پُرم از راه ...
از پُل ...
از رود ...
از موج ...!
پُرم از سایهی برگی در آب ؛
چه درونم تنهاست ...!
#سهراب_سپهری
Schindler @Diiaazepam
از پُل ...
از رود ...
از موج ...!
پُرم از سایهی برگی در آب ؛
چه درونم تنهاست ...!
#سهراب_سپهری
Schindler @Diiaazepam
اکسپرسیونیسم در هنر عکاسی
عکسهای اکسپرسیونیستی، با کنتراست بالا و نورپردازی های خاص، به دنبال بیان حالتهای درونی سوژه و ثبت آن هستند.
اکسپرسیونیسم ریشه در تاریخ اقوام شمالی اروپا دارد. اقوامی که جنگلهای سیاه و متراکم شمالی را برای به دست آوردن زمین مناسب برای کشاورزی و زندگی مسطح کردند و ترس از ناشناخته های همین جنگلهای متراکم بود که باعث ساختن افسانه های موجودات عجیب و خارق العاده و خون آشامانی شد که این اقوام تصور می کردند در دل تاریک این جنگلها وجود دارند.
اکسپرسیونیسم به عنوان نام یک سبک، جنبشی در ادبیات بود، که نخست در آلمان شکوفا شد. هدف اصلی این مکتب نمایش درونی بشر، مخصوصاً عواطفی چون ترس، نفرت، عشق و اضطراب بود.
اما در دوران حاضر، اکسپرسیونیسم، اصطلاحی که عمدتا در هنر های تجسمی به کار می رود، عبارت از بهره گیری از کژنمایی و مبالغه برای ابراز و متجلی ساختن عواطف درونی هنرمند است. این اصطلاح، در دلالت عام و گسترده اش، می تواند به هر نوع آفرینش هنری اطلاق گردد که بیشتر بر نمایاندن احساس درونی و ذهنی تاکید ورزد تا مشاهده ی عینی و بیرونی.
اکسپرسیونیسم به یک تعبیر، تحریف و اغراق آمیز کردن پیکر انسان به منظور بیان احساسات و عواطف شدید است. اکسپرسیونیسم در عکاسی پیشینه ای طولانی دارد، مبنای بنیادین آن ارج نهادن به فردیت هنرمند و توانایی حیات درونی او است. که به گونه ای جاندار بیان بصری یافته است.اکسپرسیونیستها بر این باورند که پایه ی آفرینش هنری تجربه ی پرشور هنرمند است و بینندگان باید اثر هنری را بر اساس شدت احساساتی که در وجودشان بر می انگیزد ارزیابی کنند. تاکید آنان بیشتر بر هنرمند است تا بر جهان، و از نظر اکسپرسیونیست ها، شور و شدت بیان از صحت بازنمایی حیاتی تر و اساسی تر است. عبارت اکسپرسیونیسم در متون مربوط به نقاشی و زیبا شناسی بیش از ادبیات عکاسی رواج دارد. بنابراین«تصویر گرایی» در عکاسی رایج تر است. و جنبش تصویر گرایی در عکاسی در چارچوب معیارهای اکسپرسیونیستی می گنجد. تصویر گرایان عکاسی را هنر قلمداد می کردند و با جهد و تلاشی سخت می کوشیدند مرتبه اش را به پای نقاشی برسانند. تصاویر تصویر گرایانه غالبا با استفاده از عدسی ملایم کننده، کاغذ بافت دار، دست کاری با قلم مو، روایت های تمثیلی، لباس های مخصوص و ابزار و ادوات کمکی پدید می آمدند، و بعضی اوقات هم با چندین نگاتیو کولاژهایی تصویری به وجود می آوردند. بسیاری از تصویر گران مشخصا از نقاشی های ترنر، ویستلر، دگا و مونه متاثر شده بودند.
تصویر گرایی در اواسط دهه ی 1920 روی به انحطاط گذاشت و زیبایی شناسی«مستقیم» به میزان گسترده جایگزینش شد و تحت الشعاع خویش قرار داد، لیکن توجه نسبت به زیباشناسی و تصویر گرایانه(«عکاسی دستکاری شده») بار دیگر در دهه ی 1970 ظاهر شد، و این سنت امروز هم پرتوان و سر زنده ادامه حیات می دهد.
