Diazepam
78 subscribers
2.42K photos
56 videos
47 files
104 links
تنها راه نجات آگاهي است🕊
با شعر📝، با كتاب📕، موسيقي🎵، با فيلم📽، با ما با ديازپام💊 قدم بزنيد...
Download Telegram
21 مهر روز بین المللی کاهش بلایای طبیعی گرامی باد
Diamond @Diiaazepam
من فقط مردمی را می پسندم که دیوانه اند. آنهایی که دیوانه ی زندگی اند. دیوانه ی حرف زدن، دیوانه ی رها شدن. آنهایی که همیشه همه چیز را با هم می خواهند. آنهایی که هرگز خمیازه نمی کشند و هیچ وقت حرفِ پیش‌پا افتاده ای نمی زنند. ولی می سوزند. می سوزند. می سوزند مثلِ مشعلِ افسانه ایِ روم

#جک_کرواک
Diamond @Diiaazepam
چگونه است دل می‌کَنیم از هم اما
از دل‌هامان کنده نمی‌شوند آغوش‌هایی که پیش نیامد و
لحظه‌ای که رو‌به‌روی هم فرو ریختیم؟

#سیدمحمدمرکبیان
Diamond @Diiaazepam
انتطار خبري نيست مرا
نه ز ياري نه ز دياري و دياري باري
برو آنجا كه بود چشمي و گوشي با كس
برو آنجا كه منتظرند
قاصدك
در دل من همه كور و كرند

#مهدی_اخوان_ثالث

Schindler @Diiaazepam
انسان خوشبخت !! سرزمینش را ترک نمی کند...

👤میلان کوندرا

Nemo @Diiaazepam
من الان یک نقشه دارم خلیج فارس واقعا توش نوشته. دادم جمشید لوله کرده آوردم. اگه نیاز بود می‌تونم لوله رو باز کنم. یه چسبه!
مجال ایستادنم نیست ،
باید
پیش از دمیدن خورشید
رسیده باشم ،
و پیش از نیش زدن جوانه ها
گل کرده باشم
باید برسم ،
و به دست هایی که برای چیدنم
دراز شده اند
پاسخ دهم ...

#حسین_منزوی



Nemo @Diaazepam
Forwarded from Diazepam
شهوت رانی،قدرت خواهی،خودخواهی:این سه تا کنون از همه نفرین شده تر بوده اند و بدنامی کشیده تر و نارواتر-شنیده تر:میخواهم این سه را خوب و انسانی بسنجم. #نيچه @Diiaazepam
Forwarded from Diazepam
.شهوت رانی،قدرت خواهی،خودخواهی:این سه تا کنون از همه نفرین شده تر بوده اند و بدنامی کشیده تر و نارواتر-شنیده تر:میخواهم این سه را خوب و انسانی بسنجم

نیچه با طرح این موضوع،در قلمرو ارزیابی دوباره ی تمام ارزش ها ،دست به کاری بس بزرگ میزند و در این راه،گامی بلند بر میدارد.
انسان برای آن کردن چیزها،همه چیز را کوچک کرده است.انسان برای هر آنچه که هست،تعریفی عموم یو مشترک و دردسترس دارد.انسان،گله وار زندگی میکند و فردیت خویش را به فراموشی سپرده است.
از همین رو،فهرستی برای خود فراهم ساخته که در آن کار های خوب و بد را ساده لوحانه و از سر تنبلی،دسته بندی کرده است و مطابق این سیاهه،همه چیز را می سنجد و مینگرد.انسان در مسیر گمراهی و دور افتادن از غریزه و طبیعت خود،مهم ترین و بنیادی ترین نیرو های درونی خویش را سرکوب میکند:شهروت رانی و قدرت خواهی و خودخواهی را سه شر بزرگ میشمارد و اینگونه از خویشتن خویش فاصله میگیرد.
آری چه بسیارند ناکسانی که مفهوم والای شهوت را با پلیدی روان خویش آلوده اند و نامی زشت از آن بر جا نهاده اند.چه بسیارند ناتوانانی که مفهوم والای قدرت را به منجلاب تباهی خویش کشده اند و بدنام کرده اند. و چه بسیارند فرومایگانی که با خودپسندی های بی جا،مفهوم والای خودخواهی و خود باوری را به سراشیب سقوط انداخته اند وآری،چه بسیارند.به قول نیچه:بس بسیاران،زندگی را تباه کرده اند.
اما مگر این انسان های والاتر نیستند که باید مفاهیم والا را نجات دهند و برکشند و به اوج برسانند؟مگر این جانهای آزاده نیستند که باید والاترین ارزشها را از اسارت توده ها برهانند و جانی دوباره به غریزه های نیم مرده خواری کشیده فرو داشته شده بدهند؟

