ديدم به خواب دوش که ماهی برآمدی
کز عکس روی او شب هجران سر آمدی
تعبير رفت يار سفرکرده میرسد
ای کاج هر چه زودتر از در درآمدی
ذکرش به خير ساقی فرخنده فال من
کز در مدام با قدح و ساغر آمدی
خوش بودی ار به خواب بديدی ديار خويش
تا ياد صحبتش سوی ما رهبر آمدی
فيض ازل به زور و زر ار آمدی به دست
آب خضر نصيبه اسکندر آمدی
آن عهد ياد باد که از بام و در مرا
هر دم پيام يار و خط دلبر آمدی
کی يافتی رقيب تو چندين مجال ظلم
مظلومی ار شبی به در داور آمدی
خامان ره نرفته چه دانند ذوق عشق
دريادلی بجوی دليری سرآمدی
آن کو تو را به سنگ دلی کرد رهنمون
ای کاشکی که پاش به سنگی برآمدی
گر ديگری به شيوه حافظ زدی رقم
مقبول طبع شاه هنرپرور آمدی
#حضرت_جانان_حافظ
#می_صبوح
Diamond @Diiaazepam
کز عکس روی او شب هجران سر آمدی
تعبير رفت يار سفرکرده میرسد
ای کاج هر چه زودتر از در درآمدی
ذکرش به خير ساقی فرخنده فال من
کز در مدام با قدح و ساغر آمدی
خوش بودی ار به خواب بديدی ديار خويش
تا ياد صحبتش سوی ما رهبر آمدی
فيض ازل به زور و زر ار آمدی به دست
آب خضر نصيبه اسکندر آمدی
آن عهد ياد باد که از بام و در مرا
هر دم پيام يار و خط دلبر آمدی
کی يافتی رقيب تو چندين مجال ظلم
مظلومی ار شبی به در داور آمدی
خامان ره نرفته چه دانند ذوق عشق
دريادلی بجوی دليری سرآمدی
آن کو تو را به سنگ دلی کرد رهنمون
ای کاشکی که پاش به سنگی برآمدی
گر ديگری به شيوه حافظ زدی رقم
مقبول طبع شاه هنرپرور آمدی
#حضرت_جانان_حافظ
#می_صبوح
Diamond @Diiaazepam
ما ز ياران چشم ياری داشتيم
خود غلط بود آن چه ما پنداشتيم
تا درخت دوستی برگی دهد
حاليا رفتيم و تخمی کاشتيم
گفت و گو آيين درويشی نبود
ور نه با تو ماجراها داشتيم
شيوه چشمت فريب جنگ داشت
ما غلط کرديم و صلح انگاشتيم
گلبن حسنت نه خود شد دلفروز
ما دم همت بر او بگماشتيم
نکتهها رفت و شکايت کس نکرد
جانب حرمت فرونگذاشتيم
گفت خود دادی به ما دل حافظا
ما محصل بر کسی نگماشتيم
#می_صبوح
#حضرت_جانان_حافظ
Diamond @Diiaazepam
خود غلط بود آن چه ما پنداشتيم
تا درخت دوستی برگی دهد
حاليا رفتيم و تخمی کاشتيم
گفت و گو آيين درويشی نبود
ور نه با تو ماجراها داشتيم
شيوه چشمت فريب جنگ داشت
ما غلط کرديم و صلح انگاشتيم
گلبن حسنت نه خود شد دلفروز
ما دم همت بر او بگماشتيم
نکتهها رفت و شکايت کس نکرد
جانب حرمت فرونگذاشتيم
گفت خود دادی به ما دل حافظا
ما محصل بر کسی نگماشتيم
#می_صبوح
#حضرت_جانان_حافظ
Diamond @Diiaazepam
مجمع خوبی و لطف است عذار چو مهش
ليکنش مهر و وفا نيست خدايا بدهش
دلبرم شاهد و طفل است و به بازی روزی
بکشد زارم و در شرع نباشد گنهش
من همان به که از او نيک نگه دارم دل
که بد و نيک نديدهست و ندارد نگهش
بوی شير از لب همچون شکرش میآيد
