Diazepam
74 subscribers
2.42K photos
56 videos
47 files
104 links
تنها راه نجات آگاهي است🕊
با شعر📝، با كتاب📕، موسيقي🎵، با فيلم📽، با ما با ديازپام💊 قدم بزنيد...
Download Telegram
قسمت اول

بازگشت جاودانه همان نظریه ای ست که زمان را دایره وار و باز گردنده و در نتیجه:کل هستی را تا بی نهایت،بازگشت پذیر می داند.این نظریه،پیشینه ای دیرینه دارد و نیچه در واقع،آن را باز آفرینی می کند و در فلسفه خویش،به اوج می رساند.
در نماد های اساطیر باستان،بازگشت جاودانه و نوزایش هستی به صورت ماری که دم خود را بلعیده و حلقه وار در خود چرخ زده و دایره ی زمان را پدید آورده،نشان داده شده است.
از نظر نیچه،نقطه آغاز و نقطه پایانی در کار نیست.جهان،جنبشی دایره وارد دارد و هر لحظه در حال تحول و شدن می باشد.نه هستی و نه نیستی،هیچ یک_چنان که می شناسیم_ مفهومی در بر ندارد.
اگر قرار بود تعادل یا مرگی در میان باشد می باید تاکنون اتفاق می افتاد،چرا که نمیتوان قائل به چیزی بود که هرگز وجود نداشته است.
نیچه،نظریه ی بازگشت جاودانه را در اوج بیماری سختی که او را از پا انداخته بود،چون آمون قدرت خویش برگزید.چون بر این باور بود که هنگام ناتوانی،دست زدن به کار های بزرگ و دشوار،روان را نیرومند و شاداب می سازد.او برای درمان خود نظریه ی بازگشت جاودانه همان را که دل آشوبه آورترین و جانفرساترین باور بود_جسورانه فراروی خویشتن نهاد.
راستی چگونه میتوان تصور کرد که وقایع زندگی ما با تمام جزئیات خود_بی شمار بار_تکرار خواهند شد و پس از چرخشی در دایره ی زمان،باز خواهند گشت؟این باور برای کسی که سراسر جوانی خود را با افکار شوپنهاور سرکرده و در آستانه ی هیچ انگاری قرار گرفته بود،بس عذاب آور و اعصاب شکن بود
شوپنهاور که نیچه سال ها به اندیشه های او گرایش داشت،بر این عقیده بود که زندگی ،سراسر جان کندن است.زندگی ، مرگی ست که دم به دم به تاخیر می افتد، تا اینکه سرانجام فرا می رسد بی آنکه بهره ای از حیات برده باشیم.شوپنهاور می گفت که آسایش و خوشی،بسیار اندک و ناچیز است و رنج و درد،بی اندازه فراوان.و از همین روست که انسان به آسانی و به تفصیل می تواند وصف دوزخ را بکند اما توصیف بهشت،دشوار است و انسان قادر نیست در شرح لذت های بهشتی ،چندان چیزی بگوید.چرا که خوشی ها را به سختی می تواند در نظر بیاور و دلیل این امر،آن است که لذت و شادی در زندگی بشر،نسبت به عذاب و مصیبتی که همواره می کشد،حکم کاه در برابر کوه را دارد.اکنون خود داوری کنید که نیچه با چنین اندیشه هایی چگونه می توانست،بازگشت جاودانه را تاب بیاورد؟او از گذشته ی خود سخت بیزار بود.چه لذتی میتوانست برای او آن قدر ارزشمند و خواستنی باشد که برای تجدید آن،بازگشت تمام رنجهایش را نیز با آغوش گشاده بپذیرد؟


#نیچه_شناس
#فلسفه
#نیچه
Schindler @Diiaazepam
نیچه می کوشد که به چنین لذت سرشاری دست یابد و در این راه،کامیاب نیز می شود.تحمل بازگشت جاودانه در آغاز،چنان تلخ و ناگوار بوده است که از آن به نام تهوع بزرگ یاد می کند.او از آزمون قدرت خویش ،سربلند بیرون می آید و بر این تهوع بزرگ،چیره می گردد.او سعادت را به چنگ می آورد و خود را از دام بیماری و ناتوانی می رهاند.سعادتی برای خوشامدگویی به بازگشت بی پایان آن،با بازگشت تمامی گذشته ی دردناک و ناخوشایند خویش،کنار می آید.چرا که همه ی شادی ها و غمها به هم زنجیر شده اند و همدیگر را از پی خویش می کشند.نیچه،فلسفه خود را بر پایه تندستی و نیرومندی استوار می سازد.
او مهم ترین اثر خویش یعنی چنین گفت زرتشت را در حالی نوشته است که روزانه،نزدیک به هشت ساعت در ساحل دریا و در امتداد یک سربالایی تند که بر فراز تپه ای پیاده روی می کرده است.یک پیاده روی با گامهای بلند وشتابان،چنان که خود می گوید: ((یک پیاده روی وحشیانه)).او زرتشت را در این پیاده روی های سرشار از انرژی و نیرو و در ذهن خویش نگاشته است.او دراین باره گفته است. ((چابکی عضلانی من همواره زمانی در اوج است که قدرت آفرینندگی ام به فراوان ترین شکل در جریان باشد.تن،الهام میگیرد.))
شاید باور نکنید اما باید گفت که تهوع بزرگ نیچه در رویارویی با نظریه ی بازگشت جاودانه،برآمده از بیم سر کردن مجدد با خانواده خود بوده است.نیچه،ناگوار ترین دوران زندگی خود را دورانی میدانسته است که در کنار مادر و خواهر خود به سر می برده است.
چنان که در واپسین کتاب خود می نویسد ((هر گاه ژرف ترین ضد خود،یعنی بی مقداری محاسبه ناپذیر غرایز را جست و جو میکنم،همواره مادر و خواهر خود را در می یابم_اعتراف می کنم که ژرف ترین ضدیت با بازگشت ابدی و پنداشت واقعی من از مغاک،همواره مادرم و خواهرم بوده است.))

#نیچه_شناس
#فلسفه
#نیچه
Schindler @Diiaazepam