Diazepam
73 subscribers
2.42K photos
56 videos
47 files
104 links
تنها راه نجات آگاهي است🕊
با شعر📝، با كتاب📕، موسيقي🎵، با فيلم📽، با ما با ديازپام💊 قدم بزنيد...
Download Telegram
Diazepam
دست از طلب ندارم تا کام من برآید یا تن رسد به جانان یا جان ز تن برآید اگر حافظ نبود، عاشقانه‌های ایرانی قطعا چیزی کم داشت❤️ ۲۰ مهر روز بزرگداشت حافظ شیراز گرامی باد🙏 🌹🌹🌹🌹🌹 Diamond @Diiaazepam
گل در بر و می در کف و معشوق به کام است

سلطان جهانم به چنین روز غلام است

گو شمع میارید در این جمع که امشب

در مجلس ما ماه رخ دوست تمام است

در مذهب ما باده حلال است ولیکن

بی روی تو ای سرو گل اندام حرام است

گوشم همه بر قول نی و نغمه چنگ است

چشمم همه بر لعل لب و گردش جام است

در مجلس ما عطر میامیز که ما را

هر لحظه ز گیسوی تو خوش بوی مشام است

از چاشنی قند مگو هیچ و ز شکر

زان رو که مرا از لب شیرین تو کام است

تا گنج غمت در دل ویرانه مقیم است

همواره مرا کوی خرابات مقام است

از ننگ چه گویی که مرا نام ز ننگ است

وز نام چه پرسی که مرا ننگ ز نام است

میخواره و سرگشته و رندیم و نظرباز

وان کس که چو ما نیست در این شهر کدام است

با محتسبم عیب مگویید که او نیز

پیوسته چو ما در طلب عیش مدام است

حافظ منشین بی می و معشوق زمانی

کایام گل و یاسمن و عید صیام است

#حافظ

Schindler @Diiaazepam
قرار نیست
من بنویسم و تو بخوانی حتی قرار نیست
بفهمی که من به خاطر تو نوشته ام !
فقط قرار است دلم ارام بگیرد که نمیگیرد ...

Ugmid @Diiaazepam
Diazepam
دست از طلب ندارم تا کام من برآید یا تن رسد به جانان یا جان ز تن برآید اگر حافظ نبود، عاشقانه‌های ایرانی قطعا چیزی کم داشت❤️ ۲۰ مهر روز بزرگداشت حافظ شیراز گرامی باد🙏 🌹🌹🌹🌹🌹 Diamond @Diiaazepam
صلاح کار کجا و من خراب کجا؟
ببین تفاوت ره کز کجاست تا به کجا؟

دلم ز صومعه بگرفت و خرقه سالوس
کجاست دیر مغان و شراب ناب کجا؟

چه نسبت است به رندی صلاح و تقوا را
سماع وعظ کجا نغمه رباب کجا؟

ز روی دوست دل دشمنان چه دریابد
چراغ مرده کجا شمع آفتاب کجا؟

چو کحل بینش ما خاک آستان شماست
کجا رویم بفرما از این جناب کجا؟

مبین به سیب زنخدان که چاه در راه است
کجا همی‌روی ای دل بدین شتاب کجا؟

بشد که یاد خوشش باد روزگار وصال
خود آن کرشمه کجا رفت و آن عتاب کجا؟

قرار و خواب ز حافظ طمع مدار ای دوست
قرار چیست صبوری کدام و خواب کجا؟

#حافظ

Schindler @Diiaazepam
بافتن را از یک فامیل خیلی دور یاد گرفتم
که نه اسمش خاطرم است نه قیافه اش،
اما حرفش هیچ‌وقت از یادم نمی رود، می گفت:
زندگی مثل یک کلاف کامواست،
از دستت که در برود می شود کلاف سردر گم،
گره می خورد، می پیچد به هم، گره گره می شود،
بعد باید صبوری کنی، گره را به وقتش با حوصله وا کنی،
زیاد که کلنجار بروی، گره بزرگتر می شود، کورتر می شود،
یک جایی دیگر کاری نمی شود کرد، باید سر و ته کلاف را برید،
یک گره ی ظریف کوچک زد، بعد آن گره را توی بافتنی یک جوری قایم کرد،
محو کرد، یک جوری که معلوم نشود،
یادت باشد، گره های توی کلاف همان دلخوری های کوچک و بزرگند،
همان کینه های چند ساله، باید یک جایی تمامش کرد، سر و تهش را برید،
زندگی به بندی بند است به نام "حرمت "
که اگر آن بند پاره شود کار زندگی تمام است...

