"ضرب و شتم / ضرب و جرح "
به عمل کسی که به دیگری ضربه یا ضربه هایی وارد کند چنانچه منجر به زخمی شدن او شود امروزه ، به خصوص در رادیو و تلویزیون و مطبوعات به غلط ضرب و شتم می گویند.
اصطلاح صحیح در این مورد ضرب و جرح است و نه ضرب و شتم ، زیرا شتم به معنای (( دشنام دادن )) است و جرح به معنای (( زخمی کردن )) .
#درست_بنویسیم
Diamond @Diiaazepam
به عمل کسی که به دیگری ضربه یا ضربه هایی وارد کند چنانچه منجر به زخمی شدن او شود امروزه ، به خصوص در رادیو و تلویزیون و مطبوعات به غلط ضرب و شتم می گویند.
اصطلاح صحیح در این مورد ضرب و جرح است و نه ضرب و شتم ، زیرا شتم به معنای (( دشنام دادن )) است و جرح به معنای (( زخمی کردن )) .
#درست_بنویسیم
Diamond @Diiaazepam
"نظرات / نظريات"
بعضی تصور کرده اند که نظریات ، جمع نظریه ، غلط است و به جای آن باید نظرات گفته شود . این تصور به کلی باطل است ، زیرا نظرات جمع نظره به معنای (( یک نگاه )) یا (( چشمک )) است و نه جمع نظریه ، و نظریه را باید به نظریات یا نظریه ها جمع بست .
از سوی دیگر ، نظرات به عنوان جمع نظر نیز غلط است ، زیرا کلماتی را که سه حرف ( یا کمتر از سه حرف ) دارند نمی توان به (( ات )) جمع بست و به جای آن باید گفت : نظرها یا آرا ٕ .
ترکیب " نقطه نظرات " غلط اندر غلط است .
#درست_بنویسیم
Diamond @Diiaazepam
بعضی تصور کرده اند که نظریات ، جمع نظریه ، غلط است و به جای آن باید نظرات گفته شود . این تصور به کلی باطل است ، زیرا نظرات جمع نظره به معنای (( یک نگاه )) یا (( چشمک )) است و نه جمع نظریه ، و نظریه را باید به نظریات یا نظریه ها جمع بست .
از سوی دیگر ، نظرات به عنوان جمع نظر نیز غلط است ، زیرا کلماتی را که سه حرف ( یا کمتر از سه حرف ) دارند نمی توان به (( ات )) جمع بست و به جای آن باید گفت : نظرها یا آرا ٕ .
ترکیب " نقطه نظرات " غلط اندر غلط است .
#درست_بنویسیم
Diamond @Diiaazepam
"داوطلبان / داوطلبین"
داو واژه ی فارسی است ، به معنای "پیشنهاد یکی از حریفان در بازی نرد یا شطرنج مبنی بر افزایش مبلغ شرط بندی" و با فعل دادن یا زدن به کار می رود.
داو توسعاً به معنای "پیشنهاد برای تقبل کاری" یا "دعوی برای اجرای کاری" نیز به کار می رود. داوطلب که از همین معنی گرفته شده است، مرکب از داو فارسی و طلب عربی (ماده ی فعل طلبیدن) است، بنابراین جمع بستن آن به "ین" علامت جمع عربی، صحیح نیست و به جای داوطلبین باید گفت "داوطلبان".
#درست_بنویسیم
Diamond @Diiaazepam
داو واژه ی فارسی است ، به معنای "پیشنهاد یکی از حریفان در بازی نرد یا شطرنج مبنی بر افزایش مبلغ شرط بندی" و با فعل دادن یا زدن به کار می رود.
داو توسعاً به معنای "پیشنهاد برای تقبل کاری" یا "دعوی برای اجرای کاری" نیز به کار می رود. داوطلب که از همین معنی گرفته شده است، مرکب از داو فارسی و طلب عربی (ماده ی فعل طلبیدن) است، بنابراین جمع بستن آن به "ین" علامت جمع عربی، صحیح نیست و به جای داوطلبین باید گفت "داوطلبان".
