Diazepam
78 subscribers
2.42K photos
56 videos
47 files
104 links
تنها راه نجات آگاهي است🕊
با شعر📝، با كتاب📕، موسيقي🎵، با فيلم📽، با ما با ديازپام💊 قدم بزنيد...
Download Telegram
ما می‌توانیم خیلی چیزها را به آدم‌های اطرافمان هدیه کنیم، مثل عشق، لذت و محبت.
اما لیاقت داشتنشان را نمی‌توانیم به آن‌ها بدهیم.




👤 ماشادو د اسیس

Nemo @Diiaazepam
Forwarded from Diazepam
انقلاب

در طول دو یا سه قرن گذشته انقلاب ها برخی از بزرگترین تغییرات اجتماعی را در تاریخ جهان پدید آورده اند.انقلاب های آمریکا و فرانسه،به ترتیب در سال های 1776 و 1789 مهم ترین انقلاب های قرن هجدهم بودند.برخی از اندیشه های رهبران آنها بعد ها تاثیر زیادی بر جا گذاشتند.مفاهیم آزادی،شهروندی و برابری که این دو انقلاب به خاطر آنها نبرد میکردند به صورت اساسی ترین ارزش های سیاسی مدرن در آمده اند.اعلام این ارزش ها به عنوان هدف و این فرض که با بسیج توده ای میتوان آنها را تحقق بخشید.یک نوآوری ژرف تاریخی بود.در دوران های پیشین،تنها آرمانگراترین خیال بافان جرات کرده بودند اظهار کنند که انسان ها میتوانند نظمی اجتماعی ایجاد کنند که مشارکت سیاسی در آن برای هر کسی آزاد باشد.
اصطلاح انقلاب به معنای امروزی آن تقریبا همزمان با اصطلاح دموکراسی متداول گردید.کاربرد این واژه هنگامی فراگیر شد که موفقیت مبارزان آمریکایی وفرانسوی روشن ساخت که چنین تازه در جهان پدید آمده است.در آن زمان ،انقلاب هنوز متاثر از معنای پیشین خود بود که عبارت بود از حرکت در یک دایره.رهبران انقلابی امریکا و فرانسه در واقع بر این باور بودند که به نظم طبیعی امور بر میگردند.آنها اعلام کردند که انسان ها ازاد و برابر متولد شده اند،اما در حکومت شاهان و سایر مقامات خود برگمارده ستم دیده اند:انقلاب وسیله بازگرداندن وضعیت سعادتمندانه طبیعی آنهاست.بنابراین،از بعضی جهات ماهیت حقیقتا تازه انقلاب های آمریکا و فرانسه حتی برای کسانی که بزرگترین نقش را در پدید آوردن آنها بازی کرده بودند آشکار نبود.
هنگامی که پیش از پیش آشکار گردید که دست کم بعضی از تغییرات حاصله دایمی است،و هنگامی که آرمانهایی که انقلابیون به خاطر آنها نبرد کرده بودند نقوذ بیشتری یافت.انقلاب به گونه ای افزاینده به عمل توده ای که به منظور بازسازی اجتماعی بنیادی صورت میگیرد اطلاق گردید.اگرچه بعضی انقلاب ها از آن زمان به بعد با هدف احیای گذشته برانگیخته شده اند،مفهوم انقلاب غالبا با پیشرفت در ارتباط بوده و نشان دهنده گسستن از گذشته به منظور برقراری نظمی نو برای آینده بوده است.