#نيچه_شناس
#نيچه

Schindler @Diiaazepam
فایده‌اش چیست که انسان هی از خودش بپرسد که اگر فلان لحظه یا بهمان لحظه جور دیگری برگزار شده بود، کار به کجا می‌کشید؟
باید برای خودت خوش باشی. بهترین قسمت روز، شب است. تو کار روزت را انجام داده‌ای. حالا پاهات را بگذار بالا و خوش باش. من اینجوری می‌بینم. از هرکس میخواهی بپرس. بهترین قسمت روز، شب است...
.
#کازوئو_ایشی_گورو
از کتاب : بازمانده روز


Nemo @Diiaazepam
Forwarded from Diazepam
ژان ژاک روسو
تاریخچه ی کوتاهی از فلسفه
#نایجل_واربرتون
schindler @Diiaazepam
Forwarded from Diazepam
ژان ژآک روسو

قسمت اول

در سال 1766 مردی با چشمانی تیره و پالتو پوستی بلند برای دیدن نمایشی به تئاتر دروری لین لندن رفت. این بیگانه برای اکثر افرادی که در آن جا حضور داشتند،از جمله شاه جرج سوم،جالب تر از نمایشی بود که روی صحنه اجرا می شد.او ناراحت به نظر می رسید و نگران سگ گرگی اش بود که در اتاق گذاشته و در را به رویش قفل کرده بود.
ژان ژاک روسو،متفکر و نویسنده بزرگ سویسی، بود.ورود او به آن شهر که به دعوت دیوید هیوم صورت گرفته بود و رویدادی ادبی و فلسفی به شمار میرفت،جار و جنجالی به پا کرد که امروزه ستاره های پاپ به پا میکنند.در آن زمان کلیسای کاتولیک بسیاری از کتاب های او را به دلیل محتوای ضد دینیشان ممنوع کرده بود.روسو معتقد بود دین حقیقی از قلب انسان بر می خیزد و نیازی به مراسم دینی ندارد.ولی نظریات سیاسی اش دردسر بیش تری برایش ایجاد کرد.اوکتاب قرارداد اجتماعی خود را با این جمله آغاز کرد: ((انسان آزاد متولد می شود،وهمه جا در بند است.)) جای تعجب نیست که انقلابیون این کلمات را از بر کردند. این کلمات از نظر ماکسیمیلین روبسپیر مانند بسیاری دیگر از رهبران انقلابی فرانسه الهامبخش بود.انقلابیون می خواستند زنجیرهایی را که ثروتمندان فقرا را با آن ها اسیر کرده بودند از هم بگسلند.در حالی که بسیاری از اربابان ثروتمند از زندگیشان لذت می بردند،برخی فقرا از گرسنگی می مردند.انقلابیون هم مانند روسو نسبت به رفتار و زندگی ثروتمندان،آن هم در حالی که فقرا به زحمت چیزی برای خوردن به دست می آوردند،احساس خشم می کردند.آن ها خواستار آزادی واقعی،برابری و برادری بودند.ولی بعید است روسو، که در سال پیش از آن از دنیا رفته بود،این موضوع را که روبسپیر دشمنانش را به هنگام ((حکومت و حشت)) با گیوتین اعدام می کرد تایید کرده باشد. ((سر مخالفانتان را قطع کنید)) بیش تر از طرز فکر ماکیاولی بر می آمد تا طرز فکر او.
روسو معتقد بود انسان ها ذاتا خوبند.اگر هر یک از ما را رها کنند تا با ابزاری ابتدایی در جنگل زندگی کنیم،دردسر زیادی ایجاد نخواهیم کرد.مشکلات انسان با دست کشیدن از زندگی در دامن طبیعت و روی آوردن به زندگی شهری آغاز شد.از آن پس دلمشغولی های ما خلاصه شد در برتری جویی و جلب توجه دیگران.این نگرش رقابتی در مورد زندگی موجب تاثیرات هولناک روانی شد و اختراع پول به وخامت اوضاع دامن زد.حاصل زندگی شهرنشینی غبطه خوردن و طمع بود.روسو معتقد بود(( انسان های اولیه )) که به طور انفرادی در محیط وحش می زیستند سالم و قوی و از همه مهم تر،آزاد بودند،ولی تمدن انسان را به تباهی کشاند.با این همه،او نسبت به یافتن راهی بهتر برای سازماندهی جوامع خوشبین بود،راهی که ضمن فراهم کردن امکان شکوفایی و موفقیت برای همه مردم،مسیر را برای همکاری و هماهنگی آن ها در جهت رسیدن به هدفی مشترک هموار سازد.مسئله ای که خود او در کتاب قرارداد اجتماعی مطرح کرد،یافتن راهی برای زندگی مردم بود که در عین حال که در کنار هم زندگی و از قوانین دولتی تبعیت می کنند،بتوانند درست مثل زمانی که خارج از جامعه زندگی میکردنداحساس آزادی کنند.دستیابی به چنین هدفی محال به نظر می رسد.وشاید همین طور هم هست.اگر بهای اجتماعی زندگی کردن بردگی بوده، همه ما بهای بسیار سنگینی پرداخته ایم.آزادی و قوانین سختگیرانه اجتماعی با هم جور در نمی آیند، چون قوانین مانند زنجیری از ارتکاب اعمالی خاص جلوگیری میکنند.ولی به اعتقاد روسو راهی برای گریز وجود داشت. و نظریه او برای حل این مشکل ((اراده عمومی)) بود. اراده عمومی یعنی هر چیزی که به نفع کل جامع و کل کشور تمام شود.مردم بسیاری از آزادی های خود را زمانی از دست می دهندکه برای محافظت از خودشان زندگی اجتماعی را انتخاب می کنند.لاک و هابز هم همین طور فکر میکردند.نمی توان در حین زندگی در کنار گروه بزرگی از مردم،واقعا آزاد باقی ماند-باید قوانینی برای کنترل مردم و برقراری محدودیت های رفتاری وجود داشته باشد.ولی روسو معتقد بود شما در جایگاه فردی که در یک کشور زندگی میکند می توانید هم آزاد باشید و هم از قوانین جامعه تبعیت کنید،و از طرف دیگر آزادی و اطاعت به جای این که در مقابل هم قرار گیرند می توانند در هم بیامیزند.
📚تاریخچه ی کوتاهی از فلسفه
#ژان_ژاک_روسو
#نایجل_واربرتون
schindler @Diiaazepam
Forwarded from Diazepam
ژان ژآک روسو
قسمت پایانی

