کمپین بازگشت شاهزاده
34.1K subscribers
88K photos
75.7K videos
464 files
45.4K links
https://telegram.me/C_B_SHAHZADEH
کانال کمپین👆
https://t.me/joinchat/QGibi-Oc3jFYRx5E
ابرگروه کمپین👆

https://twitter.com/payandeiranam
توییتر

@azadi5555
ارتباط با ما
Download Telegram
Forwarded from اَشو | Ashoo
🔹پشت پرده‌ی میز مذاکره: نقش ترامپ در ماموریت موساد برای استقرار تسلیحات در قلب ایران


به نظر اینجانب،اشو، محور گفت‌وگوهای کلیدی  میان نتانیاهو و ترامپ، برخلاف ادعای رسانه ها، نه بر سر ماهیت تهدید جمهوری اسلامی ایران است و نه بر موضوع شروط مذاکرات ، بلکه تمامی مباحث به تعیین دقیق لحظه مناسب برای اقدام نظامی اسرائیل ختم می‌شود.

این باور عمیقا در من ریشه دوانده است که اسرائیل، با درایت و هوشیاری کامل، از فرصت طلایی فراهم‌شده تحت سایه سیاست‌های واشنگتن – که با وعده یا وعده‌هایی مبتنی بر مذاکره همراه بوده – بهره‌برداری استراتژیک نموده است. در طول این دوره حیاتی، زیرساخت‌های لازم برای یک ضربه دقیق و ویرانگر فراهم گردیده و استقرار تسلیحات پیشرفته در قلب حساس‌ترین نقاط امنیتی ایران به سرانجام رسیده است.

اقدامات انجام شده، که محصول نفوذ عمیق عملیاتی است، شامل دو رکن اساسی است: نفوذ تسلیحاتی عمقی و فعال‌سازی پنهان شبکه داخلی.

در رکن اول، عوامل موساد موفق شده‌اند سامانه‌های تسلیحاتی هدایت‌شونده با دقت بالا را در نزدیکی و درون موقعیت‌های کلیدی دفاع موشکی زمین به هوای ایران مستقر سازند؛ این تسلیحات به گونه‌ای طراحی شده‌اند که قابلیت فعال‌سازی از راه دور را در چارچوب عملیات اصلی حفظ کنند.

به موازات این کار، با تکیه بر نفوذ گسترده‌ای که در پیکره جمهوری اسلامی ایجاد شده، اسرائیل پایگاه‌های پهپادی مخفی را فعال ساخته است. این مراکز عملیاتی زیرزمینی، که یکی از آن‌ها در نزدیکی پایتخت مستقر است، نقش خط مقدم آتش را ایفا خواهند کرد و با شلیک پهپادهای انتحاری به سوی اهداف تعیین‌شده، فرآیند تخریب و خلع سلاح دفاعی جمهوری اسلامی را آغاز خواهند نمود. تمرکز این حملات، طبق این قلم، بر از کار انداختن سکوهای پرتاب موشکی و تمامی زیرساخت‌های دفاع هوایی جمهوری اسلامی است تا در برابر هرگونه اقدام متقابل، توان پاسخگویی آن‌ها به شدت مخدوش شود.

این عملیات‌های گسترده و هماهنگ، که اکنون به نقطه‌ای غیرقابل بازگشت رسیده‌اند، نشان می‌دهند که اسرائیل از قبل برای فاز نهایی آماده شده است. لذا، تمامی گفتگو های نتانیاهو و ترامپ، صرفا بر سر چگونگی اعلام و زمان اجرای این عملیات از پیش آماده شده متمرکز است.

❗️تاکید میکنم: محور اصلی گفتگو میان نتانیاهو و ترامپ، بر خلاف ادعای رسانه های مطرح جهان نه بر سر موضوع مذاکرات، بلکه کاملا بر سر تعیین دقیق لحظه‌ی مناسب برای اقدام، یعنی لحظه‌ی صفر استوار است. هرگونه تفسیر دیگری از این گفت‌وگو میان ترامپ و نتانیاهو، تمرکز را از واقعیت امنیتی منحرف می‌کند.

#اشو


جوین شو کانال خودت هموطن👇❤️:

https://t.me/ASHOOZA
148👍17👏8🤩1😐1
Forwarded from اَشو | Ashoo
🔹ضرورت استراتژیک تشکیل دولت در تبعید


پنج شنبه ۱۶ بهمن ۱۴۰۴ برابر با ۵ فوریه ۲۰۲۶


در تاریخ ، مفهوم #دولت_در_تبعید همواره در بزنگاه‌های بزرگ تمدنی و سیاسی معنا یافته است. دولت در تبعید یک پدیده صرفاً حقوقی نیست بلکه یک واکنش به بحران مشروعیت است. هنگامی که کشور از درون دچار بحران مشروعیت یا فروبستگی نهادی می‌گردد، و از بیرون نیز بی‌اعتمادی جهانی نسبت به نظام حاکم شکل می‌گیرد، نهادهای بدیل برای حفظ تداوم هویت ملی و اراده مردمی پدیدار می‌شوند.

معنا و کارکرد دولت در تبعید، در ساده‌ترین تعریف خود، پاسداری از تداوم سیاسی یک ملت در غیاب حکومت ملی است. در مواردی که نظام حاکم مشروعیت مردمی خود را از دست داده، سازوکارهای اصلاح و انتخاب آزاد از میان رفته‌اند، {دولت در تبعید} به نماد نمایندگی اراده مردم در صحنه جهانی بدل می‌شود. تجربه لهستان، چکسلواکی، نروژ نشان داده است که چنین ساختاری می‌تواند حافظ حافظه سیاسی ملت در برابر انقطاع حاکمیت باشد.

❗️این نهاد - دولت در تبعید - به جامعه جهانی می‌گوید: کشور ما زندانی حکومت فعلی نیست؛ ملت هنوز زنده است و نماینده دارد.

به همین دلیل، کارکرد دولت در تبعید صرفا سیاسی نیست، بلکه فرهنگی، اخلاقی و تاریخی است؛ مصون داشتن مشروعیت مردمی از مصادره‌ی قدرت حاکم.

نظام اشغالگر، پس از بیش از چهار دهه حکومت، با بحران‌های انباشته‌ای روبه‌روست: 

فروپاشی اعتماد عمومی و نزول کارآمدی نهادی در سطوح اقتصادی، سیاسی و مدیریتی؛ 

انسداد کامل مسیر اصلاحات درون‌سیستمی و فقدان رقابت واقعی سیاسی؛ 

گسترش نارضایتی اجتماعی به همراه ناهماهنگی عمیق میان ارزش‌های نسل جوان با ساختار سیاسی موجود؛ 

انزوای بی‌سابقه بین‌المللی و تبدیل ایران به کشوری با تصویر امنیتی ـ نه تمدنی ـ در ذهن جهان. 

در چنین شرایطی، حضور یک مرجع منسجم ملی در خارج از مرزها که بتواند چهره‌ای عقلانی و مدرن از ایران ارائه دهد، ضرورتی حیاتی است. 

شاه رضا پهلوی، چه از منظر تاریخی و چه از منظر نمادین، یگانه شخصیتی است که می‌تواند چنین نقشی را ایفا کند. او حامل یک نام تاریخی است که هنوز در حافظه جمعی ملت معنای دولت، نظم و مدرنیته را تداعی می‌کند. در عین حال، طی دهه‌های اخیر از خشونت و افراط فاصله گرفته و گفتمان دموکراتیک و سکولار را ترویج کرده است. 

حضور او در عرصه، به‌مثابه ضامنِ دورانِ گذارِ مدنی و ملی، می‌تواند ایران را از مرحله‌ی آشوب سیاسی به مرحله‌ی بازسازی نهادی هدایت کند. 


در وضعیتی که مردم داخل کشور از بیان آزادانه اراده خویش محروم‌اند و نیروهای سیاسی پراکنده و بی‌ساختارند، تشکیل یک دولت ملی در تبعید به رهبری شاه رضا پهلوی، می‌تواند:

- صدای رسمی و سازمان‌یافته‌ی ملت ایران در نهادهای بین‌المللی باشد؛ 

- چارچوب حقوقی و سیاسی دوران گذار را طراحی کند؛ که البته توسط شاه و تیم ایشان تدوین شده و به صورت عمومی منتشر گشته

- شبکه‌ی اعتماد میان مخالفان درون و برون‌مرز را احیا نماید؛

- و از منظر دیپلماتیک، قدرت‌های جهانی را متوجه موجودیت ایرانی کند که فراتر از حکومت کنونی است. 

چنین دولتی می‌تواند متشکل از شورای ملی موقت متنوعی باشد که نمایندگان جریان‌های جمهوری‌خواه، پادشاهی‌خواه و فعالان مدنی را گرد هم آورد. اساس این دولتِ در تبعید ملیت‌گرایی مدرن و خواست دموکراسی ایرانی خواهد بود.


اگر ایران امروز درون مرزهای خود گرفتار خاموشی و سرکوب است، باید صدایش از بیرون جهانی شود. دولت در تبعید، به‌ویژه با رهبری شخصیتی چون شاه، که هم از لحاظ تاریخی مشروعیت  دارد و هم از منظر سیاسی اعتدال‌گر است، می‌تواند پیوندی میان گذشته‌ی قانونی و آینده‌ی مردمی فراهم آورد. 

بنابراین، در شرایط فعلی و در فقدان هرگونه سازوکار دموکراتیک داخلی، تشکیل دولت در تبعید توسط شاه رضا پهلوی نه تنها ممکن، بلکه ضروری است؛ ضرورتی برای حفظ هویت ملی، بازنمایی مردم ایران در عرصه جهانی، و آماده‌سازی برای گذار به حکومتی مردمی و سکولار.

اکنون، حرکت از رهبری جنبش به اعلام رسمی تشکیل دولت در تبعید، گام منطقی بعدی برای پیشبرد پروژه شکوفایی ایران، در صحنه جهانی محسوب می‌شود.

در این مقطع، بر شاه رضا پهلوی، و حلقه تیم ایشان لازم است تا برای پیشبرد پروژه سترگِ شکوفایی ایران، گامِ بنیادین و منطقیِ بعدی را با اعلام رسمی دولت در تبعید به مرحله تحقق رسانند. اینجانب، اشو، بر این باورم که پس از به سرانجام رسیدن کنفرانس امنیتی مونیخ، این اقدام راهبردی، توسط شاه پهلوی و یاران ایشان، مورد بررسی دقیق و عمیق و پیگیری قرار خواهد گرفت.

اعلام رسمی دولت در تبعید، نه یک انتخاب، بلکه یک ضرورت استراتژیک برای گذار موفق و شکوفایی آتی ایران است.

