آخوند را چه به دیپلماسی!!
آقای شینزو آبه، نخستوزیر فقید،
کاش بودید و میدیدید که آن نامهای که روزی با خود به تهران آوردید و ترجیحا زیر باسن محترمتان گذاشتید، حالا به دستان ملای روانپریش پایتخت رسیده و دیگر خبری از ژست های بسیجی شاد کن نیست،چراکه نه تنها لمسش کرده، بلکه با شور و شعفی عجیب به پیشانی و چشمانش مالیده، بوسهها بر هر دو طرف آن زده و با احترامات واجب، جوابی برایش فرستاده!
آقای آبه:
حدود شش سال پیش بود که قدم به ایران گذاشتید، حامل پیامی مهم،اما با اولین کلمات یک شارلاتان خودشیفته، ترجیح دادید نامه را زیر باسنتان جای دهید و به ما نشان دهید که جای آن نامه در آن قسمت از بدنتان امنتر از ذهن آن مردک خود شیفته ی دیکتاتور است. همان نامهای که قرار بود امیدی باشد، زیر باسن شما جا خوش کرد و بعد هم شد ابزار خودارضایی معنوی جماعتی ساکن وهم و هپروت منتظر المهدی . نامهای که نه از ترامپ بود، بلکه فریاد جوانی مردمانی بود که با دلار ۱۱ هزار تومانی کمرشان خم شده بود و منتظر نوری در انتهای تونل بودند،اما شما، به خاطر رفتار یک دیوانه، آن را با خود به سرزمین آفتاب بردید و امروز نیستید تا ببینید همان دیوانه با دلار ۱۰۴ هزار تومانی نامه ای با ادبیات تند تر و قلدرمآبانه تر اقای ترامپ را به چه دیده ی منتی ،جواب داده و لرزان منتظر واکنش بوده که جواب اینگونه امده:
اگر بخواهند نامه بازی کنند و سر میز نیایند،سرنوشت بدی در انتظارشان است!! و احتمالا. این یعنی #جنگ و جنگی که شنیده میشود هستند مردمانی راضی به این سرنوشتی که آخوند برایش رقم زده،میدانم عجیب است اما ببینید چه کرده اند تا
مردمی که حالا زیر فشار زندگی، جنگ و تهدید و ویرانی را هم به جان بخرند؛ جنگی که برخی از فرط خستگی و رنج، حتی به آن رضایت دادهاند را دیگر نمیتوان عیب جویی کرد.
آن نامه، در حقیقت، جواز خروج دهها هزار نخبه، زندگی میلیونها نفر بود و خون نیکاها و #کورکور ها ی بسیار جوانان و کودکان ایرانی و ثروت این مملکت بود،آن نامه با دلاریک دهم امروز و تورم یک صدم را شاید بشود جبران کرد اما....بگذریم!!!
آقای آبه، نیستید تا ببینید بازی عوض شده و جای نامه با کلام و دهان سیدعلی خامنه ای!!!نیز به همین روال تغییر کرده و این دیوانه تمام ادعاهایش را هم نه زیر باسن، که انگار درون آن پنهان کرده و لام تا کام حرفی نزده!
اقا آبه،نیستی تا ببینی!
#پسرعاقل_نوح
آقای شینزو آبه، نخستوزیر فقید،
کاش بودید و میدیدید که آن نامهای که روزی با خود به تهران آوردید و ترجیحا زیر باسن محترمتان گذاشتید، حالا به دستان ملای روانپریش پایتخت رسیده و دیگر خبری از ژست های بسیجی شاد کن نیست،چراکه نه تنها لمسش کرده، بلکه با شور و شعفی عجیب به پیشانی و چشمانش مالیده، بوسهها بر هر دو طرف آن زده و با احترامات واجب، جوابی برایش فرستاده!
آقای آبه:
حدود شش سال پیش بود که قدم به ایران گذاشتید، حامل پیامی مهم،اما با اولین کلمات یک شارلاتان خودشیفته، ترجیح دادید نامه را زیر باسنتان جای دهید و به ما نشان دهید که جای آن نامه در آن قسمت از بدنتان امنتر از ذهن آن مردک خود شیفته ی دیکتاتور است. همان نامهای که قرار بود امیدی باشد، زیر باسن شما جا خوش کرد و بعد هم شد ابزار خودارضایی معنوی جماعتی ساکن وهم و هپروت منتظر المهدی . نامهای که نه از ترامپ بود، بلکه فریاد جوانی مردمانی بود که با دلار ۱۱ هزار تومانی کمرشان خم شده بود و منتظر نوری در انتهای تونل بودند،اما شما، به خاطر رفتار یک دیوانه، آن را با خود به سرزمین آفتاب بردید و امروز نیستید تا ببینید همان دیوانه با دلار ۱۰۴ هزار تومانی نامه ای با ادبیات تند تر و قلدرمآبانه تر اقای ترامپ را به چه دیده ی منتی ،جواب داده و لرزان منتظر واکنش بوده که جواب اینگونه امده:
اگر بخواهند نامه بازی کنند و سر میز نیایند،سرنوشت بدی در انتظارشان است!! و احتمالا. این یعنی #جنگ و جنگی که شنیده میشود هستند مردمانی راضی به این سرنوشتی که آخوند برایش رقم زده،میدانم عجیب است اما ببینید چه کرده اند تا
مردمی که حالا زیر فشار زندگی، جنگ و تهدید و ویرانی را هم به جان بخرند؛ جنگی که برخی از فرط خستگی و رنج، حتی به آن رضایت دادهاند را دیگر نمیتوان عیب جویی کرد.
آن نامه، در حقیقت، جواز خروج دهها هزار نخبه، زندگی میلیونها نفر بود و خون نیکاها و #کورکور ها ی بسیار جوانان و کودکان ایرانی و ثروت این مملکت بود،آن نامه با دلاریک دهم امروز و تورم یک صدم را شاید بشود جبران کرد اما....بگذریم!!!
آقای آبه، نیستید تا ببینید بازی عوض شده و جای نامه با کلام و دهان سیدعلی خامنه ای!!!نیز به همین روال تغییر کرده و این دیوانه تمام ادعاهایش را هم نه زیر باسن، که انگار درون آن پنهان کرده و لام تا کام حرفی نزده!
اقا آبه،نیستی تا ببینی!
#پسرعاقل_نوح