خواهد بود. ناتالی ساروت نیز در کتاب معتبر خود عصر بدگمانی ضمن انتقاد از رمان کلاسیک، سیر تحولات این ژانر ادبی را از دوره کافکا تا به امروز دنبال کردهاست.
در رمان نو دیالوگ پیچیدهتر از رمانهای سنتی شده و انواع جدیدی از گفتگو پدید آمده است که پیچیده است و مطلب را ساده و بدیهی در اختیار خواننده نمیگذارد.
بستر شکلگیری رمان نو
رمان نو همزمان بود با جنگ الجزایر و بازگشت ژنرال دوگل به قدرت. لوسین گلدمن به هنگام تحلیل شرایط تاریخی و اجتماعی و اقتصادی عصر رمان نو، به این گمان رسید که این ادبیات تازهٔ داستانی در عصری پیدا شدهاند که تحولات جامعه و ظهور پدیدههای تازه و انفعالی شدن روزافزون افراد در یک نظام مصرفی، منجر به این شده است که برای اشیاء نوعی برتری نسبت به آدمها شکل بگیرد. گلذمن با توجه به این دید، خبر از ظهور رئالیسمی تازهای داده است که در آن برتری با شیء خواهد بود. در واقع به نظر میرسد او فراموش کرده است که ماجرای رمان نو در درجهٔ اول یک ماجرای دال است و اگر انقلابی روی داده است، در درجهٔ اول حاصل آگاهی نسلی از نویسندگان از نقش قالبهای کلامی و صور بلاغی، قدرتهای مولد نوشته و زبان در همهٔ آفرینشهای ادبی است که در واقع حاصل تلاش نویسندگان بزرگ نیمهٔ اول قرن بیستم و بلندپروازیهایشان در ساختار و شکل و معنای تازهای بود که به ترکیب و دید داستانی بخشیده بودند. نویسندگانی همچون جیمز جویس، فرانتس کافکا، ویرجینیا وولف و کمی بعد بورخس و در نحلهٔ فرانسوی، مارسل پروست. مجموعهٔ این شرایط و تاثیرات به نوعی پژوهش منجر شد و به سرعت شکل کوششی را گرفت برای قراردادن یک زبان روایی - که در درجهٔ اول در سطح صوری عمل میکرد- به جای رمان سنتی. رولان بارت در مقالههای مشهورش که همزمان با اولین کتابهای آلن رب گرییه منتشر میشد (سالهای ۱۹۵۴ و ۱۹۵۵)، این نوع ادبیات را ادبیات عینی یا ادبیات تحتاللفظی مینامید و از اینکه میدید این نوع ادبی میخواهد «حتی قالبهای داستان را گندزدایی کند»، سخت خوشحال بود.
مشهورترین نویسندگانی که در فرانسه به این سبک نوشتهاند عبارتند از ناتالی ساروت، آلن رب گرییه، مارگریت دوراس، میشل بوتور و کلود سیمون. البته این نویسندگان ادعا نمیکنند که ابداع کنندهٔ اولیهٔ این سبک هستند، بلکه مارسل پروست و جیمز جویس را پیشکسوت خود میدانند، ناتالی ساروت به داستایوسکی و کافکا ارج مینهد و رب گرییه به بیگانهی آلبر کامو و تهوع ژان پل سارتر.
از میان آثار نویسندگان رمان نو میتوان به آثاری چون رمان عاشق و فیلمنامهٔ هیروشیما عشق من اثر مارگریت دوراس، رمان پاککنها و فیلمنامهٔ سال گذشته در مارین باد اثر آلن رب گرییه، رمان جادههای فلاندر اثر کلود سیمون، رمان تروپیسم اثر ناتالی ساروت و تغییر اثر میشل بوتور اشاره کرد.
#مکتبهای_ادبی
#رمان_نو
Lachrymose @Diiaazepam
در رمان نو دیالوگ پیچیدهتر از رمانهای سنتی شده و انواع جدیدی از گفتگو پدید آمده است که پیچیده است و مطلب را ساده و بدیهی در اختیار خواننده نمیگذارد.
