کمپین بازگشت شاهزاده
31.8K subscribers
83.5K photos
72.1K videos
457 files
43.1K links
https://telegram.me/C_B_SHAHZADEH
کانال کمپین👆
https://t.me/joinchat/QGibi-Oc3jFYRx5E
ابرگروه کمپین👆

https://twitter.com/payandeiranam
توییتر

@azadi5555
ارتباط با ما
Download Telegram
Forwarded from اَشو
🔹چرا یک لیتر بطری آب گران‌تر از یک لیتر بنزین است؟

درک این که چرا بنزین ارزان باقی مانده، نیازمند جابجایی مرکز ثقل تحلیل از حوزه اقتصاد خُرد به حوزه ژئوپلیتیک و امنیت سیاسی داخلی است.  سود حاصل از قاچاق و تناقض در اظهارات مقامات ، در حقیقت دو روی یک سکه هستند که سیاست رسمی را دیکته می‌کنند.


قیمت یک بطری آب یک و نیم لیتری، ۱۲ هزار تومانی با یک لیتر بنزین ۳ هزار تومانی مشاهده می‌شود، یارانه بنزین، ارزان‌ترین و بزرگ‌ترین یارانه پنهان کشور است که به جیب تمام مصرف‌کنندگان، فارغ از میزان درآمد و نیاز، سرازیر می‌شود.

قاچاق گسترده سوخت، محصول ناکارآمدی سیستمی نیست، بلکه یک سیاست اجرایی سایه  است که توسط نهادهای قدرتمند برای اهداف استراتژیک به کار گرفته می‌شود، آنگاه چرایی عدم افزایش قیمت بنزین به یک منطق کاملا متفاوت درمی‌آید.

بنزین نه یک کالای لوکس، بلکه یک کالای زیربنایی در اقتصاد ایران است. قیمت آن به مثابه یک فشارسنج اجتماعی عمل می‌کند. افزایش قیمت سوخت، به دلیل تأثیر دومینو بر حمل و نقل، غذا و معیشت، به‌سرعت به کاتالیزوری برای اعتراضات سراسری تبدیل می‌شود. ریسک فعال شدن این آتش، با توجه به سابقه تاریخی (آبان ۹۸)، غیرقابل مدیریت تلقی می‌شود.

بنزین ارزان در ایران، بیش از آنکه یک یارانه انرژی باشد، یک ابزار کنترل اجتماعی ارزان‌قیمت است. در غیاب سازوکارهای حمایتی قوی، شفافیت اقتصادی و اعتماد عمومی، حفظ این یارانه پنهان تنها راه باقی‌مانده برای تزریق مصنوعی آرامش به جامعه است.


قاچاق، نکته کلیدی اینجاست!


در حقیقت، ساختار حاکم، این وضعیت را به عنوان یک مکانیسم توزیع قدرت تعریف کرده ست. سود حاصل از قاچاق، نه تنها برای قاچاقچیان، بلکه به نوعی، از طریق سازوکارهای پنهان، بین حلقه‌های مختلف تامین و توزیع – که لزوما دولت مرکزی نیستند – تقسیم می‌شود. این توزیع رانتی، وفاداری و سکوت برخی بازیگران کلیدی را تضمین می‌کند.

افزایش قیمت، این شبکه را دچار شوک کرده و آن‌ها را به مخالفین فعال تبدیل می‌کند.


اگر قیمت رسمی افزایش یابد، سود قاچاق به شدت کاهش یافته و اساسا این شبکه از کار می‌افتد. این امر به معنای از دست دادن یک ابزار قدرتمند برای تامین مالی و کنترل جناح‌های وابسته است. سیستم، برای حفظ این شبکه، حاضر است هزینه اقتصادی عظیم یارانه را بپردازد.

همانطور که اشاره شد، شبکه‌هایی که اکنون از قاچاق سود می‌برند، نه تنها لزوما تابع محض دولت نیستند، بلکه دارای وزن و نفوذ مستقلی هستند.

افزایش قیمت، این شبکه‌ها را از یک شریک نان‌خور به دشمنان فعال و دارای انگیزه تبدیل می‌کند. این تغییر فاز، یک تهدید داخلی جدید و کنترل نشده ایجاد می‌کند.


شرایط تحریم و کاهش شدید منابع ارزی ، این جریان درآمدی غیررسمی، به عنوان یک کانال تأمین مالی عمل می‌کند که از مسیرهای رسمی و نظارت‌پذیر خارج است. این پول می‌تواند صرف عملیات‌های استراتژیک، تامین نقدینگی نهادهای خاص یا ایجاد ثروت برای حلقه‌های خاص قدرت شود.

سود حاصل از این قاچاق، به عنوان یک مکانیسم پاداش‌دهی غیرمستقیم برای وفادار نگه داشتن جناح‌های کلیدی در سلسله مراتب قدرت عمل می‌کند.

قیمت پایین بنزین، بستر این قاچاق را فراهم می‌آورد.

در نهایت، معادله ریسک-بازده به نفع نگهداری از وضعیت موجود حل می‌شود.


افزایش قیمت دو ریسک را همزمان فعال می‌کند: الف- خشم عمومی (ریسک امنیتی کلاسیک) و ب-شورش نخبگان رانت‌خوار (ریسک امنیتی ساختاری). حکومت در این شرایط، با دو جبهه بالقوه از نارضایتی مواجه می‌شود که یکی از آن‌ها از بطن ساختار حاکمیتی برمی‌خیزد.

سود حاصل از افزایش قیمت بنزین، هرچند بزرگ است، اما در نهایت سود اقتصادی است؛ در حالی که ریسک آن،  ریسک بقای سیاسی-امنیتی  محسوب می‌شود.

برنامه جمهوری اسلامی در عدم افزایش قیمت بنزین، یک استراتژی مبتنی بر حفظ ابزارهای کنترل و تامین مالی سایه است. بنزین ارزان، قیمتی است که سیستم برای خرید سکوت عمومی و تداوم جریان درآمدی سازمان‌یافته داخلی می‌پردازد. اگرچه این کار، اقتصاد سیستم را در بلندمدت تحلیل می‌برد، اما در کوتاه‌مدت، به بقای شبکه‌های قدرت و مهار تلاطم‌های سیاسی کمک می‌کند.

در نهایت: اجازه دهید بنزین به اوج اقتدار قیمتی خود برسد، و در این میان، بر لبان ما هیچ زمزمه‌ای از ناسازگاری نسراید که مسیر صعود را سد کند؛ زیرا این ارتفاع‌گیری قیمتی، ، به نفع مسیر استراتژیک ماست. تمامی اخبار و گمانه‌زنی‌هایی که حکایت از وعده‌های افزایش بهای بنزین دارند، باید در پسِ سکوتِ مطلق مدفون گردند. بگذارید نیروهای مقتدر و صاحب‌نفوذ در ساختار جمهوری اسلامی، رویاروی یکدیگر قرار گیرند و به مصاف هم برخیزند. ما تنها تماشاگر خواهیم بود؛ چرا که بازی پس از رسیدن قیمت به اوج، دیدنی‌تر خواهد شد.


#اشو

جوین شو کانال خودت هموطن👇❤️:

https://t.me/ASHOOZA
👍10412👌4
🔹پدر تمامی کانال‌ها: نقش کلیدی کمپین بازگشت شاهزاده در حمایت از شاه رضا پهلوی


کمپین بازگشت شاهزاده، به‌عنوان اولین و پیشگام‌ ترین کانال حامی شاه رضا پهلوی، تأثیر بسزایی بر آگاهی و شناخت مردم نسبت به این شخصیت تاریخی گذاشت.

زمانی که این کمپین تشکیل شد، اغلب افراد جامعه اطلاعات کمی از شاه رضا پهلوی داشتند و حتی بسیاری نام او را نیز نشنیده بودند. اما با راه‌اندازی این کمپین، فضایی برای بحث، تبادل نظر و ارائه اطلاعات صحیح درباره شاه رضا پهلوی فراهم شد که به تدریج موجب افزایش شناخت عمومی از او گردید.

این کمپین، نه تنها به عنوان یک کانال تلگرامی، بلکه به عنوان یک پایگاه مهم برای تجمع حامیان و افرادی که به دنبال تغییرات سیاسی در ایران بودند، عمل کرد. 

با فراخوان های کمپین، جمعیتی گسترده از اقشار مختلف، از جمله دانشجویان، کارگران و خانواده‌ها، به میدان می آمدند. مردم با شور و اشتیاق، شعارهای خود را فریاد میزدند و در عین حال، پیامی روشن از همبستگی و اراده جمعی را به رسیدن به عدالت و برابری منتقل می‌کردند.


به همین خاطر، می‌توان ادعا کرد که کمپین بازگشت شاهزاده پدر تمامی کانال‌های دیگری است که به تدریج شکل گرفتند.

این کانال‌ها، با هدف حمایت و تبلیغ اهداف شاه رضا پهلوی، از ایده‌ها و محتوای اولیه‌ای که این کمپین ارائه میداد، الهام گرفته و در ادامه راه آن فعالیت کردند.

در حقیقت، بسیاری از کانال‌ها و گروه‌های فعلی که به معرفی و ترویج اندیشه‌های شاه رضا پهلوی پرداخته و به جمع‌آوری نظرات و انتقادات حامیان او کمک میکنند، به نوعی نتیجه و ادامه‌دهنده تلاش‌های اولیهٔ کمپین بازگشت شاهزاده هستند.

این کمپین بستری را فراهم آورد که به‌واسطهٔ آن، اکنون مردم به‌خوبی با شخصیت شاهمان، رضا پهلوی آشنا هستند و درک بهتری از نقش او در آینده سیاسی ایران دارند.

از آنجا که کمپین بازگشت شاهزاده به‌عنوان اولین حرکت جدی در زمینهٔ معرفی شاه  رضا پهلوی مطرح است، میتوان آن را سنگ‌ بنای تمامی فعالیت‌ها و تلاش‌های بعدی در این راستا دانست. در واقع، این کمپین به‌طور موثری به آگاهی مردم افزوده و سبب شکل‌گیری حرکتی جمعی و هدفمند در حمایت از شاه رضا پهلوی شده است.

به همین دلیل، بدون شک می‌توان ادعا کرد که کمپین بازگشت شاهزاده، پدر تمامی کانال‌ها و گروه‌های حامی دیگردر این زمینه است و نقش کلیدی در ارتقا آگاهی و شناخت مردم ایفا کرده است.

در واقع، کمپین بازگشت شاهزاده به‌عنوان نقطه عطفی در تاریخ مبارزات عمل کرده و به‌عنوان پیشگام در حرکت‌های اجتماعی و سیاسی، به شکل‌گیری یک جامعه آشنا با حقوق و نیازهای ملی کمک کرده است.

با گذشت زمان و با فعالیت‌های مستمر این کمپین، شناخت مردم از شاه رضا پهلوی امروز به حدی رسیده است که او به یک چهره آشنا و معتبر در زندگی سیاسی کشور تبدیل شده است؛ و این مهم، تماماً نتیجهٔ تلاش‌های بی‌وقفهٔ کمپین بازگشت شاهزاده و تأثیر آن بر جامعه است.

