Diazepam
تصور حركت از كجاست؟ #دكارت_تا_كانت #فلسفه Schindler @Diiaazepam
از دکارت تا کانت ...
دکارت (7) : تصور حرکت از کجاست؟
تا اینجا می توان گفت که به دکارت ، امتداد و حرکت را بدهید تا جهان را برای شما بسازد ، برای دکارت مساله این است که رنگ و بو و مزه و غیره ، ماده را نمیسازد بلکه این امتداد (فضا اشغال کردن) و حرکت هستند که سازنده جسم هستند
باید گفت که دکارت در اینجا کار بزرگی کرد ، یعنی کیفیات ماده را به امتداد در فضا و حرکت پذیری تقلیل داد و کیفیات دیگر را غیر واقعی دانست ، علوم طبیعی امروز هم حرف او را تایید میکنند ، یعنی ماده را مشتمل بر ذراتی می دانند که با اندازه های مختلف در فضا در حرکتند
در اینجا سوال دیگری هم وجود دارد و ان اینکه دکارت از کجا حرکت را تشخیص می دهد ؟ چگونه می توان با تصوری روشن و متمایز حرکت را با تعقل بدست اورد و به ماده نسبت داد ؟ تصور حرکت در درون ما از کجاست ؟ زیرا تصور حرکت اصلا چیز روشنی نیست...
دکارت باز هم همانند گذشته که هر وقت مشکلی می خورد از متافیزیک یاری میجوید می گوید علت حرکت خداوند است و هم اوست که تصوری روشن و متمایز از حرکت را در ما گذاشته است ، ولی خداوند بعد از به حرکت انداختن جهان در کار ان دخالتی نمی کند ، یعنی خدای دکارت ، بعد از جرقه ی اولیه جهان را زدن دیگر کاری به جهان ندارد
از همین رو در کتاب از سقراط تا سارتر ت.ز.لاوین از زبان پاسکال می گوید:
"من هرگز دکارت را نمی بخشم . او در سرتاسر فلسفه ی خود دوست می داشت بتواند خدا را از سر وا کند ؛ اما او چاره ای جز این نداشت که حرکت اولیه ی جهان را به او واگذار کند ، پس از آن دیگر با خدا کاری نداشت"
از دیگر نکاتی که در مورد دکارت باید گفت این است که او در باره ی جهان نظریه ی مکانیستی دارد ، جهان هستی مانند یک دستگاه مکانیکی است که همه چیزش بر اساس قوانین عمل می کند ، دکارت حتی جانوران را هم اینگونه می بیند و می گوید این واقعیت که انها نمی توانند حرف بزنند و از زبان استفاده کنند بیانگر این نیست که عقل انها از عقل ادمی کمتر است بلکه بیانگر این است که انها اساسا عقل ندارند و مانند یک دستگاه مکانیکی هستند که طبق قوانین مکانیکی عمل می کنند و حتی ان دسته از اعمال انسان که به اندیشیدن مربوط نمی شوند هم مکانیکی است مانند ضربان قلب ، ولی انسان تفاوتی با جانوران دارد و ان اینکه انسان موجودی عقلانی ، معنوی و اخلاقیست (البته امروز می دانیم حرف او اشتباه است)
#دکارت_تا_کانت
#فلسفه
Schindler @Diiaazepam
دکارت (7) : تصور حرکت از کجاست؟
تا اینجا می توان گفت که به دکارت ، امتداد و حرکت را بدهید تا جهان را برای شما بسازد ، برای دکارت مساله این است که رنگ و بو و مزه و غیره ، ماده را نمیسازد بلکه این امتداد (فضا اشغال کردن) و حرکت هستند که سازنده جسم هستند
باید گفت که دکارت در اینجا کار بزرگی کرد ، یعنی کیفیات ماده را به امتداد در فضا و حرکت پذیری تقلیل داد و کیفیات دیگر را غیر واقعی دانست ، علوم طبیعی امروز هم حرف او را تایید میکنند ، یعنی ماده را مشتمل بر ذراتی می دانند که با اندازه های مختلف در فضا در حرکتند
در اینجا سوال دیگری هم وجود دارد و ان اینکه دکارت از کجا حرکت را تشخیص می دهد ؟ چگونه می توان با تصوری روشن و متمایز حرکت را با تعقل بدست اورد و به ماده نسبت داد ؟ تصور حرکت در درون ما از کجاست ؟ زیرا تصور حرکت اصلا چیز روشنی نیست...
