Forwarded from اَشو | Ashoo
🔹پشت پردهی میز مذاکره: نقش ترامپ در ماموریت موساد برای استقرار تسلیحات در قلب ایران
به نظر اینجانب،اشو، محور گفتوگوهای کلیدی میان نتانیاهو و ترامپ، برخلاف ادعای رسانه ها، نه بر سر ماهیت تهدید جمهوری اسلامی ایران است و نه بر موضوع شروط مذاکرات ، بلکه تمامی مباحث به تعیین دقیق لحظه مناسب برای اقدام نظامی اسرائیل ختم میشود.
این باور عمیقا در من ریشه دوانده است که اسرائیل، با درایت و هوشیاری کامل، از فرصت طلایی فراهمشده تحت سایه سیاستهای واشنگتن – که با وعده یا وعدههایی مبتنی بر مذاکره همراه بوده – بهرهبرداری استراتژیک نموده است. در طول این دوره حیاتی، زیرساختهای لازم برای یک ضربه دقیق و ویرانگر فراهم گردیده و استقرار تسلیحات پیشرفته در قلب حساسترین نقاط امنیتی ایران به سرانجام رسیده است.
اقدامات انجام شده، که محصول نفوذ عمیق عملیاتی است، شامل دو رکن اساسی است: نفوذ تسلیحاتی عمقی و فعالسازی پنهان شبکه داخلی.
در رکن اول، عوامل موساد موفق شدهاند سامانههای تسلیحاتی هدایتشونده با دقت بالا را در نزدیکی و درون موقعیتهای کلیدی دفاع موشکی زمین به هوای ایران مستقر سازند؛ این تسلیحات به گونهای طراحی شدهاند که قابلیت فعالسازی از راه دور را در چارچوب عملیات اصلی حفظ کنند.
به موازات این کار، با تکیه بر نفوذ گستردهای که در پیکره جمهوری اسلامی ایجاد شده، اسرائیل پایگاههای پهپادی مخفی را فعال ساخته است. این مراکز عملیاتی زیرزمینی، که یکی از آنها در نزدیکی پایتخت مستقر است، نقش خط مقدم آتش را ایفا خواهند کرد و با شلیک پهپادهای انتحاری به سوی اهداف تعیینشده، فرآیند تخریب و خلع سلاح دفاعی جمهوری اسلامی را آغاز خواهند نمود. تمرکز این حملات، طبق این قلم، بر از کار انداختن سکوهای پرتاب موشکی و تمامی زیرساختهای دفاع هوایی جمهوری اسلامی است تا در برابر هرگونه اقدام متقابل، توان پاسخگویی آنها به شدت مخدوش شود.
این عملیاتهای گسترده و هماهنگ، که اکنون به نقطهای غیرقابل بازگشت رسیدهاند، نشان میدهند که اسرائیل از قبل برای فاز نهایی آماده شده است. لذا، تمامی گفتگو های نتانیاهو و ترامپ، صرفا بر سر چگونگی اعلام و زمان اجرای این عملیات از پیش آماده شده متمرکز است.
❗️تاکید میکنم: محور اصلی گفتگو میان نتانیاهو و ترامپ، بر خلاف ادعای رسانه های مطرح جهان نه بر سر موضوع مذاکرات، بلکه کاملا بر سر تعیین دقیق لحظهی مناسب برای اقدام، یعنی لحظهی صفر استوار است. هرگونه تفسیر دیگری از این گفتوگو میان ترامپ و نتانیاهو، تمرکز را از واقعیت امنیتی منحرف میکند.
✍ #اشو
جوین شو کانال خودت هموطن👇❤️:
https://t.me/ASHOOZA
به نظر اینجانب،اشو، محور گفتوگوهای کلیدی میان نتانیاهو و ترامپ، برخلاف ادعای رسانه ها، نه بر سر ماهیت تهدید جمهوری اسلامی ایران است و نه بر موضوع شروط مذاکرات ، بلکه تمامی مباحث به تعیین دقیق لحظه مناسب برای اقدام نظامی اسرائیل ختم میشود.
این باور عمیقا در من ریشه دوانده است که اسرائیل، با درایت و هوشیاری کامل، از فرصت طلایی فراهمشده تحت سایه سیاستهای واشنگتن – که با وعده یا وعدههایی مبتنی بر مذاکره همراه بوده – بهرهبرداری استراتژیک نموده است. در طول این دوره حیاتی، زیرساختهای لازم برای یک ضربه دقیق و ویرانگر فراهم گردیده و استقرار تسلیحات پیشرفته در قلب حساسترین نقاط امنیتی ایران به سرانجام رسیده است.
اقدامات انجام شده، که محصول نفوذ عمیق عملیاتی است، شامل دو رکن اساسی است: نفوذ تسلیحاتی عمقی و فعالسازی پنهان شبکه داخلی.
در رکن اول، عوامل موساد موفق شدهاند سامانههای تسلیحاتی هدایتشونده با دقت بالا را در نزدیکی و درون موقعیتهای کلیدی دفاع موشکی زمین به هوای ایران مستقر سازند؛ این تسلیحات به گونهای طراحی شدهاند که قابلیت فعالسازی از راه دور را در چارچوب عملیات اصلی حفظ کنند.
به موازات این کار، با تکیه بر نفوذ گستردهای که در پیکره جمهوری اسلامی ایجاد شده، اسرائیل پایگاههای پهپادی مخفی را فعال ساخته است. این مراکز عملیاتی زیرزمینی، که یکی از آنها در نزدیکی پایتخت مستقر است، نقش خط مقدم آتش را ایفا خواهند کرد و با شلیک پهپادهای انتحاری به سوی اهداف تعیینشده، فرآیند تخریب و خلع سلاح دفاعی جمهوری اسلامی را آغاز خواهند نمود. تمرکز این حملات، طبق این قلم، بر از کار انداختن سکوهای پرتاب موشکی و تمامی زیرساختهای دفاع هوایی جمهوری اسلامی است تا در برابر هرگونه اقدام متقابل، توان پاسخگویی آنها به شدت مخدوش شود.
این عملیاتهای گسترده و هماهنگ، که اکنون به نقطهای غیرقابل بازگشت رسیدهاند، نشان میدهند که اسرائیل از قبل برای فاز نهایی آماده شده است. لذا، تمامی گفتگو های نتانیاهو و ترامپ، صرفا بر سر چگونگی اعلام و زمان اجرای این عملیات از پیش آماده شده متمرکز است.
❗️تاکید میکنم: محور اصلی گفتگو میان نتانیاهو و ترامپ، بر خلاف ادعای رسانه های مطرح جهان نه بر سر موضوع مذاکرات، بلکه کاملا بر سر تعیین دقیق لحظهی مناسب برای اقدام، یعنی لحظهی صفر استوار است. هرگونه تفسیر دیگری از این گفتوگو میان ترامپ و نتانیاهو، تمرکز را از واقعیت امنیتی منحرف میکند.
✍ #اشو
جوین شو کانال خودت هموطن👇❤️:
https://t.me/ASHOOZA
Telegram
اَشو | Ashoo
صدای مردم ایران در برابر ظلم و ستم جمهوری اسلامی. با حمایت مستقیم شاهزاده رضا پهلوی، مصممتر از همیشه در راه آزادی ایران گام برمیدارم. همراه من باشید.
❤148👍17👏8🤩1😐1
Forwarded from اَشو | Ashoo
اَشو | Ashoo
🔹پشت پردهی میز مذاکره: نقش ترامپ در ماموریت موساد برای استقرار تسلیحات در قلب ایران به نظر اینجانب،اشو، محور گفتوگوهای کلیدی میان نتانیاهو و ترامپ، برخلاف ادعای رسانه ها، نه بر سر ماهیت تهدید جمهوری اسلامی ایران است و نه بر موضوع شروط مذاکرات ، بلکه تمامی…
به مدیران فرهیختهی کانالهای پادشاهیخواه و مخاطبان گرامیِ همراهِ اینجانب، اَشو:
با درود و احترام،
از شما تقاضامندم که با نگاهی نو و با روحیه تعهد مشترک، این تحلیل را مجددا در سطح گسترده بازنشر نمایید.
