منو بفهم!
من مثل یه دنیای عادی نیستم
دیوونگیهای خودمو دارم
من توو یه بُعد دیگه زندگی میکنم...
#چارلز_بوکفسکی
Nemo @Diiaazepam
من مثل یه دنیای عادی نیستم
دیوونگیهای خودمو دارم
من توو یه بُعد دیگه زندگی میکنم...
#چارلز_بوکفسکی
Nemo @Diiaazepam
مصریان باستان اعتقاد داشتند
که پس از مرگ، از آنها تنها دو سوال پرسیده
می شود :
آیا شادی را یافتی؟
آیا شادی را آفریدی؟
لئو بوسکالیا
Nemo @Diiaazepam
که پس از مرگ، از آنها تنها دو سوال پرسیده
می شود :
آیا شادی را یافتی؟
آیا شادی را آفریدی؟
لئو بوسکالیا
Nemo @Diiaazepam
آفتاب خسته زمستان به زحمت از بالای پرچین دیده می شد.منتظر بودم دختر ها بیدار شوند.خانه بسیار ساكت بود
هوس سیگار کردم احمقانه بود.سال ها سيگار نمی کشیدم بله اما حالا دلم می خواست.زندگي همین است.اراده راسخ تان را در ترک سیگار تحسین می کنید و بعد یک صبح سرد زمستانی تصمیم می گيريد چهار کیلومتر پیاده بروید تا یک پاکت سیگار بخرید مردی را دوست دارید از او دو بچه دارید و یک صبح زمستانی در میابید که او خواهد رفت چون زن دیگري را دوست دارد و
باید اضافه کرداین مرد شرمنده است که اشتباه کرده است چون پشت تلفن ګفت:مرا بببخش میدانم اشتباه میکنم
اما خواهش می کنم....
من یک حباب صابون هستم شاید از آنهم فنانا پذير تر
#انا_گاوالدا
من او را دوست داشتم📚📚
Schindler @Diiaazepam
هوس سیگار کردم احمقانه بود.سال ها سيگار نمی کشیدم بله اما حالا دلم می خواست.زندگي همین است.اراده راسخ تان را در ترک سیگار تحسین می کنید و بعد یک صبح سرد زمستانی تصمیم می گيريد چهار کیلومتر پیاده بروید تا یک پاکت سیگار بخرید مردی را دوست دارید از او دو بچه دارید و یک صبح زمستانی در میابید که او خواهد رفت چون زن دیگري را دوست دارد و
باید اضافه کرداین مرد شرمنده است که اشتباه کرده است چون پشت تلفن ګفت:مرا بببخش میدانم اشتباه میکنم
اما خواهش می کنم....
من یک حباب صابون هستم شاید از آنهم فنانا پذير تر
#انا_گاوالدا
من او را دوست داشتم📚📚
Schindler @Diiaazepam
15 جمله ابتدایی معروف ترین رمان های جهان:
همه خانواه های خوشبخت مثل هم هستند اما هر خانواده بدخت،به راه و روش خودش بدبخت است.
(آناکارنینا،لئوتولستوی)
این حقیقت را همه دنیا قبول دارند که مرد مجردی با ثروت مناسب،باید به دنبال همسر گردد.
(غرور و تعصب،جین آستین)
بهترین دوران بود.بدترین دوران بود.دوران درایت بود دوران حماقت بود.اوج ایمان بود.اوج شک بود.فصل روشنایی بود.فصل تاریکی بود.بهار امید بود،زمستان یاس بود.همه چیز در یک قدمی ما بود.همه چیز را پشت سر گذاشته بودیم.همه مستقیم به بهشت می رفتیم و.همه مستقیم در جهت مخالف می رفتیم.
(داستان دو شهر،چارلز دیکنز)
روز سرد روشنی از ماه آوریل بود.ساعت سیزده بار نواخت.
(1984،جرج اورول)
هیچی در مورد من نمیدانید،مگر اینکه کتابی با نام ((ماجراهای تام سایر))را خوانده باشید.اما اصلا مهم نیست.آن کتاب را اقای مارک تواین نوشته بود تقریبا همه اش حقیقت بود.