با ظهور کمپین بازگشت شاهزاده، دیگر گروه‌ها و کانال‌ها نیز به تبعیت از آن به‌وجود آمدند و هر یک ایده‌ها و نظرات خود را مطرح کردند. اما حقیقت این است که تمام این کانال‌ها در درخت بزرگ کمپین بازگشت شاهزاده ریشه دارند و به نوعی در ادامهٔ نقش و کاری که این کمپین آغاز کرد، فعالیت می‌کنند. به همین دلیل، میتوان گفت که کمپین بازگشت شاهزاده به‌واسطه پیشگامی در این موضوع، همواره به عنوان الگوی دیگر کانال‌ها باقی مانده و نقش کلیدی در حرکت‌های اجتماعی و سیاسی مربوط به بازگشت شاهمان  ایفا کرده است.


#اشو


کمپینی که از هیچی همه چیو ساخت
بدون دلیل خاص، بیحساب
هیشکی از خدا نپرسید، چرا سیبو کاشت
حالا همه، گنده شدن واسه خودشون
از یادا رفته
که کی بود بالا سر آگاهی و مبارزه
وقتی بابا ننه، نه، نداشت...

#جاوید_شاه
#کمپین_بازگشت_شاهزاده
#پدر

🆔 @C_B_SHAHZADEH
10👍16533💯8🔥1
Forwarded from اَشو
🔹 رقصِ شاه رضا پهلوی استراتژیک در صحنه‌یِ سیاست- بخش اول : چرا حمایت از تیمِ شاه، حمایت از خودِ شاه است؟

همراهانِ گرامی و دلسوزانِ آرمانِ میهن، در این مقطعِ حساس که نیازمندِ هوشمندی و انسجامِ حداکثری است، ندایِ عقل و منطق، ما را به سمتِ حمایتی قاطع از تیمِ برگزیده‌یِ شاه رضا پهلوی  سوق می‌دهد.

تیمی که شاه، با اشرافِ کامل بر موقعیت و اهدافِ کوتاه‌مدت( کوتاه مدت! دقت داشته باشد) ، آن‌ها را انتخاب کرده‌اند. بدانیم که هرگونه تخریب و هجمه‌یِ ناروا بر این یاران، در واقع ضربه‌ای است که مستقیماً بر پیکره‌یِ خودِ شاه وارد می‌آید و اعتبارِ ایشان را در معرضِ خدشه قرار میدهد.

باورِ من، که ریشه در سال‌ها تجربه‌یِ سیاسی و تحصیلاتِ در حوزه‌یِ علومِ سیاسی دارد، این است که شاه، صرفاً یک رهبرِ سیاسی نیست؛ بلکه استراتژیستی است که ریزترین جزئیاتِ صحنه را درک می‌کند. ایشان، فراتر از هر تحلیل‌گرِ بیرونی، بر انگیزه‌ها و تناسبِ فعلیِ تیمِ همراهِ خود با برنامه‌هایِ کوتاه‌مدت‌شان اشرافِ کامل دارند. همانطور که در تجربه‌یِ منشورِ مهسا آموختیم، شاه با دیدی بلندمدت و نقشه‌ای پیچیده، مهره‌ها را در صفحه‌یِ شطرنجِ سیاست جابجا می‌کند. عجله و شتابزدگی در قضاوت، می‌تواند تمامِ این محاسباتِ دقیق را برهم زند.

❗️نکته‌یِ کلیدی اینجاست: شاه خود، آگاه است.

به یاد بیاورید تجربه‌یِ تلخِ منشورِ مهسا را؛ زمانی که بسیاری با شتابزدگی و هیجان، خواستارِ تغییراتِ فوری بودند و هشدارها مبنی بر عواقبِ ناگوارِ این عجله، نادیده گرفته شد. نتیجه، تجربه‌ای شد که به ما آموخت گاهی، سکوت و صبر، شجاعانه‌ترین و مؤثرترین استراتژی است. در آن ماجرا، شاه، با دیدی کلان‌تر، مهره‌ها را برایِ رسیدن به هدفی بزرگتر در موقعیتِ مناسب قرار داده بود و هرگونه مداخله‌یِ زودهنگام، می‌توانست نقشه‌یِ او را برهم زند. اکنون نیز، همان درسِ حیاتی، چراغِ راهِ ماست.


امروز، هنگامی که بر تیمی که شاه خود تایید کرده است، می‌تازیم، در واقع در حالِ تضعیفِ خودِ ایشان هستیم.

تیمی که با بصیرت و دوراندیشیِ خودِ ایشان انتخاب و تأیید شده است. تردیدی نیست که هرگونه هجمه و تخطئه‌یِ ناروا بر اعضایِ این تیم، در واقع سیلی است که بر صورتِ خودِ شاه نواخته می‌شود و اعتبارِ ایشان را در معرضِ خدشه قرار می‌دهد.


او می‌داند که تیمِ فعلی، در این برهه‌یِ زمانی، برایِ اجرایِ کدام بخش از استراتژیِ بلندمدتِ ایشان، مناسب است. او همچنین به خوبی از زمان‌بندیِ لازم برایِ هرگونه تغییرِ استراتژیک در تیم در آینده، آگاه است. این دانشِ عمیق، از تجربه‌یِ سال‌ها فعالیتِ سیاسی و درکِ بی‌نظیرِ ایشان از معادلاتِ قدرت نشات میگیرد. حمله‌یِ ما به تیمِ ایشان در شرایطِ کنونی، نه تنها کمکی به پیشبردِ اهداف نمی‌کند، بلکه ممکن است روندِ طبیعیِ این استراتژیِ بلندمدت را مختل سازد.

مخالفان، بی‌صبرانه در انتظارِ شکاف در جبهه‌یِ حامیانِ شاه هستند تا از آن بهره‌برداری کنند. هرگونه انتقادِ بی‌مورد یا تخریبِ ناروا، خوراکِ تبلیغاتیِ دشمنان و تضعیفِ انسجامِ درونیِ ما خواهد بود.

بنابراین، آنچه امروز بیش از هر چیز ضرورت دارد، وفاداریِ استراتژیک و اعتمادِ بی‌قید و شرط به درایتِ شاه است. ایشان، با همان قاطعیت و بصیرتی که همواره از خود نشان داده‌اند، در زمانِ مناسب، هرگونه تغییری را که برایِ تحققِ اهدافِ عالیه و با توجه به چشم‌اندازِ آینده لازم باشد، اعمال خواهند کرد. وظیفه‌یِ ما، حمایتِ بی‌دریغ از ایشان و تیمِ منتخبشان در مقطعِ فعلی، و پرهیز از هرگونه اقدامی است که می‌تواند انسجامِ ما را خدشه‌دار کند. چرا که پشتِ تیمِ شاه بودن، در واقع پشتِ خودِ شاه بودن است؛ حمایتی که ریشه در درکِ استراتژیِ عمیقِ او دارد.

#اشو

جوین شو کانال خودت هموطن👇❤️:

https://t.me/ASHOOZA
137👍30💯3😱1
Forwarded from اَشو
🔹رقص استراتژیک شاه رضا پهلوی در صحنه‌یِ سیاست- بخش دوم ؛ تیم کنونی شاه، ابزاری برای امروز، نه تمام فرداها!

همراهان گرامی! در تحلیلِ رویدادهایِ سیاسی، همواره باید بینِ تاکتیک‌هایِ کوتاه‌مدت و استراتژی‌هایِ بلندمدت تمایز قائل شد.

بگذارید با صراحت بگویم:

به باورِ من، استراتژیِ کوتاه‌مدتِ شاه، همکاریِ تنگاتنگ با تیمِ کنونی است. شواهدِ این مدعا نیز بر کسی پوشیده نیست. بیایید واقع‌بین باشیم. شاه با استفاده از این تیم، در حال دستیابی به چه نتایجی است؟

اولاً، به دیپلماسی توجه کنید:

🔰 نگاهی به تحولاتِ اخیر بیندازید. تا پیش از شکل‌گیریِ این تیم، شاه با چه میزان از مقاماتِ غربی دیدار و گفتگو داشتند؟

🔰آیا تا پیش از این تیم، بابِ مراوداتِ رسمی با اسرائیل گشوده شده بود؟

🔰آیا تا پیش از این، شاهدِ گفتگویِ مستقیمِ شاه با نتانیاهو بوده‌ایم؟

اما فراتر از این بیایید به رسانه‌ها نگاهی بیندازیم:

❗️تا پیش از تشکیل این تیم، چند مصاحبه‌ی رسمی با شبکه‌های مطرح جهان از شاه شاهد بودیم؟

❗️ آیا روزنامه‌های مطرح جهان، نام شاه را به این میزان در تیترهای خود قرار می‌دادند؟

این پوشش رسانه‌ای گسترده، برای شاه اعتبار می‌آورد و به ایشان کمک می‌کند تا در افکار عمومی، جایگاه مستحکم‌تری پیدا کنند. این اعتبار، یک سرمایه‌ی ارزشمند است که در بلندمدت، به ایشان در تحقق اهدافشان کمک خواهد کرد

به یاد داشته باشیم، این اتفاقات تصادفی نیستند. حضور این تیم، نه تنها در عرصه‌ی دیپلماسی، بلکه در حوزه‌ی رسانه نیز، فصل جدیدی را برای فعالیت‌های شاه گشوده است.

پاسخِ این پرسش‌ها، به‌وضوح نشان می‌دهد که استراتژیِ فعلیِ شاه، تعامل و همکاری با تیمِ کنونی است و این همکاری، دستاوردهایی ملموس برایِ ایشان به همراه داشته است.

این تیم با شبکه‌سازی‌های خود، با دانش و تخصصی که در اختیار دارد، به شاه کمک می‌کند تا اهداف کوتاه‌مدت خود را سریع‌تر و آسان‌تر محقق کند.

❗️ آیا این تیم، به شاه کمک نکرده است تا موانع را از سر راه بردارد؟

❗️آیا اگر‌ این تیم وجود نداشت حماسه مونیخی شکل میگرفت؟

❗️آیا اگر شاه با این تیم همکاری نمیکرد و نکند، پیمان کوروشی در کار بود؟


❗️واقع بین باشیم که همکاری با این تیم، دروازه‌های طلایی جدیدی را به روی شاه گشوده است!


اما نکات بسیار مهم●

باید پذیرفت که در دنیایِ سیاست، هر ابزاری، کارکردی موقت دارد. با اتکا به ده سال تجربه‌یِ فعالیتِ سیاسی و تحصیلات در رشته‌یِ کارشناسیِ علومِ سیاسی، بر این باورم که این تیم، ابزاری استراتژیک برایِ پیشبردِ اهدافِ کوتاه‌مدتِ شاه است.

توجه کنید:👇

باید درک کنیم که در سیاست، هر ابزاری، تاریخ مصرفی دارد. شاه به خوبی می‌داند که این تیم، ابزاری موقت است و در آینده، تغییراتی را اعمال خواهد کرد.

اما در حال حاضر، بهترین استفاده را از این تیم می‌برد تا منافع مردم ایران را تأمین کند.

نباید از یاد برد که استراتژیِ بلندمدتِ ایشان، فراتر از این چارچوبِ فعلی است.


نشست ایران هم با بازتاب رسانه‌ای گسترده، توسط تیم استراتژیک شاه هماهنگ شد. این تیم، با گشایش کانال‌های دیپلماتیک جدید و افزایش پوشش رسانه‌ای، به شاه کمک می‌کند تا به اهداف کوتاه‌مدت خود دست یابد.

تخریب این تیم در حال حاضر به ضرر شاه خواهد بود. شاه با هوشمندی، از این تیم برای بهره‌برداری حداکثری استفاده می‌کند.

شاه دارد از این تیم، به عنوان یک اهرم برای پیشبرد برنامه‌های خود استفاده می‌کند و شواهد این مدعا نیز کاملا مشهود است.