در واقع تصاویری که هنر عکاسی نیز از آن وام گرفت و مواردی که امروزه عکاسان اکسپرسیونیستی از آن بهره می جویند عبارتند از:
- ایجاد سایه های پر کنتراست
- نورپردازی ترسناک
- استفاده از گریم عروسکی ( سفید کردن بیش از حد صورت و ایجاد سایه های تیره اطراف چشم )
- استفاده از زوایای خشن و رعب آور مثل شیشه های شکسته و لبه های تیز
- نورپردازی وحشتناک
- استفاده از نور پایین در پرتره جهت ایجاد سایه های غلیظ در اطراف بینی
- حلقه ی تیره زیر چشم ها و سایه ابروها
- برای نشان دادن تصاویر شیطان
- استفاده از نورهای قرمز یا تک رنگ گرم
- منابع نوری اسپات جهت تیز تر کردن سایه ها و همچنین استفاده از دکورهای اکسپرسونیستی، بافت های خشن و پر کنتراست و غیره از عناصر اصلی عکاسی اکسپرسیونیستی است.
#عکاسی
#اکسپرسیونیسم
Diamond @Diiaazepam
عکسهای اکسپرسیونیستی، با کنتراست بالا و نورپردازی های خاص، به دنبال بیان حالتهای درونی سوژه و ثبت آن هستند.
اکسپرسیونیسم ریشه در تاریخ اقوام شمالی اروپا دارد. اقوامی که جنگلهای سیاه و متراکم شمالی را برای به دست آوردن زمین مناسب برای کشاورزی و زندگی مسطح کردند و ترس از ناشناخته های همین جنگلهای متراکم بود که باعث ساختن افسانه های موجودات عجیب و خارق العاده و خون آشامانی شد که این اقوام تصور می کردند در دل تاریک این جنگلها وجود دارند.
اکسپرسیونیسم به عنوان نام یک سبک، جنبشی در ادبیات بود، که نخست در آلمان شکوفا شد. هدف اصلی این مکتب نمایش درونی بشر، مخصوصاً عواطفی چون ترس، نفرت، عشق و اضطراب بود.
اما در دوران حاضر، اکسپرسیونیسم، اصطلاحی که عمدتا در هنر های تجسمی به کار می رود، عبارت از بهره گیری از کژنمایی و مبالغه برای ابراز و متجلی ساختن عواطف درونی هنرمند است. این اصطلاح، در دلالت عام و گسترده اش، می تواند به هر نوع آفرینش هنری اطلاق گردد که بیشتر بر نمایاندن احساس درونی و ذهنی تاکید ورزد تا مشاهده ی عینی و بیرونی.
اکسپرسیونیسم به یک تعبیر، تحریف و اغراق آمیز کردن پیکر انسان به منظور بیان احساسات و عواطف شدید است. اکسپرسیونیسم در عکاسی پیشینه ای طولانی دارد، مبنای بنیادین آن ارج نهادن به فردیت هنرمند و توانایی حیات درونی او است. که به گونه ای جاندار بیان بصری یافته است.اکسپرسیونیستها بر این باورند که پایه ی آفرینش هنری تجربه ی پرشور هنرمند است و بینندگان باید اثر هنری را بر اساس شدت احساساتی که در وجودشان بر می انگیزد ارزیابی کنند. تاکید آنان بیشتر بر هنرمند است تا بر جهان، و از نظر اکسپرسیونیست ها، شور و شدت بیان از صحت بازنمایی حیاتی تر و اساسی تر است. عبارت اکسپرسیونیسم در متون مربوط به نقاشی و زیبا شناسی بیش از ادبیات عکاسی رواج دارد. بنابراین«تصویر گرایی» در عکاسی رایج تر است. و جنبش تصویر گرایی در عکاسی در چارچوب معیارهای اکسپرسیونیستی می گنجد. تصویر گرایان عکاسی را هنر قلمداد می کردند و با جهد و تلاشی سخت می کوشیدند مرتبه اش را به پای نقاشی برسانند. تصاویر تصویر گرایانه غالبا با استفاده از عدسی ملایم کننده، کاغذ بافت دار، دست کاری با قلم مو، روایت های تمثیلی، لباس های مخصوص و ابزار و ادوات کمکی پدید می آمدند، و بعضی اوقات هم با چندین نگاتیو کولاژهایی تصویری به وجود می آوردند. بسیاری از تصویر گران مشخصا از نقاشی های ترنر، ویستلر، دگا و مونه متاثر شده بودند.
تصویر گرایی در اواسط دهه ی 1920 روی به انحطاط گذاشت و زیبایی شناسی«مستقیم» به میزان گسترده جایگزینش شد و تحت الشعاع خویش قرار داد، لیکن توجه نسبت به زیباشناسی و تصویر گرایانه(«عکاسی دستکاری شده») بار دیگر در دهه ی 1970 ظاهر شد، و این سنت امروز هم پرتوان و سر زنده ادامه حیات می دهد.