(ماجراهای هالکبری فین،مارک تواین)
اگر واقعا می خواهید از این ماجرا مطلع شوید حتما اولین چیزی که میخواهید بدانید این است که کجا به دنیا آمده ام و بچگی مزخرفم چطور بوده و پدر و مادرم چه کاره بودند و قبل از به دنیا آمدن من چه می کردند و همه این چیز های مسخره دیوید کاپرفیلدی.اما راستش را بخواهیم من حالش را ندارم این حرف ها را بزنم.
(ناتور دشت،جی دی سلنیجر)
در سال های جوان تر و ضعیف تر بودنم پدرم به من نصیحتی کرد که از همان موقع در ذهنم می چرخد.این طور گفت که هر وقت می خواهی از کسی ایراد بگیری فقط یادت باشد که همه مردم دنیا،شانس و بختی که تو داشتی را نداشتند
(گتسبی بزرگ،فیتز جرالد)
یک روز که گرگور سامسا از خوابی تلخ بیدار شد که در رختخوابش به یک سوسک غول آسا بدل شده است.
(مسخ،فرانتس کافکا)
مرا اسماعیل صدا بزنید
(موبی دیک،هرمان ملویل)
دوشیزه بروکس زیبایی داشت که انگار لباس های کهنه به آن جلوه بیشتری میداد.
(میدل مارچ،جرج اولویت)
همه بچه ها به جز یکی،بزرگ می شوند.
(پیتر پن،جی ام بری)
گریز ناپذیر بود.عطر بادام تلخ همیشه او را به یاد سرانجام عشقی نافرجام می انداخت.
(عشق سال های وبا،گابریل گارسیا مارکز)
سرما با میلی از زمین برخاست،و مه با کمرنگ شدنش سپاهی را نشان می داد که روی تپه کشیده شده بود و استراحت می کرد.
(نشان سرخ دلبری،استفان کرین)
مامان امروز مرد یا شاید دیروز،نمی دانم.
(بیگانه،البر کامو)
پیرمردی بود که تنها در خلیج ماهیگیری میکرد و هشتاد و چهار روز بود که ماهی نگرفته بود.
(پیرمرد و دریا،ارنست همینگوی)
Schindler @Diiaazepam
همه خانواه های خوشبخت مثل هم هستند اما هر خانواده بدخت،به راه و روش خودش بدبخت است.
(آناکارنینا،لئوتولستوی)
این حقیقت را همه دنیا قبول دارند که مرد مجردی با ثروت مناسب،باید به دنبال همسر گردد.
(غرور و تعصب،جین آستین)
بهترین دوران بود.بدترین دوران بود.دوران درایت بود دوران حماقت بود.اوج ایمان بود.اوج شک بود.فصل روشنایی بود.فصل تاریکی بود.بهار امید بود،زمستان یاس بود.همه چیز در یک قدمی ما بود.همه چیز را پشت سر گذاشته بودیم.همه مستقیم به بهشت می رفتیم و.همه مستقیم در جهت مخالف می رفتیم.
(داستان دو شهر،چارلز دیکنز)
روز سرد روشنی از ماه آوریل بود.ساعت سیزده بار نواخت.
(1984،جرج اورول)
هیچی در مورد من نمیدانید،مگر اینکه کتابی با نام ((ماجراهای تام سایر))را خوانده باشید.اما اصلا مهم نیست.آن کتاب را اقای مارک تواین نوشته بود تقریبا همه اش حقیقت بود.
(ماجراهای هالکبری فین،مارک تواین)
اگر واقعا می خواهید از این ماجرا مطلع شوید حتما اولین چیزی که میخواهید بدانید این است که کجا به دنیا آمده ام و بچگی مزخرفم چطور بوده و پدر و مادرم چه کاره بودند و قبل از به دنیا آمدن من چه می کردند و همه این چیز های مسخره دیوید کاپرفیلدی.اما راستش را بخواهیم من حالش را ندارم این حرف ها را بزنم.
