فریاد زندانیان
533 subscribers
28.9K photos
11.8K videos
156 files
13K links
هموطنان عزیز،
صدای بازداشتیهای ۱۴۰۱ باشیم آنها اکنون بیش ازهر زمان دیگری به کمک ما نیاز دارند.
با سپاس از شما 🌺✌️

@CHZIR
♦️ارتباط با ادمین:
👉 @salehamiri1396
👉 @f_soltani2019
Download Telegram
#ایران
#جهان
⚠️⭕️📢📣
#مجید_مقدم یکی از بازداشتی‌ها و شاهدان جنایت #کهریزک سال ۸۸، پس از اتمام مرخصی و مداوای ناقص کمر و گردن به زندان اوین بازگشت.
دوستان عزیز امشب همه باهم یک صدا در توییتر خواستار #آزادی همه #بازداشت_شدگان #تظاهرات_سراسرى بشیم
برای عدم تکرار #کهریزک
برای آزادی آنهایی که در کنار ما بودند و اکنون از آنها بی اطلاع هستیم
برای آزادی همه یارانمان
با هشتگ #FreeAllProtesters
توییت کنیم.
#freeallprotestser
کمیته درجستجوی بازداشت شدگان
تماس با ما:
@salehamiri1396
#من_هم_شکنجه_شدم ؛
مسعود علیزاده
تیرماه سال ۸۸ شب سوم بازداشتگاه کهریزک؛
بعد از چند روز در کهریزک می‌خواستم کمی بخوابم که در‌‌ همان لحظه یکی از همبندان خواهش کرد که من نیم ساعت از جایم بلند شوم و او کمی جای من دراز بکشد و کمی بخوابد، دلم برایش سوخت، چون می‌دانستم ۳ روز است که نخوابیده، از جایم بلند شدم، رفتم به سمت دست‌شویی برای خوردن آب، که محمد کرمی ( وکیل بند ) داخل قرنطینه یک آمد و از میان آن همه آدم، «سامان مهامی» و «احمد بلوچی» را بیرون کشید و بعد نگاهش به من افتاد که جلوی دست‌شویی ایستاده بودم، صدایم زد: «تو هم بیا بیرون…» من می‌دانستم بروم بیرون کتک بدی خواهم خورد، گوشه‌ای نشستم تا من را از یاد ببرد ولی دوباره وارد قرنطینه یک شد و به زور کتک به همراه دو نفر دیگر من را از قرنطینه بیرون برد و خمس آبادی ( افسر نگهبان ) شروع کرد به زدن من با لوله پی‌وی‌سی.
کتک خوردن من حدود بیست دقیقه طول کشید، بعد محمد کرمی به همراه دو نفر به من پابندهای آهنی زدند و من را از یک میله آهنی آویزان کردند، دیدم سامان مهامی و احمد بلوچی هم آویزان هستند…
پابند‌ها آنقدر تیز بودند که وقتی آویزان شدم، از مچ پا‌هایم خون می‌آمد… استوار خمس آبادی با استوار گنج بخش (افسر نگهبان های شب سوم ) شروع کردندبه زدن من با‌‌ همان لوله‌ پی‌وی‌سی، می‌گفتند:« باید بلند داد بزنی و بگی گه خوردی».
من نمی‌توانستم آن را بگویم و تنها سکوت کرده بودم… صدای بچه‌ها را می‌شنیدم که بلند صلوات می‌فرستادند تا شاید آن‌ها از کتک زدن من دست بردارند ولی آن‌ها همچنان ادامه می‌دادند، دیگر آنقدر زدند که مجبور شدم این جمله را بگویم و پیوسته تکرار می‌کردم… دهانم خشک شده بود… فکر می‌کردم که تمام این‌ها را دارم خواب می‌بینم، سخت و باورناپذیر بود اما واقعیت داشت، تمام آن درد‌ها و فریاد‌هایم واقعیت داشت…
بعد از بیست دقیقه مرا پایین آوردند… در شوک بودم… چند تن از مجرمان مرا به داخل قرنطینه بردند، سپس یکی دو نفر از هم‌بندیان من را به دست‌شویی بردند تا روی صورتم آب بریزند و زخم‌هایم را بشویند که در‌‌ همان لحظه استوار خمس آبادی یک قفل کتابی به محمد کرمی داد تا دوباره من را بزنند.
محمد کرمی وارد دستشویی شد و شروع کرد با قفل بر سر و صورت من کوبیدن و من یک لحظه از حال رفتم و تمام سر و دهنم خونی شده بود. او من را از شلوارم می‌گرفت و بلند می‌کرد و محکم بر زمین می‌کوبید، کم کم شلوارم پاره شد و دیگر کاملا برهنه بودم و برهنگیم در میان آن همه فشار و درد، درد بزرگ دیگری بود که مدام از ذهنم می‌گذشت، بعد از آن روی گردنم ایستاد و با پا‌هایش محکم فشار می‌داد تا مرا خفه کند، حدود سه چهار دقیقه طول کشید... خفگی را کاملا احساس کردم، بی‌نفسی و به تدریج بی‌زمانی… انگار همه چیز برایم بی‌رنگ می‌شد و مقابل چشم‌هایم نقطه روشنی داشت بزرگ و بزرگ‌تر می‌شد… مثل مرگ بود… خود مرگ بود!
دیگر از حال رفته بودم و محمد کرمی که فکر کرده بود دیگر من مرده‌ام، پا‌هایش را از روی گردنم برداشت… بعد از دقایقی نفسم برگشت و به هوش آمدم… سپس هم‌بندانم من را به داخل قرنطینه بردند. آن شب حال خوبی نداشتم و تا صبح کابوس می‌دیدم… انگار خودم نبودم… انگار مرده بودم!
فردای آن روز با بدنی پر از درد از خوابی سرد و سیاه بیدار شدم، زخم‌هایم عفونت کرده بود و تنم ناگزیر در انتظار شکنجه‌های روز دیگر بر زمین ِ سخت کهریزک بی‌جان افتاده بود…
#مسعود_علیزاده
#من_هم_شکنجه_شدم
#روایت_شکنجه
#کهریزک
👇🏻👇🏻👇🏻
🆔 @CHZIR
https://t.me/joinchat/C3oUokkImfphd242skFgpA
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
حمایت زندانی سیاسی پیشین برزان محمدی از کارزار سه‌شنبه‌های نه به اعدام