#اشو

جوین شو کانال خودت هموطن👇❤️:

https://t.me/ASHOOZA
134👏10👍3
Forwarded from اَشو | Ashoo
⚜️ در ادامه سلسله تحلیل‌های خود پیرامون نظم آینده جهان و اهداف ژئوپلیتیک آمریکا، همان‌طور که وعده داده بودم، وارد بحث دوم می‌شویم؛ بحثی که بدون شک، یکی از مهم‌ترین و داغ‌ترین معمای کنونی در موازنه قدرت شرق و غرب است.

https://t.me/ASHOOZA/834

در تحلیل‌های گذشته، به نقش محوری ژئوپلیتیک در تعیین معماری نوین قدرت اشاره کردم. اکنون زمان آن رسیده است که به قلب تپنده این معادلات بپردازیم: #تایوان

این بار، تمرکز به بررسی عوامل کلیدی از جمله تأثیر اقتصادی تایوان به عنوان تولیدکننده اصلی تراشه‌ها، اهمیت ژئوپلیتیکی آن در زنجیره جزایر و وضعیت دیپلماتیک فعلی در زمینه جنگ اوکراین می‌پردازد.


🕙  به یاد داشته باشید!

 فردا - ۲۸ بهمن ۱۴۰۴ برابر با ۱۷ فوریه ۲۰۲۶ تحلیل کامل این موضوع، ساعت ۲۲:۰۰ به وقت ایران منتشر خواهد شد.


❗️ آماده باشید تا نگاهی دقیق به نقطه‌ای بیندازیم که سرنوشت تراشه‌ها، دیپلماسی جهانی و موازنه قدرت در آن گره خورده است؛ نقطه‌ای که می‌تواند مسیر نظم جهانی را برای دهه‌ها تعیین کند.

منتظر شما هستم تا تحلیل این قلم را با هم مرور کنیم. بی‌صبرانه منتظر نظرات و دیدگاه‌های شما خواهم بود!

با سپاس از همراهی شما


#اشو


🤝🧠 عضو شو؛ تحلیل جامع با شما کامل می‌شود👇👇

√ 
@AshooZa  | ߊ‌‌ܝ᪴ܝܝߺو
👍7311
Forwarded from اَشو | Ashoo
🔹استراتژی آهنین واشنگتن برای ساختن نظم جدید جهانی و  تضمین قدرت - بخش دوم - خط قرمز آمریکا: تعیین نظم نوین جهانی در تایوان(۱/۲)


۲۸ بهمن ۱۴۰۴ برابر با ۱۷ فوریه ۲۰۲۶


اهمیت استراتژیک تایوان برای ایالات متحده آمریکا در تقاطع سه محور حیاتی شکل گرفته است: سلطه بر قلب فناوری جهان، کنترل مسیرهای ژئوپلیتیک حساس، و حفظ اعتبار و توازن قدرت در برابر چین. تحلیل این قلم تمامی ابعاد مطرح شده را در هم می‌تنید تا تصویری کامل از موقعیت منحصربه‌فرد این جزیره (تایوان) ارائه دهد.

کانون اصلی این اهمیت در قلب اقتصاد جهانی و برتری تکنولوژیک نهفته است: صنعت تراشه‌های تایوان.

شرکت TSMC تایوان، که تولیدکننده بیش از ۹۰ درصد پیشرفته‌ترین تراشه‌های جهان است، نه‌تنها تأمین‌کننده صنایع مصرفی نظیر موبایل، تلویزیون و کامپیوتر محسوب می‌شود، بلکه نقشی حیاتی در زیرساخت‌های نظامی جهان دارد. این تراشه‌ها در تمامی سیستم‌های هوشمند، از جمله ماهواره‌ها، جنگنده‌ها، هواپیماهای نظامی و مسافربری، و حتی موشک‌ها به کار می‌روند.

❗️نگرانی بنیادین آمریکا این است که اگر چین بتواند به این شرکت‌های تولیدکننده دست یابد و زنجیره تأمین جهانی این تراشه‌ها را به دست گیرد، دنیا به چین وابسته خواهد شد.

به‌راستی، پیامد مستقیم حمله چین به تایوان، فوران نجومی قیمت کالاهای هوشمند و وارد آمدن ضربه اقتصادی سنگینی به اروپا و آمریکا خواهد بود. در این زمینه، اهرم فشار استراتژیک عظیمی در اختیار پکن قرار می‌گیرد که می‌تواند نقاط ضعف اقتصادی آمریکا و متحدانش را به شدت تحت تأثیر قرار دهد.

از منظر ژئوپلیتیک، اهمیت تایوان غیرقابل انکار است. این جزیره در موقعیتی قرار دارد که حکم گلوگاه منطقه را دارد. تایوان، همراه با فیلیپین و ژاپن، اجزای یک ساختار دفاعی حیاتی را تشکیل می‌دهند که به عنوان یک زنجیره دفاعی جزایر عمل میکند. به عبارت دیگر، زمانی که موقعیت جغرافیایی تایوان را در کره زمین با یک خط به این کشورها متصل کنیم، یک زنجیره استراتژیک شکل می‌گیرد که هدف اصلی آن مسدود کردن دسترسی نیروی دریایی چین به اقیانوس آرام است.

اگر این زنجیر با سقوط تایوان بشکند، قابل تصور است که چین به کنترل تنگه تایوان دست یابد؛ تنگه‌ای که تقریبا یک‌سوم از کشتی‌های تجاری جهان از آن عبور می‌کنند و شریان حیاتی تجارت جهانی محسوب می‌شود. این امر نه‌تنها قدرت چین را در جهان به شدت افزایش می‌دهد، بلکه موقعیت آمریکا را به شدت تضعیف می‌کند. در سال‌های اخیر، چین با ساخت جزایر مصنوعی متعدد، افزایش گشت‌زنی‌های هوایی اطراف تایوان، و توسعه بزرگترین ناوگان دریایی جهان، نشان داده است که برای تحقق اهداف خود مصمم و آماده است.

و در، بُعد سوم به ملاحظات سیاسی و دیپلماسی ایالات متحده بازمی‌گردد. حمایت آمریکا از تایوان بر اساس قانون روابط با تایوان است و عدم اقدام در برابر تجاوز به طور مستقیم اعتبار امنیتی آمریکا در آسیا-اقیانوسیه را خدشه‌دار می‌کند. این موضوع همچنین موقعیت ایدئولوژیک دموکراسی تایوانی در برابر اقتدارگرایی چین را متزلزل می‌سازد. در این راستا، در حال حاضر، استراتژی واشنگتن در یک پیچیدگی دیپلماتیک قرار دارد.

❗️دولت ترامپ با استفاده از نفوذ چین بر روسیه، در پشت پرده با چین مذاکره می‌کند.

این مذاکرات حول این محور شکل گرفته که چین می‌تواند برای پایان دادن به جنگ اوکراین نقشی ایفا کند، که البته باید گفت نقش چین در این جنگ حیاتی است، چرا که به روسیه سلاح‌های نظامی می‌فروشد.

سیاست ترامپ بر این اساس استوار است که فعلا با چین درباره جنگ اوکراین زد و بند کرده و پس از آن تمرکز خود را بر حمایت از تایوان بازگرداند. این رویکرد دیپلماتیک، اگرچه تلاش می‌کند تا تنش‌های همزمان را مدیریت کند، اما ماهیت استراتژیک تهدید بلندمدت تایوان را تغییر نمی‌دهد. خوانندگان باید توجه داشته باشند که خبری منتشر شده مبنی بر موافقت اوکراین با آتش‌بس و باید دید که این مذاکره به کجا می‌رسد.

#اشو

🤝🧠 عضو شو؛ تحلیل جامع با شما کامل می‌شود👇👇

√ 
@AshooZa  | ߊ‌‌ܝ᪴ܝܝߺو
72👍15
Forwarded from اَشو | Ashoo
🔹استراتژی آهنین واشنگتن برای ساختن نظم جدید جهانی و  تضمین قدرت - بخش دوم - خط قرمز آمریکا: تعیین نظم نوین جهانی در تایوان(۲/۲)


۲۸ بهمن ۱۴۰۴ برابر با ۱۷ فوریه ۲۰۲۶


چین تایوان را بخشی جدایی‌ناپذیر از خاک خود می‌داند و هدف نهایی آن وحدت مجدد (حتی به زور) است. ایالات متحده، به دلایل ذکر شده (تراشه‌ها، ژئوپلیتیک، اعتبار)، نمی‌تواند اجازه دهد این اتفاق بیفتد. این تضاد منافع بنیادین — تعهد چین به اتحاد مجدد با هر وسیله‌ای در برابر نیاز آمریکا به حفظ وضعیت موجود برای امنیت اقتصادی و نظامی خود — است که خطر یک درگیری بزرگ بین دو ابرقدرت هسته ای را بر سر این جزیره کوچک اما ارزشمند چون الماس افزایش می‌دهد.

❗️اگر چین به تایوان حمله کند، اولین اتفاقی که می‌افتد این است که قیمت موبایل‌ها، تلویزیون‌ها، کامپیوترها و دیگر وسایل هوشمند به شدت افزایش خواهد یافت و اروپا و آمریکا آسیب جدی خواهند دید.

در واقع، اگر چین به تایوان حمله کند و صاحب کارخانه‌های تولیدکننده تراشه‌ها شود، دنیا به چین وابسته خواهد شد.

این وابستگی اقتصادی، خطر جدی برای امنیت ملی آمریکا و توازن قدرت در سطح جهانی است.

❗️از سوی دیگر، در صورت وقوع جنگ، ممکن است به صورت فوری ژاپن و پس از آن کره جنوبی به کمک تایوان بیاید و این احتمالا موجب ورود کره شمالی به جنگ به حمایت از چین خواهد شد. در این سناریو، پس از ورود کره شمالی، آمریکا به اجبار وارد جنگ خواهد شد. این به معنای شکل‌گیری جنگ جهانی سوم است و قطعا شرایط وحشتناکی را برای جهانیان به ارمغان خواهد آورد.

امید تنها به پایان این بحران از طریق دیپلماسی و قدرت مذاکراتی ترامپ است که می‌تواند خطر گسترش جنگ در این مقطع حساس را به حداقل برساند. اگر این مذاکرات به نتیجه برسد، شاید آمریکا بتواند از جرقه جنگ جهانی سوم که با حمله چین به تایوان ممکن است به وجود آید، جلوگیری کند.

تایوان، به همین دلایل، یک نقطه عطف استراتژیک محسوب می‌شود. هرگونه درگیری بر سر آن، فراتر از یک منازعه منطقه‌ای خواهد بود و به معنای نبردی بر سر نظم جهانی جدید است که پیامدهای آن تا سال‌های سال محسوس خواهد بود.

به دلیل این درهم‌تنیدگی حیاتیِ فناوری، جغرافیا، اقتصاد و اعتبار، استقلال تایوان (یا حداقل حفظ وضعیت موجود که عملا استقلال آن را تضمین می‌کند) به یکی از اهداف جدی و بنیادین سیاست خارجی ایالات متحده تبدیل شده است.

این هدف تا جایی پیش می‌رود
که آمریکا مایل است
با قدرت نظامی خود از آن دفاع کند
.


