این همه دیوانگی را با چه کسی تقسیم کنم؟!
با چه کسی تقسیم کنم که به واقعیت من نخندد؟!
برعکس هی بگوید باز هم برایم دیوانه باش!!
راه افتاده ام در قلب آدم ها
با کوله باری از احساس...
اما کو ؟ کجاست؟!
کجاست آنکه من دیوانه را دوست داشته باشد؟!
#محسن_دعاوی
Nemo @Diiaazepam
با چه کسی تقسیم کنم که به واقعیت من نخندد؟!
برعکس هی بگوید باز هم برایم دیوانه باش!!
راه افتاده ام در قلب آدم ها
با کوله باری از احساس...
اما کو ؟ کجاست؟!
کجاست آنکه من دیوانه را دوست داشته باشد؟!
#محسن_دعاوی
Nemo @Diiaazepam
در جهان هیچ چیز به اندازهٔ حقوق دیگران مقدس نیست.
کسی که تمام عمر خود را
به نیکوکاری گذرانده باشد
و فقط حقوق یک نفر را ضایع کرده باشد،
این مورد تضییعِ حق را نمیتواند
با تمام نیکوکاری های خود جبران کند.
📚 درس های فلسفه اخلاق
🕴 امانوئل کانت
Nemo @Diiaazepam
کسی که تمام عمر خود را
به نیکوکاری گذرانده باشد
و فقط حقوق یک نفر را ضایع کرده باشد،
این مورد تضییعِ حق را نمیتواند
با تمام نیکوکاری های خود جبران کند.
📚 درس های فلسفه اخلاق
🕴 امانوئل کانت
Nemo @Diiaazepam
با تو ام
ای لنگر تسکین!
ای تکانهای دل!
ای آرامش ساحل!
با تو ام
ای نور!
ای منشور!
ای تمام طیفهای آفتابی!
ای کبودِ ارغوانی!
ای بنفشابی!
با تو ام ای شور ای دل شوره شیرین!
با تو ام
ای شادی غمگین!
با تو ام
ای غم!
غم مبهم!
ای نمیدانم!
هر چه هستی باش!
ای کاش…
نه، جز اینم آرزویی نیست:
هر چه هستی باش!
اما باش!
قیصر امین پور
Schindler @Diiaazepam
ای لنگر تسکین!
ای تکانهای دل!
ای آرامش ساحل!
با تو ام
ای نور!
ای منشور!
ای تمام طیفهای آفتابی!
ای کبودِ ارغوانی!
ای بنفشابی!
با تو ام ای شور ای دل شوره شیرین!
با تو ام
ای شادی غمگین!
با تو ام
ای غم!
غم مبهم!
ای نمیدانم!
هر چه هستی باش!
ای کاش…
نه، جز اینم آرزویی نیست:
هر چه هستی باش!
اما باش!
قیصر امین پور
Schindler @Diiaazepam
Forwarded from Diazepam
-زن بود و
شانه هایش
زیر بار حرفهای سنگین؛
خسته بود...
آن قدر
که میتوانست سالها بخوابد و
بوی جنازهای بلند نشود…
#منیره_حسینی
Schindler @Diiaazepam
شانه هایش
زیر بار حرفهای سنگین؛
خسته بود...
آن قدر
که میتوانست سالها بخوابد و
بوی جنازهای بلند نشود…
#منیره_حسینی
Schindler @Diiaazepam
ابو حنیفه روزی می گذشت
کودکی را دید که در گل بمانده.
گفت: گوش دار تا نیفتی
گفت: افتادن من سهل است، اگر بیفتم تنها باشم.
امّا تو گوش دار، که اگر پای تو بلغزد؛
همۀ مسلمانان که از پس تو آیند بلغزند.
📚 تذکرة الاولیاء
👤 شیخ عطار نیشابوری
Nemo @Diiaazepam
کودکی را دید که در گل بمانده.
گفت: گوش دار تا نیفتی
گفت: افتادن من سهل است، اگر بیفتم تنها باشم.
امّا تو گوش دار، که اگر پای تو بلغزد؛
همۀ مسلمانان که از پس تو آیند بلغزند.
📚 تذکرة الاولیاء
👤 شیخ عطار نیشابوری
Nemo @Diiaazepam
ای دوست،
ای برادر،
ای همخون
وقتی به ماه رسیدی
تاریخِ قتل عام گل ها را بنویس.