بنابراین، وظیفه‌یِ ما در این مقطعِ زمانی، درکِ ظرافت‌هایِ استراتژیِ شاه و حمایتِ قاطع از ایشان در راستایِ تحققِ اهدافِ کوتاه‌مدت است. بدانیم که تخریبِ تیمِ کنونی، نه تنها سودی ندارد، بلکه می‌تواند برنامه‌هایِ فعلیِ شاه را نیز با اخلال مواجه کند.

به‌خاطر داشته باشیم که شاه، رهبری دوراندیش و آینده‌نگر است. او در زمانِ مقتضی، با همان قاطعیت و هوشمندی که از او سراغ داریم، تغییراتِ لازم را در تیمِ خود اعمال خواهد کرد.

پس تا آن زمان، به استراتژیِ فعلیِ شاه اعتماد کنیم و با حمایتِ همه‌جانبه، ایشان را در مسیرِ رسیدن به اهدافِ کوتاه‌مدت یاری رسانیم. این، رمزِ موفقیتِ ما در شرایطِ کنونی است.



#اشو

بذر من خوب و گرونه
ذهنتون قابل کِشت
وقتشه یه فصل تازه نوشت


و در نهایت روی سخنم با تخریب گران است👇
همون همیشگی؛ تیم شید من تک کیرمم نمیتونید‌ بخورید
. انقدر حالم خوبه که فکر میکنم خونِ بدخواهِ شاه آب انگوره🍷😎


جوین شو کانال خودت هموطن👇❤️:

https://t.me/ASHOOZA
128👍31🔥2😢1
Forwarded from اَشو
🔹 پاسخ به منتقدان: استدلال شاه در باب حق حاکمیت ملی و بی‌طرفی دوران گذار


در منظومه پیچیده گذار سیاسی ایران، گاه کوچکترین تفاوت‌ها در تعاریف حقوقی می‌تواند به بزرگترین شکاف‌ها در اتحاد نیروهای مخالف بدل شود. یکی از محوری‌ترین و گمراه‌کننده‌ترین مناقشاتی که علیه شاه رضا پهلوی مطرح می‌شود، این ادعاست که ایشان به آرمان پادشاهی‌خواهان بی‌اعتنا هستند، زیرا با انحصار قانون اساسی مشروطه به عنوان تنها سند حاکم بر دوران گذار مخالفت می‌کنند.

این برداشت، نه تنها ساده‌انگارانه است، بلکه درک عمقی از التزام شاه به دموکراسی و حق حاکمیت ملی را نادیده می‌گیرد.

❗️ برخلاف آنچه بدخواهان القا می‌کنند، شاه رضا پهلوی بیشترین توجه و اعتبار را برای پایگاه مردمی پادشاهی‌خواهان قائل هستند. این اعتقاد ریشه در این باور راسخ دارد که اکثریت مردم ایران، در یک فرآیند آزاد و شفاف، بار دیگر نظام پادشاهی مشروطه را به عنوان بهترین چارچوب حکمرانی برای ایران آینده انتخاب خواهند کرد.

این باور، نه‌تنها یک امید، بلکه یک یقین استراتژیک است که نیازی به تضمین ساختاری پیش از موعد ندارد.

باید صریح بود: قانون اساسی مشروطه، سندی الهام‌گرفته از اراده تاریخی ملت ایران در مبارزه با استبداد است، اما ستون فقرات و جوهر محتوایی آن، به طور مطلق بر نهاد پادشاهی استوار است.

این امر در تمامی مواد و فصول آن مشهود است.

پرسش بنیادین، یک چالش منطقی و حقوقی است: تصور کنید ما با این فرض که پادشاهی اکثریت جامعه را دارد، قانون اساسی مشروطه را به عنوان مرجع حقوقی دوره گذار می‌پذیریم. اما چه می‌شود اگر، در کمال دموکراتیک، نتیجه انتخابات آزاد و فرآیندی که خود مدعی بی‌طرفی آن هستیم، یک درصد حکایت از انتخاب جمهوری یا نظامی متفاوت کند؟

در این سناریو، قانون اساسی مشروطه‌ای که تماما ً بر اساس پیش‌فرض پادشاهی طراحی شده است، عملا اعتبار خود را از دست می‌دهد و کل فرآیند در خلا قانونی و تشنج فرو می‌رود.

کسانی که بدون قید و شرط خواستار اعمال قانون اساسی مشروطه در دوره گذار هستند، ناخواسته در دام این پارادوکس می‌افتند.

آن‌ها با این اصرار، در واقع، بر این نکته چشم می‌پوشند که بی‌طرفی مطلق در دوره گذار، مستلزم یک سند حقوقی است که صرفا تنظیم‌کننده اصول برگزاری انتخابات آزاد، تضمین‌کننده حقوق مدنی و ناظر بر فرآیند انتقال قدرت باشد؛ نه سندی که خود، ساختار نهایی حکومت را از پیش تعیین کرده باشد.

اتهام خیانت یا کم‌توجهی به پادشاهی‌خواهان، تلاشی مذبوحانه برای تخریب رهبری‌ ای است که بزرگترین خدمت را به آرمان پادشاهی می‌کند: اعتماد به مردم.

شاه رضا پهلوی نه تنها به پادشاهی‌خواهی باور دارد، بلکه با رد تحمیل قانون اساسی مشروطه در دوره گذار، دقیقا نشان می‌دهد که به رای اکثریت مردم ایران ایمان دارد. او می‌داند که در رقابتی آزاد، اکثریت قاطع مردم، همان‌گونه که در بطن جامعه ایران نهفته است، نظام پادشاهی مشروطه را بر خواهند گزید.


و قص علی هذا ، این گله‌ها و تخریب‌ها تنها از سر عدم فهم این تمایز ظریف میان آرمان نهایی و ابزار موقت گذار است.

وظیفه فعالان سیاسی در این مقطع، باور به اکثریت خویش و تلاش برای تضمین یک انتخابات آزاد است، نه ایجاد تفرقه بر سر چارچوبی که اگر به اجبار پذیرفته شود، خود به بزرگترین مانع برای مشروعیت‌بخشی نهایی به پیروزی پادشاهی‌خواهان تبدیل خواهد شد. شاه رضا پهلوی به قدرت مردم ایران باور دارند و این باور، خود، بزرگترین ضمانت برای آینده پادشاهی مشروطه است.

اصرار بر حاکمیت این قانون در دوره گذار، عملا به معنای بستن راه انتخاب آزاد مردم است و با روح دموکراتیک مورد ادعای ما در تضاد قرار می‌گیرد.

این موضع شاه، نه تنها نشانه‌ای از کم‌توجهی نیست، بلکه در واقع، عالی‌ترین سطح احترام به آرمان پادشاهی‌خواهی و اعتماد کامل به خواست ملت است. ایشان باور دارند که اکثریت قاطع مردم ایران خواهان پادشاهی هستند و برای تضمین این پیروزی، نیازی به تحمیل چارچوب حقوقی جانبدارانه در دوره گذار نیست. شاه با اصرار بر سندی بی‌طرف برای دوره گذار—سندی که تنها ناظر بر آزادی‌های مدنی و سازوکار برگزاری انتخابات آزاد باشد— عملا بر یک اصل بنیادین دموکراسی تاکید می‌ورزند. بنابراین، تخریب‌ها و گله‌هایی که از سر سوءتفاهم صورت می‌گیرد، باید متوقف شود. شاه رضا پهلوی به قدرت مردم باور کامل دارند و مسیرشان، تثبیت مشروعیت پادشاهی از طریق رای آزاد و قاطع مردم ایران است، نه از طریق ابزارهای حقوقی که بی‌طرفی مسیر را خدشه‌دار کنند.

#اشو

بازم کویره که،همه جویده جنس
نعشه کل صحنه جوری خالتور جمیله جر
ته رویاشون اینه بشن تو جریده ذکر...


من میگم قانون اساسی مشروطه نه! چرا؟ دوباره بخونید و اندکی تفکر ...


جوین شو کانال خودت هموطن👇❤️:

https://t.me/ASHOOZA
👍10812😱2👏1
Forwarded from اَشو
حرام اگر حتی یک درصد از این جماعت مشروطه‌چی بتواند اصلِ مسئله را بفهمد. مردمانی که از حقوق چیزی نمی‌دانند و تمام حرفشان در تکرار طوطی‌وار همان قانون اساسی مشروطه خلاصه می‌شود؛ قانونی که کوچک‌ترین ربط و کارکردی در دوران گذار ندارد و این را هم نمی‌توانند بفهمند.

عقلشان آن‌قدر کوتاه است که انگار زمان بر آن‌ها بسته شده؛ سن‌شان بالا رفته، اما فهمشان همان‌جا مانده.

نسلی فرسوده که جز سماجت و لجاجت چیزی در چنته ندارد و فقط باید صبر کرد تا روزگار خودش پرونده‌شان را ببندد و صحنه را از این سنگینی زائد راحت کند.

#بمیرید

به تمامی هواداران کیان پادشاهی اعلام می‌گردد که این قلم ، شایسته تکرار است؛ لذا از تمامی کانال های پادشاهی خواه استدعا دارم که با همت خود، مجددا موجبات نشر آن را فراهم آورند.

#اشو


جوین شو کانال خودت هموطن👇❤️:


https://t.me/ASHOOZA
115👍21🔥3😱3🫡2
Forwarded from اَشو
🔹رقصِ استراتژیکِ شاه رضا پهلوی در صحنه‌یِ سیاست- بخش سوم: تحکیم وحدتی‌ها و بچه‌های آیت‌الله؛ ابزار گذار، نه مانع آن

▪️بخش اول - بخش دوم

این روزها یک سوال تکراری و چندباره در فضای سیاسی ایران مدام شنیده می‌شود؛ از سمت چپ‌ها، مشروطه‌چی‌ها، اتاق های فکر جمهوری اسلامی و حتی گاهی در میان خودِ هواداران پادشاهی و شاه رضا پهلوی:

چرا شاه رضا پهلوی با این تیم تحکیم وحدتی یا به اصطلاح بچه‌های آیت‌الله و افرادی که سابقه اتصال به نظام جمهوری اسلامی دارند همکاری می‌کند؟

پیش از هر چیز باید گفت که سه گروه نخستچپ‌ها، مشروطه‌چی‌ها و اتاق فکر جمهوری اسلامی—خودشان پاسخ این پرسش را می‌دانند؛ اما هدفشان از تکرار چنین سؤالاتی، تخریب است نه شفاف‌سازی.

❗️سخن اصلی، اما، با خود ماست؛ ما هواداران پادشاهی ، پشتیبانان شاه رضا پهلوی.

واقعیت این است که پاسخ این پرسش، درون خودِ پرسش نهفته است.

نخست باید دانست که شاه رضا پهلوی نمی‌تواند و نباید همه‌ی ابعاد استراتژی خود را آشکار کند. کسی که درگیر مبارزه‌ی واقعی برای تغییر رژیم است، هیچ‌گاه تمام نقشه‌ی خود را روی میز نمی‌گذارد. اما او بارها و به‌صراحت گفته است هدفش کاهش هزینه‌ی سرنگونی جمهوری اسلامی است؛ یعنی گذار از این حکومت با کمترین آسیب و بیشترین بهره‌گیری از نیروهایی که خود از دل همین نظام برخاسته‌اند اما امروز از آن بریده‌اند.

