در نهضت عظیم دو بازویش
من گریه ام گرفته که آخر
آخر چرا پرنده به دنیا نیامدم؟
#رضا_براهنی
Schindler @Diiaazepam
من گریه ام گرفته که آخر
آخر چرا پرنده به دنیا نیامدم؟
#رضا_براهنی
Schindler @Diiaazepam
عشق، قلبی است درون دل بیدار زمان
به شبی در باران
راستی را به شبی در باران
چه کسی با همه گلهای زمین
قلب خاکستری ما را باز
سرخ خواهد گرداند؟
چه کسی از لب و از نوك زبان همه ی کودکها،
در زمان های پس از ما و پس از حادثه های ما
نام فرّار تو را خواهد خواند؟
راستی در دل خو ننهفتم
سکه ای را که به یکسوش نگاهی شت ز تو
و سوی دیگر آن نام کسی هست نبشته با گل؟
هیچکس از دل ما آگه نیست!
بگذار از پس دیوار زمان
آخرین توشه ی گلهای زمین را
روی پاهای تو بگذارم
#رضا_براهنی
Schindler @Diiaazepam
به شبی در باران
راستی را به شبی در باران
چه کسی با همه گلهای زمین
قلب خاکستری ما را باز
سرخ خواهد گرداند؟
چه کسی از لب و از نوك زبان همه ی کودکها،
در زمان های پس از ما و پس از حادثه های ما
نام فرّار تو را خواهد خواند؟
راستی در دل خو ننهفتم
سکه ای را که به یکسوش نگاهی شت ز تو
و سوی دیگر آن نام کسی هست نبشته با گل؟
هیچکس از دل ما آگه نیست!
بگذار از پس دیوار زمان
آخرین توشه ی گلهای زمین را
روی پاهای تو بگذارم
#رضا_براهنی
Schindler @Diiaazepam
روی برگی
تو نوشتی: باغ
روی یک قطره ی باران
من نوشتم: دریا، دریا، دریا
و در آن لحظه زنی
چشمهایش را
به کبوترها
بخشید
#رضا_براهنی
Schindler @Diiaazepam
تو نوشتی: باغ
روی یک قطره ی باران
من نوشتم: دریا، دریا، دریا
و در آن لحظه زنی
چشمهایش را
به کبوترها
بخشید
#رضا_براهنی
Schindler @Diiaazepam
نام تمامي پرنده هايي را که در خواب ديدهام ،
براي تو اينجا نوشتهام
نام تمامي آنهايي را که دوست داشتهام
نام تمامي شعرهاي خوبي را که خواندهام
و دستهايي را که فشردهام
نام تمامي گلها را در يک گلدان آبي ، براي تو در اينجا نوشتهام
وقتي که ميگذري از اينجا
يک لحظه زير پايت را نگاه کن
من نام پاهايت را براي تو در اينجا نوشتهام
و بازوهايت را ، وقتي که عشق را و پروانه را پل ميشوند
و کفترها را در خويش مي فشرند
براي تو در اينجا نوشته ام
مرا ببخش ، من سالهاست دور ماندهام از تو
اما هميشه ، هر چه در همه جا ، در شب يا روز ديده ام
و هر که را بوسيدهام ، براي تو در اينجا نوشتهام
تنها براي تو در اينجا نوشته ام
در دوردستي و با دلبستگي
من سالهاست دور ماندهام از تو
و ميروم که بخوابم
من پرده را کنار زدم
حالا تو با خيال راحت پروانهوار در باغ گردش کن
من بالهاي پروانه ها را هم با رنگهاي تازه ،
براي تو در اينجا نوشتهام
#رضا_براهنی
Schindler @Diiaazepam
براي تو اينجا نوشتهام
نام تمامي آنهايي را که دوست داشتهام
نام تمامي شعرهاي خوبي را که خواندهام
و دستهايي را که فشردهام
نام تمامي گلها را در يک گلدان آبي ، براي تو در اينجا نوشتهام
وقتي که ميگذري از اينجا
يک لحظه زير پايت را نگاه کن
من نام پاهايت را براي تو در اينجا نوشتهام
و بازوهايت را ، وقتي که عشق را و پروانه را پل ميشوند
و کفترها را در خويش مي فشرند
براي تو در اينجا نوشته ام
مرا ببخش ، من سالهاست دور ماندهام از تو
اما هميشه ، هر چه در همه جا ، در شب يا روز ديده ام
و هر که را بوسيدهام ، براي تو در اينجا نوشتهام
تنها براي تو در اينجا نوشته ام
در دوردستي و با دلبستگي
من سالهاست دور ماندهام از تو
و ميروم که بخوابم
من پرده را کنار زدم
حالا تو با خيال راحت پروانهوار در باغ گردش کن
من بالهاي پروانه ها را هم با رنگهاي تازه ،