بستر شکلگیری رمان نو
رمان نو همزمان بود با جنگ الجزایر و بازگشت ژنرال دوگل به قدرت. لوسین گلدمن به هنگام تحلیل شرایط تاریخی و اجتماعی و اقتصادی عصر رمان نو، به این گمان رسید که این ادبیات تازهٔ داستانی در عصری پیدا شدهاند که تحولات جامعه و ظهور پدیدههای تازه و انفعالی شدن روزافزون افراد در یک نظام مصرفی، منجر به این شده است که برای اشیاء نوعی برتری نسبت به آدمها شکل بگیرد. گلذمن با توجه به این دید، خبر از ظهور رئالیسمی تازهای داده است که در آن برتری با شیء خواهد بود. در واقع به نظر میرسد او فراموش کرده است که ماجرای رمان نو در درجهٔ اول یک ماجرای دال است و اگر انقلابی روی داده است، در درجهٔ اول حاصل آگاهی نسلی از نویسندگان از نقش قالبهای کلامی و صور بلاغی، قدرتهای مولد نوشته و زبان در همهٔ آفرینشهای ادبی است که در واقع حاصل تلاش نویسندگان بزرگ نیمهٔ اول قرن بیستم و بلندپروازیهایشان در ساختار و شکل و معنای تازهای بود که به ترکیب و دید داستانی بخشیده بودند. نویسندگانی همچون جیمز جویس، فرانتس کافکا، ویرجینیا وولف و کمی بعد بورخس و در نحلهٔ فرانسوی، مارسل پروست. مجموعهٔ این شرایط و تاثیرات به نوعی پژوهش منجر شد و به سرعت شکل کوششی را گرفت برای قراردادن یک زبان روایی - که در درجهٔ اول در سطح صوری عمل میکرد- به جای رمان سنتی. رولان بارت در مقالههای مشهورش که همزمان با اولین کتابهای آلن رب گرییه منتشر میشد (سالهای ۱۹۵۴ و ۱۹۵۵)، این نوع ادبیات را ادبیات عینی یا ادبیات تحتاللفظی مینامید و از اینکه میدید این نوع ادبی میخواهد «حتی قالبهای داستان را گندزدایی کند»، سخت خوشحال بود.
مشهورترین نویسندگانی که در فرانسه به این سبک نوشتهاند عبارتند از ناتالی ساروت، آلن رب گرییه، مارگریت دوراس، میشل بوتور و کلود سیمون. البته این نویسندگان ادعا نمیکنند که ابداع کنندهٔ اولیهٔ این سبک هستند، بلکه مارسل پروست و جیمز جویس را پیشکسوت خود میدانند، ناتالی ساروت به داستایوسکی و کافکا ارج مینهد و رب گرییه به بیگانهی آلبر کامو و تهوع ژان پل سارتر.
از میان آثار نویسندگان رمان نو میتوان به آثاری چون رمان عاشق و فیلمنامهٔ هیروشیما عشق من اثر مارگریت دوراس، رمان پاککنها و فیلمنامهٔ سال گذشته در مارین باد اثر آلن رب گرییه، رمان جادههای فلاندر اثر کلود سیمون، رمان تروپیسم اثر ناتالی ساروت و تغییر اثر میشل بوتور اشاره کرد.
#مکتبهای_ادبی
#رمان_نو
Lachrymose @Diiaazepam
📓مکتب های ادبی
🔹رئالیسم ابتدایی
رئالیسم از واژهٔ رئال (Real) به معنای واقعی برگرفته شده است که این واژه از ریشه res به معنی «چیز» است و بر ساخته ای از آن را به صورت شزیسم یا چیزگرایی (chosism,thing-ism) به کار برده اند
این مکتب در قرن نوزدهم پا به عرصهٔ ظهور نهاد. اساس رئالیسم بر واقع گرایی است و موضوع آن در جامعهٔ معاصر ساخته می شد. عوامل ظهور این مکتب عبارتند از
۱- نویسندگان و هنرمندان نه چندان مشهور که در محلهٔ لاتین پاریس می زیستند و رمانتیکها را مسخره میکردند.