در واقع تصاویری که هنر عکاسی نیز از آن وام گرفت و مواردی که امروزه عکاسان اکسپرسیونیستی از آن بهره می جویند عبارتند از:
- ایجاد سایه های پر کنتراست
- نورپردازی ترسناک
- استفاده از گریم عروسکی ( سفید کردن بیش از حد صورت و ایجاد سایه های تیره اطراف چشم )
- استفاده از زوایای خشن و رعب آور مثل شیشه های شکسته و لبه های تیز
- نورپردازی وحشتناک
- استفاده از نور پایین در پرتره جهت ایجاد سایه های غلیظ در اطراف بینی
- حلقه ی تیره زیر چشم ها و سایه ابروها
- برای نشان دادن تصاویر شیطان
- استفاده از نورهای قرمز یا تک رنگ گرم
- منابع نوری اسپات جهت تیز تر کردن سایه ها و همچنین استفاده از دکورهای اکسپرسونیستی، بافت های خشن و پر کنتراست و غیره از عناصر اصلی عکاسی اکسپرسیونیستی است.
#عکاسی
#اکسپرسیونیسم
Diamond @Diiaazepam
دستت را به من بده
دست هاي تو با من آشناست
اي دير يافته با تو سخن ميگويم
بسان ابر كه با طوفان
بسان علف با صحرا
بسان باران با بهار
بسان درخت كه با جنگل سخن ميگويد
زيرا كه من
ريشه تو را دريافته ام
زيرا كه صداي من
با صداي تو آشناست
#احمد_شاملو
Schindler @Diiaazepam
دست هاي تو با من آشناست
اي دير يافته با تو سخن ميگويم
بسان ابر كه با طوفان
بسان علف با صحرا
بسان باران با بهار
بسان درخت كه با جنگل سخن ميگويد
زيرا كه من
ريشه تو را دريافته ام
زيرا كه صداي من
با صداي تو آشناست
#احمد_شاملو
Schindler @Diiaazepam
زنهار مپندار که کوشش برای پوشاندن حقیقت کاری بجاست، زیرا بی تردید حقیقت از پرده برون خواهد افتاد.
برتراند راسل
Schindler @Diiaazepam
برتراند راسل
Schindler @Diiaazepam
یه بار یه نفر بهم گفت نذار توی زندگیت به چیزی وابسته بشی که نتونی در عرض ٣٠ ثانيه ترکش بکنی!
"مخمصه (Heat) / مايكل مان"
#فیلم
Nemo @Diiaazepam
"مخمصه (Heat) / مايكل مان"
#فیلم
Nemo @Diiaazepam
مسئله شر
شر در جهان وجود دارد:این چیزی نیست که بتوان جدا انکارش کرد.کافی ست یهود کشی یا اعمال شکنجه را که در جای جای جهان به چشم میخورد در نظر بیاوریم.این ها جملگی نمونه هایی است از شر اخلاقی یا سنگدلی:شری که در آن ادمی را به هر دلیل گرفتار درد و رنج میکند.نوع دیگری از شر نیز وجود دارد که به آن شر طبیعی یا مابعد الطبیعی نام دادهاند:زمین لرزه،بیماری و قطحی نمونه هایی از این قسم شر است.
چگونه ممکن است با وجود این مایه شر، به وجود خدایی متصف به خیر مطلق اعتقاد داشته باشد؟ خدایی که عالم مطلق باشد طبعا به وجود شر داناست؛خدایی که قادر مطلق باشد طبعا نمیتواند مانع از بروز شر گردد؛و خدایی که خیر مطلق باشد طبعا اراده نمیکند که شر در وجود آید.ولی رخداد شر همچنان به قوت خود باقی است.
خدا باوران راه حل هایی برای مسئله شر به دست داده اند که سه مورد از آنها را بررسی میکنیم.
#الفباي_فلسفه
#نايجل_واربرتون
Schindler @Diiaazepam
شر در جهان وجود دارد:این چیزی نیست که بتوان جدا انکارش کرد.کافی ست یهود کشی یا اعمال شکنجه را که در جای جای جهان به چشم میخورد در نظر بیاوریم.این ها جملگی نمونه هایی است از شر اخلاقی یا سنگدلی:شری که در آن ادمی را به هر دلیل گرفتار درد و رنج میکند.نوع دیگری از شر نیز وجود دارد که به آن شر طبیعی یا مابعد الطبیعی نام دادهاند:زمین لرزه،بیماری و قطحی نمونه هایی از این قسم شر است.
