرتمند ""EL/W-2085" بر روی آن نصب شده است. این سیستم راداری از دو رادار مجزا تشکیل شده است که هر رادار خود دارای دو آنتن فرستنده و گیرنده است. رادار اول یک رادار باند ال است که از رادار "Super Green Pine" سیستم دفاع ضد بالستیک پیکان "arrow" اقتباس شده است. این رادار در قالب دو آنتن جدا از هم در دو طرف بدنه هواپیما قرار گرفته اند. رادار دوم یک رادار باند اس است که در قالب دو آنتن در جلوی دماغه و پشت هواپیما نصب می شود.
.
.
این سیستم راداری به دلیل دارا بودن دو رادار قدرتمند در دو باند مختلف ، قدرت بسیار بالایی در کشف جنگنده های پنهانکار دارد. همچنین مقاومت بسیار بالایی در مقابل جنگ الکترونیک دشمن دارد. در حالت دید به پایین این سیستم راداری قادر است هدفی به اندازه یک جنگنده کوچک را از فاصله سیصد و هفتاد کیلومتری کشف کند. اما در حالت دید مستقیم و افقی برد این سیستم راداری به پانصد و پنجاه کیلومتر می رسد.
.
.
از آنجایی که در مجموع چهار آنتن راداری در چهار سمت هواپیما نصب شده است ، این آواکس قادر است به صورت همزمان محیط سیصد و شصت درجه پیرامون هواپیما را جستجو کند. آواکس های سنتری مجهز به رادار گردان هستند و دیش رادار با گردش دائمی خود محیط اطراف را جستجو می کنند. اما آواکس ایتام مجهز به دیش رادارهای چهارگانه است که در چهار سوی هواپیما نصب شده است و می تواند بدون گردش رادار یا هواپیما تمامی محیط پیرامون هواپیما را جستجو کند. مزین این طراحی این است که محیط به صورت همزمان و با فاصله کمتری جستجو میشود. آواکس های سنتری در هر بیست ثانیه یکبار محیط اطراف را رفرش می کنند. در حالیکه این آواکس در هر دو الی چهار ثانیه یکبار محیط اطراف را رفرش می کند.
.
.
همچنین این آواکس در دو طرف بدنه خود که رادارهای باند ال نصب شده است می تواند با پرواز در یک مسیر مشخص اقدام به رصد دو سمت خود می کند و می تواند اقدام به نقشه برداری دقیق از زمین کند.
#arteshban
#arteshbannews
#military_war_history
.
.
این سیستم راداری به دلیل دارا بودن دو رادار قدرتمند در دو باند مختلف ، قدرت بسیار بالایی در کشف جنگنده های پنهانکار دارد. همچنین مقاومت بسیار بالایی در مقابل جنگ الکترونیک دشمن دارد. در حالت دید به پایین این سیستم راداری قادر است هدفی به اندازه یک جنگنده کوچک را از فاصله سیصد و هفتاد کیلومتری کشف کند. اما در حالت دید مستقیم و افقی برد این سیستم راداری به پانصد و پنجاه کیلومتر می رسد.
.
.
از آنجایی که در مجموع چهار آنتن راداری در چهار سمت هواپیما نصب شده است ، این آواکس قادر است به صورت همزمان محیط سیصد و شصت درجه پیرامون هواپیما را جستجو کند. آواکس های سنتری مجهز به رادار گردان هستند و دیش رادار با گردش دائمی خود محیط اطراف را جستجو می کنند. اما آواکس ایتام مجهز به دیش رادارهای چهارگانه است که در چهار سوی هواپیما نصب شده است و می تواند بدون گردش رادار یا هواپیما تمامی محیط پیرامون هواپیما را جستجو کند. مزین این طراحی این است که محیط به صورت همزمان و با فاصله کمتری جستجو میشود. آواکس های سنتری در هر بیست ثانیه یکبار محیط اطراف را رفرش می کنند. در حالیکه این آواکس در هر دو الی چهار ثانیه یکبار محیط اطراف را رفرش می کند.
.
.
همچنین این آواکس در دو طرف بدنه خود که رادارهای باند ال نصب شده است می تواند با پرواز در یک مسیر مشخص اقدام به رصد دو سمت خود می کند و می تواند اقدام به نقشه برداری دقیق از زمین کند.
#arteshban
#arteshbannews
#military_war_history
آواکس ایتام قادر است صد هدف را به صورت همزمان رهگیری کند. در داخل هواپیما شش کنسول کاربری که هر کدام به یک نمایشگر رنگی بیست و چهار اینچ مجهز شده است ، تعبیه شده است. این هواپیمای آواکس پیش اخطار می تواند خود به تنهایی شش جنگنده را به سمت اهداف خود هدایت کند. البته این آواکس این قابلیت را دارد که با مراکز فرماندهی زمینی به صورت "Real Time" ارتباط همزمان برقرار کند. در این حالت هواپیمای آواکس ایتام دیگر هیچ جنگنده ای را هدایت نمی کند و صرفا در نقش یک سیستم راداری و رله ارتباطی هوابرد عمل می کند. هدایت جنگنده های خودی توسط افسران در مراکز فرماندهی زمینی انجام میشود. در این حالت می توان از طریق ایستگاه های فرماندهی زمینی و با استفاده از سیستم راداری آواکس اقدام به هدایت دهها جنگنده خودی به سمت اهداف نمود.
.
.
هواپیما دارای دو خدمه پرواز ، شش کاربر رادار که در کنسولها قرار می گیرند و دو افسر جنگ الکترونیک و تجزیه و تحلیل اطلاعات رادار می باشد. همچنین آواکس ایتام در دماغه خود دارای گیرنده های بسیار پرقدرت راداری است که تا هفتصد کیلومتر برد دارد و قادر است از این فاصله امواج راداری دشمن را دریافت کند. همچنین این هواپیما مجهز به سیستم های شنود و تجزیه و تحلیل سیگنالها و علائم راداری دشمن می باشد. یعنی همانند هواپیمای ریوت جوینت می تواند اطلاعات راداری بدست آمده توسط رادار غیر فعال و دیگر گیرنده های راداری را تجزیه و تحلیل کرده و اطلاعات آنرا بدست آورد. همچنین آواکس ایتام مجهز به سامانه های جنگ الکترونیک بسیار قدرتمند است که توان ایجاد اخلال بر روی تمامی باندهای راداری را دارا می باشد و با استفاده از اطلاعات تجزیه و تحلیل شده سیگنال های دشمن ، می تواند اقدام به جنگ الکترونیک موثر بر روی رادارها و فرستنده های دشمن کند. همچنین ایتام قادر به شنود مکالمات صوتی واحدهای مختلف دشمن نیز می باشد.
.
.
آواکس ایتام به عنوان یک سیستم پیش اخطار راداری هوابرد و آواکس بسیار پیشرفته شناخته میشود. بد نیست بدانید که آمریکایی ها اذعان کرده اند که برخی قابلیت های این هواپیما حتی از آواکس های "E-3 sentry" نیز بهتر و پیشرفته تر است. هم اکنون اسراییل تعداد پنج فروند از این هواپیمای مدرن را در اختیار دارد. سنگاپور اولین مشتری خارجی این هواپیما است. این کشور در سال دوهزار و ده تعداد چهار فروند آواکس ایتام به منظور جایگزینی هواپیماهای قدیمی "E-2 hawkeye" خود از اسراییل تحویل گرفت. سنگاپور برای هر یک از این هواپیماها مبلغی بالغ بر سیصد و هشتاد میلیون دلار خرج کرده است. ایتالیا که معاملات تسلیحاتی گسترده ای با اسراییل دارد ، بسیار به این آواکس علاقمند شده است. ایتالیا دو فروند از این هواپیماها به ارزش بالغ بر هفتصد و پنجاه میلیون دلار را به اسراییل سفارش داد و تا سال دوهزار و شانزده آنها را تحویل خواهد گرفت. نیروی دریایی آمریکا هم علاقه زیادی به این هواپیما دارد. یک فروند از این هواپیماها متعلق به اسراییل تحویل نیروی دریایی شده است تا مورد بررسی و مطالعه قرار بگیرد. قرار است نیروی دریایی ایالات متحده با همکاری رژیم اسراییل یک آواکس بومی بر اساس هواپیمای جت تجاری گلف استریم طراحی کنند.
.
.
آواکس ایتام دارای قابلیت های بسیار بالا و متنوعی است. بد نیست بدانید حتی برخی از قابلیت های این آواکس از آواکس هاس سنتری نیز پیشرفته تر است. ایده نصب رادار پیش اخطار هوابرد بر روی جت های تجاری "VIP" ایده ای بسیار جالب توجه است. جت گلف استریم "G.550" که به عنوان پلتفرم این آواکس در نظر گرفته شده است دارای مقدورات پروازی بسیار بالایی است که کارایی ایتام را به شدت افزایش می دهد. برد این جت دوازده هزار و پانصد کیلومتر است و با یکبار سوختگیری می تواند تا ده ساعت مداومت پروازی داشته باشد. همچنین رژیم اسراییل به این هواپیما قابلیت سوختگیری هوایی را نیز افزوده است. بدین ترتیب با انجام سوختگیری هوایی می توان تا زمانی که توانایی گروه پرواز اجازه بدهد ، در آسمان باقی بماند.
.
.
جالب اینجاست که چین مشتری پر و پا قرص نسخه ضعیف تر و قدیمی تر این رادار بود. اما آمریکا به اسراییل اجازه فروش این رادار به چین را نداد. چرا که مایل نبود چین صاحب چنین فناوری پیشرفته ای شود.
#arteshban
#arteshbannews
#military_war_history
.
.
هواپیما دارای دو خدمه پرواز ، شش کاربر رادار که در کنسولها قرار می گیرند و دو افسر جنگ الکترونیک و تجزیه و تحلیل اطلاعات رادار می باشد. همچنین آواکس ایتام در دماغه خود دارای گیرنده های بسیار پرقدرت راداری است که تا هفتصد کیلومتر برد دارد و قادر است از این فاصله امواج راداری دشمن را دریافت کند. همچنین این هواپیما مجهز به سیستم های شنود و تجزیه و تحلیل سیگنالها و علائم راداری دشمن می باشد. یعنی همانند هواپیمای ریوت جوینت می تواند اطلاعات راداری بدست آمده توسط رادار غیر فعال و دیگر گیرنده های راداری را تجزیه و تحلیل کرده و اطلاعات آنرا بدست آورد. همچنین آواکس ایتام مجهز به سامانه های جنگ الکترونیک بسیار قدرتمند است که توان ایجاد اخلال بر روی تمامی باندهای راداری را دارا می باشد و با استفاده از اطلاعات تجزیه و تحلیل شده سیگنال های دشمن ، می تواند اقدام به جنگ الکترونیک موثر بر روی رادارها و فرستنده های دشمن کند. همچنین ایتام قادر به شنود مکالمات صوتی واحدهای مختلف دشمن نیز می باشد.
.
.
آواکس ایتام به عنوان یک سیستم پیش اخطار راداری هوابرد و آواکس بسیار پیشرفته شناخته میشود. بد نیست بدانید که آمریکایی ها اذعان کرده اند که برخی قابلیت های این هواپیما حتی از آواکس های "E-3 sentry" نیز بهتر و پیشرفته تر است. هم اکنون اسراییل تعداد پنج فروند از این هواپیمای مدرن را در اختیار دارد. سنگاپور اولین مشتری خارجی این هواپیما است. این کشور در سال دوهزار و ده تعداد چهار فروند آواکس ایتام به منظور جایگزینی هواپیماهای قدیمی "E-2 hawkeye" خود از اسراییل تحویل گرفت. سنگاپور برای هر یک از این هواپیماها مبلغی بالغ بر سیصد و هشتاد میلیون دلار خرج کرده است. ایتالیا که معاملات تسلیحاتی گسترده ای با اسراییل دارد ، بسیار به این آواکس علاقمند شده است. ایتالیا دو فروند از این هواپیماها به ارزش بالغ بر هفتصد و پنجاه میلیون دلار را به اسراییل سفارش داد و تا سال دوهزار و شانزده آنها را تحویل خواهد گرفت. نیروی دریایی آمریکا هم علاقه زیادی به این هواپیما دارد. یک فروند از این هواپیماها متعلق به اسراییل تحویل نیروی دریایی شده است تا مورد بررسی و مطالعه قرار بگیرد. قرار است نیروی دریایی ایالات متحده با همکاری رژیم اسراییل یک آواکس بومی بر اساس هواپیمای جت تجاری گلف استریم طراحی کنند.
.
.
آواکس ایتام دارای قابلیت های بسیار بالا و متنوعی است. بد نیست بدانید حتی برخی از قابلیت های این آواکس از آواکس هاس سنتری نیز پیشرفته تر است. ایده نصب رادار پیش اخطار هوابرد بر روی جت های تجاری "VIP" ایده ای بسیار جالب توجه است. جت گلف استریم "G.550" که به عنوان پلتفرم این آواکس در نظر گرفته شده است دارای مقدورات پروازی بسیار بالایی است که کارایی ایتام را به شدت افزایش می دهد. برد این جت دوازده هزار و پانصد کیلومتر است و با یکبار سوختگیری می تواند تا ده ساعت مداومت پروازی داشته باشد. همچنین رژیم اسراییل به این هواپیما قابلیت سوختگیری هوایی را نیز افزوده است. بدین ترتیب با انجام سوختگیری هوایی می توان تا زمانی که توانایی گروه پرواز اجازه بدهد ، در آسمان باقی بماند.
.
.
جالب اینجاست که چین مشتری پر و پا قرص نسخه ضعیف تر و قدیمی تر این رادار بود. اما آمریکا به اسراییل اجازه فروش این رادار به چین را نداد. چرا که مایل نبود چین صاحب چنین فناوری پیشرفته ای شود.
#arteshban
#arteshbannews
#military_war_history
👍1
نیروی هوایی رژیم اسراییل علاوه بر آواکس های ایتام ، از هواپیماهای جت گلف استریم "G-550" در نقش عملیات ویژه نیز استفاده می کند.
.
.
هواپیمای موسوم به "Nahshon Shavit" که به اختصار شاویت نیز گفته می شود ، به طور هم زمان با آواکس های ایتام طراحی گشت. هواپیمای شاویت شامل یک جت تجاری گلف استریم "G-550" می باشد که بر روی آن تجهیزات جنگ الکترونیک ، شنود سیگنال های دشمن ، عملیات "ELINT" و "SIGINT" ، جاسوسی الکترونیکی ، حمله الکترونیکی ، شنود مکالمات رادیویی دشمن و عملیات هایی از این قبیل استفاده می شود. شاویت قادر است طیف وسیعی از عملیات های الکترونیکی را انجام دهد.
.
.
در قسمت پایین بدنه هواپیما یک برجستگی نیم استوانه ای قرار دارد که تمامی تجهیزات دریافت کننده سیگنالهای دشمن را در خود جای می دهد. در داخل هواپیما تجهیزات گسترده جنگ الکترونیک قرار دارد.
.
.
شاویت دارای دو پرسنل پرواز و شش افسر عملیات الکترونیک می باشد. این هواپیما نزدیک ترین رقیب و مشابه هواپیمای ریوت جوینت آمریکا می باشد و می تواند اغلب وظایف ریوت جوینت را به خوبی انجام دهد. وظیفه هواپیمای شاویت مراقبت و نظارت و شناسایی و در نهایت حمله الکترونیکی به سیستم ها و سامانه های الکترونیکی دشمن است. شاویت قادر است از فاصله هفتصد کیلومتری امواج راداری و سیگنالهای رادارها و پدآفند های دشمن را دریافت کند. آنها را تجزیه و تحلیل و طبقه بندی کرده و اطلاعات آنها را بدست بیاورد. سپس این اطلاعات بدست آمده را با سایر اعضای یگان تهاجمی به اشتراک گذاشته و بدین ترتیب از آنها در برابر رادارها ، پدآفندها و جنگ الکترونیک دشمن محافظت کند. همچنین با استفاده از اطلاعات بدست آمده می توان حمله "Hard Kill" و یا الکترونیکی به مواضع دشمن انجام داد.
