Diazepam
چرا نیچه از نام زرتشت برای فلسفه خود استفاده میکند؟ #نيچه_شناس #فلسفه Schindler @Diiaazepam
چرا زرتشت؟
از من پرسیده شده چنانچه باید پرسیده می شد که نام زرتشت در دهان من،در دهان اولین غیر اخلاق گرا دقیقا به چه معناست:چرا که آن چه بی همتایی عظیم آن ایرانی را در تاریخ میسازد،دقیقا ضد این است.
زرتشت نخسیتن فردی بود که چرخ موجودردر طرز کار همه چیز را در مبارزه ی بین خیر و شر دید:برگرداندن اخلاق به قلمرو متافیزیک،به صورت نیرو،هدف،علت در خود،کار اوست.اما این پرسش،در نهایت،پاسخ خود نیز هست.زرتشت مرگبارترین اشتباه،یعنی اخلاف را آفرید:در نتیجه او،باید همچنین اولین فردی باشد که آن را بازشناخته است.در این جا او نه تنها دراز مدت ترین و مهم ترین تجربه را نسبت به هر اندیشمند دیگری داشته است-که کل تاریخ به واقع،انکار تجربی پیش نهاده ی به اصطلاح نظم جهانی اخلاق است-که مهم تر از آن ،او راستگو تر از هر اندیشمند دیگری است.تعالیم او ، تنها او،راستگویی را به مثابه ی فضیلت برین دره کلام دیگر،قطب مخالف بزدلی ایده الیسم است که با دیدن واقعیت،پا به فرار میگذارد.
زرتشت از مجموع اندیشمندان،دلیر تر بود.گفتن حقیقت و پرتاب خوب تیر کمان.این است فضیلت پارسی.ایا فهمیده شده ام؟از راه راستگویی ،اخلاق به فراسوی خود میرود،اخلاق گرا به فراسوی خود پا میگذارد،به ضد خود-به من- تبدیل میشود،این است معنای زرتشت در دهان من.
#نیچه_شناس
#فلسفه
Schindler @Diiaazepam
از من پرسیده شده چنانچه باید پرسیده می شد که نام زرتشت در دهان من،در دهان اولین غیر اخلاق گرا دقیقا به چه معناست:چرا که آن چه بی همتایی عظیم آن ایرانی را در تاریخ میسازد،دقیقا ضد این است.
زرتشت نخسیتن فردی بود که چرخ موجودردر طرز کار همه چیز را در مبارزه ی بین خیر و شر دید:برگرداندن اخلاق به قلمرو متافیزیک،به صورت نیرو،هدف،علت در خود،کار اوست.اما این پرسش،در نهایت،پاسخ خود نیز هست.زرتشت مرگبارترین اشتباه،یعنی اخلاف را آفرید:در نتیجه او،باید همچنین اولین فردی باشد که آن را بازشناخته است.در این جا او نه تنها دراز مدت ترین و مهم ترین تجربه را نسبت به هر اندیشمند دیگری داشته است-که کل تاریخ به واقع،انکار تجربی پیش نهاده ی به اصطلاح نظم جهانی اخلاق است-که مهم تر از آن ،او راستگو تر از هر اندیشمند دیگری است.تعالیم او ، تنها او،راستگویی را به مثابه ی فضیلت برین دره کلام دیگر،قطب مخالف بزدلی ایده الیسم است که با دیدن واقعیت،پا به فرار میگذارد.
زرتشت از مجموع اندیشمندان،دلیر تر بود.گفتن حقیقت و پرتاب خوب تیر کمان.این است فضیلت پارسی.ایا فهمیده شده ام؟از راه راستگویی ،اخلاق به فراسوی خود میرود،اخلاق گرا به فراسوی خود پا میگذارد،به ضد خود-به من- تبدیل میشود،این است معنای زرتشت در دهان من.
#نیچه_شناس
#فلسفه
Schindler @Diiaazepam
Diazepam
چرا نیچه از نام زرتشت برای فلسفه خود استفاده میکند؟ #نيچه_شناس #فلسفه Schindler @Diiaazepam
نیچه با این سخنان به روشنی،نشان میدهد که چرا از نام زرتشت شاهکار خود چنین گفت زرتشت بهره برده است.