این آمادگی نظامی، که در قالب فروش تسلیحات پیشرفته، آموزش نیروها و حضور مستمر ناوگان‌ها تجلی می‌یابد، یک ابهام راهبردی نیست، بلکه یک تعهد استراتژیک آشکار است. واشنگتن به پکن این پیام را مخابره کرده است که هرگونه اقدام نظامی یک‌جانبه برای تغییر وضعیت (چه از طریق حمله مستقیم و چه محاصره)، با مداخله مستقیم ایالات متحده و متحدانش مواجه خواهد شد و این ریسک، همان‌طور که در تحلیل تشدید جنگ ذکر شد، می‌تواند به یک درگیری ویرانگر جهانی تبدیل گردد.

نباید از این حقیقت راهبردی غافل شد که چین در محاصره‌ای نظامی تمام‌عیار توسط ایالات متحده قرار دارد.

دایره‌ای از پایگاه‌های نظامی آمریکایی در پیرامون مرزهای دریایی و سرزمینی چین گسترده شده است؛ شبکه‌ای که نقش محوری در مهار، نظارت مستمر، و قابلیت واکنش سریع در برابر هرگونه تحرک پکن ایفا می‌کند.

قلب این استراتژی در حوزه غرب اقیانوس آرام متمرکز است. از پایگاه‌های حیاتی در ژاپن و کره جنوبی گرفته تا قلمرو استراتژیک گوام (که به عنوان یک مرکز لجستیکی و عملیاتی حیاتی برای نیروی هوایی و دریایی آمریکا در غرب اقیانوس آرام عمل می‌کند)، این مناطق ستون‌های عملیاتی انکارناپذیری را تشکیل می‌دهند. علاوه بر این، همکاری‌های دفاعی عمیق با کشورهایی نظیر فیلیپین و استرالیا که میزبانی نیروهای آمریکایی را پذیرفته‌اند، این زنجیر مهار را استحکام می‌بخشد.

از منظر واشنگتن، تایوان خط قرمز است.

زیرا از دست رفتن آن به معنای پذیرش زوال قدرت جهانی آمریکا، تحویل نبض فناوری جهان به رقیب اصلی، و پذیرش قواعد جدیدی در نظم بین‌المللی است که در آن چین، دست بالا را در تعیین‌ سرنوشت ملت‌ها خواهد داشت.

‼️در نتیجه‼️
به باور اینجانب، اَشو، تقابل نظامی آتشین میان دو هیولای هسته‌ای—آمریکا و چین—بر سر مسئله‌ی تایوان، نزدیک به وقوع است. امیدوارم که قدرت کلام، حکمت دیپلماسی، و مسیر مذاکره،این شعله‌ی خطرناک را فرو نشاند و از طلوع شوم آتش سهمگین جنگ جهانی سوم و تباهی جهان ممانعت شود.

به امید اهوره مزدا
با درایت رهبران و توسل
به هنر گفتگو و تدبیر دیپلماتیک
چرخ‌های جنگ جهانی سوم متوقف گردند
.


#اشو

🤝🧠 عضو شو؛ تحلیل جامع با شما کامل می‌شود👇👇

√ 
@AshooZa  | ߊ‌‌ܝ᪴ܝܝߺو
78👍21
Forwarded from اَشو | Ashoo
🔹کالبدشکافی مذاکرات : تسلیم رژیم یا تقابل مستقیم نظامی


مذاکرات پیش رو، بیش از آنکه به دنبال سازش یا بده‌بستان باشد، بستری برای تسلیم و انتقال هدایت‌شده‌ی رهبران جمهوری اسلامی به مقصدهای از پیش تعیین‌شده است. غایت این رویکرد، نه کینه‌توزی سیاسی، بلکه ممانعت از سقوط ناگهانی، اختلال در ثبات منطقه‌ای و وقوع بحران‌های انسانی است. این مسیرِ مدیریت‌شده، در مقایسه با درگیری نظامی، گزینه‌ای سنجیده‌تر تلقی می‌شود که امکان انتقال آرام قدرت از نظام فعلی به یک دولت انتقالی را تسهیل می‌بخشد. چنین انتقالی می‌تواند زمینه‌ساز برپایی دادگاه‌هایی در تراز نورنبرگ برای رسیدگی به جرایم سرانِ این رژیم، پس از استقرار دولت آتی، باشد.

جمهوری اسلامی در بزنگاهی حساس قرار گرفته است؛ انتخابی که تنها میان رویارویی مستقیم با ایالات متحده و پذیرش یک گذارِ هدایت‌شده محدود می‌شود.

تجاربِ گذشتگان گواه آن است که نظام‌هایی که در برابر فشارهای هم‌زمانِ داخلی و بین‌المللی، از خود انعطاف‌ناپذیری نشان داده‌اند، غالبا به فروپاشی‌های خشونت‌بار و هزینه‌های انسانیِ گزاف‌تری دچار شده‌اند.

در مقابل، استقبال از یک خروجِ کنترل‌شده، حداقل از منظر حقوق بین‌الملل، می‌تواند مسیری برای تعدیل خسارات و اجتناب از سرنوشت‌هایی چون قذافی و صدام در آینده باشد.

البته، از منظر اینجانب، اَشو، واقعیتِ تلخ آن است که هیچ مذاکره‌ای در کار نخواهد بود.

#اشو

تو پیک عرق شیرینه زیتون تلخ
محاله، دنده‌عقب نداره شیطون من نه
حافظا باد صبا میوزه تو میدون جنگ
مرز میکشه پام رو زمین مثل تیمور لنگ...

🤝🧠 عضو شو؛ تحلیل جامع با شما کامل می‌شود👇👇

√ 
@AshooZa  | ߊ‌‌ܝ᪴ܝܝߺو
116👍27🤩2👏1
Forwarded from اَشو | Ashoo
🔹پشت پرده‌ی میز مذاکره- بخش دوم : گفت‌وگویِ عاشقانه یا طومارِ وداع؟


برای مطالعه بخش اول ، روی لینک زیر کلیک کنید 👇:

بخش اول- نقش ترامپ در ماموریت موساد برای استقرار تسلیحات در قلب ایران


تصمیم‌گیران اصلی در ساختار نظام اشغالگر، غنی‌سازی اورانیوم را به مثابه‌ی ستونی بنیادین برای بقای رژیم خود می‌دانند. جمهوری اسلامی، تن دادن به خواسته‌های آمریکا را امری خطرناک‌تر از جنگ می‌بیند؛ زیرا معتقد است که اسرائیل دست به ماشه و در کمین است تا با آغاز یک اقدام نظامی، شرایطی را فراهم آورد که موجبات سقوط جمهوری اسلامی را فراهم سازد.

نکته‌ی کلیدی که باید بدان توجه کرد، این است: آنچه من پیش‌تر مطرح ساختم، این بود که مذاکره میان آمریکا و جمهوری اسلامی، در حقیقت، مذاکره‌ای برای تسلیم و انتقالِ هدایت‌شده‌ی رهبران به مقاصد از پیش تعیین‌شده است. برنامه‌ی هسته‌ای و هر موضوع دیگری که رنگِ مذاکره به خود گرفته، نامِ نامه‌ای است، یا اگر دقیق‌تر بگوییم، حکمی است که ترامپ در برابر جمهوری اسلامی می‌گذارد؛ یعنی تسلیم.

برای درک بهتر، مثالی ساده ارائه می‌دهم:

تصور کنید من گفتگویی خصوصی را تدارک می‌دهم و نام آن را گفتگوی عاشقانه می‌گذارم، اما در باطنِ آن گفتگو، هر آنچه از دهانم برآید به طرف مقابل می‌گویم، او را می‌آزارم و به او زور می‌گویم.

حال، با این فرض، آیا جمهوری اسلامی، تسلیم شدن و انتقال قدرت به دولت انتقالی منتخب مردم، که از شاه رضا پهلوی و تیم ایشان شکل گرفته باشد، را خواهد پذیرفت؟ پاسخ روشن است: خیر.

پس، برنامه‌ی جمهوری اسلامی چیست؟

طرح و پلن آن‌ها مشخص است: آن‌ها جنگ را بر واگذاری قدرت ترجیح می‌دهند. و در شرایط کنونی، تمامی برنامه‌ریزی آن‌ها بر استراتژی بقا متمرکز است؛ به زبان ساده‌تر، هدفشان این است که زمان بیشتری برای حکومت کردن بخرند.

خامنه‌ای انتظار دارد که شهید شود؛ این که عباس عراقچی به صراحت به ترور خامنه‌ای اشاره می‌کند، بی‌دلیل نیست. تصمیم گیران رژیم اشغال گر ، در حال توزیع قدرت و آماده‌سازی دولت برای رخداد بزرگ آتی است؛ چه این رخداد، جانشینی باشد و چه جنگ، با این آگاهی که جانشینی نیز ممکن است در نتیجه‌ی وقوع جنگ میسر گردد. خامنه‌ای مسئولیت‌ها را به حلقه‌ی بسیار کوچکی از افراد مورد اعتماد خود سپرده است تا در صورت قطع ارتباط یا کشته شدن، بتوانند امور را اداره کنند.

حتی زمانی که در جریان جنگ ۱۲ روزه با اسرائیل پنهان شده بود، سه نامزد احتمالی برای جانشینی خود معرفی کرد.

اما برخی تحلیل‌گران و رسانه‌ها که از عمق مسائل آگاه نیستند، تحلیلی سست و بی‌محتوا ارائه می‌دهند مبنی بر این که مذاکرات صرفا بر سر توافق هسته‌ای است.

بر خلاف این عمقِ استراتژی، تحلیل‌های سطحی و آن‌چه می‌توان از آن به تحلیل آب دوغ خیاری تعبیر کرد، تنها به ظاهرِ مذاکرات می‌پردازند و از ژرفای محتوای آن غافلند. آنان گمان می‌برند که تمامی مسئله در گفتگوهای هسته‌ای خلاصه می‌شود، در حالی که حقیقتِ امر این است که مذاکرات هسته ای، صرفاً نامی است بر فرآیندِ تسلیم.

هم میهنان، نامِ مذاکره توافق هسته‌ای است، اما محتوای آن، تسلیم شدنِ جمهوری اسلامی است.

هدف کاملا روشن است؛ تنها مذاکره هنوز در حال پوشیدن کفش‌های خود است! 😂

#اشو


بچه بودم بین شست و سبابم یه تیله بود
الان فقط یه سایه‌ی سیاهم زیرِ نور
تو جیگرِ ضعیف میره سیخِ زور
باور نداری از عیسی بپرس
تو استخون فرو میره میخِ خوب



🤝🧠 عضو شو؛ تحلیل جامع با شما کامل می‌شود👇👇

√ 
@AshooZa  | ߊ‌‌ܝ᪴ܝܝߺو
👍11118
Forwarded from اَشو | Ashoo
در میان مخالفان بازگشت پادشاهی، برخی طیف‌ها موضعی خصمانه در برابر مطالبات به‌حقِ دانشجویان گرفتند. آن‌ها این فریادهای اصیل دانشگاهی که در حمایت از شاه رضا پهلوی طنین‌انداز شده است را ناقص دانسته و سپس با بهانه‌تراشی، مدعی شدند عناصری خارج از دانشگاه و بیگانه به دانشگاه ها نفوذ کرده‌اند و تلاش دارند شعارها را به نفع خود مصادره کرده و زمزمه‌ی حمایت از شاه رضا پهلوی را در دانشگاه بکارند.

