Diazepam
78 subscribers
2.42K photos
56 videos
47 files
104 links
تنها راه نجات آگاهي است🕊
با شعر📝، با كتاب📕، موسيقي🎵، با فيلم📽، با ما با ديازپام💊 قدم بزنيد...
Download Telegram
شادی کوچکی می‌خواهم
آنقدر کوچک
که کسی نخواهد
آن را از من بگیرد




👤 ناظم حکمت

Nemo @Diiaazepam
محبت همه چیز را شکست می‌دهد و خود شکست نمیخورد.


🕴 تولستوی


Nemo @Diiaazepam
برف خيال تو
در دست‌های دوستی من
بيش از دمی نماند

#نادر_نادر_پور


Nemo @Diiaazepam
دنیا مثل ماشینی هست که ما همه قطعاتشیم. اگر یکی از ما نباشه این ماشین دیگه کار نمی کنه. پس قطعا دلیلی هست که من بوجود آمدم.


📽 Hugo

‏Nemo @Diiaazepam
[ Photo ]
به سراغ زنان میروی؟تازیانه را فراموش مکن(2)

#نیچه_شناس
#نیچه
#فلسفه


Schindler @Diiaazepam
زرتشت را نیز تازیانه را بر زمین فرو می کوبد تا با ضرباهنگ تازیانه اش،بانوی زندگی به دست افشانی و پایکوبی برخیزد و همه ی قید و بند های گرانبار کننده را از دست ها و پاهای خویش بگسلد.فروکوفتن تازیانه بر زمین،ضرباهنگی است برای دعوت به این رقص.انگیختاری است برای شور های خفته.فراخوانی است برای سبکبال بودن و آزاده زیستن.
نه اینکه زرتشت با شلاق به جان بانوی زندگی بیفتد.
تصوری از این ابلهانه تر نمی توان کرد.
در همان صحنه،بانوی زندگی،که اندیشه ای ظریف بر او فرا رسیده است و به آرامش نیاز دارد،از زرتشت می خواهد که با ضرباهنگ تازیانه اش هیاهو برپا نکند و آرام نباشد.زرتشت نیز به او گوش می سپارد و سپس در گوش هم نجواهای راز آمیز می کنند و در کنار یک دیگر عاشقانه می گریند.(واژه ی هیاهو نشان می دهد که کاربرد تازیانه در اینجا تولید صدا و ایجاد شور و هیجان برای رقصیدن است.)
((تازیانه را فراموش مکن)) نه بدان معناست که مردان،تازیانه برداند و زنان را بزنند و عقده گشایی کنند.نه نه و باز هم نه.این دیگر چه یاوه ای ست
تازیانه را مردان باید همیشه به همراه داشته باشند تا با ضرباهنگ فروکفتنش بر صحنه ی رقص_که همین عرصه زندگی است_زنان را که بهترین رقصاندگان اند،به شور بیاورند و برقصانند.تازیانه برای تولید صداست.صدایی که آغاز گر رقص است.چنانکه بانوی زندگی نیز به قول نیچه با دوبرابر کوفتن زنگکهایی که در دست دارد،زرتشت را شیدای رقص می کند.
برای رقص،صداهای گوناگونی میتوانند در کنار ساز ها الهام بخش باشند.گاه رقصندگان،پاشنه ی کفش هایشان را بر زمین می کوبند و به حس و حال رقص،دامن می زنند و چون رقص فلامنکو،کف دست ها را محکم به هم می زنند و تولید صدا میکنند.نوای فروکوفتن تازیانه نیز می تواند شور انگیز و رقصاننده باشد.پیچ و تاب تازیانه،هنگام نواختن،خود به رقص می ماند و رقص آور است.تازیانه،فرمان رقص می دهد.
و کیست که نداند اینها همه تمثیل است.

#نیچه_شناس
#فلسفه
#نیچه
Schindler @Diiaazepam
نیچه بر این باور است که((مرد را برای جنگ باید پرورد و زن را برای دوباره نیرو گرفتن جنگاوران.دیگر کار های ابلهی است.))
اما مرد چگونه نیروزی از دست رفته را باز می یابد؟مگر نه این که او باید از سنگینی ها سبک شود و شانه هایش را بتکاند؟پس هم نشینی باید داشته باشد که او را سبک کند. و گر همنشین گرانبارمی تواند او را سبکبالی دهد؟ آن کس که میخواهد دیگری را سبکبال سازد،خود باید سبکبال باشد. و همین سبکبالی_این نیروی نهفته در زن_را مرد باید در زن،بیدار کند و سپس خود از آن بهره مند گردد.
تازیانه یا بهتر بگوییم نهیب فروکوفتن تازیانه برای این است که مبادا زن_در زیر باز زندگی_مهمترین صفت خود یعنی سبکپایی را به فراموشی بسپارد و در سراشیب گرانجانی فرو بغلتد.اما کدام مرد میتواند این کار سنرگ را بر عهده دار شود؟
((اینجا مردانگی کم است.از این رو زنان شان خود را مردوار می آرایند.زیرا تنها آن کس،زنانگی را در زن،آزاد میکند که چندان که باید از مردی،بهره ور باشد.))

#نیچه_شناس
#فلسفه
#نیچه

Schindler @Diiaazepam
هر دوست که دم زد ز وفا دشمن شد
هر پاکروی که بود تردامن شد
گویند شب آبستن و این است عجب
کاو مرد ندید از چه آبستن شد

حافظ
Schindler @Diiaazepam
زیرکانه ترین راه برای تسلط بر هر جامعه تحقیر و محدود کردن زنان آن جامعه است زیرا زنان اسیر دیگر قادر نخواهند بود انسان هایی آگاه و آزادی خواه پرورش دهند.

