Forwarded from اَشو
🔹چرا یک لیتر بطری آب گرانتر از یک لیتر بنزین است؟
درک این که چرا بنزین ارزان باقی مانده، نیازمند جابجایی مرکز ثقل تحلیل از حوزه اقتصاد خُرد به حوزه ژئوپلیتیک و امنیت سیاسی داخلی است. سود حاصل از قاچاق و تناقض در اظهارات مقامات ، در حقیقت دو روی یک سکه هستند که سیاست رسمی را دیکته میکنند.
قیمت یک بطری آب یک و نیم لیتری، ۱۲ هزار تومانی با یک لیتر بنزین ۳ هزار تومانی مشاهده میشود، یارانه بنزین، ارزانترین و بزرگترین یارانه پنهان کشور است که به جیب تمام مصرفکنندگان، فارغ از میزان درآمد و نیاز، سرازیر میشود.
قاچاق گسترده سوخت، محصول ناکارآمدی سیستمی نیست، بلکه یک سیاست اجرایی سایه است که توسط نهادهای قدرتمند برای اهداف استراتژیک به کار گرفته میشود، آنگاه چرایی عدم افزایش قیمت بنزین به یک منطق کاملا متفاوت درمیآید.
بنزین نه یک کالای لوکس، بلکه یک کالای زیربنایی در اقتصاد ایران است. قیمت آن به مثابه یک فشارسنج اجتماعی عمل میکند. افزایش قیمت سوخت، به دلیل تأثیر دومینو بر حمل و نقل، غذا و معیشت، بهسرعت به کاتالیزوری برای اعتراضات سراسری تبدیل میشود. ریسک فعال شدن این آتش، با توجه به سابقه تاریخی (آبان ۹۸)، غیرقابل مدیریت تلقی میشود.
بنزین ارزان در ایران، بیش از آنکه یک یارانه انرژی باشد، یک ابزار کنترل اجتماعی ارزانقیمت است. در غیاب سازوکارهای حمایتی قوی، شفافیت اقتصادی و اعتماد عمومی، حفظ این یارانه پنهان تنها راه باقیمانده برای تزریق مصنوعی آرامش به جامعه است.
قاچاق، نکته کلیدی اینجاست!
در حقیقت، ساختار حاکم، این وضعیت را به عنوان یک مکانیسم توزیع قدرت تعریف کرده ست. سود حاصل از قاچاق، نه تنها برای قاچاقچیان، بلکه به نوعی، از طریق سازوکارهای پنهان، بین حلقههای مختلف تامین و توزیع – که لزوما دولت مرکزی نیستند – تقسیم میشود. این توزیع رانتی، وفاداری و سکوت برخی بازیگران کلیدی را تضمین میکند.
افزایش قیمت، این شبکه را دچار شوک کرده و آنها را به مخالفین فعال تبدیل میکند.
اگر قیمت رسمی افزایش یابد، سود قاچاق به شدت کاهش یافته و اساسا این شبکه از کار میافتد. این امر به معنای از دست دادن یک ابزار قدرتمند برای تامین مالی و کنترل جناحهای وابسته است. سیستم، برای حفظ این شبکه، حاضر است هزینه اقتصادی عظیم یارانه را بپردازد.
همانطور که اشاره شد، شبکههایی که اکنون از قاچاق سود میبرند، نه تنها لزوما تابع محض دولت نیستند، بلکه دارای وزن و نفوذ مستقلی هستند.
افزایش قیمت، این شبکهها را از یک شریک نانخور به دشمنان فعال و دارای انگیزه تبدیل میکند. این تغییر فاز، یک تهدید داخلی جدید و کنترل نشده ایجاد میکند.
شرایط تحریم و کاهش شدید منابع ارزی ، این جریان درآمدی غیررسمی، به عنوان یک کانال تأمین مالی عمل میکند که از مسیرهای رسمی و نظارتپذیر خارج است. این پول میتواند صرف عملیاتهای استراتژیک، تامین نقدینگی نهادهای خاص یا ایجاد ثروت برای حلقههای خاص قدرت شود.
سود حاصل از این قاچاق، به عنوان یک مکانیسم پاداشدهی غیرمستقیم برای وفادار نگه داشتن جناحهای کلیدی در سلسله مراتب قدرت عمل میکند.
قیمت پایین بنزین، بستر این قاچاق را فراهم میآورد.
در نهایت، معادله ریسک-بازده به نفع نگهداری از وضعیت موجود حل میشود.