نظریه اراده عمومی روسو به سهولت مورد سوء برداشت قرار می گیرد. به مثالی از دنیای امروز توجه کنید. اکثر مردم ترجیح می دهند مالیات سنگین نپردازند. در واقع این یکی از راه های متداول برای گزینش دولت هاست: آن ها به راحتی قول می دهند که نرخ مالیات را کاهش دهند. اگر به مردم بگویید که باید پنج درصد از درآمدشان را مالیات بدهند یا بیست درصد،اکثر مردم مقدار کم تر را انتخاب خواهند کرد. ولی این به معنی اراده عمومی نیست. از نظر روسو پاسخی که مردم به این سوال می دهند که ((خواسته شما چیست ؟))،((خواسته مردم)) نام دارد. ولی ((اراده عمومی)) چیزی است باید بخواهند، و به نفع کل جامعه است نه نفع تک تک مردم و موافق با طرز فکر خودخاهانه آن ها.برای درک مفهوم ((اراده عمومی)) باید منافع شخصی را نادیده و منافع کل جامعه را در نظر بگیریم.اگر این واقعیت را بپذیریم که هزینه بسیاری از خدمات مانند هزینه نگهداری راه ها و جاده ها از طریق پرداخت مالیات تامین می شود،متوجه می شویم که افزایش مالیات برای رسیدن به چنین اهدافی به نفع جامعه است. این اراده عمومی است : افزایش مالیات برای تامین خدماتی با کیفیت.
وقتی مردم در کنار هم جامعه ای را شکل میدهند، درواقع به یک نفر تبدیل می شوند. به این ترتیب،هر یک از آن ها بخشی از کل بزرگ تری را تشکیل می دهند. روسو معتقد بود تنها راه آزاد باقی ماندن در جامعه اطاعت از قوانینی است که در راستای اراده عمومی اند.این قوانین را قانونگذاری زیرک وضع میکند.وظیفه این شخص برقراری سیستمی قانونی است که افراد با تبعیت از آن میتوانند در جهت اراده عمومی مردم قدم بردارند، نه این که به هزینه دیگران اهداف خودخاهانه خود را دنبال کنند. از نظر روسو، آزادی واقعی این بود که همه بخشی از گروه بزرگی را تشکیل دهند و به کارهایی بپردازند که درجهت منفعت عموم باشد. خواسته های شما باید با اراده عمومی سازگار باشد،و قوانین هم باید به شما کمک کنند تا از اقدامات خودخاهانه اجتناب کنید. ولی در صورتی که با اراده عمومی مخالفت کنید چه اتفاقی رخ می دهد؟ شما در جایگاه فردی مستقل شاید نخواهید تابع اراده عمومی مردم باشید.روسو برای این سوال پاسخی داشت. ولی شاید این پاسخی نباشد که اکثر مردم امادگی شنیدنش را داشته باشند.متاسفانه پاسخ مشهور او این است که اگر کسی نخواهد از قانونی که تابع اراده عموم مردم است تبعیت کند باید ((به اجبار آزاد شود)).منظور او این بود که هر کسی که با منافع جامعه مخالفت کند، در عین حال که شاید احساس کند در انتخاب این راه آزاد بوده است،تا زمانی که در مسیر صحیح قرار نگیرد و از اراده عمومی تبعیت نکند واقعا آزاده نخواهد بود.چطور می توان کسی را مجبور کرد که آزاد باشد؟اگر من شما را مجبور میکردم که خواندن این کتاب را ادامه دهید، در این صورت این از نظر شما انتخابی آزادانه محسوب نمی شد،این طور نیست؟ بدون شک وادار کردن کسی به انجام کاری،برخلاف آزاد گذاشتن او برای انتخاب است.ولی این از نظر روسو تناقض آمیز نبود.اگر کسی را که نمی تواند کار صحیح را تشخیص دهد به تبعیت وادار کنیم در واقع به او آزادی بیشتری داده ایم. از آن جا که همه ما در جامعه بخشی از گروهی بزرگ تر را تشکیل می دهیم،باید درک کنیم که کاری که باید انجام دهیم تبعیت از منافع عموم مردم است،نه انتخاب هایی خودخاهانه.با توجه به این دیدگاه،تنها زمانی که از اراده عمومی مردم تبعیت کنیم واقعا آزادیم،حتی اگر وادار به انجام دادن این کار شده باشیم.این دیدگاه روسو بود،ولی بسیاری از متفکران بعدی از جمله جان استوارت میل معتقد بودند که آزادی سیاسی باید تا جایی که امکان دارد برای افراد آزادی و حق انتخاب شخصی به دنبال داشته باشد.در واقع روسو از سویی از در بند بودن انسان ها شکایت میکند و از سوی دیگر می گوید که وادار کردن انسان ها به انجام دادن کاری خاص، نوعی دیگر از آزادی محسوب می شود، که نوعی دوگانگی به همراه دارد.
📚تاریخچه ی کوتاهی از فلسفه
#ژان_ژاک_روسو
#نایجل_واربرتون
schindler @Diiaazepam
پنجره‌ها بسته‌اند عشق پدیدار نیست
دیده بیدار هست دولت دیدار نیست....


