Diazepam
78 subscribers
2.42K photos
56 videos
47 files
104 links
تنها راه نجات آگاهي است🕊
با شعر📝، با كتاب📕، موسيقي🎵، با فيلم📽، با ما با ديازپام💊 قدم بزنيد...
Download Telegram
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
جنگجوتاکه#عاشق رادرنیافته است یک قُلدراست، مزدوری که نه برای قلب خویش که برای اعتباری که سیستم به اومی‌دهد می‌جنگد.مردان تابا#آنیما وجه(زنانۀ درون خویش)آشتی نکنندزندگی برایشان وقتی دیگراست
@Diiaazepam
در نامهِ دیروزت
چراغی کوچک برایم فرستاده بودی
منِ تاریک
روشنش که کردم
در آیینه روبرویم
خود را دیدم
که تاریخی هستم تیره و تار
از مردانی که
چراغ را در زن کشتند!

شیرکو بی کس

Schindler @Diiaazepam
خلاصه و جمع بندي آنچه از دكارت گفته شد.

#دكارت_تا_كانت
#فلسفه

Schindler @Diiaazepam
Diazepam
خلاصه و جمع بندي آنچه از دكارت گفته شد. #دكارت_تا_كانت #فلسفه Schindler @Diiaazepam
از دکارت تا کانت ...
دکارت (8) : خلاصه و جمع بندی
برای اینکه تفکر دکارت در ذهن باقی بماند تصمیم گرفتم یک خلاصه یا یک جمع بندی از او داشته باشم و با یک نتیجه گیری مهم از او در پست بعدی ، مبحث اسپینوزا را باز می کنم
خلاصه و جمع بندی:
دکارت در اغاز کار تصمیم میگیرد فلسفه را مانند ریاضیات ، مجموعه ای از امور یقینی کند ، در پی ان تصمیم می گیرد به همه چیز شک کند ، در پایان شک های خود به این نتیجه می رسد که وجود دارم که شک می کنم و اصل کوژیتو (می اندیشم پس هستم) را ارائه می دهد ، در ادامه تصمیم می گیرد جهان مادی را اثبات کند ولی برای اثبات ان نیاز دارد ، خدا را اثبات کند تا شر شیطان خبیث را کم کند ، با سه برهان وجودی خدا را اثبات می کند و بعد از ان با دلایلی وجود جهان را اثبات می کند ، تا به اینجا او وجود سه جوهر را اثبات می کند که عبارتند از : خداوند / نفس (روح یا اندیشه) / جسم (مادی)
و در ادامه گفتیم تحت تاثیر نظرات کوپرنیک و گالیله ماده را دارای دو نوع کیفیت واقعی (امتداد و حرکت) و کیفیاتی وابسته به ما (مانند رنگ ، بو ، مزه و...) می داند و در مورد جهان هستی ، انرا یک دستگاه مکانیکی غول پیکر می داند
این تمام ان چیزی بود که از دکارت گفتیم و این جمع بندی سبب می شود کلیات تاملات او و بعبارتی اصل فلسفه ی او در ذهن بماند
****************
با دیدن عنوان تاملات او هم می توان فهمید که در هر تامل چه تفکری را ارائه داده است:
تامل اول اول دکارت:
درباره اموری که ممکن است مورد شک واقع شود
(ابتدای شروع شک کردن دکارت)
تامل دوم:
درباره اینکه شناخت نفس، از شناخت بدن ، آسانتر است
(که کوژیتو را از ان استخراج میکند)
تامل سوم:
درباره خداوند و این که او وجود دارد
(اثبات خدا برای رسیدن به یقینیات دیگر در پله های بعدی)
تامل چهارم:
درباره ماهیت حقیقت و خطا
(چه تصوراتی حقیقت و چه تصوراتی خطا افرین هستند)
تامل پنجم:
درباره ماهیت اشیاء مادی و بار دیگر اثبات وجود خداوند
(اثبات جوهر مادی)
تامل ششم:
درباره تمایز نفس از بدن
****************
در اخر اینکه :
بعد از دکارت این سوال ها بوجود امد که اگر جوهر مادی و جوهر نفسانی دو چیزکاملا مجزا از هم هستند پس چگونه بر روی هم تاثیر می گذارند ؟ مثلا چرا وقتی من شرمنده میشوم عرق بر پیشانی ام می نشیند ؟
دکارت برای خالی نبودن عریضه گفت که غده ی صنوبری سبب ارتباط بین روح و جسم است
سوال مهم بعدی در مورد جبر و اختیار بود ، اگر تمام عالم مکانیکی است ، انسان چطور ؟ خود دکارت می گفت : انسان دارای دو ساحت است ، یکی جوهر مادیست که کاملا مکانیکی است و تمام کارهای ان نتیجه ضروری یک سری علل است ولی انسان دارای جوهر نفسانی نیز هست و به عنوان اندیشنده در رفتارها و کنش های خود ، کاملا مختار و ازاد است
با سپاس / اهورا

