#ماهواره در آسمان، بحران در بازار،
این تکرار سناریوی سقوط حکومت در شوروی است!
به قلم #پسرعاقل_نوح
با همزمانی پرتاب موشک و شروع اعترضات مردم در بازار، ناخواسته مطالعات خیلی دور از سالهای آخر شوروی تداعی شد!
امروز جمهوری اسلامی همزمان با پرتاب ماهواره، مشغول تبلیغ «اقتدار» شد و درست در همان لحظهای که بازارِ به تنگ آمده ی تهران زیر فشار تورم، گرانی و جهش دلار به خیابان آمد.
این صحنه، یادآور روزهای پایانی اتحاد جماهیر شوروی است، زمانی که حکومت هنوز موشک و ماهواره داشت، اما اقتصاد و جامعه از هم پاشیده بود!
در اواخر دههی هشتاد(۱۹۸۸ تا ۱۹۹۱) شوروی هنوز قدرت فضایی بود، ماهواره پرتاب میکرد، (میر، سایوز، برنامههای نظامی-فضایی) و رسانهها روی «قدرت علمی و نظامی» مانور میدادند، تلویزیون دولتی از «دستاوردهای علمی سوسیالیسم» میگفت! اما همزمان، مردم در مسکو و لنینگراد در «صف نان، گوشت و صابون» میایستادند!!!
فروشگاهها خالی بود، روبل عملاً بیارزش شده بود و تورم، اگرچه در آمار رسمی پنهان میشد، اما در زندگی روزمره فریادی کمر شکن را هر ثانیه میشد شنید!
شباهت امروز جمهوری اسلامی با آن دوره، فقط در فقر و تورم نیست، در نوع واکنش حکومت است گویی نسخه ی کپی شده ای را تکرار میکند، هر دو نظام وقتی از اصلاح اقتصادی و کنترل بازار عملا ناتوان شدند، به نمایش قدرت پناه بردند، هر دو بحران را امنیتی دیدند و خیال کردند تصویر اقتدار میتواند جای نان در سفره های خالی را بگیرد!
در شوروی، همین نمایشها آخرین نشانههای فروپاشی بود، چون وقتی بازار، کارگر و طبقهی متوسط دیگر باور نکنند، تبلیغات نهتنها کار نمیکند، بلکه #تولید_خشم میکند. فروپاشی شوروی از جایی شروع شد که حکومت هنوز «ابرقدرت» به نظر میرسید، اما جامعه از درون خالی شده بود و دولت بهجای اقدامی مؤثر همچو تولید و حل فساد ساختاری(که دیگر در توانش نبود) رژه میرفت، ماهواره پرتاب میکرد و سیاهی لشکرانش در برابر دوربین ها از عظمت امپراتوری میگفتند، اما مردم دیگر باور نمیکردند و تبلیغات نهتنها قانعکننده نبود، بلکه تحقیرآمیز شده بود، چون هر تصویر موشک، یادآور قفسهی خالی خانه بود! یاد آور فقر و مردم هزینه ی ساخت و پرتاب هر موشکی را با قیمت نام و غذا و سفره ی خانواده های گرسنه قیاس میکرد!
جمهوری اسلامی امروز به همان نقطه نزدیک شده است و با تکرار تجربهی شوروی یک پیام روشن دارد:
حکومت عاجز در حل بحران، اما برای پر کردن این خلاء نمایش اقتدار را تشدید میکند، و این یعنی: فروپاشی دیگر دور نیست، فقط زمان میخواهد!
-در تجربه ی شوروی نکتهی مهمتر جایی بود که دیگر حتی کارگران حزب«اللهی»هم باورشان عوض شده بود:
در سالهای پایانی شوروی، حتی بدنهی وفادار به نظام هم دیگر قانع نمیشد، کارگر حزبی، کارمند دولت، نظامیِ متوسط و خلاصه همه میدیدند که آنچه در تلویزیون گفته میشود، هیچ ربطی به زندگی واقعی آنها ندارد و با خود میگفتند: دیگر کافیست!
دقیقا از این نقطه به بعد، اقتدار تبلیغاتی فرو ریخته و حکومت فقط با عدد، تصویر و تهدید حرف میزند، اما این روش کارایی ندارد و باید صدای شکستنی مهیب را به انتظار نشست!