.
.
در مبحث سرکوب پدآفند هوایی اشاره کردیم که ایالات متحده در هواپیماهای ریوت جوینت از برنامه مخرب "SUTER" به منظور حمله سایبری به شبکه های راداری و پدآفندی دشمن استفاده می کند. تکنولوژی "SUTER" منحصرا در اختیار ایالات متحده است و این کشور این تکنولوژی را حتی به نزدیک ترین همپیمانان خود نیز ارائه نکرده است.
.
.
اما شواهد و قرائن نشان دهنده آن است که رژیم اسراییل نیز به تکنولوژی مشابه "SUTER" دست پیدا کرده است. در جریان عملیات های هوایی اخیر اسراییل همیشه یک آواکس ایتام و یک هواپیمای شاویت نیز حضور داشته است. در تمامی این عملیات ها جنگنده های "F-15I" رام و "F-16I" سوفا عملیات بمباران را انجام داده اند. با آنکه این جنگنده ها پنهانکار نیستند اما در تمامی این عملیات ها رادارهای طرف مقابل نتوانستند این جنگنده ها را شناسایی کنند. همچنین در این عملیات ها رادارهای طرف مقابل به طرز مشکوکی از کار می افتادند.
.
.
کارشناسان فنی ، افسران اطلاعاتی و رزمی ایالات متحده در تحلیل عملیات های هوایی اسراییل اعلام کرده اند که به احتمال قوی این رژیم به فناوری و تکنولوژی بسیار بالای حملات سایبری دست یافته است. احتمالا این رژیم به تکنولوژی مشابه "SUTER" دست یافته است و به وسیله آن پیش از آغاز حمله اصلی ، یک حمله سایبری به رادارهای طرف مقابل انجام داده و آنها را از کار انداخته است.
.
.
هواپیمای شاویت یک هواپیمای جنگ الکترونیک و جنگ سایبری است و از تکنولوژی مشابه سوتر استفاده می کند که قادر به حمله سایبری به پیچیده ترین شبکه های راداری و پدآفندی می باشد. علی رغم وجود اختلاف و دشمنی شدید مابین ایران و رژیم اسراییل ، اما باید این حقیقت را پذیرفت که اسراییل هم اینک جزء کشورهای پیشرو در زمینه الکترونیک است و سطح دستیابی این رژیم به تکنولوژی الکترونیک در حد و اندازه فرانسه و آمریکا ارزیابی میشود. حتی اگر سطح تکنولوژی الکترونیک این رژیم بالاتر از آمریکا نباشد ، پایین تر هم نیست. هر چند به احتمال زیاد تا چند سال آینده حتی از آمریکا نیز در زمینه الکترونیک جلوتر خواهند افتاد. حتی کشورهایی نظیر چین و روسیه و هند نیز پایه و اساس تحقیقات و تکنولوژی الکترونیک خود را از رژیم اسراییل اقتباس کرده اند.
#military_war_history
#arteshbannews
#arteshban
.
.
هواپیمای موسوم به "Nahshon Shavit" که به اختصار شاویت نیز گفته می شود ، به طور هم زمان با آواکس های ایتام طراحی گشت. هواپیمای شاویت شامل یک جت تجاری گلف استریم "G-550" می باشد که بر روی آن تجهیزات جنگ الکترونیک ، شنود سیگنال های دشمن ، عملیات "ELINT" و "SIGINT" ، جاسوسی الکترونیکی ، حمله الکترونیکی ، شنود مکالمات رادیویی دشمن و عملیات هایی از این قبیل استفاده می شود. شاویت قادر است طیف وسیعی از عملیات های الکترونیکی را انجام دهد.
.
.
در قسمت پایین بدنه هواپیما یک برجستگی نیم استوانه ای قرار دارد که تمامی تجهیزات دریافت کننده سیگنالهای دشمن را در خود جای می دهد. در داخل هواپیما تجهیزات گسترده جنگ الکترونیک قرار دارد.
.
.
شاویت دارای دو پرسنل پرواز و شش افسر عملیات الکترونیک می باشد. این هواپیما نزدیک ترین رقیب و مشابه هواپیمای ریوت جوینت آمریکا می باشد و می تواند اغلب وظایف ریوت جوینت را به خوبی انجام دهد. وظیفه هواپیمای شاویت مراقبت و نظارت و شناسایی و در نهایت حمله الکترونیکی به سیستم ها و سامانه های الکترونیکی دشمن است. شاویت قادر است از فاصله هفتصد کیلومتری امواج راداری و سیگنالهای رادارها و پدآفند های دشمن را دریافت کند. آنها را تجزیه و تحلیل و طبقه بندی کرده و اطلاعات آنها را بدست بیاورد. سپس این اطلاعات بدست آمده را با سایر اعضای یگان تهاجمی به اشتراک گذاشته و بدین ترتیب از آنها در برابر رادارها ، پدآفندها و جنگ الکترونیک دشمن محافظت کند. همچنین با استفاده از اطلاعات بدست آمده می توان حمله "Hard Kill" و یا الکترونیکی به مواضع دشمن انجام داد.
.
.
در مبحث سرکوب پدآفند هوایی اشاره کردیم که ایالات متحده در هواپیماهای ریوت جوینت از برنامه مخرب "SUTER" به منظور حمله سایبری به شبکه های راداری و پدآفندی دشمن استفاده می کند. تکنولوژی "SUTER" منحصرا در اختیار ایالات متحده است و این کشور این تکنولوژی را حتی به نزدیک ترین همپیمانان خود نیز ارائه نکرده است.
.
.
اما شواهد و قرائن نشان دهنده آن است که رژیم اسراییل نیز به تکنولوژی مشابه "SUTER" دست پیدا کرده است. در جریان عملیات های هوایی اخیر اسراییل همیشه یک آواکس ایتام و یک هواپیمای شاویت نیز حضور داشته است. در تمامی این عملیات ها جنگنده های "F-15I" رام و "F-16I" سوفا عملیات بمباران را انجام داده اند. با آنکه این جنگنده ها پنهانکار نیستند اما در تمامی این عملیات ها رادارهای طرف مقابل نتوانستند این جنگنده ها را شناسایی کنند. همچنین در این عملیات ها رادارهای طرف مقابل به طرز مشکوکی از کار می افتادند.
.
.
کارشناسان فنی ، افسران اطلاعاتی و رزمی ایالات متحده در تحلیل عملیات های هوایی اسراییل اعلام کرده اند که به احتمال قوی این رژیم به فناوری و تکنولوژی بسیار بالای حملات سایبری دست یافته است. احتمالا این رژیم به تکنولوژی مشابه "SUTER" دست یافته است و به وسیله آن پیش از آغاز حمله اصلی ، یک حمله سایبری به رادارهای طرف مقابل انجام داده و آنها را از کار انداخته است.
.
.
هواپیمای شاویت یک هواپیمای جنگ الکترونیک و جنگ سایبری است و از تکنولوژی مشابه سوتر استفاده می کند که قادر به حمله سایبری به پیچیده ترین شبکه های راداری و پدآفندی می باشد. علی رغم وجود اختلاف و دشمنی شدید مابین ایران و رژیم اسراییل ، اما باید این حقیقت را پذیرفت که اسراییل هم اینک جزء کشورهای پیشرو در زمینه الکترونیک است و سطح دستیابی این رژیم به تکنولوژی الکترونیک در حد و اندازه فرانسه و آمریکا ارزیابی میشود. حتی اگر سطح تکنولوژی الکترونیک این رژیم بالاتر از آمریکا نباشد ، پایین تر هم نیست. هر چند به احتمال زیاد تا چند سال آینده حتی از آمریکا نیز در زمینه الکترونیک جلوتر خواهند افتاد. حتی کشورهایی نظیر چین و روسیه و هند نیز پایه و اساس تحقیقات و تکنولوژی الکترونیک خود را از رژیم اسراییل اقتباس کرده اند.
#military_war_history
#arteshbannews
#arteshban
👍1
آشنایی با رادار "76N6 Clam Shell"
.
.
در دهه شصت و هفتاد ، توان تهاجمی آمریکا و ناتو و کشورهای غربی به صورت چشمگیری افزایش یافته بود. علی الخصوص حملات در ارتفاع پست. ایالات متحده بمب افکن های "F-111" آردوارک و ناتو بمب افکن های تورنادو را به خدمت گرفته بود. این بمب افکن ها قادر بودند با سرعت یک و نیم برابر سرعت صوت در ارتفاع سی الی پنجاه متری به عمق خاک شوروی حمله کنند. از سویی در اوایل دهه هشتاد لنسر عملیاتی شد و موشک های کروز نسبتا پنهانکار نیز رشد فزاینده ای داشتند. تمام اینها ، تهدیدات بسیار خطرناک و بالقوه ای برای شوروی به شمار می رفت. چرا که در صورت حمله با این جنگنده ها ، عملا هیچ راداری اعم از هوابرد و زمینی قادر به شناسایی این تهدیدات نبود و شوروی دچار حمله غافلگیرانه میشد.
.
.
بمب افکن هایی نظیر "F-111" آردوارک و تورنادو توانایی بسیار بالایی در حملات ارتفاع پست داشتند. بخصوص تورنادو که یک بمب افکن بود که مخصوص حملات ارتفاع پست با سرعت صوت طراحی شده بود. این بمب افکن ها دارای رادار ارتفاع سنج ، سامانه ناوبری بسیار دقیق ، خلبان خودکار در ارتفاع پست ، پادهای هدفگیری و نظارتی دقیق ، مقدورات پروازی بسیار خوب ، توان جنگ الکترونیک و مقابله با جنگ الکترونیک بسیار خوب قادر بودند در ارتفاع کمتر از پنجاه متر به عمق خاک شوروی حمله کنند.
.
.
اینجا بود که شوروی به منظور مقابله با تهدیدات ارتفاع پایین غرب اقدام به طراحی رادار جدیدی کرد که به صورت تخصصی ارتفاعات پایین را جستجو می کرد و در حکم یک رادار پیش اخطار جهت پایش و جستجوی ارتفاع پست به منظور مقابله با تهدیدات ارتفاع پست بود. این رادار با نام "76N6 Clam Shell" و تقریبا هم زمان با اس سیصد وارد خدمت شد.
.
.
این رادار خود به تنهایی و یا در قالب یک گردان آتشبار موشکی پدافند هوایی به کار گرفته می شد و ارتفاعات بسیار پایین زمین را جستجو می کرد. همانطور که در مبحث پدآفندها و رادارهای زمین پایه نیز اشاره شد ، رادارهای زمینی و پدآفندها یک ضعف مشترک و اساسی دارند و آن اینکه قادر نیستند تمامی ارتفاعات پست را پوشش دهند. این رادار در واقع در کنار رادارها و پدآفندهای موشکی قرار میگرفت و بخشی از این ضعف رادارها و پدآفندهای زمینی را پوشش می داد.
.
.
رادار "76N6 Clam Shell" از دو آرایه مقعر تشکیل شده است که این دو آرایه در حالت خاموش بودن رادار و یا جابجا کردن رادار ، بر روی هم جمع می شوند. زاویه بین این دو آرایه بستگی به شرایط میدان نبرد تغییر می کند. در بین این دو آرایه رادار یک آرایه پالایش نیز تعبیه شده است. از آنجایی که این رادار در ارتفاعات پست فعالیت می کند بیش از هر رادار دیگر در معرض سیگنالها و امواج مزاحم برگشتی (و یا به اصطلاح کلاتر) هستند. این آرایه میانی کلاتر ها و سیگنالهای مزاحم را به حداقل می رساند و باعث افزایش کارایی رادار می شود.
.
.
در قسمت پشت این دو آرایه ، پردازشگرهای راداری قرار دارند. مجموع این آرایه ها و پردازشگرها بر روی یک پایه گردان نصب می شود. این رادار از نوع آرایه فازی غیر فعال است. رادار "76N6 Clam Shell" راستای افقی را به صورت پالس داپلر و راستای عمودی را به صورت آرایه فازی اسکن می کند. این رادار یک رادار سه بعدی است و دارای قدرت تفکیک بسیار خوبی بوده و توانایی عملکرد مناسب در محیط های آلوده به جنگ الکترونیک دشمن را دارا می باشد.
.
#arteshban
#arteshbannews
#military_war_history
.
.
در دهه شصت و هفتاد ، توان تهاجمی آمریکا و ناتو و کشورهای غربی به صورت چشمگیری افزایش یافته بود. علی الخصوص حملات در ارتفاع پست. ایالات متحده بمب افکن های "F-111" آردوارک و ناتو بمب افکن های تورنادو را به خدمت گرفته بود. این بمب افکن ها قادر بودند با سرعت یک و نیم برابر سرعت صوت در ارتفاع سی الی پنجاه متری به عمق خاک شوروی حمله کنند. از سویی در اوایل دهه هشتاد لنسر عملیاتی شد و موشک های کروز نسبتا پنهانکار نیز رشد فزاینده ای داشتند. تمام اینها ، تهدیدات بسیار خطرناک و بالقوه ای برای شوروی به شمار می رفت. چرا که در صورت حمله با این جنگنده ها ، عملا هیچ راداری اعم از هوابرد و زمینی قادر به شناسایی این تهدیدات نبود و شوروی دچار حمله غافلگیرانه میشد.
.
.
بمب افکن هایی نظیر "F-111" آردوارک و تورنادو توانایی بسیار بالایی در حملات ارتفاع پست داشتند. بخصوص تورنادو که یک بمب افکن بود که مخصوص حملات ارتفاع پست با سرعت صوت طراحی شده بود. این بمب افکن ها دارای رادار ارتفاع سنج ، سامانه ناوبری بسیار دقیق ، خلبان خودکار در ارتفاع پست ، پادهای هدفگیری و نظارتی دقیق ، مقدورات پروازی بسیار خوب ، توان جنگ الکترونیک و مقابله با جنگ الکترونیک بسیار خوب قادر بودند در ارتفاع کمتر از پنجاه متر به عمق خاک شوروی حمله کنند.
.
.
اینجا بود که شوروی به منظور مقابله با تهدیدات ارتفاع پایین غرب اقدام به طراحی رادار جدیدی کرد که به صورت تخصصی ارتفاعات پایین را جستجو می کرد و در حکم یک رادار پیش اخطار جهت پایش و جستجوی ارتفاع پست به منظور مقابله با تهدیدات ارتفاع پست بود. این رادار با نام "76N6 Clam Shell" و تقریبا هم زمان با اس سیصد وارد خدمت شد.
.
.
این رادار خود به تنهایی و یا در قالب یک گردان آتشبار موشکی پدافند هوایی به کار گرفته می شد و ارتفاعات بسیار پایین زمین را جستجو می کرد. همانطور که در مبحث پدآفندها و رادارهای زمین پایه نیز اشاره شد ، رادارهای زمینی و پدآفندها یک ضعف مشترک و اساسی دارند و آن اینکه قادر نیستند تمامی ارتفاعات پست را پوشش دهند. این رادار در واقع در کنار رادارها و پدآفندهای موشکی قرار میگرفت و بخشی از این ضعف رادارها و پدآفندهای زمینی را پوشش می داد.
.
.
