Diazepam
78 subscribers
2.42K photos
56 videos
47 files
104 links
تنها راه نجات آگاهي است🕊
با شعر📝، با كتاب📕، موسيقي🎵، با فيلم📽، با ما با ديازپام💊 قدم بزنيد...
Download Telegram
آشنایی با مفاهیم احساس،ادراک،یادگیری و تفکر(٢)

Schindler @Diiaazepam
تفکر
پس از آنکه در زمینه ای قدری دانش کسب کردیم یا مقداری یادگیری انجام دادیم،می توانید در باره آنچه یاد گرفته ایم به تفکر بپردازیم پس تفکر دخل و تصرف در دانش یا یادگیری ها و تعبیر و تفسیر و مقابله و مقایسه و سازمان دهی آنهاست.مهم ترین و کلی ترین نوع تفکر حل مسئله است.در حل مسئله،ما با استفاده از یادگیری های قبلی مان گره یا مشکلی را می گشاییم یا به سوالی جواب می دهیم.به سخن دیگر،در حل مسئله ما دانش و مهارت های قبلا آموخته شده خود را در موقعیت های تازه به کار می بندیم.
مانند یادگیری،تفکر نیز هم می تواند ارادی باشد و هم غیر ارادی.تفکر غیر ارادی شامل رویا(خواب دیدن) و رویای روز(خیال پردازی) است و در این نوع تفکر،اندیشه ها،بی آنکه هدف شناخته شده ای را دنبال کنند یا در پی راه حل برای مسئله خاصی باشند،رخ می دهند.به سخن دیگر،در این نوع تفکر،جریان اندیشه خارج از کنترل فرد است و حلقه های تداعی اندیشه ها زنجیروار و به طور غیر خودبه خودی به دنبال یک دیگر اتفاق می افتند.در مقابل تفکر غیر ارادی یا بی هدف،تفکر ارادی یا هدفمند قرار دارد که نام کلی آن حل مسئله است.زمانی که شخص با موقعیتی روبه رو می شود که با استفاده از اطلاعات و مهارت هایی که در لحظه برخورد با آن موقعیت در اختیار دارد نمیتواند به آن موقعیت سریعا پاسخ دهد.
هرچند که حل مسئله مهم ترین و شاخص ترین نوع تفکر است.اما تفکر انواع دیگری دارد که همه از مشتقات حل مسئله اند.از جمله آنها میتوان به انسجام محاسبات ریاضی،استدلال و آفرینندگی اشاره کرد.

Schindler @Diiaazepam
مقایسه ادراک،یادگیری،و تفکر با یک دیگر

حال که با سه مفهوم تفکر،ادراک و یادگیری آشنا شدیم،میتوانیم این فعالیت های اساسی را با هم مقایسه کنیم.چنان که دیدیم،ادراک در رباطه آنی فرد با محیط،یعنی پاسخ دادن به محرک ها در زمان حال،گفته می شود.در مقابل،تفکر به استفاده از تجارب و یادگیری های گذشته اشاره می کند.با این حال،تفکر و ادراک از هم جدا شدنی نیستند،زیرا تجربه های گذشته بر فرایند ادراک تاثیر میگذارند و پاسخ به محیط بلافصب نیز چگونگی تفکر را تحت تاثیر قرار میدهد.از سوی دیگر،چون یادگیری به کسب تجربه،افزوده شدن اطلاعات تازه به مجموعه اطلاعات قبلی،یا ایجاد تغییر در پاسخ ها و اطلاعات قبلی گفته می شود ولی در تفکر یادگیری های گذشته مورد استفاده قرار می گیرند،پس یادگیری و تفکر در فرایند یا دوجریان متفاوتند.با این حال،از آ«جا که بازسازی یادگیری های گذشته،یعنی تفکر،می تواند به یادگیری های تازه بیانجامد،پس یادگیری و تفکر مکمل یک دیگرند.
با توجه به این توضیحات هم ادراک و هم تفکر تحت تاثیر یادگیری قرار دارند.از یک سو یادگیری مبنای ادراک است.زیرا ما پس از دریافت اطلاعات حسی،آنها را ،به کمک تجارب گذشته،یعنی یادگیری های قبلی مان ادراک میکنیم.از سوی دیگر،یادگیری اساس تفکر است.زیرا ما در تفکر یا اندیشیدن،بر یادگیری های قبلی مان عمل می کنیم و در آنها دخل و تصرف می نماییم.بنابراین،یادگیری مهم ترین فعالیت ذهنی انسان است.