گر چه خون میچکد از شيوه چشم سيهش
چارده ساله بتی چابک شيرين دارم
که به جان حلقه به گوش است مه چاردهش
از پی آن گل نورسته دل ما يا رب
خود کجا شد که نديديم در اين چند گهش
يار دلدار من ار قلب بدين سان شکند
ببرد زود به جانداری خود پادشهش
جان به شکرانه کنم صرف گر آن دانه در
صدف سينه حافظ بود آرامگهش
#می_صبوح
#حضرت_جانان_حافظ
Diamond @Diiaazepam
ليکنش مهر و وفا نيست خدايا بدهش
دلبرم شاهد و طفل است و به بازی روزی
بکشد زارم و در شرع نباشد گنهش
من همان به که از او نيک نگه دارم دل
که بد و نيک نديدهست و ندارد نگهش
بوی شير از لب همچون شکرش میآيد
گر چه خون میچکد از شيوه چشم سيهش
چارده ساله بتی چابک شيرين دارم
که به جان حلقه به گوش است مه چاردهش
از پی آن گل نورسته دل ما يا رب
خود کجا شد که نديديم در اين چند گهش
يار دلدار من ار قلب بدين سان شکند
ببرد زود به جانداری خود پادشهش
جان به شکرانه کنم صرف گر آن دانه در
صدف سينه حافظ بود آرامگهش
#می_صبوح
#حضرت_جانان_حافظ
Diamond @Diiaazepam
اگر آن ترک شیرازی به دست آرد دل ما را
به خال هندویش بخشم سمرقند و بخارا را
بده ساقی می باقی که در جنت نخواهی یافت
کنار آب رکن آباد و گلگشت مصلا را
فغان کاین لولیان شوخ شیرین کار شهرآشوب
چنان بردند صبر از دل که ترکان خوان یغما را
ز عشق ناتمام ما جمال یار مستغنی است
به آب و رنگ و خال و خط چه حاجت روی زیبا را
من از آن حسن روزافزون که یوسف داشت دانستم
که عشق از پرده عصمت برون آرد زلیخا را
اگر دشنام فرمایی و گر نفرین دعا گویم
جواب تلخ میزیبد لب لعل شکرخا را
نصیحت گوش کن جانا که از جان دوستتر دارند
جوانان سعادتمند پند پیر دانا را
حدیث از مطرب و می گو و راز دهر کمتر جو
که کس نگشود و نگشاید به حکمت این معما را
غزل گفتی و در سفتی بیا و خوش بخوان حافظ
که بر نظم تو افشاند فلک عقد ثریا را
#می_صبوح
#حضرت_جانان_حافظ
Diamond @Diiaazepam
به خال هندویش بخشم سمرقند و بخارا را
بده ساقی می باقی که در جنت نخواهی یافت
کنار آب رکن آباد و گلگشت مصلا را
فغان کاین لولیان شوخ شیرین کار شهرآشوب
چنان بردند صبر از دل که ترکان خوان یغما را
ز عشق ناتمام ما جمال یار مستغنی است
به آب و رنگ و خال و خط چه حاجت روی زیبا را
من از آن حسن روزافزون که یوسف داشت دانستم
که عشق از پرده عصمت برون آرد زلیخا را
اگر دشنام فرمایی و گر نفرین دعا گویم
جواب تلخ میزیبد لب لعل شکرخا را
نصیحت گوش کن جانا که از جان دوستتر دارند
جوانان سعادتمند پند پیر دانا را
حدیث از مطرب و می گو و راز دهر کمتر جو
که کس نگشود و نگشاید به حکمت این معما را
غزل گفتی و در سفتی بیا و خوش بخوان حافظ
که بر نظم تو افشاند فلک عقد ثریا را
#می_صبوح
#حضرت_جانان_حافظ
Diamond @Diiaazepam
عیب رندان مکن ای زاهد پاکیزه سرشت!