زرتشت،پیامبر ایران باستان،بنیان گذار اخلاق بود و زرتشت،شخصیت نمادین فلسفه نیچه،بزرگترین اخلاق ناباور.آن زرتشت:خدا پرست ترین مرد بود و این زرتشت،بی خدا ترین مرد در جهان که جسورانه فریاد میزند:کیست بی خدا تر از من تا من از آموزه هایش لذت برم؟
پس چرا نیچه،اندیشه های خود را که سرشار از خدا ستیزی و اخلاق شکنی است بر زبان کسی چون زرتشت میگذارد و در پایان هر سخنش سرسختانه گوشزد میکند:چنین گفت زرتشت.که همواره بدانیم و از یاد نبریم که دارد این سخنان را به ما میگوید؟
در کلام نیچه،زرتشتی که پایه های برپایی الاهیات را استوار کرد و پرچم اخلاق را در جهان بر افراشت،تبدیل به ضد خود،یعنی بی خدا ترین و اخلاق ناباور ترین مرد،گشته است.در سخن نیچه،زرتشتی که نیک و بد را امری مطلق و در انحصار خدا میدانست،در چرخشی شگفت انگیز، خود را به زرتشیتی داده است که میگوید:هیچکس نمیداند نیک و بد چیست ،مگر آفریننده و او آن کسی است که برای انسان،غایت می آفریند و به زمین،معنای آن را میبخشد و آنیده اش را:چنین کسی نخست آفریننده ی آن است که چیزی نیک است یا بد.
زرتشت نیچه ،نه خدا که انسان را آفریننده میداند
اما با همین این پرسش بر جاست که چرا؟چرا نیچه،نام زرتشت را بهترین گزینه برای شخصیت نمادی فلسفه خود شمرد؟شاید هیچ سخنی بهتر این کلام نیچه نتواند پاسخ این پرسش را بدهد که در جایی میگوید:باور دارم که به بدی ها همه توانایی،هم از این روست که از تو نیکی،چشم دارم.
این کلا نیچه،همه چیز را روشن میسازد.بدترین انسان است که میتواند نیک ترین انسان باشد و برعکس.انسانی که همه ی انسان ها را با خود به گمراهی و تباهی کشانده،هم اوست که میتواند بشریت را نجات بخشد.تواناترین انسان است که میتواند برای انسان ها کاری بکند.و تواناترین انسانها مگر نه اینکه همواره کسانی بوده اند که توانسته اند بشریت را به سراشیبی سقوط بیاندازند و پوشالی ترین و بی دلیل ترین باور ها را به احکامی قطعی و مطلق،بدل سازند؟
آری،از همین روست که نیچه،گاه خود را در تقابل و ضدیت با مسیح،خود مسیح میداند.اما مسیحی دگرگشته.مسیحی که مسیحیت خود را وانهاده و بی خدا شده است.چرا که تنها مسیح میتواند به ضد خود تبدیل شود.و نیچه همان مسیح دگر گشته است و کتاب چنین گفت زرتشت او نیز انجیلی دگرگشته به شمار می آید.
جالب است بدانید نیچه باور داشت که مرگ مسیح،زود هنگام بود و اگر او چندی دیگر زنده می ماند،خودش آرمانی را که بر پا کرده بود،رد میکرد. چرا که او تنها او تواناییی این کار را داشت و که هماوردی راستین برای خویشتن باشد و بر خود چیره شود.
سخن نیچه را در این باره بخوانیم:به راستی چه زود مرد آن عبرانی...ای کاش در بیابان می زیست،دور از نیکان و عادلان آنگاه ای بسا زندگی کردن آموخت و به زمین عشق ورزیدن،بنابراین خندیدن باور کنید،برادران او چه زود مرد.اگر چندان میزیست که من زیسته ام ،خود آموزه هایش را رد میکرد.و چندان نجیب بود که رد میکرد اما او هنوز ناپخته بود.عشق جوان،ناپخته است و نفرت اش از انسان و زمین،ناپخته .ذهن و بال های جان اش هنوز بسته و سنگین اند.
