Diazepam
73 subscribers
2.42K photos
56 videos
47 files
104 links
تنها راه نجات آگاهي است🕊
با شعر📝، با كتاب📕، موسيقي🎵، با فيلم📽، با ما با ديازپام💊 قدم بزنيد...
Download Telegram
Diazepam
Photo
📌معرفى فيلم Son Of Saul
📊امتياز:7.6
📊امتياز منتقدين:89
🎥كارگردان:László Nemes
📝نویسندگان : László Nemes, Clara Royer
👥بازیگران : Géza Röhrig, Levente Molnár, Urs Rechn
🎭ژانر:درام
🗓سال انتشار: 2015
🏆برنده اسكار وگلدن گلوب بهترين فيلم خارجي زبان 2016
🌎محصول كشور:مجارستان
🎬خلاصه داستان: یهودی که موظف است جنازه های هم نوعان خود را بسوزاند، جسدی پیدا می‌کند که به گمانش جسد پسر اوست ...
لينك دانلود :
www.fardadownload.info/%d8%af%d8%a7%d9%86%d9%84%d9%88%d8%af-%d9%81%db%8c%d9%84%d9%85-son-of-saul-2015/

#معرفي_فيلم
@diiazpam
#معرفي_فيلم 📽 Valentine's day
Diazepam
وقتي نيچه گريست. #اروين_ديالوم #معرفی_کتاب Schindler @Diiaazepam
در ابتداي رمان،لوسالومه از بروير ميخواهد تا با استفاده از روش آزمايشي((درمان با سخن گفتن))به ياري نيچه نا اميد و در خطر خودكشي بشتابد.در اين رمان جذاب،دو مرد برجيته و اسرار آميز تاريخ،تا ژرفاي توسواس هاي خويش پيش ميروند و در اين راه،به نيروي رهايي بخش دوستي دست ميابند.
وقتي نيچه گريست
#اروين_ديالوم
#معرفي كتاب
Schindler @Diiaazepam
#معرفي_فيلم

رقص در غبار

رقص در غبار اولين فيلم بلند اصغر فرهادي ست كه در سال ١٣٨١ ساخته شد.

فيلمنامه:
اصغر فرهادي
عليرضا بذر افشان
محمد رضا فاضلي

تهيه كننده:ايرج تقي پور

خلاصه داستان:
نظر،جوان ٢٢ساله اي كه روزي در ميني بوس با ريحانه آشنا ميشودو ازدواج ميكنند،اما حرف هاي ناپيندي كه راجب مادر ريحانه زده ميشود او را مجبود ميكند كه ربحانه را طلاق بدهد....

جوايز:
١.بهترين فيلمنامه و بهترين بازيگر نقش مكمل مرد در جشنواره اسيا پاسيفيك
٢.جايزه ويژه هيئت داوران سابقه بين المللي جشنواره فيلم فجر
٣.بهترين فيلمنامه در جشنواره فيلم پوسان
٤.بهترين بازيگر نقش مكمل،بهترين فيلم،بهترين بازيگر مرد،بهترين صدابرداري از جشنواره خانه سينم


Nemo @Diiaazepam
Forwarded from Diazepam
#معرفي_فيلم

رقص در غبار

رقص در غبار اولين فيلم بلند اصغر فرهادي ست كه در سال ١٣٨١ ساخته شد.

فيلمنامه:
اصغر فرهادي
عليرضا بذر افشان
محمد رضا فاضلي

تهيه كننده:ايرج تقي پور

خلاصه داستان:
نظر،جوان ٢٢ساله اي كه روزي در ميني بوس با ريحانه آشنا ميشودو ازدواج ميكنند،اما حرف هاي ناپيندي كه راجب مادر ريحانه زده ميشود او را مجبود ميكند كه ربحانه را طلاق بدهد....