دکارت باز هم همانند گذشته که هر وقت مشکلی می خورد از متافیزیک یاری میجوید می گوید علت حرکت خداوند است و هم اوست که تصوری روشن و متمایز از حرکت را در ما گذاشته است ، ولی خداوند بعد از به حرکت انداختن جهان در کار ان دخالتی نمی کند ، یعنی خدای دکارت ، بعد از جرقه ی اولیه جهان را زدن دیگر کاری به جهان ندارد
از همین رو در کتاب از سقراط تا سارتر ت.ز.لاوین از زبان پاسکال می گوید:
"من هرگز دکارت را نمی بخشم . او در سرتاسر فلسفه ی خود دوست می داشت بتواند خدا را از سر وا کند ؛ اما او چاره ای جز این نداشت که حرکت اولیه ی جهان را به او واگذار کند ، پس از آن دیگر با خدا کاری نداشت"
از دیگر نکاتی که در مورد دکارت باید گفت این است که او در باره ی جهان نظریه ی مکانیستی دارد ، جهان هستی مانند یک دستگاه مکانیکی است که همه چیزش بر اساس قوانین عمل می کند ، دکارت حتی جانوران را هم اینگونه می بیند و می گوید این واقعیت که انها نمی توانند حرف بزنند و از زبان استفاده کنند بیانگر این نیست که عقل انها از عقل ادمی کمتر است بلکه بیانگر این است که انها اساسا عقل ندارند و مانند یک دستگاه مکانیکی هستند که طبق قوانین مکانیکی عمل می کنند و حتی ان دسته از اعمال انسان که به اندیشیدن مربوط نمی شوند هم مکانیکی است مانند ضربان قلب ، ولی انسان تفاوتی با جانوران دارد و ان اینکه انسان موجودی عقلانی ، معنوی و اخلاقیست (البته امروز می دانیم حرف او اشتباه است)
#دکارت_تا_کانت
#فلسفه
Schindler @Diiaazepam
خجالت آور است تماشای کسی که آخر عمری خود راموشکافی میکند وبه این نتیجه میرسد تنها چیزی که با خود به گور میبرد، شرم زندگی نکردن است...
.
#تولتز
Nemo @Diiaazepam
.
#تولتز
Nemo @Diiaazepam
- نودلز: خواهرت چطوره؟
+ موگلی: خیلی وقته ندیدمش. اون الان ستارهی مشهوری شده.
- میشد حدس زد که همینطور میشه، نه؟...
همیشه از همون اول بازی میشه برنده و بازنده رو تشخیص داد.
"روزی روزگاری در آمریکا (Once Upon a Time in America) / سرجیو لئونه"
#فیلم
📷 goo.gl/2S5ysg
Nemo @Diiaazepam
+ موگلی: خیلی وقته ندیدمش. اون الان ستارهی مشهوری شده.
- میشد حدس زد که همینطور میشه، نه؟...
همیشه از همون اول بازی میشه برنده و بازنده رو تشخیص داد.
