کمپین بازگشت شاهزاده
34K subscribers
89.5K photos
77.3K videos
466 files
46.1K links
https://telegram.me/C_B_SHAHZADEH
کانال کمپین👆
https://t.me/joinchat/QGibi-Oc3jFYRx5E
ابرگروه کمپین👆

https://twitter.com/payandeiranam
توییتر کمپین👆
Download Telegram
فرمانده کل سپاه علاقه دارد #سوپرمن باشد !

از زمان وقوع سیل در استانهای ایران حضور همه جانبه #سپاه_پاسداران را در استانهای سیل زده دیده ایم این حضور البته بیش از آنکه امدادرسانی باشد تبلیغاتی است !
در عکس فوق فرمانده سپاه را در حالی در قایق می بینیم که دست کم پنج عکاس در اطراف او مشغول مخابره این اقدام جهادی او هستند ، حد متوسط آب زیر زانو و بالای مچ افرادی است که بیرون قایق ایستاده اند در نتیجه چنین سطحی قطعا قایق حرکت نمی کند پس پنج نفر هم مشغول هل دادن قایق هستند و سردار درون قایق ایستاده به افق خیره است ...
این مسخره بازیها پایانی ندارد؟

https://t.me/joinchat/AAAAAEFfTeEwBlEKjszgVQ
#فوری
اختصاصی ـ بعد از رصد ۳ روزه محتوای تولیدشده از سوی سیاسی نویس‌های حامی رژیم جمهوری اسلامی در توییتر و تلگرام به یک تصویر کلی از فروپاشی روان‌شناختی و شکاف شناختی در هسته سخت رژیم( حزب‌اللهی/ عرزشی) دست یافتم.

فروپاشی توهم #سوپرمن بودن رژیم
و شوک تروماتیک سه لایه‌ای بدنه‌ی آن

این متن یک تصویر حیّ‌وحاضر و بی‌نظیر از
فروپاشی روان‌شناختی، سردرگمی شناختی
و اضمحلال هسته سخت ارائه می‌دهند.

اتمسفر ذهنی و احساسی آنها را می‌توان در چند مولفه استراتژیک خلاصه کرد:

۱. احساس خیانت در اتاق فرمان و فروپاشی توهم سوپرمن بودن رژیم:

بزرگ‌ترین شوک برای این بدنه این است که تحلیل‌های رؤیایی‌شان (مانند: بستن تنگه هرمز = نفت ۲۰۰ دلاری یا محاصره کامل غربی‌ها) در برخورد با واقعیتِ زمختِ اقتصاد و میدان، کاملاً پوچ درآمد.

خشم عاری از درماندگی:

طعنه زدن هسته نرم به هسته سخت و به‌کار بردن الفاظی مثل اراذل افراطی و طلبکار، نشان‌دهنده یک خشمِ درون‌گروهی شدید است.

آن‌ها که سال‌ها با بولتن...

🔗 @raminfallahh


@C_B_SHAHZADEH
👍394
https://t.me/C_B_SHAHZADEH/237363

اختصاصی ـ بعد از رصد ۳ روزه محتوای تولیدشده از سوی سیاسی نویس‌های حامی رژیم جمهوری اسلامی در توییتر و تلگرام به یک تصویر کلی از فروپاشی روان‌شناختی و شکاف شناختی در هسته سخت رژیم( حزب‌اللهی/ عرزشی) دست یافتم.

فروپاشی توهم #سوپرمن بودن رژیم
و شوک تروماتیک سه لایه‌ای بدنه‌ی آن

این متن یک تصویر حیّ‌وحاضر و بی‌نظیر از
فروپاشی روان‌شناختی، سردرگمی شناختی
و اضمحلال هسته سخت ارائه می‌دهند.

اتمسفر ذهنی و احساسی آنها را می‌توان در چند مولفه استراتژیک خلاصه کرد:

۱. احساس خیانت در اتاق فرمان و فروپاشی توهم سوپرمن بودن رژیم:

بزرگ‌ترین شوک برای این بدنه این است که تحلیل‌های رؤیایی‌شان (مانند: بستن تنگه هرمز = نفت ۲۰۰ دلاری یا محاصره کامل غربی‌ها) در برخورد با واقعیتِ زمختِ اقتصاد و میدان، کاملاً پوچ درآمد.

خشم عاری از درماندگی:

طعنه زدن هسته نرم به هسته سخت و به‌کار بردن الفاظی مثل اراذل افراطی و طلبکار، نشان‌دهنده یک خشمِ درون‌گروهی شدید است.