Schindler @Diiaazepam
خلاصه
به طور خلاصه،وقتی ما چیزی را احساس میکنیم،یکی از اندام ها یا اعضای حسی مان تحریک می شود.این عمکل بدون اینکه ما اراده کنیم اتفاق می افتد.
در ادراک،علاوه بر اینکه چیزی را حس میکنیم،می فهمیم که آن چیست.ادرام یعنی معنی دارن کردن اطلاعات دریافتی از راه حس است،و این به کمک آنچه ما از قبل آموخته ایم اتفاق می افتد.ما غالبا احساس های مختلفی را با هم تجربه می کنیم،اما تنها آنچه را که مورد توجه قرار می دهیم ادراک میکنیم.یعنی بدون توجه کردن قادر به ادراک امور نیستیم.
یادگری به کسب دانش و تغییر در رفتار و عواطف گفته می شود.یادگیری به طور عمدی رخ می دهد و هم به صورت غیر عمدی،اما یادگیری عمدی در زندگی ما انسان ها نقش بیشتری ایفا میکند.
تفکر به دخل و تصرف و ایجاد تغییر در یادگیری های قبلی گفته می شود.تفکر نیز،مانند یادگیری،هم ارادی و هم غیر ارادی است.
ادراک،یادگیری،و تفکر فرایند های مکمل یک دیگرند و از هم تاثیر می پذیرند.با این حال،یادگیری مهم ترین فعالیت ذهنی انسان است که بقیه فعالیت های ذهنی از آن تاثیر می پذیرند.

Schindler @Diiaazepam
تو باید تغییری باشی که آرزوی دیدنش را در جهان داری


🕴گاندی

Nemo @Diiaazepam
💬Dialogue | #دیالوگ
🎬The Big Bang Theory
📽CBS

Nemo @Diiaazepam
سعدی :

لعل است یا لبانت؟
قند است یا دهانت؟
تا در برت نگیرم، نیکم یقین نباشد

Nemo @Diiaazepam
آری
در مرگ‌آورترین لحظه‌ی انتظار
زندگی را در رؤیاهای خویش دنبال می‌گیرم.
در رؤیاها و
در امیدهایم...!

#احمد_شاملو

Nemo @Diiaazepam
Forwarded from ‏Dyaloge
#طالب_بساطی دانشجوی رشته‌ی پزشکی دانشگاه ایلام در زندان، زیر شکنجه خودکشی شد!

#ابزورد
هنگامی که کسی می پرسد فلسفه به چه کار می آید پاسخ باید ستیزه جویانه باشد چرا که پرسش کنایه آمیز و نیش دار است فلسفه نه به دولت خدمت می کند و نه به کلیسا که هر دودغدغه های دیگری دارند .
فلسفه به خدمت هیچ قوه ی مستقری در نمی آید کار فلسفه ناراحت کردن است فلسفه ای که هیچ کس را ناراحت نکند و با هیچ کس ضدیت نورزد فلسفه نیست !
کار فلسفه آزردن حماقت است !
فلسفه حماقت را به چیزی شرم آور تبدیل می کند فلسفه کاربردی ندارد جز افشا کردن پستی های اندیشه در تمامی اشکالش آیا جز فلسفه رشته ای هست که به نقد راز آمیزگری ها هر خاستگاه و هدفی که داشته باشند همت گمارد ؟
—------—
زیل دیلوز/ نیچه و فلسفه / ترجمه ی عادل مشایخی
برگرفته از متن کتاب / نشر نی

Schindler @Diiaazepam
این روزها بهاری‌ست
روز درختکاری‌ست!
لبخندهای زوری‌ست
نارنجک و ترقّه
باتوم یا گلوله
یا چارشنبه‌سوری‌ست!!...

