پاییز آمده ست که خود را ببارمت!
پاییز: نامِ دیگرِ من دوست دارمت...
بر باد می دهم همه ی بودِ خویش را
یعنی تورا به دستِ خودت می سپارمت!
🕴 سید مهدی موسوی
Nemo @Diiaazepam
پاییز: نامِ دیگرِ من دوست دارمت...
بر باد می دهم همه ی بودِ خویش را
یعنی تورا به دستِ خودت می سپارمت!
🕴 سید مهدی موسوی
Nemo @Diiaazepam
تو فکر میکنی با کی داری حرف میزنی؟
من هم توی این دنیا بودم
روزی بودکه من هم میدیدم
و دیده ام
پسرانی مثل این ها و جوونتر از این ها
دستاشون کنده شده
و پاهاشون قطع شده
ولی چیزی به دردناکی صحنه ی
قطع کردن جرات یک مرد نیست...
📽scent of a woman
Nemo @Diiaazepam
من هم توی این دنیا بودم
روزی بودکه من هم میدیدم
و دیده ام
پسرانی مثل این ها و جوونتر از این ها
دستاشون کنده شده
و پاهاشون قطع شده
ولی چیزی به دردناکی صحنه ی
قطع کردن جرات یک مرد نیست...
📽scent of a woman
Nemo @Diiaazepam
كي از مهمترين آسيبهاي اجتماعي كشور تضعيف هنجارهاي اخلاقي و اعتماد اجتماعي است. رواج و رسميت يافتن دروغ در مناسبات فردي و اجتماعي، افزايش و گسترش سوگند در گفتمانها، سوءظن، فردگرايي، تظاهر و ريا، رابطهگرايي، قانونگريزي، عوام زدگي و عوام فريبي، تملق و گزافهگويي نشانههايي از بحران اخلاقي و نبود اعتماد در جامعه است.مهمترين دغدغه رفتارشناسان و آسيبشناسهاي اجتماعي افزايش شاخصهاي آسيبهاي اجتماعي در جامعه است تا آنجا كه اختلالات رواني و افسردگي در جامعه ما دومين رتبه بيماريها را از نظر تحميل هزينههاي بهداشتي، رواني و اجتماعي و اقتصادي دارد. همچنين پرخاشگري و خشونت رو به افزايش است تا آنجا كه بيش از 60 درصد از جرايم به علت خشونت روي ميدهد.
در يك پژوهش ميداني بيش از 75 درصد از مردم پول و پارتي را براي احقاق حق خودشان ضروري دانسته و تنها 25 درصد از آنها به اجراي مساوي قانون اعتقاد داشتند. از اين نظر ميتوان چنين برداشت كرد كه شاخصهايي چون اميد به آينده، قابل اعتماد بودن يا منصف بودن افراد و تكيه بر انصاف اجتماعي در وضع مطلوبي قرار ندارد.
همچنان كه ميدانيم ارتباطات عنصر حياتي در جامعه و مايه دوام و قوام آن است و در ارتباط ناب لزوم اعتماد متقابل ملاحظه شده و اعتماد متقابل نيز به نوبه خود رابطه نزديك با صميمیت دارد. براي ايجاد اعتماد، شخص بايد هم به ديگري اعتماد كند و هم خودش دست كم در محدوده رابطه مورد نظر قابل اعتماد باشد.
در يك جامعه اعتماد اجتماعي مثل شيرازهاي است كه آحاد آن را به هم پيوند داده و از پراكندگي آنها جلوگيري ميكند. بياعتمادي افراد به يكديگر و بياعتمادي به ساختار سياسي و اجرايي جامعه باعث بروز سوءاستفادههاي مختلف، رشوه، اختلاس و پديده زيرآبزني ميشود. در بررسي انحرافات و مسائل اجتماعي ريشه بسياري از آسيبها را در بياعتمادي افراد به يكديگر ميتوان جستوجو كرد.
وقتي در يك جامعه منابع به صورت ناعادلانه در بين گروههاي مردم توزيع شود و اين نابرابري در طول زمان استمرار پيدا كند شكاف بين دو طبقه غني و فقير هر روز بيشتر ميشود و طبيعي است كه در اين شرايط قوانين و ساختار سياسي جامعه زير سوال رفته و نوعي بياعتمادي اجتماعي را در افراد تقويت ميكند.