#سيمين_بهبهاني

Schindler @Diiaazepam
امروز به پایان می رسد
از فردا برایم چیزی نگو
من نمی گویم :
فردا روز دیگریست
فقط می گویم :
تو روز دیگری هستی
تو فردایی
همان که باید به خاطرش زنده بمانم

#جبران_خليل_جبران
Schindler @Diiaazepam
پدرم عقیده داشت که:
یک زن نیرومند
می‌تونه از یک مرد هم قوی‌تر باشه
مخصوصا اگر توی دلش
عشق هم باشه!
فکر می‌کنم یک زن عاشق
تقریبا نابود نشدنی باشه...

📚 شرق بهشت
👤 #جان_اشتاین_بک
diamond @Diiaazepam
خدا هم حتی
جمعه های پائیز
دلش می گیرد ؛
ما که دیگر آدمیم . .

#محمد_رمضان_نیا
Diamond @Diiaazepam
21 مهر روز بین المللی کاهش بلایای طبیعی گرامی باد
Diamond @Diiaazepam
من فقط مردمی را می پسندم که دیوانه اند. آنهایی که دیوانه ی زندگی اند. دیوانه ی حرف زدن، دیوانه ی رها شدن. آنهایی که همیشه همه چیز را با هم می خواهند. آنهایی که هرگز خمیازه نمی کشند و هیچ وقت حرفِ پیش‌پا افتاده ای نمی زنند. ولی می سوزند. می سوزند. می سوزند مثلِ مشعلِ افسانه ایِ روم

#جک_کرواک
Diamond @Diiaazepam
چگونه است دل می‌کَنیم از هم اما
از دل‌هامان کنده نمی‌شوند آغوش‌هایی که پیش نیامد و
لحظه‌ای که رو‌به‌روی هم فرو ریختیم؟

#سیدمحمدمرکبیان
Diamond @Diiaazepam
انتطار خبري نيست مرا
نه ز ياري نه ز دياري و دياري باري
برو آنجا كه بود چشمي و گوشي با كس
برو آنجا كه منتظرند
قاصدك
در دل من همه كور و كرند

#مهدی_اخوان_ثالث

Schindler @Diiaazepam
انسان خوشبخت !! سرزمینش را ترک نمی کند...

👤میلان کوندرا

Nemo @Diiaazepam
من الان یک نقشه دارم خلیج فارس واقعا توش نوشته. دادم جمشید لوله کرده آوردم. اگه نیاز بود می‌تونم لوله رو باز کنم. یه چسبه!
مجال ایستادنم نیست ،
باید
پیش از دمیدن خورشید
رسیده باشم ،
و پیش از نیش زدن جوانه ها
گل کرده باشم
باید برسم ،
و به دست هایی که برای چیدنم
دراز شده اند
پاسخ دهم ...

#حسین_منزوی



Nemo @Diaazepam
Forwarded from Diazepam
شهوت رانی،قدرت خواهی،خودخواهی:این سه تا کنون از همه نفرین شده تر بوده اند و بدنامی کشیده تر و نارواتر-شنیده تر:میخواهم این سه را خوب و انسانی بسنجم. #نيچه @Diiaazepam
Forwarded from Diazepam
.شهوت رانی،قدرت خواهی،خودخواهی:این سه تا کنون از همه نفرین شده تر بوده اند و بدنامی کشیده تر و نارواتر-شنیده تر:میخواهم این سه را خوب و انسانی بسنجم