(ناتور دشت،جی دی سلنیجر)
در سال های جوان تر و ضعیف تر بودنم پدرم به من نصیحتی کرد که از همان موقع در ذهنم می چرخد.این طور گفت که هر وقت می خواهی از کسی ایراد بگیری فقط یادت باشد که همه مردم دنیا،شانس و بختی که تو داشتی را نداشتند
(گتسبی بزرگ،فیتز جرالد)
یک روز که گرگور سامسا از خوابی تلخ بیدار شد که در رختخوابش به یک سوسک غول آسا بدل شده است.
(مسخ،فرانتس کافکا)
مرا اسماعیل صدا بزنید
(موبی دیک،هرمان ملویل)
دوشیزه بروکس زیبایی داشت که انگار لباس های کهنه به آن جلوه بیشتری میداد.
(میدل مارچ،جرج اولویت)
همه بچه ها به جز یکی،بزرگ می شوند.
(پیتر پن،جی ام بری)
گریز ناپذیر بود.عطر بادام تلخ همیشه او را به یاد سرانجام عشقی نافرجام می انداخت.
(عشق سال های وبا،گابریل گارسیا مارکز)
سرما با میلی از زمین برخاست،و مه با کمرنگ شدنش سپاهی را نشان می داد که روی تپه کشیده شده بود و استراحت می کرد.
(نشان سرخ دلبری،استفان کرین)
مامان امروز مرد یا شاید دیروز،نمی دانم.
(بیگانه،البر کامو)
پیرمردی بود که تنها در خلیج ماهیگیری میکرد و هشتاد و چهار روز بود که ماهی نگرفته بود.
(پیرمرد و دریا،ارنست همینگوی)
Schindler @Diiaazepam
خورشید خنده کرد و
ز امواج خنده اش بر چهر روز
روشنی دلکشی دوید
موجی سبک خزید
و نسیمی به گوش او
رازی سرود
و موج به نرمی از او رمید ...
#فروغ_فرخزاد
Nemo @Diiaazepam
ز امواج خنده اش بر چهر روز
روشنی دلکشی دوید
موجی سبک خزید
و نسیمی به گوش او
رازی سرود
و موج به نرمی از او رمید ...
#فروغ_فرخزاد
Nemo @Diiaazepam
✍💎
اگر فردی زیاد می خندد
آنها در داخل تنها هستند
اگر زیاد می خوابد
ناراحت هستند
اگر کم و سریع حرف می زند
آنها چیزی را در درون مخفی کرده اند
اگر بلند حرف می زنند
می خواهند شنیده شوند
اگر زیاد می خورند
آنها در استرس هستند
اگر چیزهای ساده آنها را عصبانی می کند
آنها به محبت نیاز دارند
Nemo @Diiaazepam
اگر فردی زیاد می خندد
آنها در داخل تنها هستند
اگر زیاد می خوابد
ناراحت هستند
اگر کم و سریع حرف می زند
آنها چیزی را در درون مخفی کرده اند
اگر بلند حرف می زنند
می خواهند شنیده شوند
اگر زیاد می خورند
آنها در استرس هستند
اگر چیزهای ساده آنها را عصبانی می کند
آنها به محبت نیاز دارند
Nemo @Diiaazepam
گنجینه اسرار الهی مائیم
بحر گهر نامتناهی مائیم
بگرفته ز ماه تا بماهی مائیم
بنشسته بتخت پادشاهی مائیم
#مولانا
Nemo @Diiaazepam
بحر گهر نامتناهی مائیم
بگرفته ز ماه تا بماهی مائیم
بنشسته بتخت پادشاهی مائیم
#مولانا
Nemo @Diiaazepam
نقره داغ
حال و روز يک
مرد عاشق است
مرد عاشقی که فکر میکرد
چون عاشق است
معشوقهاش هم بايد
به همان اندازه عاشقش باشد ...!
#احمد_شاملو
Ugmid @Diiaazepam
حال و روز يک
مرد عاشق است
مرد عاشقی که فکر میکرد
چون عاشق است
معشوقهاش هم بايد
به همان اندازه عاشقش باشد ...!