#دكارت_تا_كانت
#فلسفه

Schindler @Diiaazepam
Diazepam
خلاصه و جمع بندي آنچه از دكارت گفته شد. #دكارت_تا_كانت #فلسفه Schindler @Diiaazepam
از دکارت تا کانت ...
دکارت (9) : نتیجه گیری
از تمام پست هایی که گذشت یک نتیجه گیری کلی داشته باشیم خالی از لطف نیست
این نتیجه گیری برایم بسیار مهم بود ، زیرا مسائل مهمی از این نتیجه گیری روشن می شود
اهمیت دکارت در تاریخ فلسفه در کجاست ؟ چرا دکارت را با وجود این همه خطای فاحش و اعتقاد جزمی که بخاطر جدا نشدن اندیشه ی او از فلسفه ی مدرسی است تا این حد با اهمیت می دانند ؟ دکارت با این تفکرات یا بهتر بگوییم تاملات چه کار مهمی در فلسفه کرد؟
مگر نه این است که گفتیم "می اندیشم پس هستم" یا بعبارتی اصل کوژیتوی او ایراد دارد ؟
ابن سینا در اشارات و تنبیهات انصافا به حق ، دکارت را رد می کند و هیوم هم که برای خود ماجرایی جداگانه دارد
مگر نه این است که گفتیم برهان های او در اثبات وجود خدا ، نامعتبر است و توسط کانت رد می شوند ؟
مگر نه این است که دوگانه انگاری (ثنویت) او به بن بست می خورد؟ طوری که حتی خودش هم فهمید نمی تواند پاسخ دهد که اگر روح و جسم دو جوهر مجزا هستند پس چگونه بر روی هم تاثیر می گذارند و برای اینکه چیزی گفته باشد که خالی از عریضه نباشد پاسخ داد روح و جسم از طریق غده ی صنوبری (pineal gland) با هم در ارتباط هستند
پس چه چیزی دکارت را تا این حد مهم کرده است ؟
اهمیت دکارت :
اول اینکه دکارت در ابتدای کار خود تقکرنو و بدیعی را در پیش گرفت ، او گفت می خواهم فلسفه را هم مانند ریاضیات به گونه ای بسازم که داده های ان ، همه بدیهی یقینی باشند
در قدم بعدی دکارت تصمیم گرفت ببیند می تواند به همه چیز شک کند یا خیر؟ که پاسخ مثبت بود ولی نکته مهم کار او این بود که او همه چیز را پله پله به وادی شک برد ولی وقتی می خواست این پله ها را برگردد و یقینیات را بسازد قدمش سست شد و دائما دست به دامن تفاسیر و براهینی شد که پر بودند از خطاهای فاحش ...
دکارت چه قوی و چه ضعیف روند شک را به خوبی طی کرد ولی در بازگشت پله ها ، واقعا با مشکل روبرو شد و از اینجا موتور شک گرایی ای را دوباره روشن کرد که سالها قبل سوفیست ها انرا استارت زده بودند و مدرسی ها طی قرن ها تلاش انرا خاموش (یا پنهان) کرده بودند
نکته مهم دیگر در مورد او این است که او توانست اثبات کند که بسیاری از کیفیات ، مادی نیستند و خارج از ما وجود ندارند (مثل رنگ و بو و مزه) و وجود انها قائم به حضور ماست ، این بخش تفکرات او ، در اینده (چنان که می بینیم) محل بحث های فراوانی بخصوص در بین تجربه گرایان شد ، تا جایی که اسقف بارکلی از راه رسید و برای اینکه اثبات کند جهان ماتریالیستی دکارت و لاک (که به زعم او منجر به شکاکیت نسبت به وجود خدا می شد) واقعی نیست ، نظراتی را اورد که ثابت می کرد اصلا جهان مادی و جوهر مادی وجود ندارد و هر چه هست از مقوله اندیشه است ، بارکلی می خواست شک به وجود خدا را از بین ببرد ، ناخواسته کاری کرد که نه تنها خدا ، بلکه جهان مادی هم زیر سوال برود ، به قول معروف ، خواست ابرو را درست کند چشمش را هم کور کرد
در مورد دکارت نکات بسیار مهم دیگری هم هست ، مثلا من ای که دکارت ثابت می کند در اینده مورد بحث قرار گرفت و نقطه اتکای تفکر مدرن و نیز بسیاری از فلاسفه برای ساختن نظام فلسفی شان شد (چه با تایید و چه با انکار و چه با نقد روی این من جوهری) ، یا اینکه تفکر او تحت تاثیر کوپرنیک و گالیه فصل جدیدی از مبحث جبر و اختیار در غرب باز کرد ، یا اینکه بن بست فکری او در مورد دوئالیسم (ثنویت) مابعدالطبیعی اش سبب شد اندیشه های فکری متفاوتی در غرب پدید اید و در اخر اینکه عقل گرایی جزمی او سبب شد در نقطه ی مقابل او ، فیلسوف بزرگ و قدرتمندی به نام "جان لاک" با سلاح نیرومند تجربه گرایی پدید اید که من خودم شخصا فکر میکنم موثرترین فیلسوف پیش از کانت در عصر روشنگریست.