این تکرار سناریوی سقوط حکومت در شوروی است!
به قلم #پسرعاقل_نوح
با همزمانی پرتاب موشک و شروع اعترضات مردم در بازار، ناخواسته مطالعات خیلی دور از سالهای آخر شوروی تداعی شد!
امروز جمهوری اسلامی همزمان با پرتاب ماهواره، مشغول تبلیغ «اقتدار» شد و درست در همان لحظهای که بازارِ به تنگ آمده ی تهران زیر فشار تورم، گرانی و جهش دلار به خیابان آمد.
این صحنه، یادآور روزهای پایانی اتحاد جماهیر شوروی است، زمانی که حکومت هنوز موشک و ماهواره داشت، اما اقتصاد و جامعه از هم پاشیده بود!
در اواخر دههی هشتاد(۱۹۸۸ تا ۱۹۹۱) شوروی هنوز قدرت فضایی بود، ماهواره پرتاب میکرد، (میر، سایوز، برنامههای نظامی-فضایی) و رسانهها روی «قدرت علمی و نظامی» مانور میدادند، تلویزیون دولتی از «دستاوردهای علمی سوسیالیسم» میگفت! اما همزمان، مردم در مسکو و لنینگراد در «صف نان، گوشت و صابون» میایستادند!!!
فروشگاهها خالی بود، روبل عملاً بیارزش شده بود و تورم، اگرچه در آمار رسمی پنهان میشد، اما در زندگی روزمره فریادی کمر شکن را هر ثانیه میشد شنید!
شباهت امروز جمهوری اسلامی با آن دوره، فقط در فقر و تورم نیست، در نوع واکنش حکومت است گویی نسخه ی کپی شده ای را تکرار میکند، هر دو نظام وقتی از اصلاح اقتصادی و کنترل بازار عملا ناتوان شدند، به نمایش قدرت پناه بردند، هر دو بحران را امنیتی دیدند و خیال کردند تصویر اقتدار میتواند جای نان در سفره های خالی را بگیرد!
در شوروی، همین نمایشها آخرین نشانههای فروپاشی بود، چون وقتی بازار، کارگر و طبقهی متوسط دیگر باور نکنند، تبلیغات نهتنها کار نمیکند، بلکه #تولید_خشم میکند. فروپاشی شوروی از جایی شروع شد که حکومت هنوز «ابرقدرت» به نظر میرسید، اما جامعه از درون خالی شده بود و دولت بهجای اقدامی مؤثر همچو تولید و حل فساد ساختاری(که دیگر در توانش نبود) رژه میرفت، ماهواره پرتاب میکرد و سیاهی لشکرانش در برابر دوربین ها از عظمت امپراتوری میگفتند، اما مردم دیگر باور نمیکردند و تبلیغات نهتنها قانعکننده نبود، بلکه تحقیرآمیز شده بود، چون هر تصویر موشک، یادآور قفسهی خالی خانه بود! یاد آور فقر و مردم هزینه ی ساخت و پرتاب هر موشکی را با قیمت نام و غذا و سفره ی خانواده های گرسنه قیاس میکرد!
جمهوری اسلامی امروز به همان نقطه نزدیک شده است و با تکرار تجربهی شوروی یک پیام روشن دارد:
حکومت عاجز در حل بحران، اما برای پر کردن این خلاء نمایش اقتدار را تشدید میکند، و این یعنی: فروپاشی دیگر دور نیست، فقط زمان میخواهد!
-در تجربه ی شوروی نکتهی مهمتر جایی بود که دیگر حتی کارگران حزب«اللهی»هم باورشان عوض شده بود:
در سالهای پایانی شوروی، حتی بدنهی وفادار به نظام هم دیگر قانع نمیشد، کارگر حزبی، کارمند دولت، نظامیِ متوسط و خلاصه همه میدیدند که آنچه در تلویزیون گفته میشود، هیچ ربطی به زندگی واقعی آنها ندارد و با خود میگفتند: دیگر کافیست!
دقیقا از این نقطه به بعد، اقتدار تبلیغاتی فرو ریخته و حکومت فقط با عدد، تصویر و تهدید حرف میزند، اما این روش کارایی ندارد و باید صدای شکستنی مهیب را به انتظار نشست!
👍117❤11👌6