"روزی روزگاری در آمریکا (Once Upon a Time in America) / سرجیو لئونه"
#فیلم
📷 goo.gl/2S5ysg
Nemo @Diiaazepam
دکتر : بعضی وقتا احساس
افسردگی می کنم این حس منو می ترسونه
قاضی : خب میتونی با دارو کنترلش کنی ..!؟
دکتر : ترجیح میدم بدون دارو این کارو بکنم
قاضی : پس توام به دارو اعتقاد نداری
دکتر : مگه تو به عدالت اعتقاد داری .؟
آگاتا کریستی | سپس هیچکدام باقی نماندند
Nemo @Diiaazepam
افسردگی می کنم این حس منو می ترسونه
قاضی : خب میتونی با دارو کنترلش کنی ..!؟
دکتر : ترجیح میدم بدون دارو این کارو بکنم
قاضی : پس توام به دارو اعتقاد نداری
دکتر : مگه تو به عدالت اعتقاد داری .؟
آگاتا کریستی | سپس هیچکدام باقی نماندند
Nemo @Diiaazepam
زان می عشق کز او پخته شود هر خامی
گر چه ماه رمضان است بياور جامی
روزها رفت که دست من مسکين نگرفت
زلف شمشادقدی ساعد سيم اندامی
روزه هر چند که مهمان عزيز است ای دل
صحبتش موهبتی دان و شدن انعامی
مرغ زيرک به در خانقه اکنون نپرد
که نهادهست به هر مجلس وعظی دامی
گله از زاهد بدخو نکنم رسم اين است
که چو صبحی بدمد در پی اش افتد شامی
يار من چون بخرامد به تماشای چمن
برسانش ز من ای پيک صبا پيغامی
آن حريفی که شب و روز می صاف کشد
بود آيا که کند ياد ز دردآشامی
حافظا گر ندهد داد دلت آصف عهد
کام دشوار به دست آوری از خودکامی
Diamond @Diiaazepam
گر چه ماه رمضان است بياور جامی
روزها رفت که دست من مسکين نگرفت
زلف شمشادقدی ساعد سيم اندامی
روزه هر چند که مهمان عزيز است ای دل
صحبتش موهبتی دان و شدن انعامی
مرغ زيرک به در خانقه اکنون نپرد
که نهادهست به هر مجلس وعظی دامی
گله از زاهد بدخو نکنم رسم اين است
که چو صبحی بدمد در پی اش افتد شامی
يار من چون بخرامد به تماشای چمن
برسانش ز من ای پيک صبا پيغامی
آن حريفی که شب و روز می صاف کشد
بود آيا که کند ياد ز دردآشامی
حافظا گر ندهد داد دلت آصف عهد
کام دشوار به دست آوری از خودکامی
Diamond @Diiaazepam
همیشه هم خوب نیست که طرف مقابل از احساس شما با خبر شود, گاهی افراد ظرفیت دوست داشته شدن از سوی دیگران را ندارند!
جویس اوتس
Diamond @Diiaazepam
جویس اوتس
Diamond @Diiaazepam
● مقدس ترین تعطیلات آن هایی هستند که در #سکوت و #تنهایی و به دور از دیگران برای خود برگزار می کنیم، همان سالگردهای مخفیانه ی قلبی.
هنری لانگ فلو
Schindler @Diiaazepam
هنری لانگ فلو
Schindler @Diiaazepam
Forwarded from Diazepam
تنها چیزی که از من دلجویی میکرد امید نیستی پس از مرگ بود. فکر زندگی دوباره مرا میترسانید و خسته میکرد. من هنوز به این دنیایی که در آن زندگی میکردم انس نگرفته بودم، دنیای دیگر به چه درد من میخورد؟!
#صادق_هدايت
#بوف_كور
Diamond @Diiaazepam
#صادق_هدايت
#بوف_كور
Diamond @Diiaazepam
🎂 #HBD 👏
🕴《 Christoph WaltZ 》😍 #61
🏷 04 Oct 1956
📂 Filmography 👇
📽 - Django Unchained ⭕️
📽 - Inglourious Basterds ✡️
📽 - Spectre ⚫️
➖┄┄┅━❅❅━┅┄┄➖
Nemo @Diiaazepam
🕴《 Christoph WaltZ 》😍 #61
🏷 04 Oct 1956
📂 Filmography 👇
📽 - Django Unchained ⭕️
📽 - Inglourious Basterds ✡️
📽 - Spectre ⚫️
➖┄┄┅━❅❅━┅┄┄➖
Nemo @Diiaazepam
در حالی که پرستار مشغول تزریق بود. ورونیکا دوباره پرسید : "چقدر وقت دارم؟"
"بیست و چهار ساعت, شاید کم تر"
ورونیکا سرش را پایین انداخت و لبش را گزید. اما توانست بر خودش غلبه کند.