شاه رضا پهلوی از همان آغاز گفته که می‌خواهد کسانی را جذب کند که دیگر از این وضعیت خسته شده‌اند؛ کسانی که زمانی در سیستم جمهوری اسلامی بوده‌اند، اما اکنون به دنبال راه نجات‌اند و موافق تغییر رژیم شده‌اند؛ همان‌هایی که به آن‌ها ریزشی های نظام می‌گوییم.

و اینجاست که نقش تیم تحکیم وحدتی و بچه‌های آیت‌الله روشن می‌شود. فارغ از گذشته‌ی آنان، این افراد شبکه‌ای از ارتباطات و اعتماد در میان بخش‌های ریزشی حکومت دارند. شاه، با شناخت این واقعیت، از این شبکه به‌مثابه پلی استفاده می‌کند تا مستقیم با ریزشی‌های رده‌بالای رژیم ارتباط گیرد؛ همان ارتباطی که در بزنگاه تغییر، می‌تواند فرآیند فروپاشی را سریع‌تر، کم‌هزینه‌تر و هوشمندانه‌تر پیش ببرد.

❗️حال دوباره برگردیم به سؤال تکراری:

چرا شاه رضا پهلوی با تیمی کار می‌کند که سابقه وصل بودن به نظام جمهوری اسلامی را دارند؟

پاسخ روشن است: چون شاه رضا پهلوی به‌درستی می‌داند که برای کاهش هزینه‌ی تغییر نظام، باید از حلقه‌های درونی قدرت و ارتباطات کسانی استفاده کند که هنوز در بدنه‌ی رژیم آشنایی، نفوذ و اعتبار دارند. همان بچه‌های آیت‌الله، همان چهره‌های تحکیم وحدتی که حالا در جبهه‌ی مردم ایستاده‌اند، همان‌ها می‌توانند پلی باشند میان شاه و نیروهای ریزشی رده‌بالای حاکمیت. کاهش هزینه یعنی گذار از این نظام با کمترین خون‌ریزی، کمترین آشوب، و بیشترین بهره‌گیری از نیروهایی که زمانی جزئی از  ساختار جمهوری اسلامی بوده‌اند اما امروز از آن دل‌کنده و جدا شده‌اند.

این البته فقط یکی از دلایل همکاری شاه با این تیم است؛  موارد دیگری نیز وجود دارد که هر یک در جای خود، ارزش استراتژیک بالایی دارند.

❗️فراموش نکنیم که خودِ شاه رضا پهلوی گفته:

پنجره نجات ایران محدود است.


این جمله معنایی ساده ندارد؛ یعنی دیگر جای ریسک و آزمون و خطا نیست. یعنی زمان اندک است و فرصت باید به‌درستی مصرف شود. شاه رضا پهلوی کاملاً آگاه است که با چه کسانی کار می‌کند و چه استفاده‌ای از هر مسیر ارتباطی می‌برد. در چنین شرایط حساسی، سیاست هوشمندانه یعنی بهره گرفتن از هر پل ارتباطی که بتواند به نفع آینده‌ی آزاد ایران عمل کند.

بچه‌های آیت‌الله، تحکیم وحدتی‌ها و سایر نیروهایی که امروز از دل نظام جدا شده‌اند، در واقع همان پل‌های ارتباطی میان نیروهای ریزشی رده‌بالای جمهوری اسلامی و پروژه‌ی آزادسازی ایران به رهبری شاه رضا پهلوی هستند — پلی که می‌تواند گذار را کم‌هزینه، سریع و موثر کند.

❗️همین است اصل ماجرا.

و هرکس منصفانه نگاه کند، درمی‌یابد که این نه چسبیدن شاه به آن‌هاست، بلکه به‌کارگیری هوشمندانه ظرفیت‌های درونی دشمن برای تسریع فروپاشی اوست.

در سیاست، بهره‌گیری از ظرفیت‌های دشمن، زمانی که به سود ملت تمام می‌شود، نه ضعف که اوج هوشمندی است. آن‌چه برخی چسبیدن می‌خوانند، در واقع همان به‌کارگیری دقیق گسل ‌های درونی حاکمیت علیه خودِ حاکمیت است — رویکردی که اگر به‌درستی فهمیده شود، کلید عبور ایران از تاریکی به روشنایی خواهد بود.

#اشو

حالا شب تا صبح بزنید تو سر خودتون و این تیم رو تخریب کنید ، مردم خودشون فهمیدن دیگه داستان چیه ‌، علی علی‌.

جوین شو کانال خودت هموطن👇❤️:

https://t.me/ASHOOZA
135🫡20👍11💯3
Forwarded from اَشو
🔹این کجا آن کجا ...

بر اساس ادعاهای جمهوری اسلامی، در اعتراضات آبان ماه سال ۱۳۹۸، ۱۵۰۰ نفر ظرف ۴۸ ساعت (۲ روز) کشته شدند (که آمار واقعی بیش از این است)؛ و اما، در جنگ ۱۲ روزه، باز هم طبق ادعای جمهوری اسلامی، ۱۲۰۰ نفر در ۱۲ روز کشته شدند؛ این تفاوت فاحش، شکاف معنایی را با عبارت این کجا و آن کجا نشان می‌دهد.

❗️نکته محوری این است که اکثریت این ۱۲۰۰ نفر کشته شده در جنگ ۱۲ روزه، افرادی بودند که در کشتار آبان ۹۸ نقش داشتند.

پس سزاوار است که بدانیم هر صدایی که در مخالفت با این کارزار نظامی (جنگ اسرائیل با جمهوری اسلامی و نه با ایران) طنین‌افکن شود، ناگزیر در نغمه‌ای که از سوی جمهوری اسلامی ایران کوک شده، هم‌آوا گشته و به مصلحت آن سوگند وفاداری خورده است.

#اشو

❗️#اسرائیل_بزن

جوین شو کانال خودت هموطن👇❤️:

https://t.me/ASHOOZA
👍1648🫡5💯4
پنجم دیماه

سالروز درگذشت #اشو_زرتشت، پیام آور خرد و راستی

بر آموزه های اشوزرتشت استوار میمانیم.

🔗 Vida (@VidaSarafraz)

@C_B_SHAHZADEH
234💔24👍7🔥3🥰1
Forwarded from اَشو
🔹معادله‌ی جدید خاورمیانه: مذاکره قدرت‌های جهانی با آلترناتیو واحد ایران، تنها مسیر ثبات.

❗️اعتراضات امروز ایران، ادامه هیچ حرکت پیشین نیست — این آغاز فصل تازه‌ای در تاریخ ماست. 

در تمامی اعتراضات گذشته، مردم یا در پیِ مطالبات صنفی بودند یا امید داشتند در چارچوب همین نظام اصلاحی رخ دهد. گاهی نیز نام خاندان پهلوی و شاه رضا پهلوی دوم در میان شعارها شنیده می‌شد، اما نه به گستردگی و قدرتی که امروز در سراسر ایران طنین‌انداز است.

امروز، مردم ایران تنها فریاد نه به جمهوری اسلامی سر نمی‌دهند، بلکه با صراحت و اطمینان، آلترناتیو ملی و مشروع خود را معرفی کرده‌اند — شاه رضا پهلوی.

من، اشو، با یقین کامل و اتکا بر واقعیت‌های میدانی می‌گویم: 

❗️این اعتراضات، بزرگ‌ترین و جدی‌ترین خیزش مردمی در چهار دهه‌ی گذشته است. 

زیرا این بار مردم نه تنها خواهان سرنگونی رژیم هستند، بلکه آینده‌ای روشن و قابل اعتماد را به جهان نشان داده‌اند. 

دنیا اکنون شاهد ایرانی است که پس از پایان جمهوری اسلامی، آماده‌ی ثبات، نظم و پیشرفت است. 

این تفاوت اساسی با تمام گذشته است — و همین امر باعث خواهد شد تا به‌زودی کشورهای غربی، و حتی قدرت‌هایی چون چین و روسیه، برای مذاکره و گفت‌وگو با شاه رضا پهلوی وارد عمل شوند. 

آن‌ها درمی‌یابند که پس از فروپاشی رژیم کنونی، ایران دچار هرج‌ومرج نخواهد شد؛ بلکه صاحب رهبری ملی، مشروع و مورد پذیرش اکثریت مردم است.

دلیل ناکامی اعتراضات گذشته نیز همین بود: 

مردم خواستار تغییر بودند، اما تصویر مشخصی از آینده ارائه نمی‌کردند. 


امروز اما مسیر روشن است، راه مشخص است، و مردم نه تنها چه نمی‌خواهند، بلکه چه می‌خواهند را نیز با صدای بلند اعلام کرده‌اند — ایرانی آزاد با محوریت دموکراسی، قانون، و نماد ملی آن، شاه رضا پهلوی.

از شمال تا جنوب، از شرق تا غرب، ایران یک‌صداست.

صدایی که جهان باید بشنود و تاریخ آن را ثبت خواهد کرد:

شاه رضا پهلوی — بازگرد تا ایران دوباره بایستد.

همه با هم، با ایمان، با امید، و با اتحاد، این راه را ادامه دهیم. 

#اشو

این حقیقت، سنگ‌بنای تعاملات سیاسی نوین با ایران خواهد بود و بدون تردید، در ماه‌ های آینده، جهان گام به گام به سوی گفت‌وگو با شاه رضا پهلوی حرکت خواهد کرد. در چنین نقطه‌ای از تاریخ، صدای ملت دیگر قابل نادیده‌گرفتن نیست. مردم ایران، با آگاهی و اتحاد، مسیر خود را انتخاب کرده‌اند؛ و امروز، بیش از هر زمان دیگر، می‌توان گفت که پیروزی نزدیک‌تر از رگ گردن است.

جاوید شاااااه

جوین شو کانال خودت هموطن👇❤️:

https://t.me/ASHOOZA
214👍15🥰4👏2🔥1🫡1
Forwarded from اَشو
🔹از استودیو تا سنگر: چرا رپ تنها موسیقی‌ای است که خیابان‌های ایران گوش می‌دهند؟

در پهنه‌ی اعتراضات امروز، صحنه‌های شجاعت نه در تاریخ‌نگاری‌های رسمی، که در خیابان‌ها ثبت می‌شود؛ در دل دود و فریاد و خون.

قهرمانان واقعی این میدان، همان جوانانی هستند که هنوز سی‌سالگی را ندیده‌اند ــ فرزندان دهه‌ی هشتاد ــ نسلی که سِنشان کوتاه، اما تاثیرشان عظیم است.

اینان با سینه‌ی بی‌زره و اراده‌ای فولادین در برابر دستگاه سرکوب ایستاده‌اند. اکثریت کسانی که امروز بدون بیم و تزلزل در برابر نیروهای مسلح حکومت قد علم کرده‌اند، جوانانی‌اند که هنوز سی‌سالشان هم نشده. من #اشو نیز از همین نسل‌ام؛ نسلی که مانوک خدابخشیان، با نگاهی ژرف و شاعرانه، آن را #نسل_شیک_پاسارگادی نامیده بود — نسلی آگاه، ریشه‌دار، مغرور و عصیان‌گر. 

اما آن‌چه این نسل را از هر نسلی پیش از خود متمایز می‌کند، نه فقط خشم و آگاهی، بلکه موسیقی‌ای است که در رگ‌هایش جریان دارد.

تقریباً تمام این نسل، رپ گوش می‌دهد.

