مردی که همسرش را دفن می کرد سر مزارش با چشم های اشکبار کنار روحانی ایستاد.
زیر لب می گفت : دوستش داشتم.
روحانی سرش را تکان می داد.
"یعنی...واقعا دوستش داشتم"
مرد یک مرتبه زد زیر گریه.
"اما...فقط یک بار آن را به او گفتم"
از کتاب :ذرهای ایمان داشته باش
#میچ_البوم
Diamond @Diiaazepam
زیر لب می گفت : دوستش داشتم.
روحانی سرش را تکان می داد.
"یعنی...واقعا دوستش داشتم"
مرد یک مرتبه زد زیر گریه.
"اما...فقط یک بار آن را به او گفتم"
از کتاب :ذرهای ایمان داشته باش
#میچ_البوم
Diamond @Diiaazepam
پرندهها دیرشان نمیشود.
هیچ سگی ساعتش را نگاه نمیکند.
گوزنها دلواپس فراموش کردن تولدها نیستند.
فقط انسان زمان را اندازه میگیرد.
فقط انسان ساعت را اعلام میکند.
و بههمین دلیل فقط انسان از ترسی فلجکننده رنج میبرد که هیچ موجود دیگری تحمل نمیکند؛ ترس تمام شدن وقت!
ارباب زمان
#میچ_آلبوم
Diamond @Diiaazepam
هیچ سگی ساعتش را نگاه نمیکند.
گوزنها دلواپس فراموش کردن تولدها نیستند.
فقط انسان زمان را اندازه میگیرد.
فقط انسان ساعت را اعلام میکند.
و بههمین دلیل فقط انسان از ترسی فلجکننده رنج میبرد که هیچ موجود دیگری تحمل نمیکند؛ ترس تمام شدن وقت!
ارباب زمان
#میچ_آلبوم
Diamond @Diiaazepam
چقدر خوب است که برای تاسف خوردن به حال خودمان نیز زمان مشخص و محدودی درنظر بگیریم!
چند دقیقه اشک بریزیم و بعد به استقبال روزی برویم که در پیش رو داریم .
سه شنبه ها با مورى
#میچ_آلبوم
Diamond @Diiaazepam
چند دقیقه اشک بریزیم و بعد به استقبال روزی برویم که در پیش رو داریم .
سه شنبه ها با مورى
#میچ_آلبوم
Diamond @Diiaazepam