با مهر و سپاس فراوان،
✍ #اشو
جوین شو کانال خودت هموطن👇❤️:
https://t.me/ASHOOZA
با درود و احترام،
از شما تقاضامندم که با نگاهی نو و با روحیه تعهد مشترک، این تحلیل را مجددا در سطح گسترده بازنشر نمایید.
با مهر و سپاس فراوان،
✍ #اشو
جوین شو کانال خودت هموطن👇❤️:
https://t.me/ASHOOZA
Telegram
اَشو | Ashoo
صدای مردم ایران در برابر ظلم و ستم جمهوری اسلامی. با حمایت مستقیم شاهزاده رضا پهلوی، مصممتر از همیشه در راه آزادی ایران گام برمیدارم. همراه من باشید.
❤138👏17👍7🤩1
Forwarded from اَشو | Ashoo
🔹ضرورت استراتژیک تشکیل دولت در تبعید
پنج شنبه ۱۶ بهمن ۱۴۰۴ برابر با ۵ فوریه ۲۰۲۶
در تاریخ ، مفهوم #دولت_در_تبعید همواره در بزنگاههای بزرگ تمدنی و سیاسی معنا یافته است. دولت در تبعید یک پدیده صرفاً حقوقی نیست بلکه یک واکنش به بحران مشروعیت است. هنگامی که کشور از درون دچار بحران مشروعیت یا فروبستگی نهادی میگردد، و از بیرون نیز بیاعتمادی جهانی نسبت به نظام حاکم شکل میگیرد، نهادهای بدیل برای حفظ تداوم هویت ملی و اراده مردمی پدیدار میشوند.
معنا و کارکرد دولت در تبعید، در سادهترین تعریف خود، پاسداری از تداوم سیاسی یک ملت در غیاب حکومت ملی است. در مواردی که نظام حاکم مشروعیت مردمی خود را از دست داده، سازوکارهای اصلاح و انتخاب آزاد از میان رفتهاند، {دولت در تبعید} به نماد نمایندگی اراده مردم در صحنه جهانی بدل میشود. تجربه لهستان، چکسلواکی، نروژ نشان داده است که چنین ساختاری میتواند حافظ حافظه سیاسی ملت در برابر انقطاع حاکمیت باشد.
❗️این نهاد - دولت در تبعید - به جامعه جهانی میگوید: کشور ما زندانی حکومت فعلی نیست؛ ملت هنوز زنده است و نماینده دارد.
به همین دلیل، کارکرد دولت در تبعید صرفا سیاسی نیست، بلکه فرهنگی، اخلاقی و تاریخی است؛ مصون داشتن مشروعیت مردمی از مصادرهی قدرت حاکم.
نظام اشغالگر، پس از بیش از چهار دهه حکومت، با بحرانهای انباشتهای روبهروست:
▪︎ فروپاشی اعتماد عمومی و نزول کارآمدی نهادی در سطوح اقتصادی، سیاسی و مدیریتی؛
▪︎ انسداد کامل مسیر اصلاحات درونسیستمی و فقدان رقابت واقعی سیاسی؛
▪︎ گسترش نارضایتی اجتماعی به همراه ناهماهنگی عمیق میان ارزشهای نسل جوان با ساختار سیاسی موجود؛
▪︎انزوای بیسابقه بینالمللی و تبدیل ایران به کشوری با تصویر امنیتی ـ نه تمدنی ـ در ذهن جهان.
در چنین شرایطی، حضور یک مرجع منسجم ملی در خارج از مرزها که بتواند چهرهای عقلانی و مدرن از ایران ارائه دهد، ضرورتی حیاتی است.
شاه رضا پهلوی، چه از منظر تاریخی و چه از منظر نمادین، یگانه شخصیتی است که میتواند چنین نقشی را ایفا کند. او حامل یک نام تاریخی است که هنوز در حافظه جمعی ملت معنای دولت، نظم و مدرنیته را تداعی میکند. در عین حال، طی دهههای اخیر از خشونت و افراط فاصله گرفته و گفتمان دموکراتیک و سکولار را ترویج کرده است.
حضور او در عرصه، بهمثابه ضامنِ دورانِ گذارِ مدنی و ملی، میتواند ایران را از مرحلهی آشوب سیاسی به مرحلهی بازسازی نهادی هدایت کند.
در وضعیتی که مردم داخل کشور از بیان آزادانه اراده خویش محروماند و نیروهای سیاسی پراکنده و بیساختارند، تشکیل یک دولت ملی در تبعید به رهبری شاه رضا پهلوی، میتواند:
- صدای رسمی و سازمانیافتهی ملت ایران در نهادهای بینالمللی باشد؛
- چارچوب حقوقی و سیاسی دوران گذار را طراحی کند؛ که البته توسط شاه و تیم ایشان تدوین شده و به صورت عمومی منتشر گشته
- شبکهی اعتماد میان مخالفان درون و برونمرز را احیا نماید؛
- و از منظر دیپلماتیک، قدرتهای جهانی را متوجه موجودیت ایرانی کند که فراتر از حکومت کنونی است.
چنین دولتی میتواند متشکل از شورای ملی موقت متنوعی باشد که نمایندگان جریانهای جمهوریخواه، پادشاهیخواه و فعالان مدنی را گرد هم آورد. اساس این دولتِ در تبعید ملیتگرایی مدرن و خواست دموکراسی ایرانی خواهد بود.
اگر ایران امروز درون مرزهای خود گرفتار خاموشی و سرکوب است، باید صدایش از بیرون جهانی شود. دولت در تبعید، بهویژه با رهبری شخصیتی چون شاه، که هم از لحاظ تاریخی مشروعیت دارد و هم از منظر سیاسی اعتدالگر است، میتواند پیوندی میان گذشتهی قانونی و آیندهی مردمی فراهم آورد.
بنابراین، در شرایط فعلی و در فقدان هرگونه سازوکار دموکراتیک داخلی، تشکیل دولت در تبعید توسط شاه رضا پهلوی نه تنها ممکن، بلکه ضروری است؛ ضرورتی برای حفظ هویت ملی، بازنمایی مردم ایران در عرصه جهانی، و آمادهسازی برای گذار به حکومتی مردمی و سکولار.
اکنون، حرکت از رهبری جنبش به اعلام رسمی تشکیل دولت در تبعید، گام منطقی بعدی برای پیشبرد پروژه شکوفایی ایران، در صحنه جهانی محسوب میشود.
در این مقطع، بر شاه رضا پهلوی، و حلقه تیم ایشان لازم است تا برای پیشبرد پروژه سترگِ شکوفایی ایران، گامِ بنیادین و منطقیِ بعدی را با اعلام رسمی دولت در تبعید به مرحله تحقق رسانند. اینجانب، اشو، بر این باورم که پس از به سرانجام رسیدن کنفرانس امنیتی مونیخ، این اقدام راهبردی، توسط شاه پهلوی و یاران ایشان، مورد بررسی دقیق و عمیق و پیگیری قرار خواهد گرفت.
اعلام رسمی دولت در تبعید، نه یک انتخاب، بلکه یک ضرورت استراتژیک برای گذار موفق و شکوفایی آتی ایران است.
✍#اشو
جوین شو کانال خودت هموطن👇❤️:
https://t.me/ASHOOZA
پنج شنبه ۱۶ بهمن ۱۴۰۴ برابر با ۵ فوریه ۲۰۲۶
در تاریخ ، مفهوم #دولت_در_تبعید همواره در بزنگاههای بزرگ تمدنی و سیاسی معنا یافته است. دولت در تبعید یک پدیده صرفاً حقوقی نیست بلکه یک واکنش به بحران مشروعیت است. هنگامی که کشور از درون دچار بحران مشروعیت یا فروبستگی نهادی میگردد، و از بیرون نیز بیاعتمادی جهانی نسبت به نظام حاکم شکل میگیرد، نهادهای بدیل برای حفظ تداوم هویت ملی و اراده مردمی پدیدار میشوند.
معنا و کارکرد دولت در تبعید، در سادهترین تعریف خود، پاسداری از تداوم سیاسی یک ملت در غیاب حکومت ملی است. در مواردی که نظام حاکم مشروعیت مردمی خود را از دست داده، سازوکارهای اصلاح و انتخاب آزاد از میان رفتهاند، {دولت در تبعید} به نماد نمایندگی اراده مردم در صحنه جهانی بدل میشود. تجربه لهستان، چکسلواکی، نروژ نشان داده است که چنین ساختاری میتواند حافظ حافظه سیاسی ملت در برابر انقطاع حاکمیت باشد.
