کمپین بازگشت شاهزاده
33.4K subscribers
84.1K photos
72.5K videos
458 files
43.5K links
https://telegram.me/C_B_SHAHZADEH
کانال کمپین👆
https://t.me/joinchat/QGibi-Oc3jFYRx5E
ابرگروه کمپین👆

https://twitter.com/payandeiranam
توییتر

@azadi5555
ارتباط با ما
Download Telegram
🔳منجیان 🔳
#دیکتاتوریهای_کمونیستی
#دیکتاتوریهای_توتالیتر
از سده ۲۰، دولت-ملت هایی پیدا شده اند که به گونه ای خود را "منجی" یا رها کننده آحاد بشریت، یا نجات دهنده بخشی از آنان دانسته و همه هم و غم خویش را معمولا بی خواست و اجازه ملتشان، در این راه گذاشته اند.
اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی، جمهوری خلق چین، کوبا، آلبانی انور خوجه ، مصر جمال عبدالناصر، عراق صدام حسین، لیبی معمر القذافی و... از آن جمله بوده اند.
همه این رژیم ها دارای ویژگی های مشترکی بوده اند:

۱- ایدئولوژیک بوده اند؛
۲- پس از یک انقلاب یا کودتا یا جنگ عمومی و منطقه ای سر بر آورده اند؛
۳- ملتشان را مشغول مبارزه با دشمن یا دشمن خارجی کرده اند؛
۴- اهداف و علائق آنان، بس بزرگتر از توانشان بوده است؛
۵- اکثریت شهروندان این رژیم ها در شمار ناراضیان و مخالفین خاموش و یا نیمه فعال بوده اند؛
۶- این رژیم ها از دستگاه توانمند سرکوب و پلیس مخفی فراگیر، پیاپی و بی کمترین ملاحظه ای استفاده می کنند؛
۷- دارای یک میلیشیا(نیروی شبه نظامی سازماندهی شده) برای جاسوسی و کمک به سرکوبند؛
۸- فاقد قوه قضائیه مستقل بوده و دادگاه ها در جهت خواست نیروهای امنیتی حکم صادر می کنند؛
۹- دو گانگی اخلاقی در سپهر جامعه و در فضای عمومی- خصوصی کاملا جلوه گر است؛
۱۰- زیر پا نهادن حقوق اولیه بشری و سلب آزادی های جا افتاده در جهان، در این رژیم ها، بس عادی است؛
۱۱- این رژیم ها هیچ گاه نتوانسته اند به اهداف خود، مبنی بر نجات بشریت یا گروهی از آنان موفق شوند؛
۱۲- کاتالیزور (خمیرمایه) تداوم حیات آنان، تداوم تنش و استمرار حالت نه جنگ و نه صلح است؛
۱۳- ملت های زیر حکومت این رژیم ها، هرگز مزه رفاه،آزادی و خوشبختی و شادمانی را نچشیده و نخواهند چشید؛
۱۴- خوراک و تغذیه اصلی تداوم حیات این رژیم ها تداوم تنش، آشوب و زنده نگاه داشتن فضای نه صلح، نه جنگ است؛
۱۵- برخلاف تصور، این گونه رژیم ها، بسیار پوشالی بوده و به هنگامش ، سریع دچار فروپاشی خواهند شد؛
۱۶- یکی از عوامل سرپایی این رژیم ها، انحصار رسانه های تبلیغاتی است؛
۱۷- امید به بهبود اقتصادی- رفاهی در این رژیم ها، واهی است؛
۱۸- سرانجام رژیم های "منجی"، بی هیچ گمان و توجیهی،فروپاشی و یا در موارد نادر، اعتدال گرایی پیش از فروپاشی است.

#یدالله_کریمی_پور

@c_b_shahzadeh
🔴ایران و جمهوریت

#تریبون_آزاد

🔸پاسداری از بقا و یکپارچگی ایران، با رژیم جمهوریت آسان‌نیست. چرا؟

🔸هدف سرشتی هر ملت-دولتی، بقا و یکپارچگی(ملی و سرزمینی) است که در پرتو آن بتوان به دو کار دست زد: رشد و توسعه (پیشرفت) بی وقفه و حفظ میراث های کهن.