این انتخاب، تصادفی نیست؛ صورت فرهنگی یک آگاهی سیاسی است. رپ از بطن اعتراض برخاسته، موسیقیِ اعتراض و مقاومت است. در جوهرش، رپ یعنی طغیان علیه نظم موجود، یعنی زبانِ خامِ نسل بی‌صدا. از این‌روست که در خیابان، میان سنگ و شعار، صدای رپ بیشتر از هر موسیقی دیگری شنیده می‌شود. این موسیقی هم‌نفس خشم جمعی و پناه روان زخم‌خورده‌ی نسل معترض است. 

با این حال، ساختار قدرت در جمهوری اسلامی به‌خوبی خطر این موسیقی را درک کرده است؛ به همین دلیل کوشیده تا با حمایت پنهان و آشکار از برخی برخی رپرهای بی‌دندان، بی‌دغدغه و حکومتی، هویت رپ را از درون تهی کند.

حکومتی که از فریاد خیابان وحشت دارد، با رپرهای اهلی می‌کوشد تا صدای اعتراضی این سبک موسیقی را مبتذل و بی‌اثر سازد. هدف روشن است: قطع پیوند میان موسیقی رپ و میدان اعتراض، جدا کردن هنرمند از درد مردم، و تبدیل صدا به زمزمه‌ای بی‌خطر. اما این پروژه شکست‌خورده است؛ چرا که روح رپ را نمی‌توان مصادره کرد. 

چرا؟ چون رپ ــ حقیقی و زنده ــ نه در استودیو، که در خیابان نفس می‌کشد. رپرِ اصیل، صدای همان مردمی است که در برابر ماشین سرکوب ایستاده‌اند. او زبانِ جنبش است، نه حاشیه‌ی آن.

این پیوند ناگسستنی، به رپر قدرتی می‌بخشد که با هیچ رسانه یا ابزار تبلیغاتی قابل مقایسه نیست. رپر، اگر قلمش تیز باشد و پیروانش پرشمار، می‌تواند یک ترک را بدل به واقعه‌ای سیاسی کند.

وقتی او یک ترک اعتراضی منتشر می‌کند، این تنها یک اثر موسیقایی نیست؛ یک جرقه است در انبار باروت جامعه. صدایش در گوش هوادارانش مثل آژیر بیداری می‌پیچد. با یک آهنگ می‌تواند مردم را به خیابان‌ها بکشاند، آتش خشم فروخفته را شعله‌ور کند، و روحیه‌ی مقاومت را در دل‌ها بازسازی کند. چنین نیرویی، نه از قدرت مالی می‌آید و نه از رسانه‌های رسمی ــ بلکه از صداقت. رپ دروغ نمی‌گوید. واژه‌هایش پنهان نمی‌شوند. زبانش از خیابان تغذیه می‌کند و نیروی تخریبگرش از واقعیت. 

اینجاست که موقعیت رپ بسیار مهم می‌شود؛ زیرا رابطه‌ای مستقیم و غیرقابل‌گسست میان هنرمند و میدان عمل وجود دارد. افرادی که کف خیابان هستند اکثرا رپ گوش میدهند. این پیوند تنگاتنگ، قدرت کلام را به قدرتی سازمان‌دهنده تبدیل می‌کند. پس رپر، اگر قلمی قوی داشته باشد و صاحب هواداران زیادی باشد، نظیر اشکان فدایی، از پتانسیل منحصر به فردی برخوردار است.

❗️ او با انتشار یک تِرک اعتراضی توانایی دارد که به صورت همزمان، سه هدف بنیادین را محقق سازد:

می‌تواند هواداران خود را به خیابان‌ها بکشاند، می‌تواند با کلام نافذش بنزینی بر خشم مردم بریزد و در نهایت، روحیه‌ی مقاومت را به آن‌ها بدهد.

به همین دلیل است که امروز، بیش از هر سبک هنری دیگر، رپ موثرترین سلاح فرهنگی میدان اعتراض است. نه تنها به‌خاطر محتوا، که به‌دلیل ساختار وجودی‌اش: ضرب‌آهنگ تندش هم‌ضربان با قلب‌های خشمگین، و واژه‌هایش هم‌جنس با درد مردمی است که هر روز سرکوب را لمس می‌کنند. رپ، هنر تزئینی نیست؛ بیانیه‌ای خیابانی است، سندی از مقاومت زنده، فریادی سازمان‌نیافته اما حقیقت‌مند. 

این است شکوه نسل دهه‌ی هشتادی — غیور، نترس، آگاه و نوآفرین. آنان نسل پاسارگادی موعودند: وارثان حافظ و کوروش، اما با زبان خیابان و ذهن رپ. این نسل، صدای خودش را یافته، و وقتی چنین نسلی صدا پیدا کند، هیچ قدرتی توان خاموش‌کردنش را ندارد.

#اشو

بیاد داشته باشیم: نسل دهه هشتاد که در میدان مبارزه سینه سپر می‌کنند، همان‌هایی‌اند که در خلوت‌شان رپ گوش می‌دهند.

❗️بنابرین، در ارزیابی کنونی نفوذ فرهنگی و ظرفیت بسیج‌کنندگی، شکی نیست که رپ در حال حاضر بیش از هر سبک موسیقی دیگری تأثیرگذارتر است.

جوین شو کانال خودت هموطن👇❤️:

https://t.me/ASHOOZA
119👍27
Forwarded from اَشو
بارها و بارها، دلسوزانه، با دوستان و همرزمان به این نکته تأکید کردم که برچسب‌زدن ناروا به اشکان فدایی به عنوان فردی چپ‌گرا یا کمونیست، اجحافی در حق حقیقت است.

خود من، اُشو، با ایشان در اینستاگرام به گفتگو نشستم و صراحتا شنیدم که اشکان فدایی خویش را پادشاهی‌خواه می‌داند و تاکید کرد که در زمان مقتضی، این دیدگاه را آشکار خواهد ساخت. با این وجود، این تاکیدات پذیرفته نشد و حتی شاهد انتشار پست‌هایی در کانال های پادشاهی خواه بودیم که ایشان را با برچسب چپ معرفی می‌کردند؛ برچسبی که تضاد کامل با گفت‌وگوی خصوصی من و اشکان داشت.

ایشان به من، اشو، یادآوری کردند که نه تنها خود پادشاهی‌خواه است، بلکه مادرشان نیز در اکثر تجمعات و اعتراضات، با عزمی راسخ، در صف وفاداران به آرمان پادشاهی حضور داشته‌اند.

و اکنون، امشب، اشکان بزگترین رپر حال حاضر خانواده رپ، با انتشار این استوری که می‌بینید ، سخنان پنهان دیروز به واقعیت پیوست و دیدگاه ایشان به شکلی علنی بر همگان آشکار شد.

پ.ن: پرچم شیر و خورشید تاج دار و نوشتنِ قانون ماست در استوری اشکان فدایی

#اشو

جوین شو کانال خودت هموطن👇❤️:

https://t.me/ASHOOZA
176👍10🫡5
Forwarded from اَشو
🔹معادله‌ی جدید خاورمیانه: مذاکره قدرت‌های جهانی با آلترناتیو واحد ایران، تنها مسیر ثبات.

❗️اعتراضات امروز ایران، ادامه هیچ حرکت پیشین نیست — این آغاز فصل تازه‌ای در تاریخ ماست. 

در تمامی اعتراضات گذشته، مردم یا در پیِ مطالبات صنفی بودند یا امید داشتند در چارچوب همین نظام اصلاحی رخ دهد. گاهی نیز نام خاندان پهلوی و شاه رضا پهلوی دوم در میان شعارها شنیده می‌شد، اما نه به گستردگی و قدرتی که امروز در سراسر ایران طنین‌انداز است.

امروز، مردم ایران تنها فریاد نه به جمهوری اسلامی سر نمی‌دهند، بلکه با صراحت و اطمینان، آلترناتیو ملی و مشروع خود را معرفی کرده‌اند — شاه رضا پهلوی.

من، اشو، با یقین کامل و اتکا بر واقعیت‌های میدانی می‌گویم: 

❗️این اعتراضات، بزرگ‌ترین و جدی‌ترین خیزش مردمی در چهار دهه‌ی گذشته است. 

زیرا این بار مردم نه تنها خواهان سرنگونی رژیم هستند، بلکه آینده‌ای روشن و قابل اعتماد را به جهان نشان داده‌اند. 

دنیا اکنون شاهد ایرانی است که پس از پایان جمهوری اسلامی، آماده‌ی ثبات، نظم و پیشرفت است. 

این تفاوت اساسی با تمام گذشته است — و همین امر باعث خواهد شد تا به‌زودی کشورهای غربی، و حتی قدرت‌هایی چون چین و روسیه، برای مذاکره و گفت‌وگو با شاه رضا پهلوی وارد عمل شوند. 

آن‌ها درمی‌یابند که پس از فروپاشی رژیم کنونی، ایران دچار هرج‌ومرج نخواهد شد؛ بلکه صاحب رهبری ملی، مشروع و مورد پذیرش اکثریت مردم است.

دلیل ناکامی اعتراضات گذشته نیز همین بود: 

مردم خواستار تغییر بودند، اما تصویر مشخصی از آینده ارائه نمی‌کردند. 


امروز اما مسیر روشن است، راه مشخص است، و مردم نه تنها چه نمی‌خواهند، بلکه چه می‌خواهند را نیز با صدای بلند اعلام کرده‌اند — ایرانی آزاد با محوریت دموکراسی، قانون، و نماد ملی آن، شاه رضا پهلوی.

از شمال تا جنوب، از شرق تا غرب، ایران یک‌صداست.

صدایی که جهان باید بشنود و تاریخ آن را ثبت خواهد کرد:

شاه رضا پهلوی — بازگرد تا ایران دوباره بایستد.

همه با هم، با ایمان، با امید، و با اتحاد، این راه را ادامه دهیم. 

#اشو

این حقیقت، سنگ‌بنای تعاملات سیاسی نوین با ایران خواهد بود و بدون تردید، در ماه‌ های آینده، جهان گام به گام به سوی گفت‌وگو با شاه رضا پهلوی حرکت خواهد کرد. در چنین نقطه‌ای از تاریخ، صدای ملت دیگر قابل نادیده‌گرفتن نیست. مردم ایران، با آگاهی و اتحاد، مسیر خود را انتخاب کرده‌اند؛ و امروز، بیش از هر زمان دیگر، می‌توان گفت که پیروزی نزدیک‌تر از رگ گردن است.

جاوید شاااااه

جوین شو کانال خودت هموطن👇❤️:

https://t.me/ASHOOZA
73👍11
Forwarded from اَشو
🔷فراتر از اعتراض ؛ گزارش دو روزه‌ی سقوط جمهوری اسلامی و کنترل شهر به دست مردم.


درود بر مردم آزاد و سرافراز ایران، من، اشو یکی از هزاران ایرانی بپاخاسته، در خیزشی شرکت کردم که بی‌تردید بزرگ‌ترین و جدی‌ترین قیام مردمی چهار دهه‌ی گذشته‌ی ایران است.

همان‌گونه که پیش از فراخوان شاه رضا پهلوی گفته بودم، این جنبش عظیم، فراتر از هر اعتراض پیشین بود و اکنون جهان شاهد برآمدن موج بیداری ملت ایران است.

در روزهای هجدهم و نوزدهم دی‌ماه، در شهر ما — که از بزرگ‌ترین و پرجمعیت‌ترین شهرهای ایران به شمار می‌رود — نظام جمهوری اسلامی برای دو روز تمام فرو پاشید.

❗️ حکومت از صحنه‌ی شهر محو شد، و شهر به دست مردم افتاد.