سید مهدی موسوی

Schindler @Diiaazepam
تاریخچه آئین چهارشنبه سوری در فرهنگ ایرانیان باستان تاكنون

Schindler @Diiaazepam
بخش نخست

یکی از آئینهای سالانه و دیرینه ی ایرانیان جشن سوری، چهارشنبه سوری یا به عبارتی دیگر چارشنبه سوری است. ایرانیان آخرین سه شنبه سال خورشیدی را با بر افروختن آتش و پریدن از روی آن به استقبال نوروز می روند. چهارشنبه سوری، یک جشن بهاری است که پیش از رسیدن نوروز برگزار می شود.

مردم در این روز برای دفع شر و بلا و برآورده شدن آرزوهایشان مراسمی را برگزار می کنند که ریشه اش به قرن ها پیش باز می گردد كه مراسم ویژه آن در شب چهارشنبه صورت می گیرد برای مراسم در گوشه و کنار کوی و برزن نیز بچه ها آتش های بزرگ می افروزند و از روی آن می پرند و ترانه (سرخی تو از من ، زردی من از تو ) می خوانند. ظاهرا مراسم چهارشنبه سوری برگرفته از آئینهای کهن ایرانیان است که همچنان در میان آنها و با اشکال دیگر در میان باقی بازماندگان اقوام آریائی رواج دارد و “سور” در زبان و ادبیات فارسی و برخی گویش های ایرانی به معنای “جشن”،”مهمانی”و “سرخ” آمده است.

جشن سور از زمان های بسیار دور در ایران مرسوم بوده است. قبل از ورود اسلام به ایران هر سال ۱۲ ماه، و هر ماه به ۳۰ روز بوده که هر کدام از این ۳۰ روز اسمی مشخص داشته است که بعد از ورود اسلام به ایران تقسیمات هفته نیز به آن اضافه شد. در ایران باستان در پایان هر ماه جشن و پای کوبی با نام سور مرسوم بوده است. مختار برای کشتن یزید که در شهر کوفه که اکثر آنان ایرانی بوده اند از این فرصت استفاده کرده و در زمان همین جشن که مصادف با چهارشنبه بود یزید را قصاص نمود. بعد از گذشت چند سال بعد از ورود اسلام به ایران به آرامی جشن سور در ایران کم رنگ و به آخرین چهارشنبه سال محدود شد. جشن سور از مراسم اصیل ایرانی است و منشا خارجی ندارد. آتش از عناصر چهارگانه است و تنها عنصری است که آلوده نمی شود به همین منظور از گذشته های بسیار کهن تاکنون این آداب مرسوم بوده است

Schindler @Diiaazepam
بخش دوم

مراسم چهارشنبه سوری



آخرین سه شنبه ی آخر سال را شب چهار شنبه سوری می گویند. شبی است که امروزه فقط بوته افروزی آن مانده است. این کار را عصر سه شنبه ی آخر سال که آخرش چهارشنبه است انجام می دهند. بدین ترتیب كه کوپه های هیزم را روی هم می گذارند خورشید که غروب کرد هیزم را در حیاط خانه یا در کوچه یا در میدان باز آتش می زنند.

ظهور آتش بازی :

آتش بازی در شب چهار شنبه سوری در زمان ناصرالدین شاه و به وسیله ی فرانسوی ها در ایران رواج پیدا کرد. در ابتدا فقط برای سرگرمی شاه این نمایش انجام می شد پس از آن مردم هم در این سرگرمی سهیم شدند و دستور نمایش آن در میدان توپ خانه صادر شد و مردم در آن جا به تماشای آتش بازی می ایستادند و کم کم به شکلی که امروزه اجرا می شود در آمد.



بوته افروزی :

در ایران رسم است كه پیش از پریدن آفتاب، هر خانواده بوته های خار و گزنی را كه از پیش فراهم كرده اند روی بام یا زمین حیاط خانه و یا در گذرگاه در سه یا پنج یا هفت “گله” كپه می كنند. با غروب آفتاب و نیم تاریك شدن آسمان، زن و مرد و پیر و جوان گرد هم جمع می شوند و بوته ها را آتش می زنند. در این هنگام از بزرگ تا كوچك هر كدام سه بار از روی بوته های افروخته می پرند، تا مگر ضعف و زردی ناشی از بیماری و غم و محنت را از خود بزدایند و سلامت و سرخی و شادی را به هستی خود ببخشند. مردم در حال پریدن از روی آتش ترانه هایی می خوانند :