جوايز:
١.بهترين فيلمنامه و بهترين بازيگر نقش مكمل مرد در جشنواره اسيا پاسيفيك
٢.جايزه ويژه هيئت داوران سابقه بين المللي جشنواره فيلم فجر
٣.بهترين فيلمنامه در جشنواره فيلم پوسان
٤.بهترين بازيگر نقش مكمل،بهترين فيلم،بهترين بازيگر مرد،بهترين صدابرداري از جشنواره خانه سينم


Nemo @Diiaazepam
دنياي عجيبي ست.از جايگاه مردگان ميشود مطلع شد،اما از جايگاه زنده ها خير

#كريستين_بوبن
#ديوانه_وار📚📚
#معرفي_كتاب

Schindler @Diiaazepam
Diazepam
دنياي عجيبي ست.از جايگاه مردگان ميشود مطلع شد،اما از جايگاه زنده ها خير #كريستين_بوبن #ديوانه_وار📚📚 #معرفي_كتاب Schindler @Diiaazepam
ازدواج مانند زندان است.هرچقدر هم راحت و زيبا باشد،باز هم زندان است.به خاطر چيز هاي بي ارزش وارد آن ميشويم اما براي خارج شدن از آن بايد چيز هاي با ارزشي را از دست بدهيم.

#كريستين_بوبن
#ديوانه_وار📚📚
#معرفي_كتاب
Schindler @Diiaazepam
Diazepam
#معرفي_كتاب #دموكراسي_يا_دموقراضه. Schindler @Diiaazepam
حرفت را خودت بزن، نانت را من می خورم!

دموکراسی کلمه ای ست که این روز ها زیاد می شنویم و بحث درباره ی آن، نقل محافل سیاسی و اجتماعی است. از غرب تا شرق، فیلسوفان، جامعه شناسان و حتی مردم عادی هم در دفاع یا رد آن نظر می دهند. از آنجا که دموکراسی “محصولِ جایگاه آراء عوام در کنار آراء خواص است”، یعنی همه ی مردم در وضع قوانین شرکت می کنند و داراری حقوقی یکسان می باشند، امروزه در دنیا بسیار مورد نقد قرار گرفته است، اما چه می شود که نویسنده ای آن را “دموقراضه” می نامد؟! از نام کتاب پیداست که نویسنده در نقد این مفهوم حرف هایی برای گفتن دارد. این کتاب نمونه ی بسیار خوبِ طنز سیاسی است با لحنی طنازانه، قصه ای حساب شده و متنی روان و شیرین که مخاطب را تا پایان همراه خود می کند.

آنان که با دموکراسی از اصل مخالفند، در نقد آن می گویند که این شکل از حکومت ناتوان ترین نوع حکومت است. این دسته از مخالفان معتقدند که چون این حکومت ها مسائل پیچیده ی سیاست را در حد فهم عامه ی مردم ساده می کنند، در نتیجه تصمیم گیری های مهم تحت تاثیر انتخاب عوام قرار می گیرند. در واقع معنای حرف مخالفان این است که ساده کردن مسائل یچیده ی سیاست باعث می شود عامه ی مردم که سواد کافی در مورد امور سیاسی ندارند، تصمیم های اشتباه بگیرند.

“سید مهدی شجاعی” نیز از جمله نویسندگانی است که از اصل با این مفهوم مخالف است و در این اثر نظام دموکراسی را به چالش کشیده است. “دموکراسی یا دموقراضه” یکی از شناخته شده ترین آثار اوست.
کتاب دموکراسی یا دموقراضه برای اولین بار در سال ۱۳۸۷ توسط انتشارات نیستان منتشر شد ولی با درخواست نویسنده ی آن مدتی بعد از انتشار کتاب، از سطح بازار جمع آوری شد. بعد از چهار سال بار دیگر روانه ی بازار شد؛ همین جمع آوری کتاب باعث بروز مسائلی حاشیه ای از جمله انتشار نسخه ی الکترونیکی کتاب به صورت غیرقانونی در فضای مجازی شد که البته هیچ کدام نتوانست مانع فروش خوب این اثر و دیده شدن آن توسط مخاطبان شود. تا جائی که آوازه ی آن، نظر مترجم آمریکائی را به خود جلب کرد؛ « کارولین کراس کری» مترجمی است که این رمان را به زبان انگلیسی ترجمه کرده است. وی در پاسخ به سوالی در مورد علت انتخاب این اثر برای ترجمه گفت: “تمام بخشهای این کتاب من را شیفته ی خودش کرد. از چهل سال پیش هرچه مردم خواسته اند و هرچه اجرا شده است با هم متفاوت بوده است. به عبارت دیگر هرچه مردم خواسته اند نادیده گرفته شده و تنها درخواست پولدارها و سرمایه داران که مقامی کلیدی داشته اند و قدرت در دستشان بوده محقق شده است. این دقیقاً همان چیزی است که به نظرم خواندن این کتاب را برای جامعه ی آمریکا جذاب می کند. از طرف دیگر طنز این کتاب نیز منحصر به فرد است.”