#درست_بنویسیم
Diamond @Diiaazepam
«آیا می دانید که بسیاری از فارسی زبانان نمی توانند بسیاری از کشورها و ملت ها را به درستی نام ببرند و چیزی را به آن ها نسبت دهند؟»
«افغان»، «عرب»، «روس»، «ترک» و «تاجیک» نام قوم است و هر چیزی که به این قوم ها نسبت داده شود، باید به صورت صفت نسبی (نام قوم + پساوند نسبی «ی») بیاید. از این رو نوشتن جمله های زیر نادرست است:
- پنج هزار افغانی در استان بوشهر زندگی می کنند. (باید گفت: افعان)
- افغانی های ساکن ایران (باید گفت: افعان های)
- افراد روسی سرما را خوب تحمل می کنند. (باید گفت: روس)
و برای نسبت دادن چیزی به ملت ها باید صورت صفت نسبی («ی» نسبی) را به کار برد. از این رو نوشتن جمله های زیر نادرست است:
- دوست داران موسیقی افغان (باید گفت: افغانی)
- کشورهای عرب زبان (باید گفت: عربی زبان)
- موسیقی عرب (باید گفت: عربی)
- فرهنگ ترک (باید گفت: ترکی)
- فرهنگ تاجیک (باید گفت: تاجیکی)
- زبان رومانی (باید گفت: رومانیایی)
- زبان فرانسه (باید گفت: فرانسوی)
- موسیقی هند (باید گفت: هندی)
#درست_بنویسیم
Diamond @Diiaazepam
«افغان»، «عرب»، «روس»، «ترک» و «تاجیک» نام قوم است و هر چیزی که به این قوم ها نسبت داده شود، باید به صورت صفت نسبی (نام قوم + پساوند نسبی «ی») بیاید. از این رو نوشتن جمله های زیر نادرست است:
- پنج هزار افغانی در استان بوشهر زندگی می کنند. (باید گفت: افعان)
- افغانی های ساکن ایران (باید گفت: افعان های)
- افراد روسی سرما را خوب تحمل می کنند. (باید گفت: روس)
و برای نسبت دادن چیزی به ملت ها باید صورت صفت نسبی («ی» نسبی) را به کار برد. از این رو نوشتن جمله های زیر نادرست است:
- دوست داران موسیقی افغان (باید گفت: افغانی)
- کشورهای عرب زبان (باید گفت: عربی زبان)
- موسیقی عرب (باید گفت: عربی)
- فرهنگ ترک (باید گفت: ترکی)
- فرهنگ تاجیک (باید گفت: تاجیکی)
- زبان رومانی (باید گفت: رومانیایی)
- زبان فرانسه (باید گفت: فرانسوی)
- موسیقی هند (باید گفت: هندی)
#درست_بنویسیم
Diamond @Diiaazepam
"تدفین"
به معنای "به خاک سپردن" یا "زیر خاک کردن".
این کلمه در عربی به کار نرفته و در متون فارسی نیز نیامده است و ظاهراً از ساخته های فارسی زبانان در عصر حاضر است. در فارسی فصیح بهتر است از استعمال آن پرهیز شود و به جای آن دفن گفته شود.
#درست_بنویسیم
Diamond @Diiaazeopam
به معنای "به خاک سپردن" یا "زیر خاک کردن".
این کلمه در عربی به کار نرفته و در متون فارسی نیز نیامده است و ظاهراً از ساخته های فارسی زبانان در عصر حاضر است. در فارسی فصیح بهتر است از استعمال آن پرهیز شود و به جای آن دفن گفته شود.
#درست_بنویسیم
Diamond @Diiaazeopam
«اسـلحه/ سـلاح»
بسـیاری کاربرد درسـت این دو کلمه را نمی دانند. به طوری که گاه به جای اسـلحه، سـلاح و گاه برعکس آن را به کار می برند.
در حالی که اسـلحه جمع اسـت و سـلاح مفرد و نباید جمع اسـلحه را اسـلحه ها نوشت، زیرا که اسـلحه خود کلمه جمع اسـت و به جای آن می توان واژه ی سـلاح ها را به کار برد.
#درست_بنویسیم
Diamond @Diiaazepam
بسـیاری کاربرد درسـت این دو کلمه را نمی دانند. به طوری که گاه به جای اسـلحه، سـلاح و گاه برعکس آن را به کار می برند.
در حالی که اسـلحه جمع اسـت و سـلاح مفرد و نباید جمع اسـلحه را اسـلحه ها نوشت، زیرا که اسـلحه خود کلمه جمع اسـت و به جای آن می توان واژه ی سـلاح ها را به کار برد.
#درست_بنویسیم
Diamond @Diiaazepam
"معروف حضور / معرّف حضور"
معروف به معنای "شناخته شده ، معرفی شده" است و بنابراین وقتی که می گوییم: "فلان کس معروف حضورتان هست؟" یعنی "آیا فلان کس نزد شما آشناست؟" یا "آیا فلان کس به حضورتان معرفی شده است؟"
اما معرّف ، به کسر "ر"، به معنای "معرفی کننده ، شناساننده" است، چنانکه می گویند: "معرّف او کیست؟" یعنی "چه کسی او را معرفی کرده است؟"
در تلویزیون و به خصوص در رادیو ایران این ترکیب را همواره غلط ادا می کنند و به جای اینکه بگویند: "فلان کس معروف حضورتان هست" می گویند: "فلان کس معرّف حضورتان هست."
#درست_بنویسیم
Diamond @Diiaazepam
معروف به معنای "شناخته شده ، معرفی شده" است و بنابراین وقتی که می گوییم: "فلان کس معروف حضورتان هست؟" یعنی "آیا فلان کس نزد شما آشناست؟" یا "آیا فلان کس به حضورتان معرفی شده است؟"
اما معرّف ، به کسر "ر"، به معنای "معرفی کننده ، شناساننده" است، چنانکه می گویند: "معرّف او کیست؟" یعنی "چه کسی او را معرفی کرده است؟"
در تلویزیون و به خصوص در رادیو ایران این ترکیب را همواره غلط ادا می کنند و به جای اینکه بگویند: "فلان کس معروف حضورتان هست" می گویند: "فلان کس معرّف حضورتان هست."