براي تو در اينجا نوشتهام
#رضا_براهنی
Schindler @Diiaazepam
به من بگو، بگو،
چگونه بشنوم صدای ریزش هزار برگ را ز شاخه ها؟
به من بگو، بگو،
چگونه بشنوم صدای بارش ستاره را ز ابرها؟
من از درخت زاده ام
تو ای که گفتنت وزیدن نسیم هاست بر درختها
به من بگو، بگو،
درخت را که زاده است؟
مرا ستاره زاده است
تو ای که گفتنت چو جویبارهاست، جویبارهای سرد
به من بگو، بگو،
ستاره را که زاده است؟
ستاره را، درخت را تو زاده ای
تو ای که گفتنت پریدن پرنده هاست
به من بگو، بگو،
تو را که زاده است؟
#رضا_براهنی
Schindler @Diiaazepam
چگونه بشنوم صدای ریزش هزار برگ را ز شاخه ها؟
به من بگو، بگو،
چگونه بشنوم صدای بارش ستاره را ز ابرها؟
من از درخت زاده ام
تو ای که گفتنت وزیدن نسیم هاست بر درختها
به من بگو، بگو،
درخت را که زاده است؟
مرا ستاره زاده است
تو ای که گفتنت چو جویبارهاست، جویبارهای سرد
به من بگو، بگو،
ستاره را که زاده است؟
ستاره را، درخت را تو زاده ای
تو ای که گفتنت پریدن پرنده هاست
به من بگو، بگو،
تو را که زاده است؟
#رضا_براهنی
Schindler @Diiaazepam
یک زن از خرابه های قلب من رمید
و مردی از خرابه های قلب او گریخت
به جز دو قلب ما،درون خانه ای ز خانه های شهر
کس از کسان شهر را خبر نشد
که کشتن است عشق،عشق کشتن است
کس از کسان شهر را خبر نشد
#رضا_براهنی
Schindler @Diiaazepam
و مردی از خرابه های قلب او گریخت
به جز دو قلب ما،درون خانه ای ز خانه های شهر
کس از کسان شهر را خبر نشد
که کشتن است عشق،عشق کشتن است
کس از کسان شهر را خبر نشد
#رضا_براهنی
Schindler @Diiaazepam
به جز دو دست من، دو چشم من، لبان من
به جز دو دست او، دو چشم او، لبان او
کس از کسان شهر را خبر نشد
که من مکیده ام ز قلب او، هزار آرزوی او
کس از کسان شهر را خبر نشد
که این درخت خشک را
من آفریده ام
کس از کسان شهر را خبر نشد
که آبشار شیشه ها فرو شکست و ریخت
و یک زن از خرابه های قلب من رمید
و مردی از خرابه های قلب او گریخت
به جز دو قلب ما، درون خانه ای ز خانه های شهر،
کس از کسان شهر را خبر نشد
که کشتن است عشق، عشق کشتن است
کس از کسان شهر را خبر نشد
که مردن است عشق، عشق مردن است
کنون برهنه ایستاده ام میان چار راه شهر
شفای من، درون خانه ای ز خانه های شهر نیست
شفای من درون قلب عابران چار راه نیست
شفای من درون ابرهای روی کوه هاست
شفای من درون برف هاست
برهنه ایستاده ام میان چار راه شهر
ببار! هان ببار! هان ببار، ابر! »: و نعره می زنم
که گرچه مرده قلب من، ولی نمرده روح من
«! ببار! هان ببار! هان ببار، ابر
#رضا_براهنی
Schindler @Diiaazepam
به جز دو دست او، دو چشم او، لبان او
کس از کسان شهر را خبر نشد
که من مکیده ام ز قلب او، هزار آرزوی او
کس از کسان شهر را خبر نشد
که این درخت خشک را
من آفریده ام
کس از کسان شهر را خبر نشد
که آبشار شیشه ها فرو شکست و ریخت
و یک زن از خرابه های قلب من رمید
و مردی از خرابه های قلب او گریخت
به جز دو قلب ما، درون خانه ای ز خانه های شهر،
کس از کسان شهر را خبر نشد
که کشتن است عشق، عشق کشتن است
کس از کسان شهر را خبر نشد
که مردن است عشق، عشق مردن است
کنون برهنه ایستاده ام میان چار راه شهر
شفای من، درون خانه ای ز خانه های شهر نیست
شفای من درون قلب عابران چار راه نیست
شفای من درون ابرهای روی کوه هاست
شفای من درون برف هاست
برهنه ایستاده ام میان چار راه شهر
ببار! هان ببار! هان ببار، ابر! »: و نعره می زنم
که گرچه مرده قلب من، ولی نمرده روح من
«! ببار! هان ببار! هان ببار، ابر
#رضا_براهنی
Schindler @Diiaazepam