که گناه دگران بر تو نخواهند نوشت
من اگر نیکم و گر بد؛ تو برو خود را باش
هر کسی آن دِرَوَد عاقبت کار که کِشت
همه کس طالب یارند؛ چه هشیار و چه مست
همه جا خانه عشق است؛ چه مسجد چه کنشت
سر تسلیم من و خِشت در مَیکدهها
مدعی گر نکند فهمِ سخن؛ گو: «سر و خِشت»
ناامیدم مکن از سابقه لطف ازل
تو پس پرده چه دانی که؛ که خوب است؟ و که زشت؟
نه من از پرده تقوا به درافتادم و بس
پدرم نیز بهشت ابد از دست بهشت
حافظا ! روز اجل گر به کف آری جامی
یک سر از کوی خرابات برندت به بهشت
#می_صبوح
#حضرت_جانان_حافظ
Diamond @Diiaazepam
که گناه دگران بر تو نخواهند نوشت
من اگر نیکم و گر بد؛ تو برو خود را باش
هر کسی آن دِرَوَد عاقبت کار که کِشت
همه کس طالب یارند؛ چه هشیار و چه مست
همه جا خانه عشق است؛ چه مسجد چه کنشت
سر تسلیم من و خِشت در مَیکدهها
مدعی گر نکند فهمِ سخن؛ گو: «سر و خِشت»
ناامیدم مکن از سابقه لطف ازل
تو پس پرده چه دانی که؛ که خوب است؟ و که زشت؟
نه من از پرده تقوا به درافتادم و بس
پدرم نیز بهشت ابد از دست بهشت
حافظا ! روز اجل گر به کف آری جامی
یک سر از کوی خرابات برندت به بهشت
#می_صبوح
#حضرت_جانان_حافظ
Diamond @Diiaazepam
زاهد ظاهرپرست از حال ما آگاه نیست
در حق ما هر چه گوید؛ جای هیچ اکراه نیست
در طریقت هر چه پیش سالک آید خیر اوست
در صراط مستقیم؛ ای دل! کسی گمراه نیست
تا چه بازی رخ نماید؛ بیدقی خواهیم راند
عرصه شطرنج رندان را مجال شاه نیست
چیست این سقف بلند ساده بسیارنقش؟
زین معما هیچ دانا در جهان آگاه نیست
این چه استغناست؟ یا رب! وین چه قادر حکمت است؟
کاین همه زخم نهان هست و مجال آه نیست
صاحب دیوان ما گویی نمیداند حساب؟!
کاندر این طغرا نشان حسبه لله نیست
هر که خواهد گو: "بیا" و هر چه خواهد گو: "بگو"
کبر و ناز و حاجب و دربان بدین درگاه نیست
بر در میخانه رفتن کار یکرنگان بُوَد
خودفروشان را به کوی مَیفروشان راه نیست
هر چه هست از قامت ناساز بیاندام ماست
ور نه تشریف تو بر بالای کس کوتاه نیست
بنده پیر خراباتم که لطفش دایم است
ور نه لطف شیخ و زاهد؛ گاه هست و گاه نیست
حافظ ار بر صدر ننشیند ز عالی مشربیست
عاشق دُردیکش اندر بند مال و جاه نیست
#می_صبوح
#حضرت_جانان_حافظ
Diamond @Diiaazepam
در حق ما هر چه گوید؛ جای هیچ اکراه نیست
در طریقت هر چه پیش سالک آید خیر اوست
در صراط مستقیم؛ ای دل! کسی گمراه نیست
تا چه بازی رخ نماید؛ بیدقی خواهیم راند
عرصه شطرنج رندان را مجال شاه نیست
چیست این سقف بلند ساده بسیارنقش؟
زین معما هیچ دانا در جهان آگاه نیست
این چه استغناست؟ یا رب! وین چه قادر حکمت است؟
کاین همه زخم نهان هست و مجال آه نیست
صاحب دیوان ما گویی نمیداند حساب؟!