❗️این نهاد - دولت در تبعید - به جامعه جهانی میگوید: کشور ما زندانی حکومت فعلی نیست؛ ملت هنوز زنده است و نماینده دارد.
به همین دلیل، کارکرد دولت در تبعید صرفا سیاسی نیست، بلکه فرهنگی، اخلاقی و تاریخی است؛ مصون داشتن مشروعیت مردمی از مصادرهی قدرت حاکم.
نظام اشغالگر، پس از بیش از چهار دهه حکومت، با بحرانهای انباشتهای روبهروست:
▪︎ فروپاشی اعتماد عمومی و نزول کارآمدی نهادی در سطوح اقتصادی، سیاسی و مدیریتی؛
▪︎ انسداد کامل مسیر اصلاحات درونسیستمی و فقدان رقابت واقعی سیاسی؛
▪︎ گسترش نارضایتی اجتماعی به همراه ناهماهنگی عمیق میان ارزشهای نسل جوان با ساختار سیاسی موجود؛
▪︎انزوای بیسابقه بینالمللی و تبدیل ایران به کشوری با تصویر امنیتی ـ نه تمدنی ـ در ذهن جهان.
در چنین شرایطی، حضور یک مرجع منسجم ملی در خارج از مرزها که بتواند چهرهای عقلانی و مدرن از ایران ارائه دهد، ضرورتی حیاتی است.
شاه رضا پهلوی، چه از منظر تاریخی و چه از منظر نمادین، یگانه شخصیتی است که میتواند چنین نقشی را ایفا کند. او حامل یک نام تاریخی است که هنوز در حافظه جمعی ملت معنای دولت، نظم و مدرنیته را تداعی میکند. در عین حال، طی دهههای اخیر از خشونت و افراط فاصله گرفته و گفتمان دموکراتیک و سکولار را ترویج کرده است.
حضور او در عرصه، بهمثابه ضامنِ دورانِ گذارِ مدنی و ملی، میتواند ایران را از مرحلهی آشوب سیاسی به مرحلهی بازسازی نهادی هدایت کند.
در وضعیتی که مردم داخل کشور از بیان آزادانه اراده خویش محروماند و نیروهای سیاسی پراکنده و بیساختارند، تشکیل یک دولت ملی در تبعید به رهبری شاه رضا پهلوی، میتواند:
- صدای رسمی و سازمانیافتهی ملت ایران در نهادهای بینالمللی باشد؛
- چارچوب حقوقی و سیاسی دوران گذار را طراحی کند؛ که البته توسط شاه و تیم ایشان تدوین شده و به صورت عمومی منتشر گشته
- شبکهی اعتماد میان مخالفان درون و برونمرز را احیا نماید؛
- و از منظر دیپلماتیک، قدرتهای جهانی را متوجه موجودیت ایرانی کند که فراتر از حکومت کنونی است.
چنین دولتی میتواند متشکل از شورای ملی موقت متنوعی باشد که نمایندگان جریانهای جمهوریخواه، پادشاهیخواه و فعالان مدنی را گرد هم آورد. اساس این دولتِ در تبعید ملیتگرایی مدرن و خواست دموکراسی ایرانی خواهد بود.
اگر ایران امروز درون مرزهای خود گرفتار خاموشی و سرکوب است، باید صدایش از بیرون جهانی شود. دولت در تبعید، بهویژه با رهبری شخصیتی چون شاه، که هم از لحاظ تاریخی مشروعیت دارد و هم از منظر سیاسی اعتدالگر است، میتواند پیوندی میان گذشتهی قانونی و آیندهی مردمی فراهم آورد.
بنابراین، در شرایط فعلی و در فقدان هرگونه سازوکار دموکراتیک داخلی، تشکیل دولت در تبعید توسط شاه رضا پهلوی نه تنها ممکن، بلکه ضروری است؛ ضرورتی برای حفظ هویت ملی، بازنمایی مردم ایران در عرصه جهانی، و آمادهسازی برای گذار به حکومتی مردمی و سکولار.
اکنون، حرکت از رهبری جنبش به اعلام رسمی تشکیل دولت در تبعید، گام منطقی بعدی برای پیشبرد پروژه شکوفایی ایران، در صحنه جهانی محسوب میشود.
در این مقطع، بر شاه رضا پهلوی، و حلقه تیم ایشان لازم است تا برای پیشبرد پروژه سترگِ شکوفایی ایران، گامِ بنیادین و منطقیِ بعدی را با اعلام رسمی دولت در تبعید به مرحله تحقق رسانند. اینجانب، اشو، بر این باورم که پس از به سرانجام رسیدن کنفرانس امنیتی مونیخ، این اقدام راهبردی، توسط شاه پهلوی و یاران ایشان، مورد بررسی دقیق و عمیق و پیگیری قرار خواهد گرفت.
اعلام رسمی دولت در تبعید، نه یک انتخاب، بلکه یک ضرورت استراتژیک برای گذار موفق و شکوفایی آتی ایران است.
✍#اشو
جوین شو کانال خودت هموطن👇❤️:
https://t.me/ASHOOZA
❤134👏10👍3
Forwarded from اَشو | Ashoo
⚜️ در ادامه سلسله تحلیلهای خود پیرامون نظم آینده جهان و اهداف ژئوپلیتیک آمریکا، همانطور که وعده داده بودم، وارد بحث دوم میشویم؛ بحثی که بدون شک، یکی از مهمترین و داغترین معمای کنونی در موازنه قدرت شرق و غرب است.
https://t.me/ASHOOZA/834
در تحلیلهای گذشته، به نقش محوری ژئوپلیتیک در تعیین معماری نوین قدرت اشاره کردم. اکنون زمان آن رسیده است که به قلب تپنده این معادلات بپردازیم: #تایوان
این بار، تمرکز به بررسی عوامل کلیدی از جمله تأثیر اقتصادی تایوان به عنوان تولیدکننده اصلی تراشهها، اهمیت ژئوپلیتیکی آن در زنجیره جزایر و وضعیت دیپلماتیک فعلی در زمینه جنگ اوکراین میپردازد.
🕙 به یاد داشته باشید!
فردا - ۲۸ بهمن ۱۴۰۴ برابر با ۱۷ فوریه ۲۰۲۶ تحلیل کامل این موضوع، ساعت ۲۲:۰۰ به وقت ایران منتشر خواهد شد.
❗️ آماده باشید تا نگاهی دقیق به نقطهای بیندازیم که سرنوشت تراشهها، دیپلماسی جهانی و موازنه قدرت در آن گره خورده است؛ نقطهای که میتواند مسیر نظم جهانی را برای دههها تعیین کند.
منتظر شما هستم تا تحلیل این قلم را با هم مرور کنیم. بیصبرانه منتظر نظرات و دیدگاههای شما خواهم بود!
با سپاس از همراهی شما
✍ #اشو
🤝🧠 عضو شو؛ تحلیل جامع با شما کامل میشود👇👇
√ @AshooZa | ߊܝ᪴ܝܝߺو
https://t.me/ASHOOZA/834
در تحلیلهای گذشته، به نقش محوری ژئوپلیتیک در تعیین معماری نوین قدرت اشاره کردم. اکنون زمان آن رسیده است که به قلب تپنده این معادلات بپردازیم: #تایوان
این بار، تمرکز به بررسی عوامل کلیدی از جمله تأثیر اقتصادی تایوان به عنوان تولیدکننده اصلی تراشهها، اهمیت ژئوپلیتیکی آن در زنجیره جزایر و وضعیت دیپلماتیک فعلی در زمینه جنگ اوکراین میپردازد.
🕙 به یاد داشته باشید!
فردا - ۲۸ بهمن ۱۴۰۴ برابر با ۱۷ فوریه ۲۰۲۶ تحلیل کامل این موضوع، ساعت ۲۲:۰۰ به وقت ایران منتشر خواهد شد.
❗️ آماده باشید تا نگاهی دقیق به نقطهای بیندازیم که سرنوشت تراشهها، دیپلماسی جهانی و موازنه قدرت در آن گره خورده است؛ نقطهای که میتواند مسیر نظم جهانی را برای دههها تعیین کند.
