یک شب که به ماه روشنش می ارزید
روحی که به ازار تنش می ارزید
بگذار بگویند که او مرد نبود
این عشق به گریه کردنش می ارزید
#مهدی_موسوی
از کتاب:مردی که نرفته است برمیگردد
پ.ن:این کتاب را حتما تهیه کنید و با حرص و ولع بخوانید.مجموعه ای ست از رباعی های مهدی موسوی به روایت عکس هایی زیبا از محمد صادق یار حمیدی
@diiazpam
روحی که به ازار تنش می ارزید
بگذار بگویند که او مرد نبود
این عشق به گریه کردنش می ارزید
#مهدی_موسوی
از کتاب:مردی که نرفته است برمیگردد
پ.ن:این کتاب را حتما تهیه کنید و با حرص و ولع بخوانید.مجموعه ای ست از رباعی های مهدی موسوی به روایت عکس هایی زیبا از محمد صادق یار حمیدی
@diiazpam
این شعر از مهدی موسوی ادم را به رمان میرا اثر کریستوفر فرانک میبرد.خانه های شیشه ای و هویدا بودن کل زندگی افراد.رمانی که اتوپیایی(اینده نگری)سیاهی دارد.و اعتقاد دارد که اگر وضع به همین منوال جریان داشته باشد اینده تاریک تر خواهد شد.این شعر از سید مهدی موسوی من را به آن فضا برد.حال سوال اصلی این جاست انسانی که عاشق شده است چگونه میتواند در این فضا دوام بیاورد؟؟؟مهدی موسوی دستش را بر این نقطه گذاشته است.
نکند این اس ام اس در جایی ثبت شود
نکند گریه ی پشت تلفن ضبط شود
البته بدیهی ست گاهی ادم را به حوال و هوای لندن 1984 جرج اورول هم می اندازد.سادگی و پویایی زبان و اندیشه ای که در این شعر حکم فرمانی میکند ادم را بیشتر مجذوب خودش میکند انگار که مهدی موسوی زندگی خصوصی ما را شعر میکند.البته ذکر این نکته ضروری است که ادبیات مهدی موسوی پست مدرن است و هر کس میتواند بر اساس اندیشه های خودش برداشتی داشته باشد.مهدی موسوی را تنها نباید خواند باید او را بلعید.
این شعر توسط شاهین نجفی خوانده شد.در البوم 1414 البوم ep که هسته ی اصلی اش بر داب استپ تمرکز دارد.شاید این اثر را بتوان به جرئت جز بهترین همکاری های شاهین نجفی و مهدی موسوی دانست.
متن ترانه:
ﻧﮑﻨﺪ ﭘﻨﺠﺮﻩﺍی ﭘﺸﺖ ﺻﻠﻴﺒﻢ ﺑﺎﺷﺪ
ﻧﮑﻨﺪ ﻣﻴﮑﺮﻭﻓﻮنی ﺩﺍﺧﻞ ﺟﻴﺒﻢ ﺑﺎﺷﺪ
ﻧﮑﻨﺪ ﺍﻳﻦ اس ام ﺍﺱ ﺩﺭ ﺟﺎیی ﺛﺒﺖ ﺷﻮﺩ
ﻧﮑﻨﺪ ﮔﺮﻳﻪی ﭘﺸﺖ ﺗﻠﻔﻦ ﺿﺒﻂ ﺷﻮﺩ
ﻧﮑﻨﺪ ﺷﺎﻫﺪ ﺩﻋﻮﺍﻣﺎﻥ ﺩﺭ ﻣﺎﺷیناند
ﻧﮑﻨﺪ ﺩﺍﺧﻞ ﺣﻤّﺎﻡ، ﺗﻮ ﺭﺍ میﺑﻴﻨﻨﺪ
ﻧﮑﻨﺪ ﺍﺳﻢ ﺗﻮ ﺭﺍ ﺑﺎ ﺩﻫﻨﺶ ﺑﺨﺶ ﮐﻨﺪ
ﻧﮑﻨﺪ ﺭﺍﺯ ﻣﺮﺍ ﺗﻠﻮﻳﺰﻳﻮﻥ ﭘﺨﺶ ﮐﻨﺪ
ﻧﮑﻨﺪ میﺩﺍﻧﺪ ﺁﻧﭽﻪ ﮐﻪ ﻣﻦ میﺩﺍﻧﻢ !