کاندر این طغرا نشان حسبه لله نیست
هر که خواهد گو: "بیا" و هر چه خواهد گو: "بگو"
کبر و ناز و حاجب و دربان بدین درگاه نیست
بر در میخانه رفتن کار یکرنگان بُوَد
خودفروشان را به کوی مَیفروشان راه نیست
هر چه هست از قامت ناساز بیاندام ماست
ور نه تشریف تو بر بالای کس کوتاه نیست
بنده پیر خراباتم که لطفش دایم است
ور نه لطف شیخ و زاهد؛ گاه هست و گاه نیست
حافظ ار بر صدر ننشیند ز عالی مشربیست
عاشق دُردیکش اندر بند مال و جاه نیست
#می_صبوح
#حضرت_جانان_حافظ
Diamond @Diiaazepam
بتی دارم که گرد گل ز سنبل سایه بان دارد
بهار عارضش خطی به خون ارغوان دارد
غبار خط بپوشانید خورشید رخش یا رب
بقای جاودانش ده که حسن جاودان دارد
چو عاشق میشدم گفتم که بردم گوهر مقصود
ندانستم که این دریا چه موج خون فشان دارد
ز چشمت جان نشاید برد کز هر سو که میبینم
کمین از گوشهای کردهست و تیر اندر کمان دارد
چو دام طره افشاند ز گرد خاطر عشاق
به غماز صبا گوید که راز ما نهان دارد
بیفشان جرعهای بر خاک و حال اهل دل بشنو
که از جمشید و کیخسرو فراوان داستان دارد
چو در رویت بخندد گل مشو در دامش ای بلبل
که بر گل اعتمادی نیست گر حسن جهان دارد
خدا را داد من بستان از او ای شحنه مجلس
که می با دیگری خوردهست و با من سر گران دارد
به فتراک ار همیبندی خدا را زود صیدم کن
که آفتهاست در تاخیر و طالب را زیان دارد
ز سروقد دلجویت مکن محروم چشمم را
بدین سرچشمهاش بنشان که خوش آبی روان دارد
ز خوف هجرم ایمن کن اگر امید آن داری
که از چشم بداندیشان خدایت در امان دارد
چه عذر بخت خود گویم که آن عیار شهرآشوب
به تلخی کشت حافظ را و شکر در دهان دارد
#می_صبوح
#حضرت_جانان_حافظ
Diamond @Diiaazepam
بهار عارضش خطی به خون ارغوان دارد
غبار خط بپوشانید خورشید رخش یا رب
بقای جاودانش ده که حسن جاودان دارد
چو عاشق میشدم گفتم که بردم گوهر مقصود
ندانستم که این دریا چه موج خون فشان دارد
ز چشمت جان نشاید برد کز هر سو که میبینم
کمین از گوشهای کردهست و تیر اندر کمان دارد
چو دام طره افشاند ز گرد خاطر عشاق
به غماز صبا گوید که راز ما نهان دارد
بیفشان جرعهای بر خاک و حال اهل دل بشنو
که از جمشید و کیخسرو فراوان داستان دارد
چو در رویت بخندد گل مشو در دامش ای بلبل
که بر گل اعتمادی نیست گر حسن جهان دارد
خدا را داد من بستان از او ای شحنه مجلس
که می با دیگری خوردهست و با من سر گران دارد
به فتراک ار همیبندی خدا را زود صیدم کن
که آفتهاست در تاخیر و طالب را زیان دارد
ز سروقد دلجویت مکن محروم چشمم را
بدین سرچشمهاش بنشان که خوش آبی روان دارد
ز خوف هجرم ایمن کن اگر امید آن داری
که از چشم بداندیشان خدایت در امان دارد
چه عذر بخت خود گویم که آن عیار شهرآشوب
به تلخی کشت حافظ را و شکر در دهان دارد
#می_صبوح
#حضرت_جانان_حافظ
Diamond @Diiaazepam
منم که گوشه ميخانه خانقاه من است
