Forwarded from Diazepam
Forwarded from Diazepam
• برای معرفی نصرت رحمانی شاید این جمله احمد شاملو کافی باشد.((در بین همه ی ما نصرت شاعر تر است،ما ابتدا زندگی میکنیم بعد شعر میسرایم اما نصرت ابتدا شعر میگوید بعد زندگی میکند.)) یا طاهباز در وصف نصرت میگفت((سردار شعر معاصر)) .در معرفی این شاعر معترض بر هر چیز مستقر این شاعر سیاه و نا امید با انبوهی از اتوپیاهای منفی شاعر شکست هاو شاعر عصیانگر چه میتوان نوشت؟ شاعری که هدایت او را به ادبیات هل داد و نیما به او فرم را اموزش داد .شاعری همیشه جوان و معتقد که اگر شاعر پیر شود سیر سقوطی خودش را طی میکند.شاعری که شب ها یا در خیابان های پایین شهر قدم میزد یا در کافه ها برای مردمان شعر میخواندشاعر همان قشر های پایین که دعوا میکردند و چاقو میکشیدند و در فقر زندگی میکردند.او از جمله شاخص ترین شاعران نسل پس از نیماست که شعر هایش هم در عوام مقبولیت داشت و هم در خواص.او از محدود مبارزانی ست که با هیولا جنگید و به هیولا تبدیل نشد.
نصرت رحمانی پدیده ای فراتر از شعرش بود اگر بسیاری از شاعران ما در شعرشان آوانگاردتر و پیش بینی ناپذیرتر از زندگی روزمره شان بوده اند, رحمانی گاهی حتی از دیوارهای بلند شعرش عبور می کرد و زندگی نامتعارف تری را پی می گرفت. اگر فروغ فرخزاد را برای عرضه زنانگی در شعرش شاعری جسور می دانیم نصرت رحمانی شاعری بود که تمام زوایای زندگی اش را در شعرش می ریخت. آن بند از شعر او که از زبان مادرش می گوید؛ «نصرت شنیده ام تریاک می کشی؟))
از اثار این شاعر نا امید و سیاه میتوان به : کوچ ۱۳۳۳،• کویر ۱۳۳۴،• ترمه ۱۳۳۴،• میعاد در لجن ۱۳۳۶،• حریق باد ۱۳۴۹،درو،• شمشیر معشوقه قلم،• پیاله دور دگر زد،• در جنگ باد
نصرت را نباید خواند باید با او زندگی کرد با او قدم زد و با انتحار های او مرد
#معرفی
#نصرت_رحمانی
Schindler @Diiaazepam
نصرت رحمانی پدیده ای فراتر از شعرش بود اگر بسیاری از شاعران ما در شعرشان آوانگاردتر و پیش بینی ناپذیرتر از زندگی روزمره شان بوده اند, رحمانی گاهی حتی از دیوارهای بلند شعرش عبور می کرد و زندگی نامتعارف تری را پی می گرفت. اگر فروغ فرخزاد را برای عرضه زنانگی در شعرش شاعری جسور می دانیم نصرت رحمانی شاعری بود که تمام زوایای زندگی اش را در شعرش می ریخت. آن بند از شعر او که از زبان مادرش می گوید؛ «نصرت شنیده ام تریاک می کشی؟))
از اثار این شاعر نا امید و سیاه میتوان به : کوچ ۱۳۳۳،• کویر ۱۳۳۴،• ترمه ۱۳۳۴،• میعاد در لجن ۱۳۳۶،• حریق باد ۱۳۴۹،درو،• شمشیر معشوقه قلم،• پیاله دور دگر زد،• در جنگ باد
نصرت را نباید خواند باید با او زندگی کرد با او قدم زد و با انتحار های او مرد
#معرفی
#نصرت_رحمانی
Schindler @Diiaazepam
Forwarded from Diazepam
گوشه ای از صحبت های نصرت رحمانی:
متولد شدن هر شاعری به معنی دوباره نگریسته شدن به جهان است.