🔸ایران از دیرباز پازل مانند بوده است. منظورم از پازل، شکلی متشکل از قطعات فراوان(۱۰۰۰ تا ۵۰۰۰۰ و بیشتر) است که تنها در صورت درست کنار هم‌ قرار گرفتن، کارایی  دارد. شاید بکارگیری مفهوم گشتالت برای تفهیم و تفهم این منظور رساتر باشد. موبایل شما بر همین پایه ساخته شده است. از صدها قطعه ای که کنار هم قرار گرفته و هر کدام با دیگری ارتباط دارند. تا این قطعات کنار هم هستند، کارایی دارند، ولی هنگامی که همه هستند ولی دور از هم و پراگنده، دیگر به درد هیچ کاری نمی خورند.
🔸هیچ برهه ایی از تاریخ نبوده که ایران به اعتبار فرهنگی و اتنیکی، ترکیبی نبوده باشد. به کتیبه های شاهنشاهی هخامنش بنگرید، آن جا که خشایارشاه می گوید: منم‌ شاه شاهان، شاه 30 کشور، شاه کشوری که اسبان و مردان خوب دارد.
🔸در واقع سرشت جغرافیایی ایران با فکریه حفظ بقا و یکپارچگی سرزمینی-مردمی، با وجود تکثر شگفت و زیبای فرهنگی-اتنیکی، حکم‌ می دهد که دوام و استمرار داشتن این پازل نمی تواند با جمهوریت حاصل شود. چرا؟

🔸نخست آنکه تداوم‌ تاریخی چسباندن دستکم‌ 196 قطعه آذربایجانی، کرد، بلوچ، بختیاری، لر، لک، عرب، ترکمن، قشقایی، ارمنی، آشوری، یهودی، زرتشتی، براهویی. گیلک، مازنی، سمنانی، گرجی و...همواره نیازمند نماد کاریزماتیک بوده است.
دوم آن که توسعه ایران به عنوان کشوری سرزمین بزرگ، بدون‌ تمرکززدایی ساختاری ناممکن‌ خواهد بود. اگر هم‌ فدرالیسم جاده برون‌رفت ایران از بن بست توسعه یافتگی نباشد، دستکم‌ شیوه تفویض اختیار ژاپن ی، بستری ناگزیر خواهد بود.‌ ولی این شیوه ای نیست که در نظام های جمهوری کارآیی داشته باشد.

🔸سوم‌ و مهمتر آن که برای کشورهای: الف- بزرگ سرزمین، ب- پازل مانند اتنیکی، پ- ناحیه گرا، ت- با همسایگان مداخله گر انضمام طلب، ث- و رو به توسعه، مانند ایران، استقرار امنیت درازمدت حیاتی است. در این صورت وجود نظام و نماد کاریزماتیک و پابرجا الزام آور است.
🔸چهارم‌ آن‌که ایران به عنوان ملتی مولتی دین، مذهب، فرقه، کیش و در عین حال ناحیه گراترین کشور در خاورمیانه و شمال آفریقا و با وجود افزایش قابل اعتنای واگرایی اتنیکی، نیازمند بازتعریفی جامع و فراگیر از خود می باشد. در چنین تعریفی نوسازی و ایجاد دگرگونی نظام‌سیاسی در جهت همپوش سازی آن برای تداوم‌ بقا، حفظ یکپارچگی و بالندگی منطقه ای گریزناپذیر خواهد بود.

به گمانم دستیابی به چنین اهدافی در قالب جمهوریت محض کمتر تضمین شدنی است.