" میخواهم دو خواهش بکنم. اول ,دارویی به من بدهید تزریقی یا هر طور دیگر تا بتوانم بیدار بمانم واز هر لحظه باقی مانده زندگی ام لذت ببرم. من خیلی خسته ام اما نمیخواهم بخوابم. کارهای زیادی دارم کارهایی که همیشه در روزهایی که فکر میکردم زندگی تا ابد ادامه دارد به آینده موکول کرده ام. کارهایی که وقتی به این فکر افتادم که زندگی ارزش زیستن ندارد, علاقه را به آنها از دست دادم. "
"و خواهش دوم چیست؟"
می خواهم اینجا را ترک کنم تا خارج از اینجا بمیرم.میخواهم قلعه لیوبلینا را ببینم. همیشه همان جا بوده و من هیچوقت کنجکاو نبوده ام که بروم و از نزدیک ببینمش. میخواهم با زنی که در زمستان شاه بلوط و در تابستان گل می فروشد, صحبت کنم.بار ها از کنار هم رد شده ایم, و هیچ وقت از او نپرسیده ام حالش چطور است.و میخواهم بدون بالاپوش بیرون بروم و در برف قدم بزنم میخواهم بفهمم سرمای بیش از حد یعنی چه؟!! من که همیشه گرم میپوشیدم, همیشه انقدر از سرما خوردگی می ترسیدم.
خلاصه دکتر،میخواهم باران را روی صورتم احساس کنم,به هر مردی که خوشم می آید لبخند بزنم,تمام قهوه هایی را که ممکن است مردها برایم بخرند بپذیرم.
می خواهم مادرم را ببوسم بگویم دوستش دارم در دامنش گریه کنم بدون اینکه از نشان دادن احساسم خجالت بکشم.احساسات من همیشه بوده اند، فقط پنهان شان می کردم.
.
#پائولو_کوئلیو
ورونیکا تصمیم میگیرد بمیرد
Nemo @Diiaazepam
"بیست و چهار ساعت, شاید کم تر"
ورونیکا سرش را پایین انداخت و لبش را گزید. اما توانست بر خودش غلبه کند.
" میخواهم دو خواهش بکنم. اول ,دارویی به من بدهید تزریقی یا هر طور دیگر تا بتوانم بیدار بمانم واز هر لحظه باقی مانده زندگی ام لذت ببرم. من خیلی خسته ام اما نمیخواهم بخوابم. کارهای زیادی دارم کارهایی که همیشه در روزهایی که فکر میکردم زندگی تا ابد ادامه دارد به آینده موکول کرده ام. کارهایی که وقتی به این فکر افتادم که زندگی ارزش زیستن ندارد, علاقه را به آنها از دست دادم. "
"و خواهش دوم چیست؟"
می خواهم اینجا را ترک کنم تا خارج از اینجا بمیرم.میخواهم قلعه لیوبلینا را ببینم. همیشه همان جا بوده و من هیچوقت کنجکاو نبوده ام که بروم و از نزدیک ببینمش. میخواهم با زنی که در زمستان شاه بلوط و در تابستان گل می فروشد, صحبت کنم.بار ها از کنار هم رد شده ایم, و هیچ وقت از او نپرسیده ام حالش چطور است.و میخواهم بدون بالاپوش بیرون بروم و در برف قدم بزنم میخواهم بفهمم سرمای بیش از حد یعنی چه؟!! من که همیشه گرم میپوشیدم, همیشه انقدر از سرما خوردگی می ترسیدم.
خلاصه دکتر،میخواهم باران را روی صورتم احساس کنم,به هر مردی که خوشم می آید لبخند بزنم,تمام قهوه هایی را که ممکن است مردها برایم بخرند بپذیرم.