#احمد_شاملو
Ugmid @Diiaazepam
تو مرا یاد کنی
تو مرا یاد کنی يا نکنی
باورت گر بشود ، گر نشود
حرفی نيست
اما
نفسم می گیرد
در هوایی که نفس های تو نیست !
سهراب سپهری
Schindler @Diiaazepam
تو مرا یاد کنی يا نکنی
باورت گر بشود ، گر نشود
حرفی نيست
اما
نفسم می گیرد
در هوایی که نفس های تو نیست !
سهراب سپهری
Schindler @Diiaazepam
اشتباه نکن
دور و نزدیک بودنِ آدم ها
به فاصله شان تا تو نیست
نزدیک ترین آدم به تو ،
آن کسی است که از دور ترین
فاصله ، همیشه هوایَت را دارد ....
#محیا_کاربخش
Nemo @Diiaazepam
دور و نزدیک بودنِ آدم ها
به فاصله شان تا تو نیست
نزدیک ترین آدم به تو ،
آن کسی است که از دور ترین
فاصله ، همیشه هوایَت را دارد ....
#محیا_کاربخش
Nemo @Diiaazepam
🌸۲۱ آذر تولد اسطوره ای بنام
🍃#شاملو_بزرگ
🌸 مبارک باد
پرِ پرواز ندارم
امّا
دلی دارم و حسرتِ دُرناها.
و به هنگامی که مرغانِ مهاجر
در دریاچهی ماهتاب
پارو میکشند،
خوشا رها کردن و رفتن!
خوابی دیگر به مُردابی دیگر!
خوشا ماندابی دیگر
به مُردابی دیگر!
خوشا ماندابی دیگر
به ساحلی دیگر
به دریایی دیگر!
خوشا پر کشیدن، خوشا رهایی،
خوشا اگر نه رها زیستن، مردن به رهایی!
آه، این پرنده
در این قفسِ تنگ
نمیخواند.
#احمد_شاملو
آیدا؛ درخت و خنجر و خاطره
🍃#شاملو_بزرگ
🌸 مبارک باد
پرِ پرواز ندارم
امّا
دلی دارم و حسرتِ دُرناها.
و به هنگامی که مرغانِ مهاجر
در دریاچهی ماهتاب
پارو میکشند،
خوشا رها کردن و رفتن!
خوابی دیگر به مُردابی دیگر!
خوشا ماندابی دیگر
به مُردابی دیگر!
خوشا ماندابی دیگر
به ساحلی دیگر
به دریایی دیگر!
خوشا پر کشیدن، خوشا رهایی،
خوشا اگر نه رها زیستن، مردن به رهایی!
آه، این پرنده
در این قفسِ تنگ
نمیخواند.
#احمد_شاملو
آیدا؛ درخت و خنجر و خاطره
آدم های خیالباف همیشه حال شان خوب است.
با کسی که دوستش دارند، به میهمانی می روند، چای می نوشند و می رقصند.
شادِ شادند.
کسی را که دوستش دارند همیشه هست.
نه می رود، نه می میرد و نه خیانت بلد است.
آدم های خیالباف خوشبخت ترینند.
آنقدر فکر می کنند تا باورشان شود ...
و بالاخره هم روزی
جذب می کنند آنچه را که می خواهند.
شیما سبحانی
Nemo @Diiaazepam
با کسی که دوستش دارند، به میهمانی می روند، چای می نوشند و می رقصند.
شادِ شادند.
کسی را که دوستش دارند همیشه هست.
نه می رود، نه می میرد و نه خیانت بلد است.
آدم های خیالباف خوشبخت ترینند.
آنقدر فکر می کنند تا باورشان شود ...
و بالاخره هم روزی
جذب می کنند آنچه را که می خواهند.
شیما سبحانی
Nemo @Diiaazepam
Forwarded from Diazepam
شازده کوچولو میگفت: گُلِ من،
گاهی بداخلاق و کم حوصله و مغرور بود،
امّا ماندنی بود،
این بودنش بود که،
او را تبدیل به گل من کرده بود!