سالیان گذشته به من این فرصت را داد که با فراغت در انزوای خود اشتباهات ناگزیر گذشته را جمع بندی کنم و جمع هستی را بر نیستی بزنم، با حافظه پریش خود بستیزم، شاید بتوانم از چنگ جنونی که نامش شعر است خود را برهانم. پس در چند کلمه می توان گفت: می اندیشم، می خوانم و گاه گاه، با قلم قرطاس بازی می کنم. روی هم رفته اگر نام این کارها زندگی باشد، زندگی می کنم. به خزان زندگی، به پیری زود رس، به خاطرات گذشته، و به مرگ رهایی بخش می اندیشم. «سیسرون» در کتاب «عیش پیری» معتقد است که: «دوران پیری از ایام جوانی بسیار زیبا تر و آرام بخش تر است. چرا که امیال سرکش هوس ها و عصیان های جوانی به اعتدال می گراید.» این نظریه البته در مورد «سیسرون» ادیب و دیپلمات صحت دارد. اما یک شاعر در اوج جوانی پیر می شود. شاعر پیر، جایی در جدول زندگی ندارد. باید همواره جوان باشد و این در توان هرکس نیست. من به سهم خود اعتراف می کنم که هر چه فاصله ام از جوانی بیشتر می شود، زمان هم به سرعت خود می افزاید. زمان به سرعت در گذر است و من همچنان که بی توشه ی ره، پا به جهان نهادم، به همان صورت عازم دیار مرگ می شوم.
هرچه به دستم می رسد، با ولع می خوانم: رمان، فلسفه، شعر، گاهی هم خوانده شده ها را دوره می کنم. اخیراً بار دیگر آثار داستایوسکی را خواندم. آنقدر نکته های تازه در آن یافتم که قبلاً متوجه نشده بودم. من در گذشته از کنار خیلی چیزهای مهم بی اعتنا گذر کردم. آنها را دیده ولی در حقیقت ندیدم. در مورد نوشتن باید اعتراف کنم، نوعی بیماری بی درمان است که رهایم نمی کند. بی شک اوضاع و حالی که من دارم، نامش جنون است. جواب یک نامه را قادر نیستم به موقع بنویسم. آن گاه حاشیه ی کتاب هایی را که می خوانم از نوشته سیاه می کنم.
#معرفی
#نصرت_رحمانی
Schindler @Diiaazepam
متولد شدن هر شاعری به معنی دوباره نگریسته شدن به جهان است.
سالیان گذشته به من این فرصت را داد که با فراغت در انزوای خود اشتباهات ناگزیر گذشته را جمع بندی کنم و جمع هستی را بر نیستی بزنم، با حافظه پریش خود بستیزم، شاید بتوانم از چنگ جنونی که نامش شعر است خود را برهانم. پس در چند کلمه می توان گفت: می اندیشم، می خوانم و گاه گاه، با قلم قرطاس بازی می کنم. روی هم رفته اگر نام این کارها زندگی باشد، زندگی می کنم. به خزان زندگی، به پیری زود رس، به خاطرات گذشته، و به مرگ رهایی بخش می اندیشم. «سیسرون» در کتاب «عیش پیری» معتقد است که: «دوران پیری از ایام جوانی بسیار زیبا تر و آرام بخش تر است. چرا که امیال سرکش هوس ها و عصیان های جوانی به اعتدال می گراید.» این نظریه البته در مورد «سیسرون» ادیب و دیپلمات صحت دارد. اما یک شاعر در اوج جوانی پیر می شود. شاعر پیر، جایی در جدول زندگی ندارد. باید همواره جوان باشد و این در توان هرکس نیست. من به سهم خود اعتراف می کنم که هر چه فاصله ام از جوانی بیشتر می شود، زمان هم به سرعت خود می افزاید. زمان به سرعت در گذر است و من همچنان که بی توشه ی ره، پا به جهان نهادم، به همان صورت عازم دیار مرگ می شوم.
هرچه به دستم می رسد، با ولع می خوانم: رمان، فلسفه، شعر، گاهی هم خوانده شده ها را دوره می کنم. اخیراً بار دیگر آثار داستایوسکی را خواندم. آنقدر نکته های تازه در آن یافتم که قبلاً متوجه نشده بودم. من در گذشته از کنار خیلی چیزهای مهم بی اعتنا گذر کردم. آنها را دیده ولی در حقیقت ندیدم. در مورد نوشتن باید اعتراف کنم، نوعی بیماری بی درمان است که رهایم نمی کند. بی شک اوضاع و حالی که من دارم، نامش جنون است. جواب یک نامه را قادر نیستم به موقع بنویسم. آن گاه حاشیه ی کتاب هایی را که می خوانم از نوشته سیاه می کنم.