#جامعه_شناسي
#انتوني_گيدنز
#انقلاب

Schindler @Diiaazepam
Forwarded from Diazepam
تعریف انقلاب
نخست لازم است مفهوم انقلاب را تا آنجا که ممکن است دقیقا تعریف کنیم.کاربردهای معمولی این اصطلاح تا اندازه زیادی با یکدیگر فرق میکنند. برای مثال ،کودتا که صرفا شامل جانشینی یک دسته از رهبران با رهبران دیگر بدون هیچ گونه تغییر در نهاد های سیاسی و نظام کلی اقتدار است، از لحاظ جامعه شناسی انقلاب نیست.برای اینکه مجموعه ای از رویدادها یک انقلاب را تشکیل دهند باید دارای چند ویژگی باشند.
1-رویدادهایی انقلاب به شمار می آیند که متضمن یک جنبش اجتماعی توده ای باشند. این شرط مواردی را که حزبی از طریق فرایندهای انتخاباتی به قدرت می رسد،یا گروه کوچکی ،مانند رهبران ارتش ،قدرت را تصرف میکنند،مستثنی میکند.
2-انقلاب به فرایندهای عمده اصلاح یا دگرگونی می انجامد . جان دان ياد آور گردیده است که کسانی که قدرت را تصاحب میکنند باید به طور قطع بیشتر از آنهایی که سرنگون شده اند توانایی حکومت بر جامعه ای را داشته باشند که کنترل آن را به دست میگیرند،رهبری باید حداقل توانایی دستیابی به بعضی از هدفهایش را داشته باشد.در جامعه ای که یک جنبش در به دست آوردن زمام رسمی قدرت موفق میشود،اما نمیتواند به طور موثر حکومت کند،نمیتوان گفت که انقلابی رخ داده است . چنین جامعه ای بیشتر احتمال دارد که جامعه ای دستخوش آشوب و هرج و مرج ،یا در خطر فروپاشی باشد.
3- انقلاب متضمن تهدید یا کاربرد خشونت از جانب کسانی است که در جنبش توده ای شرکت می کنند.انقلابها تغییرات سیاسی ای هستند که در برابر مقاومت مقامات نظام پیشین به وجود می آیند که حاظر نیستند بدون تهدید به استفاده از وسایل خشن یا کاربرد واقعی این وسایل از قدرتشان صرف نظر کنند.
اگر این سه معیار را با یکدیگر جمع کنیم می توانیم انقلاب را به این صورت تعریف کنیم : انقلاب عبارت است از تصرف قدرت دولتی از طریق وسایل خشن به وسیله رهبران یک جنبش توده ای ، به منظور استفاده بعدی از آن برای ایجاد اصلاحات عمده اجتماعی.
انقلاب با شورش مسلحانه تفاوت دارد که متضمن تهدید به خشونت یا استفاده از آن است ، اما به تغییرات قابل توجهی منجر نمیگردد. تاحدود سیصد سال پیش از این ،اکثریت قیامها شورش بودند نه انقلاب.برای مثال ، در اروپای قرون وسطی سرفها یا دهقانان گاهی به اعتراض علیه سیاستهای اربابان خود قیام میکردند.اما هدف آنها تقریبا همیشه تامین رفتار مساعدتر از جانب اربابان، یا جانشین کردن فردی بسیار مستبد با فردی کمتر خشن بود. اقدام برای تغییر ریشه ای ساخت سیاسی جامعه عملا مفهومی ناشناخته بود.