زردی من از تو ، سرخی تو از من

غم برو شادی بیا ، محنت برو روزی بیا

ای شب چهارشنبه ، ای كلیه جاردنده ، بده مراد بنده



خاکستر چهارشنبه سوری، نحس است، زیرا مردم هنگام پریدن از روی آن، زردی و ییماری خود را، از راه جادوی سرایتی، به آتش می دهند و در عوض سرخی و شادابی آتش را به خود منتقل می کنند. سرود “زردی من از تو ، سرخی تو از من “

در هر خانه زنی خاكستر را در خاك انداز جمع می كند، و آن را از خانه بیرون می برد و در سر چهار راه، یا در آب روان می ریزد. در بازگشت به خانه، در خانه را می كوبد و به ساكنان خانه می گوید كه از عروسی می آید و تندرستی و شادی برای خانواده آورده است.
در این هنگام اهالی خانه در را به رویش می گشایند. او بدین گونه همراه خود تندرستی و شادی را برای یك سال به درون خانه خود می برد. ایرانیان عقیده دارند كه با افروختن آتش و سوزاندن بوته و خار فضای خانه را از موجودات زیانكار می پالایند و دیو پلیدی و ناپاكی را از محیط زیست دور و پاك می سازند. برای این كه آتش آلوده نشود خاكستر آن را در سر چهارراه یا در آب روان می ریزند تا باد یا آب آن را با خود ببرد.


گرد آوردن بوته، آتش زدن و پریدن از روی آن و گفتن عبارت “زردی من از تو، سرخی تو از من” شاید مهمترین اصل شب چهارشنبه سوری است. هر چند که در سالهای اخیر متاسفانه این رسم شیرین جایش را به ترقه بازی و استفاده از مواد محترقه و منفجره خطرناک داده است. مراسم دیگری مانند كوزه شكنی، فال گوش نشینی، آش نذری پختن، آب پاشی، بخت گشائی دختران، دفع چشم زخمها، کندرو خوشبو، قاشق زنی، فال گرفتن هم در این شب جزو مراسمات جالب و جذاب می باشد.

Schindler @Diiaazepam
بخش پایانی

فال گوش نشینی :

در شب چهار شنبه سوری فال گوش ایستادن و گوش کردن به حرف های رهگذران یک رسم است که سرنوشت ما در این شب تشکیل می شود البته می توانیم بگوییم که این یک اعتقاد است زیرا فال گوش َایستادن کار خوبی نیست. زنان و دخترانی كه شوق شوهر كردن دارند، یا آرزوی زیارت و مسافرت، غروب شب چهارشنبه نیت می كنند و از خانه بیرون می روند و در سر گذر یا سر چهارسو می ایستند و گوش به صحبت رهگذران می سپارند و به نیك و بد گفتن و تلخ و شیرین صحبت كردن رهگذران تفال می زنند. اگر سخنان دلنشین و شاد از رهگذران بشنوند، برآمدن حاجت و آرزوی خود را برآورده می پندارند. ولی اگر سخنان تلخ و اندوه زا بشنوند، رسیدن به مراد و آرزو را در سال نو ممكن نخواهند دانست.

قاشق زنی :

از کارهای شب چهار شنبه سوری قاشق زنی بود که زنان و مردان این کار را انجام می دادند. زنان و دختران آرزومند و حاجت دار، قاشقی با كاسه ای مسین برمی دارند و شب هنگام در كوچه و گذر راه می افتند و در برابر هفت خانه می ایستند و بی آنكه حرفی بزنند پی در پی قاشق را بر كاسه می زنند. صاحب خانه كه می داند قاشق زنان نذر و حاجتی دارند، شیرینی یا آجیل، برنج یا بنشن و یا مبلغی پول در كاسه های آنان می گذارد. اگر قاشق زنان در قاشق زنی چیزی به دست نیاورند، از برآمدن آرزو و حاجت خود ناامید خواهند شد. گاه مردان به ویژه جوانان، چادری بر سر می اندازند و برای خوشمزگی و تمسخر به قاشق زنی در خانه های دوست و آشنا و نامزدان خود می روند.

