Diazepam
78 subscribers
2.42K photos
56 videos
47 files
104 links
تنها راه نجات آگاهي است🕊
با شعر📝، با كتاب📕، موسيقي🎵، با فيلم📽، با ما با ديازپام💊 قدم بزنيد...
Download Telegram
.....و تو گفتی دوستت دارم، بقیه اش را نمی دانم، من سال هاست که با آن لالاییِ کوتاهت به خواب رفته ام.

#نیلوفر_اکبرزاده

Diamond @Diiaazepam
يك شعر فوق العاده:

«سگ ها و گرگ ها»


▪️آواز سگ ها :
در زیر آسمان ابرآلود
طوفان خشمگین می خروشد
باران و برف فرزندان همزاد زمستان
بی درنگ فرود می آیند.ما را چه باک ؟ کنج مطبخ مان
برای ما بسیار مطبوع است
ارباب مهربان مان
آنجا را به ما واگذاشته است.
هیچ غمی برای زندگی نداریم
وقتی که ارباب سیر شود
همیشه چیزهایی باقی می ماند
که آنرا پیش ما خواهد افکند .
شلاق ؟ . . . درست است
که گاهی صدا می کند
و این صدا مسلماً دردآور است
اما استخوان سگ زود جوش می خورد .
وقتی که خشم ارباب فرو نشیند
دوباره ما را به خود خواهد خواند
و ما هم با اشتیاق بسیار می رویم
تا پای بخشنده اش را بلیسیم .


▪️آواز گرگها:
در زیر آسمان ابرآلود
طوفان خشمگین می خروشد
باران و برف فرزندان همزاد زمستان
بی درنگ فرود می آیند .
صحراست و نیستی
در اینجا که ما هستیم
حتی یک بیشه ی کوچک هم نیست
که ما را پناه دهد .
از بیرون سرماست
از درون گرسنگی
دو دشمن سرسخت
که بی امان بر ما می تازد .
و اینک دشمن سومین :
سلاح آتشین و آماده . . .
روی برف سپید
خون ما می چکد .
سردمان است و گرسنه ایم
و پهلوهامان با گلوله ها سوراخ شده است .
سهم ما بینوایی هاست
اما « آزاد » هستیم .


#شاندور_پتوفی

Schindler @Diiaazepam
تمام مدت مستقیم و بدون هیچ‌گونه هدفی راه می‌رفت. فقط دلش می‌خواست از آن ناحیه دور بشود. فرار می‌کرد، از بیماری‌اش که در عین حال جزئی از زندگی‌اش شده بود و از کارش و خانه‌اش و از تمام کسانی که آن‌ها را دوستان خود به حساب می‌آورد و زن‌هایی که با آن‌ها رابطه داشت. در آن خیابان هیچ کس او را نمی‌شناخت، رهگذری بود مانند هزاران رهگذر دیگر که به سمتش می‌آمدند و یا خودش از کنار آن‌ها می‌گذشت. در آن خیابان نه گذشته‌ای داشت و نه آینده‌ای، فقط زمان حالی گذرا. اگر این پا و آن پا نمی‌کرد و نمی‌ایستاد و به راه رفتن ادامه می‌داد، هیچ اتفاقی برایش نمی‌افتاد...

روزي مثل امروز
#پتر_اشتام
Diamond @Diiaazepam
چنان تنهایی وحشتناکی حس میکردم که خیال خودکشی به سرم زد، تنها چیزی که جلویم را گرفت، این فکر بود که من در مرگ، تنهاتر از زندگی خواهم بود .

تهوع
#ژان_پل_سارتر
Diamond @Diiaazepam
کی زِ سرم برون شود
یک نفس
آرزوی تو..؟

#مولانا
Diamond @Diiaazepam
Scent Of A Morning
The Daydream
🌈Calmness
Diamond @Diiaazepam
Diazepam
The Daydream – Scent Of A Morning
Think of your dreams
and be happy🌈💫
.
.
.
♥️Have a good day

@Diiaazepam
Diazepam
يك شعر فوق العاده: «سگ ها و گرگ ها» ▪️آواز سگ ها : در زیر آسمان ابرآلود طوفان خشمگین می خروشد باران و برف فرزندان همزاد زمستان بی درنگ فرود می آیند.ما را چه باک ؟ کنج مطبخ مان برای ما بسیار مطبوع است ارباب مهربان مان آنجا را به ما واگذاشته است. هیچ غمی…
شعر سگ ها و گرگ های اخوان ثالث بی شباهت به شعر شاندور پتوفی نیست:

هوا سرد است و برف آهسته بارد
ز ابري ساكت و خاكستري رنگ
زمين را بارش مثقال ، مثقال
فرستد پوشش فرسنگ ، فرسنگ
سرود كلبه ي بي روزن شب
سرود برف و باران است امشب
ولي از زوزه هاي باد پيداست
كه شب مهمان توفان است امشب
دوان بر پرده هاي برفها ، باد
روان بر بالهاي باد ، باران
درون كلبه ي بي روزن شب
شب توفاني سرد زمستان
آواز سگها
زمين سرد است و برف آلوده و تر
هواتاريك و توفان خشمناك است
كشد - مانند گرگان - باد ، زوزه
ولي ما نيكبختان را چه باك است ؟
كنار مطبخ ارباب ، آنجا
بر آن خاك اره هاي نرم خفتن
چه لذت بخش و مطبوع است ، و آنگاه
عزيزم گفتم و جانم شنفتن
وز آن ته مانده هاي سفره خوردن
و گر آن هم نباشد استخواني
چه عمر راحتي دنياي خوبي
چه ارباب عزيز و مهرباني
ولي شلاق ! اين ديگر بلايي ست
بلي ، اما تحمل كرد بايد
درست است اينكه الحق دردناك است
ولي ارباب آخر رحمش آيد
گذارد چون فروكش كرد خشمش
كه سر بر كفش و بر پايش گذاريم
شمارد زخمهايمان را و ما اين
محبت را غنيمت مي شماريم
2
خروشد باد و بارد همچنان برف
ز سقف كلبه ي بي روزن شب
شب توفاني سرد زمستان
زمستان سياه مرگ مركب
آواز گرگها
زمين سرد است و برف آلوده و تر
هوا تاريك و توفان خشمگين است
كشد - مانند سگها - باد ، زوزه
زمين و آسمان با ما به كين است
شب و كولاك رعب انگيز و وحشي
شب و صحراي وحشتناك و سرما
بلاي نيستي ، سرماي پر سوز
حكومت مي كند بر دشت و بر ما
نه ما را گوشه ي گرم كنامي
شكاف كوهساري سر پناهي
نه حتي جنگلي كوچك ، كه بتوان
در آن آسود بي تشويش گاهي
دو دشمن در كمين ماست ، دايم
دو دشمن مي دهد ما را شكنجه
برون : سرما درون : اين آتش جوع
كه بر اركان ما افكنده پنجه
دو ... اينك ... سومين دشمن ... كه ناگاه
برون جست از كمين و حمله ور گشت
سلاح آتشين ... بي رحم ... بي رحم
نه پاي رفتن و ني جاي برگشت
بنوش اي برف ! گلگون شو ، برافروز
كه اين خون ، خون ما بي خانمانهاست
كه اين خون ، خون گرگان گرسنه ست
كه اين خون ، خون فرزندان صحراست
درين سرما ، گرسنه ، زخم خورده ،
دويم آسيمه سر بر برف چون باد
وليكن عزت آزادگي را
نگهبانيم ، آزاديم ، آزاد

#مهدی_اخوان_ثالث

Schindler @Diiaazepam
برای میلیون ها سال بشر مانند حیوانات زندگی می کرد.

سپس چیزی اتفاق افتاد کــه قدرت تصورمان را فرو افکند. ما یادگرفتیم حرف بزنیم و یاد گرفتیم گوش کنیم.

گفتگو تبادل اندیشــه ها را ممکن کرده است و سبب شده است بشر با همکاری یکدیگر غیرممکن ها را بسازد.

بزرگترین دستاورد های بشریت با حرف زدن انجام شده است

و بزرگترین ناکامی هایش بدلیل حرف نزدن بوده است

#استيون_هاوكينگز

Schindler @Diiaazeam
داستان مردی رو شنیدین که خودشو از طبقه‌ی پنجاهم یه ساختمون پرت می‌کنه پایین و در حال سقوط به هر طبقه‌ای که می‌رسه به خودش می‌گه: تا اینجا که اوضاع مرتبه...
اوضاع منم دقیقاً همینطوریه!


نفرت (La Haine) / متیو کاسوویتس
#فیلم
📷 goo.gl/3qawdv

Nemo @Diiaazepam
تولدتون مبارک؛

آقای خاطره ها، آقای حرف زدن ها و شیرین زبونی ها
آقای مهربونِ داستان ها و ریز ریز خندیدن ها..

#هوشنگ_مرادی_کرمانی

Diamond @Diiaazepam
ماهیگیران می دانند دریا خطرناک و توفان سهمگین است . اما از دید آنها . این دلایل هرگز برای ماندن بر روی خشکی کافی نیستند

#ونگوك

Schindler @Diiaazepam
چه دریاچه ای بود

نگاهت

و من نمی دانستم تا کجاها

همراه خنده ات

در آن پارو خواهم زد...

#بیژن_جلالی

Diamond @Diiaazepam
یا مرا با خود ببر آنجا که هستی
یا بیا...