دعای پير مغان ورد صبحگاه من است
گرم ترانه چنگ صبوح نيست چه باک
نوای من به سحر آه عذرخواه من است
ز پادشاه و گدا فارغم بحمدالله
گدای خاک در دوست پادشاه من است
غرض ز مسجد و ميخانهام وصال شماست
جز اين خيال ندارم خدا گواه من است
مگر به تيغ اجل خيمه برکنم ور نی
رميدن از در دولت نه رسم و راه من است
از آن زمان که بر اين آستان نهادم روی
فراز مسند خورشيد تکيه گاه من است
گناه اگر چه نبود اختيار ما حافظ
تو در طريق ادب باش و گو گناه من است
#می_صبوح
#حضرت_جانان_حافظ
Diamond @Diiaazepam
دعای پير مغان ورد صبحگاه من است
گرم ترانه چنگ صبوح نيست چه باک
نوای من به سحر آه عذرخواه من است
ز پادشاه و گدا فارغم بحمدالله
گدای خاک در دوست پادشاه من است
غرض ز مسجد و ميخانهام وصال شماست
جز اين خيال ندارم خدا گواه من است
مگر به تيغ اجل خيمه برکنم ور نی
رميدن از در دولت نه رسم و راه من است
از آن زمان که بر اين آستان نهادم روی
فراز مسند خورشيد تکيه گاه من است
گناه اگر چه نبود اختيار ما حافظ
تو در طريق ادب باش و گو گناه من است
#می_صبوح
#حضرت_جانان_حافظ
Diamond @Diiaazepam
يا رب سببی ساز که يارم به سلامت
بازآيد و برهاندم از بند ملامت
خاک ره آن يار سفرکرده بياريد
تا چشم جهان بين کنمش جای اقامت
فرياد که از شش جهتم راه ببستند
آن خال و خط و زلف و رخ و عارض و قامت
امروز که در دست توام مرحمتی کن
فردا که شوم خاک چه سود اشک ندامت
ای آن که به تقرير و بيان دم زنی از عشق
ما با تو نداريم سخن خير و سلامت
درويش مکن ناله ز شمشير احبا
کاين طايفه از کشته ستانند غرامت
در خرقه زن آتش که خم ابروی ساقی
بر میشکند گوشه محراب امامت
حاشا که من از جور و جفای تو بنالم
بيداد لطيفان همه لطف است و کرامت
کوته نکند بحث سر زلف تو حافظ
پيوسته شد اين سلسله تا روز قيامت
#می_صبوح
#حضرت_جانان_حافظ
Diamond @Diiaazepam
بازآيد و برهاندم از بند ملامت
خاک ره آن يار سفرکرده بياريد
تا چشم جهان بين کنمش جای اقامت
فرياد که از شش جهتم راه ببستند
آن خال و خط و زلف و رخ و عارض و قامت
امروز که در دست توام مرحمتی کن
فردا که شوم خاک چه سود اشک ندامت
ای آن که به تقرير و بيان دم زنی از عشق
ما با تو نداريم سخن خير و سلامت
درويش مکن ناله ز شمشير احبا
کاين طايفه از کشته ستانند غرامت
در خرقه زن آتش که خم ابروی ساقی
بر میشکند گوشه محراب امامت
حاشا که من از جور و جفای تو بنالم
بيداد لطيفان همه لطف است و کرامت
کوته نکند بحث سر زلف تو حافظ
پيوسته شد اين سلسله تا روز قيامت
#می_صبوح
#حضرت_جانان_حافظ
Diamond @Diiaazepam
ساقی بيا که يار ز رخ پرده برگرفت
کار چراغ خلوتيان باز درگرفت
آن شمع سرگرفته دگر چهره برفروخت
وين پير سالخورده جوانی ز سر گرفت
آن عشوه داد عشق که مفتی ز ره برفت
وان لطف کرد دوست که دشمن حذر گرفت
زنهار از آن عبارت شيرين دلفريب
گويی که پسته تو سخن در شکر گرفت