ﻧﮑﻨﺪ ﭘﺲ ﻓﺮﺩﺍ، ﺗﻴﺘﺮ ِ ﻳﮏ ِ ﮐﻴﻬﺎﻧﻢ
ﻧﮑﻨﺪ ﺭﺧﻨﻪ ﮐﻨﺪ ﺩﺭ ﺩﻝ ﺍﻳﻤﺎﻧﻢ ﺷﮏ
ﻧﮑﻨﺪ ﻟﻮ ﺑﺪﻫﻢ ﺍﺳﻢ ﺗﻮ ﺭﺍ ﺯﻳﺮ ﮐﺘﮏ
ﻧﮑﻨﺪ ﻧﺎﻣﻪی جعلی ﻣﺮﺍ ﭘُﺴﺖ ﮐﻨﻨﺪ
ﻧﮑﻨﺪ ﺍﻳﻨﻬﻤﻪ ﺑﺪ، ﻗﻠﺐ ﻣﺮﺍ ﺳﺴﺖ ﮐﻨﻨﺪ
ﺗﻠﺨﻢ ﻭ ﺣﻞ ﺷﺪﻩ ﮐﺎﺑﻮﺱ ﻭﺟﻮﺩﻡ ﺩﺭ ﺳﻢ
ﻏﻴﺮ ﺗﻮ ﺍﺯ ﻫﻤﻪی ﺁﺩﻡ ﻫﺎ میﺗﺮﺳﻢ
ﻫﻤﻪ ﺩﺍﻧﺴﺘﻪ ﻭ ﻧﺎﺩﺍﻧﺴﺘﻪ ﺟﺎﺳﻮﺳﻨﺪ !
ﺩﺳﺘﺸﺎﻥ ﺣﻠﻘﻪی ﺩﺍﺭ ﺍﺳﺖ ﻭ ﺗﻮ ﺭﺍ میﺑﻮﺳﻨﺪ
ﮐﺎشکی ﺁﺧﺮ ﺍﻳﻦ ﺳﻮﺯ، ﺑﻬﺎﺭی ﺑﺎﺷﺪ
ﮐﺎشکی ﺩﺭ ﺑﻐﻠﺖ ﺭﺍﻩ ﻓﺮﺍﺭی ﺑﺎﺷﺪ
ﮐﺎشکی ﺍﺯ ﻫﻤﻪ مخفی ﺑﺸﻮﺩ ﺍﻳﻦ ﺷﺎﺩی
ﮐﺎشکی ﻭﺻﻞ ﺷﻮﺩ ﻋﺸﻖ ﺗﻮ ﺑﻪ ﺁﺯﺍﺩی
ﮐﺎشکی ﺑﺪ ﻧﺸﻮﺩ ﺁﺧﺮ ِ ﺍﻳﻦ ﻗﺼّﻪی ﺑﺪ
کاشکی ﺑﺎﺯ ﺑﺨﻮﺍﺑﻴﻢ ... ﻭلی ﺗﺎ ﺑﻪ ﺍﺑﺪ ...
#مهدی_موسوی
#شاهین_نجفی
#اهنگ
@diiazpam
نکند این اس ام اس در جایی ثبت شود
نکند گریه ی پشت تلفن ضبط شود
البته بدیهی ست گاهی ادم را به حوال و هوای لندن 1984 جرج اورول هم می اندازد.سادگی و پویایی زبان و اندیشه ای که در این شعر حکم فرمانی میکند ادم را بیشتر مجذوب خودش میکند انگار که مهدی موسوی زندگی خصوصی ما را شعر میکند.البته ذکر این نکته ضروری است که ادبیات مهدی موسوی پست مدرن است و هر کس میتواند بر اساس اندیشه های خودش برداشتی داشته باشد.مهدی موسوی را تنها نباید خواند باید او را بلعید.
این شعر توسط شاهین نجفی خوانده شد.در البوم 1414 البوم ep که هسته ی اصلی اش بر داب استپ تمرکز دارد.شاید این اثر را بتوان به جرئت جز بهترین همکاری های شاهین نجفی و مهدی موسوی دانست.