🕴 اگزوپری
📚 شازده کوچولو
Nemo @Diiaazepam
گاهی بداخلاق و کم حوصله و مغرور بود،
امّا ماندنی بود،
این بودنش بود که،
او را تبدیل به گل من کرده بود!
🕴 اگزوپری
📚 شازده کوچولو
Nemo @Diiaazepam
Forwarded from Diazepam
هرگز شب را باور نكردم ، چرا كه در فراسوى دهليزش
به اميد دريچه اى دل بسته بودم ..
#احمد_شاملو
شب بخیر
Ugmid @Diiaazepam
به اميد دريچه اى دل بسته بودم ..
#احمد_شاملو
شب بخیر
Ugmid @Diiaazepam
به من بگو، بگو،
چگونه بشنوم صدای ریزش هزار برگ را ز شاخه ها؟
به من بگو، بگو،
چگونه بشنوم صدای بارش ستاره را ز ابرها؟
من از درخت زاده ام
تو ای که گفتنت وزیدن نسیم هاست بر درختها
به من بگو، بگو،
درخت را که زاده است؟
مرا ستاره زاده است
تو ای که گفتنت چو جویبارهاست، جویبارهای سرد
به من بگو، بگو،
ستاره را که زاده است؟
ستاره را، درخت را تو زاده ای
تو ای که گفتنت پریدن پرنده هاست
به من بگو، بگو،
تو را که زاده است؟
رضا براهنی
Schindler @Diiaazepam
چگونه بشنوم صدای ریزش هزار برگ را ز شاخه ها؟
به من بگو، بگو،
چگونه بشنوم صدای بارش ستاره را ز ابرها؟
من از درخت زاده ام
تو ای که گفتنت وزیدن نسیم هاست بر درختها
به من بگو، بگو،
درخت را که زاده است؟
مرا ستاره زاده است
تو ای که گفتنت چو جویبارهاست، جویبارهای سرد
به من بگو، بگو،
ستاره را که زاده است؟
ستاره را، درخت را تو زاده ای
تو ای که گفتنت پریدن پرنده هاست
به من بگو، بگو،
تو را که زاده است؟
رضا براهنی
Schindler @Diiaazepam
دیرگاهی است که در این تنهایی
رنگ خاموشی در طرح لب است
بانگی از دور مرا میخواند
لیک پاهایم در قیر شب است
رخنهای نیست در این تاریکی
در و دیوار به هم پیوسته
سایهای لغزد اگر روی زمین
نقش وهمی است ز بندی رسته
نفس آدمها
سر به سر افسرده است
روزگاری است در این گوشه پژمرده هوا
هر نشاطی مرده است
دست جادویی شب
در به روی من و غم میبندد
میکنم هر چه تلاش
او به من می خندد .
نقشهایی که کشیدم در روز
شب ز راه آمد و با دود اندود
طرحهایی که فکندم در شب
روز پیدا شد و با پنبه زدود
دیرگاهی است که چون من همه را
رنگ خاموشی در طرح لب است
جنبشی نیست در این خاموشی
دستها پاها در قیر شب است
سهراب سپهری
Schindler @Diiaazepam
رنگ خاموشی در طرح لب است
بانگی از دور مرا میخواند
لیک پاهایم در قیر شب است
رخنهای نیست در این تاریکی
در و دیوار به هم پیوسته
سایهای لغزد اگر روی زمین
نقش وهمی است ز بندی رسته
نفس آدمها
سر به سر افسرده است
روزگاری است در این گوشه پژمرده هوا
هر نشاطی مرده است
دست جادویی شب
در به روی من و غم میبندد
میکنم هر چه تلاش
او به من می خندد .
نقشهایی که کشیدم در روز
شب ز راه آمد و با دود اندود
طرحهایی که فکندم در شب
روز پیدا شد و با پنبه زدود
دیرگاهی است که چون من همه را
رنگ خاموشی در طرح لب است
جنبشی نیست در این خاموشی
دستها پاها در قیر شب است
سهراب سپهری
Schindler @Diiaazepam