۲- نقّاشان مکتب باربیزون که سنّتهای کلاسیک و ایتالیایی را که در آن زمان مرسوم بود، منسوخ میشمردند و خواهان مشاهدهٔ مستقیم طبیعت بودند و در برابر واقعیتگریزی رمانتیکها واکنش نشان میدادند.
رئالیسم ابتدایی👇
این نوع از رئالیسم بیشتر با کارهای بالزاک آغاز میشود . رئالیسم ابتدایی خود را متعهّد به بازآفرینی دقیق و کامل و صادقانهٔ محیط اجتماعی و جهان معاصر می بیند اما این بازآفرینی بسیار ساده است و الگویی ارائه نمیشود علاوه بر این، رئالیسم ابتدایی نسبت به آینده بدبین است و امیدی به آن ندارد.
از آثاری که در این مکتب نوشته شدهاند میتوان به جنگ و صلح اثر تولستوی، جنایت و مکافات و برادران کارامازوف اثر داستایوسکی اشاره کرد. داستان کوتاه شنل، نوشتهٔ گوگول نیز نمونهٔ خوبی برای رئالیسم ابتدایی است.
#مکتبهای_ادبی
#رئالیسم_ابتدایی
Lachrymose @Diiaazepam
🔹رئالیسم ابتدایی
رئالیسم از واژهٔ رئال (Real) به معنای واقعی برگرفته شده است که این واژه از ریشه res به معنی «چیز» است و بر ساخته ای از آن را به صورت شزیسم یا چیزگرایی (chosism,thing-ism) به کار برده اند
این مکتب در قرن نوزدهم پا به عرصهٔ ظهور نهاد. اساس رئالیسم بر واقع گرایی است و موضوع آن در جامعهٔ معاصر ساخته می شد. عوامل ظهور این مکتب عبارتند از
۱- نویسندگان و هنرمندان نه چندان مشهور که در محلهٔ لاتین پاریس می زیستند و رمانتیکها را مسخره میکردند.
۲- نقّاشان مکتب باربیزون که سنّتهای کلاسیک و ایتالیایی را که در آن زمان مرسوم بود، منسوخ میشمردند و خواهان مشاهدهٔ مستقیم طبیعت بودند و در برابر واقعیتگریزی رمانتیکها واکنش نشان میدادند.
رئالیسم ابتدایی👇
این نوع از رئالیسم بیشتر با کارهای بالزاک آغاز میشود . رئالیسم ابتدایی خود را متعهّد به بازآفرینی دقیق و کامل و صادقانهٔ محیط اجتماعی و جهان معاصر می بیند اما این بازآفرینی بسیار ساده است و الگویی ارائه نمیشود علاوه بر این، رئالیسم ابتدایی نسبت به آینده بدبین است و امیدی به آن ندارد.
از آثاری که در این مکتب نوشته شدهاند میتوان به جنگ و صلح اثر تولستوی، جنایت و مکافات و برادران کارامازوف اثر داستایوسکی اشاره کرد. داستان کوتاه شنل، نوشتهٔ گوگول نیز نمونهٔ خوبی برای رئالیسم ابتدایی است.