متن ترانه:
ﻧﮑﻨﺪ ﭘﻨﺠﺮﻩﺍی ﭘﺸﺖ ﺻﻠﻴﺒﻢ ﺑﺎﺷﺪ
ﻧﮑﻨﺪ ﻣﻴﮑﺮﻭﻓﻮنی ﺩﺍﺧﻞ ﺟﻴﺒﻢ ﺑﺎﺷﺪ
ﻧﮑﻨﺪ ﺍﻳﻦ اس ام ﺍﺱ ﺩﺭ ﺟﺎیی ﺛﺒﺖ ﺷﻮﺩ
ﻧﮑﻨﺪ ﮔﺮﻳﻪی ﭘﺸﺖ ﺗﻠﻔﻦ ﺿﺒﻂ ﺷﻮﺩ
ﻧﮑﻨﺪ ﺷﺎﻫﺪ ﺩﻋﻮﺍﻣﺎﻥ ﺩﺭ ﻣﺎﺷیناند
ﻧﮑﻨﺪ ﺩﺍﺧﻞ ﺣﻤّﺎﻡ، ﺗﻮ ﺭﺍ میﺑﻴﻨﻨﺪ
ﻧﮑﻨﺪ ﺍﺳﻢ ﺗﻮ ﺭﺍ ﺑﺎ ﺩﻫﻨﺶ ﺑﺨﺶ ﮐﻨﺪ
ﻧﮑﻨﺪ ﺭﺍﺯ ﻣﺮﺍ ﺗﻠﻮﻳﺰﻳﻮﻥ ﭘﺨﺶ ﮐﻨﺪ
ﻧﮑﻨﺪ میﺩﺍﻧﺪ ﺁﻧﭽﻪ ﮐﻪ ﻣﻦ میﺩﺍﻧﻢ !
ﻧﮑﻨﺪ ﭘﺲ ﻓﺮﺩﺍ، ﺗﻴﺘﺮ ِ ﻳﮏ ِ ﮐﻴﻬﺎﻧﻢ
ﻧﮑﻨﺪ ﺭﺧﻨﻪ ﮐﻨﺪ ﺩﺭ ﺩﻝ ﺍﻳﻤﺎﻧﻢ ﺷﮏ
ﻧﮑﻨﺪ ﻟﻮ ﺑﺪﻫﻢ ﺍﺳﻢ ﺗﻮ ﺭﺍ ﺯﻳﺮ ﮐﺘﮏ
ﻧﮑﻨﺪ ﻧﺎﻣﻪی جعلی ﻣﺮﺍ ﭘُﺴﺖ ﮐﻨﻨﺪ
ﻧﮑﻨﺪ ﺍﻳﻨﻬﻤﻪ ﺑﺪ، ﻗﻠﺐ ﻣﺮﺍ ﺳﺴﺖ ﮐﻨﻨﺪ
ﺗﻠﺨﻢ ﻭ ﺣﻞ ﺷﺪﻩ ﮐﺎﺑﻮﺱ ﻭﺟﻮﺩﻡ ﺩﺭ ﺳﻢ
ﻏﻴﺮ ﺗﻮ ﺍﺯ ﻫﻤﻪی ﺁﺩﻡ ﻫﺎ میﺗﺮﺳﻢ
ﻫﻤﻪ ﺩﺍﻧﺴﺘﻪ ﻭ ﻧﺎﺩﺍﻧﺴﺘﻪ ﺟﺎﺳﻮﺳﻨﺪ !
ﺩﺳﺘﺸﺎﻥ ﺣﻠﻘﻪی ﺩﺍﺭ ﺍﺳﺖ ﻭ ﺗﻮ ﺭﺍ میﺑﻮﺳﻨﺪ
ﮐﺎشکی ﺁﺧﺮ ﺍﻳﻦ ﺳﻮﺯ، ﺑﻬﺎﺭی ﺑﺎﺷﺪ
ﮐﺎشکی ﺩﺭ ﺑﻐﻠﺖ ﺭﺍﻩ ﻓﺮﺍﺭی ﺑﺎﺷﺪ
ﮐﺎشکی ﺍﺯ ﻫﻤﻪ مخفی ﺑﺸﻮﺩ ﺍﻳﻦ ﺷﺎﺩی
ﮐﺎشکی ﻭﺻﻞ ﺷﻮﺩ ﻋﺸﻖ ﺗﻮ ﺑﻪ ﺁﺯﺍﺩی
ﮐﺎشکی ﺑﺪ ﻧﺸﻮﺩ ﺁﺧﺮ ِ ﺍﻳﻦ ﻗﺼّﻪی ﺑﺪ
کاشکی ﺑﺎﺯ ﺑﺨﻮﺍﺑﻴﻢ ... ﻭلی ﺗﺎ ﺑﻪ ﺍﺑﺪ ...