#فروغ_فرخزاد
Nemo @Diiaazepam
ای برادر،
ای همخون
وقتی به ماه رسیدی
تاریخِ قتل عام گل ها را بنویس.
#فروغ_فرخزاد
Nemo @Diiaazepam
قسمت اول
((من باز خواهم گشت،اما نه به یک زندگی نو یا زندگی بهتر یا زندگی همانند. من جاودانه به همین و همین زندگی ،با بزرگترین و کوچک ترین چیز هایش، باز خواهم گشت تا دیگر بار بازگشت جاودانه ی همه چیز را بیاموزانم.))
نیچه تاکید میکند که بازگشت جاودانه ، نه برای نو شدن یا بهتر شدن یا تکامل چیز هاست بلکه همه چیز_بی شمار بار_درست به همان چه که بوده است ، باز خواهد گشت.تهوع بزرگی که زرتشت را فرا میگیرد،هم از این روست که او با پذیرش بازگشت جاودانه،هستی را بدون غایت می یابد و باور به بی غایت بودن هستی،دشوارترین و شکننده ترین کار برای انسان است.
تهوع بزرگ گریبان انسانی را می گیرد که جهان را باژگونه ی هر آنچه که تاکنون انگاشته اند،بدون غایت و خالی از هدف می بیند.نیچه خود به روشنی در این باره می گوید((این ماییم که هدف را اختراع کرده ایم:در حقیقت،هدفی در عالم در کار نیست.))
در جستاری از چنین گفت زرتشت به نام درباره ی دیدار و معما،زرتشت خود را چون یک شبان می بیند که ماری سنگین و سیاه در گلویش خزیده و چیزی نمانده که او را خفه کند.مار،نماد بازگشت جاودانه در اساطیر یونان باستان است.زرتشت نمیتواند بپذیرد که جهان را هدف و غایتی نیست،چرا که آرمانی می اندیشد.او گرفتار تهوعی چنان گرانبار و بزرگ می گردد که نزدیک است مرگش را رقم بزند.اما سرانجام بر آن چیره میشود و بر می خیزد.
شبان،سر مارا که در گلویش فرو رفته است،گاز می گیرد و از دهان خود بیرون می اندازد و چنان که نیچه می نگارد: ((دیگر نه شبان نه انسان،دگرگشته ای بود نورانی و خندان و هر گز بر روی زمین،هیچ انسانی نخندیده است که او ای برادران،خنده ی شنیدم که خنده ی انسان نبود.))
#نیچه_شناس
#نیچه
#فلسفه
Schindler @Diiaazepam
((من باز خواهم گشت،اما نه به یک زندگی نو یا زندگی بهتر یا زندگی همانند. من جاودانه به همین و همین زندگی ،با بزرگترین و کوچک ترین چیز هایش، باز خواهم گشت تا دیگر بار بازگشت جاودانه ی همه چیز را بیاموزانم.))
نیچه تاکید میکند که بازگشت جاودانه ، نه برای نو شدن یا بهتر شدن یا تکامل چیز هاست بلکه همه چیز_بی شمار بار_درست به همان چه که بوده است ، باز خواهد گشت.تهوع بزرگی که زرتشت را فرا میگیرد،هم از این روست که او با پذیرش بازگشت جاودانه،هستی را بدون غایت می یابد و باور به بی غایت بودن هستی،دشوارترین و شکننده ترین کار برای انسان است.
تهوع بزرگ گریبان انسانی را می گیرد که جهان را باژگونه ی هر آنچه که تاکنون انگاشته اند،بدون غایت و خالی از هدف می بیند.نیچه خود به روشنی در این باره می گوید((این ماییم که هدف را اختراع کرده ایم:در حقیقت،هدفی در عالم در کار نیست.))
در جستاری از چنین گفت زرتشت به نام درباره ی دیدار و معما،زرتشت خود را چون یک شبان می بیند که ماری سنگین و سیاه در گلویش خزیده و چیزی نمانده که او را خفه کند.مار،نماد بازگشت جاودانه در اساطیر یونان باستان است.زرتشت نمیتواند بپذیرد که جهان را هدف و غایتی نیست،چرا که آرمانی می اندیشد.او گرفتار تهوعی چنان گرانبار و بزرگ می گردد که نزدیک است مرگش را رقم بزند.اما سرانجام بر آن چیره میشود و بر می خیزد.
