🎓چشم های #آل
« آسان است که چشمها را فریب دهی ، امّا فریب دادنِ قلبها آسان نیست . »
#آل_پاچینو
شاید به جرات بتوان گفت هیچ بازیگری در تاریخ سینمای جهان وجود نداشته باشد که بتواند به اندازه ی آل پاچینو با چشمانش حرف بزند ، بازی کند و شاهکار بیافریند .
به جز نکته های برجسته ی آل در بازی هایش ، یعنی سبک خاص او در بازیگری دست کم در ایران کم تر از چشم های آل سخنی گفته شده است .
اما ما می خواهیم این چشم ها را در فیلم های آل موشکافی کنیم :
۱ . بی شک زمانی که از چشم های آل هر جا حرفی به میان بیاید ، نخست پدرخوانده ۲ خودش را نمایان می کند .
ماندگار ترین بازی با چشم ، در کل تاریخ سینما سکانسیست که مایکل برادرش فردو را در آغوش می کشد و او را به خاطر خیانت به خانواده می بخشد . اما چشم های آل چنین چیزی را نمی گوید . اگر کسی برای نخستین بار این فیلم را ببیند به سرعت می فهمد که در چشمان آل نقشه ی قتل برادر در حال پی ریزیست ، یعنی آغوشِ مرگ . این صحنه تپنده ترین صحنه از فیلم های گانگستریست . دست هایی بخشنده همراه با چشم هایی انتقام جو و مرگ آسا.
۲ . اگر از منتقد حرفه اییِ سینما بپرسند چه کسی نقش نابینا را به بهترین گونه در تاریخ سینما بازی کرده است وی جرات این را ندارد جز نام آل نام دیگری بر زبان بیاورد.
#بوی_خوش_زن ، فیلمی که آل به خاطر بازی با چشم هایش در این فیلم #اسکار نقش نخستِ مرد را از آن خود کرد .
وی در این فیلم چنان ، نقش سرهنگی بازنشسته ، که بینایی چشم هایش را از دست داده است بازی می کند که انگار از مادر نابینا زاده شده است . در چشم های آل حسرت روز هایی که می دید را می بینیم . و هم این که این چشم ها در طول بازی پیرو هیچ جنبنده ایی نیست چرا که آن ها می خواهند نبینند .
شادی ، غم ، ترس ، سکس ، دوستی ، همه و همه در چشم های نابینای آل در این فیلم به خوبی آشکار است.
۳ . پدرخوانده ۱ ، صحنه ایی که آل می خواهد پلیس فاسد شهر را بکشد . اما این نخستین باریست که می خواهد آدمی را بکشد . استرس به شکل وحشتناکی در چشم های آل پرده ی سینما را می درد . مخاطب را در جا می خکوب می کند و با چشم هایی گرد شده تنها انتظار را در آغوش می کشد . بازی با چشم های آل نیز درین سکانس از ماندگار ترین سکانس های تاریخ سینماست.
۴ . می خواهی بخوابی اما نباید این اتفاق بیفتد ، چرا که باید قاتلی دیوانه را دستگیر کنی. قاتلی که خواب را از چشم هایت ربوده. آل در فیلم بی خوابی چنان بازی می کند که مخاطب دلش برای خوابی شیرین تنگ می شود . آل در طولِ فیلم واقعا تلاش می کند نخوابد ، نه این که نخوابیدن را بازی کند و چشم ها این را فریاد می زنند .
۵ . بعد از ظهر سگی . قهرمانی شرور . سکانس پایانی این فیلم با چشم هایی رو به رو می شویم که جانمان به لرزه می افتد . زمانی که آل دستگیر می شود و گروگان ها آزاد می شوند ، آل نگاهش را به سوی گروگان هایی می اندازد که در تمام مدت با آن ها خوب برخورد کرده بود ، برایشان شخصیت قائل شده و مواظب جان و غرورشان بود . تنها می خواست از مخمصه ایی که درونش گیر کرده بود رها شود . اما همان آدم ها با بی تفاوتی تمام پس از آزادی سوی خودشان می روند . و ما با چشم های شکست خورده ی آل که یک سو گروگان ها را دنبال می کند و سوی دیگر به لاشه ی دوستش خیره شده است تنها می مانیم.