#مهدی_موسوی
#شاهین_نجفی
#اهنگ
@diiazpam
حس کن مرا در دوستت دارم در گوشت
حس کن مرا در شیطنت هایم در اغوشت
حس کن مرا در آخرین سطر از تشنج هام
حس کن مرا حس کن مرا که مثل تو تنهام
#مهدی_موسوی
@diiaazepam
حس کن مرا در شیطنت هایم در اغوشت
حس کن مرا در آخرین سطر از تشنج هام
حس کن مرا حس کن مرا که مثل تو تنهام
#مهدی_موسوی
@diiaazepam
بعد از تو الکل خورد من را مست خوابیدم
بعد از تو با هر کس که بود و هست خوابیدم
#مهدی_موسوی
Leo @Diiaazepam
بعد از تو با هر کس که بود و هست خوابیدم
#مهدی_موسوی
Leo @Diiaazepam
حال و گذشته سرد و سیاهند
آینده ی نیامده سخت است !
از موریانه ها گله ای نیست
این آخرین پیام درخت است
این برگ های سبز ، دروغی ست
رنگی ست روی چهره ی زردم
با دست هام جمله نوشتند
با اینکه اعتراف نکردم
شکل مسیر ، دایره ای بود
آن مرد که نرفت ، رسیده !
از من نخواه سبز شدن را
که ریشه ام به نفت رسیده
حرفی نزن ! نپرس ، از آنچه ...
که خسته ایم و حوصله ای نیست
وقتی که شاخه هام تبر شد
از موریانه ها گله ای نیست
با موش ها معامله کردند
در خواب های گربه ی شرقی
لبخند می زدیم جلویِ
فریادهای ارّه ی برقی
خشکیده توی چشم من امّید
ماسیده بر لبان تو خنده
نه روزهای خوب تو آمد
نه آخرین نجات دهنده
چیزی نبوده تا که بمانم
جایی نمانده تا بگریزم
می ترسم از ادامه ی این راه
دست مرا بگیر عزیزم
باید که از لبان کبودت
در بُهت و گریه، بوسه بگیرم
در اوج خستگی بغلم کن
بگذار ایستاده بمیرم
#انقراض_پلنگ_ایرانی
#مهدی_موسوی
Ugmid @Diiaazepam
آینده ی نیامده سخت است !
از موریانه ها گله ای نیست
این آخرین پیام درخت است
این برگ های سبز ، دروغی ست
رنگی ست روی چهره ی زردم
با دست هام جمله نوشتند
با اینکه اعتراف نکردم
شکل مسیر ، دایره ای بود
آن مرد که نرفت ، رسیده !
از من نخواه سبز شدن را
که ریشه ام به نفت رسیده
حرفی نزن ! نپرس ، از آنچه ...
که خسته ایم و حوصله ای نیست
وقتی که شاخه هام تبر شد
از موریانه ها گله ای نیست
با موش ها معامله کردند
در خواب های گربه ی شرقی
لبخند می زدیم جلویِ
فریادهای ارّه ی برقی
خشکیده توی چشم من امّید
ماسیده بر لبان تو خنده
نه روزهای خوب تو آمد
نه آخرین نجات دهنده
چیزی نبوده تا که بمانم
جایی نمانده تا بگریزم
می ترسم از ادامه ی این راه
دست مرا بگیر عزیزم
باید که از لبان کبودت
در بُهت و گریه، بوسه بگیرم
در اوج خستگی بغلم کن
بگذار ایستاده بمیرم
#انقراض_پلنگ_ایرانی
#مهدی_موسوی
Ugmid @Diiaazepam
سگ بزن روی مستی اعصاب
شب ِ این جمع را خراب بکن
جبر با احتمال ِ صد در صد
روی من واقعا حساب بکن!
گریه کن باز و «داریوش» بخوان
خفه کن رقص و پایکوبی را
تا که «فریاد زیر آب» شویم
طعم ِ ته مانده های خوبی را
توی زیبایی ات شعار بده
موی تب کرده را به باد بریز
عرق کارگر شو قبل از مزد!