نیچه با طرح این موضوع،در قلمرو ارزیابی دوباره ی تمام ارزش ها ،دست به کاری بس بزرگ میزند و در این راه،گامی بلند بر میدارد.
انسان برای آن کردن چیزها،همه چیز را کوچک کرده است.انسان برای هر آنچه که هست،تعریفی عموم یو مشترک و دردسترس دارد.انسان،گله وار زندگی میکند و فردیت خویش را به فراموشی سپرده است.
از همین رو،فهرستی برای خود فراهم ساخته که در آن کار های خوب و بد را ساده لوحانه و از سر تنبلی،دسته بندی کرده است و مطابق این سیاهه،همه چیز را می سنجد و مینگرد.انسان در مسیر گمراهی و دور افتادن از غریزه و طبیعت خود،مهم ترین و بنیادی ترین نیرو های درونی خویش را سرکوب میکند:شهروت رانی و قدرت خواهی و خودخواهی را سه شر بزرگ میشمارد و اینگونه از خویشتن خویش فاصله میگیرد.
آری چه بسیارند ناکسانی که مفهوم والای شهوت را با پلیدی روان خویش آلوده اند و نامی زشت از آن بر جا نهاده اند.چه بسیارند ناتوانانی که مفهوم والای قدرت را به منجلاب تباهی خویش کشده اند و بدنام کرده اند. و چه بسیارند فرومایگانی که با خودپسندی های بی جا،مفهوم والای خودخواهی و خود باوری را به سراشیب سقوط انداخته اند وآری،چه بسیارند.به قول نیچه:بس بسیاران،زندگی را تباه کرده اند.
اما مگر این انسان های والاتر نیستند که باید مفاهیم والا را نجات دهند و برکشند و به اوج برسانند؟مگر این جانهای آزاده نیستند که باید والاترین ارزشها را از اسارت توده ها برهانند و جانی دوباره به غریزه های نیم مرده خواری کشیده فرو داشته شده بدهند؟

#نيچه_شناس
#نيچه

Schindler @Diiaazepam
فایده‌اش چیست که انسان هی از خودش بپرسد که اگر فلان لحظه یا بهمان لحظه جور دیگری برگزار شده بود، کار به کجا می‌کشید؟
باید برای خودت خوش باشی. بهترین قسمت روز، شب است. تو کار روزت را انجام داده‌ای. حالا پاهات را بگذار بالا و خوش باش. من اینجوری می‌بینم. از هرکس میخواهی بپرس. بهترین قسمت روز، شب است...
.
#کازوئو_ایشی_گورو
از کتاب : بازمانده روز


Nemo @Diiaazepam
Forwarded from Diazepam
ژان ژاک روسو
تاریخچه ی کوتاهی از فلسفه
#نایجل_واربرتون
schindler @Diiaazepam
Forwarded from Diazepam
ژان ژآک روسو