#دكارتت_تا_كانت
#فلسفه

Schindler @Diiaazepam
کارش شده گریه کردن.شب ها تا صبح گریه میکند.برای بچه ی سه ساله ی زنی که شوهرش معتاد است.برای دختر بیست و هشت ساله ای که هنوز در خانه ماندهو افسردگی گرفته.برای دختر چهارده ساله ای که در روستا به هنگام زایمان از دنیا رفت.برای مردی که از کار اخراج شده و دارد فرش خانه را می فروشد.برای مادر بزرگی که دیگر نمیتواند حرف یزند و بی صدا روی تخت افتاده.برای پیر مردی که بی اختیار خودش را خیس میکند و از بچه هایش خجالت میک شد.برای پدری که میداند دخترش خود فروشی میکند.برای پسری که فهمیده پدرش فروشنده ی مواد مخدر است.گاهی برای گریه کردن وقت کم می آورد.

#شرق_غمگین
#علی_توکلی

Schindler @Diiaazepam
.
باید به فکر ساختن یک بادبادک بود،
هنوز هم با مشتی نخ و کمی کاغذ
می‌شود به گیس طلای خورشید رسید.
کودکی که با مسلسل بازی کند،
جهان را نجات نخواهد داد...
.
مقدمه کتاب یک مرد
اوریانا فالاچی


Nemo @Diiaazepam
مارکو: از بوسه من خوشت نیومد؟
ورونیکا: کاش گناه نبود تا کاملا لذت می بردم..
مارکو: ما گناه می کنیم تا خدا بخشنده بمونه ...

"پائولو کوئیلو"
از کتاب: ورونیکا تصمیم می گیرد بمیرد

Schindler @Diiaazepam
Forwarded from Diazepam
نصرت رحمانی پدیده ای فراتر از شعرش بود اگر بسیاری از شاعران ما در شعرشان آوانگاردتر و پیش بینی ناپذیرتر از زندگی روزمره شان بوده اند, رحمانی گاهی حتی از دیوارهای بلند شعرش عبور می کرد و زندگی نامتعارف تری را پی می گرفت. اگر فروغ فرخزاد را برای عرضه زنانگی در شعرش شاعری جسور می دانیم نصرت رحمانی شاعری بود که تمام زوایای زندگی اش را در شعرش می ریخت. آن بند از شعر او که از زبان مادرش می گوید؛ «نصرت شنیده ام تریاک می کشی؟))

نصرت! چه می کنی سر این پرتگاه ژرف

با پای خویش، تن به دل خاک می کشی

گم گشته ای به پهنه تاریک زندگی

نصرت! شنیده ام که تو تریاک می کشی

نصرت! تو شمع روشن یک خانواده ای

این دست کیست در رهِ بادت نشانده است؟

پرهیز کن ز قافله سالار راه مرگ

چون، چشم بسته بر سر چاهت کشانده است!

بیش از سه ماه رفته که شعری نگفته ای

ای مرغ خوش نوا ز چه خاموش گشته ای؟

روزی به خویش آیی و بینی که ای... دریغ

با این همه هنر، تو فراموش گشته ای!

هر شب که مست دست به دیوار می کِشی

از خواب می جهد پدرت، آه... می کِشد!

نجوا کنان به ناله سراید:"که این جوان

گردونه امید به بیراه می کشد"

دیشب ملیحه دختر همسایه طعنه زد:

"آمد دوباره شاعر بد نام شهر ما!"

مادر!... بس است...

وای...

فراموش کن مرا.

باید که گفت : شاعر ناکام شهر ما!

مادر! به تنگ آمده ام از دست ناکسان

دست از سرم بدار، نمی دانی چه می کشم

دردیست بر دلم که نگنجد به عالمی

این درد، کِی به گفته در آید که می کشم؟

نصرت! از آن مردم خویشی، نه مال خود

زنهار! تیرگی زند راه نام تو

هر گوش، منتظر به سرود تو مانده است!