اوّلین پیک را زیاد بریز
با همه مثل آفتاب بخواب
اهل عصیان ِ توی عصیان باش
شام را در کنار گرگ بخور
خار ِ در چشم ِ گوسفندان باش
روی من واقعا حساب بکن
حل شو در استکان، «چرا»یت را
مخفی ام پشت عینک دودی
جنبش ِ سبز ِ چشم هایت را
دود سیگار باش و سیگاری
دست ها را بمال بر سقف ِ ...
گیج و دیوانه وار ارضا شو
توی یک ارتباط بی وقفه
سبز شو مثل برگ های لجوج
توی تهران ِ تا ابد دودی
فکر کن من، توام!... تو، من هستی...
درک کن عاشق جنون بودی!
چشم را خیره کن به این گلّه
سگ شو از خشم ِ آن دو تا برّاق
با زمین و زمان و مضمونش
حرفت این بود و هست: استفراغ!
قایمم کن ته ِ عروسک هات
شهر، آدم بزرگ هم دارد
زوزه سر کن به شوق همراهیم
بیشه جز موش، گرگ هم دارد!
مشت ها را بکوب بر دنیا
که کسی ریده توی اعصابت
خنده ای باش مثل پیروزی
جلوی چشم های قصّابت
توی زنجیر هم نمی خواهم
پیش ِ آدم فروش گریه کنیم
بغلم کن «شقایق» غمگین
تا که با «داریوش» گریه کنیم
گریه کن مثل انتخاب جنون
گریه هایی که از سر ِ شادی ست
آخرین پیک را زیاد بریز
لذت ِ محض، رمز آزادی ست...
#مهدی_موسوی
Ugmid @Diiaazepam
شب ِ این جمع را خراب بکن
جبر با احتمال ِ صد در صد
روی من واقعا حساب بکن!
گریه کن باز و «داریوش» بخوان
خفه کن رقص و پایکوبی را
تا که «فریاد زیر آب» شویم
طعم ِ ته مانده های خوبی را
توی زیبایی ات شعار بده
موی تب کرده را به باد بریز
عرق کارگر شو قبل از مزد!
اوّلین پیک را زیاد بریز
با همه مثل آفتاب بخواب
اهل عصیان ِ توی عصیان باش
شام را در کنار گرگ بخور
خار ِ در چشم ِ گوسفندان باش
روی من واقعا حساب بکن
حل شو در استکان، «چرا»یت را
مخفی ام پشت عینک دودی
جنبش ِ سبز ِ چشم هایت را
دود سیگار باش و سیگاری
دست ها را بمال بر سقف ِ ...
گیج و دیوانه وار ارضا شو
توی یک ارتباط بی وقفه
سبز شو مثل برگ های لجوج
توی تهران ِ تا ابد دودی
فکر کن من، توام!... تو، من هستی...
درک کن عاشق جنون بودی!
چشم را خیره کن به این گلّه
سگ شو از خشم ِ آن دو تا برّاق
با زمین و زمان و مضمونش
حرفت این بود و هست: استفراغ!
قایمم کن ته ِ عروسک هات
شهر، آدم بزرگ هم دارد
زوزه سر کن به شوق همراهیم
بیشه جز موش، گرگ هم دارد!
مشت ها را بکوب بر دنیا
که کسی ریده توی اعصابت
خنده ای باش مثل پیروزی
جلوی چشم های قصّابت
توی زنجیر هم نمی خواهم
پیش ِ آدم فروش گریه کنیم
بغلم کن «شقایق» غمگین
تا که با «داریوش» گریه کنیم
گریه کن مثل انتخاب جنون
گریه هایی که از سر ِ شادی ست
آخرین پیک را زیاد بریز
لذت ِ محض، رمز آزادی ست...
#مهدی_موسوی
Ugmid @Diiaazepam
مرده ست از تمامی روحم
حسّ جنون و لذّتِ آنی
من باختم، تو سعی بکن باز!
شاید تو خوب تر بتوانی!
#مهدی_موسوی
@Diiaazepam
حسّ جنون و لذّتِ آنی
من باختم، تو سعی بکن باز!
شاید تو خوب تر بتوانی!