رادار "76N6 Clam Shell" از دو آرایه مقعر تشکیل شده است که این دو آرایه در حالت خاموش بودن رادار و یا جابجا کردن رادار ، بر روی هم جمع می شوند. زاویه بین این دو آرایه بستگی به شرایط میدان نبرد تغییر می کند. در بین این دو آرایه رادار یک آرایه پالایش نیز تعبیه شده است. از آنجایی که این رادار در ارتفاعات پست فعالیت می کند بیش از هر رادار دیگر در معرض سیگنالها و امواج مزاحم برگشتی (و یا به اصطلاح کلاتر) هستند. این آرایه میانی کلاتر ها و سیگنالهای مزاحم را به حداقل می رساند و باعث افزایش کارایی رادار می شود.
.
.
در قسمت پشت این دو آرایه ، پردازشگرهای راداری قرار دارند. مجموع این آرایه ها و پردازشگرها بر روی یک پایه گردان نصب می شود. این رادار از نوع آرایه فازی غیر فعال است. رادار "76N6 Clam Shell" راستای افقی را به صورت پالس داپلر و راستای عمودی را به صورت آرایه فازی اسکن می کند. این رادار یک رادار سه بعدی است و دارای قدرت تفکیک بسیار خوبی بوده و توانایی عملکرد مناسب در محیط های آلوده به جنگ الکترونیک دشمن را دارا می باشد.
.
#arteshban
#arteshbannews
#military_war_history
از آنجایی که رادار "76N6 Clam Shell" به منظور جستجوی ارتفاعات پست طراحی شده است ، به منظور مقابله هرچه بیشتر عوارض زمین ، کل مجموعه این رادار بر روی یک دکل بلند نصب می شود. دو نوع دکل برای این رادار قابل استفاده می باشد. دکل "40V6M" با ارتفاع بیست و سه متر و دکل "40V6MD" با ارتفاع سی و هشت متر برای این رادار در نظر گرفته شده است. این دکل ها حالت تلسکوپی دارند و کل مجموعه رادار بر قسمت ابتدایی آن نصب می شود و بدین ترتیب رادار در ارتفاع بالایی قرار می گیرد و می تواند بهتر ارتفاعات پست را پوشش دهد.
.
.
رادار "76N6 Clam Shell" در حالت جستجو می تواند یک هدف در اندازه یک جنگنده در ارتفاع هزار متری را از فاصله صد و بیست کیلومتری و همان جنگنده را در ارتفاع پانصد متری از فاصله نود کیلومتری کشف کند. از آنجایی که این رادار برای جستجوی ارتفاع پست طراحی شده است ، در حالت دید مستقیم و افقی محدودیتی ندارد و تا جایی که عوارض طبیعی زمین اجازه دهد ، می تواند اهداف را کشف کند. همچنین این رادار می تواند هدفی با سطح مقطع راداری دو صدم متر مربع (یعنی چیزی در حد یک توماهاوک امروزی) را در فاصله پنج کیلومتری کشف کند.
.
.
معمولا در مقایسه سامانه اس سیصد با پاتریوت گفته میشود حداقل ارتفاع برای هدف قرار دادن اهداف در پاتریوت شصت متر است. اما در اس سیصد این رقم تنها ده متر است. این نکته مهم را باید در نظر داشت که رادارهای اصلی اس سیصد خود به تنهایی قادر نیستند چنین ارتفاع پایینی را پوشش دهند. در حقیقت خود اس سیصد به تنهایی نمی تواند در ارتفاع کمتر از پانصد متر اهداف را شناسایی کند. در واقع اس سیصد توانایی درگیری در ارتفاعات پست و کمتر از پانصد متر را مدیون رادار "76N6 Clam Shell" می باشد. اگر این رادار نباشد ، اس سیصد در عمل قادر نخواهد بود با اهداف در ارتفاع کمتر از پانصد متر درگیر شود.
.
.
در مباحث گذشته گفتیم که رادارهای زمین پایه یک نقطه ضعف مشترک دارند و آن اینکه ارتفاع پایین را پوشش نمی دهند. تنها راه حل این مشکل نیز استفاده از آواکس یا هر نوع رادار هوابرد است. اما از آنجایی که این قبیل رادارهای هوابرد هیچگاه مشابه غرب در شوروی گسترش نیافتند ، این رادار برای شوروی (و پس از آن روسیه) بسیار اهمیت یافت. رادار "76N6 Clam Shell" همیشه در شوروی سابق به روز رسانی و آماده به کار نگهداری میشد. چون برای این کشور اهمیتی حیاتی داشت. نمونه های بروز شده این رادار در سامانه اس چهارصد نیز در قالب یک آپشن استفاده می شوند.
.
.
علی رغم اینکه این رادار برای جستجو و فعالیت در ارتفاعات پست (و ارتفاعاتی که توسط رادارهای بزرگتر پوشش داده نمی شوند) طراحی شده است ، اما باید در نظر داشت که این رادار هرگز نمی تواند کار رادارهای هوابرد و آواکس ها را در پوشش ارتفاع پست انجام دهد.
.
.
با آنکه این رادار به صورت اختصاصی ارتفاعات پست را شناسایی می کند ، اما باید این نکته مهم را در نظر داشت که این رادار نیز همانند رادارهای بزرگتر ، یک رادار زمینی است و ضعف مشترک دیگر رادارهای زمینی را دارد. هرچند می توان این رادار را بر روی دکل بلند نیز نصب کرد و بدین ترتیب قدری از ضعف آنرا کاهش داد. اما باز هم بلندی دکل برای رادار یک محدودیت به شمار می رود. به عنوان مثال اگر یک تپه در پنج کیلومتری رادار قرار داشته باشد و ارتفاع آن از ارتفاع دکل این رادار بلندتر و یا حتی برابر باشد ، در این حالت رادار هیچگونه دید نسبت به پشت تپه نخواهد داشت.
.
.
یک آواکس سنتری یا ایتام می تواند با پرواز در ارتفاع چهل هزار پایی ، ارتفاع پست را در دایره ای به شعاع "350" الی "400" کیلومتر کاملا زیر نظر داشته باشند. حتی می توانند هدفی را در یک متری سطح زمین کشف کنند. اما در صورت استفاده از رادار "76N6" برای پوشش ارتفاع پست ، اولا هیچگاه ارتفاع پستی مشابه آواکسها تحت پوشش قرار نمی گیرند. در ثانی برای پوشش دایره ای به شعاع چهارصد کیلومتر می بایست دهها رادار "76N6" را در منطقه مستقر کرد تا پوشش نسبی بدست آید.
#arteshban
#arteshbannews
#military_war_history
.
.
رادار "76N6 Clam Shell" در حالت جستجو می تواند یک هدف در اندازه یک جنگنده در ارتفاع هزار متری را از فاصله صد و بیست کیلومتری و همان جنگنده را در ارتفاع پانصد متری از فاصله نود کیلومتری کشف کند. از آنجایی که این رادار برای جستجوی ارتفاع پست طراحی شده است ، در حالت دید مستقیم و افقی محدودیتی ندارد و تا جایی که عوارض طبیعی زمین اجازه دهد ، می تواند اهداف را کشف کند. همچنین این رادار می تواند هدفی با سطح مقطع راداری دو صدم متر مربع (یعنی چیزی در حد یک توماهاوک امروزی) را در فاصله پنج کیلومتری کشف کند.
.
.
معمولا در مقایسه سامانه اس سیصد با پاتریوت گفته میشود حداقل ارتفاع برای هدف قرار دادن اهداف در پاتریوت شصت متر است. اما در اس سیصد این رقم تنها ده متر است. این نکته مهم را باید در نظر داشت که رادارهای اصلی اس سیصد خود به تنهایی قادر نیستند چنین ارتفاع پایینی را پوشش دهند. در حقیقت خود اس سیصد به تنهایی نمی تواند در ارتفاع کمتر از پانصد متر اهداف را شناسایی کند. در واقع اس سیصد توانایی درگیری در ارتفاعات پست و کمتر از پانصد متر را مدیون رادار "76N6 Clam Shell" می باشد. اگر این رادار نباشد ، اس سیصد در عمل قادر نخواهد بود با اهداف در ارتفاع کمتر از پانصد متر درگیر شود.
.
.
در مباحث گذشته گفتیم که رادارهای زمین پایه یک نقطه ضعف مشترک دارند و آن اینکه ارتفاع پایین را پوشش نمی دهند. تنها راه حل این مشکل نیز استفاده از آواکس یا هر نوع رادار هوابرد است. اما از آنجایی که این قبیل رادارهای هوابرد هیچگاه مشابه غرب در شوروی گسترش نیافتند ، این رادار برای شوروی (و پس از آن روسیه) بسیار اهمیت یافت. رادار "76N6 Clam Shell" همیشه در شوروی سابق به روز رسانی و آماده به کار نگهداری میشد. چون برای این کشور اهمیتی حیاتی داشت. نمونه های بروز شده این رادار در سامانه اس چهارصد نیز در قالب یک آپشن استفاده می شوند.
.
.
علی رغم اینکه این رادار برای جستجو و فعالیت در ارتفاعات پست (و ارتفاعاتی که توسط رادارهای بزرگتر پوشش داده نمی شوند) طراحی شده است ، اما باید در نظر داشت که این رادار هرگز نمی تواند کار رادارهای هوابرد و آواکس ها را در پوشش ارتفاع پست انجام دهد.
.
.
با آنکه این رادار به صورت اختصاصی ارتفاعات پست را شناسایی می کند ، اما باید این نکته مهم را در نظر داشت که این رادار نیز همانند رادارهای بزرگتر ، یک رادار زمینی است و ضعف مشترک دیگر رادارهای زمینی را دارد. هرچند می توان این رادار را بر روی دکل بلند نیز نصب کرد و بدین ترتیب قدری از ضعف آنرا کاهش داد. اما باز هم بلندی دکل برای رادار یک محدودیت به شمار می رود. به عنوان مثال اگر یک تپه در پنج کیلومتری رادار قرار داشته باشد و ارتفاع آن از ارتفاع دکل این رادار بلندتر و یا حتی برابر باشد ، در این حالت رادار هیچگونه دید نسبت به پشت تپه نخواهد داشت.
.
.
یک آواکس سنتری یا ایتام می تواند با پرواز در ارتفاع چهل هزار پایی ، ارتفاع پست را در دایره ای به شعاع "350" الی "400" کیلومتر کاملا زیر نظر داشته باشند. حتی می توانند هدفی را در یک متری سطح زمین کشف کنند. اما در صورت استفاده از رادار "76N6" برای پوشش ارتفاع پست ، اولا هیچگاه ارتفاع پستی مشابه آواکسها تحت پوشش قرار نمی گیرند. در ثانی برای پوشش دایره ای به شعاع چهارصد کیلومتر می بایست دهها رادار "76N6" را در منطقه مستقر کرد تا پوشش نسبی بدست آید.
#arteshban
#arteshbannews
#military_war_history
👍1
بمب افکن استراتژیک لنسر متعلق به ایالات متحده و بلک جک متعلق به روسیه دو بمب افکن بازمانده از جنگ سرد هستند که هم در ظاهر و هم در نقش و وظیفه بسیار شبیه به هم هستند. هرچند بلک جک پیشرفته ترین بمب افکن روسیه است. اما لنسر پیشرفته ترین بمب افکن ایالات متحده نیست. چرا که بمب افکن اسپریت پیشرفته ترین بمب افکن ایالات متحده (و جهان) است و رقیب مستقیمی برای آن وجود ندارد. پس ناچار میبایست دومین بمب افکن ایالات متحده را با پیشرفته ترین بمب افکن روسها مقایسه کنیم.
.
.
ماجرای لنسر به آنجایی باز می گردد که ایالات متحده برای جایگزینی استراتوفورترس ها تصمیم به تولید تعداد زیادی هاستلر داشت. اما با پیشرفت پدآفند هوایی شوروی آینده هاستلر در ابهام قرار گرفت. به همین دلیل در دهه شصت ایالات متحده به دنبال بمب افکنی رفت که بتواند هم در ارتفاع بالا و هم در ارتفاع پایین اقدام به نفوذ در خاک شوروی و شبکه پدآفندی این کشور کند. با این اوصاف در اوایل دهه هفتاد "B-1A" اولین پرواز خود را انجام داد. اما باز هم مشکلی به نام میگ سی و یک وجود داشت که با رادار با توان دید پایین ، قادر بود مانع نفوذ لنسر به حریم هوایی شوروی شود. به همین دلیل لنسر مجددا مورد طراحی مجدد قرار گرفت و این بار به صورت پنهانکار و مخفی از دید رادار طراحی شد.
.
.
بلک جک هم از اواسط دهه هفتاد در شوروی توسعه یافت و عملیاتی شدن آن هم مصادف بود با پایان حیات شوروی و مشکلات مالی سنگین کشورهای بازمانده. به همین دلیل بلک جک نیز همانند لنسر فراز و نشیب زیادی برای عملیاتی شدن را از سر گذرانده است.
.
.
مستقیما بر سر مقایسه می رویم. بلک جک در ارتفاع بالا دارای حداکثر دو هزار و دویست کیلومتر سرعت می باشد. اما لنسر در ارتفاع بالا دارای حداکثر سرعت هزار و پانصد کیلومتر بر ساعت می باشد. در ارتفاعات پست و در حالت کروز هر دو بمب افکن دارای سرعت نه دهم ماخ هستند. البته این موضوع را نیز باید در نظر داشت که پرواز با سرعت بالاتر از صوت نیز به شدت باعث کاهش برد بلک جک خواهد شد. برد بلک جک در حالت رزمی معادل چهارده هزار کیلومتر و لنسر دوازده هزار کیلومتر است. البته این برد تنها در حالت پرواز کروز با سرعت مادون صوت در ارتفاع بالا است. مثلا بلک جک در حالت پرواز با سرعت حداکثری ، دارای شعاع عملیاتی کمتر از دوهزار کیلومتر است.
.
.
هر دو بمب افکن مجهز به رادار چند حالته هستند. اما نبود اطلاعات از رادار بلک جک مانع بررسی و مقایسه عملکرد آنها میشود. گفته شده که رادار آبزور در بلک جک قادر است یک ایستگاه قطار را از فاصله دویست و پنجاه کیلومتری کشف کند. روسها اعلام کرده اند که تا پایان سال دوهزار و بیست الکترونیک این بمب افکن را به روز خواهند کرد.
.
.
اما لنسر دارای رادار آرایه فازی غیر فعال مدل "APQ-164" است. درباره این رادار گفته شده است که به قدری قدرت کشف بالایی دارد که می تواند یک دوچرخه را از فاصله پنجاه کیلومتری کشف کند. تا پایان سال جاری این رادار با رادار آرایه فازی فعال "SABR-SG" که تکنولوژی آن مربوط به رادار لایتنینگ است ، تعویض خواهد شد. این رادار نسبت به رادار قبلی قدرت کشف بالاتری دارد و توان کامل هوا به زمین و هوا به هوا را برای لنسر فراهم خواهد کرد. این رادار چهار هزار ماژول فرستنده گیرنده دارد که تعداد آن دو برابر رادار رپتور و سه برابر رادار سوپرفلانکر است. لنسر با دارا بودن این رادار قادر به رزم هوایی نیز می باشد و می تواند موشک هدایت راداری آمرام با برد صد و ده کیلومتر را با خود حمل و علیه تهدیدات استفاده کند. ضمن اینکه چنین راداری توان بسیار سنگینی برای اخلال و جنگ الکترونیک دارد.
#military_war_history
#arteshbannews
#arteshban
.
.
