به راستی چه رخ می دهد؟
زرتشت،با گاز گرفتن سر مار،از تهوع بزرگ خود نجات می یابد.یعنی می پذیرد که جهان را غایتی نیست.او جهان را همان گونه که هست،پذیرا می شود.و این چنین به زندگی،آری می گوید.او در می یابد که همه ی چیز ها زنجیروار به هم پیوسته اند و در چرخه ی زمان،در گردشی جاودانه اند. وی این لحظه نیز بیش از این،بی شمار بار بوده است.اصلا پس و پیشی در کار نیست.دایره،آغاز و پایان ندارد.دایره،همواره در خود می چرخد و به خود باز میگردد.
زرتشت،واقعیت هستی را می بیند و پیامد های بازگشت جاودانه را می پذیرد.او دوستار راستین زندگی است.چرا که زندگی همان گونه که هست می خواهد.این است معنای آری گویی نزد نیچه.
شبان با چیرگی بر تهوع بزرگ بازگشت جاودانه،آنگاه که از جای خویش بر می خیزد، دیگر انسان نیست.بلکه موجودی دگر گشته است.در وصف او بقول نیچه باید گفت: ((این همنهاد نانسان و ابرانسان.))
آن که میتواند بازگشت جاودانه را بپذیرد و به زندگی آری بگوید،به راستی کیست جز ابر انسان؟ این گونه است که زرتشت با شفا یافتن از تهوع بزرگ،به اوج سبکبالی و شادمانی خویش دست می یابد.او چون آموزگار بازگشت جاودانه،سرنوشتی جز این ندارد که بی شمار بار باید بیاید و به انسان بیاموزاند و او را بشارت دهد از آنچه که در راه است.
اکنون می شود دریافت که بازگشت جاودانه همان چگونه چیزی تواند بود.این لحظه،همین لحظه که این نوشته ها را می خوانید،بی شمار بار باز خواهد گشت اما همچنین باید دانست که این لحظه،بی شمار بار بازگشته است.آری،شما پیش از این،این لحظه را آزموده بودید و پس از این نیز همان خواهد بود.فراپشت ما ابدیتی هست.
#نیچه_شناس
#فلسفه
#نیچه
Schindler @Diiaazepam
زرتشت،با گاز گرفتن سر مار،از تهوع بزرگ خود نجات می یابد.یعنی می پذیرد که جهان را غایتی نیست.او جهان را همان گونه که هست،پذیرا می شود.و این چنین به زندگی،آری می گوید.او در می یابد که همه ی چیز ها زنجیروار به هم پیوسته اند و در چرخه ی زمان،در گردشی جاودانه اند. وی این لحظه نیز بیش از این،بی شمار بار بوده است.اصلا پس و پیشی در کار نیست.دایره،آغاز و پایان ندارد.دایره،همواره در خود می چرخد و به خود باز میگردد.
زرتشت،واقعیت هستی را می بیند و پیامد های بازگشت جاودانه را می پذیرد.او دوستار راستین زندگی است.چرا که زندگی همان گونه که هست می خواهد.این است معنای آری گویی نزد نیچه.
شبان با چیرگی بر تهوع بزرگ بازگشت جاودانه،آنگاه که از جای خویش بر می خیزد، دیگر انسان نیست.بلکه موجودی دگر گشته است.در وصف او بقول نیچه باید گفت: ((این همنهاد نانسان و ابرانسان.))
آن که میتواند بازگشت جاودانه را بپذیرد و به زندگی آری بگوید،به راستی کیست جز ابر انسان؟ این گونه است که زرتشت با شفا یافتن از تهوع بزرگ،به اوج سبکبالی و شادمانی خویش دست می یابد.او چون آموزگار بازگشت جاودانه،سرنوشتی جز این ندارد که بی شمار بار باید بیاید و به انسان بیاموزاند و او را بشارت دهد از آنچه که در راه است.
اکنون می شود دریافت که بازگشت جاودانه همان چگونه چیزی تواند بود.این لحظه،همین لحظه که این نوشته ها را می خوانید،بی شمار بار باز خواهد گشت اما همچنین باید دانست که این لحظه،بی شمار بار بازگشته است.آری،شما پیش از این،این لحظه را آزموده بودید و پس از این نیز همان خواهد بود.فراپشت ما ابدیتی هست.
#نیچه_شناس
#فلسفه
#نیچه
Schindler @Diiaazepam