بي اعتمادي مردم به ساختارهاي اجرايي منجر به تضعيف تعهد اجتماعي و كمرنگ شدن هويت ملي شده و گذشته از آن بياعتمادي به تدريج به سطح روابط ميان فردي كشيده ميشود و حاصل آن انزواي اجتماعي است. بنابراين ميتوان گفت وقتي سرمايههاي اجتماعي فراموش ميشود، فقر و بيكاري، تورم و اعتياد و خودكشي، طلاق و جرايم اخلاقي نيز روندي رو به گسترش مييابد. با توجه به محورهاي ياد شده، سرفصلهاي زير آثار مشخص و آشكار بياعتمادي اجتماعي و سرگرداني انسان است:
الف/ ناتواني و بيقدرتي: يعني فرد در اين حالت احساس بيقدرتي و بياختياري كرده و قادر به تحت تاثير قرار دادن محيط اجتماعي خود نيست. اين محيط اجتماعي از خانواده و مغازه و محل كار شروع شده و به جامعه سرايت مييابد.ب/ پوچي: در چنين حالتي در عقايد و باورهاي فرد ابهام و ترديد ظاهر شده و او نميداند به چه چيزي بايد اعتقاد داشته باشد، چه شايعهاي را بپذيرد و كدام خبر را رد كند؛ به عبارت ديگر انتظار چنداني از رضايت بخش بودن پيش بينيهاي رفتاري فرد در آينده وجود ندارد.
ج/ بيمعياري: حالتي از خودبيگانگي است كه فرد در جامعه احساس ميكند براي رسيدن به هدفهاي ارزنده خود نياز به وسايل نامشروع دارد يا كنشهايي او را به هدفش نزديك ميكند كه مورد تاييد جامعه و باورهاي قبلي او نيست.د/ انزوا: هنگامي است كه شخص احساس ميكند با ارزشها و معيارها و باورهاي جامعه بيگانه شده و در چنين حالتي فرد خود را با آنچه از نظر جامعه ارزشمند و داراي اعتبار است هم عقيده و هم سو نميبيند.
با توجه به محورهاي گفته شده، پيامدهاي بياعتمادي اجتماعي نه تنها باعث دلسردي افراد و كمرنگي سرمايههاي اجتماعي ميشود بلكه كم كم منجر به گسترش آن در سطح جامعه نيز خواهد شد و به نظر ميرسد تنها از طريق پررنگ كردن ارزشهاي اخلاقي و مجازات افرادي كه معيارهاي اخلاقي جامعه را به بازي ميگيرند ميتوان با ا ين روند مقابله كرد.
#مقاله
#جامعه_شناسی
Schindler @Diiaazepam
در يك پژوهش ميداني بيش از 75 درصد از مردم پول و پارتي را براي احقاق حق خودشان ضروري دانسته و تنها 25 درصد از آنها به اجراي مساوي قانون اعتقاد داشتند. از اين نظر ميتوان چنين برداشت كرد كه شاخصهايي چون اميد به آينده، قابل اعتماد بودن يا منصف بودن افراد و تكيه بر انصاف اجتماعي در وضع مطلوبي قرار ندارد.
همچنان كه ميدانيم ارتباطات عنصر حياتي در جامعه و مايه دوام و قوام آن است و در ارتباط ناب لزوم اعتماد متقابل ملاحظه شده و اعتماد متقابل نيز به نوبه خود رابطه نزديك با صميمیت دارد. براي ايجاد اعتماد، شخص بايد هم به ديگري اعتماد كند و هم خودش دست كم در محدوده رابطه مورد نظر قابل اعتماد باشد.
در يك جامعه اعتماد اجتماعي مثل شيرازهاي است كه آحاد آن را به هم پيوند داده و از پراكندگي آنها جلوگيري ميكند. بياعتمادي افراد به يكديگر و بياعتمادي به ساختار سياسي و اجرايي جامعه باعث بروز سوءاستفادههاي مختلف، رشوه، اختلاس و پديده زيرآبزني ميشود. در بررسي انحرافات و مسائل اجتماعي ريشه بسياري از آسيبها را در بياعتمادي افراد به يكديگر ميتوان جستوجو كرد.