ماجرای لنسر به آنجایی باز می گردد که ایالات متحده برای جایگزینی استراتوفورترس ها تصمیم به تولید تعداد زیادی هاستلر داشت. اما با پیشرفت پدآفند هوایی شوروی آینده هاستلر در ابهام قرار گرفت. به همین دلیل در دهه شصت ایالات متحده به دنبال بمب افکنی رفت که بتواند هم در ارتفاع بالا و هم در ارتفاع پایین اقدام به نفوذ در خاک شوروی و شبکه پدآفندی این کشور کند. با این اوصاف در اوایل دهه هفتاد "B-1A" اولین پرواز خود را انجام داد. اما باز هم مشکلی به نام میگ سی و یک وجود داشت که با رادار با توان دید پایین ، قادر بود مانع نفوذ لنسر به حریم هوایی شوروی شود. به همین دلیل لنسر مجددا مورد طراحی مجدد قرار گرفت و این بار به صورت پنهانکار و مخفی از دید رادار طراحی شد.
.
.
بلک جک هم از اواسط دهه هفتاد در شوروی توسعه یافت و عملیاتی شدن آن هم مصادف بود با پایان حیات شوروی و مشکلات مالی سنگین کشورهای بازمانده. به همین دلیل بلک جک نیز همانند لنسر فراز و نشیب زیادی برای عملیاتی شدن را از سر گذرانده است.
.
.
مستقیما بر سر مقایسه می رویم. بلک جک در ارتفاع بالا دارای حداکثر دو هزار و دویست کیلومتر سرعت می باشد. اما لنسر در ارتفاع بالا دارای حداکثر سرعت هزار و پانصد کیلومتر بر ساعت می باشد. در ارتفاعات پست و در حالت کروز هر دو بمب افکن دارای سرعت نه دهم ماخ هستند. البته این موضوع را نیز باید در نظر داشت که پرواز با سرعت بالاتر از صوت نیز به شدت باعث کاهش برد بلک جک خواهد شد. برد بلک جک در حالت رزمی معادل چهارده هزار کیلومتر و لنسر دوازده هزار کیلومتر است. البته این برد تنها در حالت پرواز کروز با سرعت مادون صوت در ارتفاع بالا است. مثلا بلک جک در حالت پرواز با سرعت حداکثری ، دارای شعاع عملیاتی کمتر از دوهزار کیلومتر است.
.
.
هر دو بمب افکن مجهز به رادار چند حالته هستند. اما نبود اطلاعات از رادار بلک جک مانع بررسی و مقایسه عملکرد آنها میشود. گفته شده که رادار آبزور در بلک جک قادر است یک ایستگاه قطار را از فاصله دویست و پنجاه کیلومتری کشف کند. روسها اعلام کرده اند که تا پایان سال دوهزار و بیست الکترونیک این بمب افکن را به روز خواهند کرد.
.
.
اما لنسر دارای رادار آرایه فازی غیر فعال مدل "APQ-164" است. درباره این رادار گفته شده است که به قدری قدرت کشف بالایی دارد که می تواند یک دوچرخه را از فاصله پنجاه کیلومتری کشف کند. تا پایان سال جاری این رادار با رادار آرایه فازی فعال "SABR-SG" که تکنولوژی آن مربوط به رادار لایتنینگ است ، تعویض خواهد شد. این رادار نسبت به رادار قبلی قدرت کشف بالاتری دارد و توان کامل هوا به زمین و هوا به هوا را برای لنسر فراهم خواهد کرد. این رادار چهار هزار ماژول فرستنده گیرنده دارد که تعداد آن دو برابر رادار رپتور و سه برابر رادار سوپرفلانکر است. لنسر با دارا بودن این رادار قادر به رزم هوایی نیز می باشد و می تواند موشک هدایت راداری آمرام با برد صد و ده کیلومتر را با خود حمل و علیه تهدیدات استفاده کند. ضمن اینکه چنین راداری توان بسیار سنگینی برای اخلال و جنگ الکترونیک دارد.
#military_war_history
#arteshbannews
#arteshban
👍1
هر دو بمب افکن مجموعه کاملی از سامانه های جنگ الکترونیک را در اختیار دارند که هم می تواند از بمب افکن در مقابل تهدیدات موشکی محافظت کنند و هم در رادارها و پدآفند دشمن ایجاد اخلال کنند. البته اطلاعات دقیقی درباره عملکرد واقعی اخلالگرهای این دو بمب افکن وجود ندارد. اما در مجموع غرب در زمینه الکترونیک و اخلال همیشه خود را موفق تر از شرق نشان داده است. اما باز هم با این حال این موضوع در مقایسه لحاظ نمی شود.
.
.
اما برتری بسیار مهم لنسر بر بلک جک سطح مقطع راداری بسیار کم آن به نسبت جثه و اندازه آن است. در حالیکه بلک جک دارای سطح مقطع راداری پانزده متر مربع است ، سطح مقطع راداری لنسر تنها نیم متر مربع است. نمونه "B-1A" که نمونه اولیه لنسر بود ، دارای سطح مقطع راداری ده متر مربع بود. اما با تغییر بر روی دماغه و ورودی های موتور لنسر و استفاده از مواد جاذب امواج رادار ، سطح مقطع راداری آن به میزان چشمگیری کاهش یافت.
.
.
بد نیست بدانید که نمونه های اولیه لنسر حتی سرعت بالاتری نیز به نسبت بلک جک داشتند. چرا که "B-1A" دارای دو و دو دهم ماخ سرعت بود. اما از آنجایی که در طراحی مجدد لنسر به پنهانکاری آن اهمیت داده شده است ، به منظور کاهش سطح مقطع راداری و پنهانکاری بیشتر ، سرعت نهایی آن کاهش داده شده است.
.
.
پس سرعت بالاتر در بلک جک اولا حدود هفت دهم ماخ است. در ثانی سرعت بالاتر بلک جک به قیمت افزایش سطح مقطع راداری و سرعت پایین تر لنسر هم به خاطر پنهانکاری بالاتر آن به نسبت بلک جک است. بد نیست بدانید سطح مقطع راداری لنسر از تمام جنگنده های عملیاتی روسیه و چین پایین تر است. سطح مقطع راداری لنسر با جنگنده هایی مثل سوپرهورنت ، تایفون و رافال مقایسه می شود.
.
.
اما درباره میزان تسلیحات قابل حمل. بلک جک توان حمل حداکثر تا چهل تن مهمات در داخل مخازن درونی را دارد. لنسر هم تا سی و چهار تن در مخازن درونی خود توان حمل مهمات دارد. البته لنسر در قسمت بیرون بدنه نیز شش پایلون دارد که می تواند تا بیست و سه تن مهمات نیز بر روی این پایلون ها حمل شود. اما به خاطر تاثیر گذاری منفی بر روی پنهانکاری ، معمولا از بارگذاری بر روی این پایلون ها صرف نظر می شود. اما به هر حال لنسر این توان بالفعل را دارد که در بیرون مخازن حمل مهمات خود نیز تسلیحات حمل کند که این ویژگی در بلک جک وجود ندارد.
.
.
اما میزان مهمات قابل حمل برای هر دو بمب افکن صرفا حالت اسمی دارد و هیچ یک از این دو بمبر در عمل توان حمل مهمات تا این میزان ذکر شده را ندارند.
.
.
اما بد نیست به ترکیب تسلیحاتی این دو بمب افکن نیز بپردازیم. بلک جک دارای دو مخزن درونی نگهداری و حمل مهمات است و به عنوان سلاح استراتژیک قادر است دوازده تیر (در هر مخزن شش تیر) موشک کروز "KH-55" حمل کند. این موشک بسته به مدل دارای دوهزار و پانصد الی سه هزار کیلومتر برد و کلاهک اتمی دویست کیلوتن و یا کلاهک متعارف چهارصد و پنجاه کیلوگرمی می باشد.
.
.
همچنین بلک جک قادر است بیست و چهار تیر (در هر مخزن دوازده تیر) موشک "KH-15" را حمل کند. این موشک یک موشک هوا به زمین با پیشرانه راکتی سوخت جامد است که پنج ماخ سرعت دارد و با کلاهک دویست و پنجاه کیلوگرمی معادل صد و پنجاه کیلومتر و با کلاهک اتمی معادل دویست کیلومتر برد دارد. بلک جک توان حمل اغلب بمب های ساخته شده در روسیه را دارد.
.
.
اما لنسر به عنوان سلاح استراتژیک ، توانایی حمل تا چهارده موشک کروز "AGM-86" را دارد. این موشک دارای کلاهک هسته ای دویست کیلوتن و یا کلاهک ششصد کیلوگرمی متعارف می باشد که دوهزار و پانصد کیلومتر برد دارد.
#arteshban
#arteshbannews
#military_war_history
.
.
اما برتری بسیار مهم لنسر بر بلک جک سطح مقطع راداری بسیار کم آن به نسبت جثه و اندازه آن است. در حالیکه بلک جک دارای سطح مقطع راداری پانزده متر مربع است ، سطح مقطع راداری لنسر تنها نیم متر مربع است. نمونه "B-1A" که نمونه اولیه لنسر بود ، دارای سطح مقطع راداری ده متر مربع بود. اما با تغییر بر روی دماغه و ورودی های موتور لنسر و استفاده از مواد جاذب امواج رادار ، سطح مقطع راداری آن به میزان چشمگیری کاهش یافت.
.
.
بد نیست بدانید که نمونه های اولیه لنسر حتی سرعت بالاتری نیز به نسبت بلک جک داشتند. چرا که "B-1A" دارای دو و دو دهم ماخ سرعت بود. اما از آنجایی که در طراحی مجدد لنسر به پنهانکاری آن اهمیت داده شده است ، به منظور کاهش سطح مقطع راداری و پنهانکاری بیشتر ، سرعت نهایی آن کاهش داده شده است.
.
.
پس سرعت بالاتر در بلک جک اولا حدود هفت دهم ماخ است. در ثانی سرعت بالاتر بلک جک به قیمت افزایش سطح مقطع راداری و سرعت پایین تر لنسر هم به خاطر پنهانکاری بالاتر آن به نسبت بلک جک است. بد نیست بدانید سطح مقطع راداری لنسر از تمام جنگنده های عملیاتی روسیه و چین پایین تر است. سطح مقطع راداری لنسر با جنگنده هایی مثل سوپرهورنت ، تایفون و رافال مقایسه می شود.
.
.
اما درباره میزان تسلیحات قابل حمل. بلک جک توان حمل حداکثر تا چهل تن مهمات در داخل مخازن درونی را دارد. لنسر هم تا سی و چهار تن در مخازن درونی خود توان حمل مهمات دارد. البته لنسر در قسمت بیرون بدنه نیز شش پایلون دارد که می تواند تا بیست و سه تن مهمات نیز بر روی این پایلون ها حمل شود. اما به خاطر تاثیر گذاری منفی بر روی پنهانکاری ، معمولا از بارگذاری بر روی این پایلون ها صرف نظر می شود. اما به هر حال لنسر این توان بالفعل را دارد که در بیرون مخازن حمل مهمات خود نیز تسلیحات حمل کند که این ویژگی در بلک جک وجود ندارد.
.
.
اما میزان مهمات قابل حمل برای هر دو بمب افکن صرفا حالت اسمی دارد و هیچ یک از این دو بمبر در عمل توان حمل مهمات تا این میزان ذکر شده را ندارند.
.
.
اما بد نیست به ترکیب تسلیحاتی این دو بمب افکن نیز بپردازیم. بلک جک دارای دو مخزن درونی نگهداری و حمل مهمات است و به عنوان سلاح استراتژیک قادر است دوازده تیر (در هر مخزن شش تیر) موشک کروز "KH-55" حمل کند. این موشک بسته به مدل دارای دوهزار و پانصد الی سه هزار کیلومتر برد و کلاهک اتمی دویست کیلوتن و یا کلاهک متعارف چهارصد و پنجاه کیلوگرمی می باشد.
.
.
همچنین بلک جک قادر است بیست و چهار تیر (در هر مخزن دوازده تیر) موشک "KH-15" را حمل کند. این موشک یک موشک هوا به زمین با پیشرانه راکتی سوخت جامد است که پنج ماخ سرعت دارد و با کلاهک دویست و پنجاه کیلوگرمی معادل صد و پنجاه کیلومتر و با کلاهک اتمی معادل دویست کیلومتر برد دارد. بلک جک توان حمل اغلب بمب های ساخته شده در روسیه را دارد.
.
.
اما لنسر به عنوان سلاح استراتژیک ، توانایی حمل تا چهارده موشک کروز "AGM-86" را دارد. این موشک دارای کلاهک هسته ای دویست کیلوتن و یا کلاهک ششصد کیلوگرمی متعارف می باشد که دوهزار و پانصد کیلومتر برد دارد.
#arteshban
#arteshbannews
#military_war_history
👍1
گفتیم که بلک جک برای حملات کوتاه برد از موشک "KH-15" استفاده می کند. موشک مشابه "KH-15" که در لنسر استفاده می شود ، موشک "AGM-69 SRAM" بود. این موشک از اواخر دهه شصت تا پایان جنگ سرد بر روی بمب افکن های ایالات متحده عملیاتی بود. این موشک دارای دویست کیلومتر برد و سرعت سه ماخ و سرجنگی متعارف و اتمی بود. در واقع شوروی در اواخر جنگ سرد اقدام به طراحی "KH-15" کرد که در واقع پاسخی بود به موشک "AGM-69" ایالات متحده. اما پس از پایان جنگ سرد و از بین رفتن خطر شوروی ، ایالات متحده تسلیحات حامل کلاهک هسته ای را از سرویس خارج کرد. از جمله همین موشک "AGM-69" که حامل کلاهک اتمی نیز بود. چون دیگر نیازی به آن نبود.
.
.
لنسر در حملات متعارف می تواند تا بیست و چهار موشک کروز دورایستا و رادارگریز "AGM-158" را نیز حمل کند. این موشک در دو مدل پایه و مدل "ER" در دسترس است که مدل پایه سیصد و شصت کیلومتر و مدل "ER" معادل هزار کیلومتر برد دارد. این موشک سطح پرواز بسیار پایینی دارد و بسیار رادار گریز است. به طوریکه گفته شده که سطح مقطع راداری آن یک هزارم متر مربع است.
.
.
لنسر می تواند تعداد نود و شش تیر بمب دورایستای "GBU-39 SDB" یا همان بمب کم قطر را با خود حمل کند. البته لنسر قادر است صد و چهل و چهار تیر از این بمب ها را حمل کند. اما در پروفایل پنهانکاری و حمل در داخل مخزن مهمات ، نود و شش تیر از این بمب ها حمل می شود. این بمب ها صد و بیست کیلوگرم وزن و صد و ده کیلومتر برد دارند. این بمب ها دارای سامانه هدایت اینرسیایی و جی پی اس می باشند و دقتی بسیار عالی دارند
.
.
در حملات اتمی ، لنسر می تواند تا بیست و چهار بمب اتمی "B-83" را حمل کند که هر کدام از این بمب ها تا یک ممیز دو دهم مگاتن قدرت انفجار دارند. در بمباران فرشی لنسر قادر است تا هشتاد و چهار تیر بمب دویست و بیست و هفت کیلوگرمی "MK-82" حمل کند در حالیکه بلک جک در این قبیل عملیات تا شصت و چهار بمب دویست و پنجاه کیلوگرمی "KAB-250" حمل می کند. لنسر بیست و چهار بمب هزار کیلوگرمی "MK-84" با کیت جی دم حمل می کند. در حالیکه بلک جک نه بمب هزار و پانصد کیلوگرمی "KAB-1500" حمل می کند.
.
.