افزایش قیمت دو ریسک را همزمان فعال میکند: الف- خشم عمومی (ریسک امنیتی کلاسیک) و ب-شورش نخبگان رانتخوار (ریسک امنیتی ساختاری). حکومت در این شرایط، با دو جبهه بالقوه از نارضایتی مواجه میشود که یکی از آنها از بطن ساختار حاکمیتی برمیخیزد.
سود حاصل از افزایش قیمت بنزین، هرچند بزرگ است، اما در نهایت سود اقتصادی است؛ در حالی که ریسک آن، ریسک بقای سیاسی-امنیتی محسوب میشود.
برنامه جمهوری اسلامی در عدم افزایش قیمت بنزین، یک استراتژی مبتنی بر حفظ ابزارهای کنترل و تامین مالی سایه است. بنزین ارزان، قیمتی است که سیستم برای خرید سکوت عمومی و تداوم جریان درآمدی سازمانیافته داخلی میپردازد. اگرچه این کار، اقتصاد سیستم را در بلندمدت تحلیل میبرد، اما در کوتاهمدت، به بقای شبکههای قدرت و مهار تلاطمهای سیاسی کمک میکند.
در نهایت: اجازه دهید بنزین به اوج اقتدار قیمتی خود برسد، و در این میان، بر لبان ما هیچ زمزمهای از ناسازگاری نسراید که مسیر صعود را سد کند؛ زیرا این ارتفاعگیری قیمتی، ، به نفع مسیر استراتژیک ماست. تمامی اخبار و گمانهزنیهایی که حکایت از وعدههای افزایش بهای بنزین دارند، باید در پسِ سکوتِ مطلق مدفون گردند. بگذارید نیروهای مقتدر و صاحبنفوذ در ساختار جمهوری اسلامی، رویاروی یکدیگر قرار گیرند و به مصاف هم برخیزند. ما تنها تماشاگر خواهیم بود؛ چرا که بازی پس از رسیدن قیمت به اوج، دیدنیتر خواهد شد.
✍ #اشو
جوین شو کانال خودت هموطن👇❤️:
https://t.me/ASHOOZA
درک این که چرا بنزین ارزان باقی مانده، نیازمند جابجایی مرکز ثقل تحلیل از حوزه اقتصاد خُرد به حوزه ژئوپلیتیک و امنیت سیاسی داخلی است. سود حاصل از قاچاق و تناقض در اظهارات مقامات ، در حقیقت دو روی یک سکه هستند که سیاست رسمی را دیکته میکنند.
قیمت یک بطری آب یک و نیم لیتری، ۱۲ هزار تومانی با یک لیتر بنزین ۳ هزار تومانی مشاهده میشود، یارانه بنزین، ارزانترین و بزرگترین یارانه پنهان کشور است که به جیب تمام مصرفکنندگان، فارغ از میزان درآمد و نیاز، سرازیر میشود.
قاچاق گسترده سوخت، محصول ناکارآمدی سیستمی نیست، بلکه یک سیاست اجرایی سایه است که توسط نهادهای قدرتمند برای اهداف استراتژیک به کار گرفته میشود، آنگاه چرایی عدم افزایش قیمت بنزین به یک منطق کاملا متفاوت درمیآید.
بنزین نه یک کالای لوکس، بلکه یک کالای زیربنایی در اقتصاد ایران است. قیمت آن به مثابه یک فشارسنج اجتماعی عمل میکند. افزایش قیمت سوخت، به دلیل تأثیر دومینو بر حمل و نقل، غذا و معیشت، بهسرعت به کاتالیزوری برای اعتراضات سراسری تبدیل میشود. ریسک فعال شدن این آتش، با توجه به سابقه تاریخی (آبان ۹۸)، غیرقابل مدیریت تلقی میشود.
بنزین ارزان در ایران، بیش از آنکه یک یارانه انرژی باشد، یک ابزار کنترل اجتماعی ارزانقیمت است. در غیاب سازوکارهای حمایتی قوی، شفافیت اقتصادی و اعتماد عمومی، حفظ این یارانه پنهان تنها راه باقیمانده برای تزریق مصنوعی آرامش به جامعه است.
قاچاق، نکته کلیدی اینجاست!