#معرفی
#نصرت_رحمانی
Schindler @Diiaazepam
آه اینگونه گر بوزد باد تا پگاه
اینگونه گر ببارد باران
فردا از شکوفه های سپید به
در روی شاخه ها خبری هست ؟
آری ... هست
نه ... نیست
مرا چه باک ز بارانی
که گیسوان تو چتری گشوده اند
#نصرت_رحمانی
Schindler @Diiaazepam
اینگونه گر ببارد باران
فردا از شکوفه های سپید به
در روی شاخه ها خبری هست ؟
آری ... هست
نه ... نیست
مرا چه باک ز بارانی
که گیسوان تو چتری گشوده اند
#نصرت_رحمانی
Schindler @Diiaazepam
ما اینجاییم که آبجو بنوشیم
جنگ را تمام کنیم
و به نابرابریها بخندیم
و آنقدر خوب زندگی کنیم
که مرگ از گرفتن جانمان بر خود بلرزد
#چارلز_بوکفسکی
Nemo @Diiaazepam
جنگ را تمام کنیم
و به نابرابریها بخندیم
و آنقدر خوب زندگی کنیم
که مرگ از گرفتن جانمان بر خود بلرزد
#چارلز_بوکفسکی
Nemo @Diiaazepam
دو نفر توی جنگل بودن که به یه خرس برخوردن. نفر اول زانو زد تا دعا کنه. نفر دوم شروع کرد به بستن بند کفشش. نفر اول از دومی پرسید، دوست عزیزم داری چی کار میکنی؟ تو نمیتونی از خرس جلو بزنی. و دومی جواب داد، لازم نیست از خرس جلو بزنم، کافیه که از تو جلو بزنم!
"بازی تقليد (The Imitation Game) مورتن تیلدوم"
#فیلم
📷 goo.gl/1F36Cs
Nemo @Diiaazepam
"بازی تقليد (The Imitation Game) مورتن تیلدوم"
#فیلم
📷 goo.gl/1F36Cs
Nemo @Diiaazepam
جهنم، یعنی دیگران.
(ژان پل سارتر / نمایشنامه خلوتکده)
تصویر: نقاشی خیابانی بر دیواری در اسپانیا. با عنوان: Bad tongues ، اثر Sokram
Nemo @Diiaazepam
(ژان پل سارتر / نمایشنامه خلوتکده)
تصویر: نقاشی خیابانی بر دیواری در اسپانیا. با عنوان: Bad tongues ، اثر Sokram
Nemo @Diiaazepam
Diazepam
جهنم، یعنی دیگران. (ژان پل سارتر / نمایشنامه خلوتکده) تصویر: نقاشی خیابانی بر دیواری در اسپانیا. با عنوان: Bad tongues ، اثر Sokram Nemo @Diiaazepam
👆👆👆👆 #سارتر در مصاحبه ای درباره ی جمله ی بالا میگوید:
این "جهنم، یعنی دیگران" را همواره غلط فهمیده اند. منظور من این نیست که رابطه ی ما با دیگران همیشه مسموم است، بلکه می خواهم بگویم ما معمولا برای شناخت خود، بر اساس داوری دیگران درباره ی خودمان رفتار میکنیم. ما با همان متر و معیاری دربارۀ خودمان داوری می کنیم که دیگران آن را به ما داده اند تا درباره ی خویش به قضاوت بنشینیم. هرچه که دربارۀ خودم بگویم، همیشه داوری دیگران در آن نقش دارد. هرچه که در درونم احساس می کنم، داوری دیگران در آن نقش دارد. وقتی کسی خود را دربست در اختیار وابستگی به دیگران قرار داد، دیگر واقعاً در جهنم است. در این دنیا انبوهی از انسانها وجود دارند که در جهنم بسر می برند زیرا سخت وابسته به آن چیزی هستند که دیگران درباره شان می گویند.
Nemo @Diiaazepam
این "جهنم، یعنی دیگران" را همواره غلط فهمیده اند. منظور من این نیست که رابطه ی ما با دیگران همیشه مسموم است، بلکه می خواهم بگویم ما معمولا برای شناخت خود، بر اساس داوری دیگران درباره ی خودمان رفتار میکنیم. ما با همان متر و معیاری دربارۀ خودمان داوری می کنیم که دیگران آن را به ما داده اند تا درباره ی خویش به قضاوت بنشینیم. هرچه که دربارۀ خودم بگویم، همیشه داوری دیگران در آن نقش دارد. هرچه که در درونم احساس می کنم، داوری دیگران در آن نقش دارد. وقتی کسی خود را دربست در اختیار وابستگی به دیگران قرار داد، دیگر واقعاً در جهنم است. در این دنیا انبوهی از انسانها وجود دارند که در جهنم بسر می برند زیرا سخت وابسته به آن چیزی هستند که دیگران درباره شان می گویند.
Nemo @Diiaazepam
آیا بهتر نبود که میرفت و در قبرِ خود میخوابید و میگذاشت رویش خاک بریزند..