قسمت اول

در سال 1766 مردی با چشمانی تیره و پالتو پوستی بلند برای دیدن نمایشی به تئاتر دروری لین لندن رفت. این بیگانه برای اکثر افرادی که در آن جا حضور داشتند،از جمله شاه جرج سوم،جالب تر از نمایشی بود که روی صحنه اجرا می شد.او ناراحت به نظر می رسید و نگران سگ گرگی اش بود که در اتاق گذاشته و در را به رویش قفل کرده بود.
ژان ژاک روسو،متفکر و نویسنده بزرگ سویسی، بود.ورود او به آن شهر که به دعوت دیوید هیوم صورت گرفته بود و رویدادی ادبی و فلسفی به شمار میرفت،جار و جنجالی به پا کرد که امروزه ستاره های پاپ به پا میکنند.در آن زمان کلیسای کاتولیک بسیاری از کتاب های او را به دلیل محتوای ضد دینیشان ممنوع کرده بود.روسو معتقد بود دین حقیقی از قلب انسان بر می خیزد و نیازی به مراسم دینی ندارد.ولی نظریات سیاسی اش دردسر بیش تری برایش ایجاد کرد.اوکتاب قرارداد اجتماعی خود را با این جمله آغاز کرد: ((انسان آزاد متولد می شود،وهمه جا در بند است.)) جای تعجب نیست که انقلابیون این کلمات را از بر کردند. این کلمات از نظر ماکسیمیلین روبسپیر مانند بسیاری دیگر از رهبران انقلابی فرانسه الهامبخش بود.انقلابیون می خواستند زنجیرهایی را که ثروتمندان فقرا را با آن ها اسیر کرده بودند از هم بگسلند.در حالی که بسیاری از اربابان ثروتمند از زندگیشان لذت می بردند،برخی فقرا از گرسنگی می مردند.انقلابیون هم مانند روسو نسبت به رفتار و زندگی ثروتمندان،آن هم در حالی که فقرا به زحمت چیزی برای خوردن به دست می آوردند،احساس خشم می کردند.آن ها خواستار آزادی واقعی،برابری و برادری بودند.ولی بعید است روسو، که در سال پیش از آن از دنیا رفته بود،این موضوع را که روبسپیر دشمنانش را به هنگام ((حکومت و حشت)) با گیوتین اعدام می کرد تایید کرده باشد. ((سر مخالفانتان را قطع کنید)) بیش تر از طرز فکر ماکیاولی بر می آمد تا طرز فکر او.
روسو معتقد بود انسان ها ذاتا خوبند.اگر هر یک از ما را رها کنند تا با ابزاری ابتدایی در جنگل زندگی کنیم،دردسر زیادی ایجاد نخواهیم کرد.مشکلات انسان با دست کشیدن از زندگی در دامن طبیعت و روی آوردن به زندگی شهری آغاز شد.از آن پس دلمشغولی های ما خلاصه شد در برتری جویی و جلب توجه دیگران.این نگرش رقابتی در مورد زندگی موجب تاثیرات هولناک روانی شد و اختراع پول به وخامت اوضاع دامن زد.حاصل زندگی شهرنشینی غبطه خوردن و طمع بود.روسو معتقد بود(( انسان های اولیه )) که به طور انفرادی در محیط وحش می زیستند سالم و قوی و از همه مهم تر،آزاد بودند،ولی تمدن انسان را به تباهی کشاند.با این همه،او نسبت به یافتن راهی بهتر برای سازماندهی جوامع خوشبین بود،راهی که ضمن فراهم کردن امکان شکوفایی و موفقیت برای همه مردم،مسیر را برای همکاری و هماهنگی آن ها در جهت رسیدن به هدفی مشترک هموار سازد.مسئله ای که خود او در کتاب قرارداد اجتماعی مطرح کرد،یافتن راهی برای زندگی مردم بود که در عین حال که در کنار هم زندگی و از قوانین دولتی تبعیت می کنند،بتوانند درست مثل زمانی که خارج از جامعه زندگی میکردنداحساس آزادی کنند.دستیابی به چنین هدفی محال به نظر می رسد.وشاید همین طور هم هست.اگر بهای اجتماعی زندگی کردن بردگی بوده، همه ما بهای بسیار سنگینی پرداخته ایم.آزادی و قوانین سختگیرانه اجتماعی با هم جور در نمی آیند، چون قوانین مانند زنجیری از ارتکاب اعمالی خاص جلوگیری میکنند.ولی به اعتقاد روسو راهی برای گریز وجود داشت. و نظریه او برای حل این مشکل ((اراده عمومی)) بود. اراده عمومی یعنی هر چیزی که به نفع کل جامع و کل کشور تمام شود.مردم بسیاری از آزادی های خود را زمانی از دست می دهندکه برای محافظت از خودشان زندگی اجتماعی را انتخاب می کنند.لاک و هابز هم همین طور فکر میکردند.نمی توان در حین زندگی در کنار گروه بزرگی از مردم،واقعا آزاد باقی ماند-باید قوانینی برای کنترل مردم و برقراری محدودیت های رفتاری وجود داشته باشد.ولی روسو معتقد بود شما در جایگاه فردی که در یک کشور زندگی میکند می توانید هم آزاد باشید و هم از قوانین جامعه تبعیت کنید،و از طرف دیگر آزادی و اطاعت به جای این که در مقابل هم قرار گیرند می توانند در هم بیامیزند.
📚تاریخچه ی کوتاهی از فلسفه
#ژان_ژاک_روسو
#نایجل_واربرتون
schindler @Diiaazepam