هیچ اثری از نیروهای سرکوبگر نبود؛ نه بسیج، نه سپاه، نه مأموران انتظامی. مردم، یکپارچه و متحد، کنترل شهر را به دست گرفتند. پایگاه‌های بسیج و سپاه یکی‌یکی تسخیر شدند، شهرداری از چنگ حاکمان خارج گردید، و خیابان‌ها برای نخستین‌بار پس از دهه‌ها، طعم آزادی را چشیدند.

آنان که خود را حاکم می‌پندارند، جز شلیک از پشت‌بام‌ها کاری از دستشان برنیامد. شاهد بودم که سه تن از هم‌میهنان شجاع و دلاورم در برابر چشمانم گلوله خوردند و بر زمین افتادند؛ خونشان، سندی شد بر حقانیت این خیزش. خود من نیز از ناحیه‌ی کنار چشم و شکم با ساچمه مجروح شدم، اما ایمان داشتم و دارم که هر زخمی، گواه تولد فردایی آزاد است.

آن دو روز تاریخی، لحظه‌ی آشکار فروپاشی جمهوری اسلامی بود. نظام تا عمق ساختار خود لرزید و ضعف‌اش بر جهانیان آشکار شد. این تنها یک اعتراض نبود؛ پیش‌درآمدی بود بر پایان قطعی حاکمیتی که چهار دهه بر رنج و ترس بنا شده بود.


جهان آزاد نیز این حقیقت را دریافته است. بی‌گمان، سیاست‌گذاران جهانی، از جمله دونالد ترامپ، نمی‌خواهند تجربه‌ی تلخ صدام در عراق تکرار شود — هنگامی که بی‌تدبیرانه، آن دیکتاتور فرصت یافت پاسخی سهمگین دهد (کویت).

اکنون تصمیم قدرت‌های جهانی روشن است:

جمهوری اسلامی باید به گونه‌ای فروریزد که توان هیچ واکنشی نداشته باشد. فروپاشی آن، نه فقط خواست ملت ایران، بلکه ضرورتی برای صلح منطقه و جهان است.

ما نزدیک‌تر از هر زمان به پیروزی‌ایم. سقوط این حکومت، دیگر رویا نیست؛ واقعیتی است که در خیابان‌های ایران آغاز شده. جهان، صدای این ملت را شنیده است و تاریخ، بی‌تردید به سود آزادی ایران خواهد چرخید.

به همه‌ی هم‌میهنان دلیرم می‌گویم: راه را ادامه دهیم. خون شهیدان دی‌ماه، این خاک را مقدس‌تر کرده و هر قطره‌ی آن، بذر رهایی است.

#اشو

آنچه در روزهای هجدهم و نوزدهم دی‌ماه رخ داد، تنها آغاز بود — آغازی بر پایان جمهوری اسلامی و طلوع دوباره‌ی ایران آزاد.

به پیش، تا سپیده‌ی آزادی، تا ایران آزاد، آباد و سرافراز.

جاوید شااااااه

جوین شو کانال خودت هموطن👇❤️:

https://t.me/ASHOOZA
98
Forwarded from اَشو
🔹نه به جنگ از اتاق فکر‌ جمهوری اسلامی - بخش سوم - سقوطِ جمهوری اسلامی: سه اهرمِ حملهٔ کوبنده، پشتیبانیِ جهانی و خیزش مردم برای پایان .


▪️بخش اول - بخش دوم

در سال‌های واپسین، یکی از نیرنگ‌های بزرگ دستگاه تبلیغی جمهوری اسلامی ــ که با همکاری برخی از مخالفان پادشاهی و شخص شاه رضا پهلوی در فضای همگانی دامن زده شده ــ برچسب بی‌میهنی و خائن است برای آنان که خواهان داوری و بازخواست جهانی از این فرمانروایی ستم‌سالار شده بودند.

همان گروه‌هایی که مردم آنان را میهن‌پرستانِ ۱۲ روزه نام داده‌اند، چنین وانمود کردند و میکنند که درخواستِ پشتیبانی جهانی از ستمدیدگان، ناسازگار با دوستداری میهن است.

آنان می‌خواستند و میخواهند مردمان ایران تن به خون و شکنجه دهند، اما دم از یاری نجویند، در منطق آن‌ها، مردم می‌بایست بی‌هیچ فریادخواهی جهانی، در خون و خاک غلتند.

دونالد ترامپ، هرچند در گفتار همواره مردم ایران را می‌ستاید و پشتیبانی خود را بازمی‌نمایاند، در کردار نه تنها گامی استوار برنداشت، بلکه با پیشنهاد گفت‌وگو، به حاکمان تهران فرصتِ تازه بخشیده تا اعدام های بی‌شماری رخ دهد.  گفت‌وگوها با چهار خواست بنیادین همراه است:

از میان بردن برنامه‌ی غنی‌سازی، بازایستادن از ساختِ موشک‌های دوربُرد، بریدنِ رشته‌ی یاری به دسته‌های نیابتی در منطقه، و بازشناختن کشور اسرائیل.

خامنه‌ای، چنان‌که از خوی او می‌شود پنداشت، هیچ‌یک از این بندها را نخواهد پذیرفت.

سال‌هاست رهبر جمهوری اسلامی می‌کوشد جهان را قانع کند که او مردِ سازش نیست!


اما جهان این را دیر دریافت
.‌‌..

آن‌قدر دیر که اینک ناوگان‌های آمریکا و هم‌پیمانانش در کرانِ خاور میانه خیمه زده‌اند؛ پس از آنکه میلیون‌ها ایرانی بی‌سلاح، تنها با دستان تهی به پا خاستند و بهای ایستادگی خویش را با جان پرداختند.

اما من ، #اشو بر این باورم که اکنون شمارِ پایان جمهوری اسلامی آغاز گشته است. به گمان من ، فهرستی از هدف‌ها در دستِ کاخ سفید است که در آن، نامِ علی خامنه‌ای، فرماندهان ارشد نیروهای مسلح —به‌ویژه آنهایی که در کشتار نافرمانی‌های اخیر نقش محوری داشتند—، همچنین مدیران صنایع موشکی سپاه پاسداران، زیرساخت‌های حیاتی سپاه و بسیج، و مراکز انتظامی، همگی در فهرست اهداف اولیه استراتژی ترامپ قرار دارند.

همه‌ی نگاه‌ها اکنون به سوی ترامپ است؛ همان که از ارتش خود خواسته نقشه‌ای قاطع فراهم آورند؛ نقشه ای که بریتانیا و اسرائیل برای همراهی با آن آماده‌اند.

در سوی دیگر، دستگاه ولایت همچنان دل به موشک‌ها و نمایش‌های کودکانه بسته است. در فضای مجازی، انبوهی از نگاره‌ها و پوسترها پخش کردند که در آن قایق‌های تندرو سپاه، ناو هواپیمابر آبراهام لینکلن را به غرقاب سپرده‌اند؛ خیال‌پردازی‌هایی که بیش از هرچیز، درماندگی‌شان را هویدا می‌سازد. آنان می‌دانند توان رویارویی با آمریکا و هم‌پیمانانش را ندارند.

❗️اما به این امید آویخته‌اند که اگر یورش دشمن تنها از آسمان و دریا باشد و نه از خاک، هنوز می‌توانند بر ایران حکومت کنند.

در این میانه، نمودارِ سرنوشت را نه موشک‌ها، ناو ها و آسمان و دریا، که مردمان رقم خواهند زد. ملتی خسته اما استوار، در میان بیم و امید: بیم از آشوبِ جنگ، و امید به رهایی.

کسانی که در نهان آرزو می‌کنند که روزی دوباره به خیابان‌ها بازگردند؛ این‌بار برای برچیدنِ بنیاد حکومت و بازخواستِ خون‌های به‌ناحق ریخته‌شده.

❗️در این هنگامه‌ی پرآشوب، سخن شاه رضا پهلوی پژواکِ همان آرزوست: او یادآور شد که نیروی براندازی از درون مردم می‌جوشد، نه از نیروی بیگانه. 

شاه رضا پهلوی بارها بر این نکته‌ی بنیادین تأکید کرده است: 

این مردم ایران هستند که مشروعیت و نیروی لازم برای سرنگونی جمهوری اسلامی را در اختیار دارند.


اکنون ایران در برهه‌ای ایستاده‌ است که تاریخِ آینده بدان خواهد پرداخت؛ میانِ حمایت جهانی و خیزش ملی.

اما بی‌گمان، چرخِ زمان به سوی گذشته بازنمی‌گردد. دیر یا زود، فرمانروایی جمهوری اسلامی، یا به دست مردم به فرجام خود خواهد رسید، یا در آتشِ همان جهانی که سالیانِ دراز، از شناختِ ماهیت آن غافل ماند.

#اشو

جاوید شااااااه

جوین شو کانال خودت هموطن👇❤️:

https://t.me/ASHOOZA
👍8722👏2
Forwarded from اَشو
🔹دوتا چشم داره ت تاریخ - شکستنِ پوستِ مُرده و زایشِ ایرانِ نوین: اصلاحِ خطایِ غرب در ایران


اکنون فرارسیدن دوران تحمیل آینده بر ملت ایران نیست؛ بلکه لحظه‌ی کالبدشکافی و زدودنِ بقایای فرسوده‌ای است که از ۱۳۵۷ به یادگار مانده است.

ملت در حال فوران است. از پایتخت تا دورترین استان‌ها، از کلان‌شهرها تا غبار فراموشیِ شهرها، جنبشی سیاسی در جریان است؛ نه از کانال واسطه‌های خارجی یا نشست اتاق فکر جهانی، بلکه از دل قدرت شهروندان عادی که در پهنه‌ی فضاهای عمومی تجلی یافته است. شعار یکپارچه‌ی آنان، نامی واحد را فریاد می‌زند: رضا، رضا پهلوی.

این بانگِ پیوند دوباره با میراثِ پیش از چیرگیِ حکومتِ دینی است. این پژواکِ یک اپوزیسیونِ از پیش ساخته شده یا پروژه‌ای غربی نیست؛ این غرشِ قدرتمندِ یک ملت است.

ایرانیان در خیابان‌های سراسر کشور، جان خود را سپرِ گلوله‌های مأموران و مزدورانِ رژیم کرده‌اند و خواستارِ بازگشت‌ِ حاکمیتِ ملی، احیایِ پادشاهی، و حقِ انتخابِ آینده‌ای نوین، آزاد از انقیادِ مذهبی هستند. آنان در پی بازپس‌گیریِ آینده‌ای هستند که ۴۷ سال پیش توسط کشور هایی چون آمریکا، انگلیس و فرانسه به یغما برده شد.

رئیس‌جمهور  ترامپ به ساختار حاکم اخطار دادند که هرگونه تعرض به معترضان، با عکس‌العملی قاطع از جانب ایالات متحده مواجه خواهد شد؛ با این حال، از زمانِ این تذکر اولیه، بر تعداد قربانیان بی‌گناه افزوده شده و این روند متأسفانه همچنان ادامه دارد و اعدام ها و بازداشت ها ادامه دارد.