#درست_بنویسیم
Diamond @Diiaazepam
"دستورات"
واژه ی دستور فارسی و جمع آن "دستورها" ست. معرب این کلمه دُستور به ضم اول ، و جمع آن دساتیر است .
بنابراین "دستورات" در عربی نامستعمل و در فارسی نادرست است و از استعمال آن باید پرهیز کرد .
#درست_بنویسیم
Diamond @Diiaazepam
واژه ی دستور فارسی و جمع آن "دستورها" ست. معرب این کلمه دُستور به ضم اول ، و جمع آن دساتیر است .
بنابراین "دستورات" در عربی نامستعمل و در فارسی نادرست است و از استعمال آن باید پرهیز کرد .
#درست_بنویسیم
Diamond @Diiaazepam
«است / هست»
میان واژه ی “است” و “هست” در ریشه اصلی هیچ تفاوتی نیست. این دو لفظ دو صورت یک کلمه و به یک معنی است و اختلافی که در کاربرد آن ها وجود دارد بیش تر از جنبه معنی و بیان است تا از جنبه لغت و دستور. نکته در این جاست که در کلمه ی “هست” در مقایسه با “است” تاکیدی هم وجود دارد، اما در کاربرد کلمه “است” تاکیدی در کار نیست و تنها رابطه ی میان نهاد و گزاره بیان می شود.
به این دو جمله توجه کنید: آیا هوا روشن است؟ آیا هوا روشن هست؟ در مورد نخست، مراد بیان رابطه ی میان هوا و روشن است و در مورد دوم تاکید بر روشن است. به این دلیل است که مثلا در مقام انکار، درمورد نخست رابطه را و در مورد دوم مورد تاکید (روشن) را باید انکار کرد: آیا هوا روشن است؟ نه، هوا تاریک است. آیا هوا روشن هست؟ نه، هوا روشن نیست. یعنی در برابر هست همیشه نیست و در برابر است بیش تر همان است تکرار می شود و وصف برعکس به کار می رود.
آقای ابوالحسن نجفی در کتاب “غلط ننویسیم” در ارتباط با این دو واژه می نویسد: در دو جمله ی احمد عاقل است و احمد عاقل هست جمله نخست عاقل بودن احمد را خبر می دهد و حال آن که جمله ی دوم این خبر را با تاکید بیان می کند و گویی به مخاطب اطمینان می دهد که در عاقل بودن احمد نباید تردید کرد. با این همه، این تمایز معنایی در همه جا و با این دقت رعایت نشده است و در ادبیات فارسی نمونه هایی را می توان یافت که در آن ها هست و است به جای یک دیگر به کار رفته اند.
#درست_بنویسیم
Diamond @Diiaazepam
میان واژه ی “است” و “هست” در ریشه اصلی هیچ تفاوتی نیست. این دو لفظ دو صورت یک کلمه و به یک معنی است و اختلافی که در کاربرد آن ها وجود دارد بیش تر از جنبه معنی و بیان است تا از جنبه لغت و دستور. نکته در این جاست که در کلمه ی “هست” در مقایسه با “است” تاکیدی هم وجود دارد، اما در کاربرد کلمه “است” تاکیدی در کار نیست و تنها رابطه ی میان نهاد و گزاره بیان می شود.
به این دو جمله توجه کنید: آیا هوا روشن است؟ آیا هوا روشن هست؟ در مورد نخست، مراد بیان رابطه ی میان هوا و روشن است و در مورد دوم تاکید بر روشن است. به این دلیل است که مثلا در مقام انکار، درمورد نخست رابطه را و در مورد دوم مورد تاکید (روشن) را باید انکار کرد: آیا هوا روشن است؟ نه، هوا تاریک است. آیا هوا روشن هست؟ نه، هوا روشن نیست. یعنی در برابر هست همیشه نیست و در برابر است بیش تر همان است تکرار می شود و وصف برعکس به کار می رود.
آقای ابوالحسن نجفی در کتاب “غلط ننویسیم” در ارتباط با این دو واژه می نویسد: در دو جمله ی احمد عاقل است و احمد عاقل هست جمله نخست عاقل بودن احمد را خبر می دهد و حال آن که جمله ی دوم این خبر را با تاکید بیان می کند و گویی به مخاطب اطمینان می دهد که در عاقل بودن احمد نباید تردید کرد. با این همه، این تمایز معنایی در همه جا و با این دقت رعایت نشده است و در ادبیات فارسی نمونه هایی را می توان یافت که در آن ها هست و است به جای یک دیگر به کار رفته اند.
#درست_بنویسیم
Diamond @Diiaazepam