برای دیدن تو
اگر رودخانه بودم، برمیگشتم
اگر کوه بودم، میدویدم
اگر باد بودم، میایستادم
اما انسانم
و بارها برای دیدنت
برگشته، دویده، ایستادهام
▫️حسن آذری
Nemo @Diiaazepam
اگر رودخانه بودم، برمیگشتم
اگر کوه بودم، میدویدم
اگر باد بودم، میایستادم
اما انسانم
و بارها برای دیدنت
برگشته، دویده، ایستادهام
▫️حسن آذری
Nemo @Diiaazepam
دوست خوب غم رو از بين نمیبره، اما كمک میكنه محكم سرپا باشيم؛ درست مثل چتر خوب كه بارون رو متوقف نمیكنه. اما به ما كمک میكنه راحت زير بارون قدم بزنيم.
#ويكتور_هوگو
Nemo @Diiaazepam
#ويكتور_هوگو
Nemo @Diiaazepam
+ تو چند سالته؟
- 26 سال
+ میدونی صاحب این برج چند سالشه؟
23 سال،تو چیت از اون کمتره؟
- یه کم دزدی یه کم رابطه!
📽 عصبانی نیستم
Nemo @Diiaazepam
- 26 سال
+ میدونی صاحب این برج چند سالشه؟
23 سال،تو چیت از اون کمتره؟
- یه کم دزدی یه کم رابطه!
📽 عصبانی نیستم
Nemo @Diiaazepam
به هوا نیازمندم
به کمی هوای تازه
به کمی درخت و قدری گل و سبزه و تماشا
به پلی که میرساند یخ و شعله را به مقصد
به کمی قدم زدن کنار این دل
و به قایقی که واکرده طناب و رفته رقصان
به کرانههای آبی
به کمی غزال وحشی
به شما نیازمندم.
👤 عمران صلاحی
Nemo @Diiaazepam
به کمی هوای تازه
به کمی درخت و قدری گل و سبزه و تماشا
به پلی که میرساند یخ و شعله را به مقصد
به کمی قدم زدن کنار این دل
و به قایقی که واکرده طناب و رفته رقصان
به کرانههای آبی
به کمی غزال وحشی
به شما نیازمندم.
👤 عمران صلاحی
Nemo @Diiaazepam
رئیس، پشت میزش، می خواهد اخراجم کند
غیبت زیاد داشته ام
او کت و شلوار پوشیده، کراواتی به گردن و عینکی به چشم دارد
می گوید: مجبورم که عذر شما را بخواهم
می گویم: بسیار خب
او مجبور است کاری را که باید، انجام بدهد
او زن، خانه، بچه و احتمالا یک دوستدختر دارد
و تمام این ها خرج دارند
من برایش متاسفم
او گیر افتاده است
می رومبیرون توی آفتاب
تمام روز مال خودماست
هرچند موقتا
#چارلز_بوکوفسکی
Nemo @Diiaazepam
غیبت زیاد داشته ام
او کت و شلوار پوشیده، کراواتی به گردن و عینکی به چشم دارد
می گوید: مجبورم که عذر شما را بخواهم
می گویم: بسیار خب
او مجبور است کاری را که باید، انجام بدهد
او زن، خانه، بچه و احتمالا یک دوستدختر دارد
و تمام این ها خرج دارند
من برایش متاسفم
او گیر افتاده است
می رومبیرون توی آفتاب
تمام روز مال خودماست
هرچند موقتا
#چارلز_بوکوفسکی
Nemo @Diiaazepam
استراگون: همه ما دیوانه به دنیا میآییم. بعضیها همانطور باقی میمانند.
👤 ساموئل بکت
Nemo @Diiaazepam
👤 ساموئل بکت
Nemo @Diiaazepam
خطیرترین رفتار ما،
تعادل داشتن بین مرگ و زندگی ست.
باور بیش از حد به هرکدام،
ما را دچار عوارض خاص خود می کند.
امکانات، زمان، قدرت، ثروت و عقلی را که بشر تاکنون صرف از بین بردن همنوعان خود کرده،
اگر در جهت کم کردن فرصت های مرگ می نمود،
تاکنون بشر توانسته بود مرگ را به دور دست ترین نقطه ی ممکن پس بزند.