آش چهارشنبه سوری :

خانواده هایی كه بیمار در خانه داشتند یا اینكه حاجتی داشتند برای برآمدن حاجت و بهبود یافتن بیمارشان نذر می كردند و در شب چهارشنبه آخر سال “آش ابودردا” یا “آش بیمار” می پختند و آن را اندكی به بیمار می خوراندند و بقیه را هم در میان فقرا پخش می كردند.

تقسیم آجیل چهارشنبه سوری :

زنانی كه نذر و نیازی می كردند در شب چهارشنبه آخر سال، آجیل هفت مغز به نام “آجیل چهارشنبه سوری” از یك دكان رو به قبله می خریدند و پاك می كردند و میان خویش و آشنا پخش می كردند و می خورند. به هنگام پاك كردن آجیل، قصه مخصوص آجیل چهارشنبه، معروف به قصه خاركن را نقل می كردند. امروزه، آجیل چهارشنبه سوری جنبه نذرانه اش را از دست داده و از تنقلات شب چهارشنبه سوری شده است.

Schindler @Diiaazepam
استیون هاوکینگ، فیزیک‌دان و کیهان‌شناس بریتانیایی در ۷۶ سالگی درگذشت.

تحقیقات او در زمینه سیاه‌چاله‌ها و مجادلاتش با مذهبیون مسیحی او را مشهور کرد.

Nemo @Diiaazepam
دل بر تو نهم که راحت جان منی...

#سعدى

Nemo @Diiaazepam
میتوانی آنقدر نفس نکشی تا بمیری،
ولی مردم همچنان مثل قبل رفتار خواهند کرد...!


📚تاملات
🕴 مارکوس اورلیوس

Nemo @Diiaazepam
Diazepam
استیون هاوکینگ، فیزیک‌دان و کیهان‌شناس بریتانیایی در ۷۶ سالگی درگذشت. تحقیقات او در زمینه سیاه‌چاله‌ها و مجادلاتش با مذهبیون مسیحی او را مشهور کرد. Nemo @Diiaazepam
به بهانه درگذشت استیون هاوکینگ فیزیک دان و کیهان شناس بریتانیایی

این دانشمند شهیر که از سال 1963 به علت بیماری ALS قرار بود "شش ماه بعد بمیرد" ، به خاطر دستاوردهای علمی بزرگ در زمینه‌ی سیاهچاله‌ها و نسبیت عام مشهور بود و چند کتاب علمی به زبان مفهوم و ساده نوشته بود که مشهورترین آنها "تاریخچه‌ی مختصر زمان" بود.

هاوکینگ در سال 1974 میلادی، از سوی آکادمی سلطنتی علوم لندن لوح تقدیر دریافت کرد.

یک سال بعد، پاپ پل ششم مدال طلای علوم را به وی اهدا نمود.

وی همچنین جایزه‌ی آلبرت اینشتین و مدال Hughes را از سوی آکادمی سلطنتی لندن دریافت کرد.

در سال 1979 میلادی، آنقدر جایگاه خود را در دنیای آکادمیک تثبیت کرده بود که کرسی Lucasian  را دریافت کرد و به‌عنوان پروفسور ریاضیات دانشگاه کمبریج انگلستان برگزیده شد و طی سی سال بعد نیز این جایگاه را همچنان به خود اختصاص داد.

این کرسی در سال 1663 میلادی ایجاد گردید و شخص دیگری که آن را دریافت کرد کسی نبود جز اسحاق نیوتن.

در دهه‌ی 1980 میلادی، هاوکینگ عنوان فرماندهی امپراطوری بریتانیا را دریافت کرد.

در سال 2009 میلادی نیز باراک اوباما رئیس‌جمهور آمریکا، به صورت افتخاری مدال ریاست جمهوری آزادی را به وی اعطا کرد.

او دانشمندی بزرگ و مردی فوق‌العاده بود که آثار و میراثش برای سال‌های طولانی زنده خواهد بود.

جای استیون هاوکینگ برای همیشه خالی خواهد ماند در کیهانی که به گفته‌ی خودش ارزش زیادی نخواهد داشت مگر آنکه خانه‌ی کسانی باشد که دوستشان داری...


Nemo @Diiaazepam