منتظر شما هستم تا تحلیل این قلم را با هم مرور کنیم. بیصبرانه منتظر نظرات و دیدگاههای شما خواهم بود!
با سپاس از همراهی شما
✍ #اشو
🤝🧠 عضو شو؛ تحلیل جامع با شما کامل میشود👇👇
√ @AshooZa | ߊܝ᪴ܝܝߺو
Telegram
اَشو | Ashoo
جمهوری اسلامی، ترکیه، استقلال تایوان، گرینلند، مکزیک و کلمبیا در آمریکای لاتین، در زمرهی اهداف اصلی ترامپ ( آمریکا) برای شکلدهی به نظم آیندهی جهان قرار دارند.
❗️مهم است بدانید ، گرینلند فقط سرزمینی یخزده نیست!
فراسوی سپیدهی یخ، گنجینهای است که زمین…
❗️مهم است بدانید ، گرینلند فقط سرزمینی یخزده نیست!
فراسوی سپیدهی یخ، گنجینهای است که زمین…
👍73❤11
Forwarded from اَشو | Ashoo
🔹استراتژی آهنین واشنگتن برای ساختن نظم جدید جهانی و تضمین قدرت - بخش دوم - خط قرمز آمریکا: تعیین نظم نوین جهانی در تایوان(۱/۲)
۲۸ بهمن ۱۴۰۴ برابر با ۱۷ فوریه ۲۰۲۶
اهمیت استراتژیک تایوان برای ایالات متحده آمریکا در تقاطع سه محور حیاتی شکل گرفته است: سلطه بر قلب فناوری جهان، کنترل مسیرهای ژئوپلیتیک حساس، و حفظ اعتبار و توازن قدرت در برابر چین. تحلیل این قلم تمامی ابعاد مطرح شده را در هم میتنید تا تصویری کامل از موقعیت منحصربهفرد این جزیره (تایوان) ارائه دهد.
کانون اصلی این اهمیت در قلب اقتصاد جهانی و برتری تکنولوژیک نهفته است: صنعت تراشههای تایوان.
شرکت TSMC تایوان، که تولیدکننده بیش از ۹۰ درصد پیشرفتهترین تراشههای جهان است، نهتنها تأمینکننده صنایع مصرفی نظیر موبایل، تلویزیون و کامپیوتر محسوب میشود، بلکه نقشی حیاتی در زیرساختهای نظامی جهان دارد. این تراشهها در تمامی سیستمهای هوشمند، از جمله ماهوارهها، جنگندهها، هواپیماهای نظامی و مسافربری، و حتی موشکها به کار میروند.
❗️نگرانی بنیادین آمریکا این است که اگر چین بتواند به این شرکتهای تولیدکننده دست یابد و زنجیره تأمین جهانی این تراشهها را به دست گیرد، دنیا به چین وابسته خواهد شد.
بهراستی، پیامد مستقیم حمله چین به تایوان، فوران نجومی قیمت کالاهای هوشمند و وارد آمدن ضربه اقتصادی سنگینی به اروپا و آمریکا خواهد بود. در این زمینه، اهرم فشار استراتژیک عظیمی در اختیار پکن قرار میگیرد که میتواند نقاط ضعف اقتصادی آمریکا و متحدانش را به شدت تحت تأثیر قرار دهد.
از منظر ژئوپلیتیک، اهمیت تایوان غیرقابل انکار است. این جزیره در موقعیتی قرار دارد که حکم گلوگاه منطقه را دارد. تایوان، همراه با فیلیپین و ژاپن، اجزای یک ساختار دفاعی حیاتی را تشکیل میدهند که به عنوان یک زنجیره دفاعی جزایر عمل میکند. به عبارت دیگر، زمانی که موقعیت جغرافیایی تایوان را در کره زمین با یک خط به این کشورها متصل کنیم، یک زنجیره استراتژیک شکل میگیرد که هدف اصلی آن مسدود کردن دسترسی نیروی دریایی چین به اقیانوس آرام است.
اگر این زنجیر با سقوط تایوان بشکند، قابل تصور است که چین به کنترل تنگه تایوان دست یابد؛ تنگهای که تقریبا یکسوم از کشتیهای تجاری جهان از آن عبور میکنند و شریان حیاتی تجارت جهانی محسوب میشود. این امر نهتنها قدرت چین را در جهان به شدت افزایش میدهد، بلکه موقعیت آمریکا را به شدت تضعیف میکند. در سالهای اخیر، چین با ساخت جزایر مصنوعی متعدد، افزایش گشتزنیهای هوایی اطراف تایوان، و توسعه بزرگترین ناوگان دریایی جهان، نشان داده است که برای تحقق اهداف خود مصمم و آماده است.
و در، بُعد سوم به ملاحظات سیاسی و دیپلماسی ایالات متحده بازمیگردد. حمایت آمریکا از تایوان بر اساس قانون روابط با تایوان است و عدم اقدام در برابر تجاوز به طور مستقیم اعتبار امنیتی آمریکا در آسیا-اقیانوسیه را خدشهدار میکند. این موضوع همچنین موقعیت ایدئولوژیک دموکراسی تایوانی در برابر اقتدارگرایی چین را متزلزل میسازد. در این راستا، در حال حاضر، استراتژی واشنگتن در یک پیچیدگی دیپلماتیک قرار دارد.
❗️دولت ترامپ با استفاده از نفوذ چین بر روسیه، در پشت پرده با چین مذاکره میکند.
این مذاکرات حول این محور شکل گرفته که چین میتواند برای پایان دادن به جنگ اوکراین نقشی ایفا کند، که البته باید گفت نقش چین در این جنگ حیاتی است، چرا که به روسیه سلاحهای نظامی میفروشد.
سیاست ترامپ بر این اساس استوار است که فعلا با چین درباره جنگ اوکراین زد و بند کرده و پس از آن تمرکز خود را بر حمایت از تایوان بازگرداند. این رویکرد دیپلماتیک، اگرچه تلاش میکند تا تنشهای همزمان را مدیریت کند، اما ماهیت استراتژیک تهدید بلندمدت تایوان را تغییر نمیدهد. خوانندگان باید توجه داشته باشند که خبری منتشر شده مبنی بر موافقت اوکراین با آتشبس و باید دید که این مذاکره به کجا میرسد.
✍ #اشو
🤝🧠 عضو شو؛ تحلیل جامع با شما کامل میشود👇👇
√ @AshooZa | ߊܝ᪴ܝܝߺو
۲۸ بهمن ۱۴۰۴ برابر با ۱۷ فوریه ۲۰۲۶
اهمیت استراتژیک تایوان برای ایالات متحده آمریکا در تقاطع سه محور حیاتی شکل گرفته است: سلطه بر قلب فناوری جهان، کنترل مسیرهای ژئوپلیتیک حساس، و حفظ اعتبار و توازن قدرت در برابر چین. تحلیل این قلم تمامی ابعاد مطرح شده را در هم میتنید تا تصویری کامل از موقعیت منحصربهفرد این جزیره (تایوان) ارائه دهد.
کانون اصلی این اهمیت در قلب اقتصاد جهانی و برتری تکنولوژیک نهفته است: صنعت تراشههای تایوان.
شرکت TSMC تایوان، که تولیدکننده بیش از ۹۰ درصد پیشرفتهترین تراشههای جهان است، نهتنها تأمینکننده صنایع مصرفی نظیر موبایل، تلویزیون و کامپیوتر محسوب میشود، بلکه نقشی حیاتی در زیرساختهای نظامی جهان دارد. این تراشهها در تمامی سیستمهای هوشمند، از جمله ماهوارهها، جنگندهها، هواپیماهای نظامی و مسافربری، و حتی موشکها به کار میروند.
❗️نگرانی بنیادین آمریکا این است که اگر چین بتواند به این شرکتهای تولیدکننده دست یابد و زنجیره تأمین جهانی این تراشهها را به دست گیرد، دنیا به چین وابسته خواهد شد.
بهراستی، پیامد مستقیم حمله چین به تایوان، فوران نجومی قیمت کالاهای هوشمند و وارد آمدن ضربه اقتصادی سنگینی به اروپا و آمریکا خواهد بود. در این زمینه، اهرم فشار استراتژیک عظیمی در اختیار پکن قرار میگیرد که میتواند نقاط ضعف اقتصادی آمریکا و متحدانش را به شدت تحت تأثیر قرار دهد.