مردم، با درک این حمایت آشکار، پس از انتشار اخطار ترامپ، با تراکم جمعیتی بیشتری میدان‌ها را پر کردند و چهره و نام او را به عنوان نمادِ گشایشِ احتمالی، بر دیوارهای شهر نقش زدند. عصرِ شفافیتِ اخلاقی، دیگر یک مفهومِ انتزاعی نیست؛ بلکه امری حیاتی و فوری است. مردمی که به وعده‌های این بیانیه‌ها دل بسته‌اند، اکنون می‌پرسند: آیا این وعده‌ها به عمل بدل خواهند شد؟

ترامپ دوره‌ی ریاست خود را به عنوان دورانی برای اصلاحِ اشتباهات تاریخی تعریف کرده‌اند و در پی خنثی‌سازیِ آثارِ مخربِ سیاست‌های گذشته‌اند.

❗️این تعهد باید تا عمیق‌ترین نقاط سیاست خارجی نیز نفوذ کند.

بزرگترین حفره‌ی چرکین در پرونده‌ی سیاست خارجی که نیازمند ترمیم است، واژگونیِ مسیرِ دولت کارتر است.

شکستِ سیاستِ خارجیِ دولتِ کارتر است.


سرزمین ایران امروز، یک اختراع تازه نیست که در حال خلق شدن باشد؛ این همان تمدن کهن است که در حالِ تجدیدِ حیات است. حمایت از این حرکت، نه لطف، بلکه آخرین گام در تصحیح یک خطای سترگِ تاریخی است.

برای رئیس‌جمهوری که سوابقی در تغییر مسیرهای غلط حکومتی دارد، این آخرین فرصت برای تثبیت میراثی ماندگار است. او می‌تواند جایگاه خود را به عنوان رهبری که بزرگترین اشتباه استراتژیک آمریکا در غرب آسیا را جبران کرد، محکم سازد.

❗️او می‌تواند اجازه دهد تاریخ تکرار شود – اما این بار، به شکلی درست. آینده‌ی ملت ایران و اعتبار ایالات متحده، در کفه این ترازو قرار گرفته است.

فصلی در دورانِ جیمی کارتر ناتمام ماند؛ نه از آن رو که آمریکا باید سرنوشتِ ایران را در چنگِ خود نگاه دارد، بلکه به این دلیل که تصمیماتِ غرب، با خشونتِ داخلی در ایران همراه شد و حقِ ایرانیان را در تعیینِ سرنوشتِ خویش انکار کرد. تاریخ، نتایج را قضاوت می‌کند، نه اَهداف و شُعار ها را.

حافظه‌ی تاریخ، نه تنها دخالت‌های دیرپایِ انگلستان و فرانسه، بلکه تصمیماتِ سرنوشت‌سازِ ایالات متحده تحت رهبری کارتر را نیز ثبت کرده است؛ تصمیماتی که به طور مستقیم به برآمدنِ نظامی منجر شد که آینده‌ی ملتِ ایران را به سرقت برد.

اکنون، در آستانه‌ی بازپس‌گیریِ حاکمیت، زمانِ آن رسیده است که این قدرت‌های غربی، به ویژه واشنگتن، در برابرِ این خطای تاریخی پاسخگو باشند. ملتِ ایران طلبکار است؛ زیرا پشتیبانیِ استراتژیک از برآمدنِ خمینی، در واقع دزدیدنِ چهار دهه‌ی شکوفاییِ این سرزمین بود. این یک بدهیِ اخلاقی و سیاسی است که باید با به رسمیت شناختنِ حقِ تعیین سرنوشتِ ملت ایران و اصلاحِ این انحرافِ بنیادین، تسویه گردد.


#اشو


دوتا چشم داره ت تاریخ ‌.‌‌.‌‌.


جوین شو کانال خودت هموطن👇❤️:

https://t.me/ASHOOZA
👍1019🔥1
Forwarded from اَشو
🔹پایان بازی قدرت: دو ابرقدرت سکوت کردند، آمریکا آماده اقدام

https://t.me/OmidIranAzad/189999

❗️نمیدانم خبر تایید شده است یا خیر اما...

روسیه و چین از شرکت در رزمایش مشترک با جمهوری اسلامی امتناع ورزیدند؛ این عمل ، ارسال سیگنال‌های نظامی تندی به کشورهای همسایه و قدرت‌های رقیب نظیر آمریکا و ناتو بود. هیچ‌کدام، نه پکن و نه مسکو، خواهان چنین نمایش قدرت متقابل یا بر هم زدن توازن منطقه‌ای نیستند.

در وضعیت کنونی، روسیه تمام تمرکز خود را بر تداوم فرسایش در جنگ اوکراین و حفظ اتحادهای خود تحت فشار تحریم‌ها معطوف ساخته است. منابع نظامی و اولویت‌های سیاسی آن‌ها به شکلی دیگر تنظیم شده که ظرفیت چندانی برای مانورهای همسو با تهران باقی نمی‌گذارد.

به همین منوال، چین در محاسبات نظامی منطقه‌ای همواره با احتیاطی عمیق‌تر عمل می‌کند تا از خدشه‌دار شدن منافع اقتصادی جهانی‌اش جلوگیری نماید. ورود مستقیم به رزمایشی که ریشه در تنش‌های منطقه‌ای دارد، می‌تواند به‌طور قطع به ضرر موقعیت اقتصادی-سیاسی حیاتی آن‌ها تمام شود.

باید اذعان کرد که چین و روسیه مدت‌هاست که پشت جمهوری اسلامی را خالی کرده‌اند؛ نکته محوری، خروج این دو بازیگر اصلی از مدار حمایت فعال از تهران است. چین و روسیه، مدت‌هاست که در عمل، حمایت استراتژیک خود را از جمهوری اسلامی دریغ کرده‌اند و کنش آن‌ها در مجامع بین‌المللی به صدور بیانیه‌هایی مبتنی بر تأسف عمیق و محکومیت کلامی تقلیل یافته است.

❗️این خبرِ عدم مشارکت، خود به مثابه چراغ سبز نهایی است.

با این انزوای آشکار، ما اکنون شاهد زمینه‌سازی برای اقدام نظامی فوری از سوی آمریکا و متحدانش علیه جمهوری اسلامی خواهیم بود؛ لغو شرکت این دو قدرت در رزمایش، در عمل حکم چراغ سبز پرنوری را دارد که می‌تواند زمینه‌ساز واکنش‌های نظامی فوری از سوی ایالات متحده و متحدانش علیه جمهوری اسلامی در روزهای آتی باشد؛ تحولی که شاید بسیار زودتر از موعد مقرر محقق گردد. شاید امشب...

چین و روسیه با این انفعال، عملا نور سبزی با شدتی بی‌سابقه را بر مسیر سقوط جمهوری اسلامی روشن ساخته‌اند.

#اشو

سقوط جمهوری اسلامی دیگر یک پیش‌بینی دوردست نیست؛ این واقعه از رگ گردن هم نزدیک‌تر است.

جاوید شاااااه


جوین شو کانال خودت هموطن👇❤️:

https://t.me/ASHOOZA
136👍34🤩7🔥5🫡3🥰2👏1
Forwarded from اَشو
🔹 نه به جنگ از اتاق فکر جمهوری اسلامی - بخش چهارم- وطن‌فروشیِ مدرن: وطن‌فروشِ حقیقی، آن‌که بر طبل عدم مداخله می‌کوبد و اشغالِ داخلی را امضا می‌کند.

▪️بخش اول - بخش دوم - بخش سوم


این روزها حال نگارش سنتی( رفتن پای قلم و دفتر) را ندارم؛ ترجیح می‌دهم برخلاف روال پیشین، کوتاه بنویسم و سخن دل را به اختصار در بستر تلگرام جاری سازم. در باب آنچه جناب سام بیان داشته‌اند، باید اذعان کنم که قلبا با تمامی دیدگاه‌های ایشان هم‌رای و هم‌صدا هستم.


❗️خواننده را سزد که برای نیل به کلام گهر‌بار جناب سام بر لینک زیر، کلیک نمایید: 👇

کلام فاخرجناب سام


و اما ...

در تالارِ با شکوهِ تاریخ، جایی که وجدانِ ملت‌ها داوری می‌کند، معنای وطن‌دوستی و خیانت باید با نوری شفاف‌تر تابانده شود. خیانتِ عمیق، آن نجوایِ سمی در گوشِ زمان است که در سکوتِ تلخ در برابرِ اشغالِ پنهانِ داخلی توسطِ جمهوری اسلامی رخ می‌نماید، نه در فریادِ پرشورِ طلبِ یاری از جهانِ آزاد برایِ گسستنِ این بند.

تمامیتِ ارضیِ ایران، این امانتِ کهن و گران‌بها، تنها در سایه‌یِ آزادیِ اراده‌یِ ملت معنا می‌یابد. کسانی که خواهانِ اقدامِ نظامی برایِ رهایی از این ستمِ داخلی هستند، در حقیقت، نگهبانانِ راستینِ این میراثِ مقدس‌اند؛ چرا که تمامیت بدونِ آزادی، تنها قالبی تهی است.

و این‌جاست که چهره‌یِ واقعیِ خیانت آشکار می‌شود: آن کس که به نامِ استقلال ، وطن دوستی و عدمِ مداخله، خواهانِ تداومِ وضعیتِ اشغالِ داخلی و سرکوبِ اراده‌یِ ملی است، بزرگ‌ترین فصلِ خیانت به میهن را رقم می‌زند. این، خود، بزرگ‌ترین وطن‌فروشی است؛ توجیهِ استبداد به نامِ پرهیز از درگیری.

پس، روشن است: خائنِ واقعی، آن نیست که در برابرِ دشمنِ داخلی، دستِ یاری از قدرت‌هایِ جهانی می‌طلبد، بلکه آن است که در برابرِ جمهوری اسلامی—این اشغالگرِ بر جان و روانِ ملت—بر طبلِ نه به اقدام نظامی، نه به یاری می‌کوبد.

این نغمه‌، بلندترین سرودِ وطن‌فروشی است.

#اشو

جوین شو کانال خودت هموطن👇❤️:

https://t.me/ASHOOZA
👍889💯3🫡3
Forwarded from اَشو
🔹دکترین اجباری واشنگتن - بخش اول: ایران فقط بازیگر صحنه ژئوپلیتیک نیست، خود میز بازی است

ایران نه فقط یک کشور، بلکه یک موقعیت استراتژیک تاریخی است؛ سرزمینی که میان سه قاره‌ی بزرگ — آسیا، اروپا و آفریقا — نشسته و هزاران سال است که شاهراه ارتباطی تمدن‌ها را در مشت خود دارد.

در جغرافیای قدرت جهانی، هیچ نقطه‌ای به‌اندازه‌ی فلات ایران توان جمع میان امنیت طبیعی، موقعیت مواصلاتی و عمق استراتژیک ندارد. این همان دلیلی است که از هخامنشیان تا امروز، هر قدرت جهانی‌ای برای تعامل یا تقابل با ایران، ناگزیر از درک موقعیت ژئوپلیتیکی آن بوده است.

ایران در قلب اوراسیا قرار گرفته؛ جایی که شمال آن به دریای خزر و منابع عظیم انرژی قفقاز متصل است، شرقش دروازه‌ی ورود به آسیای مرکزی و افغانستان، غربش شاهراه ورود به جهان عرب و خاورمیانه‌ی مدیترانه‌ای، و جنوبش مشرف به خلیج فارس و تنگه‌ی هرمز است — گذرگاهی که حدود یک‌سوم نفت جهان از آن عبور می‌کند.

این موقعیت منحصر‌به‌فرد، به ایران قدرتی می‌دهد که با هیچ کشور دیگری در منطقه قابل مقایسه نیست:

توانایی کنترل یا تاثیرگذاری بر مسیرهای انرژی، تجارت و امنیت دریایی جهان.