#معرفي_كتاب
#دموكراسي_يا_دموقراضه

Schindler @Diiaazepam
Diazepam
#معرفي_كتاب #دموكراسي_يا_دموقراضه. Schindler @Diiaazepam
داستان در زمان های دور و در کشوری نامعلوم می گذرد. راوی داستان، ظاهراً پژوهشگری تاریخی است که با کشف و سند خوانی خود، ماجرا را برای خواننده روایت می کند.
مطابق این تحقیق، در سالیانی دور، پادشاهی که در آستانه مرگ قرار دارد وصیت می کند هر 25 فرزند او در مقاطع 2 ساله به ترتیب پس از مرگ او بر تخت شاهی بنشینند، اما نه به ترتیب سن بلکه به رأی مردم.

هر یک از فرزندان در دوره سلطنت خود ظلم های فراوانی به مردم می کنند و مردم هر بار، رنجیده از یکی به دیگری پناه می برند اما صورت مسأله تغییر نمی کند. سرانجام تصمیم می گیرند بیمار ترین، زشت ترین و نادان ترین آنان را انتخاب کنند تا دمی بیاسایند. نام فرزندان شاه همگی پیشوند «دمو» دارد و این آخری «دمو کافیه» نام دارد که در زبان مردم شهر به «دمو قراضه» شهرت یافته است. او پس از استقرار، با اتکا به هوش شیطانی و روان پر عقده خود، تیم و حلقه خاصی را سامان می دهد و قوانین طلایی خود را به کار می بندد و ترکیبی از ظلم و عوامفریبی را می سازد. شتاب او در تخریب مملکت که با ادعای خدمت صورت می گیرد عملاً بیشترین کمک را به دشمن می کند، هرچند در آخر داستان معلوم می شود او واقعاً عامل بیگانه بوده و سرانجام نیز به آنان پناه می برد و کشور را تسلیم دشمن می کند

#معرفي_كتاب
#دموكراسي_يا_دموقراضه
#مهدي_شجاعي

Schindler @Diiaazepam
معرفی وضعیت گروتسک:

گروتسک یک مفهوم هنری و ادبیاتی ‌ست؛ پدیده‌ای که تلفیقی از واقعیت و خیال، یا تناقض باشد. گروتسک می‌تواند وضعیت یا مکان یا موجودی مضحک، متناقض، بی‌تناسب و یا ترسناک باشد. بنابراین، گستره معنایی گروتسک می‌تواند تعاریف زیادی را دربرگیرد.

در زبان انگلیسی واژه Grotesque به معنای هرچیزی‌ست که به شکل چندش‌آوری زشت و یا مضحک باشد. استفاده از این واژه در قرن شانزدهم باب شد. اصل این واژه از Grotto در زبان ایتالیایی آمده که به معنای غار است و اشاره به تصاویری دارد انسان‌های اولیه غارنشین بر دیواره‌های مغاره‌های محل زندگی خود می‌کشیدند.

از آنجا که در بیشتر این تصاویر قاعده‌های معمول هنری در قرن شانزدهم طبیعتا استفاده نشده بود، این اصطلاح برای تعریف ماهیت هنری نقاشی‌های غارنشین‌ها به کار می‌رفت. برخی از این نقاشی‌ها خارق‌العاده است؛ ترکیبی از انسان و سایر حیوانات. اما ایتالیایی‌ها این نقاشی‌ها را انزجارآمیز، بدترکیب و مضحک می‌دانستند.