#سيمين_بهبهانی


Nemo @Diiaazepam
تو میتونی نقش های خودت را بنویسی! چیزی که برای تو جالب و هیجان انگیز باشه

👤ديمين شزل
🎥لالالند

Nemo @Diiaazepam
روزی گذشت
ما در حسرت ماندیم
در حسرت حقیقت...
به دنبال حقیقت می دویم
اما نشانی نیست
گویا
در این زمانه
جز دروغ های قشنگ نمی توان یافت...

#احمدرضا_پورشمسی
Diamond @Diiaazepam
می دانی گرفتاری من چیست؟
دور و برم را آدم های احمق گرفته اند. آدم های باهوش در نوعی تبعیدِ محض متولد می شوند. بشریت به میزان شگفت انگیزی آدم احمق تولید می کند. آدم هر قدر خرف تر باشد بیشتر آرزوی تولید مثل کردن دارد. آدم های بهتر حداکثر یک بچه درست می کنند و بهترینشان به این نتیجه می رسند که اصلا تولید مثل نکنند. این فاجعه است...

#مهمانی_خداحافظی
#میلان_کوندرا
Diamond @Diiaazepam
صبح است
گنجشک محض می خواند
پاییز روی وحدت دیوار
اوراق می شود ....
.
#سهراب_سپهرى
.
.
Nemo @Diiaazepam
Forwarded from Diazepam
(www.MyYazd-Music11.com)
Farhad Mehrdad (www.MyYazd-Music11.com)
فرهاد
هفته خاکستری

Schindler @Diiaazepam