📚 روبوسی با عزرائیل
🕴 کاظم عابدینی مطلق
Nemo @Diiaazepam
تعادل داشتن بین مرگ و زندگی ست.
باور بیش از حد به هرکدام،
ما را دچار عوارض خاص خود می کند.
امکانات، زمان، قدرت، ثروت و عقلی را که بشر تاکنون صرف از بین بردن همنوعان خود کرده،
اگر در جهت کم کردن فرصت های مرگ می نمود،
تاکنون بشر توانسته بود مرگ را به دور دست ترین نقطه ی ممکن پس بزند.
📚 روبوسی با عزرائیل
🕴 کاظم عابدینی مطلق
Nemo @Diiaazepam
نژاد ، دین ، غرور قومی ، ملیگرایی هیچ تاثیری ندارد ؛ به جز این که یاد میدهد از مردمی که هیچگاه ندیدهاید متنفر باشید .
#داگ_استنهوپ
Nemo @Diiaazepam
#داگ_استنهوپ
Nemo @Diiaazepam
- میشه یه عکس ازتون بندازم؟
- نیازی به عکس نیست
فقط کافیه بری دیشکنری مصورُ باز کنی، دنبال کلمه خوشتیپ بگردی، عکسم اونجاس.
Big Fish
Nemo @Diiaazepam
- نیازی به عکس نیست
فقط کافیه بری دیشکنری مصورُ باز کنی، دنبال کلمه خوشتیپ بگردی، عکسم اونجاس.
Big Fish
Nemo @Diiaazepam
خودم را روی میز کارم جا گذاشتم
و راه افتادم
به خیابان که قدم گذاشتم
دیدم سایه متنیام
که جلوتر از من راه میرود
و چنان با مردم دست میدهد
که گویی منم
👤 عدنان صائغ
Nemo @Diiaazepam
و راه افتادم
به خیابان که قدم گذاشتم
دیدم سایه متنیام
که جلوتر از من راه میرود
و چنان با مردم دست میدهد
که گویی منم
👤 عدنان صائغ
Nemo @Diiaazepam
شادیهایت را بر صورت من بریز
فروردین من
و اضافههایش را پست کن
برای کسی که بهاری ندارد
شادا بهار
که دست مرا گرفته نمیدانم به کجا میبرد
شادا من
که دست بهار را گرفته به خانه خود میبرم
#شمس_لنگرودی
Nemo @Diiaazepam
فروردین من
و اضافههایش را پست کن
برای کسی که بهاری ندارد
شادا بهار
که دست مرا گرفته نمیدانم به کجا میبرد
شادا من
که دست بهار را گرفته به خانه خود میبرم
#شمس_لنگرودی
Nemo @Diiaazepam
هى مى گويند به چيزهاى قشنگ فكر كن
انگار از كهكشان راه شيرى آمده ام
وقتى همه دوست داشتنى ها را بر من حرام
و تمام دوست نداشتنى ها را حلال كرده اند
شما بگوييد
غير از چاى و سيگار و پنجره
چيزى براى دوست داشتن هست
#امير_وجود
Nemo @Diiaazepam
انگار از كهكشان راه شيرى آمده ام
وقتى همه دوست داشتنى ها را بر من حرام
و تمام دوست نداشتنى ها را حلال كرده اند
شما بگوييد
غير از چاى و سيگار و پنجره
چيزى براى دوست داشتن هست
#امير_وجود
Nemo @Diiaazepam
تفاوت علم و دانش چیست
تفاوت علم و دانش چیست در این مقاله به تفاوت علم science و دانش Knowledge پرداخته شده است
در واقع توضیح داده می شود که علم زیر شاخه درخت دانش می باشد
#مقاله
Schindler @Diiaazepam
تفاوت علم و دانش چیست در این مقاله به تفاوت علم science و دانش Knowledge پرداخته شده است
در واقع توضیح داده می شود که علم زیر شاخه درخت دانش می باشد
#مقاله
Schindler @Diiaazepam
بخش اول
علم عبارت است از شیوه فهم و کسب معلومات قابل اعتماد (که البته این معلومات خطاناپذیر نیست) از جهان مادی، از جمله توصیف پدیده های قابل مطالعه که به ترتیب زیر فراهم می آید: از راه مشاهده دقیق و روشن (تا حد امکان)، ثبت هوشمندانه آن، طبقه بندی موضوعی آن، استخراج احکام و قوانین عمومی از آن که مبین نظم و ترتیب است، استنتاج احکام دیگر از این قوانین با روش استقرا، تایید این احکام با مشاهده بیشتر و ارایه فرضیه ها و تئوری هایی که بیشترین تعداد ممکن قوانین را به هم مرتبط ساخته و به شرح آنها می پردازد. یعنی علم به چگونگی و چرایی امور پرداخته و آنها را توصیف کرده و توضیح می دهد.
