یکی از تحولات شاخص و مخرب جامعه این است که انسان روز به رور بیشتر تبدیل به ابزاری برای تغییر شکل دادن واقعیت میشود و سعی دارد آن را به چیزی مناسب خواست و عملکرد خود تبدیل کند.حقیقت چیزی است که توده ها در مورد آن اتفاق نظر داشته باشند.اورول به شعار(( چگونه ممکن است پنجاه ملیون نفر اشتباه کنند)) جمله ((چگونه ممکن است حق با اقلیتی یک نفره باشد ))اضآفه میکند و به روشنی نشان میدهد در نظآمی که توجه به مفهوم حقیقت همچون یک حکم عینی مرتبط با واقعیت،منسوخ شده است،کسی که در اقلیت قرار بگیرد باید بپذیرد که دیوانه است.
#اریک_فروم
#جرج_اورول
#1984
@diiazpam
#اریک_فروم
#جرج_اورول
#1984
@diiazpam
شعار حزب این بود:((هر کس گذشته را در دست بگیرد،آینده را در دست دارد،هر کس حال را در دست بگیرد،گذشته را در دست دارد)) و به این ترتیب،گذشته،گر چه در اصل قابل تغییر بوده است ولی هرگز تغییر نکرده بود.از ازل تا ابد حقیقت همان چیزی بوده که الان هست.خیلی ساده بود.تنها چیزی که لازم بود ،پیروزی های پایان ناپذیر بر حافظه بود.به این کار ((کنترل واقعیت)) میگفتند و در زبان نوین،((دوگانه باوری))
جرج اورول/1984
#جرج_اورول
#قطعه_کتاب
@diiazpam
جرج اورول/1984
#جرج_اورول
#قطعه_کتاب
@diiazpam
تاریخ چیزی نبود جز لوحی رنگ باخته که مدام آن را پاک میکردند و دوباره آن طور که لازم میدانستند باز نویسی میکردند.
جرج اورول/1984
#جرج_اورول
#قطعه_کتاب
@diiazpam
جرج اورول/1984
#جرج_اورول
#قطعه_کتاب
@diiazpam
هیچ کس ممکن نیست احساس کند که شرایط فعلی غیر قابل تحمل است مگر آنکه در حافظه اش خاطراتی از دورانی داشته باشد که وضع بدین منوال نبوده است.
جرج اورول/1984
#جرج_اورول
#قطعه_کتاب
@diiazpam
جرج اورول/1984
#جرج_اورول
#قطعه_کتاب
@diiazpam
آنها(طبقه کارگر) تا به آگاهی نرسند،طغیان نخواهند کرد،و تا طغیان نکنند به آگاهی نخواهند رسید.
جرج اورول/1984
#جرج_اورول
@diiazpam
جرج اورول/1984
#جرج_اورول
@diiazpam
آزادی آن است که بتوانیم آزادانه بگوییم دو به علاوه دو میشود چهار.اگر این اصل پذیرفته شود،بقیه اصول به دنبال آن می آیند.