بدون وحشت، از خدا میپرسید که
آیا واقعاً خیال میکند مخلوقاتش از آهن درست شدهاند که بتوانند این همه درد و بدبختی را تاب بیاورند؟..
صد سال تنهایی
#گابریل_گارسیا_مارکز
Diamond @Diiaazepam
بدون وحشت، از خدا میپرسید که
آیا واقعاً خیال میکند مخلوقاتش از آهن درست شدهاند که بتوانند این همه درد و بدبختی را تاب بیاورند؟..
صد سال تنهایی
#گابریل_گارسیا_مارکز
Diamond @Diiaazepam
جنگ را اگر با معیارهای جنگ پیشین بسنجیم، مکر و فریبی بیش نیست. به جنگ میان پستاندارانی می ماند که شاخهایشان در چنان زاویه ای قرار گرفته که از مجروح ساختن یکدیگر عاجزند. چنین جنگی، به رغم غیرواقعی بودن بیمعنا نیست. مازاد کالای مصرفی را میبلعد، و جو ذهنی ویژه ای را که جامعهی طبقاتی نیازمند آن است، تامین میکند. روشن خواهد شد که جنگ کنونی یک امر داخلی محض است.
۱۹۸۴ | جرج ارول | ترجمهی صالح
حسينى
Nemo @Diiaazepam
۱۹۸۴ | جرج ارول | ترجمهی صالح
حسينى
Nemo @Diiaazepam
- پول خوشبختی نمیاره...
+ معلومه که میاره؛
این یه دروغه که ما به افراد فقیر میگیم تا اونارو از شورش کردن دور نگه داریم!!
Desperate Housewives
Nemo @Diiaazepam
+ معلومه که میاره؛
این یه دروغه که ما به افراد فقیر میگیم تا اونارو از شورش کردن دور نگه داریم!!
Desperate Housewives
Nemo @Diiaazepam
پرسید چگونه ای؟
گفت: چگونه باشد حال قومی که در دریا باشند و کشتی بشکند و هر یک بر تخته ای بمانند؟
گفتند: صعب باشد.
گفت: حال من هم چنین است.
تذکره الاولیاء
#عطار_نیشابوری
Diamond @Diiaazepam
گفت: چگونه باشد حال قومی که در دریا باشند و کشتی بشکند و هر یک بر تخته ای بمانند؟
گفتند: صعب باشد.
گفت: حال من هم چنین است.
تذکره الاولیاء
#عطار_نیشابوری
Diamond @Diiaazepam
هر چند احمقانه، ولی بخشی از وجودم
از این حقیقت به درد آمده بود؛
چرا ما آدم ها همیشه به محبت کسی که بیشتر از همه ما را نادیده می گیرد محتاج تریم؟
دوست داشتنِ آقای دنیلز
#بریتنی_سی_چری
Diamond @Diiaazepam
از این حقیقت به درد آمده بود؛
چرا ما آدم ها همیشه به محبت کسی که بیشتر از همه ما را نادیده می گیرد محتاج تریم؟
دوست داشتنِ آقای دنیلز
#بریتنی_سی_چری
Diamond @Diiaazepam
این منصفانه نیست
که تنها یک دقیقه
برای گند زدن به
کُلِ زندگی کافی باشد...
مردههای بی کفن و دفن
#ژان_پل_سارتر
Diamond @Diiaazepam
که تنها یک دقیقه
برای گند زدن به
کُلِ زندگی کافی باشد...
مردههای بی کفن و دفن
#ژان_پل_سارتر
Diamond @Diiaazepam
دود می خیزد ز خلوتگاه من
کس خبر کی یابد از ویرانه ام؟
با درون سوخته دارم سخن
کی به پایان می رسد افسانه ام؟
#سهراب_سپهری
Schindler @Diiaazepam
کس خبر کی یابد از ویرانه ام؟
با درون سوخته دارم سخن
کی به پایان می رسد افسانه ام؟
#سهراب_سپهری
Schindler @Diiaazepam
شب اگر باشد و
مِی باشد و
من باشم و تو
به دو عالم ندهم
گوشه تنهایی را...
حسین منزوی
Schindler @Diiaazepam
مِی باشد و
من باشم و تو
به دو عالم ندهم
گوشه تنهایی را...
حسین منزوی
Schindler @Diiaazepam
امن ترین گاو صندوق در دیار جاهلان کتاب است.
چون هیچگاه لای آن را باز نمی کنند!
۲۴آبان ، روز کتاب و کتابخوانی !
Nemo @Diiaazepam
چون هیچگاه لای آن را باز نمی کنند!
۲۴آبان ، روز کتاب و کتابخوانی !
Nemo @Diiaazepam