می خواهم مادرم را ببوسم بگویم دوستش دارم در دامنش گریه کنم بدون اینکه از نشان دادن احساسم خجالت بکشم.احساسات من همیشه بوده اند، فقط پنهان شان می کردم.
.
#پائولو_کوئلیو
ورونیکا تصمیم میگیرد بمیرد
Nemo @Diiaazepam
بابت آن روزى كه بايد براى رويام مى جنگيدم و نجنگيدم
از خودم معذرت مى خوام...
.
آغوشى_براى_يك_سفر_طولانى
سیدمحمدمرکبیان
Nemo @Diiaazepam
از خودم معذرت مى خوام...
.
آغوشى_براى_يك_سفر_طولانى
سیدمحمدمرکبیان
Nemo @Diiaazepam
يک سوم زندگی رو در خواب هستيم
و شايد وقتی که در خواب هستیم
زمانیه که بیشتر از هر وقتی احساس آزادی میکنيم.
"او (Her) / اسپایک جونز"
#فیلم
Nemo @Diiaazepam
و شايد وقتی که در خواب هستیم
زمانیه که بیشتر از هر وقتی احساس آزادی میکنيم.
"او (Her) / اسپایک جونز"
#فیلم
Nemo @Diiaazepam
بر چادرِ قدیمیِ مادر
بگذار مثل ابر ببارم
شاید خدات معجزهای کرد
با اینکه اعتقاد ندارم...
سید مهدی موسوی
Diamond @Diiaazepam
بگذار مثل ابر ببارم
شاید خدات معجزهای کرد
با اینکه اعتقاد ندارم...
سید مهدی موسوی
Diamond @Diiaazepam
پسر بچه داشت با دستمال کاغذی که روی فرش افتاده بود،چشمش را پاک میکرد.
شیرین خانوم برای زن همسایه داشت میگفت:به این دختره احمق گفتم با شوهر عوضیت سر کن،طلاق نگیر.حالا تا اخر عمرش باید بشینه ور دل من،مگه دیگه شوهر گیرش میاد.
زن همسایه زد پس کله ی پسر بچه اش و گفت:اون دستمال و نمال به چشمت،استفاده شده.
بعد برای همدردی به شیرین خانوم گفت:راست میگی به خدا مردم خیلی بد شدن.
#شرق_غمگین
#علی_توکلی
Schindler @Diiaazepam
شیرین خانوم برای زن همسایه داشت میگفت:به این دختره احمق گفتم با شوهر عوضیت سر کن،طلاق نگیر.حالا تا اخر عمرش باید بشینه ور دل من،مگه دیگه شوهر گیرش میاد.
زن همسایه زد پس کله ی پسر بچه اش و گفت:اون دستمال و نمال به چشمت،استفاده شده.
بعد برای همدردی به شیرین خانوم گفت:راست میگی به خدا مردم خیلی بد شدن.
#شرق_غمگین
#علی_توکلی
Schindler @Diiaazepam
ﻫﯿﭻ ﺑﯿﺸﻪ ﺍﯼ ﺑﯽ ﺧﺎﻃﺮﻩ ﻧﯿﺴﺖ
ﺍﺯ ﻫﻢ ﺁﻏﻮﺷﯽ ﺑﺎ ﺑﺎﺩﻫﺎ
ﻭ ﻫﯿﭻ ﺟﻨﮕﻠﯽ ﻋﺎﺷﻖ ﻧﺸﺪﻩ
ﻣﮕﺮ ﺑﺎ ﺑﻮﺳﻪ ﻫﺎﯼ ﺑﺎﺭﺍﻥ
ﺗﻨﻬﺎ ﻣﻨﻢ
ﮐﻪ ﺯﻧﺪﻩ ﻣﺎﻧﺪﻩ ﺍﻡ
ﺩﺭ ﻫﻮﺍﯼ ﺗﻮ
ﺑﯽ ﺁﻧﮑﻪ ﺑﭙﯿﭽﺪ
ﺩﺭ ﻧﻔﺲ ﻫﺎﯾﻢ ...