در قرن شانزدهم این اصطلاح وارد ادبیات، بخصوص ادبیات فرانسه، شد. گروتسک بیشتر از همه چیز برای توصیف زشتی و بی‌تناسبی ظاهر فیزیکی و اعضای بدن به کار می‌رفت. در قرن نوزده این اصطلاح در انگلستان و آلمان باب شد و به معنای کاریکاتور یا طنز (کاریکاتوری از واقعیت) به کار می‌رفت. گوژپشت نوتردام، که در آن شخصیت اصلی ظاهر فیزیکی چندش‌آور دارد، نمونه‌ای از تاثیر گروتسک در ادبیات بود.

ولی گروتسک همیشه ترسناک یا چندش‌آور نباید باشد. مثلا در داستان مشهور پینوکیو، این پسربچه چوبی ترسناک نیست. در داستان آلیس در سرزمین عجایب با آن که شخصیت‌ها به تنهایی می‌توانند رعب‌آور باشند،‌ اما رفتارهای خنده‌دار آنها بر عنصر ترس غلبه می‌کند. در این داستان، نه تنها شخصیت‌ها، بلکه فضای عجیب و غریب آن نیز گروتسک است؛ نوعی واقعیت کج و معوج.در قرن بیستم، نهضت‌های ادبی و هنری مثل اکسپرسیونیسم آلمانی، سوررئالیسم، تئاتر ابزِردیسم (بی‌معناگرایی) و تئاتر گروتسک (چندش آور) به تلفیق کمدی و وحشت تمایل داشتند. گروتسک در این قرن جایگاهی مشخص در ادبیات یافت. فضای بسیاری از آثار ادبی گروتسک رویا‌مانند است. «مسخ از فرانس کافکا» و داستان «بینی» از نیکلای گاگول از نمونه‌های این آثار ادبی هستند. فضای چنین آثاری در وهله اول برای خواننده آشنا نیست. این فضا غالبا کمیک اما ترسناک و یا سوررئال می‌تواند باشد.

علاوه بر آن، کاربرد عنصر یا مفهوم گروتسک منحصر به ژانر ادبی خاصی نیست. بیشتر نویسندگان، حتی کسانی که از روی تفنن می‌نویسند و الزاما با مفاهیم تئوریک ادبیات هم آشنا نیستند، به نحوی مفهوم گروتسک را در نوشتن به کار می‌برند. در آثاری که در ژانر رئالیسم نوشته شده نیز می‌توان عنصر گروتسک را در پردازش فضاهای غریب و یا شخصیت‌های منحصر به فرد دید.

با این‌حال، گروتسک اغلب برای بیان فیزیک بدن به کار می‌رود. در بیشتر آثار ادبی این مفهوم با تلفیق انسان با حیوانات و حتی سبزیجات و دیگر عناصر ایجاد شده است. در سینما، سایبورگ‌ها (انسان‌های نیمه‌ربات)، شخصیت‌های عجیب و غریب مجموعه فیلم‌های دزدان دریایی کارائیب، و یا درختانی با شمایل انسان که قادر به حرکت، همه گروتسک هستند. در سینمای ژانر وحشت و یا علمی تخیلی نیز این مفهوم به طور وسیعی به کار می‌رود. حتی تصاویری عجیبی که از ترکیب عکس جانوران متفاوت با استفاده از فوتوشاپ و به منظور سرگرمی یا هنر‌های دیجیتالی تولید می‌شوند، نیز مفهوم گروتسک را تداعی می‌کنند.

ادبیات، فرهنگ شفاهی و یا باورهای مذهبی مردمان شرق نیز با مفهوم گروتسک بیگانه نیست. موجودی به نام جن که به باور عامه به جا پا سُم دارد، یا موجوداتی موسوم به یاجوج و ماجوج، شخصیت‌هایی مثل مادر فولادزره در داستان امیرارسلان رومی، دیو سفید در شاهنامه و ده‌ها نمونه دیگر گروتسک هستند. موجودات خارق‌العاده بخشی از فرهنگ و یا عقاید مذهبی در شرق و غرب هستند و بسیاری از معتقدان به این مذاهب شکی در واقعی بودن برخی از این موجودات (مثلا جن) ندارند.