علم به توضیح و توصیف جهان مادی می پردازد و برای تصرف در آن شیوه هایی را ارایه می دهد. این قدرت تصرف در طبیعت به آن حقانیت و عینیت می دهد. توضیحات علمی انعکاسی از واقعیات هستند که بیشتر از معارف دیگر واقعیات را منعکس می کنند و آزمایش آنها برای هر کسی امکانپذیر است. علم، جهان طبیعت را آنچنان که هست توصیف می کند، نه آنچنان که باید باشد و نه آنطور که می خواهیم باشد. تفاوت علم با فلسفه و هنر نیز در همین است. از آنجایی که علم یک حرفه دموکراتیک است، برجسته ترین دانشورزان، چه «نیوتن» و چه «انیشتین» باید به کوچک ترین انتقاد پایین ترین عضو جامعه علمی پاسخ بدهند و او را از نظر علمی قانع کنند. در این حرفه هیچگونه ولی امر، مراد، مرجعیت و رهبری وجود ندارد. اگر ادعای برجسته ترین پژوهشگر با مدرک تجربه و آزمایش همراه نباشد، رد می شود. بر همین بنیان است که نظریات دانشورزان عمده ای نظیر «نیوتن» در زمینه کیمیاگری و «لینوس پاولینگ» در زمینه اهمیت ویتامین C در افزایش طول عمر پذیرفته نشده است.
معنی کلمه عربی علم و معادل فارسی آن یعنی دانش همانند واژه فیلسوف و فلسفه طی تاریخ تغییر پیدا کرده است و باعث سردرگمی ها، کژفهمی ها و بدفهمی های بسیاری شده است. از آنجایی که علم به مفهوم science با تعریف و کاربرد امروزی آن هیچگاه در ایران و سایر کشورهای اسلامی تولد نیافت، هنگام ورود این واژه به این کشورها از کلمه علم که به معنای معرفت (knowledge) و اطلاعات (information) به کار می رفت به عنوان معادل آن استفاده شد. امروزه هم در زبان عربی و هم در زبان پارسی به همین معانی به کار برده می شود، نه به معنای خاص آن که علوم تجربی(empirical science) باشد. علم و دانش همان معرفت است و عالم و دانشمند کسی است که دانای به مسایل است و نادان و جاهل کسی است که از آن مسایل بی اطلاع است. در زبان فارسی و عربی علم را به کلام و فلسفه و حتی ادبیات نیز اطلاق می کنند (مثلا در تعریف از یک ادیب، تاریخدان یا مترجم می گویند او شخص عالم و دانشمندی است).
#مقاله
Schindler @Diiaazepam
علم عبارت است از شیوه فهم و کسب معلومات قابل اعتماد (که البته این معلومات خطاناپذیر نیست) از جهان مادی، از جمله توصیف پدیده های قابل مطالعه که به ترتیب زیر فراهم می آید: از راه مشاهده دقیق و روشن (تا حد امکان)، ثبت هوشمندانه آن، طبقه بندی موضوعی آن، استخراج احکام و قوانین عمومی از آن که مبین نظم و ترتیب است، استنتاج احکام دیگر از این قوانین با روش استقرا، تایید این احکام با مشاهده بیشتر و ارایه فرضیه ها و تئوری هایی که بیشترین تعداد ممکن قوانین را به هم مرتبط ساخته و به شرح آنها می پردازد. یعنی علم به چگونگی و چرایی امور پرداخته و آنها را توصیف کرده و توضیح می دهد.