سیمون دوبووار

Schindler @Diiaazepam
"داستان خاکسپاری حافظ"

ادوارد براون شرق شناس نامی‌ در جلد سوم “تاریخ ادبیات ایران” که به ایران هم سفر کرده در کتاب خود در این مورد اینگونه می‌نویسد که :
در روزی که حافظ در میگذرد،برخی از مردم کوچه و بازار(ارازل و اوباش)به فتوای مفتی شهر شیراز به خیابان میریزند و مانع دفن جسد حافظ در مصلی شهر میشوند،
به این دلیل که او شراب خوار و بی دین بوده و نباید در این محل دفن شود،
فرهیختگان و اندیشمندان شهر با این کار به مخالفت بر میخیزند،
بعد از بگو مگوی و جر و بحث زیاد،یک نفر از آن میان پیشنهاد میدهد که کتاب او را بیاورند و از آن فال بگیرند،هر چه آمد بدان عمل کنند،
کتاب شعر را به کودکی میدهند،او آن را باز میکند و این غزل نمایان میشود؛

عیب رندان مکن ای زاهد پاکیزه سرشت
که گناه دگران بر تو نخواهند نوشت
من اگر نیکم و گر بد تو برو خود را باش
هر کسی آن درود عاقبت کار که کشت
همه کس طالب یارند چه هشیار و چه مست
همه جا خانه عشق است چه مسجد چه کنشت...

همه از این شعر حیرت زده میشوند
و سرها را بزیر می افکنند،
بالاخره دفن صورت می پذیرد و از آن زمان
حافظ "لسان الغیب" نامیده شد.

Schindler @Diiaazepam
آيا كسى نشسته است پشت ابر
كه نى مى‌زند
يا سه تار
نمى‌دانم!

آوازى، اما يک آواز
از گوشهء آسمان جمعه مى‌ريزد...


👤 بیژن نجدی


Nemo @Diiaazepam
هرگز نفهمیدم چه طور دو نفر می توانند باهم کتاب بنویسند. از نظر من این کار به این می ماند که سه نفر بخواهند باهم بچه دار شوند.

«اِوِلین وا»


Nemo @Diiaazepam
من ترس بزرگی درونم دارم...
ترس من از مرگ نیست...
ترس من از حجم کتاب‌ های نخوانده و حجم فیلم‌ های ندیده و حجم آهنگ های نشنیده و حجم سفرهای نرفته هست،زمانی که دیگر فرصتی برای آن نباشد


Nemo @Diiaazepam
کجا رویم‌ که سرمنزلی به دست آریم ؟
چو خط دایره، انجام‌ ما هم آغاز است..

بيدل دهلوى

Nemo @Diiaazepaam
در همین لحظه که من در حال نوشتنم،
در گوشه ی دیگری از جهان، انسان های زیادی گرسنه اند.
اگر «ژان پل سارتر» بود می گفت من در برابر این گرسنگی مسئولم.
البته من اعتراض می کردم: من نمیدانم آنجا چه خبر است و برای تغییر وضع اسفبار موجود، کار چندانی از دستم برنمی آید.
ولی سارتر می گفت این منم که انتخاب کرده ام بی خبر بمانم و به جای آنکه خود را درگیر این وضع اسفبار کنم، در این لحظه ی خاص فقط بنویسم. می توانستم فراخوانی بدهم و اعانه جمع کنم یا از طریق ارتباطاتی که در اصحاب رسانه دارم، توجه همگان را به وضع موجود جذب کنم، ولی انتخاب کرده ام آن را نادیده بگیرم. من در برابر آنچه می کنم و آنچه انتخاب می کنم که نادیده بگیرم، مسئولم.

از روان درمانی اگزیستانسیال / اروین د یالوم / ترجمه سپیده حبیب

Schindler @Diiaazepam
باز هم خط ديگري را مي شد تشخيص داد،خطي قديمي و پر از رمز و راز:((تا زنده ام مرا بسنج-پس از آن خيلي دير است.))
سن سيناتوس گشت و گذارش را از سر گرفت و با انگشت هايش آهسته به ديوار ها تقه زد،گفت:((به هر حال من سنجيده شده ام.اما حالا دلم نميخواهد بميرم! روحم زير متكا نقب زده است.آه،نميخواهم بميرم! اگر از جسم گرمم خارج شوم سردم مي شود.نمي خواهم بميرم..يك لحظه صبر كن..بگذار كمي ديگر چرت بزنم.))

دعوت به مراسم گردن زني📚📚
ولاديمير ناباكف

Schindler @Diiaazepam
حتما نامش را شنیده اید
نقاش نام آوری
که گوشِ بریده یِ خویش را
پیشکشِ پری تن فروشی کرد
که جز وحشت
هیچ واژه ای را به یاد نیاورد
هی ونگوگ
عاقبت این کار چه شد ؟
هیچ
تو غمگین و خسته
به خانه آمدی
و او
چشم به راهِ یک مشتری

#چارلز_بوکوفسکی

Nemo @Diiaazepam
انسان همواره به خاطر رعایت ادب،
بیش از حد به دیگران میدان می‌دهد
و آن‌ها هم
از این موضوع برای آزار دادن انسان استفاده می‌کنند.



📚حیوان اندیشمند
🕴روبر مرل

Nemo @Diiaazepam
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
مستندی کوتاه
درباره‌ٔ خودکشی صادق هدایت

Nemo @Diiaazepam
مامانم همیشه میگفت قبل از اینکه بتونی به جلو حرکت کنی، گذشته رو پشت سربذار...


📽Forrest Gump

Nemo @Diiaazepam