از مجموع عوامل مطرح شده می توان اینگونه استنباط کرد که بلک جک دارای مقدورات پروازی از قبیل سرعت و برد بهتری نسبت به لنسر می باشد. اما از نظر الکترونیک لنسر برتر می باشد. همچنین از نظر پنهانکاری و رادارگریزی لنسر کاملا برتر از بلک جک است.
.
.
از نظر تسلیحات نیز لنسر برتر است. چه از نظر حجم و میزان تسلیحات و چه از نظر اثرگذاری برتری با لنسر است. لنسر در عمل حجم تسلیحات بیشتری نسبت به بلک جک حمل می کند. همچنین لنسر سلاح های بسیار اثرگذارتر و کارآمدتری نسبت به بلک جک حمل می کند. لنسر قادر است موشک کروز پنهانکار و دوربرد "AGM-158" و بمب های کم قطر "SDB" را حمل کند که هیچ مشابهی در روسیه ندارد. هرچند بلک جک هم در روسیه مورد بروز رسانی واقع شده است و توانایی حمل بیشتر تسلیحات روسی را دارد. اما با این حال از نظر حمل سلاح های تاثیرگذار ، لنسر کاملا برتر از بلک جک است.
.
.
از همه اینها مهمتر از نظر تعداد هم لنسر برتری قاطعی بر بلک جک دارد. در حالیکه شصت و هشت فروند لنسر در نیروی هوایی ایالات متحده عملیاتی و آماده رزم هستند ، اما روسیه تنها شانزده فروند بلک جک در اختیار دارد که البته از این تعداد نیز تنها دوازده فروند آن عملیاتی و آماده رزم هستند. از نظر تعداد ، تعداد لنسر بیش از پنج و نیم برابر بلک جک است.
.
.
در مجموع می توان اینگونه نتیجه گرفت که بمب افکن لنسر بسیار کارآمدتر و توانمندتر از بلک جک است. لنسر به واسطه داشتن پنهانکاری نسبی ، رادار بسیار قدرتمند ، سامانه قدرتمند جنگ الکترونیک ، توان پرواز در ارتفاع بسیار پایین در حد عالی و تسلیحات دورایستا و بسیار دقیق و اثرگذار توانایی بسیار بالایی در نفوذ به شبکه های راداری و پدآفندی سنگین دشمن دارد. لنسر میتواند از فاصله صد و ده کیلومتری نود و شش بمب دقیق کم قطر را به سمت هدف پرتاب کند که مقابله با این حجم سنگین تسلیحات در عمل بسیار دشوار است.
#military_war_history
#arteshbannews
#arteshban
.
.
لنسر در حملات متعارف می تواند تا بیست و چهار موشک کروز دورایستا و رادارگریز "AGM-158" را نیز حمل کند. این موشک در دو مدل پایه و مدل "ER" در دسترس است که مدل پایه سیصد و شصت کیلومتر و مدل "ER" معادل هزار کیلومتر برد دارد. این موشک سطح پرواز بسیار پایینی دارد و بسیار رادار گریز است. به طوریکه گفته شده که سطح مقطع راداری آن یک هزارم متر مربع است.
.
.
لنسر می تواند تعداد نود و شش تیر بمب دورایستای "GBU-39 SDB" یا همان بمب کم قطر را با خود حمل کند. البته لنسر قادر است صد و چهل و چهار تیر از این بمب ها را حمل کند. اما در پروفایل پنهانکاری و حمل در داخل مخزن مهمات ، نود و شش تیر از این بمب ها حمل می شود. این بمب ها صد و بیست کیلوگرم وزن و صد و ده کیلومتر برد دارند. این بمب ها دارای سامانه هدایت اینرسیایی و جی پی اس می باشند و دقتی بسیار عالی دارند
.
.
در حملات اتمی ، لنسر می تواند تا بیست و چهار بمب اتمی "B-83" را حمل کند که هر کدام از این بمب ها تا یک ممیز دو دهم مگاتن قدرت انفجار دارند. در بمباران فرشی لنسر قادر است تا هشتاد و چهار تیر بمب دویست و بیست و هفت کیلوگرمی "MK-82" حمل کند در حالیکه بلک جک در این قبیل عملیات تا شصت و چهار بمب دویست و پنجاه کیلوگرمی "KAB-250" حمل می کند. لنسر بیست و چهار بمب هزار کیلوگرمی "MK-84" با کیت جی دم حمل می کند. در حالیکه بلک جک نه بمب هزار و پانصد کیلوگرمی "KAB-1500" حمل می کند.
.
.
از مجموع عوامل مطرح شده می توان اینگونه استنباط کرد که بلک جک دارای مقدورات پروازی از قبیل سرعت و برد بهتری نسبت به لنسر می باشد. اما از نظر الکترونیک لنسر برتر می باشد. همچنین از نظر پنهانکاری و رادارگریزی لنسر کاملا برتر از بلک جک است.
.
.
از نظر تسلیحات نیز لنسر برتر است. چه از نظر حجم و میزان تسلیحات و چه از نظر اثرگذاری برتری با لنسر است. لنسر در عمل حجم تسلیحات بیشتری نسبت به بلک جک حمل می کند. همچنین لنسر سلاح های بسیار اثرگذارتر و کارآمدتری نسبت به بلک جک حمل می کند. لنسر قادر است موشک کروز پنهانکار و دوربرد "AGM-158" و بمب های کم قطر "SDB" را حمل کند که هیچ مشابهی در روسیه ندارد. هرچند بلک جک هم در روسیه مورد بروز رسانی واقع شده است و توانایی حمل بیشتر تسلیحات روسی را دارد. اما با این حال از نظر حمل سلاح های تاثیرگذار ، لنسر کاملا برتر از بلک جک است.
.
.
از همه اینها مهمتر از نظر تعداد هم لنسر برتری قاطعی بر بلک جک دارد. در حالیکه شصت و هشت فروند لنسر در نیروی هوایی ایالات متحده عملیاتی و آماده رزم هستند ، اما روسیه تنها شانزده فروند بلک جک در اختیار دارد که البته از این تعداد نیز تنها دوازده فروند آن عملیاتی و آماده رزم هستند. از نظر تعداد ، تعداد لنسر بیش از پنج و نیم برابر بلک جک است.
.
.
در مجموع می توان اینگونه نتیجه گرفت که بمب افکن لنسر بسیار کارآمدتر و توانمندتر از بلک جک است. لنسر به واسطه داشتن پنهانکاری نسبی ، رادار بسیار قدرتمند ، سامانه قدرتمند جنگ الکترونیک ، توان پرواز در ارتفاع بسیار پایین در حد عالی و تسلیحات دورایستا و بسیار دقیق و اثرگذار توانایی بسیار بالایی در نفوذ به شبکه های راداری و پدآفندی سنگین دشمن دارد. لنسر میتواند از فاصله صد و ده کیلومتری نود و شش بمب دقیق کم قطر را به سمت هدف پرتاب کند که مقابله با این حجم سنگین تسلیحات در عمل بسیار دشوار است.
#military_war_history
#arteshbannews
#arteshban
👍1
در ماه دسامبر سال هزار و نهصد و شصت و نه اسرائیلی ها یکی از پیچیده ترین عملیات های قرن اخیر را انجام دادند. این عملیات چیزی نیست به جز عملیات خروس پنجاه و سه یا همان روستر پنجاه و سه "Rooster-53" که البته گاهی توسط خود اسرائیلی ها با نام "Tarnegol-53" نیز شناخته می شود.
.
در جریان جنگ ژوئن ارتش اسرائیل به بسیاری از تجهیزات ارتش های عربی دست یافت و با مطالعه و آنالیز آنها توانست به نقاط قوت و ضعف آنها واقف شده و راه های مقابله با آن را بیابد. پس از جنگ ژوئن شوروی تسلیحات مختلف و جدیدی را به مصر داده بود که اسرائیلی ها از ساختار برخی از آنها بی اطلاع بودند. یکی از این تجهیزات رادارهای "P-12" بود.
.
شوروی به منظور شناسایی و کنترل هوایی این رادارها را به مصر تحویل داده بود. اسرائیلی ها از ساختار این رادار و نقاط قوت و ضعف آن بی اطلاع بودند و بسیار مایل بودند که اطلاعاتی از این رادار جدید مصری ها به دست بیاورند. در اواخر نوامبر سازمان اطلاعات ارتش اسرائیل (آمان) متوجه وجود یک دستگاه رادار "P-12" در منطقه خلیج راس العرب واقع در دویست کیلومتری جنوب شهر سوئز شد. با این اطلاعات ارتش اسرائیل بمباران نواحی نزدیک به این منطقه را متوقف کرد تا مبادا رادار مزبور صدمه ای بزند. سپس طرح یک سرقت سازمان یافته برای ربودن رادار مزبور از خلیج راس العرب و انتقال آن به اسرائیل را ریختند.
در روز بیست و ششم دسامبر نقشه سرقت رادار مزبور به اجرا گذاشته شد. در ساعت هشت و سی دقیقه بعدازظهر روز بیست و ششم دسامبر جنگنده های فانتوم و اسکای هاوک اسرائیلی به حاشیه دریای سرخ حمله کردند. در همین حین که جنگنده های اسرائیلی در حال بمباران ساحل دریای سرخ بودند ، سه هلیکوپتر سنگین و غول پیکر سوپر فریلون کماندوهای اسرائیلی را به منطقه ای ساحلی در نزدیکی راس العرب هلیبرن کرده و خود در نزدیکی ساحل فرود آمدند. در واقع حملات جنگنده بمب افکن های اسرائیلی در اصل به منظور مخفی ماندن این عملیات بود. چرا که در صدای غرش موتور جت جنگنده ها ، صدای پرواز این هلیکوپترها از بین می رفت. همچنین اگر رادارهای مصری هلیکوپتر ها را بر روی صفحه رادار خود مشاهده می کردند ، تصور می کردند که آنها همان جنگنده های متخاصم هستند. ضمن اینکه حضور این جنگنده ها ، نیروهای مصری را از حضور هلیکوپترها و کماندوهای اسرائیلی در منطقه غافل کرده و توجه مصری ها را به خود جلب کرده و از کماندوها منحرف می سازد. به هر حال راس ساعت نه بعدازظهر روز بیست و ششم دسامبر سه فروند هلیکوپتر سوپر فریلون در حالیکه هر یک تعداد بیست و چهار نفر کماندوی کاملا مسلح را با خود حمل می کرد در یک منطقه ساحلی امن فرود آمده و موتور هلیکوپتر خود را خاموش کردند
در ساعت یک و سی دقیقه دقیقه بامداد روز بیست و هفتم دسامبر کماندوهای اسرائیلی به سایت راداری مزبور رسیدند و نیروهای محافظ این سایت را غافلگیر کرده و همگی را دستگیر کردند. کماندوهای اسرائیلی تا ساعت دو بامداد تمامی نگهبانان و پرسنل سایت راداری راس العرب را دستگیر کرده و کنترل کامل سایت را به دست گرفته و سپس رادار را خاموش کردند. پس از آن به سرعت رادار مزبور را به همراه تمامی لوازم و تجهیزات جانبی آنرا به صورت قطعات مجزا از هم تفکیک کردند. طبق هماهنگی های انجام شده ، دو فروند هلیکوپتر "CH-53" سوپر استالیون نیز راس ساعت دو بامداد بر فراز سایت مزبور حاضر شدند و کماندوهای اسرائیلی ، قطعات تفکیک شده رادار مصری را به داخل این دو هلیکوپتر منتقل کردند. رادار مزبور در مجموع چهار تن وزن داشت که با تفکیک آن به قطعات کوچکتر ، در داخل دو هلیکوپتر "CH-53" قرار داده شده و به اسرائیل منتقل شد. این یکی از پیچیده ترین عملیات های قرن اخیر بود که انجام آن به شدت بهت جهانیان را به خود برانگیخت. برخی از کارشناسان نظامی احتمال می دهند که اسرائیلی ها این عملیات را با کمک آمریکایی ها انجام داده اند و ناوهای آمریکایی در دریای سرخ حضور داشته و به هلیبرن کماندوهای اسرائیلی کمک کرده اند. به هر حال عملیات خروس پنجاه و سه با موفقیت انجام گرفت و یکی از رادارهای مهم مصری ها به چنگ اسرائیلی ها افتاد. اسرائیلی ها نه تنها رادار "P-12" بلکه تمامی پرسنل آنرا نیز به اسارت گرفته و به اسرائیل منتقل کردند.
#arteshban
#arteshbannews
#military_war_history
.
در جریان جنگ ژوئن ارتش اسرائیل به بسیاری از تجهیزات ارتش های عربی دست یافت و با مطالعه و آنالیز آنها توانست به نقاط قوت و ضعف آنها واقف شده و راه های مقابله با آن را بیابد. پس از جنگ ژوئن شوروی تسلیحات مختلف و جدیدی را به مصر داده بود که اسرائیلی ها از ساختار برخی از آنها بی اطلاع بودند. یکی از این تجهیزات رادارهای "P-12" بود.
.
شوروی به منظور شناسایی و کنترل هوایی این رادارها را به مصر تحویل داده بود. اسرائیلی ها از ساختار این رادار و نقاط قوت و ضعف آن بی اطلاع بودند و بسیار مایل بودند که اطلاعاتی از این رادار جدید مصری ها به دست بیاورند. در اواخر نوامبر سازمان اطلاعات ارتش اسرائیل (آمان) متوجه وجود یک دستگاه رادار "P-12" در منطقه خلیج راس العرب واقع در دویست کیلومتری جنوب شهر سوئز شد. با این اطلاعات ارتش اسرائیل بمباران نواحی نزدیک به این منطقه را متوقف کرد تا مبادا رادار مزبور صدمه ای بزند. سپس طرح یک سرقت سازمان یافته برای ربودن رادار مزبور از خلیج راس العرب و انتقال آن به اسرائیل را ریختند.
در روز بیست و ششم دسامبر نقشه سرقت رادار مزبور به اجرا گذاشته شد. در ساعت هشت و سی دقیقه بعدازظهر روز بیست و ششم دسامبر جنگنده های فانتوم و اسکای هاوک اسرائیلی به حاشیه دریای سرخ حمله کردند. در همین حین که جنگنده های اسرائیلی در حال بمباران ساحل دریای سرخ بودند ، سه هلیکوپتر سنگین و غول پیکر سوپر فریلون کماندوهای اسرائیلی را به منطقه ای ساحلی در نزدیکی راس العرب هلیبرن کرده و خود در نزدیکی ساحل فرود آمدند. در واقع حملات جنگنده بمب افکن های اسرائیلی در اصل به منظور مخفی ماندن این عملیات بود. چرا که در صدای غرش موتور جت جنگنده ها ، صدای پرواز این هلیکوپترها از بین می رفت. همچنین اگر رادارهای مصری هلیکوپتر ها را بر روی صفحه رادار خود مشاهده می کردند ، تصور می کردند که آنها همان جنگنده های متخاصم هستند. ضمن اینکه حضور این جنگنده ها ، نیروهای مصری را از حضور هلیکوپترها و کماندوهای اسرائیلی در منطقه غافل کرده و توجه مصری ها را به خود جلب کرده و از کماندوها منحرف می سازد. به هر حال راس ساعت نه بعدازظهر روز بیست و ششم دسامبر سه فروند هلیکوپتر سوپر فریلون در حالیکه هر یک تعداد بیست و چهار نفر کماندوی کاملا مسلح را با خود حمل می کرد در یک منطقه ساحلی امن فرود آمده و موتور هلیکوپتر خود را خاموش کردند
در ساعت یک و سی دقیقه دقیقه بامداد روز بیست و هفتم دسامبر کماندوهای اسرائیلی به سایت راداری مزبور رسیدند و نیروهای محافظ این سایت را غافلگیر کرده و همگی را دستگیر کردند. کماندوهای اسرائیلی تا ساعت دو بامداد تمامی نگهبانان و پرسنل سایت راداری راس العرب را دستگیر کرده و کنترل کامل سایت را به دست گرفته و سپس رادار را خاموش کردند. پس از آن به سرعت رادار مزبور را به همراه تمامی لوازم و تجهیزات جانبی آنرا به صورت قطعات مجزا از هم تفکیک کردند. طبق هماهنگی های انجام شده ، دو فروند هلیکوپتر "CH-53" سوپر استالیون نیز راس ساعت دو بامداد بر فراز سایت مزبور حاضر شدند و کماندوهای اسرائیلی ، قطعات تفکیک شده رادار مصری را به داخل این دو هلیکوپتر منتقل کردند. رادار مزبور در مجموع چهار تن وزن داشت که با تفکیک آن به قطعات کوچکتر ، در داخل دو هلیکوپتر "CH-53" قرار داده شده و به اسرائیل منتقل شد. این یکی از پیچیده ترین عملیات های قرن اخیر بود که انجام آن به شدت بهت جهانیان را به خود برانگیخت. برخی از کارشناسان نظامی احتمال می دهند که اسرائیلی ها این عملیات را با کمک آمریکایی ها انجام داده اند و ناوهای آمریکایی در دریای سرخ حضور داشته و به هلیبرن کماندوهای اسرائیلی کمک کرده اند. به هر حال عملیات خروس پنجاه و سه با موفقیت انجام گرفت و یکی از رادارهای مهم مصری ها به چنگ اسرائیلی ها افتاد. اسرائیلی ها نه تنها رادار "P-12" بلکه تمامی پرسنل آنرا نیز به اسارت گرفته و به اسرائیل منتقل کردند.