❗️اما نکته مهم اینجاست که :

این ادعاها در مواجهه با حقیقت، رنگ می‌بازند؛ زیرا گزارش‌های موثقِ دانشجویان نشان می‌دهد که ورود به محوطه دانشگاه‌ها در روزهای اخیر، منوط به ارائه کارت دانشجویی بوده است. این امر، اتهاماتِ مغرضان را نه تلاشی برای نقد، بلکه تلاشی ناامیدانه برای تضعیفِ حرکتِ اصیلِ دانشجویی می‌سازد

این تناقضِ آشکار، عمقِ تلاشی مذبوحانه را برای به انزوا کشاندنِ حرکتِ اصیلِ دانشجویی که خواهان بازگشت شاه رضا پهلوی به ایران هستند، به مثابه یک سَم پنهان، نمایان می‌سازد.

آب را بریزید آنجایی که میسوزد، نقطه.

#اشو

🤝🧠 عضو شو؛ تحلیل جامع با شما کامل می‌شود👇👇

√ 
@AshooZa  | ߊ‌‌ܝ᪴ܝܝߺو
👍15512👌3👏1💯1
Forwarded from اَشو | Ashoo
سه بخشِ قلمِ، رقصِ استراتژیکِ شاه رضا پهلوی در صحنه‌یِ سیاست، نه فقط یک تحلیل، که تازیانه‌ای کوبنده بود بر دهان بدخواهان و مخربان. اکنون، که این قلم حقیقت‌گو، تأثیر خود را آشکار ساخته و پیام‌آور وحدت شده است؛ و زمانی که پادشاهی‌خواهان اصیل و پشتیبانان راستین شاه، به درستی دریافته‌اند که هم‌افزایی و همسویی این تیم با شاه رضا پهلوی، به سود جنبش است، این قلم به سندی زنده بدل گشته است.

این درک مشترک و این همبستگی، خود، کوبنده‌ترین پاسخ و محکم‌ترین توهین (تفهیمِ ناامیدی) به بداندیشان خواهد بود.

▪️بخش اول - بخش دوم - بخش سوم

#اشو

#جاوید_شاه
#پاینده_ایران

جوین شو کانال خودت هموطن👇❤️:

https://t.me/ASHOOZA
64💯2
🔹باور کن نمیدونم- افراطی ( 1/2)

در آن صبحِ طوفانی، ساحلِ ذهن او دیگر آرام نبود؛ موج‌ها بر سرِ هم می‌کوبیدند و سهمگین‌تر از همیشه، دیوانه‌وار می‌خروشیدند. باد، نه از سمتِ دریا، که از اعماقِ وجودش می‌وزید و هر پلک که فرو می‌بست، موجی تاریک را در پشتِ پلک‌هایش بالا می‌آورد و فرو می‌نشاند؛ تصویری گنگ و وهم‌آلود از هر آنچه بود و نبود. در پسِ پنجره‌ی غبارگرفته‌ی اتاقش، آسمان و زمین در هم ادغام شده بودند؛ دو پرسشِ بی‌جواب در سکوتی هولناک. بگذریم...

زمزمه کرد، صدایی که در هیاهوی درونش گم شد. بهتره از گل بشنویم. انگار ناگهان دلش خواست از تمامِ زشتی‌های شهری که او را بلعیده بود، رو برگرداند. از انسان، از هیاهو، از تمامِ دروغ‌هایی که رنگِ حقیقت گرفته بودند. گل. آن موجودِ خاموش و بی‌ادعا، که هر صبح، شبنم، چون اشکی سرد، بر گونه‌اش سر می‌خورد و می‌نشست.

گل نه می‌پرسید، نه گلایه می‌کرد. فقط بود. می‌شکفت، خیس می‌شد، و در سکوتِ باغ، نفس می‌کشید.

او اما نمی‌توانست این‌طور باشد. شرم داشت. از خودش، از نقاب‌هایی که بر چهره داشت، از ترفندهایی که چون تیغ‌های پنهان، در مشتش جا خوش کرده بودند.

شرمنده‌ م، چون من ترفندم...

صدایش می‌لرزید. دلقکی بود که بلد نبود برای رعیتِ سرگردانش لبخند بزند. نه اینکه نخواد، نه... نمی‌توانست. لبخندش، مثل خنجری کُند، در گلویش گیر می‌کرد؛ دردی بود که در ظاهر، رنگِ شادی داشت.

نمی‌دونم از من نپرس، شیرینه یا تلخ هستی...

او حتی نمی‌دانست خودش چیست. در آیینه‌ی شکسته، تصویرش هر لحظه بدل می‌شد.

دو دلم اصلا هستیم؟

آیا وجودش، نه یک واقعیت، که صرفاً یک تردیدِ دائمی بود؟ به چی تشبیه می‌شم؟ آدم قبلی یا با سال تحویل می‌شم؟

زمان، برای او نه یک خطِ مستقیم، که چرخه‌ای از وهم بود. آیا با هر ثانیه، موجودی تازه می‌شد، یا صرفاً زخمی قدیمی، نامی تازه گرفته بود؟ به گل فکر کرد. به گل‌های فرش؛ آن‌هایی که عمری زیرِ پا له می‌شدند، بی‌آنکه صدایی از حلقومِ پاره‌شان برآید.

فقط نقشِ قالی را زیباتر می‌کردند. این گل‌ها، رفیقِ بی‌کسی بودند. بعد، تصویرِ مرغِ عشق‌های تجریش در ذهنش جان گرفت؛ پرندگانی که در قفسِ دست‌های درویش، فقط بیت‌های غریب می‌خواندند. اسیرانی در هیاهوی شهر.

من چمیدونم؟

این ندانستن، نه از سرِ جهل، که از سرِ جنونی بود که در جانش ریشه دوانده بود.

چرا گرگ‌ها اهلی نمی‌شن و تو قفس نمی‌مونن؟ سگ‌ها مثل قناری‌ها نمی‌خونن؟

جهان، نظمی داشت نامفهوم. گرگ، ذاتاً گرگ بود؛ هرگز رام نمی‌شد. سگ، وفادار می‌ماند، اما آوازِ ظریفِ قناری را نداشت. هر موجود، در قفسِ سرشتِ خود، زندانی بود. نگاهش را به سوی آسمانِ خاکستری کشید.

باور کن نمیدونم خدا هست یا نه.

این اعتراف، نه از سرِ طغیان، که از عمقِ استیصالی بود که سال‌ها در تنش تلنبار شده بود. چرا زمین خونه آدمه، ولی فقرا اسبابن؟

این پرسش، فریادی بود در دلِ شب. زمین، خانه‌ی کدام آدم بود؟ اگر خانه بود، چرا بعضی در آن ارباب و بعضی دیگر، وسیله‌ای کهنه بودند، قابلِ دور ریختن؟ از مومنی گفت که چشم به آسمان دوخته بود، اما در اوجِ عبادت، نگاهش به ستاره‌ها گره می‌خورد، نه به معبود. ستایش، در او بیشتر آیین بود تا حقیقت.

نه اونم نمی‌دونه... بی‌خیالش.

#اشو

🤝🧠 عضو شو؛ تحلیل جامع با شما کامل می‌شود👇👇

√ 
@AshooZa  | ߊ‌‌ܝ᪴ܝܝߺو
29👍3
🔹باور کن نمیدونم- چی شنیدی؟ ( 2/2)

و این بی‌خیالش، تلخ‌ترین واژه‌ی شب بود؛ تسلیمِ روح در برابرِ عظمتِ سکوتِ خداوند. شب، شهر را در آغوشِ تاریکش فشرد. خیابان‌ها، شریان‌هایِ مرده‌ای بودند که زیرِ نورِ سردِ چراغ‌ها، نبضِ وهم‌آلودی داشتند. در میانِ انبوهِ آدم‌ها، موجی از انزوا، روح‌ها را می‌بلعید.

پس کوشن سرها؟ سرها کجا رفته بودند؟ گم شده در هزارتویِ نیازها، در ازدحامِ نداشته‌ها؟


داستان تازه آغاز شد، با صدایی که از ورطه‌ی تاریکی بیرون می‌آمد.

باور کن نمیدونم کافر سنگ می‌شه، یا دل مثل واژن خالی باشه تنگ می‌شه.

ذهنش درگیرِ چراییِ تحجر بود، در برابرِ تهی‌شدگیِ عاطفه. حقیقت کدومه؟ دروغه یا راست؟

#الف: اشو بی تاب و قراره،
واسه سوالاش هیچ جوابی نداره


#اشو: تو خفه شو الف کی بی تابو قراره؟
این داستان بین من و سواله!


حتی عشق هم برایش، معمایی بود در دلِ تاریکی؛ جایی میانِ جسم و روح، میانِ واقعیت و وهم. قر بده واسه خدا بریزه رو سرت شاباش. طعنه‌ای تلخ بر نمایشِ ریاکارانه‌ی تقوا. کار خیر کن، بگیری پاداش. و پاداش، در ذهنِ او، به تصویرِ جهنمیِ مادی بدل شد: بری بهشت یه فابریک و یه گونی حوری زاپاس.

حتی بهشت هم، در نگاهِ او، محلی برای جبرانِ کمبودها بود.

راستی تو بهشتم پولین فرشته‌ها؟

و از جهنم، نهراسید، که از خفقانِ نوشتن. از جهنم بنویسی می‌سوزونن نوشته‌هات؟ او، اَشو فتیشِ قلم بود؛ کسی که خود را در اقیانوسِ جوهر غرق کرده بود. از زندگی بریده بود، آن‌چنان که تنش دیگر فرمانی از او نمی‌پذیرفت.

بد بریدم دیگه تنم نمیره، سگ خورد وقتی هایده زنم نمیشه!

با این حال، هنوز نفس می‌کشیم. آره بد بریدم و واسه اموات جوک میگم، ولی هنوز سر پام، پس جای شکری هست. اَه. این، فریادِ خسته‌ای بود بر لبه‌ی پرتگاه؛ شکرگزاریِ یک روحِ مجروح که هنوز توانِ ایستادن دارد.

دوباره پرسش‌ها، چون سایه‌های رقصان، در تاریکی رژه رفتند:

چرا حرف‌هایش در دهان نمی‌مانند؟
چرا شب به روز نمی‌رسد؟
چرا جنگ را برعکس نمی‌خواند؟
نمیدونم کسی ناظر این حوادث هست؟
یا فقط درگیر جمع‌آوری مفاسدن؟


جهان، تئاتری بود بی‌کارگردان، یا با کارگردانی که تنها به جمع‌آوریِ سوژه‌های سیاه دلبسته بود. راستی یه سوال از شما حاج آقا... صدایش در تاریکی طنین انداخت، رو به تصویرِ مبهمِ اقتدار.