#جامعه_شناسي
#انتوني_گيدنز
#انقلاب

Schindler @Diiaazepam
Forwarded from Diazepam
انقلاب روسیه

پیش از 1917،روسیه از نظر اقتصادی کشوری عقب مانده بود که تزار ها امپراتور ها یا شاهان مستبدانه بر آن حکومت میکردند.بیشتر جمعیت آن روستایی و فقیر بودند و رژیم تزاری عمدتا نظامی استبدادی بود که از پلیس مخفی و خبر چینان برای کنترل و سرکوب ناراضیان استفاده فراوان میکرد:نظام سرفی تا بعد از 1760 ئر ر.سیه ملغی نگردید. تصمیم حکومت برای ازاد کردن سرفها بخشی از تلاش در جهن نوسازی جامعه بود که دیگر نمیتوانست از نر نظامی با قردت های برجسته اروپایی رفابت کند.در روسیه در جنگ کریمه در سال های 1855-1854 بازنده شد و در جنگ با ژاپنیهای در سال 1905 نیز شکست خورد.تا اندازه زیادی در واکنش نسبت به این شکستها ،برنامه های سرمایه گذاری در توسعه صنعتی،شامل احداث بسیاری از راه های جدید و راه آهن،آغاز گردید.اگر چه تا حدی موفقیت اقتصادی به دست آمد،اما حکومت تزاری سنت گراتز از آن بود که با اصلاحات اجتماعی کاملی در کشور های اروپایی انجام میشد،موافقت کند.
روسیه در سال 1905 جامعه ای دستخوش تنش قابل ملاحظه ای بود.فراند سریع صنعتی شدن،طبقه کارگر روبه رشدی را ایجاد کرده بود،که شرایط زندگی آنگاه به اندازه شرابط زندگی اگثر دهقانان رقت انگیز بود.کارگران صنعتی که اجازه تشکل در اتحاده های کارگری موثر را نداشته و کاملا از نفوذ سیاسی برکنار مانده بودند به طور فزاینده ای با حکومت مخالف شدند.خصومت فزاینده ای به خصوص با تزار ها برای مدتی به مراتب طولانی تر در میان برخی از دهقانان وجود داشت.در طی جنگ روسیه و ژاپن در سال 1905 شورشی توسط کارگران کارخانه ها و افراد نیروهای مسلح که از نحوه پیشرفت جنگ سرخورده شده بودند بر پا گردید.این شورش تنها به این علت آرام گردید که حکومت سریعا با ژاپن پیمان صلح امضا کرد،سربازان ناراضی را تحت انظباط در آورد و آنها را بازگرداند تا شروشیان را سرکوب کنند.تزار، نیکلای دوم،اصلاحاتی چند مانند تاسیس یک مجلس نمایندگان انجام داد،اما به محض این که احساس کرد قدرتش دوبراه مستحکم گردیده است،همه آنها را لغو کرد.
بین سالهای 1905 و 1917 نارضایتی قابل ملاحظه ای در بین کارگران صنعتی و دهقانان وجود داشت که منجر به اعتصابات متعددی گردید.بعضی از این اعتصاب ها توسط بلشویک ها رهبری میگردید که یکی از چند حزبی بودند که به سوسیالیسم یا مارکسیست اعلام وفاداری میکردند.نفوذ این گونه احزاب در سال های نخستین جنگ جهانی اول افزایش یافت.در این جنگ روسیه بار دیگر با وضع نامطلوبی روبه رو گردید و به علت تعداد بسیاری زیاری افرادی که در آن درگیر بودند،پیامدهایی بسیار ناگوار از جنگ های پیشین داشت.روسیه پانزده میلبیون سرباز در لشکر های خود داشت،اما نمیتوالسن به خوبی آنها را تجهیز کند تا آلمان ها را شکست بودهند.چندین میلیون نفر کشته،زخمی یا اسیر گردیدند و شمار زیادی افسران کشته شدند.

#انتوني_گيدنز
#جامعه_شناسي
#انقلاب

Schindler @Diiaazepam
Forwarded from Diazepam
کمبود مواد غذایی و سوخت نارضایتی قابل ملاحظه ای در بین شهروندان ایجاد کرد زیرا بیشتر منابع بع فعالیت های جنگی اختصاص داده شده بود.گروه های ثروتمند و فقیر،قاطعانه با حکومت به مخالفت برخاستند.تزار که برای خود حق حکومت مطلق قائل بود و به وسیله مشاور عجیب خود راستپوتین هدایت میشد،پیش از پیش از گروه های دیگر در کشور جدا گردید.در ماه مارس سال 1917،کارگران و سربازان در پتروگراد یک رشته اعتصابات و آشوبهایی را آغاز کردند که به سرعت در سراسر مرز روسیه گسترش یافت.تزار مجبور به کناره گیری گردید و یک جکومت جدید موقت تاسیس شد.
ارتش،در عین حال کم و بیش فرو پاشیده بود و بیشتر سربازان به روستاها،شهرک ها و شهر های خود روانه میگشتند و دهقانان به زور شروع به گرفتن زمین از مالکان بزرگ کردند و حکومت موقت نمی توانست از ادامه نا آرامی و خشونت در میان کارگران و سربازان ترخحیص شده جلوگیری کند.لنین،رهبر بلشویک ها تصمیم گرفت قدرت را تصرف کند و شعار خود یعنی نان و صلح،زمین و صلح را مطرح کرد.در اکتبر1917 بلشویک ها حکومت موقت را برکنار کردند.حکومت جدید شوروی نیروی مسلح را در ارتش سرح جدید از نو سازمان داد و بسیح کرد،و بعد از پیروز آمدن از یک دوره جنگ شدید داخلی ،شروع به اجرای تغییرات اجتماعی بنیادی کرد.به این ترتیب شالوده آنچه اکنون دومین قدرت بزرگ صنعتی و نظامی در جهان گردیده است نهاده شد.
انقلاب روسیه از بعضی جهات بی نظیر بود.شورشهایی که در آغاز رژیم تزاری را تجلیل برد نسبت به شورش هایی که در اکثر انقلاب های دیگر این قرن رخ داد خودجوش تر بوده و در مقایس بزرگتری روی داد.در آغاز سال 1917،حتی بلشویک ها پیش بینی نمیکردند که انقلابی موفقیت آمیز در متی چنین کوتاه پدید آید.با وجود این ؛تجربه روسیه چیز های بسیاری در باره انقلاب های امروزی به ما می آموزد.