از منظر ژئوپلیتیک، اهمیت تایوان غیرقابل انکار است. این جزیره در موقعیتی قرار دارد که حکم گلوگاه منطقه را دارد. تایوان، همراه با فیلیپین و ژاپن، اجزای یک ساختار دفاعی حیاتی را تشکیل میدهند که به عنوان یک زنجیره دفاعی جزایر عمل میکند. به عبارت دیگر، زمانی که موقعیت جغرافیایی تایوان را در کره زمین با یک خط به این کشورها متصل کنیم، یک زنجیره استراتژیک شکل میگیرد که هدف اصلی آن مسدود کردن دسترسی نیروی دریایی چین به اقیانوس آرام است.
اگر این زنجیر با سقوط تایوان بشکند، قابل تصور است که چین به کنترل تنگه تایوان دست یابد؛ تنگهای که تقریبا یکسوم از کشتیهای تجاری جهان از آن عبور میکنند و شریان حیاتی تجارت جهانی محسوب میشود. این امر نهتنها قدرت چین را در جهان به شدت افزایش میدهد، بلکه موقعیت آمریکا را به شدت تضعیف میکند. در سالهای اخیر، چین با ساخت جزایر مصنوعی متعدد، افزایش گشتزنیهای هوایی اطراف تایوان، و توسعه بزرگترین ناوگان دریایی جهان، نشان داده است که برای تحقق اهداف خود مصمم و آماده است.
و در، بُعد سوم به ملاحظات سیاسی و دیپلماسی ایالات متحده بازمیگردد. حمایت آمریکا از تایوان بر اساس قانون روابط با تایوان است و عدم اقدام در برابر تجاوز به طور مستقیم اعتبار امنیتی آمریکا در آسیا-اقیانوسیه را خدشهدار میکند. این موضوع همچنین موقعیت ایدئولوژیک دموکراسی تایوانی در برابر اقتدارگرایی چین را متزلزل میسازد. در این راستا، در حال حاضر، استراتژی واشنگتن در یک پیچیدگی دیپلماتیک قرار دارد.
❗️دولت ترامپ با استفاده از نفوذ چین بر روسیه، در پشت پرده با چین مذاکره میکند.
این مذاکرات حول این محور شکل گرفته که چین میتواند برای پایان دادن به جنگ اوکراین نقشی ایفا کند، که البته باید گفت نقش چین در این جنگ حیاتی است، چرا که به روسیه سلاحهای نظامی میفروشد.
سیاست ترامپ بر این اساس استوار است که فعلا با چین درباره جنگ اوکراین زد و بند کرده و پس از آن تمرکز خود را بر حمایت از تایوان بازگرداند. این رویکرد دیپلماتیک، اگرچه تلاش میکند تا تنشهای همزمان را مدیریت کند، اما ماهیت استراتژیک تهدید بلندمدت تایوان را تغییر نمیدهد. خوانندگان باید توجه داشته باشند که خبری منتشر شده مبنی بر موافقت اوکراین با آتشبس و باید دید که این مذاکره به کجا میرسد.
✍ #اشو
🤝🧠 عضو شو؛ تحلیل جامع با شما کامل میشود👇👇
√ @AshooZa | ߊܝ᪴ܝܝߺو
Telegram
attach 📎
❤72👍15
Forwarded from اَشو | Ashoo
🔹استراتژی آهنین واشنگتن برای ساختن نظم جدید جهانی و تضمین قدرت - بخش دوم - خط قرمز آمریکا: تعیین نظم نوین جهانی در تایوان(۲/۲)
۲۸ بهمن ۱۴۰۴ برابر با ۱۷ فوریه ۲۰۲۶
چین تایوان را بخشی جداییناپذیر از خاک خود میداند و هدف نهایی آن وحدت مجدد (حتی به زور) است. ایالات متحده، به دلایل ذکر شده (تراشهها، ژئوپلیتیک، اعتبار)، نمیتواند اجازه دهد این اتفاق بیفتد. این تضاد منافع بنیادین — تعهد چین به اتحاد مجدد با هر وسیلهای در برابر نیاز آمریکا به حفظ وضعیت موجود برای امنیت اقتصادی و نظامی خود — است که خطر یک درگیری بزرگ بین دو ابرقدرت هسته ای را بر سر این جزیره کوچک اما ارزشمند چون الماس افزایش میدهد.
❗️اگر چین به تایوان حمله کند، اولین اتفاقی که میافتد این است که قیمت موبایلها، تلویزیونها، کامپیوترها و دیگر وسایل هوشمند به شدت افزایش خواهد یافت و اروپا و آمریکا آسیب جدی خواهند دید.
در واقع، اگر چین به تایوان حمله کند و صاحب کارخانههای تولیدکننده تراشهها شود، دنیا به چین وابسته خواهد شد.
این وابستگی اقتصادی، خطر جدی برای امنیت ملی آمریکا و توازن قدرت در سطح جهانی است.
❗️از سوی دیگر، در صورت وقوع جنگ، ممکن است به صورت فوری ژاپن و پس از آن کره جنوبی به کمک تایوان بیاید و این احتمالا موجب ورود کره شمالی به جنگ به حمایت از چین خواهد شد. در این سناریو، پس از ورود کره شمالی، آمریکا به اجبار وارد جنگ خواهد شد. این به معنای شکلگیری جنگ جهانی سوم است و قطعا شرایط وحشتناکی را برای جهانیان به ارمغان خواهد آورد.
امید تنها به پایان این بحران از طریق دیپلماسی و قدرت مذاکراتی ترامپ است که میتواند خطر گسترش جنگ در این مقطع حساس را به حداقل برساند. اگر این مذاکرات به نتیجه برسد، شاید آمریکا بتواند از جرقه جنگ جهانی سوم که با حمله چین به تایوان ممکن است به وجود آید، جلوگیری کند.
تایوان، به همین دلایل، یک نقطه عطف استراتژیک محسوب میشود. هرگونه درگیری بر سر آن، فراتر از یک منازعه منطقهای خواهد بود و به معنای نبردی بر سر نظم جهانی جدید است که پیامدهای آن تا سالهای سال محسوس خواهد بود.
به دلیل این درهمتنیدگی حیاتیِ فناوری، جغرافیا، اقتصاد و اعتبار، استقلال تایوان (یا حداقل حفظ وضعیت موجود که عملا استقلال آن را تضمین میکند) به یکی از اهداف جدی و بنیادین سیاست خارجی ایالات متحده تبدیل شده است.
این هدف تا جایی پیش میرود
که آمریکا مایل است
با قدرت نظامی خود از آن دفاع کند.
این آمادگی نظامی، که در قالب فروش تسلیحات پیشرفته، آموزش نیروها و حضور مستمر ناوگانها تجلی مییابد، یک ابهام راهبردی نیست، بلکه یک تعهد استراتژیک آشکار است. واشنگتن به پکن این پیام را مخابره کرده است که هرگونه اقدام نظامی یکجانبه برای تغییر وضعیت (چه از طریق حمله مستقیم و چه محاصره)، با مداخله مستقیم ایالات متحده و متحدانش مواجه خواهد شد و این ریسک، همانطور که در تحلیل تشدید جنگ ذکر شد، میتواند به یک درگیری ویرانگر جهانی تبدیل گردد.
نباید از این حقیقت راهبردی غافل شد که چین در محاصرهای نظامی تمامعیار توسط ایالات متحده قرار دارد.
دایرهای از پایگاههای نظامی آمریکایی در پیرامون مرزهای دریایی و سرزمینی چین گسترده شده است؛ شبکهای که نقش محوری در مهار، نظارت مستمر، و قابلیت واکنش سریع در برابر هرگونه تحرک پکن ایفا میکند.
قلب این استراتژی در حوزه غرب اقیانوس آرام متمرکز است. از پایگاههای حیاتی در ژاپن و کره جنوبی گرفته تا قلمرو استراتژیک گوام (که به عنوان یک مرکز لجستیکی و عملیاتی حیاتی برای نیروی هوایی و دریایی آمریکا در غرب اقیانوس آرام عمل میکند)، این مناطق ستونهای عملیاتی انکارناپذیری را تشکیل میدهند. علاوه بر این، همکاریهای دفاعی عمیق با کشورهایی نظیر فیلیپین و استرالیا که میزبانی نیروهای آمریکایی را پذیرفتهاند، این زنجیر مهار را استحکام میبخشد.