" نصرت!"شرنگ مرگ نریزد به جام تو!

#نصرت_رحمانی

Schindler @Diiaazepam
Forwarded from Diazepam
خوردني ها را
در فاصله جنگ ها خوردم
خواب را، در ميان مردم کش ها خفتم
بي پروا عشق ورزيدم وطبيعت رانابردبار يافتم
چنين گذشت عمري كه در زمين به من بخشيدند

#برتولت_برشت

Blueish @Diiaazepam
ـ پنجره
بگشای از هم ،
چون کتابِ قصۀ ی خورشید ...
تا امیدم باز جوید
در صدف های دهان رنج !
صبح مروارید تابش را
به ژرفاژرفِ این دریای دورافتادۀ ی نومید ...

#احمد_شاملو

Nemo @Diiaazepam
آن سفر کرده که صد قافله دل همره اوست
هر کجا هست خدایا به سلامت دارش...
.
حافظ

Nemo @Diiaazepam
زندگی همینه دیگه... مثل قمارخونه می‌مونه.
می‌بری، می‌بازی، ولی آخرش همیشه قمارخونه‌ست که برنده نهائیه، ولی معنیش این نیست که به تو خوش نگذشته!


شالوده شکنی هری (Deconstructing Harry) / وودی آلن
#فیلم
📷 goo.gl/eCqxDk

Nemo @Diiaazepam
اولين شاعر جهان
بسيار رنج برده است
آنگاه که تيروکمانش را کنار گذاشت
وکوشيد برای يارانش
آنچه راکه هنگام غروب خورشيد احساس کرده
توصيف کند
وکاملا محتمل‌ست اين ياران
آنچه راکه گفته است
به سخره گرفته باشند
Diamond @Diiaazepam
15مهر
تولدتان مبارک آقای عشق و احساس
Diamond @Diiaazepam
Diazepam
15مهر تولدتان مبارک آقای عشق و احساس Diamond @Diiaazepam
صبح امروز کسی گفت به من:
تو چقدر تنهایی ...
گفتمش در پاسخ :
تو چقدر حساسی ...
تن من گر تنهاست...
دل من با دلهاست...
دوستانی دارم
بهتر از برگ درخت
که دعایم گویند و دعاشان گویم...
یادشان دردل من ...
قلبشان منزل من…...
صافى آب مرا يادتو انداخت...رفيق...
تو دلت سبز...
لبت سرخ...
چراغت روشن...
چرخ روزيت هميشه چرخان...
نفست داغ...
تنت گرم...
دعايت با من...

#سهراب_سپهرى


Diamond @Diiaazepam
امروز به پایان می رسد
از فردا برایم چیزی نگو
من نمی گویم :
فردا روز دیگریست
فقط می گویم :
تو روز دیگری هستی
تو فردایی
همان که باید به خاطرش زنده بمانم

جبران خلیل جبران

Nemo @Diiaazepam
جانم از آتشفشان ها گذر می کند
با خویشتن در جنگم
از خود عبور می کنم
تو آن سوی من ایستاده ای
و لبخند می زنی
و لبخند تو آن قدر بها دارد
که به خاطرش از آتش بگذرم
من طلا خواهم شد
می دانم .

"جبران خلیل جبران"

Nemo @Diiaazepam
من نمی‌خواهم علیهِ خدایِ خود شورش کنم، تنها جهانِ او را قبول نمی‌کنم، همین...!

برادران کارامازوف
#داستایوفسکی
Diamond @Diiaazepam
ﻫﯿﭻ ﺑﯿﺸﻪ ﺍﯼ ﺑﯽ ﺧﺎﻃﺮﻩ ﻧﯿﺴﺖ
ﺍﺯ ﻫﻢ ﺁﻏﻮﺷﯽ ﺑﺎ ﺑﺎﺩﻫﺎ
ﻭ ﻫﯿﭻ ﺟﻨﮕﻠﯽ ﻋﺎﺷﻖ ﻧﺸﺪﻩ
ﻣﮕﺮ ﺑﺎ ﺑﻮﺳﻪ ﻫﺎﯼ ﺑﺎﺭﺍﻥ
ﺗﻨﻬﺎ ﻣﻨﻢ
ﮐﻪ ﺯﻧﺪﻩ ﻣﺎﻧﺪﻩ ﺍﻡ
ﺩﺭ ﻫﻮﺍﯼ ﺗﻮ
ﺑﯽ ﺁﻧﮑﻪ ﺑﭙﯿﭽﺪ
ﺩﺭ ﻧﻔﺲ ﻫﺎﯾﻢ ...

"احمد شاملو"

Nemo @Diiaazepam