#نيچه_شناس
#فلسفه
Schindler @Diiaazepam
زرتشت،پیامبر ایران باستان،بنیان گذار اخلاق بود و زرتشت،شخصیت نمادین فلسفه نیچه،بزرگترین اخلاق ناباور.آن زرتشت:خدا پرست ترین مرد بود و این زرتشت،بی خدا ترین مرد در جهان که جسورانه فریاد میزند:کیست بی خدا تر از من تا من از آموزه هایش لذت برم؟
پس چرا نیچه،اندیشه های خود را که سرشار از خدا ستیزی و اخلاق شکنی است بر زبان کسی چون زرتشت میگذارد و در پایان هر سخنش سرسختانه گوشزد میکند:چنین گفت زرتشت.که همواره بدانیم و از یاد نبریم که دارد این سخنان را به ما میگوید؟
در کلام نیچه،زرتشتی که پایه های برپایی الاهیات را استوار کرد و پرچم اخلاق را در جهان بر افراشت،تبدیل به ضد خود،یعنی بی خدا ترین و اخلاق ناباور ترین مرد،گشته است.در سخن نیچه،زرتشتی که نیک و بد را امری مطلق و در انحصار خدا میدانست،در چرخشی شگفت انگیز، خود را به زرتشیتی داده است که میگوید:هیچکس نمیداند نیک و بد چیست ،مگر آفریننده و او آن کسی است که برای انسان،غایت می آفریند و به زمین،معنای آن را میبخشد و آنیده اش را:چنین کسی نخست آفریننده ی آن است که چیزی نیک است یا بد.
زرتشت نیچه ،نه خدا که انسان را آفریننده میداند
اما با همین این پرسش بر جاست که چرا؟چرا نیچه،نام زرتشت را بهترین گزینه برای شخصیت نمادی فلسفه خود شمرد؟شاید هیچ سخنی بهتر این کلام نیچه نتواند پاسخ این پرسش را بدهد که در جایی میگوید:باور دارم که به بدی ها همه توانایی،هم از این روست که از تو نیکی،چشم دارم.
این کلا نیچه،همه چیز را روشن میسازد.بدترین انسان است که میتواند نیک ترین انسان باشد و برعکس.انسانی که همه ی انسان ها را با خود به گمراهی و تباهی کشانده،هم اوست که میتواند بشریت را نجات بخشد.تواناترین انسان است که میتواند برای انسان ها کاری بکند.و تواناترین انسانها مگر نه اینکه همواره کسانی بوده اند که توانسته اند بشریت را به سراشیبی سقوط بیاندازند و پوشالی ترین و بی دلیل ترین باور ها را به احکامی قطعی و مطلق،بدل سازند؟
آری،از همین روست که نیچه،گاه خود را در تقابل و ضدیت با مسیح،خود مسیح میداند.اما مسیحی دگرگشته.مسیحی که مسیحیت خود را وانهاده و بی خدا شده است.چرا که تنها مسیح میتواند به ضد خود تبدیل شود.و نیچه همان مسیح دگر گشته است و کتاب چنین گفت زرتشت او نیز انجیلی دگرگشته به شمار می آید.
جالب است بدانید نیچه باور داشت که مرگ مسیح،زود هنگام بود و اگر او چندی دیگر زنده می ماند،خودش آرمانی را که بر پا کرده بود،رد میکرد. چرا که او تنها او تواناییی این کار را داشت و که هماوردی راستین برای خویشتن باشد و بر خود چیره شود.
سخن نیچه را در این باره بخوانیم:به راستی چه زود مرد آن عبرانی...ای کاش در بیابان می زیست،دور از نیکان و عادلان آنگاه ای بسا زندگی کردن آموخت و به زمین عشق ورزیدن،بنابراین خندیدن باور کنید،برادران او چه زود مرد.اگر چندان میزیست که من زیسته ام ،خود آموزه هایش را رد میکرد.و چندان نجیب بود که رد میکرد اما او هنوز ناپخته بود.عشق جوان،ناپخته است و نفرت اش از انسان و زمین،ناپخته .ذهن و بال های جان اش هنوز بسته و سنگین اند.
#نيچه_شناس
#فلسفه
Schindler @Diiaazepam
داشتم به این فکر میکردم
که از تمام اهداف زندگی،
فقط یکیه که بیشتر از همه اهمیت داره.