چرا بی‌گناه زندونیه و قصدتون چیه؟

و در نهایت، با منطقی هولناک، تلخیِ وجود را به تصویر کشید: نکنه چون اکسیژن باس حبس شه تو ریه و صرف خون میشه؟

حاجی، فقط سر تکون میده.  پاسخ، در چشمانِ سردش موج نمی‌زد. او حق داشت. چون او هم، نمیدونه.

و موجِ ندانستن، دوباره بر ساحلِ ذهنش کوبید؛ شهر، پُر از تنهایی بود. سرها کجا رفته بودند؟ گم شده در هزارتویِ نیازها، در ازدحامِ نداشته‌ها. او نمی‌دانست. اما همین ندانستن را، با تمامِ وجودش، چون شمشیری برهنه، در تاریکی می‌چرخاند.

باور کن نمیدونم ...

#اشو

🤝🧠 عضو شو؛ تحلیل جامع با شما کامل می‌شود👇👇

√ 
@AshooZa  | ߊ‌‌ܝ᪴ܝܝߺو
35👍1
Forwarded from اَشو | Ashoo
🔹تکرارِ الگوی ریگان؛ چگونه با استراتژی ترامپ حیثیتِ نظام فرو ریخته است؟

بیش از سه ماه پس از خاموشیِ ظاهری موقتِ آتش بس، در تالارهای قدرت، بساطِ وهم و خیال‌پردازی همچنان به راه است؛ نظام جمهوری اسلامی بی‌‌آنکه در چنته چیزی داشته باشد، هیاهوی قدرتِ برتر چهارمِ جهان را سر می‌دهند و وعده‌ی انتقامِ خونِ مقتولانِ تراز اول ، از خامنه ای تا لاریجانی را در کوچه و بازار می‌پراکنند.

اما برای آنان که پیشانی بر زمینِ حقیقت می‌سایند، روشن است که این بانگ‌های توخالی، تنها نقابی بر چهره‌ی تکیده‌ی سیستمی است که در پشتِ پرده‌های پنهانِ عمان و قطر، به امیدِ گشایشی ناچیز، به خفتِ مذاکره تن داده است.

در این وانفسا که بهای ارز سرکشی می‌کند و توانِ ایستادگی در برابرِ بغض برخاسته از ویرانی‌ به حداقل رسیده، سکان‌دارانِ اجرایی با پرسشی منفعلانه، پرده از استیصالِ خویش برداشته‌اند.

این پرسشِ مسعود پزشکیان که جز راهِ مذاکره چه چاره‌ای داریم؟

بازتابی صریح از بن‌بستی استراتژیک است که تندروهایِ حامیِ ایدئولوژیِ کهن را به خشم آورده و شکافی عمیق میانِ لایه‌های حاکمیت پدید آورده است؛ گروهی که هرگونه هم‌نشینی بر سرِ میزِ دیپلماسی را پیش‌درآمدِ فروپاشی و قربانی شدنِ مهره‌های کلیدیِ بعدی می‌انگارند.

استراتژیِ ترامپ اما، دیگر به تحریم و تنگنای مالی منحصر نیست. راهبردِ نوینِ ترامپ، بازسازیِ همان شیوه ایست که دیرزمانی پیش توسطِ ریگان، دیوارِ آهنینِ بلوکِ شرق را از درون متلاشی کرد؛ ترکیبی از هجمه‌ی نظامیِ حساب‌شده و تحقیرِ مستمرِ ارکانِ حکومتی.

ترامپ با آگاهی از گسستِ میانِ مردم و حاکمان، با کلام و کنش، شرافت و اقتدارِ ساختارِ مرکزی را هدف گرفته‌ است تا آنجا که حتی وفادارانِ دوآتشه نیز، گردانندگانِ دیپلماسی را به بی‌غیرتی و تن دادن به خفت متهم می‌کنند.

آنچه امروز در پهنه‌ی سیاست مشاهده می‌شود، نه نبردِ برابر، که نمایشی از فرسایشِ مستمر است. ترامپ با نشانه رفتنِ اعتباررو حیثیتِ نمادینِ ساختار، در حالِ به ثمر رساندنِ پروژه‌ای است که در آن، خطاهای محاسباتیِ داخلی به دستِ خودِ بانیانِ وضعِ موجود رخ می‌دهد. در فضایی که مشروعیتِ مردمی به افسانه پیوسته و ذخایرِ استراتژیک ته کشیده است، این هجمه‌ی روانی، کاری‌تر از هر جنگِ سخت، پایه‌های بنایِ قدرت را به لرزه درآورده است.

اکنون حاکمیت نه در برابرِ ترامپ،
که در مواجهه با سایه‌ی سنگینِ
ناتوانیِ خویش، روزگار می‌گذراند.


در هنگامه گفت‌وگوها و مذاکرات، ترامپ هر زمان که خواهد، قایق‌های سپاه پاسداران و پایگاه‌های نظامیِ جمهوری اسلامی را آماجِ آتش می‌سازد، بی‌آنکه از سوی تهران واکنشی درخور و بازدارنده دیده شود. پاسخِ رسمی، اگرررر پاسخی بتوان نامید، جز چند شکایتِ پراکنده از زبانِ وزارتِ خارجه یا شماری از مقام‌های سیاسی و نظامی درباره نقض آتش‌بس نیست، و بس.

ترامپ نیز شروطِ جمهوری اسلامی را نپذیرفته و بر همان سیاقِ خویش پای می‌فشارد. از آن سو، ترامپ هرگونه که خواهند و با هر لحنی که پسندند، با مسئولانِ جمهوری اسلامی سخن می‌راند.

تحقیر صد از صد

این همه، کار را بدانجا رسانده که حتی وابستگانِ حکومت نیز زبان به گلایه گشوده‌اند.

به همین دلیل است که ضربه به حیثیت نظام
توسطِ ترامپ از خودِ فشار نظامی
نیز کاری‌تر شده است.


هم‌چنان بر این باور استوار هستم ، هیچ مذاکره ای در کار نیست.

#اشو


سیاست خونه خالمه، راحت باشن حضار
ما یه خدا میشناسیم اونم اسمش ****
بالاخره به یه چیزی باور دارن کفار
با الف زده میشه قید قوانین
عاشق کولی و آتیشی عین قناری
نمیدونم چی شنیدی؟ رفیقی یا خائن؟
واستا لاشی، تلگرام بالاست با یه تحلیلِ اشو
فازشو نگیرید بابا خوابمون میاد
نمیرسی طولانیه راهمون زیاد
کلمه پشت کلمه چیدم آبتون بیاد
...



عضو شو؛ تحلیل جامع با شما کامل می‌شود👇👇

√ 
@AshooZa  | ߊ‌‌ܝ᪴ܝܝߺو
75👏14👍4🔥2😱1🤩1
Forwarded from اَشو | Ashoo
🔹جنایی- تو فقط هستی که باشی ...

چراغ‌های کافه نیمه‌سوخته بود و دودِ غلیظِ سیگار، فضا را سنگین کرده بود. بلند شدم، صاف ایستادم و نگاهی به دور و برم انداختم. وقتِ حرف زدن بود. با صدایی که تمامِ سالن را گرفت، گفتم:

مَنَم، اشو. حالم از این فضای مسموم بهم می‌خوره، می‌خوام بگم این‌جا که نشستیم، بحثم بحث لجنه. بحثِ برخی مبارز نماها و تحلیل گران آب دوغ خیاری... البته به جز عده‌ای محدود که هنوز بوی آدمیزاد میدن.

سکوتِ وحشتناکی حاکم شد. ادامه دادم:
ببینید، مبارزان و تحلیلگران دو بخش هستند. بعضیا یا دَدی داده موندن احمق، یا بد به فکر درآمدن و مُخ‌شون بسته‌س.

اشاره کردم به نویسنده‌ی جوانی که با تکبر گوشه‌ای نشسته بود. جلو رفتم و بالای سرش ایستادم:

خوب گوش کن اول، دسته‌ی اول.

دست به خودکار نزن، پُربار نی کارت؛ بهتره دهنتو ببندی، چون قلمم میگادت. تو سرت گیج میره، چون ایرادت اینه راه میری ولی تو بی‌راهه. می‌نالی از چی وقتی بسیجن فک فامیلا که غَمتو نبینن؟ باز هم ول‌کنی نیستی؟ حالا که مَرد شدی حالا تویی و تریبون اربابات، زیادیه پس میخری سیگاری تا باش قلم بزنی.

او چشمانش را پایین انداخت. با تحقیر نگاهش کردم: آره، ولی توخالی بالاخونه. انگار که روی زخم‌های عمیقِ این مردم، فقط پایین می‌زنی چسب زخم و می‌مالی شب به شب. تو در این توهمی، خوابی حتی تو بیداری. بیناییت که فقط صرف زینت و زیبایی میشه؛ اصلا نمی‌بینی دور و برت چه خبره. به چی می‌بالی دیگه؟ ویزایی که تو پاس ایرانیته؟ باور کن نه به اینا نی. اون کت شلوار و کرواتت فقط برا دَر و دافا دارن گیرایی.

نفسی تازه کردم:

گوشم پُره از این شعارا. یادتون باشه، مبارزه کالا نی که بخری‌ ش با دلارا. این یک مناجاته دِله با قلم ، به قول مانوک نی کار شماها. همه حرفاتون بی‌ معنی، انگاری از دهن عقیمی، حیف وقتی نی.

از کنارش رد شدم و رو به جمعیتی که در انتهای سالن پچ‌پچ می‌کردند، رو به همه کردم و گفتم : پس بریم به دسته‌ی دوم برینیم.

به میانِ آن‌ها رفتم. یکی‌شان با ظاهری با اصالت، اما باطنی سودجو ایستاده بود.

خیره در چشمانش گفتم:

واضحه مسئله. تو فاسدی، گذشته تاریخ مصرفت. بالاخره دفترت حامی مبارزاست یا مفسر مذهب و سنته؟ تو که گیری تو مهلکه، یه سؤال ازت دارم:

مقصدت کجاس پسر شجاع؟ مشروطه خواهی یا کمونیستی یا پی خدا؟

همه‌تون دروغ می‌گید؛ بنده‌خدا آرزوهات گشنه‌ن. به هر دری می‌زنی واس خاطر شهرت؛ کسمغز.

آن‌ها را یکی‌یکی زیر نظر گرفتم. گفتم:

تو که مشوقت سولاخ کون زیدته، چی داری میگی؟ لابد دوباره نرسیده جنس بهت؟ برای من از ایدئولوژی حرف نزن؛ یه روز اسطوره‌ت لنینه، یه روز طیبه. برای همینه که تنها چیزی که جر دادی شیکم کیکته.