1.بسیاری از انقلاب ها در زمینه یک جنگ رخ داده اند. جنگ طولانی بر نهادیهای پذیرفته شده فشار وارد میکند و ،چنانچه با ناشایستگی اداره شود،احتمال دارد به کاهش شدید میزان حمایت از حکومت منجر شودونارضایتی در نیرو های مسلح ابزار عمده یک رژیم را برای سرکوب کسانی که با آن مخالفت میکنند از او میگیرد.
2.دهقانان نقش مهمی ایفا کردند. پیش از انلاب روسیه بسیاری افراد از جمله لنین دهقانان را تقریبا نیرویی کاملا محافظه کار می پنداشتند که به شیوه های زندگی سنتی پایبند بوده و ممکن نیست به هیچ جنبشی برای دگرگونی اجتماعی انقلابی بپیوندند.نادرست بودن این فرض نشان داده شد:در واقع اکثریت انقلاب های قرن بیشین،دهقانان مستقیما شرکت داشته اند.

#جامعه_شناسي
#انتوني_گيدنز
#انقلاب

Schindler @Diiaazepam
Forwarded from Diazepam
نتایج دراز مدت انقلاب

میتوانیم ارزیابی تاثیر دراز مدت انقلاب را با مقایسه جوامعی آغاز کنیم که شبیه یکدیگرند با این تفاوت که بعضی از آنها انقلاب را تجربه کرده حال انکه دیگران فاقد چنین تجربه ای بوده اند.برای مثال ، میتوانیم توسعه چین را در طول چهل سال گذشته با هند مقایسه کنیم. هر دو کشور تقریبا در یک زمان ،اندکی پس از جنگ جهانی دوم، از زیر نفوذ مستقیم غرب خارج شدند،اما در حالی که چین انقلاب را تجربه کرد، هند چنین تجربه ای نداشت. در هند اگر چه جنبشهای نیرومند اعتراض علیه حکومت انگلستان آشفتگیهای بسیاری اینجا کرد،اما انگلیسیها بدون آنکه در طی یک فرایند انقلابی سرنگون شوند ،عقب نشینی کردند.
راههای توسعه ای که این دو جامعه از دهه 1940 به بعد در پیش گرفته اند به طور قابل ملاحظه متفاوت است.در چین ،حزب کمونیست دستگاه حکومتی متمرکز و نیرومندی را به وجود آورد و سانسور شدیدی بر مطبوعات و رسانه های دیگر تحمیل کرد. برعکس،هند دارای پارلمانی مطابق مدل غربی با انتخابات چند حزبی است.میزان آزادی سیاسی در چین، برحسب گوناگونی عقایدی که علنا میتوانند بیان گردند و انواع سازمان سیاسی که قانونا می تواند تشکیل شود،بسیار کمتر از هند است.از سوی دیگر ،پیشرفت چین در زمینه کاهش فقر شدید، از میان بردن فساد اداری و فراهم کردن تسهیلات بهداشتی،درمانی و رفاهی به مراتب بیشتر بوده و سطح سواد در چین بسیار بالاتر از هند است.با در نظر گرفتن خشونت فراوان سالهای قبل از انقلاب،ویژگی برجسته دوره حاکمیت کمونیستی در چین فقدان نسبی سرکوب خشن توسط دولت بوده است. کشتارها یا بازداشتهای جمعی مانند آنچه در دوره استالینی در شوروی به چشم می خورد در چین کمتر وجود داشته است.
برآورد ها در مورد توسعه اقتصادی چین متفاوت است،اما عموما اعتقاد براین است که نرخ رشد در چین طی پانزده سال بعد ازانقلاب بالا بوده است.بسیار بالاتر از نرخ رشد در هند.طی این دوره و سالهای بعد از آن نرخ رشد همواره بسیار جلوتر از افزایش جمعیت بوده است.بازم هم، برخلاف هند اصلاحات ارضی چین نیز بسیار موفقیت آمیزتر بود،قدرت ملاکان ثروتمند در هم شکسته شد و اراضی مجدادا در میان دهقانان فقیر توزیع شد.