گذشته از افسانه‌ها و قصه‌های فلکلور و مذهبی، که عمدتا شفاهی‌ست، در آثار داستانی مدرن فارسی نیز می‌توان ردپای گروتسک را یافت. این عنصر جایگاه ویژه‌ای در کاریکاتور و طنز فارسی دارد. کار‌های مانا نیستانی، کاریکاتوریست ایرانی نمونه‌های عالی از گروتسک است. بیشتر آثار صادق هدایت (مثلا علویه‌خانم) و نیز رمان‌های دایی‌جان ناپلئون، اثر ایرج پزشک‌زاد و گمنامی اثر محمدتقی بختیاری نویسنده افغان، نمونه‌هایی خوب از خلق فضاهای گروتسک هستند. با این همه، برخلاف ادبیات غرب، کاربرد مفهوم گروتسک در ادبیات مدرن فارسی اغلب به خلق فضا محدود مانده است.

#گروتسك
#معرفي
Schindler @Diiaazepam
Forwarded from Diazepam
ازدواج مانند زندان است.هرچقدر هم راحت و زيبا باشد،باز هم زندان است.به خاطر چيز هاي بي ارزش وارد آن ميشويم اما براي خارج شدن از آن بايد چيز هاي با ارزشي را از دست بدهيم.

#كريستين_بوبن
#ديوانه_وار📚📚
#معرفي_كتاب
Schindler @Diiaazepam
Forwarded from Diazepam
معرفی وضعیت گروتسک:

گروتسک یک مفهوم هنری و ادبیاتی ‌ست؛ پدیده‌ای که تلفیقی از واقعیت و خیال، یا تناقض باشد. گروتسک می‌تواند وضعیت یا مکان یا موجودی مضحک، متناقض، بی‌تناسب و یا ترسناک باشد. بنابراین، گستره معنایی گروتسک می‌تواند تعاریف زیادی را دربرگیرد.

در زبان انگلیسی واژه Grotesque به معنای هرچیزی‌ست که به شکل چندش‌آوری زشت و یا مضحک باشد. استفاده از این واژه در قرن شانزدهم باب شد. اصل این واژه از Grotto در زبان ایتالیایی آمده که به معنای غار است و اشاره به تصاویری دارد انسان‌های اولیه غارنشین بر دیواره‌های مغاره‌های محل زندگی خود می‌کشیدند.

از آنجا که در بیشتر این تصاویر قاعده‌های معمول هنری در قرن شانزدهم طبیعتا استفاده نشده بود، این اصطلاح برای تعریف ماهیت هنری نقاشی‌های غارنشین‌ها به کار می‌رفت. برخی از این نقاشی‌ها خارق‌العاده است؛ ترکیبی از انسان و سایر حیوانات. اما ایتالیایی‌ها این نقاشی‌ها را انزجارآمیز، بدترکیب و مضحک می‌دانستند.

در قرن شانزدهم این اصطلاح وارد ادبیات، بخصوص ادبیات فرانسه، شد. گروتسک بیشتر از همه چیز برای توصیف زشتی و بی‌تناسبی ظاهر فیزیکی و اعضای بدن به کار می‌رفت. در قرن نوزده این اصطلاح در انگلستان و آلمان باب شد و به معنای کاریکاتور یا طنز (کاریکاتوری از واقعیت) به کار می‌رفت. گوژپشت نوتردام، که در آن شخصیت اصلی ظاهر فیزیکی چندش‌آور دارد، نمونه‌ای از تاثیر گروتسک در ادبیات بود.