#بیدل_دهلوی
Diamond @Diiaazepam
زندگی هم برای اکثر ما چنین چیزی است. یک بوم خالی. بی معنی. چیزی که نگاه خیره اش . انگیزه و روحیه را از تو میگیرد

#ونگوك
Schindler @Diiaazepam
دیروز بر دروازه ی معبد ایستادم و از رهگذران درباره ی رموز و آداب عشق پرسیدم

مردی میانسال می گذشت. جسمی بی رمق و چهره ای غمگین داشت آهی کشید و گفت عشق میراثی است از اولین انسان که استحکام و توانایی را ضعیف ساخته است

جوانی تنومند و ورزیده می گذشت. با صدایی آهنگین، پاسخ داد عشق، ثباتی است که به بودن افزوده گردیده تا اکنونم را به نسلهای گذشته و آینده پیوند دهد

زنی با نگاهی دلتنگ می گذشت. آهی کشید و گفت عشق زهری مرگ آور است که دم جمع زنندگان عبوس است که در جهنم به خود می پیچند و از آسمان، توام با چرخش، چون ژاله جاری است. فقط به این خاطر که روح های تشنه را در آغوش بگیرد و سپس آنان لحظه ای می نوشند، یک سال هوشیارند، و تا ابد می میرند

دخترکی که گونه ای چون گل سرخ داشت، می گذشت، لبخندی زد و گفت عشق چشمه ای است که روح عروسان را چنان آبیاری می کند تا به روحی عظیم بدل شوند و آنان را با نیایش تا سرحد ستارگان شب بالا می برد تا قبل از طلوع خورشید ترانه ای از ستایش و پرستش سر دهند

مردی می گذشت ، لباسی تیره رنگ به تن داشت با محاسنی بلند ابرو در هم کشید و گفت عشق جهانی است که مانع از دید است در عنفوان جوانی آغاز می شود و با پایانش پایان می یابد مردی خوش منظر با چهره ای گشاده عبور می کرد با خوشحالی گفت عشق دانش علوی است که چشمانمان را باز می کند تا چیزها را همانطور که خداوند می بیند ببینیم

مرد نابینایی می گذشت که با عصایش به زمین ضربه می زد گریه سر داد و گفت عشق مِهی غلیظ است که روح را از هر جهت احاطه کرده است و حدود وجود را مستور نموده است و فقط اجازه دارد شبح تمایلاتش را که در صخره هاسرگردان است ببیند و نسبت به صدای پژواک فریادش در دره ها ناشنوا است

جوانی با گیتار می گذشت و می خواند عشق اشعه ای جادویی از نوری است که از روی انسانهای حساس می درخشد و اطرافشان را آذین می بندد تو جهان را چون کاروانی می بینی که از میان علفزار سبز گذر می کند عشق رؤیایی دوست داشتنی است که بین بیداری و بیداری برپا است

پیرمردی می گذشت پشتش خم شده بود و پاهایش را همانند تکه ای پارچه به دنبال می کشید، با صدایی لرزان گفت عشق آرامش جسم است در خاموش گور و آسایش روح است در عمق ابدیت

کودکی پنج ساله می گذشت لبخندم را پاسخ داد و گفت عشق یعنی پدرم یعنی مادرم فقط پدر و مادرم هستند که عشق را می شناسند روز به پایان رسید کسانی که از معبد عبور می کردند هر یک به زبان خویش تعبیری از عشق داشتند که آمالشان را آشکار می ساخت و بیانگر یکی از رموز زندگی بود

عصر هنگام که عبور رهگذران خاموش شد صدایی از درون معبد به گوشم رسید
عشق دو تصنیف دارد: نیمی صبر و نیمی تندخویی
نیمی از عشق آتش است در آن هنگام وارد معبد شدم با صداقت و در سکوت زانو زدم و به عبادت پرداختم خداوندا مرا طعام شعله ها گردان بار الهی مرا در آتش مقدس بسوزان

#داستان_کوتاه
#جبران_خليل_جبران

Schindler @Diiaazepam
Diazepam
معرفی کتاب #سمفونی_مردگان #عباس_معروفی Schindler @Diiaazepam
آيدين گفت: مگر احساسي هم به من داريد؟
سورمه گفت: چقدر تكان مي خوريد؟ بله كه دارم.
آيدين با آرامش خاصي گفت: عشق شما در من كهنه شده. خانم.
سورمه گفت: لابد مثل شراب..!
#عباس_معروفي
#سمفوني_مردگان
Diamond @Diiaazepam
ای که رویت چو گل و
زلف تو چون شمشادست...

جانم آن لحظه که
غمگین تو باشم شادست...

#مولانا

Schindler @Diiaazepam
بدیهی و روشن است که وقتی که کسی قدرت را در زمان محدود و معین در اختیار داشته باشد،سعی میکند در کمترین زمان به بیشترین پس انداز برسد تا روز مبادا با یکی دو روز قبل و بعد از آن، کم نیاورد و دستش پیش این و ان دراز نکند.

#مهدي_شجاعي
دموكراسي يا دموقراضه📚📚

Schindler @Diiaazepam
ماندن یا نماندن؛

سؤال این نیست.

آی که چشمهای تو می گویند: بمان.

می مانم،

حتی اگر جهان را بر شانه های خسته من آوار کرده باشی.

👤حسین منزوی

Nemo @Diiaazepam