و اون، تلاش برای یک «انسانِ خوب» بودنه.
رقصنده با گرگ (Dances with Wolves) / کوین کاستنر
#فیلم
Nemo @Diiaazepam
که از تمام اهداف زندگی،
فقط یکیه که بیشتر از همه اهمیت داره.
و اون، تلاش برای یک «انسانِ خوب» بودنه.
رقصنده با گرگ (Dances with Wolves) / کوین کاستنر
#فیلم
Nemo @Diiaazepam
جهان در نزد من به سه بخش تقسيم ميشد:
يكي آن كه من برده،در آن زندگي ميكردم،زير قانون هايي كه تنها به خاطر من بدعتشان گذاشته بودند،من هم،نميدانم چرا هرگز نتوانستم خود را كاملا با آنها وفق دهم؛و بعد دنيايي دومي كه فرسنگ ها با دنياي من فاصله داشت.دنيايي كه تو(پدركافكا)در آن زندگي ميكردي،درگير حكومت كردن،درگير دستور دادن،درگير ناراحتي هاي ناشي از عدم رعايت اين دستور ها و سرانجام دنياي سومي كه باقي مردم در آن زندگي ميكردند،خوشبخت و آزاد از دستور دادن ها و اطاعت كردن ها.
نامه به پدر📚📚
#كافكا
Schindler @Diiaazepam
يكي آن كه من برده،در آن زندگي ميكردم،زير قانون هايي كه تنها به خاطر من بدعتشان گذاشته بودند،من هم،نميدانم چرا هرگز نتوانستم خود را كاملا با آنها وفق دهم؛و بعد دنيايي دومي كه فرسنگ ها با دنياي من فاصله داشت.دنيايي كه تو(پدركافكا)در آن زندگي ميكردي،درگير حكومت كردن،درگير دستور دادن،درگير ناراحتي هاي ناشي از عدم رعايت اين دستور ها و سرانجام دنياي سومي كه باقي مردم در آن زندگي ميكردند،خوشبخت و آزاد از دستور دادن ها و اطاعت كردن ها.
نامه به پدر📚📚
#كافكا
Schindler @Diiaazepam
آمده ای
یا
رفته ای؟
به عطرت اعتباری نیست
و
این میگرن لعنتی که سال ها
لذت بوییدنت را گرفت
تا حسرت برایم
بو دار باشد
و من
که تا نوک بینی ام را بیشتر ندیده ام
نمی توانم
میان دست هایم
سری
که درد نمی کند را
نبندم
می خواهم بخوانم تو را
بگو
چگونه بخوانمت
تا از دهان
نیفتی؟
کلام: عریان تر از فکر
فکر: عریان تر از جسم
و
جسمی که گیر کرده
میان درب باز ورودی
که از تو به بعد
خارج می زند؛
از کنار منظره ای که دوست داشتی
به دفترم برمی گردم
و خودکار می نویسم
می نویسم
می نویسم
می دانم
این شعر
دردی دارد
که مچاله اش خواهد کرد
...
#بهادر_یحیی
Ugmid @Diiaazepam
یا
رفته ای؟
به عطرت اعتباری نیست
و
این میگرن لعنتی که سال ها
لذت بوییدنت را گرفت
تا حسرت برایم
بو دار باشد
و من
که تا نوک بینی ام را بیشتر ندیده ام
نمی توانم
میان دست هایم
سری
که درد نمی کند را
نبندم
می خواهم بخوانم تو را
بگو
چگونه بخوانمت
تا از دهان
نیفتی؟
کلام: عریان تر از فکر
فکر: عریان تر از جسم
و
جسمی که گیر کرده
میان درب باز ورودی
که از تو به بعد
خارج می زند؛
از کنار منظره ای که دوست داشتی
به دفترم برمی گردم
و خودکار می نویسم
می نویسم
می نویسم
می دانم
این شعر
دردی دارد
که مچاله اش خواهد کرد
...
#بهادر_یحیی
Ugmid @Diiaazepam
Forwarded from Diazepam
بر شانهی من كبوتريست
كه از دهان تو آب میخورد
بر شانهی من كبوتريست
كه گلوی مرا تازه میكند
برشانهی من كبوتريست باوقار و خوب
كه با من از روشنی سخن میگويد ...