ولی گروتسک همیشه ترسناک یا چندش‌آور نباید باشد. مثلا در داستان مشهور پینوکیو، این پسربچه چوبی ترسناک نیست. در داستان آلیس در سرزمین عجایب با آن که شخصیت‌ها به تنهایی می‌توانند رعب‌آور باشند،‌ اما رفتارهای خنده‌دار آنها بر عنصر ترس غلبه می‌کند. در این داستان، نه تنها شخصیت‌ها، بلکه فضای عجیب و غریب آن نیز گروتسک است؛ نوعی واقعیت کج و معوج.در قرن بیستم، نهضت‌های ادبی و هنری مثل اکسپرسیونیسم آلمانی، سوررئالیسم، تئاتر ابزِردیسم (بی‌معناگرایی) و تئاتر گروتسک (چندش آور) به تلفیق کمدی و وحشت تمایل داشتند. گروتسک در این قرن جایگاهی مشخص در ادبیات یافت. فضای بسیاری از آثار ادبی گروتسک رویا‌مانند است. «مسخ از فرانس کافکا» و داستان «بینی» از نیکلای گاگول از نمونه‌های این آثار ادبی هستند. فضای چنین آثاری در وهله اول برای خواننده آشنا نیست. این فضا غالبا کمیک اما ترسناک و یا سوررئال می‌تواند باشد.

علاوه بر آن، کاربرد عنصر یا مفهوم گروتسک منحصر به ژانر ادبی خاصی نیست. بیشتر نویسندگان، حتی کسانی که از روی تفنن می‌نویسند و الزاما با مفاهیم تئوریک ادبیات هم آشنا نیستند، به نحوی مفهوم گروتسک را در نوشتن به کار می‌برند. در آثاری که در ژانر رئالیسم نوشته شده نیز می‌توان عنصر گروتسک را در پردازش فضاهای غریب و یا شخصیت‌های منحصر به فرد دید.

با این‌حال، گروتسک اغلب برای بیان فیزیک بدن به کار می‌رود. در بیشتر آثار ادبی این مفهوم با تلفیق انسان با حیوانات و حتی سبزیجات و دیگر عناصر ایجاد شده است. در سینما، سایبورگ‌ها (انسان‌های نیمه‌ربات)، شخصیت‌های عجیب و غریب مجموعه فیلم‌های دزدان دریایی کارائیب، و یا درختانی با شمایل انسان که قادر به حرکت، همه گروتسک هستند. در سینمای ژانر وحشت و یا علمی تخیلی نیز این مفهوم به طور وسیعی به کار می‌رود. حتی تصاویری عجیبی که از ترکیب عکس جانوران متفاوت با استفاده از فوتوشاپ و به منظور سرگرمی یا هنر‌های دیجیتالی تولید می‌شوند، نیز مفهوم گروتسک را تداعی می‌کنند.

ادبیات، فرهنگ شفاهی و یا باورهای مذهبی مردمان شرق نیز با مفهوم گروتسک بیگانه نیست. موجودی به نام جن که به باور عامه به جا پا سُم دارد، یا موجوداتی موسوم به یاجوج و ماجوج، شخصیت‌هایی مثل مادر فولادزره در داستان امیرارسلان رومی، دیو سفید در شاهنامه و ده‌ها نمونه دیگر گروتسک هستند. موجودات خارق‌العاده بخشی از فرهنگ و یا عقاید مذهبی در شرق و غرب هستند و بسیاری از معتقدان به این مذاهب شکی در واقعی بودن برخی از این موجودات (مثلا جن) ندارند.

گذشته از افسانه‌ها و قصه‌های فلکلور و مذهبی، که عمدتا شفاهی‌ست، در آثار داستانی مدرن فارسی نیز می‌توان ردپای گروتسک را یافت. این عنصر جایگاه ویژه‌ای در کاریکاتور و طنز فارسی دارد. کار‌های مانا نیستانی، کاریکاتوریست ایرانی نمونه‌های عالی از گروتسک است. بیشتر آثار صادق هدایت (مثلا علویه‌خانم) و نیز رمان‌های دایی‌جان ناپلئون، اثر ایرج پزشک‌زاد و گمنامی اثر محمدتقی بختیاری نویسنده افغان، نمونه‌هایی خوب از خلق فضاهای گروتسک هستند. با این همه، برخلاف ادبیات غرب، کاربرد مفهوم گروتسک در ادبیات مدرن فارسی اغلب به خلق فضا محدود مانده است.

#گروتسك
#معرفي
Schindler @Diiaazepam