#یدالله_کریمی_پور

@C_B_SHAHZADEH
👍106🔥5
غنی سازی اورانیوم‌ در عصر پهلوی دوم

در عصر پهلوی دوم، به ویژه در دهه ۱۹۷۰(۱۳۵۰ خورشیدی) ایران برنامه های بلند پروازانه ای را در چهت توسعه انرژی هسته ای آغازید. در اینجا بخش اندکی از این طرح و برنامه ها مرور می شود:

۱- تاسیس سازمان‌انرژی اتمی ایران(AEOI)
در ۱۳۵۳(۱۹۷۴) این سازمان با هدف مدیریت و اجرای برنامه های هسته ای با ریاست اکبر اعتماد تاسیس شد؛

۲- اهداف بلند
قرار بود که تا پایان سده بیست، یا دقیقا تا ۱۹۹۹، شاهنشاهی ایران از ناحیه‌ نیروگاه های هسته ای خود، ۲۳ هزار مگاوات برق هسته ای تولید کند. یادآوری می شود میزان تولید اسمی برق تا سال جاری، حدود ۹۲ هزار مگاوات است؛

۳- همکاری های بین المللی
شاهنشاهی ایران در این جهت قراردادهای پرشماری با ایالات‌متحده، آلمان فدرال و فرانسه برای ساخت نیروگاه های هسته ای و نیز انتقال فناوری منعقد کرد:

الف- قرارداد با کمپانی آلمانی کرافورد یونیون، KWU، برای ساخت دو واحد نیروگاه هسته ای در شبه جزیره بوشهر. تا پیروزی انقلاب اسلامی، دستکم ۶۵ تا ۷۰ درصد یکی از این دو نیروگاه به پایان رسیده بود؛
ب- با کمپانی فرانسوی فراماتوم قراردادهایی برای ساخت دو نیروگاه دیگر در دارخوین آبادان منعقد شد. به همین منظور محمدرضا شاه پهلوی، ۱۰٪ از سهام شرکت یورودیف (Eurodif) را خریداری کرد. منظور آن بود که ایران حق خرید بخشی از اورانیوم غنی شده تولیدی این کارخانه را داشته باشد؛
پ- هم چنین تا ۱۳۵۶، مذاکراتی با آمریکا برای خرید چندین راکتور هسته ای و تاسیسات پلوتونیوم در جریان بود؛
ت- در عین حال در ۱۳۴۶(۱۹۶۷) در مرکز تحقیقات هسته ای دانشگاه تهران، راکتور ۵ مگاواتی راه اندازی شد که با اورانیوم‌ با غنای تقریبا بالا کار می کرد؛
ث- هم چنین برنامه ریزی برای غنی سازی داخلی در دست مطالعه بود. از جمله تاسیس مرکز فنآوری هسته ای اصفهان در همین ارتباط شکل گرفت که هدفش دستیابی به چرخه کامل سوخت هسته ای و استخراج اورانیوم‌ در جغرافیای ایران بود.

البته این طرح و برنامه ها پس از فتنه ۵۷ متوقف شد و فعالیت هایش به حالت تعلیق درآمد. ولی بعدها این برنامه ها با رویکردها و ساختار و هزینه های متفاوت در جمهوری اسلامی پیگیری شد.

کوتاه آن که اگر چه در دوره پهلوی دوم غنی سازی در مقیاس گسترده در داخل انجام نشد، یا بهتر بگویم فرصت ش پیش نیامد، ولی برنامه ریزی های گسترده، سرمایه گذاری های خارجی(مانند یورودیف) و ایجاد زیرساخت های اولیه، در جهت دستیابی به فناوری غنی سازی در قالب یک استراتژی جامع هسته ای در دستور کار و برنامه ها بود.
به اغلب احتمال، هدف اصلی استراتژی هسته ای پهلوی دوم، دستیابی به استقلال در چرخه سوخت هسته ای برای تامین سوخت نیروگاه‌های متعدد بود.