#arteshban
#arteshbannews
#military_war_history
حتما دیده اید که سربازان روسیه در استفاده از تانک ها و خودروهای رزم پیاده نظام خود همیشه ترجیح میدهند در قسمت بیرون و بالای خودرو بنشینند ، نه در داخل آن. حتما با خود پرسیده اید چرا؟
.
.
دلیلش این است که بیرون این خودروها امنیت بیشتری برای پرسنل به نسبت داخل آن دارد. 😁😁😁 مخازن سوخت اکثر خودروهای زرهی ساخت شوروی در محل استقرار نیروها قرار می گرفت. این مخازن در جریان نبرد اگر به هر دلیلی آتش بگیرند ، نجات دادن سربازان داخل خودرو تقریبا غیر ممکن خواهد بود و سربازان در داخل خودرو گرفتار آتش سهمگینی خواهند شد و مرگ بسیار دردناکی برایشان مهیا خواهد شد. به همین دلیل سربازان بیشتر ترجیح می دهند در قسمت بیرون خودرو بنشینند ، نه در داخل آن. چون بیرون خودرو امنیت بیشتری نسبت داخل خودرو دارد.
.
.
در این تصویر مخزن سوخت "BMP-2" دچار حریق شده است و محفظه استقرار سربازان در حال سوختن در آتش است. اگر سربازان در داخل این "IFV" بودند ، همگی در جا کشته می شدند.
.
.
بد نیست بدانید BMP-3 و همچنین BMP-1 نیز این ضعف بزرگ را دارند و در این ضعف با BMP-2 مشترک هستند. همچنین بد نیست بدانید که بدنه اصلی یگان های پیاده مکانیزه روسیه از BMP-1 و BMP-2 استفاده می کنند.
#military_war_history
#arteshbannews
#arteshban
.
.
دلیلش این است که بیرون این خودروها امنیت بیشتری برای پرسنل به نسبت داخل آن دارد. 😁😁😁 مخازن سوخت اکثر خودروهای زرهی ساخت شوروی در محل استقرار نیروها قرار می گرفت. این مخازن در جریان نبرد اگر به هر دلیلی آتش بگیرند ، نجات دادن سربازان داخل خودرو تقریبا غیر ممکن خواهد بود و سربازان در داخل خودرو گرفتار آتش سهمگینی خواهند شد و مرگ بسیار دردناکی برایشان مهیا خواهد شد. به همین دلیل سربازان بیشتر ترجیح می دهند در قسمت بیرون خودرو بنشینند ، نه در داخل آن. چون بیرون خودرو امنیت بیشتری نسبت داخل خودرو دارد.
.
.
در این تصویر مخزن سوخت "BMP-2" دچار حریق شده است و محفظه استقرار سربازان در حال سوختن در آتش است. اگر سربازان در داخل این "IFV" بودند ، همگی در جا کشته می شدند.
.
.
بد نیست بدانید BMP-3 و همچنین BMP-1 نیز این ضعف بزرگ را دارند و در این ضعف با BMP-2 مشترک هستند. همچنین بد نیست بدانید که بدنه اصلی یگان های پیاده مکانیزه روسیه از BMP-1 و BMP-2 استفاده می کنند.
#military_war_history
#arteshbannews
#arteshban
پهپاد سرکوبگر پدآفند هوایی هارپی
.
.
رژیم اسراییل جزء کشورهایی است که طعم تلخ پدآفندهای موشکی را چشیده است. به همین دلیل زودتر از سایر کشورها به دنبال روش های مقابله با آنها و سرکوب پدآفند هوایی دشمن رفت.
.
.
یکی از روش های جالب توجه برای سرکوب پدآفند هوایی دشمن ، استفاده از پهپاد است. صنایع هوا فضای اسراییل پهپادی موسوم به هارپی را طراحی کرده است. این پهپاد مخصوص حمله به رادارها و پدآفند های دشمن طراحی شده است.
.
.
پهپاد هارپی یک پهپاد کوچک و جمع و جور است. این پهپاد دویست و هفتاد سانتیمتر طول کلی و طول دو سر بال آن نیز دو متر است. بال دلتا شکل آن سرتاسر بدنه اصلی را پوشانده است. در قسمت بدنه میانی این پهپاد یک جستجوگر امواج راداری دشمن ، یک موتور ، یک مخزن سوخت و یک کلاهک انفجاری تعبیه شده است.
.
.
برای این پهپاد هیچگونه چرخ یا ارابه فرود طراحی نشده است. چرا که این پهپاد اصلا قابل بازیافت نیست. به عبارتی هارپی یک پهپاد یکبار مصرف یا انتحاری است. چون این پهپاد پس از آنکه رادار دشمن را شناسایی کرد ، خود را به آن می کوبد و هم خود نابود می شود و هم باعث نابودی رادار و سیستم پدآفند دشمن می شود.
ادامه دارد
#arteshban
#arteshbannews
#military_war_history
.
.
رژیم اسراییل جزء کشورهایی است که طعم تلخ پدآفندهای موشکی را چشیده است. به همین دلیل زودتر از سایر کشورها به دنبال روش های مقابله با آنها و سرکوب پدآفند هوایی دشمن رفت.
.
.
یکی از روش های جالب توجه برای سرکوب پدآفند هوایی دشمن ، استفاده از پهپاد است. صنایع هوا فضای اسراییل پهپادی موسوم به هارپی را طراحی کرده است. این پهپاد مخصوص حمله به رادارها و پدآفند های دشمن طراحی شده است.
.
.
پهپاد هارپی یک پهپاد کوچک و جمع و جور است. این پهپاد دویست و هفتاد سانتیمتر طول کلی و طول دو سر بال آن نیز دو متر است. بال دلتا شکل آن سرتاسر بدنه اصلی را پوشانده است. در قسمت بدنه میانی این پهپاد یک جستجوگر امواج راداری دشمن ، یک موتور ، یک مخزن سوخت و یک کلاهک انفجاری تعبیه شده است.
.
.
برای این پهپاد هیچگونه چرخ یا ارابه فرود طراحی نشده است. چرا که این پهپاد اصلا قابل بازیافت نیست. به عبارتی هارپی یک پهپاد یکبار مصرف یا انتحاری است. چون این پهپاد پس از آنکه رادار دشمن را شناسایی کرد ، خود را به آن می کوبد و هم خود نابود می شود و هم باعث نابودی رادار و سیستم پدآفند دشمن می شود.
ادامه دارد
#arteshban
#arteshbannews
#military_war_history
پهپاد هارپی از کامیون مخصوص به خود به هوا پرتاب می شود. هر کامیون هجده پهپاد را در درون سلول های مخصوص نگهداری می کند. در لحظه شلیک ابتدا خود پهپاد توسط یک موتور راکتی کوچک به آسمان پرتاب میشود و پس از آنکه به ارتفاع لازم رسید ، موتور اصلی آن روشن شده و بقیه مسیر را توسط موتور اصلی خود طی می کند. مسیر پرواز توسط اپراتور پهپاد به حافظه پهپاد منتقل میشود. این مسیر پرواز بر اساس منطقه ای است که رادارها و پدآفندهای دشمن در آن مستقر شده اند. پهپاد در این مسیر برنامه ریزی شده به سمت منطقه رادارهای دشمن پیشروی می کند و پس از رسیدن به منطقه هدف به وسیله حسگر خود ، رادارها و فرستنده های دشمن را کاوش کرده و پس از یافتن آن اقدام به نابود کردن رادارها و پدآفند دشمن می کنند.
.
.
هر گردان پهپاد هارپی شامل سه کامیون است و در مجموع شامل پنجاه و چهار پهپاد می شود. اپراتور پهپاد می تواند به هر تعداد که لازم بداند پهپاد هارپی به سمت مواضع پدآفند دشمن ارسال کند. هارپی به محض دریافت امواج و سیگنالهای مختلف دشمن ، بر روی آن ها قفل می کند و به سمت آنها پیشروی می کند. چنانچه دشمن رادارهای خود را خاموش کند ، هارپی نیز عملیات خود را متوقف می سازد و شروع به گشت زنی بر فراز آسمان منطقه هدف می کند. بدین ترتیب تا زمانی که پهپادهای هارپی مشغول گشت زنی در آسمان هستند ، دشمن مجبور به خاموش نگه داشتن رادارهای خود است. چون به محض روشن کردن رادارها ، هارپی مجددا به آنها حمله خواهد کرد. چنانچه تا زمانی که هارپی مشغول هدفیابی در آسمان است ، هیچ هدفی یافت نشود ، طبق برنامه ریزی های انجام شده هارپی خود را به هدف از قبل تعیین شده می کوبد و خود را منفجر می سازد. بدین ترتیب پرتاب تعداد زیادی هارپی به سمت منطقه حفاظت شده توسط سیستم های پدآفندی و راداری می تواند رادارهای دشمن را زمینگیر کرده و با چالش جدی مواجه کند.
.
.
هارپی دارای صد و سی و پنج کیلوگرم وزن عملیاتی است و در درون خود یک محموله انفجاری سی و دو کیلوگرمی تعبیه شده است. مداومت پروازی این پهپاد هم سه ساعت بوده و برد نهایی آن پانصد کیلومتر است.
.
.
پهپاد هارپی یک پهپادی است که در آن اصول پنهانکاری کاملا رعایت شده است و کشف کردن آن توسط رادارها و پدآفندهای کوتاهبردی مثل تور ام یک و پنتسیر بسیار دشوار است. اندازه کوچک آن باعث کشف دشوار آن میشود. همچنین موتور پهپاد نیز بسیار کم صدا عمل می کند و حرارت بسیار کمی ایجاد می کند. بدین ترتیب کشف و مقابله با آن بسیار دشوار است. همچنین هارپی دارای سیستمپرواز خودکار است
#arteshban
#arteshbannews
#military_war_history
.
.
هر گردان پهپاد هارپی شامل سه کامیون است و در مجموع شامل پنجاه و چهار پهپاد می شود. اپراتور پهپاد می تواند به هر تعداد که لازم بداند پهپاد هارپی به سمت مواضع پدآفند دشمن ارسال کند. هارپی به محض دریافت امواج و سیگنالهای مختلف دشمن ، بر روی آن ها قفل می کند و به سمت آنها پیشروی می کند. چنانچه دشمن رادارهای خود را خاموش کند ، هارپی نیز عملیات خود را متوقف می سازد و شروع به گشت زنی بر فراز آسمان منطقه هدف می کند. بدین ترتیب تا زمانی که پهپادهای هارپی مشغول گشت زنی در آسمان هستند ، دشمن مجبور به خاموش نگه داشتن رادارهای خود است. چون به محض روشن کردن رادارها ، هارپی مجددا به آنها حمله خواهد کرد. چنانچه تا زمانی که هارپی مشغول هدفیابی در آسمان است ، هیچ هدفی یافت نشود ، طبق برنامه ریزی های انجام شده هارپی خود را به هدف از قبل تعیین شده می کوبد و خود را منفجر می سازد. بدین ترتیب پرتاب تعداد زیادی هارپی به سمت منطقه حفاظت شده توسط سیستم های پدآفندی و راداری می تواند رادارهای دشمن را زمینگیر کرده و با چالش جدی مواجه کند.
.
.
هارپی دارای صد و سی و پنج کیلوگرم وزن عملیاتی است و در درون خود یک محموله انفجاری سی و دو کیلوگرمی تعبیه شده است. مداومت پروازی این پهپاد هم سه ساعت بوده و برد نهایی آن پانصد کیلومتر است.
.
.
پهپاد هارپی یک پهپادی است که در آن اصول پنهانکاری کاملا رعایت شده است و کشف کردن آن توسط رادارها و پدآفندهای کوتاهبردی مثل تور ام یک و پنتسیر بسیار دشوار است. اندازه کوچک آن باعث کشف دشوار آن میشود. همچنین موتور پهپاد نیز بسیار کم صدا عمل می کند و حرارت بسیار کمی ایجاد می کند. بدین ترتیب کشف و مقابله با آن بسیار دشوار است. همچنین هارپی دارای سیستمپرواز خودکار است
#arteshban
#arteshbannews
#military_war_history
پهپاد سرکوبگر پدآفند هوایی هاروپ
.
.
در دو پست قبلی با پهپاد هارپی آشنا شدید. اما رژیم اسراییل پس از چند سال مطالعه بر روی پهپاد هارپی ، نمونه بهبود یافته ای از آن با نام پهپاد هاروپ را طراحی و عملیاتی کرد. در اینجا به بهبودهای هاروپ نسبت به هارپی اشاره می کنیم.
.
.
هاروپ از نظر جثه کمی بزرگتر از هارپی است. برد هاروپ معادل هزار کیلومتر است که دقیقا معادل دو برابر برد هارپی است. مداومت پروازی آن هم معادل شش ساعت است که دو برابر هارپی است.
.
.
اما مهمترین ویژگی هاروپ اضافه شدن یک دوربین الکترواپتیکی برای دید در روز و یک سامانه جلونگر فروسرخ برای دید حرارتی در روز و شب است. چنانچه به هر دلیل کسب هدف و دریافت امواج رادار میسر نشد ، اپراتور پهپاد می تواند با استفاده از تصویر ارسال شده توسط سامانه های اپتیکی پهپاد ، اقدام به هدفگیری و هدایت پهپاد با دقت بسیار بالا به سمت هدف کند.
#military_war_history
#arteshbannews
#arteshban
.
.
در دو پست قبلی با پهپاد هارپی آشنا شدید. اما رژیم اسراییل پس از چند سال مطالعه بر روی پهپاد هارپی ، نمونه بهبود یافته ای از آن با نام پهپاد هاروپ را طراحی و عملیاتی کرد. در اینجا به بهبودهای هاروپ نسبت به هارپی اشاره می کنیم.
.
.
هاروپ از نظر جثه کمی بزرگتر از هارپی است. برد هاروپ معادل هزار کیلومتر است که دقیقا معادل دو برابر برد هارپی است. مداومت پروازی آن هم معادل شش ساعت است که دو برابر هارپی است.