من می‌گم آزادی، تو می‌گی ولی‌عصر؟ پی شریعتی؟

همه مثل من و تو اسیرن، می‌کنن بقیه رو نصیحت.

مهره‌ی سوخته‌این عزیزان،
بدو که دود از کنده بلند می‌شه
و رونده قانون طبیعت،
اونا فقط دنبال سانسور جدیدن.
واللهی کمترن حتی از چرک‌نویس‌های پشت ورقم؛
رسانه های معتبر، نوکرم!


می‌گن خوبا دین‌دارن؛ مثل فردین، جیمز دین، هنرمندین، ریدین...

کافه در سکوتی مرگ‌بار فرو رفت. من از آن‌جا بیرون زدم. خیابان گرم بود، اما لااقل دیگر مجبور نبودم لجن‌زارِ کلماتِ آن‌ها را تحمل کنم.


پذیرا باشیم
آخر هفته دورهمی ها
به صرف رولت روسی در خدمتیم
جی‌پی‌اس هم نمی‌خواد
سرراسته
هفت سنگ، اَشو

جهت تبادل نظر و گفت‌وگو با سایر هم‌میهنان گرامی، دعوت می‌شود به گروه "هفت سنگ اَشو" ملحق شوید:

√  @Haft_AshooZaa  | ߊ‌‌ܝ᪴ܝܝߺو

#اشو

جنایی دایره‌س، اَشو عدد پی
نمی‌دونن شدن طرف کی
بدون منم که مسئله گیر
معتل چی؟


عضو شو؛ تحلیل جامع با شما کامل می‌شود👇👇

√ 
@AshooZa  | ߊ‌‌ܝ᪴ܝܝߺو
😱2712
Forwarded from اَشو | Ashoo
🔹 تسخیر - آنچه لابلای خطوطِ سخنانِ شاه رضا پهلوی پنهان است


در میانه‌ی این همه بحرانِ درهم‌تنیده، آن‌گاه که میلیون‌ها تن از مردمِ این سرزمین در تنگنای سخت‌ترین تنگدستی‌ها به‌سر می‌برند و نارضایتیِ عمومی چون آتشی زیر خاکستر به اوج رسیده است، تداومِ بقا برای حکومتِ جمهوری اسلامی و باورمندانِ آن، که به قدرت و مشیتِ الهی دل بسته‌اند، به راستی به معجزه‌ای می‌ماند.

این همه، با وجودِ کنار رفتنِ علی خامنه‌ای، رهبر جمهوری اسلامی و فرماندهِ کل قوا، و فرو ریختنِ چندین لایه از فرماندهانِ امنیتی و اطلاعاتی، و نیز وارد آمدنِ تلفاتِ سنگین بر نیروهای رزمی، انهدامِ پادگان‌ها، مقرهای نظامی و انبارهای موشکی، نابودیِ رادارها، مهمات‌خانه‌ها و لانچرها، و نیز از سرگیریِ حملات در روز های اخیر از سوی اسرائیل و آمریکا به جمهوری اسلامی، هنوز ایران و ایرانیان در بندِ این حکومت‌اند؛ زیرا دستگاهِ سرکوب، همچنان، بر جای است و کار می کند.

شاه رضا پهلوی در سخنانی خطاب به دونالد ترامپ گفت: اینک با جانوری زخمی روبه‌رو هستیم؛ فرصتی است که نباید از کف برود، بلکه باید کار را یک‌بار برای همیشه به فرجام رساند.

خواندنِ لابه‌لای خطوط، دشوار نیست.

هر سخن، چهره‌ای آشکار دارد و چهره‌ای نهفته؛ دریافتِ مقصود، در گروِ خواندنِ آن لابلای خطوط، جایی که معنایِ نهفته در کلمات، رخ می‌نماید.

شاه که هماره از حوزه‌یِ جزئیاتِ نظامی پرهیز داشته، گامی بلندتر برداشته و پیکار علیه این حکومت را، چونان نبردی برایِ نجاتِ میهن، هم‌ترازِ ایستادگیِ جهانی علیه آلمانِ نازی دانسته ست . او دو رکنِ رکینِ خیزش را بر آفتاب افکنده است:

نخست، تدوینِ راهبردی ستبر برایِ سرنگونی که جان‌هایِ خسته را به میدان بخواند؛ و دوم، هموار ساختنِ مسیری برای پیوستنِ ارتشیان و نیروهایِ امنیتی به خیلِ عظیمِ مردم.


چون لابه‌لای سخنان را
بخوانیم، مرادِ دقیقِ
شاه رضا پهلوی روشن می‌شود.


در میانِ سخنانِ او در ماه‌های گذشته، دو نکته‌ی بسیار بسیار راهبردی برجسته تر از هر سخنِ دیگری بوده است:

نخست، بازگشت به خیابان، آن‌گاه شدنی است که مردم، توانی برابر برای رویارویی داشته باشند.

دوم، نیروهای روی زمین در ایران، خودِ مردمِ ایران‌اند. ما را نیاز نیست که نیرویی بیرونی این کار را به جای ما انجام دهد.

مهم‌ترین سخنان و محورهایی که شاه رضا پهلوی در ماه‌های اخیر بر آن‌ها انگشت نهاده، همین دو مورد است.

اما کلیدواژه‌یِ ناگفته‌یِ او که گویی از فرازِ آسمانِ تهران و با تجربه‌یِ پروازهایِ آموزشی‌اش بر این کران‌بوم درمی‌رسد...


کلیدواژه او، با توجه به این‌که خود سابقه گذراندنِ دوره خلبانی در آمریکا را دارد و بارها در روزگارِ آموزش بر فرازِ تهران پرواز کرده است، با خواندنِ لابه‌لای خطوط آشکار است:

نیاز به پوشش هوایی.

اکنون، با توجه به این‌که نیروی هوایی و پدافندِ ارتشِ جمهوری اسلامی، به‌راستی، از میدانِ معادلاتِ جنگ بیرون افتاده‌اند، در چشم‌اندازی کلی، پوششِ هوایی برای معترضانِ خیابان در برابرِ سرکوبگران، با جنگنده و پهپاد امری است که می‌تواند موجه شمرده شود.

به گمانِ اینجانب اَشو، بخشی از این ماموریت، در جریانِ جنگِ چهل‌روزه، به دستِ نیروی هواییِ ارتشِ اسرائیل و با هم‌کاریِ دستگاه‌های اطلاعاتیِ آنان، در جریانِ حملاتِ هواییِ اسرائیل به ایستگاه‌هایِ بازرسی، به بوته‌یِ آزمایش گذاشته شد.

مردمِ ایران در برابرِ سرکوبگران، دست‌خالی‌اند.

فهرستِ مأموریت‌های پشتیبانی از مردم، بلندبالا نیست؛ اما می‌تواند کارساز باشد. اجرای آن ــ که شاید در نهایت، به‌سانِ واپسین گزینه، در پیش نهاده شود ــ نیازمندِ زمینه‌چینی است؛ گام‌هایی که شاید آغازِ آن‌ها با مأموریتِ ویژه برای دست‌یابی به اورانیوم‌ها پیوند داشته باشد.


به باور اینجانب، اَشو ، ایجادِ پوششِ هوایی جهتِ حمایت از خیزشِ مردم در مواجهه با ماشینِ بی‌رحمِ سرکوب، دیگر یک گزینه‌ی احتمالی نیست، بلکه یک ضرورتِ عقلانی و راهبردی است.

این موضوع، که در لابلای آموزه‌ها و سخنان یا به اصطلاح لابلای خطوط ، شاه به وضوح تبلور یافته، فراتر از یک احتمالِ ساده، جزئی جدایی‌ناپذیر و برنامه‌ریزی‌شده از استراتژیِ اصلی ایشان برای تضمینِ  پیروزیِ انقلابِ شیر و خورشید است.

باید یادآور شد که نتانیاهو از ایجاد شرایطی برای سقوطِ حاکمیتِ جمهوری اسلامی سخن گفته است؛ و به باورِ من، یکی از استراتژی های میانِ او و شاه رضا پهلوی، بهره‌گیری از پوششِ هوایی است.

بار دیگر تأکید می‌کنم، که در جریانِ حملاتِ هواییِ اسرائیل به ایست های بازرسی در نبردِ چهل‌روزه، عملیاتِ پوششِ هوایی در میدانِ عمل به محکِ آزمون گذاشته شد.


#اشو

عضو شو؛ تحلیل جامع با شما کامل می‌شود👇👇

√ 
@AshooZa  | ߊ‌‌ܝ᪴ܝܝߺو
72💯4🔥3🫡2
Forwarded from اَشو | Ashoo
🔹بخوانید لایِ خطوط را: ترامپ و بازیِ توافق ؛ بخش نخست - بازیِ شکاف و انتظار


باید از غوغای تحلیل‌های آبکی، از این روایت‌های بی‌رمق و هیجان‌زده که با چند واژه پرطمطراق خود را استراتژی جا می‌زنند، فاصله گرفت و لایِ خطوط را خواند. امروز نیز همان قصه تکرار می‌شود: عده‌ای چنان از توافق سخن می‌گویند که گویی ترامپ خلیج فارس را فتح کرده، تنگه هرمز را به تصرف درآورده، و در آستانه برداشتن جزایر سه‌گانه ایستاده است.

این قبیل تحلیل‌ها، اگر نه متوهمانه، دست‌کم کودکانه‌اند؛ بیش از آنکه از فهم سیاست بیرون آمده باشند، از عطشِ اغراق زاده شده‌اند.


اما سیاست و تحلیل، برخلاف خیال‌بافی‌ها، با شعار و توهم پیش نمی‌رود. اگر قرار است به عمق ماجرا نگاه کنیم، باید ببینیم ترامپ در توییت‌ها و موضع‌گیری‌هایش دقیقا از چه حرف می‌زند.

او از رفع محاصره و باز شدن تنگه هرمز سخن می‌گوید؛ و حال آنکه پیش از این جنگ، نه محاصره‌ای به معنای دقیق و رسمی وجود داشته، و نه تنگه هرمز بسته بوده است.

میگیری؟

همین گزاره‌های ظاهراً بزرگ، اگر با دقت خوانده شوند، بیش از آنکه خبر از یک واقعیت عینی بدهند، نشانه‌ی یک طراحی سیاسی‌اند؛ نشانه‌ای برای فهم زبان قدرت، نه مصرف خامِ خبر.


❗️آیا می‌توان پذیرفت که ماشین سیاست آمریکا، با آن همه هزینه، محاسبه و فشار، وارد جنگی شود تا در نهایت دوباره به نقطه‌ی پیش از جنگ بازگردد؟ پاسخ، اگر از جنس فهم سیاسی باشد نه هیجان، روشن است: نه.


سیاستِ سیستم آمریکا و ترامپ و نه فقط آمریکا بلکه نظام هایی که خود را عقلانی می‌پندارند ، دست‌کم در منطق کلان خود، بر مبنای بازگشت به صفر، نقطه شروع ، عمل نمی‌کنند.