#احمد_شاملو
Schindler @Diiaazepam
ﺍﺯ ﻫﻢ ﺁﻏﻮﺷﯽ ﺑﺎ ﺑﺎﺩﻫﺎ
ﻭ ﻫﯿﭻ ﺟﻨﮕﻠﯽ ﻋﺎﺷﻖ ﻧﺸﺪﻩ
ﻣﮕﺮ ﺑﺎ ﺑﻮﺳﻪ ﻫﺎﯼ ﺑﺎﺭﺍﻥ
ﺗﻨﻬﺎ ﻣﻨﻢ
ﮐﻪ ﺯﻧﺪﻩ ﻣﺎﻧﺪﻩ ﺍﻡ
ﺩﺭ ﻫﻮﺍﯼ ﺗﻮ
ﺑﯽ ﺁﻧﮑﻪ ﺑﭙﯿﭽﺪ
ﺩﺭ ﻧﻔﺲ ﻫﺎﯾﻢ ...
#احمد_شاملو
Schindler @Diiaazepam
در نظربازی ما بیخبران حیرانند
من چنینم که نمودم دگر ایشان دانند
عاقلان نقطه پرگار وجودند ولی
عشق داند که در این دایره سرگردانند
جلوه گاه رخ او دیده من تنها نیست
ماه و خورشید همین آینه میگردانند
عهد ما با لب شیرین دهنان بست خدا
ما همه بنده و این قوم خداوندانند
مفلسانیم و هوای می و مطرب داریم
آه اگر خرقه پشمین به گرو نستانند
وصل خورشید به شبپره اعمی نرسد
که در آن آینه صاحب نظران حیرانند
لاف عشق و گله از یار زهی لاف دروغ
عشقبازان چنین مستحق هجرانند
مگرم چشم سیاه تو بیاموزد کار
ور نه مستوری و مستی همه کس نتوانند
گر به نزهتگه ارواح برد بوی تو باد
عقل و جان گوهر هستی به نثار افشانند
زاهد ار رندی حافظ نکند فهم چه شد
دیو بگریزد از آن قوم که قرآن خوانند
گر شوند آگه از اندیشه ما مغبچگان
بعد از این خرقه صوفی به گرو نستانند
#حافظ
Diamond @Diiaazepam
من چنینم که نمودم دگر ایشان دانند
عاقلان نقطه پرگار وجودند ولی
عشق داند که در این دایره سرگردانند
جلوه گاه رخ او دیده من تنها نیست
ماه و خورشید همین آینه میگردانند
عهد ما با لب شیرین دهنان بست خدا
ما همه بنده و این قوم خداوندانند
مفلسانیم و هوای می و مطرب داریم
آه اگر خرقه پشمین به گرو نستانند
وصل خورشید به شبپره اعمی نرسد
که در آن آینه صاحب نظران حیرانند
لاف عشق و گله از یار زهی لاف دروغ
عشقبازان چنین مستحق هجرانند
مگرم چشم سیاه تو بیاموزد کار
ور نه مستوری و مستی همه کس نتوانند
گر به نزهتگه ارواح برد بوی تو باد
عقل و جان گوهر هستی به نثار افشانند
زاهد ار رندی حافظ نکند فهم چه شد
دیو بگریزد از آن قوم که قرآن خوانند
گر شوند آگه از اندیشه ما مغبچگان
بعد از این خرقه صوفی به گرو نستانند
#حافظ
Diamond @Diiaazepam
دلتنگی
خوشه انگور سیاه است
لگد کوبش کن
لگد کوبش کن
بگذار ساعتی
سربسته بماند
مستت می کند اندوه
#شمس_لنگرودی
Schindler @Diiaazepam
خوشه انگور سیاه است
لگد کوبش کن
لگد کوبش کن
بگذار ساعتی
سربسته بماند
مستت می کند اندوه
#شمس_لنگرودی
Schindler @Diiaazepam