.
.
اما مهمترین ویژگی هاروپ اضافه شدن یک دوربین الکترواپتیکی برای دید در روز و یک سامانه جلونگر فروسرخ برای دید حرارتی در روز و شب است. چنانچه به هر دلیل کسب هدف و دریافت امواج رادار میسر نشد ، اپراتور پهپاد می تواند با استفاده از تصویر ارسال شده توسط سامانه های اپتیکی پهپاد ، اقدام به هدفگیری و هدایت پهپاد با دقت بسیار بالا به سمت هدف کند.
#military_war_history
#arteshbannews
#arteshban
👍1
S-3 viking
هواپیمای "S-3" وایکینگ در اوایل دهه هفتاد به عنوان یک هواپیمای ناونشین با ماموریت گشت دریایی و شکارچی زیردریایی طراحی شد. تقریبا تمامی سامانه های الکترونیکی این هواپیما مشابه هواپیمای "P-3 Orion" است. به همین خاطر می توان وایکینگ را یک اوراین جمع و جور و کوچک و ناونشین دانست. بالگردهای ضد زیردریایی که بر روی ناوها و رزمناوها فعالیت می کنند ، قادرند تا شعاع "50km" اطراف را جستجو کنند. اما وایکینگ می تواند در مسافت های دورتر هم زیردریایی های دشمن را کشف و نابود کند.
هواپیمای "S-3" وایکینگ یک هواپیمای دو موتوره و چهار سرنشینه بود که سرنشینان آن دو به دو پشت سر هم می نشستند. موتورهای این هواپیما صدای زیر خاصی شبیه جاروبرقی میداد. به همین خاطر در بین پرسنل با نام "Hoover" که یک مارک معروف جاروبرقی بود ، شناخته میشد.
وایکینگ در دماغه خود مجهز به رادار "AN/APS-116" بود. این رادار نمونه آپگرید شده رادار اوراین بود و یک ناوچه را از فاصله "280km" و یک پریسکوپ زیردریایی را از فاصله "70km" کشف می کرد. در قسمت زیر بدنه تعداد شصت دستگاه سونوبوی نگهداری می شد. در قسمت انتهایی دم نیز میله حسگر الکترومغناطیس مشابه هواپیمای اوراین نصب شده بود.
وایکینگ می توانست در ماموریت های ضد زیردریایی انواع خرج های عمق رو و بمبهای زیرآبی و همچنین اژدر حمل کند. همچنین در عملیات ضد کشتی می توانست موشک هارپون را حمل کند. همچنین در عملیات ساحلی و زمینی می توانست موشک ماوریک ، اسلم و انواع بمب ها را حمل و پرتاب کند. این هواپیما توانایی کاملی در حمل تسلیحات اتمی نیز داشت.
وایکینگ دارای "6000km" برد عبوری و "900km" شعاع عملیاتی کامل بود. این هواپیما می توانست زیردریایی های شوروی مجهز به موشک های کروز ضد کشتی اتمی که به منظور حمله به ناوگروه می آمدند را شناسایی و نابود کند. بخشی از زیردریایی های شوروی به موشک های کروز اتمی ضد کشتی مجهز بودند و می توانستند از فاصله ای در حدود "500km" موشک های خود را به سمت ناوگروه شلیک کنند. همچنین رزمناوهای موشک انداز شوروی مثل رزمناوهای کلاس کایروف و سالوا نیز می توانستند از فاصله "500km" ناوگروه ایالات متحده را موشک باران کنند. اما هواپیمای وایکینگ با تجهیزات و الکترونیک خود از یک سو و مقدورات پروازی و توانایی های بسیار خوب می تواند تحرکات سطحی و زیر سطحی ناوگان دریایی شوروی را زیر نظر داشته باشد. رادار وایکینگ می توانست یک ناوچه را در فاصله "280" کیلومتری شناسایی کند. در حالیکه رزمناوهایی مثل کایروف در مسافت های "350" الی "400" کیلومتری کشف می شوند.
#arteshban
#arteshbannews
#military_war_history
هواپیمای "S-3" وایکینگ در اوایل دهه هفتاد به عنوان یک هواپیمای ناونشین با ماموریت گشت دریایی و شکارچی زیردریایی طراحی شد. تقریبا تمامی سامانه های الکترونیکی این هواپیما مشابه هواپیمای "P-3 Orion" است. به همین خاطر می توان وایکینگ را یک اوراین جمع و جور و کوچک و ناونشین دانست. بالگردهای ضد زیردریایی که بر روی ناوها و رزمناوها فعالیت می کنند ، قادرند تا شعاع "50km" اطراف را جستجو کنند. اما وایکینگ می تواند در مسافت های دورتر هم زیردریایی های دشمن را کشف و نابود کند.
هواپیمای "S-3" وایکینگ یک هواپیمای دو موتوره و چهار سرنشینه بود که سرنشینان آن دو به دو پشت سر هم می نشستند. موتورهای این هواپیما صدای زیر خاصی شبیه جاروبرقی میداد. به همین خاطر در بین پرسنل با نام "Hoover" که یک مارک معروف جاروبرقی بود ، شناخته میشد.
وایکینگ در دماغه خود مجهز به رادار "AN/APS-116" بود. این رادار نمونه آپگرید شده رادار اوراین بود و یک ناوچه را از فاصله "280km" و یک پریسکوپ زیردریایی را از فاصله "70km" کشف می کرد. در قسمت زیر بدنه تعداد شصت دستگاه سونوبوی نگهداری می شد. در قسمت انتهایی دم نیز میله حسگر الکترومغناطیس مشابه هواپیمای اوراین نصب شده بود.
وایکینگ می توانست در ماموریت های ضد زیردریایی انواع خرج های عمق رو و بمبهای زیرآبی و همچنین اژدر حمل کند. همچنین در عملیات ضد کشتی می توانست موشک هارپون را حمل کند. همچنین در عملیات ساحلی و زمینی می توانست موشک ماوریک ، اسلم و انواع بمب ها را حمل و پرتاب کند. این هواپیما توانایی کاملی در حمل تسلیحات اتمی نیز داشت.
وایکینگ دارای "6000km" برد عبوری و "900km" شعاع عملیاتی کامل بود. این هواپیما می توانست زیردریایی های شوروی مجهز به موشک های کروز ضد کشتی اتمی که به منظور حمله به ناوگروه می آمدند را شناسایی و نابود کند. بخشی از زیردریایی های شوروی به موشک های کروز اتمی ضد کشتی مجهز بودند و می توانستند از فاصله ای در حدود "500km" موشک های خود را به سمت ناوگروه شلیک کنند. همچنین رزمناوهای موشک انداز شوروی مثل رزمناوهای کلاس کایروف و سالوا نیز می توانستند از فاصله "500km" ناوگروه ایالات متحده را موشک باران کنند. اما هواپیمای وایکینگ با تجهیزات و الکترونیک خود از یک سو و مقدورات پروازی و توانایی های بسیار خوب می تواند تحرکات سطحی و زیر سطحی ناوگان دریایی شوروی را زیر نظر داشته باشد. رادار وایکینگ می توانست یک ناوچه را در فاصله "280" کیلومتری شناسایی کند. در حالیکه رزمناوهایی مثل کایروف در مسافت های "350" الی "400" کیلومتری کشف می شوند.
#arteshban
#arteshbannews
#military_war_history
👍2
پیش از این اشاره کرده بودیم که استراتژی شوروی در دریا به منظور مقابله با ناوگان دریایی غرب و جلوگیری از محاصره دریایی این بود که از هوا و سطح و زیر سطح توسط بمب افکن های استراتژیک ، رزمناوهای موشک انداز و زیردریایی های اتمی تعداد زیادی موشک کروز اتمی به سمت ناوگان غرب شلیک میشد. بدین ترتیب حجم عظیمی موشک شلیک می شد که حتی اگر همه آنها هم رهگیری و نابود میشدند ، باز هم دو تا سه موشک که به ناوگروه اصابت می کرد ، برای نابود کردن آن کافی بود. غرب توسط جنگنده تامکت به بخش هوایی این استراتژی شوروی پاسخ داد. تامکت ها به خوبی قادر بودند بمب افکن های راهبردی شوروی را از مسافت بسیار دور رهگیری و نابود کنند. اما هواپیمای "S-3" وایکینگ در واقع خنثی کننده بخش سطحی و زیرسطحی استراتژی شوروی بود. وایکینگ قادر بود زیردریایی های شوروی را در مسافتی بیشتر از برد موشک هایشان کشف و نابود کند. همچنین وایکینگ به وسیله رادار قدرتمند خود می توانست رزمناوهای بزرگ شوروی را از مسافتی بسیار دور کشف کرده و سپس با استفاده از موشک های هارپون خود و یا با هدایت بمب افکن های قدرتمند و دوربرد "A-6 intruder" و "A-7 coursair" مجهز به موشک های هارپون ، اقدام به حمله و نابود سازی رزمناوهای شوروی کنند.
.
.
هر ناو هواپیمابر تا هشت وایکینگ با خود حمل می کرد. این هواپیماها محدوده سطحی و زیرسطحی اطراف ناوگروه را به دقت کنترل می کردند. از ویژگی های وایکینگ مخازن بزرگ حمل سوخت بود و همچنین از مخازن حمل مهمات آن نیز میشد به عنوان حمل سوخت استفاده کرد و همچنین این قابلیت را داشت که دو مخزن بزرگ سوخت هم در زیر بال خود حمل کند. بدین ترتیب وایکینگ حجم زیادی سوخت با خود حمل می کرد. بدین ترتیب یک شیلنگ مخصوص سوخترسانی به انتهای بدنه آن نصب شده و از آن به عنوان تانکر سوخترسان هوایی استفاده می شد. وایکینگ دهها سال به عنوان تانکر استاندارد نیروی دریایی استفاده میشد.
.
.
پس از پایان جنگ سرد و از بین رفتن تهدید زیردریایی های شوروی ، دیگر نیاز چندانی به قابلیت های ضد زیردریایی وایکینگ نبود. به همین دلیل برخی از آنها بازنشسته شدند و برخی دیگر به مدل "S-3B" ارتقا یافتند. در این مدل ، رادار قدیمی وایکینگ به رادار "AN/APS-137" ارتقا یافت. همچنین پردازشگرهای آنالوگ قدیمی با پردازشگرهای پرسرعت جدید تعویض شدند. در این مدل تجهیزات نبرد ضد زیردریایی حذف شده و در عوض تجهیزات مقابله با ناوگان سطحی دشمن افزایش یافته است. بدین ترتیب این مدل توانایی بسیار بالایی در مقابله با ناوهای جنگی دشمن دارد.
.
.
وایکینگ در مدلهای تانکر سوخترسان ، جنگ الکترونیک ، عملیات شناسایی ، تجسس سیگنال ها ، شنود و جاسوسی نیز به خدمت گرفته شد. این هواپیمای کارامد سرانجام از سال "2009" به مرور از خدمت خارج شد. هرچند صحبت هایی برای بازگرداندن آن به خدمت صورت گرفته است که هنوز به نتیجه نرسیده است.
#military_war_history
#arteshbannews
#arteshban
.
.
هر ناو هواپیمابر تا هشت وایکینگ با خود حمل می کرد. این هواپیماها محدوده سطحی و زیرسطحی اطراف ناوگروه را به دقت کنترل می کردند. از ویژگی های وایکینگ مخازن بزرگ حمل سوخت بود و همچنین از مخازن حمل مهمات آن نیز میشد به عنوان حمل سوخت استفاده کرد و همچنین این قابلیت را داشت که دو مخزن بزرگ سوخت هم در زیر بال خود حمل کند. بدین ترتیب وایکینگ حجم زیادی سوخت با خود حمل می کرد. بدین ترتیب یک شیلنگ مخصوص سوخترسانی به انتهای بدنه آن نصب شده و از آن به عنوان تانکر سوخترسان هوایی استفاده می شد. وایکینگ دهها سال به عنوان تانکر استاندارد نیروی دریایی استفاده میشد.
.
.
پس از پایان جنگ سرد و از بین رفتن تهدید زیردریایی های شوروی ، دیگر نیاز چندانی به قابلیت های ضد زیردریایی وایکینگ نبود. به همین دلیل برخی از آنها بازنشسته شدند و برخی دیگر به مدل "S-3B" ارتقا یافتند. در این مدل ، رادار قدیمی وایکینگ به رادار "AN/APS-137" ارتقا یافت. همچنین پردازشگرهای آنالوگ قدیمی با پردازشگرهای پرسرعت جدید تعویض شدند. در این مدل تجهیزات نبرد ضد زیردریایی حذف شده و در عوض تجهیزات مقابله با ناوگان سطحی دشمن افزایش یافته است. بدین ترتیب این مدل توانایی بسیار بالایی در مقابله با ناوهای جنگی دشمن دارد.
.
.
وایکینگ در مدلهای تانکر سوخترسان ، جنگ الکترونیک ، عملیات شناسایی ، تجسس سیگنال ها ، شنود و جاسوسی نیز به خدمت گرفته شد. این هواپیمای کارامد سرانجام از سال "2009" به مرور از خدمت خارج شد. هرچند صحبت هایی برای بازگرداندن آن به خدمت صورت گرفته است که هنوز به نتیجه نرسیده است.
#military_war_history
#arteshbannews
#arteshban
👍1
اتفاق تاریخی که مرتبط با هواپیمای "S-3" وایکینگ است ، مربوط به سال "2003" و جنگ آمریکا در عراق است. جرج دبلیو بوش ، رئیس جمهور وقت ایالات متحده در حالی که در جایگاه کمک خلبان یک هواپیمای وایکینگ سوار شده بود ، بر عرشه ناو هواپیمابر آبراهام لینکلن فرود آمد و در آنجا رسما پایان جنگ عراق را اعلام کرد و سخنرانی مفصلی انجام داد. هواپیمای حامل رئیس جمهور پس از بازنشستگی به موزه نیروی هوایی انتقال یافت.
#arteshban
#arteshbannews
#military_war_history
#arteshban
#arteshbannews
#military_war_history
❤1
در دهه هشتاد ایالات متحده و هم پیمانان اروپایی خود که از دهه شصت از موشک های هدایت راداری نیم فعال مثل اسپارو و اسکای فلش به عنوان سلاح اصلی در جنگ هوایی استفاده می کردند ، معایب و کاستی های این روش هدایتی را در نظر گرفته و تصمیم گرفتند که یک موشک نسل جدید تولید کنند که دارای هدایت فعال راداری بوده باشد و در آن معایب موشک های هدایت نیمه فعال راداری از بین رفته باشد و به مرور جایگزین موشک های هدایت نیمه فعال راداری شود. این موشک در آینده همان موشک آمرام شد. (طنز ماجرا اینجاست که شوروی در این تاریخ به تازگی دست به کار طراحی موشک هدایت راداری نیم فعال آلامو شده بود که با موشک دهه پنجاهی اسپارو هم کلاس بود. در حالیکه غرب به دنبال بازنشسته کردن اسپارو و جایگزینی آن با یک موشک پیشرفته تر بود ، شوروی در آن تاریخ به دنبال ساخت موشکی مثل اسپارو بود)
.
.
شوروی که هنوز کار طراحی موشک آلامو را به اتمام نرسانده بود ، تصمیم گرفت به خاطر عقب نماندن از غرب ، یک موشک هدایت راداری فعال مشابه آمرام را طراحی کند. در سال 1993 موشک جدید روسیه در نمایشگاه ابوظبی با نام R-77 و با کد AA-12 و با نامگذاری ناتو آدر به نمایش گذاشته شد. از آنجایی که این موشک از نظر عملکرد و کارکرد کلی شبیه به موشک آمرام ساخت آمریکا است ، به همین خاطر اصطلاحا در بازار بین المللی به این موشک آمرامسکی نیز گفته می شود.