#مکتبهای_ادبی
#رئالیسم_ابتدایی
Lachrymose @Diiaazepam
📓مکتب های ادبی
🔹رئالیسم جادویی
رئالیسم جادویی
(به انگلیسی: Magic Realism)
یکی از شاخههای واقعگرایی (رئالیسم) در مکاتب ادبی است که در آن ساختارهای واقعیت دگرگون میشوند و دنیایی واقعی اما با روابط علت و معلولی خاص خود آفریده میشود. در داستانهایی که به سبک واقعگرایی جادویی نوشته شدهاند، همه چیز عادی است اما یک عنصر جادویی و غیرطبیعی در آنها وجود دارد. پس از فروپاشی مکتب رمانتیسیسم مکتب رئالیسم به وجود آمد. این مکتب موضوع کار خود را در جامعه معاصر مییافت؛ بنابراین، چنین ادبیاتی نمیتوانست مانند رمانتیسیسم فردی و اشرافی باشد. رئالیسم مکتبی عینی و غیرشخصی است و قهرمانان رمانهای رئالیستی نه افرادی غیر عادی بلکه از مردم عادی هستند. رئالیسم خود به چهار نوع تقسیم میشود:
◀رئالیسم ابتدایی
◀رئالیسم سوسیالیستی
◀واقعگرایی انتقادی
◀رئالیسم جادویی
جیمز فریزر و سلمان رشدی در انگلستان، لوی استروس در فرانسه، میگل آنخل استوریاس در گواتمالا، گابریل گارسیا مارکز در کلمبیا، کارلوس فوئنتس در مکزیک، آلخو کارپانتیه در کوبا، غلامحسین ساعدی و رضا براهنی در ایران، یاشار کمال و لطیفه تکین در ترکیه، آرتور کازاک و الیزابت لانگاسر در آلمان
و بختیار علی در ادبیات کردی از مشهورترین نویسندگان و شاعران سبک رئالیسم جادویی هستند. داستان آئورا اثر فوئنتس در این سبک نوشته شده است. اما پایهگذار این سبک گابریل گارسیا مارکز است که با نوشتن رمان صد سال تنهایی رئالیسم جادویی را بنیاد نهاد.
#مکتبهای_ادبی
#رئالیسم_جادویی
Lachrymose @Diiaazepam
🔹رئالیسم جادویی
رئالیسم جادویی
(به انگلیسی: Magic Realism)
یکی از شاخههای واقعگرایی (رئالیسم) در مکاتب ادبی است که در آن ساختارهای واقعیت دگرگون میشوند و دنیایی واقعی اما با روابط علت و معلولی خاص خود آفریده میشود. در داستانهایی که به سبک واقعگرایی جادویی نوشته شدهاند، همه چیز عادی است اما یک عنصر جادویی و غیرطبیعی در آنها وجود دارد. پس از فروپاشی مکتب رمانتیسیسم مکتب رئالیسم به وجود آمد. این مکتب موضوع کار خود را در جامعه معاصر مییافت؛ بنابراین، چنین ادبیاتی نمیتوانست مانند رمانتیسیسم فردی و اشرافی باشد. رئالیسم مکتبی عینی و غیرشخصی است و قهرمانان رمانهای رئالیستی نه افرادی غیر عادی بلکه از مردم عادی هستند. رئالیسم خود به چهار نوع تقسیم میشود:
◀رئالیسم ابتدایی
◀رئالیسم سوسیالیستی
◀واقعگرایی انتقادی
◀رئالیسم جادویی
جیمز فریزر و سلمان رشدی در انگلستان، لوی استروس در فرانسه، میگل آنخل استوریاس در گواتمالا، گابریل گارسیا مارکز در کلمبیا، کارلوس فوئنتس در مکزیک، آلخو کارپانتیه در کوبا، غلامحسین ساعدی و رضا براهنی در ایران، یاشار کمال و لطیفه تکین در ترکیه، آرتور کازاک و الیزابت لانگاسر در آلمان
و بختیار علی در ادبیات کردی از مشهورترین نویسندگان و شاعران سبک رئالیسم جادویی هستند. داستان آئورا اثر فوئنتس در این سبک نوشته شده است. اما پایهگذار این سبک گابریل گارسیا مارکز است که با نوشتن رمان صد سال تنهایی رئالیسم جادویی را بنیاد نهاد.
#مکتبهای_ادبی
#رئالیسم_جادویی
Lachrymose @Diiaazepam