هند یا چین هیچ کدام یک فرایند با ثبات توسعه را تجربه نکرده است. درهند حکومت مرکزی تلاش کرده است در کشوری که اخلافات منطقه ای قابل ملاحظه است کنترل برقرار کند. بین سالهای 1966 و 1968 انقلاب فرهنگی چین را دستخوش آشوب کرد. طی این دوره میلیونها نفر از مردم که اکثرا جوانان بودند در صدد برآمدند تا بار دیگر ارزشهای پرولتری را بر متخصصان و مدیران و مقامات حزبی که به گمان آنها آموزشهای انقلاب را نادیده میگرفتند تحمیل کنند. امروز این فرایند با فرایندی که از مکانیسمهای سرمایه داری انگیزه شخصی و سود را به منظور بهبود کارآیی تولید کشاورزی و صنعتی مورد تاکید قرارمیدهد.
#جامعه_شناسی
#آنتونی_گیدنز
#انقلاب
schindler @Diiaazepam
Forwarded from Diazepam
نتایج کوتاه مدت انقلاب
به دنبال بسیاری از انقلابها یک دوره جنگ داخلی پدید می آید، که طی آن رژیم تازه باید گروههای مخالف را شکست دهد.انقلابها معمولا در شرایطی رخ می دهد که در آن اقتدار حکومت قبلی به طور اساسی تحلیل رفته است و جنبشهای مختلفی برای جانشینی آن با یکدیگر رقابت میکنند.برخی از آنها ممکن است از نظر نظامی به اندازه کافی نیرومند باشند و به مبارزه بر ضد حکومت جدید ادامه دهند،یا از کشورهای دیگری که از هدف آنها حمایت می کنند کمک مالی دریافت کنند. در انقلابهای روسیه،چین و کوبا چنین حالتی وجود داشت،اگر چه میزان مخالفتی که هر یک از این انقلابها با آن مواجه گردیدند متفاوت بود_روسیه عملا مورد تهاجم نیروهایی قرار گرفت که توسط دولتهای غربی برای کمک به نیروهای وفادار به رژیم پیشین فرستاده شده بودند.
انقلابها به نام آزادی صورت می گیرند، اما اغلب به دنبال آنها یک دوره سرکوب شدید اجتماعی به وجود می آید.در انقلاب آمریکا چنین نشد و استثنائات دیگری نیز وجود دارد.برای مثال، در کوبا، اگر چه برخی از ثروتمندان از کشور گریختند،حبس و کشتار خودسرانه توسط مقامات حکومتی جدید کمتر وجود داشت. اما در موارد بیشتری به دنبال انقلابها دوره های حبس و اعدامهای گسترده خودسرانه و سانسور شدید آمده است.بعضی از انقلابها خشونت زیادی در پی داشته اند. اصطلاح وحشت انقلابی که اولین بار برای توصیف پیامد انقلاب 1789 فرانسه به کار رفت به معنای استفاده منظم از خشونت برای تحمیل اطاعت نسبت به مقامات حاکم جدید است . تعداد زیادی از افرادی که پشتیبانان رژیم پیشین یا دشمنان انقلاب دانسته می شدند،تحت پیگرد قرار گرفته و در برابر عموم اعدام شدند.
این گونه حوادث معمولا چند سال پس از در دست گرفتن قدرت توسط رژیم جدید اتفاق می افتد،و نه بلافاصله پس از پیروزی انقلاب،زیرا معمولا پیش از آنکه حکومت انقلابی دست به اجرای برنامه رادیکال جدید خود بزند یک دوره استقرار وجود دارد. در این مرحله مقامتی که از جانب حامیان رژیم گذشته یا از سوی گروههای ناراضی دیگر صورت می گیرد ممکن است با مخالفت ایجاد شده در نتیجه سیاستهای جدید ترکیب شود. برای مثال، در شوروی، استالین سیاست ایجاد مزارع جمعی را در برابر مقاومت گسترده دهقانان دنبال کرد. دراین فرایند ودر تصفیه های گروهای ناراضی،افراد بسیاری جان خود را از دست دادند یا به اردوهای کار اجباری انتقال یافتند،برآورد گردیده این که 5 درصد جمعیت شوروی طی این دوره بازداشت شدند. اما این حوادث تقریبا یک دهه پس از خود انقلاب روی داد.