❗️ بنابراین باید پرسید هدف واقعی چیست؟


ترامپ در این مرحله، نه به‌دنبال لغو کامل تحریم‌هاست و نه اساساً در پی یک صلحی  پایدار و عمیق؛ بلکه می‌خواهد با امتیازهای اقتصادیِ محدود و حساب‌شده، جمهوری اسلامی را به سمت توافقی بزرگ‌تر سوق دهد:

توافقی که در آن، برنامه موشکی و نفوذ منطقه‌ای نیز روی میز قرار گیرد. و اگر این نظام زیر بار نرود، همان توافق محدود می‌تواند به ابزارِ فشار تازه بدل شود؛ ابزاری برای نمایشِ غیرمنطقی بودن حکومت در برابر افکار عمومی جهان، و در نتیجه، زمینه‌سازی برای بازسازی اجماع بین‌المللی در جهت فشارهای شدیدتر ــ و در نهایت، برخوردی نهایی.


از سوی دیگر، این توافق می‌تواند در قامتِ راه‌حلی موقت برای مدیریت بحران انرژی و اقتصاد جهانی ظاهر شود. باز شدن نسبی جریان نفت و کاهش فشارهای دریایی، معیشت مردم را ــ  برای مدتی کوتاه ــ اندکی بهبود می‌بخشد.

اما همین بهبودِ موقتی، اگر به تغییر ساختاری منجر نشود که نمیشود، انتظارات عمومی را بالا می‌برد.

❗️اینجاست که منطق بازی پیچیده‌تر می‌شود، و این همان نقطه‌ای است که بازی از سطح اقتصاد به سطح سیاست انتقال می‌یابد:

وقتی فشارِ بقا کمی عقب می‌نشیند، مطالباتِ اجتماعی و سیاسی سر برمی‌آورند. یعنی همان‌جا که مردم خیال می‌کنند از زیر بارِ فشار بیرون آمده‌اند، توقعات تازه آغاز می‌شود.

یعنی درست همان‌جا که گمان می‌رود نفس به جامعه بازگشته، توقع هم جان می‌گیرد.


در چنین وضعی، ترامپ می‌تواند از شکافِ میان مردم و حاکمیت بهره برد. شکافی که از دلِ وعده‌های نیمه‌تمام، گشایش‌های ناقص، و امیدهای اقتصادمحور زاده می‌شود. اگر محدودیت‌ها برداشته شوند اما ساختار تغییر نکند، نتیجه نه آرامشِ پایدار، بلکه افزایشِ نارضایتی و اعتراضات داخلی است.

به بیان دیگر، هر گشایشِ کنترل‌شده‌ای، اگر با تحول واقعی همراه نباشد، می‌تواند به‌جای ترمیم، به زخمِ تازه بدل شود.

به نظر شما ، جمهوری اسلامی می‌تواند از پسِ تغییر واقعی در ساختار قدرت بر بیاید؟

❗️پاسخ روشن است: نه.

پس به جای تثبیت، به نارضایتیِ تازه و اعتراضات داخلی می انجامد. به عبارت دیگر، افزایش سطح توقعات جامعه، خود می‌تواند به یک اهرمِ فشار تبدیل شود.

ماه ها پیش، هنگامی که بسیاری در اندیشه چرایی سکوت مردم بودند و ندای چرا مردم ساکت‌اند؟ در میان دلسوزان پادشاهی طنین‌انداز بود، من بر این باور بودم که سکوت امروز، بهترین مهندسی برای تکمیل چیدمان بازی است.

بخوانید: 👇

مارپله یا مهندسی سقوط؟ چرا سکوت ایران، قوی‌ترین فرماندهی است.


امروز نیز برباور استوارم: بهترین ضربه به پیکره حکومت جمهوری اسلامی، همین توافق پیش رو و این وقفه تاکتیکی است. این، نه یک عقب‌نشینی، که یک گام هوشمندانه به سوی پیروزی است؛ حرکتی حساب‌شده در صفحه شطرنج تاریخ که مهره‌ها را به سود ما جابجا خواهد کرد.

بخش دوم ساعت ۱۵ به وقت تهران در کانال منتشر میشود .

#اشو

عضو شو؛ تحلیل جامع با شما کامل می‌شود👇👇

√ 
@AshooZa  | ߊ‌‌ܝ᪴ܝܝߺو
61👍18❤‍🔥2🤬1💯1😐1
Forwarded from اَشو | Ashoo
🔹بخوانید لایِ خطوط را: ترامپ و بازیِ توافق ؛ بخش دوم - اسرائیل، وقفه، و بازیِ نهایی


در این میان، نباید از یک هدف مهم دیگر نیز غافل شد: ثبت یک پیروزی دیپلماتیکِ نمادین برای خود ترامپ. او اساساً سیاست را در منطقِ نمایش، چرخش، غافلگیری و تسلط روانی می‌فهمد. برای او، گاه نمایشِ حل بحران از خودِ حل بحران مهم‌تر است. این همان ویژگی ترامپ است: سیاست‌ورزی نه در قالبِ ثبات و تداوم، بلکه در قالبِ حرکت‌های ناگهانی، اعلام‌های بزرگ، و تغییر جهت‌های پرسر و صدا.


این توافق همچنین به شکاف در بدنه حاکمیت ایران دامن می‌زند. در هر ساختار بسته و متصلب، همیشه طیف‌هایی وجود دارند که نسبت به مذاکره، فشار، و امتیازدهی، نگاه‌های متفاوتی دارند. یک توافق محدود، می‌تواند میانه‌روها را به سمت ادامه مسیر هل دهد و تندروها را به خشم آورد.

و همین دوگانگی، اگر شدت بگیرد، توان تصمیم‌گیری یکپارچه را کاهش می‌دهد؛ خاصه در حوزه‌هایی چون سیاست خارجی و دفاعی که وحدت در آن‌ها یک ضرورت حیاتی است.


❗️ترامپ، برخلاف دیپلمات‌های دیگر، اهل هندسه‌ی آرامِ سیاست نیست؛ او سیاست را صحنه‌ی معامله، غافلگیری و فشار می‌فهمد.

از همین رو، حتی اگر توافقی در کار باشد ــ که به نظر می‌رسد بیش از آنکه واقعی و پایدار باشد، موقت و تاکتیکی است ــ نباید آن را نشانه‌ی اعتقاد او به توافق بادوام دانست.

❗️این توافق کوتاه مدت، در خوانش دقیق‌تر، می‌تواند تنها یک حرکت تاکتیکی باشد برای تسلط روانی بر بازی:

هم به طرف مقابل بفهماند که می‌تواند فشار را کم کند، هم به متحد و رقیب نشان دهد که کلید بحران هنوز در دست اوست.


در این منطق، خودِ توافق بخشی از نمایش قدرت است. ترامپ با اعلام توافق، خود را نه فقط به‌عنوان کسی که می‌جنگد، بلکه به‌عنوان کسی که می‌تواند بجنگد و بعد ناگهان صحنه را عوض کند، بازنمایی می‌کند. و همین غیرقابل‌پیش‌بینی بودنِ کنترل‌شده سرمایه سیاسی اوست؛ سرمایه‌ای که با آن بر صحنه می‌ماند و رقبا را در تردید نگاه می‌دارد.

ترامپ معمولا سیاست را نه مثل یک دیپلمات کلاسیک، بلکه مثل یک معامله‌گرِ صحنه‌محور می‌بیند. او از اعلام‌های بزرگ، چرخش‌های ناگهانی، و غافلگیر کردن همه لذت می‌برد.



❗️اما مهم‌ترین نکته شاید همین باشد: ترامپ استاد چرخش است.

او می‌تواند با یک چرخش ناگهانی ــ به بهانه‌ی یک گزارش آژانس، یک تحرک منطقه‌ای، یا حتی یک محاسبه‌ی تازه ــ همه‌چیز را به عقب بازگرداند. و آن‌گاه، جامعه‌ای که تازه طعم گشایش را چشیده، با شوکی مضاعف مواجه می‌شود. چنین شوکی، از نظر روانی و سیاسی، بسیار اثرگذارتر از فشارِ ثابت و مداوم است؛ چون امیدِ تازه‌جوشیده را می‌شکند، نه صرفا بدنِ فرسوده را.

پس باید به جای دل‌سپردن به شلوغی‌های لفظی، با عقلِ سرد و نگاهِ تیز به ماجرا نگریست. آنچه اکنون در ظاهر توافق نام گرفته، لزوماً توافقی برای نجات یا تثبیت جمهوری اسلامی نیست؛ صرفا یک وقفه تاکتیکی است.

وقفه‌ای حساب‌شده، برای چیدن دوباره صحنه، سنجیدن واکنش‌ها، بالا بردن انتظارات، فرسایش انسجام داخلی، و آماده‌سازی میدان برای مرحله‌ای دیگر.


وقفه، نه پایان. 
نه نجات. نه آرامش. نه ختم ماجرا.


و البته، در تمام این معادله، نباید اسرائیل را از یاد برد؛ بازیگری که همچنان دستش باز است و در چرخش‌های آینده‌ی این پرونده، می‌تواند نقشی تعیین‌کننده‌تر از آنچه در ظاهر دیده می‌شود، ایفا کند.

حذف این عامل از تحلیل،
یعنی دیدنِ صحنه
با یک چشم بسته.


#اشو

بازم کویره که
همه جویده جنس
نعشه کل صحنه جوری خالتور جمیله جر
ته رویاشون اینه بشن تو جریده ذکر
جمع کیر و ریش، میشه کرییرش
گرفتی؟ بپا نگیره بت


تامام و خلاص


عضو شو؛ تحلیل جامع با شما کامل می‌شود👇👇

√  @AshooZa  | ߊ‌‌ܝ᪴ܝܝߺو
54👍17👏3🤬1😐1
Forwarded from اَشو | Ashoo
برای کانال اَشو، به دنبال نویسنده‌ای توانمند هستم؛ البته اگر نویسنده هم نباشید، جای نگرانی نیست، زیرا خودم تمامیِ فنونِ آن را به شما خواهم آموخت.

از دوستانی که شوقِ قلم‌زدن دارند و می‌خواهند نوشته‌هایشان به‌صورت گسترده منتشر شود، دعوت می‌کنم زیرِ همین پست پیام بگذارند.

کلا یک هفته زمان لازم است تا به شما بیاموزم چطور بنویسید و هنرِ قلم‌زدن را به تمامی یاد بگیرید.

بنابراین، افرادی که علاقه دارند در کانال اَشو قلم بزنند و نوشته‌هایشان به‌صورت گسترده در کانال‌های پادشاهی‌خواه منتشر شود، پیام بگذراند.


اگر هنوز قلم به دست نگرفته‌اید، هیچ جای نگرانی نیست؛ من رموزِ این هنر را در یک هفته به شما می‌آموزم تا همپایِ بزرگان بنویسید.

تنها چیزی که نیاز دارم، اشتیاقِ شما برای یادگیری است.


