Forwarded from اتچ بات
💠 فردا قرار است هفت نفرزندانی را در زنجان اعدام کنند
نام زندانیان:
#رحیم_محرمی / #داود_زند / وحیدعسگری / حسین جعفری / #مسعودبیات / #محمدحبیبی / #منصورنوروزی
بگزارش عده ای از مردم این افراد ازسال 89 بخاطر شلوغی های سال 88 مدتی متواری بودند که به خاطر تهدید خانواده هایشان مجبورشدند خودشان رامعرفی کنند و اینک بخاطراینکه موضوع را سیاسی نکنند قصد دارند آنها را به جرم #لواط اعدام کنند.
نظاره گر نباش هموطن هرروز جنایات بی امان رژیم به نحوی گریبانگیر هریک از ما خواهد بود.
#اتحاد_ایران_میدان_ملیونی
#جنبش_براندازان_فیروزه_ای
@c_b_shahzadeh
نام زندانیان:
#رحیم_محرمی / #داود_زند / وحیدعسگری / حسین جعفری / #مسعودبیات / #محمدحبیبی / #منصورنوروزی
بگزارش عده ای از مردم این افراد ازسال 89 بخاطر شلوغی های سال 88 مدتی متواری بودند که به خاطر تهدید خانواده هایشان مجبورشدند خودشان رامعرفی کنند و اینک بخاطراینکه موضوع را سیاسی نکنند قصد دارند آنها را به جرم #لواط اعدام کنند.
نظاره گر نباش هموطن هرروز جنایات بی امان رژیم به نحوی گریبانگیر هریک از ما خواهد بود.
#اتحاد_ایران_میدان_ملیونی
#جنبش_براندازان_فیروزه_ای
@c_b_shahzadeh
Telegram
attach 📎
#داود_دانش_جعفری ( عضو مجمع تشخیص ) در حالی سیاست های #اقتصاد_مقاومتی را برای مقابله با شیطان بزرگ ، تبیین می کند که فرزندش « عرفان دانش جعفری » در بانک فدرال رزرو آمریکا ، مشغول به کار است ...
#دشمن_ما_همینجاست
#دروغ_میگن_آمریکاست
https://t.me/joinchat/AAAAAEFfTeEwBlEKjszgVQ
#دشمن_ما_همینجاست
#دروغ_میگن_آمریکاست
https://t.me/joinchat/AAAAAEFfTeEwBlEKjszgVQ
📑جنون و تماشا؛ حاج #داود_رحمانی و دستگاه شکنجهای که سازمان شد
#دیدگاه
یوسف مصدقی
🔹 تمایل بیمارگونه به توّابسازی، ذهن سرشار از عقده موجودی چون داود رحمانی را متوجه ابداع شکنجههایی کرد که همزمان ذهن و جسم زندانیان قزلحصار را هدف گرفته بود. وحشیگریهایی با عناوینی چون قبر، قیامت، تابوت، جعبه، واحد مسکونی و... حکایت از ابتکارات دیوانهی [دیوگونه] حاج داود برای ابداع و استحکام دستگاه شکنجه و سرکوب در سالهای آغازین دهه ۱۳۶۰ خورشیدی دارد.
🔹با پیچیدهتر شدن نظام اسلامی، چنانکه «دستگاه» شکنجهی لاجوردی و حاج داود رحمانی جایگزین حاکم شرع بیترمزی مثل خلخالی شد، «سازمان» شکنجه نهادهای امنیتی و اطلاعاتی نیز جایگزین «دستگاه» شکنجه و ماشین توّابسازی حاج داود شد.
🔹اما پرسش بنیادی و تلخی که از آن به عمد یا سهو غفلت میشود این است که: این چگونه جامعهای است که یک جنایتکار مشهور و نامدار، در ایام معزولی، میتواند قریب به چهار دهه میان مردمش بچرخد و کاسبی کند اما دیّارالبشری از اطرافیان، مشتریان یا رهگذران، او را با ذکر سابقه جنایتبارش دچار شرمساری نکند؟!
short.gy/I4jYnx
@C_B_SHAHZADEH
#دیدگاه
یوسف مصدقی
🔹 تمایل بیمارگونه به توّابسازی، ذهن سرشار از عقده موجودی چون داود رحمانی را متوجه ابداع شکنجههایی کرد که همزمان ذهن و جسم زندانیان قزلحصار را هدف گرفته بود. وحشیگریهایی با عناوینی چون قبر، قیامت، تابوت، جعبه، واحد مسکونی و... حکایت از ابتکارات دیوانهی [دیوگونه] حاج داود برای ابداع و استحکام دستگاه شکنجه و سرکوب در سالهای آغازین دهه ۱۳۶۰ خورشیدی دارد.
🔹با پیچیدهتر شدن نظام اسلامی، چنانکه «دستگاه» شکنجهی لاجوردی و حاج داود رحمانی جایگزین حاکم شرع بیترمزی مثل خلخالی شد، «سازمان» شکنجه نهادهای امنیتی و اطلاعاتی نیز جایگزین «دستگاه» شکنجه و ماشین توّابسازی حاج داود شد.