#مهدی_موسوی
@Diiaazepam
Diazepam
⚫️⚫️⚫️⚫️⚫️ #تسلیت رفتی و آشنای تو، بیتو غریب ماند و بس قلب شکستهاش ولی پاک و نجیب ماند و بس.. دکتر #افشین_یداللهی غیرمنتظره رفت... روحت غرق در آرامش آقای شاعر🙏🏻😔 Blueish @Diiaazepam
دکتر افشین یداللهی هم مرد. حالم بد است. نفسم بالا نمی آید. دوستش داشتم و دلتنگش بودم و خواهم بود... انگار همین دیروز بود که کنار هم نشسته بودیم و از بغض ها و آرزوها می گفتیم...
چند روز است جز خبر بد نمی رسد. کلافه ام و در حال مرگ... و چقدر تلخ است که حتی نمی توانی در تشییع جنازه ی دوستت کنارش باشی... و چقدر تلخ است که ما مانده ایم... تنهاتر... غمگین تر...
#مهدی_موسوی
Schindler @Diiaazepam
چند روز است جز خبر بد نمی رسد. کلافه ام و در حال مرگ... و چقدر تلخ است که حتی نمی توانی در تشییع جنازه ی دوستت کنارش باشی... و چقدر تلخ است که ما مانده ایم... تنهاتر... غمگین تر...
#مهدی_موسوی
Schindler @Diiaazepam
در خانه ی من عصر غم انگیز بدی ست
در پشت بهارها چه پاییز بدی ست
از مهر و محبت شما می ترسم
ثابت شده است عاشقی چیز بدی ست...
#مهدی_موسوی
از كتاب:مردي كه نرفته است بر ميگردد📚📚
Blueish @Diiaazepam
در پشت بهارها چه پاییز بدی ست
از مهر و محبت شما می ترسم
ثابت شده است عاشقی چیز بدی ست...
#مهدی_موسوی
از كتاب:مردي كه نرفته است بر ميگردد📚📚
Blueish @Diiaazepam
سبزه ها را گره زدم به غمت
غم از صبر، بیشتر شده ام
سال تحویل زندگیت به هیچ
سیزده های در به در شده ام
سفره ای از سکوت می چینم
خسته از انتظار و دوری ها
سال هایی که آتشم زده اند
وسط چارشنبه سوری ها
بچه بودم... و غیر عیدی و عشق
بچه ها از جهان چه داشته اند؟!
در گوشم فرشته ها گفتند
لای قرآن «تو» را گذاشته اند!
خواستی مثل ابرها باشی
خواستم مثل رود برگردی
سیزده روز تا تو برگشتم
سیزده روز گریه ام کردی
ماه من بود و عشق دیوانه!
تا که یکدفعه آفتاب آمد
ماهی قرمزی که قلبم بود
مُرد و آرام روی آب آمد
پشت اشک و چراغ قرمزها
ایستادم! دوباره مرد شدم
سبزه ای توی جوی آب افتاد
سبز ماندم اگرچه زرد شدم
«وانْ یکاد»ی که خواندم و خواندی
وسط قصه ی درازی ها!!
باختم مثل بچه ای مغرور
توی جدی ترین بازی ها!
سبزه ها را گره زدم اما
با کدام آرزو؟ کدام دلیل؟
مثل من ذره ذره می میرند
همه ی سال های بی تحویل!
#مهدی_موسوی
Schindler @Diiaazepam
غم از صبر، بیشتر شده ام
سال تحویل زندگیت به هیچ
سیزده های در به در شده ام
سفره ای از سکوت می چینم
خسته از انتظار و دوری ها
سال هایی که آتشم زده اند
وسط چارشنبه سوری ها
بچه بودم... و غیر عیدی و عشق
بچه ها از جهان چه داشته اند؟!
در گوشم فرشته ها گفتند
لای قرآن «تو» را گذاشته اند!
خواستی مثل ابرها باشی
خواستم مثل رود برگردی
سیزده روز تا تو برگشتم
سیزده روز گریه ام کردی
ماه من بود و عشق دیوانه!
تا که یکدفعه آفتاب آمد
ماهی قرمزی که قلبم بود
مُرد و آرام روی آب آمد
پشت اشک و چراغ قرمزها
ایستادم! دوباره مرد شدم
سبزه ای توی جوی آب افتاد
سبز ماندم اگرچه زرد شدم
«وانْ یکاد»ی که خواندم و خواندی
وسط قصه ی درازی ها!!