وقتي در يك جامعه منابع به صورت ناعادلانه در بين گروههاي مردم توزيع شود و اين نابرابري در طول زمان استمرار پيدا كند شكاف بين دو طبقه غني و فقير هر روز بيشتر ميشود و طبيعي است كه در اين شرايط قوانين و ساختار سياسي جامعه زير سوال رفته و نوعي بياعتمادي اجتماعي را در افراد تقويت ميكند.
بي اعتمادي مردم به ساختارهاي اجرايي منجر به تضعيف تعهد اجتماعي و كمرنگ شدن هويت ملي شده و گذشته از آن بياعتمادي به تدريج به سطح روابط ميان فردي كشيده ميشود و حاصل آن انزواي اجتماعي است. بنابراين ميتوان گفت وقتي سرمايههاي اجتماعي فراموش ميشود، فقر و بيكاري، تورم و اعتياد و خودكشي، طلاق و جرايم اخلاقي نيز روندي رو به گسترش مييابد. با توجه به محورهاي ياد شده، سرفصلهاي زير آثار مشخص و آشكار بياعتمادي اجتماعي و سرگرداني انسان است:
الف/ ناتواني و بيقدرتي: يعني فرد در اين حالت احساس بيقدرتي و بياختياري كرده و قادر به تحت تاثير قرار دادن محيط اجتماعي خود نيست. اين محيط اجتماعي از خانواده و مغازه و محل كار شروع شده و به جامعه سرايت مييابد.ب/ پوچي: در چنين حالتي در عقايد و باورهاي فرد ابهام و ترديد ظاهر شده و او نميداند به چه چيزي بايد اعتقاد داشته باشد، چه شايعهاي را بپذيرد و كدام خبر را رد كند؛ به عبارت ديگر انتظار چنداني از رضايت بخش بودن پيش بينيهاي رفتاري فرد در آينده وجود ندارد.
ج/ بيمعياري: حالتي از خودبيگانگي است كه فرد در جامعه احساس ميكند براي رسيدن به هدفهاي ارزنده خود نياز به وسايل نامشروع دارد يا كنشهايي او را به هدفش نزديك ميكند كه مورد تاييد جامعه و باورهاي قبلي او نيست.د/ انزوا: هنگامي است كه شخص احساس ميكند با ارزشها و معيارها و باورهاي جامعه بيگانه شده و در چنين حالتي فرد خود را با آنچه از نظر جامعه ارزشمند و داراي اعتبار است هم عقيده و هم سو نميبيند.
با توجه به محورهاي گفته شده، پيامدهاي بياعتمادي اجتماعي نه تنها باعث دلسردي افراد و كمرنگي سرمايههاي اجتماعي ميشود بلكه كم كم منجر به گسترش آن در سطح جامعه نيز خواهد شد و به نظر ميرسد تنها از طريق پررنگ كردن ارزشهاي اخلاقي و مجازات افرادي كه معيارهاي اخلاقي جامعه را به بازي ميگيرند ميتوان با ا ين روند مقابله كرد.
#مقاله
#جامعه_شناسی
Schindler @Diiaazepam
وقتی در آسمان
دروغ وزیدن میگیرد
دیگر چگونه میشود
به سورههای رسولانِ سرشکسته
پناه آورد؟
#فروغ_فرخزاد
Nemo @Diiaazepam
دروغ وزیدن میگیرد
دیگر چگونه میشود
به سورههای رسولانِ سرشکسته
پناه آورد؟
#فروغ_فرخزاد
Nemo @Diiaazepam
عشقت صنما چه دلبری ها کردی ،
درکشتن بنده ساحری ها کردی ،
بخشی همه عشقت به سمرقند دلم ،
آگاه نه ایی چه کافری ها کردی
مولانا
Schindler @Diiaazepam
درکشتن بنده ساحری ها کردی ،
بخشی همه عشقت به سمرقند دلم ،
آگاه نه ایی چه کافری ها کردی
مولانا
Schindler @Diiaazepam
شازده کوچولو شاید دیگر بزرگ شده باشد، شایدم سالگرد مرگش است.
زمان،هم برای آنتوان زود گذشت و هم برای زاده ی ذهنش.
نمیدانم چه کسی ما را به آغوش این دقایق پرت کرد که عمری ست در گوشمان لالایی و مرثیه میخواند ، بسی این نوازش برایمان تکراری شده که احساس میکنم دیگر لوس شده ایم. ساعت، اندکی صبر، ما پیاده میشویم.