چگونه ممکن است با وجود این مایه شر، به وجود خدایی متصف به خیر مطلق اعتقاد داشته باشد؟ خدایی که عالم مطلق باشد طبعا به وجود شر داناست؛خدایی که قادر مطلق باشد طبعا نمیتواند مانع از بروز شر گردد؛و خدایی که خیر مطلق باشد طبعا اراده نمیکند که شر در وجود آید.ولی رخداد شر همچنان به قوت خود باقی است.
خدا باوران راه حل هایی برای مسئله شر به دست داده اند که سه مورد از آنها را بررسی میکنیم.
#الفباي_فلسفه
#نايجل_واربرتون
Schindler @Diiaazepam
Diazepam
مسئله شر شر در جهان وجود دارد:این چیزی نیست که بتوان جدا انکارش کرد.کافی ست یهود کشی یا اعمال شکنجه را که در جای جای جهان به چشم میخورد در نظر بیاوریم.این ها جملگی نمونه هایی است از شر اخلاقی یا سنگدلی:شری که در آن ادمی را به هر دلیل گرفتار درد و رنج میکند.نوع…
1.پارسایی
بعضی کسان استدلال آورده اند که گرچه وجود شر در عالم بی گمان امری نیک و دلپسند نیست،این پدیده دلیل موجهی دارد و آن این که منجر به خیر اخلاقی عظیم تری می شود.به طور مثال،بدون وجود فقر و بیماری،خیر اخلاقی گرانسنگ مادر ترازا در دستگیری از نیازمندان جامعه امكان به تن نمیکرد.بدون وجود جنگ،شکنجه و آهن دلی نه قدیسی وجود داشت نه قهرمانی.شر این امکان را مهیا میکند که این قسم خیر بزرگتر ادعا شده بر رنج آدمی بچربد.با این حال ،چنین راه حلی دست کم در معرض دو ایراد است.
اولا مقدار و گسترده درد و رنج به مراتب بیش از حدی است که لازم است تا قدیسان و قهرمانان بتوانند اعمال خود را که خیر اخلاقی گرانسنگی دارد به منصه ظهور در آورند.از این گذشته،بخش زیادی از این درد و رنج توجه دیگرا را جلب نمیکند و به ثبت نمیرسد و بنابراین نمیتوان آن را بر این نهج تبیین کرد.
در ثانی،معلوم نیست جهانی که در آن شر کثیر هست بر جهانی که در آن شر قلیل و در نتیجه قدیسان و قهرمانان کم تری وجود دارد رجحان داشته باشد.راست این است که از باب مثال تهوع آور است رنج کودکی را که از بیماری علاج ناپذیری جان میدهد با این استدلال توجیه کنیم که این حال و روز به شاهدان آن امکان می دهد که از حیث اخلاقی کسان بهتری شوند.
#الفباي_فلسفه
#نايجل_واربرتون
Schindler @Diiaazepam
بعضی کسان استدلال آورده اند که گرچه وجود شر در عالم بی گمان امری نیک و دلپسند نیست،این پدیده دلیل موجهی دارد و آن این که منجر به خیر اخلاقی عظیم تری می شود.به طور مثال،بدون وجود فقر و بیماری،خیر اخلاقی گرانسنگ مادر ترازا در دستگیری از نیازمندان جامعه امكان به تن نمیکرد.بدون وجود جنگ،شکنجه و آهن دلی نه قدیسی وجود داشت نه قهرمانی.شر این امکان را مهیا میکند که این قسم خیر بزرگتر ادعا شده بر رنج آدمی بچربد.با این حال ،چنین راه حلی دست کم در معرض دو ایراد است.
اولا مقدار و گسترده درد و رنج به مراتب بیش از حدی است که لازم است تا قدیسان و قهرمانان بتوانند اعمال خود را که خیر اخلاقی گرانسنگی دارد به منصه ظهور در آورند.از این گذشته،بخش زیادی از این درد و رنج توجه دیگرا را جلب نمیکند و به ثبت نمیرسد و بنابراین نمیتوان آن را بر این نهج تبیین کرد.
در ثانی،معلوم نیست جهانی که در آن شر کثیر هست بر جهانی که در آن شر قلیل و در نتیجه قدیسان و قهرمانان کم تری وجود دارد رجحان داشته باشد.راست این است که از باب مثال تهوع آور است رنج کودکی را که از بیماری علاج ناپذیری جان میدهد با این استدلال توجیه کنیم که این حال و روز به شاهدان آن امکان می دهد که از حیث اخلاقی کسان بهتری شوند.
#الفباي_فلسفه
#نايجل_واربرتون
Schindler @Diiaazepam