جرج اورول/1984
#جرج_اورول
#قطعه_کتاب
@diiazpam
جرج اورول/1984
#جرج_اورول
#قطعه_کتاب
@diiazpam
وقتی فرد رابطه جنسی برقرار میکند،بدنش انرژی مصرف میکند و بعد احساس شادی میکند و هر چیزی باعث ناراحتی او نمیشود.تحمل این حالت آدم برای آنها(افراد حزب حاکم) بسیار مشکل است.آنها میخواهند آدم تمام مدت سرشار از نرژی باشد.تمام راهپیمایی ها تمام بالا و پایین رفتن ها و پرچم تکان دادن ها فقط برای پر کردن جای خالی این رابطه است.اگر در درونت شاد باشی،چرا باید برای برادر بزرگ(حاکم وقت) و هفته ابراز تنفر(مراسمی هفتگی که در آن زمان انجام میشده است و در آن به افراد مخالف حزب ابراز تنفر میکردند)و بقیه کار های آنان به هیجان بیایی؟؟
جرج اورول/1984
#جرج_اورول
#قطعه_کتاب
@diiazpam
جرج اورول/1984
#جرج_اورول
#قطعه_کتاب
@diiazpam
داستان در سال 1984 (35 سال بعد از تاريخ نگارش کتاب) در شهر لندن رخ ميدهد. بعد از جنگ جهاني حاکمان کشورهاي قدرتمند به اين نتيجه رسيده اند که اگر جهان به همين ترتيب روند افزايش ثروت را ادامه دهد ارکان جامع طبقاتي به خطر افتاده و حکومتشان سرنگون خواهد شد. آنها تنها راه جلوگيري از اين امر را نابود کردن ثروت توليد شده در جنگي بي پايان ميبينند. در نیم قرن بيستم و پس از يک جنگ گسترده هسته اي دنيا بين سه ابر قدرت اوشنيا (ايالات متحده)، اوراسيا (شوروي) و ايستاسيا (چين) تقسيم ميشود. اين سه ابر قدرت بطور دائمي در حال جنگ هستند. در اين جنگ ثروت توليد شده توسط آنها از بين ميرود بدون اينکه تهديدي براي جامعه طبقاتي آنها ايجاد شود. هيچ کدام نه قدرت آن را دارند که ديگري را نابود کنند و نه چندان مايل به اين کار هستند. چرا که در صورت از بين رفتن ديگر ابر قدرتها ديگر جنگي نخواهد بود.
کشور اوشنيا که داستان در آن رخ ميدهد توسط حزبي اداره ميشود که به اصول اينگسوس (English Socialism) وفادار است. جامعه به سه طبقه تقسيم ميشود: اعضاي داخلي حزب، اعضاي بيروني حزب و کارگران که بيش از چهار پنجم جمعيت را تشکيل ميدهند. حزب و يا در واقع اعضاي داخلي آن با ايجاد يک حکومت استبدادي کامل قدرت مطلق را در اختيار دارند. آنها تاريخ را آنچنان تغيير ميدهند که هيچ کس معياري براي مقايسه وضعيت زندگي خود با آنچه قبل از روي کار آمدن حزب وجود داشته است ندارد و حزب به مردم اينطور القا کرده که وضعيت زندگي در طول حکومت آن همواره در حال بهبود بوده وهست.
اما واقعيت کاملاً متفاوت است. طبقه کارگر در جهل و فلاکت مطلق به سر ميبرد و حزب آنها را تقريباً به حال خود رها کرده است. اعضاي بيروني حزب از نظر اقتصادي وضعيت بهتري نسبت به کارگران دارند. غذا به اندازه اي که آنها را سير کند به آنها داده ميشود و همينطور مکاني هر چند بسيار فرسوده براي زندگي دارند. حزب سهميه سيگار، نوعي مشروب، تيغ صورت تراشي، کفش، شکلات و ... هم به آنها ميدهد که همه به مقداري بسيار ناچيز و با کيفيتي پايين در اختيار آنها قرار مي گيرند. در مقابل به شدت زير نظر حزب قرار دارند. در خانه آنها، در محل کارشان (که معمولاً يکي از وزارتخانه هاي چهارگانه حزب است)، و در محله هايشان توسط صفحه هاي سخن گو (telescreen) تحت کنترل هستند. اين صفحه ها هم خبرهاي دروغ و تبليغات سياسي حزب را پخش ميکنند و هم مانند دوربيني تمام کارهاي افراد را زير نظر دارند. کوچکترين علامتي که نشان دهند عدم اطاعت و حتي کاهش علاق فرد نسبت به آرمانهاي حزب باشد مساوي است با دستگيري و احتمالاً مرگ او. در واقع اکثر آنها کاملاً مطيع هستند و حزب آنها را آنچنان پرورش داده که به آرمانهاي آن عشق ميورزند. روابط جنسي کاملاً براي آنها ممنوع است و تنها زماني اجازه ازدواج دارند که هدف از آن ايجاد فرزنداني براي خدمت به حزب باشد. اين فرزندان در دوران کودکي تحت آموزش حزب قرار ميگيرند و به جاسوساني براي حزب تبديل ميشوند که حتي والدين خود را هم در صورت انجام جرم به حزب معرفي ميکنند.