از منظر واشنگتن، تایوان خط قرمز است.
زیرا از دست رفتن آن به معنای پذیرش زوال قدرت جهانی آمریکا، تحویل نبض فناوری جهان به رقیب اصلی، و پذیرش قواعد جدیدی در نظم بینالمللی است که در آن چین، دست بالا را در تعیین سرنوشت ملتها خواهد داشت.
‼️در نتیجه‼️
به باور اینجانب، اَشو، تقابل نظامی آتشین میان دو هیولای هستهای—آمریکا و چین—بر سر مسئلهی تایوان، نزدیک به وقوع است. امیدوارم که قدرت کلام، حکمت دیپلماسی، و مسیر مذاکره،این شعلهی خطرناک را فرو نشاند و از طلوع شوم آتش سهمگین جنگ جهانی سوم و تباهی جهان ممانعت شود.
به امید اهوره مزدا
با درایت رهبران و توسل
به هنر گفتگو و تدبیر دیپلماتیک
چرخهای جنگ جهانی سوم متوقف گردند.
✍ #اشو
🤝🧠 عضو شو؛ تحلیل جامع با شما کامل میشود👇👇
√ @AshooZa | ߊܝ᪴ܝܝߺو
۲۸ بهمن ۱۴۰۴ برابر با ۱۷ فوریه ۲۰۲۶
چین تایوان را بخشی جداییناپذیر از خاک خود میداند و هدف نهایی آن وحدت مجدد (حتی به زور) است. ایالات متحده، به دلایل ذکر شده (تراشهها، ژئوپلیتیک، اعتبار)، نمیتواند اجازه دهد این اتفاق بیفتد. این تضاد منافع بنیادین — تعهد چین به اتحاد مجدد با هر وسیلهای در برابر نیاز آمریکا به حفظ وضعیت موجود برای امنیت اقتصادی و نظامی خود — است که خطر یک درگیری بزرگ بین دو ابرقدرت هسته ای را بر سر این جزیره کوچک اما ارزشمند چون الماس افزایش میدهد.
❗️اگر چین به تایوان حمله کند، اولین اتفاقی که میافتد این است که قیمت موبایلها، تلویزیونها، کامپیوترها و دیگر وسایل هوشمند به شدت افزایش خواهد یافت و اروپا و آمریکا آسیب جدی خواهند دید.
در واقع، اگر چین به تایوان حمله کند و صاحب کارخانههای تولیدکننده تراشهها شود، دنیا به چین وابسته خواهد شد.
این وابستگی اقتصادی، خطر جدی برای امنیت ملی آمریکا و توازن قدرت در سطح جهانی است.
❗️از سوی دیگر، در صورت وقوع جنگ، ممکن است به صورت فوری ژاپن و پس از آن کره جنوبی به کمک تایوان بیاید و این احتمالا موجب ورود کره شمالی به جنگ به حمایت از چین خواهد شد. در این سناریو، پس از ورود کره شمالی، آمریکا به اجبار وارد جنگ خواهد شد. این به معنای شکلگیری جنگ جهانی سوم است و قطعا شرایط وحشتناکی را برای جهانیان به ارمغان خواهد آورد.
امید تنها به پایان این بحران از طریق دیپلماسی و قدرت مذاکراتی ترامپ است که میتواند خطر گسترش جنگ در این مقطع حساس را به حداقل برساند. اگر این مذاکرات به نتیجه برسد، شاید آمریکا بتواند از جرقه جنگ جهانی سوم که با حمله چین به تایوان ممکن است به وجود آید، جلوگیری کند.
تایوان، به همین دلایل، یک نقطه عطف استراتژیک محسوب میشود. هرگونه درگیری بر سر آن، فراتر از یک منازعه منطقهای خواهد بود و به معنای نبردی بر سر نظم جهانی جدید است که پیامدهای آن تا سالهای سال محسوس خواهد بود.
به دلیل این درهمتنیدگی حیاتیِ فناوری، جغرافیا، اقتصاد و اعتبار، استقلال تایوان (یا حداقل حفظ وضعیت موجود که عملا استقلال آن را تضمین میکند) به یکی از اهداف جدی و بنیادین سیاست خارجی ایالات متحده تبدیل شده است.
این هدف تا جایی پیش میرود
که آمریکا مایل است
با قدرت نظامی خود از آن دفاع کند.
این آمادگی نظامی، که در قالب فروش تسلیحات پیشرفته، آموزش نیروها و حضور مستمر ناوگانها تجلی مییابد، یک ابهام راهبردی نیست، بلکه یک تعهد استراتژیک آشکار است. واشنگتن به پکن این پیام را مخابره کرده است که هرگونه اقدام نظامی یکجانبه برای تغییر وضعیت (چه از طریق حمله مستقیم و چه محاصره)، با مداخله مستقیم ایالات متحده و متحدانش مواجه خواهد شد و این ریسک، همانطور که در تحلیل تشدید جنگ ذکر شد، میتواند به یک درگیری ویرانگر جهانی تبدیل گردد.
نباید از این حقیقت راهبردی غافل شد که چین در محاصرهای نظامی تمامعیار توسط ایالات متحده قرار دارد.
دایرهای از پایگاههای نظامی آمریکایی در پیرامون مرزهای دریایی و سرزمینی چین گسترده شده است؛ شبکهای که نقش محوری در مهار، نظارت مستمر، و قابلیت واکنش سریع در برابر هرگونه تحرک پکن ایفا میکند.
قلب این استراتژی در حوزه غرب اقیانوس آرام متمرکز است. از پایگاههای حیاتی در ژاپن و کره جنوبی گرفته تا قلمرو استراتژیک گوام (که به عنوان یک مرکز لجستیکی و عملیاتی حیاتی برای نیروی هوایی و دریایی آمریکا در غرب اقیانوس آرام عمل میکند)، این مناطق ستونهای عملیاتی انکارناپذیری را تشکیل میدهند. علاوه بر این، همکاریهای دفاعی عمیق با کشورهایی نظیر فیلیپین و استرالیا که میزبانی نیروهای آمریکایی را پذیرفتهاند، این زنجیر مهار را استحکام میبخشد.
از منظر واشنگتن، تایوان خط قرمز است.
زیرا از دست رفتن آن به معنای پذیرش زوال قدرت جهانی آمریکا، تحویل نبض فناوری جهان به رقیب اصلی، و پذیرش قواعد جدیدی در نظم بینالمللی است که در آن چین، دست بالا را در تعیین سرنوشت ملتها خواهد داشت.
‼️در نتیجه‼️
به باور اینجانب، اَشو، تقابل نظامی آتشین میان دو هیولای هستهای—آمریکا و چین—بر سر مسئلهی تایوان، نزدیک به وقوع است. امیدوارم که قدرت کلام، حکمت دیپلماسی، و مسیر مذاکره،این شعلهی خطرناک را فرو نشاند و از طلوع شوم آتش سهمگین جنگ جهانی سوم و تباهی جهان ممانعت شود.
به امید اهوره مزدا
با درایت رهبران و توسل
به هنر گفتگو و تدبیر دیپلماتیک
چرخهای جنگ جهانی سوم متوقف گردند.
✍ #اشو
🤝🧠 عضو شو؛ تحلیل جامع با شما کامل میشود👇👇
√ @AshooZa | ߊܝ᪴ܝܝߺو
Telegram
attach 📎
❤78👍21
Forwarded from اَشو | Ashoo
🔹کالبدشکافی مذاکرات : تسلیم رژیم یا تقابل مستقیم نظامی
مذاکرات پیش رو، بیش از آنکه به دنبال سازش یا بدهبستان باشد، بستری برای تسلیم و انتقال هدایتشدهی رهبران جمهوری اسلامی به مقصدهای از پیش تعیینشده است. غایت این رویکرد، نه کینهتوزی سیاسی، بلکه ممانعت از سقوط ناگهانی، اختلال در ثبات منطقهای و وقوع بحرانهای انسانی است. این مسیرِ مدیریتشده، در مقایسه با درگیری نظامی، گزینهای سنجیدهتر تلقی میشود که امکان انتقال آرام قدرت از نظام فعلی به یک دولت انتقالی را تسهیل میبخشد. چنین انتقالی میتواند زمینهساز برپایی دادگاههایی در تراز نورنبرگ برای رسیدگی به جرایم سرانِ این رژیم، پس از استقرار دولت آتی، باشد.