#یدالله_کریمی_پور

@C_B_SHAHZADEH
131👍20💔13🤩1
روزی که خان شدم

بهار ۱۳۵۵ بود؛ از بهبهان بهم خبر دادند که یکی از بستگان نزدیکم داره ازدواج می کنه. دانشجو بودم؛ دانشجوی تعهد دبیری. حقوق ماهیانه ام ۱۳۴۰ تومن بود. البته یه کار دانشجویی هم بهم داده بودند. زیرزمین دانشگاه روزی دو ساعت با دستگاه پلی کپی جزوه های درسی استادان رو تکثیر می کردیم. ماهیانه ۳۰۰ تومن بابت این کار به حسابم واریز می شد. البته بماند که کاری به کارکردن و حضورم برای تکثیر جزوه ها نداشتند. چون می دونستند ما از دستگاه پلی کپی برای تکثیر اعلامیه های ضد شاه استفاده می کنیم. القصه مجموع دریافتی ماهیانه ام ۱۶۴۰ تومن بود. حالا سر برج بود، حقوقم رو دریافت کرده بودم. باید حتما در جشن عروسی شرکت می کردم.

نخستین کاری که کردم با دو ریال کرایه اتوبوس رفتم راه آهن و برای صرفه جویی یه بلیط برای روز بعد با تخفیف نیم بهای دانشجویی خریدم، ۱۷ تومن، قطار درجه ۳ به مقصد اهواز.

برگشتم دانشگاه و با دوستان برای خرید کادو مشورت کردم. هر کسی یه پیشنهادی می داد. هیچکدوم به دلم ننشست. تا این که یکی از خانم های محجبه فوق مایه دار بالاشهری گفت: کریمی پور الان تو تهران مد شده برا هدیه عروسی سکه طلا میدن. گفتم ولی تو بهبهان دادن سکه جا نیفتاده. ولی اینقده تو گوشم خوند تا پذیرفتم.

خودش با خودروی گالانت قرمز رنگش منو برد خیابون تخت جمشید (امروز طالقانی) پیش یه طلا-جواهر فروش آشنا. پس از احوالپرسی گفت که سکه می خواد برا هدیه عروسی. بیدرنگ جواهری رفت یه جعبه پر از سکه تمام پهلوی رو پیشخوان گذاشت. همکلاسیم بهش گفت: آقای...ببین خط و مت نداشته باشه. ارزونم حساب کن، دانشجو هستیم. گفت چشم. چن تا کادو کنم؟ بهای هر سکه ۲۶۰ تومن بود. رفتم تو فکر. خب چرا نیم سکه نخرم. هر کدوم ۱۳۵ می شد. همین جوری تو فکرم غوطه ور بودم. یهو همکلاسیم گفت: کریمی پور کجایی؟ چرا جواب نمیدی؟ یه دفه گفت: آقای...دو سکه بسه. کسی که از دانشجو بیشتر انتظار نداره. هاج و واج مونده بودم. روم نشد به خانم بگم: بابا این اجاره ۲/۵ ماهه اتاقم تو خیابان ایرانمهره. غرورم اجازه نمیداد. با دستای لرزون و پشت تیر کشیده ۵۲۰ تومن شمردم و به فروشنده دادم. اونم نامردی نکرد و ۱۰ تومن رو بهم برگردوند. گفت: اینم برا خیر مقدم خانم. قند تو دلم آب شد.‌ با این ۱۰ تومن فردا تو راه رسیدن به اهواز و بهبهان، تو قطار میتونسم حسابی از خجالت خودم درآم.

بالاخره به عروسی رسیدم. همه فامیل هدایای خودشون رو دادند. گوسفند، پول نقد (حداکثر ۱۰۰ تومن)، پارچه، جعبه ظروف ملامین، چرخ گوشت و...نوبت من رسید. با افتخار یه جعبه کوچیک به مادر عروس دادم. گفت با اجازه بازش می کنم. بعد از باز کردن جعبه هاج و واج مونده بود.

یه دفه رقص کنان و کل زنان اومد وسط و فریاد کشید: آ یداله سِر تخت طلا، هم دو سکه تمام طلا. یهو زنان‌ همه باهم کل زنان خوندند: آ یداله سر تخت طلا.

بابام، داییم، عمه هام و برادر بزرگم چار چشمی نگام میکردن. تمام خونه و جشن میهمانی رو سکوت فراگرفته بود. اون شب تنها زمانی در همه عمرم بود که احساس خانی بهم دست داد و دیگه هم تکرار نشد که نشد.

#یدالله_کریمی_پور

@C_B_SHAHZADEH
145😢26👍12👏2🤩2