رهبر حزب فردي ساختگي است که تصوير و صداي او هر روزه از صفحات سخن گو پخش شده و پوسترش تمام ديوارهاي شهر و حتي درون ساختمانها را پوشانده است. برادر بزرگتر (Big Brother) نماد قدرت حزب است. او هيچ گاه اشتباه نمي کند و همه پيش بيني هايش درست از آب در مي آيد (و اگر هم اين طور نشود حزب با دستکاري اسناد، روزنامه ها و کتابهاي پيشين و تغيير گفته هاي وي و در واقع تغيير تاريخ، مشکل را بر طرف ميکند). حتي بسياري از اختراعات مانند اختراع هواپيما هم به او نسبت داده ميشود.
قهرمان داستان يکي از اعضاي بيروني حزب است. نام او، وينستون اسميت (Winston Smith) ترکيبي است از اسم کوچک وينستون چرچيل، نخست وزير انگلستان در زمان جنگ جهاني دوم، و يک نام خانوادگي رايج در زبان انگليسي.
داستان به سه قسمت تقسيم ميشود. در بخش اول ما با شرايط جهان، اوشنيا و همينطور افکار اسميت آشنا ميشويم. بخش دوم به آشنايي اسميت با جوليا، يکي ديگر از اعضاي بيروني (که نامش از نام جوليت يکي از قهرمانهاي اثر معروف شکسپير گرفته شده) و رابطه آنها ميپردازد. بخش سوم نيز دستگيري آنها را شامل ميشود.
#معرفی_کتاب
#جرج_اورول
@diiazapam
کشور اوشنيا که داستان در آن رخ ميدهد توسط حزبي اداره ميشود که به اصول اينگسوس (English Socialism) وفادار است. جامعه به سه طبقه تقسيم ميشود: اعضاي داخلي حزب، اعضاي بيروني حزب و کارگران که بيش از چهار پنجم جمعيت را تشکيل ميدهند. حزب و يا در واقع اعضاي داخلي آن با ايجاد يک حکومت استبدادي کامل قدرت مطلق را در اختيار دارند. آنها تاريخ را آنچنان تغيير ميدهند که هيچ کس معياري براي مقايسه وضعيت زندگي خود با آنچه قبل از روي کار آمدن حزب وجود داشته است ندارد و حزب به مردم اينطور القا کرده که وضعيت زندگي در طول حکومت آن همواره در حال بهبود بوده وهست.
اما واقعيت کاملاً متفاوت است. طبقه کارگر در جهل و فلاکت مطلق به سر ميبرد و حزب آنها را تقريباً به حال خود رها کرده است. اعضاي بيروني حزب از نظر اقتصادي وضعيت بهتري نسبت به کارگران دارند. غذا به اندازه اي که آنها را سير کند به آنها داده ميشود و همينطور مکاني هر چند بسيار فرسوده براي زندگي دارند. حزب سهميه سيگار، نوعي مشروب، تيغ صورت تراشي، کفش، شکلات و ... هم به آنها ميدهد که همه به مقداري بسيار ناچيز و با کيفيتي پايين در اختيار آنها قرار مي گيرند. در مقابل به شدت زير نظر حزب قرار دارند. در خانه آنها، در محل کارشان (که معمولاً يکي از وزارتخانه هاي چهارگانه حزب است)، و در محله هايشان توسط صفحه هاي سخن گو (telescreen) تحت کنترل هستند. اين صفحه ها هم خبرهاي دروغ و تبليغات سياسي حزب را پخش ميکنند و هم مانند دوربيني تمام کارهاي افراد را زير نظر دارند. کوچکترين علامتي که نشان دهند عدم اطاعت و حتي کاهش علاق فرد نسبت به آرمانهاي حزب باشد مساوي است با دستگيري و احتمالاً مرگ او. در واقع اکثر آنها کاملاً مطيع هستند و حزب آنها را آنچنان پرورش داده که به آرمانهاي آن عشق ميورزند. روابط جنسي کاملاً براي آنها ممنوع است و تنها زماني اجازه ازدواج دارند که هدف از آن ايجاد فرزنداني براي خدمت به حزب باشد. اين فرزندان در دوران کودکي تحت آموزش حزب قرار ميگيرند و به جاسوساني براي حزب تبديل ميشوند که حتي والدين خود را هم در صورت انجام جرم به حزب معرفي ميکنند.