#احمد_شاملو
Nemo @Diiaazepam
كه از دهان تو آب میخورد
بر شانهی من كبوتريست
كه گلوی مرا تازه میكند
برشانهی من كبوتريست باوقار و خوب
كه با من از روشنی سخن میگويد ...
#احمد_شاملو
Nemo @Diiaazepam
یه عالمه روزای خوشگلی هست که تو هنوز ندیدیشون، یه عالمه حس های خوب هست که تجربه نکردی، یه عالمه حال خوب، فقط خواستم بگم روزای خوب تو هم میاد، خیلی زود، غصه هیچیو نخور.
#انگیزشی
#آگاه_باشید
Nemo @Diiaazepam
#انگیزشی
#آگاه_باشید
Nemo @Diiaazepam
Forwarded from Diazepam
بزرگترین خردمندی آنست که لذت بردن از لحظه حال را بالاترین مقصود زندگی قرار دهیم . زیرا این تنها واقعیت هستی است و جز این همه بازی فکر و اندیشه است. اما می توانیم آن را بزرگترین حماقت خود نیز بخوانیم . چرا که در این حالت لحظه ای کوتاه به وجود می آید و به سرعت یک رؤیا ناپدید می شود و هرگز ارزش تلاشی جدی را ندارد.
#ارتور_شوپنهاور
Schindler @Diiaazepam
#ارتور_شوپنهاور
Schindler @Diiaazepam
دانایی من این است:
چه بسا کارها که در سرزمینی ننگ است و در سرزمینی دیگر مایهی شرف.
هیچ همسایهای را ندیدهام که بتواند حقیقت همسایهاش را دریابد و هر یک از دیوانگی و شرارت دیگری در شگفت است.
هر ملتی لوح آیین خود را بالای سر آویخته است و هر گردنهای را که پیمودهاند و عزمی را که در ارادهی آنان نهفته بود بر آن نوشته بودند.
#فردریش_نیچه
#چنین_گفت_زرتشت
دربارهی هزار و یک هدف
Schindler @Diiaazepam
چه بسا کارها که در سرزمینی ننگ است و در سرزمینی دیگر مایهی شرف.
هیچ همسایهای را ندیدهام که بتواند حقیقت همسایهاش را دریابد و هر یک از دیوانگی و شرارت دیگری در شگفت است.
هر ملتی لوح آیین خود را بالای سر آویخته است و هر گردنهای را که پیمودهاند و عزمی را که در ارادهی آنان نهفته بود بر آن نوشته بودند.
#فردریش_نیچه
#چنین_گفت_زرتشت
دربارهی هزار و یک هدف
Schindler @Diiaazepam
Forwarded from Diazepam
فقط یک گناه وجود دارد؛ فقط یکی و آن هم دزدی است.
هر گناه دیگری، صورت دیگر دزدی است.
وقتی مردی را بکشی، زندگی را از او دزدیده ای، حق زنش را برای داشتن شوهر دزدیده ای. همین طور حق بچه هایش را برای داشتن پدر.
وقتی دروغ بگویی، حق طرف را برای دانستن راست دزدیده ای. وقتی کسی را فریب بدهی، حق انصاف و عدالت را از او دزدیده ای.
#خالد_حسینی
📖 بادبادک باز
Nemo @Diiaazepam
هر گناه دیگری، صورت دیگر دزدی است.
وقتی مردی را بکشی، زندگی را از او دزدیده ای، حق زنش را برای داشتن شوهر دزدیده ای. همین طور حق بچه هایش را برای داشتن پدر.
وقتی دروغ بگویی، حق طرف را برای دانستن راست دزدیده ای. وقتی کسی را فریب بدهی، حق انصاف و عدالت را از او دزدیده ای.