در جهانی که انرژی، مسیر تجارت و امنیت دریایی سه رکن قدرت‌اند ،ایران بر هر سه ستون تکیه زده است.

از دید ژئوپلیتیکی، ایران نه در حاشیه‌ی قدرت جهانی، بلکه در قلب رقابت‌های آن قرار دارد. هر طلوعی در شرق و هر تصمیمی در غرب، بی‌واسطه بر منافع و نفوذ ایران اثر می‌گذارد.

در جهان امروز که مسیرهای انرژی، تجارت و داده، به‌مثابه شریان‌های حیات نظام بین‌الملل شناخته می‌شوند، ایران بر محل تلاقی آن سه مسیر ایستاده است. هر نقشه‌ای از انتقال گاز، نفت یا کالا میان شرق و غرب جهان، اگر راه ایران را حذف کند، ناقص می‌ماند. حضور ایران در قلب اوراسیا، در برزخ میان دو نیرومندیِ تمدن‌های شرقی و غربی، آن را به یک ابر قدرت بدل کرده است.

در جنوب این سرزمین، تنگه هرمز همانند رگ حیاتی تمدن صنعتی جهان می‌تپد. جایی که روزانه میلیون‌ها بشکه نفت خام، از خلیج فارس به جهان منتقل می‌شود. ایران بر کرانه شمالی این تنگه ایستاده و حضورش در این نقطه، به‌معنای کنترل ضمنی بر نبض اقتصاد جهانی است. در ادبیات ژئوپلیتیک، چنین نقاطی را اهرم‌های ژئو‌انرژیک می‌نامند؛ گلوگاه‌هایی که دارندگان‌شان، توانایی تبدیل جغرافیا به سیاست را دارند. .


در درون خاک ایران، ثروتی نهفته است که بسیاری از قدرت‌ها برای تصاحب آن، قرن‌ها کوشیده‌اند: انرژی.

ایران با در اختیار داشتن بزرگ‌ترین ذخایر گاز طبیعی پس از روسیه و چهارمین ذخایر نفت خام جهان، مرکز ثقل انرژی اوراسیاست. اما اهمیت این منابع تنها در کمیت آنها نیست، بلکه در ترکیب و موقعیت‌شان است. نفت و گاز ایران در نقطه‌ای قرار گرفته‌اند که به‌واسطهٔ جغرافیا می‌توانند شرق و غرب را تغذیه کنند: یک شبکه بالقوه ترانزیتی از خزر تا اقیانوس هند، که در صورت بروز اراده سیاسی، می‌تواند مسیرهای انرژی دنیا را بازتعریف کند. در آینده‌ای نه‌چندان دور که انرژی پاک و گذار از سوخت‌های فسیلی دستور کار قدرت‌هاست، ایران همچنان با توان ژئوالکتریکی، انرژی خورشیدی و موقعیت راهبردی خود بر مدار انتقال برق و فناوری‌های نو باقی خواهد ماند.

این پتانسیل زمانی اهمیت جهانی پیدا می‌کند که جایگاه ایران در میان دو بلوک بزرگ مصرف‌کننده شرق و غرب- را در نظر بگیریم. فاصله نسبتا کوتاه تا بازارهای چین، هند، اروپا و ترکیه، به همراه امکان ترانزیت زمینی و دریایی، ایران را به حلقه مفقوده امنیت انرژی جهان بدل کرده است.

از نگاه قدرت‌های انرژی‌محور، ایران یک نقطه اتصالی بین تولید و مصرف است: اگر روزی جغرافیای سیاسی جهان اجازه دهد، ایران می‌تواند هم‌زمان صادرکننده، ترانزیت‌کننده و توزیع‌کننده انرژی باشد — سه نقش استراتژیکی که معمولا میان چند کشور تقسیم می‌شود.

در منطق قدرت جهانی، هیچ کشوری به اندازه ایران برای نظم آینده تعیین‌کننده نیست. از نگاه چین، ایران حلقه گمشده جاده ابریشم نوین است؛ دروازه‌ای به خلیج فارس، اروپا و شریان‌های انرژی آینده. بدون ایران، طرح کمربند و جاده ناقص است و کریدور اوراسیایی چین تا مدیترانه امتداد نمی‌یابد. در مقابل، از نگاه آمریکا، تداوم اتحاد ژئوپلیتیکی ایران و چین، به معنای تثبیتِ برتری چین در آسیای مرکزی و خاورمیانه است. واشنگتن می‌داند اگر تهران در محور پکن و مسکو باقی بماند، هژمونی غرب در نیمکره شرقی به تدریج فرو خواهد ریخت.

در منطق قدرت جهانی، ایران نه صرفا بازیگری میان قدرت‌ها، بلکه یکی از هندسه‌سازان نظام بین‌الملل در محور انرژی و تجارت است؛
سرزمینی که اگر از آن چشم بپوشند، نقشه ژئوپلیتیک جهان ناقص خواهد بود.

#اشو


جوین شو کانال خودت هموطن👇❤️:

https://t.me/ASHOOZA
69👍12👏2🔥1
Forwarded from اَشو
🔹دکترین اجباری واشنگتن: بخش دوم-  ایران میز بازی نهایی قرن ، چرا آمریکا برای مهار شرق، نیازمند اتحاد است و این اتحاد، حذف جمهوری اسلامی را دیکته می‌کند؟

دوستانی که تاکنون بخش نخست را مطالعه نکرده‌اند، می‌توانند با کلیک بر روی گزینه👈 بخش اول ، آن را بخوانند و جریان تحلیل را به طور کامل دنبال نمایند.


رقابت آمریکا و چین، جایی نیست جز ایران. این کشور، دیگر صرفاً یک بازیگر منطقه‌ای نیست؛ بلکه مفصل‌الوصل حیاتی تأمین انرژی و کریدورهای ژئوپلیتیکی است که تضمین‌کننده ثبات اقتصادی بلندمدت هر دو قطب قدرت محسوب می‌شود. تمرکز باید بر این باشد: منابع انرژی ایران، پادزهر استراتژیک در برابر جاه‌طلبی‌های جهانی چین و سنگ بنای نظم انرژی آینده در محور غرب است.

چین برای تداوم ماشین صنعتی عظیم خود و تحقق پروژه‌هایی نظیر ابتکار کمربند و جاده،  نیازمند یک تامین‌کننده پایدار و فراوان انرژی است. در این شرایط، یک رژیم همسو با غرب، نه یک امتیاز، بلکه یک برتری استراتژیک مطلق برای آمریکاست.

این اهمیت تعیین‌کننده، معادلات واشنگتن را پیچیده می‌سازد. منطق صرف توازن قوا ایجاب می‌کند که ایالات متحده و متحدانش، برای مهار نفوذ روزافزون پکن در آسیای مرکزی و خاورمیانه، به شدت نیازمند اتحاد استراتژیک با ایران هستند. تصور کنید اگر منابع عظیم هیدروکربنی ایران تحت یک رژیم دوست، به صورت پایدار و قابل اعتماد وارد بازار جهانی غرب شود؛ این امر نه تنها چین را تضعیف می‌کند، بلکه یک سپر دفاعی در برابر نوسانات عرضه انرژی ایجاد می‌نماید.

اما این اتحاد، توسط ساختار ایدئولوژیک و ساختار انقلابی جمهوری اسلامی قفل شده است. این رژیم، به طور ذاتی، در تقابل با نظم لیبرال جهانی قرار دارد و ماهیت تقابلی‌اش، مانع از تحقق آن انسجام استراتژیک مورد نیاز غرب است. اینجاست که تحلیل به یک نقطه اوج می‌رسد: تغییر رژیم دیگر یک آرمان‌گرایی سیاسی نیست؛ بلکه دستور کار عملیاتی محتوم است که باید برای رفع انسداد استراتژیک اجرا شود. هیچ راه‌حل میانی‌ای برای دستیابی به ایرانِ متحد، بدون حذف جمهوری اسلامی وجود ندارد.

همانطور که ماهیت ایدئولوژیک جمهوری اسلامی، آن را ذاتا در تضاد با نظم جهانی لیبرال و منافع غرب قرار می‌دهد، درک استراتژیک حکم می‌کند که اتحاد مطلوب غرب با ایران، تنها و تنها با فروپاشی و تغییر رژیم در تهران میسر است.
دستور کار پنهان و آشکار واشنگتن و متحدین منطقه‌ای‌اش، دیگر صرفا مهار نیست؛ بلکه تغییر رژیم است.

در ادامه هرگونه درگیری نظامی در آینده —چه به‌صورت مستقیم و چه از طریق نمایندگان منطقه‌ای—باید در قالب این پارادایم تعریف شود:

این جنگ اسرائیل و آمریکا با جمهوری اسلامی است، نه جنگ با ایران و ملت ایران .


این تمایز حیاتی است. هدف، تخریب زیرساخت‌های مدنی یا تجزیه ایران نیست، بلکه نابودی فیزیکی و ایدئولوژیک ساختار حکومتی مستقر است که مانع از تحقق اتحاد استراتژیک ایران با غرب و تبدیل شدن ایران به تأمین‌کننده اصلی انرژی در یک سیستم جهانی متعادل‌شده در برابر چین است.

در صورت لزوم به اقدام نظامی، تعریف آن باید به روشنی مشخص باشد: این نبرد، جنگ اسرائیل و آمریکا علیه هسته سخت جمهوری اسلامی خواهد بود؛ هدفی که رژیم را نابود خواهد کرد، نه ملت یا سرزمین ایران را. این اقدام، در حقیقت، آزادسازی پتانسیل‌های عظیم ژئوپلیتیکی و انرژی ایران از قید ایدئولوژی است تا این کشور بتواند به جایگاه تاریخی خود به عنوان نیروی تثبیت‌کننده منطقه و تأمین‌کننده استراتژیک انرژی بپیوندد. تمام این لایه‌ها، از رقابت شرق و غرب گرفته تا ضرورت تغییر داخلی، یک پازل واحد را می‌سازند که تنها با حذف جمهوری اسلامی تکمیل می‌گردد.

در حقیقت، ایرانِ ابرقدرت نه شعاری ملی، بلکه واقعیتی ژئوپلیتیکی است؛ چون تمام خطوط نبرد جهانی در قرن بیست‌ویکم به‌نوعی از خاک این سرزمین عبور می‌کنند. ایران به‌دلیل موقعیتش، نه می‌تواند از رقابتِ ابرقدرت‌ها خارج شود، و نه جهان می‌تواند از آن چشم بپوشد. جهان در ایران تلاقی می‌کند — و در این تلاقی، هر نظمی که در اتحاد با تهران باشد، آینده نظم جهانی را رقم خواهد زد.

موقعیت ژئوپلیتیکی ایران، با منابع انرژی‌اش، آن را به مهم‌ترین میدان نبرد تاکتیکی در رقابت شرق و غرب تبدیل کرده است. اتحاد آمریکا با ایران، بدون سقوط رژیم میسر نیست؛ و این سقوط، هدف نهایی و استراتژیک است که باید به عنوان نبردی برای رهایی ایران از وضع موجود تعریف شود.

جراحی برای تغییر پارادایم قدرت در قلب خاورمیانه ، تغییر رژیم برای آزادسازی پتانسیل استراتژیک ایران از قید رژیمی است که هم مانع همکاری با غرب است و هم مانع شکوفایی واقعی ملت و جایگاه تاریخی ایران.


#اشو

جوین شو کانال خودت هموطن👇❤️:

https://t.me/ASHOOZA
👍6917💯5