رهبر حزب فردي ساختگي است که تصوير و صداي او هر روزه از صفحات سخن گو پخش شده و پوسترش تمام ديوارهاي شهر و حتي درون ساختمانها را پوشانده است. برادر بزرگتر (Big Brother) نماد قدرت حزب است. او هيچ گاه اشتباه نمي کند و همه پيش بيني هايش درست از آب در مي آيد (و اگر هم اين طور نشود حزب با دستکاري اسناد، روزنامه ها و کتابهاي پيشين و تغيير گفته هاي وي و در واقع تغيير تاريخ، مشکل را بر طرف ميکند). حتي بسياري از اختراعات مانند اختراع هواپيما هم به او نسبت داده ميشود.
قهرمان داستان يکي از اعضاي بيروني حزب است. نام او، وينستون اسميت (Winston Smith) ترکيبي است از اسم کوچک وينستون چرچيل، نخست وزير انگلستان در زمان جنگ جهاني دوم، و يک نام خانوادگي رايج در زبان انگليسي.
داستان به سه قسمت تقسيم ميشود. در بخش اول ما با شرايط جهان، اوشنيا و همينطور افکار اسميت آشنا ميشويم. بخش دوم به آشنايي اسميت با جوليا، يکي ديگر از اعضاي بيروني (که نامش از نام جوليت يکي از قهرمانهاي اثر معروف شکسپير گرفته شده) و رابطه آنها ميپردازد. بخش سوم نيز دستگيري آنها را شامل ميشود.
#معرفی_کتاب
#جرج_اورول
@diiazapam
هیچ کس یک حکومت دیکتاتوری را برای محافظت از یک انقلاب به وجود نمی آورد؛بلکه انقلاب میکند تا یک حکومت دیکتاتوری درست کند.
جرج اورول/1984
#جرج_اورول
#تیکه_کتاب
@diiazpam
جرج اورول/1984
#جرج_اورول
#تیکه_کتاب
@diiazpam
مصیبت در لحظات اول کشنده نیس. ..ضربه آنچنان شدید است که نمیتوانی درست درک کنی چه بر تو گذشته است.
اما زمان! زمان که میگذرد تازه میفهمی که بر سرت چه آمده است.
زخم به جای التیام گسترش مییابد و همه روح و قلبت را در تسخیر خود میگیرد ...
#جرج_اورول
| روزهای برمه |
@diiazpam
اما زمان! زمان که میگذرد تازه میفهمی که بر سرت چه آمده است.
زخم به جای التیام گسترش مییابد و همه روح و قلبت را در تسخیر خود میگیرد ...
#جرج_اورول
| روزهای برمه |
@diiazpam
حسادت احساس وحشتناکی است. به هیچ یک از رنج ها شبیه نیست، زیرا در آن هیچگونه تعالی یا حتی غم واقعی وجود ندارد. فقط رنج میدهد و بس. نفرتانگیز است!
📖 روزهای برمه
#جرج_اورول
Nemo @Diiaazepam
📖 روزهای برمه
#جرج_اورول
Nemo @Diiaazepam
هیچ کس یک حکومت دیکتاتوری را برای محافظت از یک انقلاب به وجود نمی آورد؛بلکه انقلاب میکند تا یک حکومت دیکتاتوری درست کند.
#جرج_اورول
1984📚📚
@diiazpam
#جرج_اورول
1984📚📚
@diiazpam