۶ . مرگ فرزند . فریادی خفه . پدخوانده ایی که لاشه ی دخترش را در آغوش گرفته و از عمق وجودش عربده می کشد . عربده ایی که گوش جانِ مخاطب را پاره می کند . چشمِ این پدر در سکانسِ پایانیِ پدرخوانده ۳ از دردآور ترین سکانس هاییست که می توان نام برد.
۷ . و بی شک بازیِ چشم های آل هنگام مرگ چنان معروفست که جایی برای سخنرانی نمی ماند . همچنین بازی های دیگر وی :
وکیل مدافع شیطان ، ابلیس در چشم های آل انتقام را از انسان طلب می کند .
خساست چشم های آل را در تاجر ونیزی می درد، خشم در چشم های مخمسه موج می زند. باختنی تلخ ، هنگامی که آل در وحشت در نیدل پارک اور دوز می کند مخاطب راسرافكنده ميكند.
#آل_پاچينو
@diiazpam
« آسان است که چشمها را فریب دهی ، امّا فریب دادنِ قلبها آسان نیست . »
#آل_پاچینو
شاید به جرات بتوان گفت هیچ بازیگری در تاریخ سینمای جهان وجود نداشته باشد که بتواند به اندازه ی آل پاچینو با چشمانش حرف بزند ، بازی کند و شاهکار بیافریند .
به جز نکته های برجسته ی آل در بازی هایش ، یعنی سبک خاص او در بازیگری دست کم در ایران کم تر از چشم های آل سخنی گفته شده است .
اما ما می خواهیم این چشم ها را در فیلم های آل موشکافی کنیم :
۱ . بی شک زمانی که از چشم های آل هر جا حرفی به میان بیاید ، نخست پدرخوانده ۲ خودش را نمایان می کند .
ماندگار ترین بازی با چشم ، در کل تاریخ سینما سکانسیست که مایکل برادرش فردو را در آغوش می کشد و او را به خاطر خیانت به خانواده می بخشد . اما چشم های آل چنین چیزی را نمی گوید . اگر کسی برای نخستین بار این فیلم را ببیند به سرعت می فهمد که در چشمان آل نقشه ی قتل برادر در حال پی ریزیست ، یعنی آغوشِ مرگ . این صحنه تپنده ترین صحنه از فیلم های گانگستریست . دست هایی بخشنده همراه با چشم هایی انتقام جو و مرگ آسا.
۲ . اگر از منتقد حرفه اییِ سینما بپرسند چه کسی نقش نابینا را به بهترین گونه در تاریخ سینما بازی کرده است وی جرات این را ندارد جز نام آل نام دیگری بر زبان بیاورد.
#بوی_خوش_زن ، فیلمی که آل به خاطر بازی با چشم هایش در این فیلم #اسکار نقش نخستِ مرد را از آن خود کرد .
وی در این فیلم چنان ، نقش سرهنگی بازنشسته ، که بینایی چشم هایش را از دست داده است بازی می کند که انگار از مادر نابینا زاده شده است . در چشم های آل حسرت روز هایی که می دید را می بینیم . و هم این که این چشم ها در طول بازی پیرو هیچ جنبنده ایی نیست چرا که آن ها می خواهند نبینند .
شادی ، غم ، ترس ، سکس ، دوستی ، همه و همه در چشم های نابینای آل در این فیلم به خوبی آشکار است.
۳ . پدرخوانده ۱ ، صحنه ایی که آل می خواهد پلیس فاسد شهر را بکشد . اما این نخستین باریست که می خواهد آدمی را بکشد . استرس به شکل وحشتناکی در چشم های آل پرده ی سینما را می درد . مخاطب را در جا می خکوب می کند و با چشم هایی گرد شده تنها انتظار را در آغوش می کشد . بازی با چشم های آل نیز درین سکانس از ماندگار ترین سکانس های تاریخ سینماست.