#بهروز_نعمت_زاده
Nemo @Diiaazepam
زمان،هم برای آنتوان زود گذشت و هم برای زاده ی ذهنش.
نمیدانم چه کسی ما را به آغوش این دقایق پرت کرد که عمری ست در گوشمان لالایی و مرثیه میخواند ، بسی این نوازش برایمان تکراری شده که احساس میکنم دیگر لوس شده ایم. ساعت، اندکی صبر، ما پیاده میشویم.
#بهروز_نعمت_زاده
Nemo @Diiaazepam
ببین کوهها را چه آسوده ایستادهاند، و ابرها را که بدون دنباله ناپدید میشوند. هیچ موجودی مثل انسان، بدبختی را به انواع وسائل برای خودش تهیه نمیکند.
👤 نیما یوشیج
دنیا خانه من است
Nemo @Diiaazepam
👤 نیما یوشیج
دنیا خانه من است
Nemo @Diiaazepam
پدیده ای بنام خیابان گردی
خیابان گردی
چهار راه داریوش ، آمادگاه ، ناژوان ، خیابان توحید و میر و اکثر پیتزا فروشی ها و چایخانه ها در اصفهان روزانه محل گشت و گذار مردم و به خصوص جوانانی است که به قول مدرس جامعه شناسی دانشگاه اصفهان به " مصرف مکان " می پردازند." ژیان پور " ظهور پدیده خیابانگردی را همپای به وجود آمدن بحث فراغت می داند یعنی درست از همان جایی که انسان توانست ساعت هایی از شبانه روز خود را در اختیار بگیرد و زمان کار خود را محدود کند ." وقت آزاد " از نظر این مدرس دانشگاه اساس به وجود آمدن پدیده پرسه زنی است و در وهله دوم مصرف گرایی و خرید کالا است که انسان ها را به خیابان می خواند که می دانیم این هر دو از زمان ظهور مدرنیسم و فرهنگ سرمایه داری در میان انسان ها رواج یافته اند.
" زیگموت باومن " می گوید بیرون رفتن و به کار انداختن پاها آدم را به فیلسوف و تحلیل گر زمانه خود بدل می کند و " آنتونی رابینز" اصرار دارد که خوشبختی را باید از خیابان ها جستجو کرد.خیابانگردی پدیده ایست که عادلانه توزیع می شود ، حاشیه و متن ندارد ، اگر خیابان گردی با خودرو را از تعریف خود حذف کنیم باید بگوییم خیابان تقسیم دید و بازدید هایی است که عادلانه رخ می دهد.در خیابان ما همانی هستیم که می خواهیم و می توانیم پشت نقابی از ظاهر آراسته نهان شویم و لحظاتی در دنیای خیالی خود سیر کنیم بی آنکه دیگران به عمق ما نفوذ کنند و از واقعیت ما سر در آورند.ژیان پور علت جذابیت خیابان برای طبقات متوسط به لحاظ اقتصادی و پایین به لحاظ فرهنگی را وجود عنصر " غریبگی " در آن می داند و اینکه در خیابان می توان از تحت نظارت بودن خارج شد و غریبگی پیشه کرد ، " غریبه " اما نه کاملا بیگانه و آشنا نه آنقدر که دل آزار .پاسخ های روانشناختی به غریبگی و در میان غریبگان بودن و کشف بی دردسر حوزه های جدید همان موضوعیست که از نظر این مدرس دانشگاه برای جوانان بسیار جذاب است.برخی اعتقاد دارند خیابان گردی بازتولید یک آیین سنتی روستایی است که در گذشته اول صبح سر چشمه رفتن دختران برای آوردن آب و به تماشا ایستادن پسران آیینی برای طلب عشق و جفت گزینی بود و اکنون نیز عصرها خیابان های شهرها گویی چشمه هایی هستند که می توان آب یا سراب زندگی را در آن جستجو کرد.ژیان پور البته چندان این مسئله را قبول ندارد و می گوید که در روستا و پای چشمه همه هم را میشناختند اما در خیابان های امروزین این " غریبگی " است که فریبنده به نظر می رسد.