انتظار سخت است
فراموش کردن هم سخت است
اما اینکه ندانی...
باید انتظار بکشی
یا فراموش کنی
از همه سخت تر است...
#پائولو_کوئلیو
Lachrymose @Diiaazepam
فراموش کردن هم سخت است
اما اینکه ندانی...
باید انتظار بکشی
یا فراموش کنی
از همه سخت تر است...
#پائولو_کوئلیو
Lachrymose @Diiaazepam
دست بردار از این فکر
که تمام مدت "مزاحمی" !
که شخص کنارت را اذیت میکنی !
اگر مردم از تو خوششان نمیآید
میتوانند اعتراض کنند؛
اگر شهامت اعتراض ندارند
مشکل خودشان است ...
#پائولو_کوئلیو
Ugmid @Diiaazepam
که تمام مدت "مزاحمی" !
که شخص کنارت را اذیت میکنی !
اگر مردم از تو خوششان نمیآید
میتوانند اعتراض کنند؛
اگر شهامت اعتراض ندارند
مشکل خودشان است ...
#پائولو_کوئلیو
Ugmid @Diiaazepam
سقوط از طبقه سوم همانقدر درد آور است كه سقوط از طبقه صدم ! اگر قرار است سقوط كنم، بگذار از جايی بلند باشد، نه پَست !
#پائولو_کوئلیو
Lachrymose @Diiaazepam
#پائولو_کوئلیو
Lachrymose @Diiaazepam
وقتی آدم هر روز همان افراد را ببیند،آنها کم کم جزیی از زندگیش می شوند و آن وقت می خواهند که او هم به آدم دیگری تبدیل شود.
اگر آدم آنطور که دیگران می خواهد، نشوند از دستش عصبانی خواهند شد.
هرکسی فکر می کند که می داند دیگران چگونه باید زندگی کنند،اما هیچکس برای زندگی خود ایده ای ندارد.
# کیمیاگر
#پائولو_کوئلیو
Diamond @Diiaazepam
اگر آدم آنطور که دیگران می خواهد، نشوند از دستش عصبانی خواهند شد.
هرکسی فکر می کند که می داند دیگران چگونه باید زندگی کنند،اما هیچکس برای زندگی خود ایده ای ندارد.
# کیمیاگر
#پائولو_کوئلیو
Diamond @Diiaazepam
در حالی که پرستار مشغول تزریق بود. ورونیکا دوباره پرسید : "چقدر وقت دارم؟"
"بیست و چهار ساعت, شاید کم تر"
ورونیکا سرش را پایین انداخت و لبش را گزید. اما توانست بر خودش غلبه کند.
" میخواهم دو خواهش بکنم. اول ,دارویی به من بدهید تزریقی یا هر طور دیگر تا بتوانم بیدار بمانم واز هر لحظه باقی مانده زندگی ام لذت ببرم. من خیلی خسته ام اما نمیخواهم بخوابم. کارهای زیادی دارم کارهایی که همیشه در روزهایی که فکر میکردم زندگی تا ابد ادامه دارد به آینده موکول کرده ام. کارهایی که وقتی به این فکر افتادم که زندگی ارزش زیستن ندارد, علاقه را به آنها از دست دادم. "
"و خواهش دوم چیست؟"
می خواهم اینجا را ترک کنم تا خارج از اینجا بمیرم.میخواهم قلعه لیوبلینا را ببینم. همیشه همان جا بوده و من هیچوقت کنجکاو نبوده ام که بروم و از نزدیک ببینمش. میخواهم با زنی که در زمستان شاه بلوط و در تابستان گل می فروشد, صحبت کنم.بار ها از کنار هم رد شده ایم, و هیچ وقت از او نپرسیده ام حالش چطور است.و میخواهم بدون بالاپوش بیرون بروم و در برف قدم بزنم میخواهم بفهمم سرمای بیش از حد یعنی چه؟!! من که همیشه گرم میپوشیدم, همیشه انقدر از سرما خوردگی می ترسیدم.
خلاصه دکتر،میخواهم باران را روی صورتم احساس کنم,به هر مردی که خوشم می آید لبخند بزنم,تمام قهوه هایی را که ممکن است مردها برایم بخرند بپذیرم.
می خواهم مادرم را ببوسم بگویم دوستش دارم در دامنش گریه کنم بدون اینکه از نشان دادن احساسم خجالت بکشم.احساسات من همیشه بوده اند، فقط پنهان شان می کردم.
.
#پائولو_کوئلیو
ورونیکا تصمیم میگیرد بمیرد
Nemo @Diiaazepam
"بیست و چهار ساعت, شاید کم تر"
ورونیکا سرش را پایین انداخت و لبش را گزید. اما توانست بر خودش غلبه کند.
" میخواهم دو خواهش بکنم. اول ,دارویی به من بدهید تزریقی یا هر طور دیگر تا بتوانم بیدار بمانم واز هر لحظه باقی مانده زندگی ام لذت ببرم. من خیلی خسته ام اما نمیخواهم بخوابم. کارهای زیادی دارم کارهایی که همیشه در روزهایی که فکر میکردم زندگی تا ابد ادامه دارد به آینده موکول کرده ام. کارهایی که وقتی به این فکر افتادم که زندگی ارزش زیستن ندارد, علاقه را به آنها از دست دادم. "
"و خواهش دوم چیست؟"
می خواهم اینجا را ترک کنم تا خارج از اینجا بمیرم.میخواهم قلعه لیوبلینا را ببینم. همیشه همان جا بوده و من هیچوقت کنجکاو نبوده ام که بروم و از نزدیک ببینمش. میخواهم با زنی که در زمستان شاه بلوط و در تابستان گل می فروشد, صحبت کنم.بار ها از کنار هم رد شده ایم, و هیچ وقت از او نپرسیده ام حالش چطور است.و میخواهم بدون بالاپوش بیرون بروم و در برف قدم بزنم میخواهم بفهمم سرمای بیش از حد یعنی چه؟!! من که همیشه گرم میپوشیدم, همیشه انقدر از سرما خوردگی می ترسیدم.
خلاصه دکتر،میخواهم باران را روی صورتم احساس کنم,به هر مردی که خوشم می آید لبخند بزنم,تمام قهوه هایی را که ممکن است مردها برایم بخرند بپذیرم.
می خواهم مادرم را ببوسم بگویم دوستش دارم در دامنش گریه کنم بدون اینکه از نشان دادن احساسم خجالت بکشم.احساسات من همیشه بوده اند، فقط پنهان شان می کردم.
.
#پائولو_کوئلیو
ورونیکا تصمیم میگیرد بمیرد
Nemo @Diiaazepam
خدایا من سزاوار آن چه بر سرم آمد نبودم.اگر تو بر من چنین کردی، من هم میتوانم با دیگران چنین کنم.عدالت همین است.
شیطان وحشت کرد.
آن مرد رو به خدا کفر میگفت، اما پس از دو سال این نخستین بار بود که میشنید مرد رو به خدا سخن میگوید!
این نشانه ی بدی بود.
شیطان و دوشیزه پریم
#پائولو_کوئلیو
Ugmid @Diiaazepam
شیطان وحشت کرد.
آن مرد رو به خدا کفر میگفت، اما پس از دو سال این نخستین بار بود که میشنید مرد رو به خدا سخن میگوید!
این نشانه ی بدی بود.
شیطان و دوشیزه پریم
#پائولو_کوئلیو
Ugmid @Diiaazepam