Diazepam
رویای یک مرد مضحک_-1238724461.pdf
با تمام وجودم احساس می کردم که چيزی وجود نداره. اولش
تصور می کردم در گذشته، چيزای زيادی وجود داشته، ولی بعدش حدس
زدم که هيچ وقت، در گذشته هم چيزی وجود نداشته بلکه به دلايلی
من اينطور تصور می کردم که چيزايي وجود داره. کم کم حدس زدم
که در آينده هم چيزی وجود نخواهد داشت. اونوقت بود که ديگه از
دست مردم عصبانی نبودم و حتی تقريبا توجهی هم به اونا نداشتم.
📙 #رویای_یک_مرد_مضحک
✍ #فئودور_داستایوفسکی
Lachrymose @Diiaazepam
تصور می کردم در گذشته، چيزای زيادی وجود داشته، ولی بعدش حدس
زدم که هيچ وقت، در گذشته هم چيزی وجود نداشته بلکه به دلايلی
من اينطور تصور می کردم که چيزايي وجود داره. کم کم حدس زدم
که در آينده هم چيزی وجود نخواهد داشت. اونوقت بود که ديگه از
دست مردم عصبانی نبودم و حتی تقريبا توجهی هم به اونا نداشتم.
📙 #رویای_یک_مرد_مضحک
✍ #فئودور_داستایوفسکی
Lachrymose @Diiaazepam
Forwarded from Diazepam
رویای یک مرد مضحک_-1238724461.pdf
154.1 KB