.
.
موشک آدر دارای طول 3.6m و قطر 200mm است. وزن آن معادل 175kg بوده و دارای سرجنگی انفجاری شدید با وزن 22.5kg می باشد. سامانه هدایتی این موشک همانند دیگر موشک های مشابه است. یعنی موشک پس از شلیک تا رسیدن به منطقه هدف با استفاده از سامانه اینرسیایی و داخلی و توسط خلبان خودکار پرواز می کند و پس از رسیدن به محدوده هدف ، منطقه را به وسیله رادار کوچک خود جستجو می کند و پس از کشف هدف بر روی آن قفل کرده و سرانجام بدان حمله می کند. در حال حاضر موشک آدر دارای دو مدل عملیاتی است که یکی دارای برد 50km و دیگری دارای برد 80km می باشد.
.
.
جنگنده حامل این موشک ابتدا توسط رادار خود جنگنده ، هدف را کشف و سپس رهگیری می کند. پس از آن با توجه به مسیر پرواز فعلی ، مسیر پرواز آینده را محاسبه می کند و به صورت تخمینی برآورد و پیش بینی می کند که هدف مثلا تا بیست ثانیه آینده به کدام منطقه پرواز خواهد کرد. سپس موشک را به گونه ای شلیک می کند که مثلا طی بیست ثانیه آینده به منطقه هدف برسد و در آنجا توسط جستجوگر راداری خودش اقدام به کشف هدف و نابودی آن کند. در این حالت و در این نوع شلیک ، موشک آدر و دیگر موشک های هدایت فعال راداری دارای قابلیت شلیک کن فراموش کن هستند. یعنی جنگنده حامل این موشک می تواند پس از شلیک موشک ، دور زده و منطقه را ترک کند و یا با هدف بعدی درگیر شود.
.
.
البته موشک آدر و دیگر موشک های مشابه این قابلیت را دارند تا در صورت تغییر مسیر پروازی هدف و یا هر دلیل دیگر ، به وسیله دیتالینک ، مسیر پروازی موشک را تغییر دهند و یا مسیر پروازی جدیدی برای موشک تعریف کنند. اما در این وضعیت قابلیت شلیک کن فراموش کن موشک از بین میرود و خلبان میبایست مسیر پروازی موشک را تحت نظر بگیرد که بدین ترتیب قابلیت شلیک کن فراموش کن موشک هم از بین میرود.
.
.
پیش از این مفهوم جنگ شبکه محور و همچنین قابلیت شبکه محوری را در موشک های هوا به هوا توضیح دادیم. موشک آدر فاقد قابلیت شبکه محوری است. نه فقط در زمینه موشک های هوا به هوا ، بلکه کلا در روسیه مفهومی به نام جنگ شبکه محور وجود ندارد. در واقع زیرساخت لازم برای ایجاد جنگ شبکه محور در روسیه وجود ندارد.
.
.
روسیه اعلام کرده است که در حال طراحی نسل جدیدی از موشک آدر است که دارای جستجوگر راداری آرایه فازی فعال و موتور رمجت است. این نمونه آدر که با نام K-77M و یا R-77M شناخته میشود ، دارای 160km برد بوده قرار است بر روی جنگنده های آینده روسیه مثل پکفا عملیاتی شود. روسها درباره اینکه این نمونه آدر آیا توان جنگ شبکه محور را دارد یا خیر چیزی اعلام نکرده اند. اما با توجه به اینکه ارتش روسیه کلا فاقد زیرساخت های جنگ شبکه محور است ، بنابراین قطعا این مدل دوربرد آدر هم فاقد قابلیت جنگ شبکه محور خواهد بود. بدون داشتن قابلیت جنگ شبکه محور ، برد بیشتر ارزش عملیاتی چندانی نخواهد داشت. چرا که جنگنده شلیک کننده موشک می بایست هدایت آنرا تا لحظه اصابت به هدف به عهده بگیرد.
🆔 @ArteshbanNews
#arteshban
#arteshbannews
Military_war_history
.
.
شوروی که هنوز کار طراحی موشک آلامو را به اتمام نرسانده بود ، تصمیم گرفت به خاطر عقب نماندن از غرب ، یک موشک هدایت راداری فعال مشابه آمرام را طراحی کند. در سال 1993 موشک جدید روسیه در نمایشگاه ابوظبی با نام R-77 و با کد AA-12 و با نامگذاری ناتو آدر به نمایش گذاشته شد. از آنجایی که این موشک از نظر عملکرد و کارکرد کلی شبیه به موشک آمرام ساخت آمریکا است ، به همین خاطر اصطلاحا در بازار بین المللی به این موشک آمرامسکی نیز گفته می شود.
.
.
موشک آدر دارای طول 3.6m و قطر 200mm است. وزن آن معادل 175kg بوده و دارای سرجنگی انفجاری شدید با وزن 22.5kg می باشد. سامانه هدایتی این موشک همانند دیگر موشک های مشابه است. یعنی موشک پس از شلیک تا رسیدن به منطقه هدف با استفاده از سامانه اینرسیایی و داخلی و توسط خلبان خودکار پرواز می کند و پس از رسیدن به محدوده هدف ، منطقه را به وسیله رادار کوچک خود جستجو می کند و پس از کشف هدف بر روی آن قفل کرده و سرانجام بدان حمله می کند. در حال حاضر موشک آدر دارای دو مدل عملیاتی است که یکی دارای برد 50km و دیگری دارای برد 80km می باشد.
.
.
جنگنده حامل این موشک ابتدا توسط رادار خود جنگنده ، هدف را کشف و سپس رهگیری می کند. پس از آن با توجه به مسیر پرواز فعلی ، مسیر پرواز آینده را محاسبه می کند و به صورت تخمینی برآورد و پیش بینی می کند که هدف مثلا تا بیست ثانیه آینده به کدام منطقه پرواز خواهد کرد. سپس موشک را به گونه ای شلیک می کند که مثلا طی بیست ثانیه آینده به منطقه هدف برسد و در آنجا توسط جستجوگر راداری خودش اقدام به کشف هدف و نابودی آن کند. در این حالت و در این نوع شلیک ، موشک آدر و دیگر موشک های هدایت فعال راداری دارای قابلیت شلیک کن فراموش کن هستند. یعنی جنگنده حامل این موشک می تواند پس از شلیک موشک ، دور زده و منطقه را ترک کند و یا با هدف بعدی درگیر شود.
.
.
البته موشک آدر و دیگر موشک های مشابه این قابلیت را دارند تا در صورت تغییر مسیر پروازی هدف و یا هر دلیل دیگر ، به وسیله دیتالینک ، مسیر پروازی موشک را تغییر دهند و یا مسیر پروازی جدیدی برای موشک تعریف کنند. اما در این وضعیت قابلیت شلیک کن فراموش کن موشک از بین میرود و خلبان میبایست مسیر پروازی موشک را تحت نظر بگیرد که بدین ترتیب قابلیت شلیک کن فراموش کن موشک هم از بین میرود.
.
.
پیش از این مفهوم جنگ شبکه محور و همچنین قابلیت شبکه محوری را در موشک های هوا به هوا توضیح دادیم. موشک آدر فاقد قابلیت شبکه محوری است. نه فقط در زمینه موشک های هوا به هوا ، بلکه کلا در روسیه مفهومی به نام جنگ شبکه محور وجود ندارد. در واقع زیرساخت لازم برای ایجاد جنگ شبکه محور در روسیه وجود ندارد.
.
.
روسیه اعلام کرده است که در حال طراحی نسل جدیدی از موشک آدر است که دارای جستجوگر راداری آرایه فازی فعال و موتور رمجت است. این نمونه آدر که با نام K-77M و یا R-77M شناخته میشود ، دارای 160km برد بوده قرار است بر روی جنگنده های آینده روسیه مثل پکفا عملیاتی شود. روسها درباره اینکه این نمونه آدر آیا توان جنگ شبکه محور را دارد یا خیر چیزی اعلام نکرده اند. اما با توجه به اینکه ارتش روسیه کلا فاقد زیرساخت های جنگ شبکه محور است ، بنابراین قطعا این مدل دوربرد آدر هم فاقد قابلیت جنگ شبکه محور خواهد بود. بدون داشتن قابلیت جنگ شبکه محور ، برد بیشتر ارزش عملیاتی چندانی نخواهد داشت. چرا که جنگنده شلیک کننده موشک می بایست هدایت آنرا تا لحظه اصابت به هدف به عهده بگیرد.
🆔 @ArteshbanNews
#arteshban
#arteshbannews
Military_war_history
👍1
توانایی مقابله موشک آدر در برابر جنگ الکترونیک نامشخص است. اینکه آیا این موشک توانایی قفل بر روی منبع اخلال یا همان قابلیت Home On Jamm را دارد یا خیر ، هنوز مشخص نیست. در حالیکه موشک های آمرام ، میکا و متئور کلا به منظور فعالیت در محیطهای با آلودگی شدید به جنگ الکترونیک دشمن طراحی شده اند. همچنین تمامی موشک های غربی توانایی جنگ شبکه محور را دارند و جنگنده پس از شلیک نیازی به هدایت و تصحیح مسیر پروازی موشک ندارند. چرا که این کار توسط منابع دیگر راداری مثل آواکس ها به صورت خودکار انجام میشود. در حالیکه آدر فاقد این قابلیت است. همچنین ضعف بزرگ موشک های هدایت راداری روسیه ، کیفیت ساخت بسیار ضعیف و قابلیت اعتمادپذیری بسیار پایین آن است. هند بیش از 2000 تیر موشک R-77 آمرامسکی به روسیه سفارش داده است که از آنها بر روی جنگنده های SU-30mki ، Mig-29 و همچنین Mig-21 bison استفاده می کند. هند پس از تحویل گرفتن 1000 تیر موشک آمرامسکی ، تحویل الباقی موشک ها را لغو کرد. نیروی هوایی هند در تست های ادواری مختلف ، موشک آمرامسکی را مورد آزمایش قرار می دهد تا از سلامت آنها خاطر جمع باشد و مطمئن شود که این موشک ها در جنگ های ناگهانی و غافلگیر کننده عملکرد قابل قبول داشته باشند. در آزمایشات ادواری که روی موشک های آمرامسکی انجام شده است ، بیش از نیمی از موشک ها به خاطر نقص های فنی و کیفیت ساخت بسیار ضعیف اصلا از روی جنگنده شلیک نشدند. تعداد زیادی از موشک ها به دلیل ضعف در ساختار جستجوگرشان ، اصلا قادر به قفل نبودند. تعدادی دیگر از موشک ها با اختلاف زیاد خطا رفتند. در مجموع عملکرد این موشک کاملا ناامید کننده بود.
.
.
هند پس از مشاهده عملکرد مایوس کننده و بسیار بد این موشک ، روسیه را بازخواست کرد. روسها هم کارشناسان خود را به هند فرستادند تا از نزدیک شاهد عملکرد آمرامسکی باشند. کارشناسان روس مدعی شدند که علت عملکرد بد موشک های آمرامسکی شرایط بد نگهداری در هند است. در حالیکه مقامات هند اعلام کردند موشک ها مطابق با استانداردهای شرکت سازنده نگهداری شده اند. به هر حال هند پس از ملاحظه عملکرد مایوس کننده موشک آمرامسکی ، دریافت نیمه دوم موشک ها را لغو کرد.
.
.
جالب اینجاست که حتی موشک های R-27 آلامو هم کیفیت ساخت بسیار بدی دارند و از نظر عملکرد بسیار ضعیفشان ، دست کمی از موشک آمرامسکی ندارند. هند در سال 2010 تعدادی موشک آلامو از اوکراین خریداری کرد تا خلا ناشی از عملکرد بسیار ضعیف و بد موشک های ساخت روسیه را پر کند. هند اعلام کرده که موشک های آلامو ساخت اوکراین دارای کیفیت ساخت و عملکرد بسیار بهتری نسبت به موشکهای ساخت روسیه دارند. همچنین هند از اسراییل موشک هدایت راداری فعال Derby را تحویل گرفت تا به جای موشک های ناکارآمد آمرامسکی از آنها استفاده کند. در سال 2015 اسراییل نسل جدید موشک دربی با نام iDerby ER را تحویل هند داد که دارای برد 100km بوده و دارای قابلیت شبکه محور میباشد. موشک دربی کاملا برتر از آمرامسکی است. همچنین هند بر روی موشک هدایت راداری فعال بومی نیز کار می کند.
.
.
موشک آمرامسکی هرگز به صورت گسترده توسط کشورها بکار گرفته نشد. حتی خود روسیه هم آمرامسکی را به صورت محدود به خدمت گرفت.
🆔 @ArteshbanNews
#arteshbannews
#arteshban
Military_war_history
.
.
هند پس از مشاهده عملکرد مایوس کننده و بسیار بد این موشک ، روسیه را بازخواست کرد. روسها هم کارشناسان خود را به هند فرستادند تا از نزدیک شاهد عملکرد آمرامسکی باشند. کارشناسان روس مدعی شدند که علت عملکرد بد موشک های آمرامسکی شرایط بد نگهداری در هند است. در حالیکه مقامات هند اعلام کردند موشک ها مطابق با استانداردهای شرکت سازنده نگهداری شده اند. به هر حال هند پس از ملاحظه عملکرد مایوس کننده موشک آمرامسکی ، دریافت نیمه دوم موشک ها را لغو کرد.
.
.
جالب اینجاست که حتی موشک های R-27 آلامو هم کیفیت ساخت بسیار بدی دارند و از نظر عملکرد بسیار ضعیفشان ، دست کمی از موشک آمرامسکی ندارند. هند در سال 2010 تعدادی موشک آلامو از اوکراین خریداری کرد تا خلا ناشی از عملکرد بسیار ضعیف و بد موشک های ساخت روسیه را پر کند. هند اعلام کرده که موشک های آلامو ساخت اوکراین دارای کیفیت ساخت و عملکرد بسیار بهتری نسبت به موشکهای ساخت روسیه دارند. همچنین هند از اسراییل موشک هدایت راداری فعال Derby را تحویل گرفت تا به جای موشک های ناکارآمد آمرامسکی از آنها استفاده کند. در سال 2015 اسراییل نسل جدید موشک دربی با نام iDerby ER را تحویل هند داد که دارای برد 100km بوده و دارای قابلیت شبکه محور میباشد. موشک دربی کاملا برتر از آمرامسکی است. همچنین هند بر روی موشک هدایت راداری فعال بومی نیز کار می کند.
.
.
موشک آمرامسکی هرگز به صورت گسترده توسط کشورها بکار گرفته نشد. حتی خود روسیه هم آمرامسکی را به صورت محدود به خدمت گرفت.
🆔 @ArteshbanNews
#arteshbannews
#arteshban
Military_war_history
👍2
در این تصویر هم بخشی از گزارش عملکرد ضعیف و کیفیت ساخت بد موشک آمرامسکی را میبینید .
🆔 @ArteshbanNews
#arteshban
#arteshbannews
Military_war_history
🆔 @ArteshbanNews
#arteshban
#arteshbannews
Military_war_history
💢 آزمایش سیلو های مسلح رباتیک توسط یگان موشکی #روسیه
👈 وظیفه این سیلو های مسلح حفاظت از سیلو های موشک های بالستیک در برابر تهدیدات زمینی خواهد بود .
#Arteshbannews
👈 وظیفه این سیلو های مسلح حفاظت از سیلو های موشک های بالستیک در برابر تهدیدات زمینی خواهد بود .
#Arteshbannews