۴ . می خواهی بخوابی اما نباید این اتفاق بیفتد ، چرا که باید قاتلی دیوانه را دستگیر کنی. قاتلی که خواب را از چشم هایت ربوده. آل در فیلم بی خوابی چنان بازی می کند که مخاطب دلش برای خوابی شیرین تنگ می شود . آل در طولِ فیلم واقعا تلاش می کند نخوابد ، نه این که نخوابیدن را بازی کند و چشم ها این را فریاد می زنند .
۵ . بعد از ظهر سگی . قهرمانی شرور . سکانس پایانی این فیلم با چشم هایی رو به رو می شویم که جانمان به لرزه می افتد . زمانی که آل دستگیر می شود و گروگان ها آزاد می شوند ، آل نگاهش را به سوی گروگان هایی می اندازد که در تمام مدت با آن ها خوب برخورد کرده بود ، برایشان شخصیت قائل شده و مواظب جان و غرورشان بود . تنها می خواست از مخمصه ایی که درونش گیر کرده بود رها شود . اما همان آدم ها با بی تفاوتی تمام پس از آزادی سوی خودشان می روند . و ما با چشم های شکست خورده ی آل که یک سو گروگان ها را دنبال می کند و سوی دیگر به لاشه ی دوستش خیره شده است تنها می مانیم.
۶ . مرگ فرزند . فریادی خفه . پدخوانده ایی که لاشه ی دخترش را در آغوش گرفته و از عمق وجودش عربده می کشد . عربده ایی که گوش جانِ مخاطب را پاره می کند . چشمِ این پدر در سکانسِ پایانیِ پدرخوانده ۳ از دردآور ترین سکانس هاییست که می توان نام برد.
۷ . و بی شک بازیِ چشم های آل هنگام مرگ چنان معروفست که جایی برای سخنرانی نمی ماند . همچنین بازی های دیگر وی :
وکیل مدافع شیطان ، ابلیس در چشم های آل انتقام را از انسان طلب می کند .
خساست چشم های آل را در تاجر ونیزی می درد، خشم در چشم های مخمسه موج می زند. باختنی تلخ ، هنگامی که آل در وحشت در نیدل پارک اور دوز می کند مخاطب راسرافكنده ميكند.
#آل_پاچينو
@diiazpam
آدمایی که ،
محبت میکنند ، کمیاباند ...
آدمایی که ،
قدر محبت رو میدونن ، نایاب !
#آل_پاچینو
Nemo @Diiaazepam
محبت میکنند ، کمیاباند ...
آدمایی که ،
قدر محبت رو میدونن ، نایاب !
#آل_پاچینو
Nemo @Diiaazepam
Forwarded from Diazepam
آدمایی که ،
محبت میکنند ، کمیاباند ...
آدمایی که ،
قدر محبت رو میدونن ، نایاب !
#آل_پاچینو
Nemo @Diiaazepam
محبت میکنند ، کمیاباند ...
آدمایی که ،
قدر محبت رو میدونن ، نایاب !
#آل_پاچینو
Nemo @Diiaazepam
-آدم هایی که محبت می کنند ؛
کمیابند
آدم هایی که قدر محبت را می دانند
نایاب...!
#آل_پاچینو
Nemo @Diiaazepam
کمیابند
آدم هایی که قدر محبت را می دانند
نایاب...!
#آل_پاچینو
Nemo @Diiaazepam
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
بمناسبت تولد #آل_پاچینو که یکی اﺯ بزرگترین بازیگراﻯ تمام ادوار سینماست
یه ویدئو اﺯ نقشهای شاهکاری که توﻯ این سالها بازﻯ کرده ببینین ♥️
Nemo @Diiaazepam
یه ویدئو اﺯ نقشهای شاهکاری که توﻯ این سالها بازﻯ کرده ببینین ♥️
Nemo @Diiaazepam
-آدم هایی که محبت می کنند ؛
کمیابند
آدم هایی که قدر محبت را می دانند
نایاب...!
#آل_پاچینو
Nemo @Diiaazepam
کمیابند
آدم هایی که قدر محبت را می دانند
نایاب...!
#آل_پاچینو
Nemo @Diiaazepam