🔹اما پرسش بنیادی و تلخی که از آن به عمد یا سهو غفلت میشود این است که: این چگونه جامعهای است که یک جنایتکار مشهور و نامدار، در ایام معزولی، میتواند قریب به چهار دهه میان مردمش بچرخد و کاسبی کند اما دیّارالبشری از اطرافیان، مشتریان یا رهگذران، او را با ذکر سابقه جنایتبارش دچار شرمساری نکند؟!
short.gy/I4jYnx
@C_B_SHAHZADEH
Telegraph
جنون و تماشا؛ حاج داود رحمانی و دستگاه شکنجهای که سازمان شد
- تمایل بیمارگونه به توّابسازی، ذهن سرشار از عقده موجودی چون داود رحمانی را متوجه ابداع شکنجههایی کرد که همزمان ذهن و جسم زندانیان قزلحصار را هدف گرفته بود. وحشیگریهایی با عناوینی چون قبر، قیامت، تابوت، جعبه، واحد مسکونی و... حکایت از ابتکارات دیوانهی…
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔺️کلیپی از #داود_مقامی، زندانی سیاسی اصالتا شوشتری محبوس در زندان شیبان اهواز که در حمایت از خاندان #ایرانساز_پهلوی منتشر کرده بود و در روزهای گذشته با ضرب و شتم و شکنجه شدید به انفرادی منتقل شده است
#داود_مقامی
@C_B_SHAHZADEH
#داود_مقامی
@C_B_SHAHZADEH
❤179👍6👎4
حضور #داود_پهلوی از نوادگان #رضاشاه_بزرگ (نوه شاپور علیرضا پهلوی) در کنفرانس ژنو برای پشتیبانی از صدای ملت ایران #شاهزاده_رضا_پهلوی
@C_B_SHAHZADEH
@C_B_SHAHZADEH
❤263👍19👏8🔥7
نامش داود بود یکی از همان هایی که هیچ وقت صدا نداشتند تا وقتی جانشان صدا شد داود کارگر بود جوان مستاجر پدر سه فرزند برای زندگی بهتر برای نان شرافتمندانه به بهارستان اصفهان رفت
برای کار اما تیر زندگی را نشانه گرفت و داود به جمع جاویدنام ها پیوست او را شبانه با تدابیر امنیتی در ایذه به خاک سپردند انگار می شد با تاریکی نامش را خاموش کرد
اما نام هایی که با رنج نوشته می شوند خاموش نمی شوند
داود یکی از ما بود یکی از هزاران کارگری که بی صدا زندگی می کنند و اگر کشته شوند نباید فراموش شوند
او نام دارد داود
او داستان دارد زندگی پر از تلاش
جاویدنام #داود_حاجتی_شیمنی
#انقلاب_شیروخورشید
@C_B_SHAHZADEH
برای کار اما تیر زندگی را نشانه گرفت و داود به جمع جاویدنام ها پیوست او را شبانه با تدابیر امنیتی در ایذه به خاک سپردند انگار می شد با تاریکی نامش را خاموش کرد
اما نام هایی که با رنج نوشته می شوند خاموش نمی شوند
داود یکی از ما بود یکی از هزاران کارگری که بی صدا زندگی می کنند و اگر کشته شوند نباید فراموش شوند
او نام دارد داود
او داستان دارد زندگی پر از تلاش
جاویدنام #داود_حاجتی_شیمنی
#انقلاب_شیروخورشید
@C_B_SHAHZADEH
👍71💔48😢24❤7
باورتون میشه جمهوری اسلامی بعد ۵۰ روز هنوز داره از ما کشته میگیره؟
#داود_سهرابی ۱۸ دی ماه با اصابت گلوله به چشم تا امروز در کما بوده و امروز اعضای بدنش اهدا شد
نامش رو زنده نگه داریم
@C_B_SHAHZADEH
#داود_سهرابی ۱۸ دی ماه با اصابت گلوله به چشم تا امروز در کما بوده و امروز اعضای بدنش اهدا شد
نامش رو زنده نگه داریم
@C_B_SHAHZADEH
💔390😢39❤17🫡5🔥2🥰2
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
#داود سهرابی.تابستان شده است، اما سرمای تاریکِ آن ۱۸ دیِ لعنتی هنوز در تمام استخوانهایم میپیچد.
پنجاه و هفت روز… تمام آن ۵۷ روزی که روی تخت آیسییو با مرگ میجنگیدی، من هر روز با دلی که بین امید و ویرانی دستوپازد به دیدنت میآمدم. از بیمارستان که بیرون میآمدم، مجبور بودم برگردم سر کلاس؛ بغضم را قورت میدادم و نقاب لبخند روی صورتم میکشیدم تا شاگردانم چیزی نفهمند و غصه نخورند. اما از درون، ذرهذره آب میشدم. با این حال، ته دلم روشن بود. مطمئن بودم و به خودم قول میدادم که تو بلند میشوی. مگر میشد ناامید باشم؟ تو همیشه به من ثابت کرده بودی که چقدر سرشار از انگیزه و زندگی هستی؛ تو مردِ تسلیم شدن نبودی.
@C_B_SHAHZADEH
پنجاه و هفت روز… تمام آن ۵۷ روزی که روی تخت آیسییو با مرگ میجنگیدی، من هر روز با دلی که بین امید و ویرانی دستوپازد به دیدنت میآمدم. از بیمارستان که بیرون میآمدم، مجبور بودم برگردم سر کلاس؛ بغضم را قورت میدادم و نقاب لبخند روی صورتم میکشیدم تا شاگردانم چیزی نفهمند و غصه نخورند. اما از درون، ذرهذره آب میشدم. با این حال، ته دلم روشن بود. مطمئن بودم و به خودم قول میدادم که تو بلند میشوی. مگر میشد ناامید باشم؟ تو همیشه به من ثابت کرده بودی که چقدر سرشار از انگیزه و زندگی هستی؛ تو مردِ تسلیم شدن نبودی.
@C_B_SHAHZADEH
😢170❤24💯1🫡1