شبان،سر مارا که در گلویش فرو رفته است،گاز می گیرد و از دهان خود بیرون می اندازد و چنان که نیچه می نگارد: ((دیگر نه شبان نه انسان،دگرگشته ای بود نورانی و خندان و هر گز بر روی زمین،هیچ انسانی نخندیده است که او ای برادران،خنده ی شنیدم که خنده ی انسان نبود.))
#نیچه_شناس
#نیچه
#فلسفه
Schindler @Diiaazepam
به راستی چه رخ می دهد؟
زرتشت،با گاز گرفتن سر مار،از تهوع بزرگ خود نجات می یابد.یعنی می پذیرد که جهان را غایتی نیست.او جهان را همان گونه که هست،پذیرا می شود.و این چنین به زندگی،آری می گوید.او در می یابد که همه ی چیز ها زنجیروار به هم پیوسته اند و در چرخه ی زمان،در گردشی جاودانه اند. وی این لحظه نیز بیش از این،بی شمار بار بوده است.اصلا پس و پیشی در کار نیست.دایره،آغاز و پایان ندارد.دایره،همواره در خود می چرخد و به خود باز میگردد.
زرتشت،واقعیت هستی را می بیند و پیامد های بازگشت جاودانه را می پذیرد.او دوستار راستین زندگی است.چرا که زندگی همان گونه که هست می خواهد.این است معنای آری گویی نزد نیچه.
شبان با چیرگی بر تهوع بزرگ بازگشت جاودانه،آنگاه که از جای خویش بر می خیزد، دیگر انسان نیست.بلکه موجودی دگر گشته است.در وصف او بقول نیچه باید گفت: ((این همنهاد نانسان و ابرانسان.))
آن که میتواند بازگشت جاودانه را بپذیرد و به زندگی آری بگوید،به راستی کیست جز ابر انسان؟ این گونه است که زرتشت با شفا یافتن از تهوع بزرگ،به اوج سبکبالی و شادمانی خویش دست می یابد.او چون آموزگار بازگشت جاودانه،سرنوشتی جز این ندارد که بی شمار بار باید بیاید و به انسان بیاموزاند و او را بشارت دهد از آنچه که در راه است.
اکنون می شود دریافت که بازگشت جاودانه همان چگونه چیزی تواند بود.این لحظه،همین لحظه که این نوشته ها را می خوانید،بی شمار بار باز خواهد گشت اما همچنین باید دانست که این لحظه،بی شمار بار بازگشته است.آری،شما پیش از این،این لحظه را آزموده بودید و پس از این نیز همان خواهد بود.فراپشت ما ابدیتی هست.
#نیچه_شناس
#فلسفه
#نیچه
Schindler @Diiaazepam
زرتشت،با گاز گرفتن سر مار،از تهوع بزرگ خود نجات می یابد.یعنی می پذیرد که جهان را غایتی نیست.او جهان را همان گونه که هست،پذیرا می شود.و این چنین به زندگی،آری می گوید.او در می یابد که همه ی چیز ها زنجیروار به هم پیوسته اند و در چرخه ی زمان،در گردشی جاودانه اند. وی این لحظه نیز بیش از این،بی شمار بار بوده است.اصلا پس و پیشی در کار نیست.دایره،آغاز و پایان ندارد.دایره،همواره در خود می چرخد و به خود باز میگردد.
زرتشت،واقعیت هستی را می بیند و پیامد های بازگشت جاودانه را می پذیرد.او دوستار راستین زندگی است.چرا که زندگی همان گونه که هست می خواهد.این است معنای آری گویی نزد نیچه.
شبان با چیرگی بر تهوع بزرگ بازگشت جاودانه،آنگاه که از جای خویش بر می خیزد، دیگر انسان نیست.بلکه موجودی دگر گشته است.در وصف او بقول نیچه باید گفت: ((این همنهاد نانسان و ابرانسان.))
آن که میتواند بازگشت جاودانه را بپذیرد و به زندگی آری بگوید،به راستی کیست جز ابر انسان؟ این گونه است که زرتشت با شفا یافتن از تهوع بزرگ،به اوج سبکبالی و شادمانی خویش دست می یابد.او چون آموزگار بازگشت جاودانه،سرنوشتی جز این ندارد که بی شمار بار باید بیاید و به انسان بیاموزاند و او را بشارت دهد از آنچه که در راه است.