#خالد_حسینی
📖 بادبادک باز
Nemo @Diiaazepam
Forwarded from Diazepam
غربت،تاریکی،رنج
و باد که گستاخ میوزد
قهرمانان
از پشت خنجر میخورند
اسب های سفید را
مار ها میگزند
و قصه ها آن گونه که باید
به پایان نمیرسد
تازه میفهمم
که چرا
همیشه در اخر قصه ها
خود مادر بزرگ می میرد
#رسول_یونان
از کتاب:مرده ای به کشتن ما می آید📚📚
Schindler @Diiaazepam
و باد که گستاخ میوزد
قهرمانان
از پشت خنجر میخورند
اسب های سفید را
مار ها میگزند
و قصه ها آن گونه که باید
به پایان نمیرسد
تازه میفهمم
که چرا
همیشه در اخر قصه ها
خود مادر بزرگ می میرد
#رسول_یونان
از کتاب:مرده ای به کشتن ما می آید📚📚
Schindler @Diiaazepam
دل کندن کار آسانی نبود. فکرش را هم نمیکردم پشت پا زدن به روزمرگیهایی که خِفتِ گریبان آدمی را چسبیده، این همه سخت و دشوار باشد. تا تمام و کمال وارد معرکه نشوی؛ دوست داشتنها، تعلقات گاه پیش پا افتاده و شاید خیلی چیزهای سهل و گاه ممتنع، این چنین رخ نمینماید.
#قاسم_شکری
Diamond @Diiaazepam
#قاسم_شکری
Diamond @Diiaazepam
پسر جوان با رضایت پدر و مادرش آزاد شد.امروز که به خانه بازگشت،با گل و شیرینی از او استقبال کردند.پدرش با غروری خاص او را در آغوش کشید و مادرش آن طرف تر با گوشه ی چادر،اشک شوقش را پاک میکرد.پسرشان چهار ماه پیش،خواهرش را به جرم لکه دار کردن دامان خانواده خفه کرده بود.حالا که بازگشته بود،همه فامیل و اهل محل،به او به دیده ی احترام نگاه می کردند.
خواهران کوچک تر قهرمان حالا باید خیلی حواسشان جمع باشد.
#شرق_غمگین📚📚
#علی_توکلی
Schindler @Diiaazepam
خواهران کوچک تر قهرمان حالا باید خیلی حواسشان جمع باشد.
#شرق_غمگین📚📚
#علی_توکلی
Schindler @Diiaazepam
Diazepam
تصور حركت از كجاست؟ #دكارت_تا_كانت #فلسفه Schindler @Diiaazepam
از دکارت تا کانت ...
دکارت (7) : تصور حرکت از کجاست؟
تا اینجا می توان گفت که به دکارت ، امتداد و حرکت را بدهید تا جهان را برای شما بسازد ، برای دکارت مساله این است که رنگ و بو و مزه و غیره ، ماده را نمیسازد بلکه این امتداد (فضا اشغال کردن) و حرکت هستند که سازنده جسم هستند
باید گفت که دکارت در اینجا کار بزرگی کرد ، یعنی کیفیات ماده را به امتداد در فضا و حرکت پذیری تقلیل داد و کیفیات دیگر را غیر واقعی دانست ، علوم طبیعی امروز هم حرف او را تایید میکنند ، یعنی ماده را مشتمل بر ذراتی می دانند که با اندازه های مختلف در فضا در حرکتند
در اینجا سوال دیگری هم وجود دارد و ان اینکه دکارت از کجا حرکت را تشخیص می دهد ؟ چگونه می توان با تصوری روشن و متمایز حرکت را با تعقل بدست اورد و به ماده نسبت داد ؟ تصور حرکت در درون ما از کجاست ؟ زیرا تصور حرکت اصلا چیز روشنی نیست...