#جامعه_شناسي
#انتوني_گيدنز
#انقلاب
Schindler @Diiaazepam
اتوبوسی آمده از تهران
یکی از صندلی‌هایش خالی‌ست
قطاری می‌رود از تبریز
یکی از کوپه‌هایش خالی‌ست
سینماهای شیراز پر از تماشاچی‌ست
که حتماً ردیفی از آن خالی‌ست
انگار یک نفر هست که اصلاً نیست
انگار عده‌ای هستند که نمی‌آیند
شاید کسی در چشم من است
که از چشمم رفته...

بیژن نجدی

@Diiaazepam
هیچ کس یک حکومت دیکتاتوری را برای محافظت از یک انقلاب به وجود نمی آورد؛بلکه انقلاب میکند تا یک حکومت دیکتاتوری درست کند.

#جرج_اورول
1984📚📚

@diiazpam
‏لاشخور
لاشخوری بود که منقار در پاهای من فرو می‌کرد. پیش‌تر چکمه‌ها و جوراب‌هایم را از هم دریده بود و حال به گوشت پاهایم رسیده بود. پس از هر نوک چند بار ناآرام به گرد سرم می‌چرخید و باز کار خود را از سر می‌گرفت. ارباب‌زاده‌ای از کنارم می‌گذشت. زمانی کوتاه به تماشا ایستاد. می‌خواست بداند چرا وجود لاشخور را تحمل می‌کنم. گفتم: «از دستم کاری برنمی‌آید. لاشخور از راه رسید و شروع به نوک زدن کرد. مسلماً کوشیدم او را برانم، حتی خواستم خفه‌اش کنم. اما چنین حیوانی بسیار نیرومند است. می‌خواست به صورتم بپرد. این بود که بهتر دیدم پاهایم را قربانی کنم و حالا پاهایم تقریباً به تمامی از هم دریده شده‌اند.» ‏ارباب‌زاده گفت: «‏از این‌که اجازه می‌دهید این‌طور زجرتان بدهد تعجب می‌کنم. تنها با شلیک یک گلوله کار لاشخور تمام است.» ‏پرسیدم: «‏راستی؟ شما این کار را می‌کنید؟» ارباب‌زاده گفت: «‏با کمال میل. فقط باید به خانه بروم و تفنگم را بیاورم. می‌توانید نیم‌ساعتی منتظر بمانید؟» گفتم: «نمی‌دانم.» و لحظه‌ای از درد به خود پیچیدم. سپس گفتم: «‏خواهش می‌کنم به‌هرحال تلاش‌تان را بکنید.» ‏ارباب‌زاده گفت: «‏بسیار خوب، عجله خواهم کرد.» در طول گفت‌وگو، لاشخور در حالی‌که نگاهش را به تناوب میان من و ارباب‌زاده به این سو آن‌سو می‌چرخاند، گوش ایستاده بوه. دریافتم که همه‌چیز را فهمیده است. به هوا بلند شد، سر را به عقب برد تا هرچه بیش‌تر شتاب بگیرد، سپس منقار خود را مانند نیزه‌اندازی ماهر از دهان تا اعماق وجودم فرو برد. پس افتادم و در عین رهایی احساس کردم که در خونم، خونی که هر ژرفنایی را می‌انباشت و هر ساحلی را در برمی‌گرفت، بی‌هیچ امید نجات غرق شده است.

