خودت را از من شكافتي نازنين
تيكه پاره هامان، به زمين ريختي نازنين
از من وصله اي، از تو پينه اي ماندست به جا
عشق آسماني را به زمين باختي نازنين...
#كيميا_حاجي_قرباني
#سكوت
@diiazpam
تيكه پاره هامان، به زمين ريختي نازنين
از من وصله اي، از تو پينه اي ماندست به جا
عشق آسماني را به زمين باختي نازنين...
#كيميا_حاجي_قرباني
#سكوت
@diiazpam
صحبتي كنيم...
در كشاكش ميان ما، فاصله خود را باخت...
يكي شديم! روحمان بهم كوكيدن گرفت!!
كوك هاي ظريفي از جنس عشق، از نخ احساس، كوك هاي دستدوز ميان ما...
بين ٢وجود وصله كرديم جيبي را تا پناه دست هاي بهم گره خورده مان شود...
خونمان در ميانه جاري و قلبمان در حال تپيدن شد...
وتو درِ گوش من آهسته شعر زمزمه ميكردي:
آن چشم ها كه هي همه هستي من است...
آن چشم ها كه اخر بد مستي من است...
خودت را از من شكافتي...
هرچه بود از هم گسستي!
از من وصله اي و از تو پينه اي ماند به جا...
تو رفتي تا من نيمه تو را و تونيمه من را زندگي تعريف كنيم...
نطفه اي كه در من جا گذاشته اي در تمام من ريشه دوانده است، رشد كرده!
كودكي شده كه بهانه ات را ميگيرد...
دندان هايش نوك زده اند و او تمام روحم را گاز مينوازد...
خاطراتمان را در ذهنم بالا مياورد...
صدايت را در من جيغ ميكشد...
سيگار دوووود ميكند... 🚬
گيتار چنگ ميزند...
و عطر تو را در روحم پخش ميكند...
ميگويي چه كنم؟! به كجا گريزم از اين كابوس بي انتها؟؟
بچه است ديگر...
#صحبتي_كنيم
#كيميا_حاجي_قرباني
#سكوت
#دلنوشته
٢٧/٧/٩٥
@diiazpam
در كشاكش ميان ما، فاصله خود را باخت...
يكي شديم! روحمان بهم كوكيدن گرفت!!
كوك هاي ظريفي از جنس عشق، از نخ احساس، كوك هاي دستدوز ميان ما...
بين ٢وجود وصله كرديم جيبي را تا پناه دست هاي بهم گره خورده مان شود...
خونمان در ميانه جاري و قلبمان در حال تپيدن شد...
وتو درِ گوش من آهسته شعر زمزمه ميكردي:
آن چشم ها كه هي همه هستي من است...
آن چشم ها كه اخر بد مستي من است...
خودت را از من شكافتي...
هرچه بود از هم گسستي!
از من وصله اي و از تو پينه اي ماند به جا...
تو رفتي تا من نيمه تو را و تونيمه من را زندگي تعريف كنيم...
نطفه اي كه در من جا گذاشته اي در تمام من ريشه دوانده است، رشد كرده!
كودكي شده كه بهانه ات را ميگيرد...
دندان هايش نوك زده اند و او تمام روحم را گاز مينوازد...
خاطراتمان را در ذهنم بالا مياورد...
صدايت را در من جيغ ميكشد...
سيگار دوووود ميكند... 🚬
گيتار چنگ ميزند...
و عطر تو را در روحم پخش ميكند...
ميگويي چه كنم؟! به كجا گريزم از اين كابوس بي انتها؟؟
بچه است ديگر...
#صحبتي_كنيم
#كيميا_حاجي_قرباني
#سكوت
#دلنوشته
٢٧/٧/٩٥
@diiazpam
صحبتي كنيم از زبان زمين...
تنم خشكيده انگاري
ببين روحم ترك خورده
وجودم تشنه ی آبه
تو قلبم زندگی مرده
دیگه از پیش من رفتن
گلای سرخ آزاده
گلایل دیگه پژمرده
رو سنگ قبرم افتاده
اگرچه زردم و رویِ
تنم خونه که می لغزه
هنوزم رنگ آزادی
برای من همون سبزه
دیگه اشکی نمی ریزه
دیگه زاینده رود مرده
شنیدم راجبم می گن
زمین دیگه، زمین خورده
٩٥/٩/١١
با كمك شاعر خوب: كامبيز قليخاني
#كيميا_حاجي_قرباني
#صحبتي_كنيم
#سكوت
#بحران_آب
@diiaazepam
تنم خشكيده انگاري
ببين روحم ترك خورده
وجودم تشنه ی آبه
تو قلبم زندگی مرده
دیگه از پیش من رفتن
گلای سرخ آزاده
گلایل دیگه پژمرده
رو سنگ قبرم افتاده
اگرچه زردم و رویِ
تنم خونه که می لغزه
هنوزم رنگ آزادی
برای من همون سبزه
دیگه اشکی نمی ریزه
دیگه زاینده رود مرده
شنیدم راجبم می گن
زمین دیگه، زمین خورده
٩٥/٩/١١
با كمك شاعر خوب: كامبيز قليخاني
#كيميا_حاجي_قرباني
#صحبتي_كنيم
#سكوت
#بحران_آب
@diiaazepam