دکارت باز هم همانند گذشته که هر وقت مشکلی می خورد از متافیزیک یاری میجوید می گوید علت حرکت خداوند است و هم اوست که تصوری روشن و متمایز از حرکت را در ما گذاشته است ، ولی خداوند بعد از به حرکت انداختن جهان در کار ان دخالتی نمی کند ، یعنی خدای دکارت ، بعد از جرقه ی اولیه جهان را زدن دیگر کاری به جهان ندارد
از همین رو در کتاب از سقراط تا سارتر ت.ز.لاوین از زبان پاسکال می گوید:
"من هرگز دکارت را نمی بخشم . او در سرتاسر فلسفه ی خود دوست می داشت بتواند خدا را از سر وا کند ؛ اما او چاره ای جز این نداشت که حرکت اولیه ی جهان را به او واگذار کند ، پس از آن دیگر با خدا کاری نداشت"
از دیگر نکاتی که در مورد دکارت باید گفت این است که او در باره ی جهان نظریه ی مکانیستی دارد ، جهان هستی مانند یک دستگاه مکانیکی است که همه چیزش بر اساس قوانین عمل می کند ، دکارت حتی جانوران را هم اینگونه می بیند و می گوید این واقعیت که انها نمی توانند حرف بزنند و از زبان استفاده کنند بیانگر این نیست که عقل انها از عقل ادمی کمتر است بلکه بیانگر این است که انها اساسا عقل ندارند و مانند یک دستگاه مکانیکی هستند که طبق قوانین مکانیکی عمل می کنند و حتی ان دسته از اعمال انسان که به اندیشیدن مربوط نمی شوند هم مکانیکی است مانند ضربان قلب ، ولی انسان تفاوتی با جانوران دارد و ان اینکه انسان موجودی عقلانی ، معنوی و اخلاقیست (البته امروز می دانیم حرف او اشتباه است)
#دکارت_تا_کانت
#فلسفه
Schindler @Diiaazepam
دکارت (7) : تصور حرکت از کجاست؟
تا اینجا می توان گفت که به دکارت ، امتداد و حرکت را بدهید تا جهان را برای شما بسازد ، برای دکارت مساله این است که رنگ و بو و مزه و غیره ، ماده را نمیسازد بلکه این امتداد (فضا اشغال کردن) و حرکت هستند که سازنده جسم هستند
باید گفت که دکارت در اینجا کار بزرگی کرد ، یعنی کیفیات ماده را به امتداد در فضا و حرکت پذیری تقلیل داد و کیفیات دیگر را غیر واقعی دانست ، علوم طبیعی امروز هم حرف او را تایید میکنند ، یعنی ماده را مشتمل بر ذراتی می دانند که با اندازه های مختلف در فضا در حرکتند
در اینجا سوال دیگری هم وجود دارد و ان اینکه دکارت از کجا حرکت را تشخیص می دهد ؟ چگونه می توان با تصوری روشن و متمایز حرکت را با تعقل بدست اورد و به ماده نسبت داد ؟ تصور حرکت در درون ما از کجاست ؟ زیرا تصور حرکت اصلا چیز روشنی نیست...
دکارت باز هم همانند گذشته که هر وقت مشکلی می خورد از متافیزیک یاری میجوید می گوید علت حرکت خداوند است و هم اوست که تصوری روشن و متمایز از حرکت را در ما گذاشته است ، ولی خداوند بعد از به حرکت انداختن جهان در کار ان دخالتی نمی کند ، یعنی خدای دکارت ، بعد از جرقه ی اولیه جهان را زدن دیگر کاری به جهان ندارد
از همین رو در کتاب از سقراط تا سارتر ت.ز.لاوین از زبان پاسکال می گوید:
"من هرگز دکارت را نمی بخشم . او در سرتاسر فلسفه ی خود دوست می داشت بتواند خدا را از سر وا کند ؛ اما او چاره ای جز این نداشت که حرکت اولیه ی جهان را به او واگذار کند ، پس از آن دیگر با خدا کاری نداشت"
از دیگر نکاتی که در مورد دکارت باید گفت این است که او در باره ی جهان نظریه ی مکانیستی دارد ، جهان هستی مانند یک دستگاه مکانیکی است که همه چیزش بر اساس قوانین عمل می کند ، دکارت حتی جانوران را هم اینگونه می بیند و می گوید این واقعیت که انها نمی توانند حرف بزنند و از زبان استفاده کنند بیانگر این نیست که عقل انها از عقل ادمی کمتر است بلکه بیانگر این است که انها اساسا عقل ندارند و مانند یک دستگاه مکانیکی هستند که طبق قوانین مکانیکی عمل می کنند و حتی ان دسته از اعمال انسان که به اندیشیدن مربوط نمی شوند هم مکانیکی است مانند ضربان قلب ، ولی انسان تفاوتی با جانوران دارد و ان اینکه انسان موجودی عقلانی ، معنوی و اخلاقیست (البته امروز می دانیم حرف او اشتباه است)
#دکارت_تا_کانت
#فلسفه
Schindler @Diiaazepam