کافکا
Schindler @Diiaazepam
Forwarded from Diazepam
آزادی هرگز شایعه‌ای نیست که تکذیب شود. آزادی هدف والایی‌ست که برای آن می‌جنگیم و به دستش می‌آوریم. یقین داشته باشید.

احمد شاملو

Schindler @Diiaazepam
Forwarded from Diazepam
در حالی که ما نیز آگاهیم
حتی نفرت از فرودستان هم
چهره را زشت میکند
حتی خشم از ستم نیز
صدا را خشن می سازد
نتوانستیم خود،انسان باشیم...

برتولت برشت

Schindler @Diiaazepam
- اصلاً درک نمی‌کنم مردم چرا ازدواج می‌کنن. مخصوصاً امروزه. به‌نظر منطقی نمیاد.

+ داری جدی می‌گی؟

- آره، واقعاً.

+ اگه اینجوریه پس ما چرا اینجاییم؟ تو چرا اینجایی؟

- بهم گفتن اینجا غذاش حرف نداره! ... نه، نه، اینو شوخی کردم.

- می‌دونی، منظورم اینه که مثلاً آدم میاد یه رستوران و یه زوج رو می‌بینه که کنار هم نشستن و حتی با همدیگه صحبت هم نمی‌کنن. انگار هیچی واسه گفتن ندارن.

+ احتمالاً مجبور نیستن با هم حرف بزنن چون از لحاظ عاطفی به هم متصل هستن.

- یا این‌که فقط از هم خسته شدن.

+ طولانی‌ترین مدت یه رابطه‌ت چقدر بوده؟ دقیق بگو.

- چهار ماه.

+ تو باید دست به‌کار شی. باید دل رو به دریا بزنی.

- اینکارو کردم. واسه چهار ماه!


"شرم (Shame) / استیو مک‌کوئین"
#فیلم
📷 goo.gl/CTQmGG

Nemo @Diiaazepam
در حقیقت زیستن -به خود و دیگران دروغ نگفتن- تنها در صورتی امکان پذیر است که انسان با مردم زندگی نکند. به محض این که بدانیم کسی شاهد کارهای ماست، خواه ناخواه خود را با آن چشمان نظاره گر تطبیق می دهیم و دیگر هیچ یک از کارهای مان صادقانه نیست. با دیگران تماس داشتن و به دیگران اندیشیدن ، در دروغ زیستن است.

بار هستی
میلان کوندرا
Diamond @Diiaazepam
و چه بی‌ذوق
جهانی که مرا
با تو ندید !..

#محمدعلی_بهمنی
Diamond @Diiaazepam
سرگذشت مردانی را شنیده‌ام که سراسرش ماجراست. اگر بخواهم قصه‌ی زندگی‌ام ‌را بنویسم، شاید یک صفحه شود؛ نه... یک پاراگراف خواهد شد. حتی کمتر، زندگی‌ام تنها یک جمله است: «هرگز به دنیا نیامدم.».
#معین_دهاز
بخشی از یک داستان کوتاه
Diamond @Diiaazepam
.
باد سحر از بوی تو دم زد
همه جان شد

#سلمان_ساوجی
Diamond @Diiaazepam
Forwarded from Diazepam
هوا دلگير ، درها بسته ،
سرها در گريبان، دستها پنهان ،
نفس ها ابر ، دلها خسته و غمگين ،
زمين دلمرده ، سقف آسمان کوتاه ،
غبارآلوده مهر و ماه ،
زمستان است
#مهدی_اخوان_ثالث

Nemo @Diiaazepam
13 نکته طلایی از زبان نویسندگان بزرگ ادبی جهان در مورد نوشتن

پرسش از نویسندگان در مورد عادات نویسندگی و نوشتن از سوالاتی بوده که همواره مطرح شده و نویسندگان پاسخ‌های متفاوتی به آن داده‌اند. هر یک از آنها توصیفی برای خود از نوشتن داشته‌اند و عادات نوشتن خاصی برای خود برگزیده بودند. برای نمونه همینگوی عادت داشت همیشه صبح‌ها پشت ماشین تحریر به صورت سرپا بنویسد و یا فوئنتس همیشه با خودکار می‌نوشت و ....
در ادامه توصیه 13 نویسنده در مورد نوشتن به نویسندگان جوان ذکر می‌شود:‌

گوستاو فلوبر نویسنده کتاب «مادام بواری»: هنر نویسندگی، هنر پی بردن به چیزهایی است که به آنها اعتقاد دارید.