علم به توضیح و توصیف جهان مادی می پردازد و برای تصرف در آن شیوه هایی را ارایه می دهد. این قدرت تصرف در طبیعت به آن حقانیت و عینیت می دهد. توضیحات علمی انعکاسی از واقعیات هستند که بیشتر از معارف دیگر واقعیات را منعکس می کنند و آزمایش آنها برای هر کسی امکانپذیر است. علم، جهان طبیعت را آنچنان که هست توصیف می کند، نه آنچنان که باید باشد و نه آنطور که می خواهیم باشد. تفاوت علم با فلسفه و هنر نیز در همین است. از آنجایی که علم یک حرفه دموکراتیک است، برجسته ترین دانشورزان، چه «نیوتن» و چه «انیشتین» باید به کوچک ترین انتقاد پایین ترین عضو جامعه علمی پاسخ بدهند و او را از نظر علمی قانع کنند. در این حرفه هیچگونه ولی امر، مراد، مرجعیت و رهبری وجود ندارد. اگر ادعای برجسته ترین پژوهشگر با مدرک تجربه و آزمایش همراه نباشد، رد می شود. بر همین بنیان است که نظریات دانشورزان عمده ای نظیر «نیوتن» در زمینه کیمیاگری و «لینوس پاولینگ» در زمینه اهمیت ویتامین C در افزایش طول عمر پذیرفته نشده است.
معنی کلمه عربی علم و معادل فارسی آن یعنی دانش همانند واژه فیلسوف و فلسفه طی تاریخ تغییر پیدا کرده است و باعث سردرگمی ها، کژفهمی ها و بدفهمی های بسیاری شده است. از آنجایی که علم به مفهوم science با تعریف و کاربرد امروزی آن هیچگاه در ایران و سایر کشورهای اسلامی تولد نیافت، هنگام ورود این واژه به این کشورها از کلمه علم که به معنای معرفت (knowledge) و اطلاعات (information) به کار می رفت به عنوان معادل آن استفاده شد. امروزه هم در زبان عربی و هم در زبان پارسی به همین معانی به کار برده می شود، نه به معنای خاص آن که علوم تجربی(empirical science) باشد. علم و دانش همان معرفت است و عالم و دانشمند کسی است که دانای به مسایل است و نادان و جاهل کسی است که از آن مسایل بی اطلاع است. در زبان فارسی و عربی علم را به کلام و فلسفه و حتی ادبیات نیز اطلاق می کنند (مثلا در تعریف از یک ادیب، تاریخدان یا مترجم می گویند او شخص عالم و دانشمندی است).
#مقاله
Schindler @Diiaazepam
بخش دوم
در زبان فارسی واژه «علم» و «علمی» نیز به معنای واقعی، ضدخرافی و حقیقی به کار رفته است. بسیاری از افراد غیرمذهبی، به ویژه مارکسیست های روسی مآب، فلسفه خود را علمی می خوانند یعنی فلسفه درست و حق در برابر فلسفه مخالفان خود که باطل، نادرست، خرافی و غیرعلمی است. این کاربرد علم برای مفاهیم مختلف (یعنی برای هرگونه معرفت ازجمله فلسفه، ادبیات و معارف مذهبی در گذشته و هم اکنون برای علوم تجربی) باعث مغالطات، اشتباهات فلسفی و زبان شناختی زیادی در زبان عربی و فارسی شده است. در حالی که در غرب منظور از واژه علم
(science) مشخص است و فقط برای علوم تجربی به کار می رود و مرز قاطع و روشنی با سایر معارف مثل ادبیات، فلسفه و کلام دارد. نبودن یک واژه مناسب معادل science در زبان فارسی و عربی باعث سوءاستفاده های زیادی از علوم تجربی شده است. مثلا بعضی ها، آگاهانه و ناآگاهانه با به کار بردن واژه علم به جای اطلاعات، فلسفه، ادبیات وکلام، همان اعتبار و عینیتی را که ویژه علوم تجربی است، می خواهند برای این رشته از معارف کسب کنند. مثلا می گویند علم اثبات کرده است که فرشته و روح وجود دارد که در همه این موارد منظورشان از علم همان استدلال ها و احتجاجات فلسفی و کلامی است، نه شیوه علوم تجربی. واژه علم هم در زبان عربی و هم در زبان فارسی به معنی وسیع تری که معرفت (knowledge) است به کار می رود و شامل همه نوع معلومات می شود (از فیزیک و شیمی تا فقه، ادبیات، فلسفه و تاریخ). در حالی که در زبان های اروپایی science معنی مشخصی دارد که شامل ادبیات و فقه و فلسفه نمی شود.