به اعتقاد برخی جامعه شناسان " دیدن " و " دیده شدن " اساس خیابان گردی است . در خیابان به واسطه " مد " ، طبقه اجتماعی ، فرهنگی و اقتصادی فرد پنهان می شود و ادبیات خیابانی زبانی یکسان است که مملو از جملات کوتاه ، عریان و هجو آمیز است ، زبانی که با آن میتوان نیاموختگی و کم دانستگی خود را پنهان کرد.این جامعه شناس گوید : در کشورهایی مانند فرانسه مردم از خیابانگردی گذر کرده و به کافه نشینی روی آورده اند اما در برخی کشورها نیز پس از تماشای تلویزیون خیابانگردی دومین مقوله ایست که افراد با آن وقت فراغت خود را پر می کنند.این مدرس دانشگاه اضافه می کند که در بادی امر نمی توان خیابانگردی را پدیده ای منفی تلقی کرد بلکه ابتدا باید بپذیریم که پدیده ای تحت این عنوان داریم و در صورتی که آمار آن به یکباره افزایش پیدا کند و موج خیابانگردی و پرسه زنی در جامعه رواج پیدا کند " مرضی " بودن پدیده قابل بررسی است.وی لازم می داند تاکید کند که جوان بودن جامعه ایران و کمبود امکانات تفریحی و برخی دلایل دیگر می تواند عامل افزایش خیابانگردی باشد که البته باید در مجالی مشروح بررسی شده و مورد مطالعه قرار گیرد.
#مقاله
#جامعه_شناسی
Schindler @Diiaazepam
خیابان گردی
چهار راه داریوش ، آمادگاه ، ناژوان ، خیابان توحید و میر و اکثر پیتزا فروشی ها و چایخانه ها در اصفهان روزانه محل گشت و گذار مردم و به خصوص جوانانی است که به قول مدرس جامعه شناسی دانشگاه اصفهان به " مصرف مکان " می پردازند." ژیان پور " ظهور پدیده خیابانگردی را همپای به وجود آمدن بحث فراغت می داند یعنی درست از همان جایی که انسان توانست ساعت هایی از شبانه روز خود را در اختیار بگیرد و زمان کار خود را محدود کند ." وقت آزاد " از نظر این مدرس دانشگاه اساس به وجود آمدن پدیده پرسه زنی است و در وهله دوم مصرف گرایی و خرید کالا است که انسان ها را به خیابان می خواند که می دانیم این هر دو از زمان ظهور مدرنیسم و فرهنگ سرمایه داری در میان انسان ها رواج یافته اند.
" زیگموت باومن " می گوید بیرون رفتن و به کار انداختن پاها آدم را به فیلسوف و تحلیل گر زمانه خود بدل می کند و " آنتونی رابینز" اصرار دارد که خوشبختی را باید از خیابان ها جستجو کرد.خیابانگردی پدیده ایست که عادلانه توزیع می شود ، حاشیه و متن ندارد ، اگر خیابان گردی با خودرو را از تعریف خود حذف کنیم باید بگوییم خیابان تقسیم دید و بازدید هایی است که عادلانه رخ می دهد.در خیابان ما همانی هستیم که می خواهیم و می توانیم پشت نقابی از ظاهر آراسته نهان شویم و لحظاتی در دنیای خیالی خود سیر کنیم بی آنکه دیگران به عمق ما نفوذ کنند و از واقعیت ما سر در آورند.ژیان پور علت جذابیت خیابان برای طبقات متوسط به لحاظ اقتصادی و پایین به لحاظ فرهنگی را وجود عنصر " غریبگی " در آن می داند و اینکه در خیابان می توان از تحت نظارت بودن خارج شد و غریبگی پیشه کرد ، " غریبه " اما نه کاملا بیگانه و آشنا نه آنقدر که دل آزار .پاسخ های روانشناختی به غریبگی و در میان غریبگان بودن و کشف بی دردسر حوزه های جدید همان موضوعیست که از نظر این مدرس دانشگاه برای جوانان بسیار جذاب است.برخی اعتقاد دارند خیابان گردی بازتولید یک آیین سنتی روستایی است که در گذشته اول صبح سر چشمه رفتن دختران برای آوردن آب و به تماشا ایستادن پسران آیینی برای طلب عشق و جفت گزینی بود و اکنون نیز عصرها خیابان های شهرها گویی چشمه هایی هستند که می توان آب یا سراب زندگی را در آن جستجو کرد.