باختم مثل بچه ای مغرور
توی جدی ترین بازی ها!
سبزه ها را گره زدم اما
با کدام آرزو؟ کدام دلیل؟
مثل من ذره ذره می میرند
همه ی سال های بی تحویل!
#مهدی_موسوی
Schindler @Diiaazepam
چند رباعی از سید مهدی موسوی برگرفته از کتاب مردی که نرفته است برمیگردد
#مهدی_موسوی
Schindler @Diiaazepam
#مهدی_موسوی
Schindler @Diiaazepam
آزادی شهر از حصارش پیداست
از کینه ی چوبه های دارش پیداست
فردای من و تو باز هم تاریک است
سالی که نکوست از بهارش پیداست
#مهدی_موسوی
مردی که نرفته است برمیگردد📚📚
Schindler @Diiaazepam
از کینه ی چوبه های دارش پیداست
فردای من و تو باز هم تاریک است
سالی که نکوست از بهارش پیداست
#مهدی_موسوی
مردی که نرفته است برمیگردد📚📚
Schindler @Diiaazepam
در خانه ی من عصر غم انگیز بدی است
در پشت بهار ها چه پاییز بدی ست
از مهر و محبت شما میترسم
ثابت شده است عاشقی چیز بدی است
#مهدی_موسوی
مردی که نرفته است برمیگردد📚📚
Schindler @Diiaazepam
در پشت بهار ها چه پاییز بدی ست
از مهر و محبت شما میترسم
ثابت شده است عاشقی چیز بدی است
#مهدی_موسوی
مردی که نرفته است برمیگردد📚📚
Schindler @Diiaazepam
قبری ست که از خانه ی من شیک تر است
دیوانگی اش قابل تریک تر است
من مطمئنم که قاتلم خواهد بود
آن کس که به من از همه نزدیک تر است
#مهدی_موسوی
مردی که نرفته است برمیگردد📚📚
Schindler @Diiaazepam
دیوانگی اش قابل تریک تر است
من مطمئنم که قاتلم خواهد بود
آن کس که به من از همه نزدیک تر است
#مهدی_موسوی
مردی که نرفته است برمیگردد📚📚
Schindler @Diiaazepam
از بوسه سرود با لبانی کمرنگ
از عشق که مرده در جهانی از سنگ
هر روز به دنبال رگی آبی بود
تنهایی محض دختری توی سرنگ
#مهدی_موسوی
مردی که نرفته است برمیگردد📚📚
Schindler @Diiaazepam
از عشق که مرده در جهانی از سنگ
هر روز به دنبال رگی آبی بود
تنهایی محض دختری توی سرنگ
#مهدی_موسوی
مردی که نرفته است برمیگردد📚📚
Schindler @Diiaazepam
نه غمگینم،نه در وجودم شادی ست
نه محصورم،نه میل به آزادی ست
چرخیدن و چیدن تا..چرخیدن
این شیوه آسیاب های بادی ست
#مهدی_موسوی
مردی که نرفته است برمیگردد📚📚
Schindler @Diiaazepam
نه محصورم،نه میل به آزادی ست
چرخیدن و چیدن تا..چرخیدن
این شیوه آسیاب های بادی ست
#مهدی_موسوی
مردی که نرفته است برمیگردد📚📚
Schindler @Diiaazepam
بسیار دیده ایم غریبان بی وطن
اما کسی به بی کسی ما نمی رسد
در ذهن های ماست و یا این که واقعی است
این شب که هیچ جور به فردا نمی رسد؟
#مهدی_موسوی
Ugmid @Diiaazepam
اما کسی به بی کسی ما نمی رسد
در ذهن های ماست و یا این که واقعی است
این شب که هیچ جور به فردا نمی رسد؟
#مهدی_موسوی
Ugmid @Diiaazepam
ماه من بود و عشق دیوانه!
تا که یکدفعه آفتاب آمد
ماهی قرمزی که قلبم بود
مرد و آرام روی آب آمد ..
#مهدی_موسوی
Ugmid @Diiaazepam
تا که یکدفعه آفتاب آمد
ماهی قرمزی که قلبم بود
مرد و آرام روی آب آمد ..
#مهدی_موسوی
Ugmid @Diiaazepam