منم به نوبه خودم حمایت خود را از کارزار #سه_شنبهای_نه_به_اعدام اعلام مینمایم و تا به حال در بیش از ۲۰ زندان در سراسر کشور که از زندانیان سیاسی #زندان_قزلحصار کلید خورد حمایت کردن و زندانیان در این روز دست به اعتصاب می‌زنند و بعد از چنین ماه همچنان ادامه دارد
رژیم اسلامی ۴۶ ساله که با احکام غیر انسانی #اعدام، هزاران تن از زندانیان بی گناه را به خاطر آزادیخواهی به #چوبه_دار آویخته شدن و یا زیر شکنجه به قتل رسانده
با اتحاد و اعتصاب سراسری به ویژه در داخل زندان‌ها به این جنایات جمهوری اسلامی پایان بدهیم
من برزان محمدی دادخوه پدر که در سال‌های ۸۸،۹۷،۱۴۰۰ توسط مزدوران رژیم بازداشت شدم و شکنجه های مختلف جسمی و روحی روانی تحمل نمودم و جمعا ۷۷ ماه در زندان های #کهریزک #زندان_تهران_بزرگ #زندان_اوین #زندان_مریوان شب و روزهای سختی را در اسارت رژیم اسلامی سپری کردیم
و تا آزادی ایران و ایرانی دست از مبارزه بر نخواهم داشت

#اعتراضات_سراسری
#مرگ_بر_دیکتاتور #مرگ_بر_خامنه‌ای #قیام_تا_پیروزی #نه_به_اعدام
♦️تماس با ما :
🆔@CHZIR
@salehamiri1396
♦️#محمد_کامرانی
۱۸ سالش بود که ۱۸تیر ماه سال ۸۸ نزدیک میدان ولیعصر دستگیر شد

و به جنایتگاه #کهریزک انتقال یافت و به حکم جلاد #سعید_مرتضوی برای گرفتن اعتراف اجباری زیر شکنجه کشته شد💔🌹

#اعتراضات_سراسری
#مرگ_بر_دیکتاتور #مرگ_بر_خامنه‌ای #قیام_تا_پیروزی #نه_به_اعدام
♦️تماس با ما :
🆔@CHZIR
@salehamiri1396
@f_soltani2019
♦️فرزانه زیلابی، وکیل کارگران هفت‌تپه، در واکنش به صدور پروانه وکالت برای سعید مرتضوی: «وکالت او، تحقیر عدالت است»

♦️#فرزانه_زیلابی ، وکیل کارگران هفت‌تپه، در واکنش به وکیل شدن #سعید_مرتضوی ، در شبکه اجتماعی ایکس نوشت:

«وکالت یا تحقیر عدالت؟
سعید مرتضوی که نامش با پرونده وحشتناک #کهریزک و شکنجه گره خورده در تناقضی آشکار حالا به او پروانه وکالت داده‌اند، در جایی که مجرم را به جای محاکمه به جایگاه وکیل مدافع می‌برند و بر زخم کهنه قربانیان اونمک می‌پاشند.

عدالت واژه‌ای بی‌محتوا و ابزاری برای قدرت‌های مسلط است.»

#اعتراضات_سراسری
#مرگ_بر_دیکتاتور #مرگ_بر_خامنه‌ای #قیام_تا_پیروزی #نه_به_اعدام
♦️تماس با ما :
🆔@CHZIR
@salehamiri1396
@f_soltani2019