علاقه‌مندانی که سودایِ خلقِ کلام و انتشارِ گسترده دارند، جهتِ هماهنگی در زیرِ همین پست ، کلمه "نویسندگی" را ارسال کنند.


اراتمند شما،

#اشو

عضو شو؛ تحلیل جامع با شما کامل می‌شود👇👇

√ 
@AshooZa  | ߊ‌‌ܝ᪴ܝܝߺو
👍6812
Forwarded from اَشو | Ashoo
🔹مرگی آرام، اما پیوسته؛ همه چیز شُل است!


در سپهرِ تحلیل‌های سیاسی و رسانه‌ای، این باورِ رایج که قدرتِ مقاومت رژیم جمهوری اسلامی در برابر فشارهای خارجی، به‌ویژه رویارویی هم‌زمان با قدرت‌های جهانی چون ایالات متحده و اسرائیل، حاکی از شکست‌ناپذیریِ آن است، غالباً بدونِ ژرف‌نگریِ کافی پذیرفته می‌شود. این روایت، هرچند از منظر روانی برای مخالفانِ نظام، تصویری از ناامیدی مطلق ترسیم می‌کند، اما از یک واقعیتِ کلیدی غافل می‌ماند:

اقتدارِ نمایشی لزوما با ثباتِ واقعی هم‌معنا نیست.

تاریخ، بارها و بارها نشان داده است که نظام‌های سیاسی درست در لحظه‌ای که در بیرون سخت‌تر از همیشه می‌نمایند، در درون دچار پوسیدگیِ خاموش شده‌اند؛ پوسیدگی‌ای که نه با فروپاشی برق‌آسا، بلکه با فرسایشِ تدریجیِ ستون‌ها آغاز می‌شود.

آنچه در پسِ این پرده‌یِ اقتدارِ تبلیغاتی در جریان است، داستانی متفاوت و نگران‌کننده برای نظام است. مجموعه‌ای فزاینده از گزارش‌هایِ منتشرشده از درونِ ایران—که اغلب در سکوتِ رسانه‌ها سپری می‌شوند—نشانه‌هایی از مرگِ خاموش را آشکار می‌سازند؛ فرسایشی خاموش اما پیوسته، که تاب‌آوریِ ساختار را نه با یک ضربه‌یِ ناگهانی، بلکه با فرسودگیِ مزمن، اندک‌اندک کاهش می‌دهد.

❗️نخستین میدانِ آشکارِ این فرسایش، اقتصاد است؛ و اقتصاد، در نظام‌های بسته، همیشه زودتر از سیاست حقیقت را برملا می‌کند.

بحرانِ اقتصادی، دیگر صرفا یک مسئله‌یِ دشواریِ زندگی برای مردم نیست؛ بلکه به ستونِ فقراتِ توانِ اجراییِ دستگاهِ حاکمیت، فشارِ مهلکی وارد می‌کند.

تورم در ستون فقرات اقتصاد، افتِ رشدِ اقتصادی، و تشدیدِ بیکاری، تصویری ملموس از این فرسایش است. کسب‌وکارها زیرِ بارِ افزایشِ هزینه‌ها و کاهشِ تقاضا، در آستانه‌یِ تعطیلی قرار گرفته‌اند و شمارِ بیشتری از کارگران با این حقیقتِ تلخ روبرو می‌شوند که:

دیگر شغلی وجود ندارد!

این فرسایشِ اقتصادی، پایگاهِ اجتماعیِ نظام را نه با یک خشمِ انقلابیِ آنی، بلکه با ناامیدیِ مزمن، تضعیف می‌کند.

نشانه‌هایی از تنگنایِ مالی حتی در کانونِ نهادهایِ امنیتی و نظامی نیز رخنه کرده است.

گزارش‌ها حاکی از آن است که حقوقِ نیروهایِ مسلح در ماهِ اخیر، کاهشی چند برابری داشته و بودجه‌یِ اختصاصیِ سپاه نیز، به‌ویژه پس از خساراتِ سنگینِ ناشی از درگیری‌هایِ اخیر، رو به پایان است .

تا آنجا که این نهاد برایِ جبرانِ کسری، به ناچار چشم‌داشتی به بودجه‌یِ سایرِ بخش‌ها دوخته است.

وقتی حتی هزینه‌کردِ نهادهایِ قدرتمندِ نظام به بحرانِ بودجه می‌رسد، یعنی فشارِ اقتصادی از سطحِ جامعه به درونِ مرکزِ قدرت نفوذ کرده و ستونِ فقراتِ نظام در حال خورد شدن است، هنگامی که تیغِ فشارِ اقتصادی به قلبِ مرکزِ قدرت نیز می‌رسد:

آیا می‌توان از پایداریِ
ستونِ فقراتِ نظام سخن گفت؟



در میدانِ سیاست، سایه‌یِ ابهام بر لایه‌هایِ بالادستیِ قدرت سنگینی می‌کند. نگرانی نسبت به ادامه‌یِ غیبتِ مجتبی خامنه‌ای از انظارِ عمومی بالا رفته و طرفدارانِ نظام، به‌طورِ فزاینده‌ای خواستارِ ارائه‌یِ مدرک مبنی بر زنده بودن و موافقتِ شخصیِ او با مذاکرات و توافقاتِ حاصل‌شده هستند.

در تحلیل‌هایِ قدرت، چنین درخواست‌هایی صرفا یک کنجکاویِ رسانه‌ای نیست؛ بلکه نشان‌گرِ تزلزل در روایتِ رسمی و تکاپو برایِ بازسازیِ مشروعیت است.

این ابهامات، به‌ویژه با نزدیک شدن به اعلامِ جدولِ زمانیِ مراسمِ تشییعِ علی خامنه‌ای ، می‌تواند به شکافِ عمیق‌تری در اعتبارِ رهبری و پایداریِ درونیِ نظام منجر شود.

تاریخِ نظام‌هایِ سیاسی گواهی می‌دهد که اغلب، درست پیش از سقوط، نظام‌ها در قوی‌ترین وضعیتِ ظاهری خود به نظر می‌رسند. نمایش‌هایِ عمومیِ قدرت، بیش از آنکه تأییدی بر اقتدارِ واقعی باشند، تلاشی برایِ پوشاندنِ ناامنیِ فزاینده و کاهشِ پایگاهِ اجتماعی هستند. اتکایِ شدید بر نیروهایِ امنیتی و سرکوبگر، خود نشانه‌ای از کاهشِ مقبولیتِ مردمی است. ادعاهایِ پیروزی، حتی اگر هم‌زمان با ضعف‌هایِ ساختاریِ عمیق مطرح شوند، می‌توانند آخرین تلاش‌ها برایِ حفظِ ظاهر باشند.

قدرتِ نمایشی می‌تواند هم‌زمان با ضعفِ واقعی وجود داشته باشد. زمانی که ضعفِ واقعی از لایه‌هایِ اقتصادی به بخش‌هایِ مالیِ نیروهایِ امنیتی و سپس به ابهامِ درون‌ساختِ قدرت سرایت می‌کند، حتی اگر صدایِ فروپاشیِ آنی شنیده نشود، روندِ تغییر از مدت‌ها پیش آغاز شده است—با آهنگی آهسته، اما پیوسته.

و این مرگِ آهسته و خاموش،
خطرناک‌تر از هر رویاروییِ
نظامیِ ناگهانی است.


#اشو

همه سوار هم می‌شن و چرند میگن
الان نفع و فایده یعنی نفهمیدن

من، اَشو، کولی، الف، تسخیر
دیگه تابلو شده نداره تهدید تاثیر
مشکل دارم با قوانین الهی
همیشه مستقل، افراطی، جنایی

عضو شو؛ تحلیل جامع با شما کامل می‌شود👇👇

√  @AshooZa  | ߊ‌‌ܝ᪴ܝܝߺو
👍699👌9❤‍🔥1🤬1😐1
🔹خامنه ای را به ذرت و گندم فروخته‌اند؛ آیا آغازِ پایان فرا رسیده است؟

نشانه‌های آشفتگی در ساختار قدرت جمهوری اسلامی، بیش از هر زمان دیگری خود را نشان می‌دهد. اختلافات دیگر محدود به جلسات محرمانه و رقابت‌های پشت‌پرده نیست؛ اکنون به مراسم رسمی، تریبون‌ها و حتی خیابان‌ها کشیده شده است.

در روزهای اخیر، بخشی از جریان‌های درون حاکمیت، محمدباقر قالیباف را به جاه‌طلبی، فاصله گرفتن از اصول و حتی خیانت متهم کرده‌اند. همزمان، گزارش‌هایی نیز درباره تهدید او و اعضای خانواده‌اش منتشر شده است؛ رخدادهایی که از عمیق‌تر شدن شکاف‌های درونی حکایت دارد.

نمایش پلاکاردی با مضمون خامنه‌ای را به ذرت و گندم فروخته‌اند در یکی از مراسم محرم نیز بازتابی از همین اختلاف‌هاست.

برای بخشی از نیروهای وفادار به نظام، هرگونه گشایش در روابط با آمریکا یا غرب، به معنای عقب‌نشینی از آرمان‌هایی است که سال‌ها برای آن هزینه داده‌اند.

از همین رو، بعید به نظر می‌رسد روندی که کشورهای غربی آن را صلح و ثبات می‌نامند، به‌سادگی در ایران به نتیجه برسد.

در سوی دیگر، گرانی‌های بی‌سابقه، فشار اقتصادی و افزایش نارضایتی عمومی، بر پیچیدگی اوضاع افزوده است. در چنین شرایطی، رقابت میان جناح‌های جمهوری اسلامی دیگر صرفا یک اختلاف سیاسی نیست؛ بلکه به نبردی برای حفظ بقا شباهت پیدا کرده است.

اگر این روند ادامه پیدا کند، آنچه پیش‌روی جمهوری اسلامی قرار دارد، بیش از آنکه ثبات باشد، می‌تواند دوره‌ای از فرسایش و بحران درونی باشد؛ دوره‌ای که معادلات آینده را به‌طور جدی دگرگون خواهد کرد.

بیش از یک سال پیش، من از شکل‌گیری چنین روزهایی سخن گفته بودم. امروز، آن نشانه‌ها یکی پس از دیگری در حال آشکار شدن هستند.

کلیک کنید👇

گیریم مذاکره با ترامپ شخصی که دستور مستقیم حذف قاسم را داد صورت گرفت ، چه میشود؟


#اشو


مخا ارور، برعکس گرفته رو را اخم
نمی‌خوان دراد روز، احسنت، مثنکه زور دارد
قبراق واستادن سر گردنه، بپا بازی سر گردنه
صورت همو جوری می‌زنن بترکه نفهمی اصلا سر گردنه
لب جدوله کله
انقدر می‌کوبن کله همو تا بگن مگه جدول ضربه؟
نه مجله جبره، جدولش سخته






عضو شو؛ تحلیل جامع با شما کامل می‌شود👇👇

√  @AshooZa  | ߊ‌‌ܝ᪴ܝܝߺو
👍121👌1513