در حقیقت، ساختار حاکم، این وضعیت را به عنوان یک مکانیسم توزیع قدرت تعریف کرده ست. سود حاصل از قاچاق، نه تنها برای قاچاقچیان، بلکه به نوعی، از طریق سازوکارهای پنهان، بین حلقههای مختلف تامین و توزیع – که لزوما دولت مرکزی نیستند – تقسیم میشود. این توزیع رانتی، وفاداری و سکوت برخی بازیگران کلیدی را تضمین میکند.
افزایش قیمت، این شبکه را دچار شوک کرده و آنها را به مخالفین فعال تبدیل میکند.
اگر قیمت رسمی افزایش یابد، سود قاچاق به شدت کاهش یافته و اساسا این شبکه از کار میافتد. این امر به معنای از دست دادن یک ابزار قدرتمند برای تامین مالی و کنترل جناحهای وابسته است. سیستم، برای حفظ این شبکه، حاضر است هزینه اقتصادی عظیم یارانه را بپردازد.
همانطور که اشاره شد، شبکههایی که اکنون از قاچاق سود میبرند، نه تنها لزوما تابع محض دولت نیستند، بلکه دارای وزن و نفوذ مستقلی هستند.
افزایش قیمت، این شبکهها را از یک شریک نانخور به دشمنان فعال و دارای انگیزه تبدیل میکند. این تغییر فاز، یک تهدید داخلی جدید و کنترل نشده ایجاد میکند.
شرایط تحریم و کاهش شدید منابع ارزی ، این جریان درآمدی غیررسمی، به عنوان یک کانال تأمین مالی عمل میکند که از مسیرهای رسمی و نظارتپذیر خارج است. این پول میتواند صرف عملیاتهای استراتژیک، تامین نقدینگی نهادهای خاص یا ایجاد ثروت برای حلقههای خاص قدرت شود.
سود حاصل از این قاچاق، به عنوان یک مکانیسم پاداشدهی غیرمستقیم برای وفادار نگه داشتن جناحهای کلیدی در سلسله مراتب قدرت عمل میکند.
قیمت پایین بنزین، بستر این قاچاق را فراهم میآورد.
در نهایت، معادله ریسک-بازده به نفع نگهداری از وضعیت موجود حل میشود.
افزایش قیمت دو ریسک را همزمان فعال میکند: الف- خشم عمومی (ریسک امنیتی کلاسیک) و ب-شورش نخبگان رانتخوار (ریسک امنیتی ساختاری). حکومت در این شرایط، با دو جبهه بالقوه از نارضایتی مواجه میشود که یکی از آنها از بطن ساختار حاکمیتی برمیخیزد.
سود حاصل از افزایش قیمت بنزین، هرچند بزرگ است، اما در نهایت سود اقتصادی است؛ در حالی که ریسک آن، ریسک بقای سیاسی-امنیتی محسوب میشود.
برنامه جمهوری اسلامی در عدم افزایش قیمت بنزین، یک استراتژی مبتنی بر حفظ ابزارهای کنترل و تامین مالی سایه است. بنزین ارزان، قیمتی است که سیستم برای خرید سکوت عمومی و تداوم جریان درآمدی سازمانیافته داخلی میپردازد. اگرچه این کار، اقتصاد سیستم را در بلندمدت تحلیل میبرد، اما در کوتاهمدت، به بقای شبکههای قدرت و مهار تلاطمهای سیاسی کمک میکند.
در نهایت: اجازه دهید بنزین به اوج اقتدار قیمتی خود برسد، و در این میان، بر لبان ما هیچ زمزمهای از ناسازگاری نسراید که مسیر صعود را سد کند؛ زیرا این ارتفاعگیری قیمتی، ، به نفع مسیر استراتژیک ماست. تمامی اخبار و گمانهزنیهایی که حکایت از وعدههای افزایش بهای بنزین دارند، باید در پسِ سکوتِ مطلق مدفون گردند. بگذارید نیروهای مقتدر و صاحبنفوذ در ساختار جمهوری اسلامی، رویاروی یکدیگر قرار گیرند و به مصاف هم برخیزند. ما تنها تماشاگر خواهیم بود؛ چرا که بازی پس از رسیدن قیمت به اوج، دیدنیتر خواهد شد.
✍ #اشو
جوین شو کانال خودت هموطن👇❤️:
https://t.me/ASHOOZA
Telegram
اَشو
صدای مردم ایران در برابر ظلم و ستم جمهوری اسلامی. با حمایت مستقیم شاهزاده رضا پهلوی، مصممتر از همیشه در راه آزادی ایران گام برمیدارم. همراه من باشید.
👍104❤12👌4