ری بردبری نویسنده کتاب «فارنهایت 451»: هر کسی که به نوشتن ادامه می‌دهد، هنوز شکست نخورده است. ممکن است که او نویسنده بزرگی نشود، اما اگر او سنت قدیم سخت کوشی و کار مداوم را پی‌گیری کند، سرانجام او نیز برای خود نویسنده‌ای خواهد شد

اسکات فیتز جرالد نویسنده کتاب «گتسبی بزرگ»: با یک شخصیت شروع کن و قبل از اینکه خودت هم متوجه شوی یک تیپ را برای خودت خلق کرده‌ای؛ اما اگر با یک تیپ شروع کنی بعد متوجه می‌شوی که هیچ چیزی خلق نکرده‌ای.

ارنست همینگوی نویسنده کتاب «پیرمرد و دریا»:‌ یاد گرفتم که هرگز در حین نوشتن تمام ایده‌های خود را ننویسم و همیشه قبل از اینکه همه چیز را بنویسم دست از نوشتن بردارم. با این کار این اجازه را به خود می‌دهم تا شب دوباره این ایده‌ها صیقل بخورند. اولین دست نوشته‌ها معمولا به هیچ دردی نمی‌خورند.

آنتوان چخوف نویسنده کتاب گناه‌کار شهر تولدو: تجربه من از نوشتن این است که زمانی که نوشتن داستانی را به پایان بردم، کسی باید از ابتدا تا انتهای آن را بخواند و بر غلط‌های آن خط بکشد. این گونه است که ما نویسندگان دروغ های خود را می‌پوشانیم.

جی کی رولینگ نویسنده مجموعه کتاب‌های هری پاتر: به هنگام نوشتن، مجبورم داستانی را که دوست دارم بنویسم. من هرگز در حین نوشتن به این فکر نمی‌کنم که داستان‌های خود را برای گروه سنی 8 سال بنویسم. من مجبورم داستان را آن گونه‌ای که دوست دارم روایت کنم.

استیون کینگ نویسنده کتاب «در قتلگاه»: اگر زمانی برای خواندن ندارید، زمانی برای نوشتن هم نخواهید داشت.

فیلیپ راث نویسنده کتاب «یکی مثل همه»: نوشتن تنها کاری است که هشت ساعت در روز، هفت روز در هفته، سیصد و شصت و پنج روز در سال می‌توانم به آن بپردازم.

ویرجینیا وولف نویسنده کتاب «خانم دالووی»: عادت نوشتن برای چشم‌های من تمرین بسیار خوبی است.
نوشتن رباط های چشم من را فراخ‌تر می‌کند.

سامرست موام نویسنده کتاب «دن فرناندو»: اگر این قابلیت را دارید که خوب داستان بگویید، شخصیت‌هایی را خلق کنید، صحنه‌هایی را ایجاد کنید و احساس و صداقت دارید، اصلا مسئله‌ای نیست که شما چگونه می‌نویسید

ویلیام فاکنر نویسنده کتاب خشم و هیاهو:‌ نوشتن رو شروع کن. شانست رو امتحان کن، ممکنه بد بشه، اما این تنها راهی است که می‌تونی کار واقعا خوبی را انجام دهی.

رالف امرسون نویسنده کتاب «جامعه و فرد»: به همان نسبتی که خواننده خلاق وجود دارد، نوشته خلاق هم وجود دارد.

جورج اورول نویسنده کتاب «مزرعه حیوانات»: نوشته خوب به مانند شیشه شفاف است.

Schindler @Diiaazepam
کار جهان بر این مدار است که گویی تمام آدمیان چشم بر رفتار هر یک از افراد دوخته اند و روش خود را طبق رفتار همین یک نفر تنظیم می کنند.

#سارتر
Schindler @Diiaazepam