اکنون می شود دریافت که بازگشت جاودانه همان چگونه چیزی تواند بود.این لحظه،همین لحظه که این نوشته ها را می خوانید،بی شمار بار باز خواهد گشت اما همچنین باید دانست که این لحظه،بی شمار بار بازگشته است.آری،شما پیش از این،این لحظه را آزموده بودید و پس از این نیز همان خواهد بود.فراپشت ما ابدیتی هست.
#نیچه_شناس
#فلسفه
#نیچه
Schindler @Diiaazepam
درباره ی اندیشه ((بازگشت جاودانه همان)) بیشتر توضیح میدهیم و بعد از پرداختن به این اندیشه در باره ی زن در اندیشه نیچه و به خصوص جمله ی معروف نیچه : ((به دیدار زنان میروی؟ تازیانه را فراموش مکن)) هم توضیح میدهیم.
Schindler @Diiaazepam
Schindler @Diiaazepam
خواهم چو راز پنهان، از من اثر نباشد
تا از نبود و بودم، کس را خبر نباشد
خواهم که آتش افتد، در شهر آشنایی
وز ننگ ِ آشنایان، بر جا اثر نباشد
گوری بده، خدایا! زندان پیکر من
تا از بهانه جویی، دل دربدر نباشد...
سیمین بهبهانی
Schindler @Diiaazepam
تا از نبود و بودم، کس را خبر نباشد
خواهم که آتش افتد، در شهر آشنایی
وز ننگ ِ آشنایان، بر جا اثر نباشد
گوری بده، خدایا! زندان پیکر من
تا از بهانه جویی، دل دربدر نباشد...
سیمین بهبهانی
Schindler @Diiaazepam
در زندگیِ اجتماعی که بر اساس ارتباطات متقابل استوار شده است، بسیارند کسانی که شادیهای خود را از ترس آنکه مدّعی پیدا نکنند مثل گربهای دزد، گوشت را به گوشهای میبرند و نجویده میبلعند، اما کماند کسانی که بار غم خود را برای آنکه به دیگران سرایت نکند به تنهایی به دوش میکشند ...
#علیمحمد_افغانی
شوهر آهو خانوم
Diamond @Diiaazepam
#علیمحمد_افغانی
شوهر آهو خانوم
Diamond @Diiaazepam
اگه رویایی داری، باید ازش محافظت کنی. مردم نمیتونن خیلی کارها رو بکنن و دوست دارن تو هم نتونی...
اگه یه چیزی رو میخوای باید به دستش بیاری، مکث نکن!
🎬 The Pursuit of Happyness
Nemo @Diiaazepam
اگه یه چیزی رو میخوای باید به دستش بیاری، مکث نکن!
🎬 The Pursuit of Happyness
Nemo @Diiaazepam
پدرم یه کتاب نوشت. فصل اول، صفحهی اول، سطر اول این متن رو نوشت:
«چهچیزی جواب ۹۹ درصد همهی سوالهاست؟... پول.»
"آسمان وانیلی (Vanilla Sky) / کامرون کرو"
#فیلم
Nemo @Diiaazepam
«چهچیزی جواب ۹۹ درصد همهی سوالهاست؟... پول.»
"آسمان وانیلی (Vanilla Sky) / کامرون کرو"
#فیلم
Nemo @Diiaazepam
چون ناراحتی وجود داره، موسیقی هست...
چون ناراحتی وجود داره، شعر هست...
چون ناراحتی وجود داره، سینما هست...
"مالیخولیا (Melancholia) / لاو دیاز"
#فیلم
Nemo @Diiaazepam
چون ناراحتی وجود داره، شعر هست...
چون ناراحتی وجود داره، سینما هست...
"مالیخولیا (Melancholia) / لاو دیاز"
#فیلم
Nemo @Diiaazepam
از یك نقطه مشخص، دیگر راهی برای بازگشت وجود ندارد؛ به این نقطه مشخص می توان دست یافت.
#فرانتس_کافکا
Ugmid @Diiaazepam
#فرانتس_کافکا
Ugmid @Diiaazepam