جمهوری اسلامی در بزنگاهی حساس قرار گرفته است؛ انتخابی که تنها میان رویارویی مستقیم با ایالات متحده و پذیرش یک گذارِ هدایتشده محدود میشود.
تجاربِ گذشتگان گواه آن است که نظامهایی که در برابر فشارهای همزمانِ داخلی و بینالمللی، از خود انعطافناپذیری نشان دادهاند، غالبا به فروپاشیهای خشونتبار و هزینههای انسانیِ گزافتری دچار شدهاند.
در مقابل، استقبال از یک خروجِ کنترلشده، حداقل از منظر حقوق بینالملل، میتواند مسیری برای تعدیل خسارات و اجتناب از سرنوشتهایی چون قذافی و صدام در آینده باشد.
البته، از منظر اینجانب، اَشو، واقعیتِ تلخ آن است که هیچ مذاکرهای در کار نخواهد بود.
✍ #اشو
تو پیک عرق شیرینه زیتون تلخ
محاله، دندهعقب نداره شیطون من نه
حافظا باد صبا میوزه تو میدون جنگ
مرز میکشه پام رو زمین مثل تیمور لنگ...
🤝🧠 عضو شو؛ تحلیل جامع با شما کامل میشود👇👇
√ @AshooZa | ߊܝ᪴ܝܝߺو
مذاکرات پیش رو، بیش از آنکه به دنبال سازش یا بدهبستان باشد، بستری برای تسلیم و انتقال هدایتشدهی رهبران جمهوری اسلامی به مقصدهای از پیش تعیینشده است. غایت این رویکرد، نه کینهتوزی سیاسی، بلکه ممانعت از سقوط ناگهانی، اختلال در ثبات منطقهای و وقوع بحرانهای انسانی است. این مسیرِ مدیریتشده، در مقایسه با درگیری نظامی، گزینهای سنجیدهتر تلقی میشود که امکان انتقال آرام قدرت از نظام فعلی به یک دولت انتقالی را تسهیل میبخشد. چنین انتقالی میتواند زمینهساز برپایی دادگاههایی در تراز نورنبرگ برای رسیدگی به جرایم سرانِ این رژیم، پس از استقرار دولت آتی، باشد.
جمهوری اسلامی در بزنگاهی حساس قرار گرفته است؛ انتخابی که تنها میان رویارویی مستقیم با ایالات متحده و پذیرش یک گذارِ هدایتشده محدود میشود.
تجاربِ گذشتگان گواه آن است که نظامهایی که در برابر فشارهای همزمانِ داخلی و بینالمللی، از خود انعطافناپذیری نشان دادهاند، غالبا به فروپاشیهای خشونتبار و هزینههای انسانیِ گزافتری دچار شدهاند.
در مقابل، استقبال از یک خروجِ کنترلشده، حداقل از منظر حقوق بینالملل، میتواند مسیری برای تعدیل خسارات و اجتناب از سرنوشتهایی چون قذافی و صدام در آینده باشد.
البته، از منظر اینجانب، اَشو، واقعیتِ تلخ آن است که هیچ مذاکرهای در کار نخواهد بود.
✍ #اشو
تو پیک عرق شیرینه زیتون تلخ
محاله، دندهعقب نداره شیطون من نه
حافظا باد صبا میوزه تو میدون جنگ
مرز میکشه پام رو زمین مثل تیمور لنگ...
🤝🧠 عضو شو؛ تحلیل جامع با شما کامل میشود👇👇
√ @AshooZa | ߊܝ᪴ܝܝߺو
❤116👍27🤩2👏1
Forwarded from اَشو | Ashoo
🔹پشت پردهی میز مذاکره- بخش دوم : گفتوگویِ عاشقانه یا طومارِ وداع؟
برای مطالعه بخش اول ، روی لینک زیر کلیک کنید 👇:
بخش اول- نقش ترامپ در ماموریت موساد برای استقرار تسلیحات در قلب ایران
تصمیمگیران اصلی در ساختار نظام اشغالگر، غنیسازی اورانیوم را به مثابهی ستونی بنیادین برای بقای رژیم خود میدانند. جمهوری اسلامی، تن دادن به خواستههای آمریکا را امری خطرناکتر از جنگ میبیند؛ زیرا معتقد است که اسرائیل دست به ماشه و در کمین است تا با آغاز یک اقدام نظامی، شرایطی را فراهم آورد که موجبات سقوط جمهوری اسلامی را فراهم سازد.
نکتهی کلیدی که باید بدان توجه کرد، این است: آنچه من پیشتر مطرح ساختم، این بود که مذاکره میان آمریکا و جمهوری اسلامی، در حقیقت، مذاکرهای برای تسلیم و انتقالِ هدایتشدهی رهبران به مقاصد از پیش تعیینشده است. برنامهی هستهای و هر موضوع دیگری که رنگِ مذاکره به خود گرفته، نامِ نامهای است، یا اگر دقیقتر بگوییم، حکمی است که ترامپ در برابر جمهوری اسلامی میگذارد؛ یعنی تسلیم.
برای درک بهتر، مثالی ساده ارائه میدهم:
تصور کنید من گفتگویی خصوصی را تدارک میدهم و نام آن را گفتگوی عاشقانه میگذارم، اما در باطنِ آن گفتگو، هر آنچه از دهانم برآید به طرف مقابل میگویم، او را میآزارم و به او زور میگویم.
حال، با این فرض، آیا جمهوری اسلامی، تسلیم شدن و انتقال قدرت به دولت انتقالی منتخب مردم، که از شاه رضا پهلوی و تیم ایشان شکل گرفته باشد، را خواهد پذیرفت؟ پاسخ روشن است: خیر.
پس، برنامهی جمهوری اسلامی چیست؟
طرح و پلن آنها مشخص است: آنها جنگ را بر واگذاری قدرت ترجیح میدهند. و در شرایط کنونی، تمامی برنامهریزی آنها بر استراتژی بقا متمرکز است؛ به زبان سادهتر، هدفشان این است که زمان بیشتری برای حکومت کردن بخرند.
خامنهای انتظار دارد که شهید شود؛ این که عباس عراقچی به صراحت به ترور خامنهای اشاره میکند، بیدلیل نیست. تصمیم گیران رژیم اشغال گر ، در حال توزیع قدرت و آمادهسازی دولت برای رخداد بزرگ آتی است؛ چه این رخداد، جانشینی باشد و چه جنگ، با این آگاهی که جانشینی نیز ممکن است در نتیجهی وقوع جنگ میسر گردد. خامنهای مسئولیتها را به حلقهی بسیار کوچکی از افراد مورد اعتماد خود سپرده است تا در صورت قطع ارتباط یا کشته شدن، بتوانند امور را اداره کنند.
حتی زمانی که در جریان جنگ ۱۲ روزه با اسرائیل پنهان شده بود، سه نامزد احتمالی برای جانشینی خود معرفی کرد.
اما برخی تحلیلگران و رسانهها که از عمق مسائل آگاه نیستند، تحلیلی سست و بیمحتوا ارائه میدهند مبنی بر این که مذاکرات صرفا بر سر توافق هستهای است.
بر خلاف این عمقِ استراتژی، تحلیلهای سطحی و آنچه میتوان از آن به تحلیل آب دوغ خیاری تعبیر کرد، تنها به ظاهرِ مذاکرات میپردازند و از ژرفای محتوای آن غافلند. آنان گمان میبرند که تمامی مسئله در گفتگوهای هستهای خلاصه میشود، در حالی که حقیقتِ امر این است که مذاکرات هسته ای، صرفاً نامی است بر فرآیندِ تسلیم.
هم میهنان، نامِ مذاکره توافق هستهای است، اما محتوای آن، تسلیم شدنِ جمهوری اسلامی است.