در اولین برخوردهای ایرانیان با اروپایی ها نیز مترجمین متوجه شده بودند که علم، واژه رسایی برای این مفهوم نیست. در دو قرن گذشته معادل های متعددی برای science به کار گرفته شده است مانند علوم جدیده، علوم اروپایی، علوم دقیقه، علوم طبیعی، علوم تجربی و به معنای علومی است که شیوه کسب معرفت یا اثبات و رد نظریه ها و مفاهیم آنها به روش پیش بینی، مشاهده، آزمایش و تایید و رد است (به قول «کارل پوپر» ابطال پذیر هستند). اما هیچ کدام از این معادل ها معنای دقیق science را نمی رسانند و هیچگاه به طور وسیعی در زبان فارسی جا نیفتادند و علم همچنان معادلی برای science باقی ماند.
#مقاله
Schindler @Diiaazepam
در زبان فارسی واژه «علم» و «علمی» نیز به معنای واقعی، ضدخرافی و حقیقی به کار رفته است. بسیاری از افراد غیرمذهبی، به ویژه مارکسیست های روسی مآب، فلسفه خود را علمی می خوانند یعنی فلسفه درست و حق در برابر فلسفه مخالفان خود که باطل، نادرست، خرافی و غیرعلمی است. این کاربرد علم برای مفاهیم مختلف (یعنی برای هرگونه معرفت ازجمله فلسفه، ادبیات و معارف مذهبی در گذشته و هم اکنون برای علوم تجربی) باعث مغالطات، اشتباهات فلسفی و زبان شناختی زیادی در زبان عربی و فارسی شده است. در حالی که در غرب منظور از واژه علم
(science) مشخص است و فقط برای علوم تجربی به کار می رود و مرز قاطع و روشنی با سایر معارف مثل ادبیات، فلسفه و کلام دارد. نبودن یک واژه مناسب معادل science در زبان فارسی و عربی باعث سوءاستفاده های زیادی از علوم تجربی شده است. مثلا بعضی ها، آگاهانه و ناآگاهانه با به کار بردن واژه علم به جای اطلاعات، فلسفه، ادبیات وکلام، همان اعتبار و عینیتی را که ویژه علوم تجربی است، می خواهند برای این رشته از معارف کسب کنند. مثلا می گویند علم اثبات کرده است که فرشته و روح وجود دارد که در همه این موارد منظورشان از علم همان استدلال ها و احتجاجات فلسفی و کلامی است، نه شیوه علوم تجربی. واژه علم هم در زبان عربی و هم در زبان فارسی به معنی وسیع تری که معرفت (knowledge) است به کار می رود و شامل همه نوع معلومات می شود (از فیزیک و شیمی تا فقه، ادبیات، فلسفه و تاریخ). در حالی که در زبان های اروپایی science معنی مشخصی دارد که شامل ادبیات و فقه و فلسفه نمی شود.
در اولین برخوردهای ایرانیان با اروپایی ها نیز مترجمین متوجه شده بودند که علم، واژه رسایی برای این مفهوم نیست. در دو قرن گذشته معادل های متعددی برای science به کار گرفته شده است مانند علوم جدیده، علوم اروپایی، علوم دقیقه، علوم طبیعی، علوم تجربی و به معنای علومی است که شیوه کسب معرفت یا اثبات و رد نظریه ها و مفاهیم آنها به روش پیش بینی، مشاهده، آزمایش و تایید و رد است (به قول «کارل پوپر» ابطال پذیر هستند). اما هیچ کدام از این معادل ها معنای دقیق science را نمی رسانند و هیچگاه به طور وسیعی در زبان فارسی جا نیفتادند و علم همچنان معادلی برای science باقی ماند.
#مقاله
Schindler @Diiaazepam