ژیان پور البته چندان این مسئله را قبول ندارد و می گوید که در روستا و پای چشمه همه هم را میشناختند اما در خیابان های امروزین این " غریبگی " است که فریبنده به نظر می رسد.به اعتقاد برخی جامعه شناسان " دیدن " و " دیده شدن " اساس خیابان گردی است . در خیابان به واسطه " مد " ، طبقه اجتماعی ، فرهنگی و اقتصادی فرد پنهان می شود و ادبیات خیابانی زبانی یکسان است که مملو از جملات کوتاه ، عریان و هجو آمیز است ، زبانی که با آن میتوان نیاموختگی و کم دانستگی خود را پنهان کرد.این جامعه شناس گوید : در کشورهایی مانند فرانسه مردم از خیابانگردی گذر کرده و به کافه نشینی روی آورده اند اما در برخی کشورها نیز پس از تماشای تلویزیون خیابانگردی دومین مقوله ایست که افراد با آن وقت فراغت خود را پر می کنند.این مدرس دانشگاه اضافه می کند که در بادی امر نمی توان خیابانگردی را پدیده ای منفی تلقی کرد بلکه ابتدا باید بپذیریم که پدیده ای تحت این عنوان داریم و در صورتی که آمار آن به یکباره افزایش پیدا کند و موج خیابانگردی و پرسه زنی در جامعه رواج پیدا کند " مرضی " بودن پدیده قابل بررسی است.وی لازم می داند تاکید کند که جوان بودن جامعه ایران و کمبود امکانات تفریحی و برخی دلایل دیگر می تواند عامل افزایش خیابانگردی باشد که البته باید در مجالی مشروح بررسی شده و مورد مطالعه قرار گیرد.
#مقاله
#جامعه_شناسی
Schindler @Diiaazepam
هولناکترین دشمن تو خویشتن توست و در غارها و جنگلها جز تو کسی دیگر در کمینات ننشسته است...
#فردریش_نیچه
Nemo @Diiaazepam
#فردریش_نیچه
Nemo @Diiaazepam
مگر میشود که تو دوست داشتن بلد باشی و
من تنها سفر کنم
تنها عکس بگیرم
تنها قدم بزنم
حتی تنها با خودم حرف بزنم
و من چقدر دلم میخواهد
یک نفر همیشه دلش برایم تنگ شود
#امیروجود
Nemo @Diiaazepam
من تنها سفر کنم
تنها عکس بگیرم
تنها قدم بزنم
حتی تنها با خودم حرف بزنم
و من چقدر دلم میخواهد
یک نفر همیشه دلش برایم تنگ شود
#امیروجود
Nemo @Diiaazepam
گاهی؛
دلم می خواهد
بگذارم بروم
بی هرچه آشنا...
گوشه ی دوری گمنام
حوالیِ جایی بی اسم.
گاهی واقعا خیال می کنم
روی دست خداوند مانده ام
خسته اش کرده ام...
"سید علی صالحی"
Schindler @Diiaazepam
دلم می خواهد
بگذارم بروم
بی هرچه آشنا...
گوشه ی دوری گمنام
حوالیِ جایی بی اسم.
گاهی واقعا خیال می کنم
روی دست خداوند مانده ام
خسته اش کرده ام...
"سید علی صالحی"
Schindler @Diiaazepam
ریشه که داشته باشی به لبه پرتگاه می آیی اما سقوط نمی کنی؛
ریشه
شعور، تربیت، شخصیت، انسانیت و شرف واقعی یک انسان است و ربطی به پول و تحصیلات ندارد.
#گوته
Nemo @Diiaazepam
ریشه
شعور، تربیت، شخصیت، انسانیت و شرف واقعی یک انسان است و ربطی به پول و تحصیلات ندارد.
#گوته
Nemo @Diiaazepam
+میدونی مکزیکیها در مورد اقیانوس آرام چی میگن؟
_نه
+میگن هیچ گذشتهای نداره
این دقیقا همون جائیه که من میخوام زندگی کنم
یه جای گرم بدون هیچ خاطره ای!
📽 The Shawshank Redemption
Nemo @Diiaazepam
_نه
+میگن هیچ گذشتهای نداره
این دقیقا همون جائیه که من میخوام زندگی کنم
یه جای گرم بدون هیچ خاطره ای!
📽 The Shawshank Redemption
Nemo @Diiaazepam