هدف کاملا روشن است؛ تنها مذاکره هنوز در حال پوشیدن کفشهای خود است! 😂
✍ #اشو
بچه بودم بین شست و سبابم یه تیله بود
الان فقط یه سایهی سیاهم زیرِ نور
تو جیگرِ ضعیف میره سیخِ زور
باور نداری از عیسی بپرس
تو استخون فرو میره میخِ خوب
🤝🧠 عضو شو؛ تحلیل جامع با شما کامل میشود👇👇
√ @AshooZa | ߊܝ᪴ܝܝߺو
برای مطالعه بخش اول ، روی لینک زیر کلیک کنید 👇:
بخش اول- نقش ترامپ در ماموریت موساد برای استقرار تسلیحات در قلب ایران
تصمیمگیران اصلی در ساختار نظام اشغالگر، غنیسازی اورانیوم را به مثابهی ستونی بنیادین برای بقای رژیم خود میدانند. جمهوری اسلامی، تن دادن به خواستههای آمریکا را امری خطرناکتر از جنگ میبیند؛ زیرا معتقد است که اسرائیل دست به ماشه و در کمین است تا با آغاز یک اقدام نظامی، شرایطی را فراهم آورد که موجبات سقوط جمهوری اسلامی را فراهم سازد.
نکتهی کلیدی که باید بدان توجه کرد، این است: آنچه من پیشتر مطرح ساختم، این بود که مذاکره میان آمریکا و جمهوری اسلامی، در حقیقت، مذاکرهای برای تسلیم و انتقالِ هدایتشدهی رهبران به مقاصد از پیش تعیینشده است. برنامهی هستهای و هر موضوع دیگری که رنگِ مذاکره به خود گرفته، نامِ نامهای است، یا اگر دقیقتر بگوییم، حکمی است که ترامپ در برابر جمهوری اسلامی میگذارد؛ یعنی تسلیم.
برای درک بهتر، مثالی ساده ارائه میدهم:
تصور کنید من گفتگویی خصوصی را تدارک میدهم و نام آن را گفتگوی عاشقانه میگذارم، اما در باطنِ آن گفتگو، هر آنچه از دهانم برآید به طرف مقابل میگویم، او را میآزارم و به او زور میگویم.
حال، با این فرض، آیا جمهوری اسلامی، تسلیم شدن و انتقال قدرت به دولت انتقالی منتخب مردم، که از شاه رضا پهلوی و تیم ایشان شکل گرفته باشد، را خواهد پذیرفت؟ پاسخ روشن است: خیر.
پس، برنامهی جمهوری اسلامی چیست؟
طرح و پلن آنها مشخص است: آنها جنگ را بر واگذاری قدرت ترجیح میدهند. و در شرایط کنونی، تمامی برنامهریزی آنها بر استراتژی بقا متمرکز است؛ به زبان سادهتر، هدفشان این است که زمان بیشتری برای حکومت کردن بخرند.
خامنهای انتظار دارد که شهید شود؛ این که عباس عراقچی به صراحت به ترور خامنهای اشاره میکند، بیدلیل نیست. تصمیم گیران رژیم اشغال گر ، در حال توزیع قدرت و آمادهسازی دولت برای رخداد بزرگ آتی است؛ چه این رخداد، جانشینی باشد و چه جنگ، با این آگاهی که جانشینی نیز ممکن است در نتیجهی وقوع جنگ میسر گردد. خامنهای مسئولیتها را به حلقهی بسیار کوچکی از افراد مورد اعتماد خود سپرده است تا در صورت قطع ارتباط یا کشته شدن، بتوانند امور را اداره کنند.
حتی زمانی که در جریان جنگ ۱۲ روزه با اسرائیل پنهان شده بود، سه نامزد احتمالی برای جانشینی خود معرفی کرد.
اما برخی تحلیلگران و رسانهها که از عمق مسائل آگاه نیستند، تحلیلی سست و بیمحتوا ارائه میدهند مبنی بر این که مذاکرات صرفا بر سر توافق هستهای است.
بر خلاف این عمقِ استراتژی، تحلیلهای سطحی و آنچه میتوان از آن به تحلیل آب دوغ خیاری تعبیر کرد، تنها به ظاهرِ مذاکرات میپردازند و از ژرفای محتوای آن غافلند. آنان گمان میبرند که تمامی مسئله در گفتگوهای هستهای خلاصه میشود، در حالی که حقیقتِ امر این است که مذاکرات هسته ای، صرفاً نامی است بر فرآیندِ تسلیم.
هم میهنان، نامِ مذاکره توافق هستهای است، اما محتوای آن، تسلیم شدنِ جمهوری اسلامی است.
هدف کاملا روشن است؛ تنها مذاکره هنوز در حال پوشیدن کفشهای خود است! 😂
✍ #اشو
بچه بودم بین شست و سبابم یه تیله بود
الان فقط یه سایهی سیاهم زیرِ نور
تو جیگرِ ضعیف میره سیخِ زور
باور نداری از عیسی بپرس
تو استخون فرو میره میخِ خوب
🤝🧠 عضو شو؛ تحلیل جامع با شما کامل میشود👇👇
√ @AshooZa | ߊܝ᪴ܝܝߺو
Telegram
اَشو | Ashoo
🔹پشت پردهی میز مذاکره: نقش ترامپ در ماموریت موساد برای استقرار تسلیحات در قلب ایران
به نظر اینجانب،اشو، محور گفتوگوهای کلیدی میان نتانیاهو و ترامپ، برخلاف ادعای رسانه ها، نه بر سر ماهیت تهدید جمهوری اسلامی ایران است و نه بر موضوع شروط مذاکرات ، بلکه…
به نظر اینجانب،اشو، محور گفتوگوهای کلیدی میان نتانیاهو و ترامپ، برخلاف ادعای رسانه ها، نه بر سر ماهیت تهدید جمهوری اسلامی ایران است و نه بر موضوع شروط مذاکرات ، بلکه…
👍111❤18
Forwarded from اَشو | Ashoo
در میان مخالفان بازگشت پادشاهی، برخی طیفها موضعی خصمانه در برابر مطالبات بهحقِ دانشجویان گرفتند. آنها این فریادهای اصیل دانشگاهی که در حمایت از شاه رضا پهلوی طنینانداز شده است را ناقص دانسته و سپس با بهانهتراشی، مدعی شدند عناصری خارج از دانشگاه و بیگانه به دانشگاه ها نفوذ کردهاند و تلاش دارند شعارها را به نفع خود مصادره کرده و زمزمهی حمایت از شاه رضا پهلوی را در دانشگاه بکارند.
❗️اما نکته مهم اینجاست که :
این ادعاها در مواجهه با حقیقت، رنگ میبازند؛ زیرا گزارشهای موثقِ دانشجویان نشان میدهد که ورود به محوطه دانشگاهها در روزهای اخیر، منوط به ارائه کارت دانشجویی بوده است. این امر، اتهاماتِ مغرضان را نه تلاشی برای نقد، بلکه تلاشی ناامیدانه برای تضعیفِ حرکتِ اصیلِ دانشجویی میسازد
این تناقضِ آشکار، عمقِ تلاشی مذبوحانه را برای به انزوا کشاندنِ حرکتِ اصیلِ دانشجویی که خواهان بازگشت شاه رضا پهلوی به ایران هستند، به مثابه یک سَم پنهان، نمایان میسازد.
آب را بریزید آنجایی که میسوزد، نقطه.
✍ #اشو
🤝🧠 عضو شو؛ تحلیل جامع با شما کامل میشود👇👇
√ @AshooZa | ߊܝ᪴ܝܝߺو
❗️اما نکته مهم اینجاست که :
این ادعاها در مواجهه با حقیقت، رنگ میبازند؛ زیرا گزارشهای موثقِ دانشجویان نشان میدهد که ورود به محوطه دانشگاهها در روزهای اخیر، منوط به ارائه کارت دانشجویی بوده است. این امر، اتهاماتِ مغرضان را نه تلاشی برای نقد، بلکه تلاشی ناامیدانه برای تضعیفِ حرکتِ اصیلِ دانشجویی میسازد
این تناقضِ آشکار، عمقِ تلاشی مذبوحانه را برای به انزوا کشاندنِ حرکتِ اصیلِ دانشجویی که خواهان بازگشت شاه رضا پهلوی به ایران هستند، به مثابه یک سَم پنهان، نمایان میسازد.
آب را بریزید آنجایی که میسوزد، نقطه.
✍ #اشو
🤝🧠 عضو شو؛ تحلیل جامع با شما کامل میشود👇👇
√ @AshooZa | ߊܝ᪴ܝܝߺو
👍155❤12👌3👏1💯1