آن‌ها که سال‌ها با بولتن‌های امنیتی و ادعاهای توخالی تغذیه شده بودند، حالا می‌بینند آمریکا نفت را می‌برد، تنگه عمل نکرده، اسرائیل در جنوب لبنان پیشروی می‌کند و تنها چیزی که واقعی است، جهش دلار و خفه‌سازی مالی در تهران است.

این بدنه حس می‌کند بازی خورده و توسط تئوریسین‌های خودش سر کار گذاشته شده است.

۲. جنگ قبیله‌ای بر سرِ استخوان‌های باقی‌مانده (پایداری/مصاف و وفاقی‌ها)

وقتی سیستم به بن‌بست کامل می‌رسد، طبق قوانین روان‌شناسی سیاسی، جریان‌های ایدئولوژیک به جای پذیرش واقعیت خارجی، شمشیر را برای یکدیگر می‌کشند تا تقصیر شکست را به گردن دیگری بیندازند:

حمله به مصاف و پایداری:

جناح سنتی‌تر/ولایی می‌بیند که تندروترها (پایداری و جریان رائفی‌پور/مصاف) با شعار علیه مسئولان، حتی خطوط قرمز مجتبای خیالی را زیر پا می‌گذارند و تجمعات را منحرف می‌کنند.

برچسب‌زنی دوطرفه:

یک طرف مسئولان را خائن و وفاقیِ تسلیم‌طلب می‌نامد و طرف دیگر فرقه پایداری را سربازان بی‌عقل، ضد انسجام و عامل شکست در جنگ آینده میدانند

معنای میدانی:

این یعنی چسب ایدئولوژیک که این بدنه را کنار هم نگه می‌داشت، کنده شده است.

آن‌ها دیگر یک امت یکپارچه نیستند؛ بلکه قبیله‌های سرگردانی هستند که در اتاق تاریک به روی هم پنجه می‌کشند.

۳. مسخ‌شدگی و شوک شناختی ناشی از حذف راس

اشاره مداوم آنها به چرایی خط ترور از رئیسی تا هنیه، نصرالله و خامنه‌ای و صحبت از پرونده‌های ترور مقامات ارشد، نشان می‌دهد این بدنه دچار یتیمی استراتژیک شده است.

آن‌ها اتکای روانی خود به فرماندهان و لایه‌های بالای رژیم را از دست داده‌اند.

وقتی قائم‌پناه (معاون پزشکیان) می‌گوید «اگر می‌دانستم آمریکا قرار است رهبر را بزند غنی‌سازی را تعطیل می‌کردم» و بدنه تندرو او را به نفهمی و سست عنصری متهم می‌کند، عمق گسست در دکترین بقا برملا می‌شود.

یک لایه از رژیم عطای هسته‌ای را به لقایش بخشیده تا فقط زنده بماند، و لایه دیگر هنوز در وهمِ غنی‌سازی و مقابله با آمریکا در حال دست‌وپا زدن است.

۴. فاتحه‌خوانی برای تجمعات مردمی به عنوان آخرین سنگر

یکی از اعترافات فوق‌العاده مهم هسته نرم در این روزها این جمله است:

"تجمعاتی که از شب دوم جنگ به مهم‌ترین مانع فروپاشی نظام تبدیل شده بود، به انحراف کشیده شد... و در حال فروپاشاندن انسجام نظام است"

بدنه رسماً اعتراف می‌کند: حضور خیابانی که آخرین لایه نگهدارنده رژیم از سقوط بوده حالا با شکاف، فحاشی داخلی و اعتراض همان تجمع کنندگان علیه مسئولان، در حال تبدیل شدن به عامل فروپاشی است.

جمع بندی ـ اتمسفر ذهنی فعلی عرزشی‌ها دقیقاً ترکیبی از انکار، سردرگمی، هراس از فردا و فحاشی به داخل است.

آن‌ها در یک ماتریس تناقض گیر افتاده‌اند:

از یک طرف دستور (ممنوعیت انشقاق) مجتبی را می‌بینند، اما از طرف دیگر نمی‌توانند خشم خود را از شکست ایدئولوژیک و عجز نظامی و اقتصادی رژیم پنهان کنند.

کل بدنه اصطلاحاً دچار فلج ناشی از شوک و تناقض شده است؛ بدنه‌ای که نه توان دفاع نظری دارد، نه انگیزه دفاع فیزیکی، و در ساعت صفر نخستین لایه‌ای خواهد بود که به دلیل همین سردرگمی و عدم انسجام داخلی، کلاً میدان را خالی خواهد کرد.

#جاویدشاه

@C_B_SHAHZADEH
❤‍🔥29👍135👏4