بار غمی که خاطر ما خسته کرده بود
عيسی دمی خدا بفرستاد و برگرفت
هر سروقد که بر مه و خور حسن میفروخت
چون تو درآمدی پی کاری دگر گرفت
زين قصه هفت گنبد افلاک پرصداست
کوته نظر ببين که سخن مختصر گرفت
حافظ تو اين سخن ز که آموختی که بخت
تعويذ کرد شعر تو را و به زر گرفت
#حضرت_جانان_حافظ
#می_صبوح
Diamond @Diiaazepam
کار چراغ خلوتيان باز درگرفت
آن شمع سرگرفته دگر چهره برفروخت
وين پير سالخورده جوانی ز سر گرفت
آن عشوه داد عشق که مفتی ز ره برفت
وان لطف کرد دوست که دشمن حذر گرفت
زنهار از آن عبارت شيرين دلفريب
گويی که پسته تو سخن در شکر گرفت
بار غمی که خاطر ما خسته کرده بود
عيسی دمی خدا بفرستاد و برگرفت
هر سروقد که بر مه و خور حسن میفروخت
چون تو درآمدی پی کاری دگر گرفت
زين قصه هفت گنبد افلاک پرصداست
کوته نظر ببين که سخن مختصر گرفت
حافظ تو اين سخن ز که آموختی که بخت
تعويذ کرد شعر تو را و به زر گرفت
#حضرت_جانان_حافظ
#می_صبوح
Diamond @Diiaazepam
ای دل گر از آن چاه زنخدان به درآيی
هر جا که روی زود پشيمان به درآيی
هش دار که گر وسوسه عقل کنی گوش
آدم صفت از روضه رضوان به درآيی
شايد که به آبی فلکت دست نگيرد
گر تشنه لب از چشمه حيوان به درآيی
جان میدهم از حسرت ديدار تو چون صبح
باشد که چو خورشيد درخشان به درآيی
چندان چو صبا بر تو گمارم دم همت
کز غنچه چو گل خرم و خندان به درآيی
در تيره شب هجر تو جانم به لب آمد
وقت است که همچون مه تابان به درآيی
بر رهگذرت بستهام از ديده دو صد جوی
تا بو که تو چون سرو خرامان به درآيی
حافظ مکن انديشه که آن يوسف مه رو
بازآيد و از کلبه احزان به درآيی
#می_صبوح
#حضرت_جانان_حافظ
Diamond @Diiaazepam
هر جا که روی زود پشيمان به درآيی
هش دار که گر وسوسه عقل کنی گوش
آدم صفت از روضه رضوان به درآيی
شايد که به آبی فلکت دست نگيرد
گر تشنه لب از چشمه حيوان به درآيی
جان میدهم از حسرت ديدار تو چون صبح
باشد که چو خورشيد درخشان به درآيی
چندان چو صبا بر تو گمارم دم همت
کز غنچه چو گل خرم و خندان به درآيی
در تيره شب هجر تو جانم به لب آمد
وقت است که همچون مه تابان به درآيی
بر رهگذرت بستهام از ديده دو صد جوی
تا بو که تو چون سرو خرامان به درآيی
حافظ مکن انديشه که آن يوسف مه رو
بازآيد و از کلبه احزان به درآيی
#می_صبوح
#حضرت_جانان_حافظ
Diamond @Diiaazepam
ديدم به خواب دوش که ماهی برآمدی
کز عکس روی او شب هجران سر آمدی
تعبير رفت يار سفرکرده میرسد
ای کاج هر چه زودتر از در درآمدی
ذکرش به خير ساقی فرخنده فال من
کز در مدام با قدح و ساغر آمدی
خوش بودی ار به خواب بديدی ديار خويش
تا ياد صحبتش سوی ما رهبر آمدی
فيض ازل به زور و زر ار آمدی به دست
آب خضر نصيبه اسکندر آمدی
آن عهد ياد باد که از بام و در مرا
هر دم پيام يار و خط دلبر آمدی
کی يافتی رقيب تو چندين مجال ظلم
مظلومی ار شبی به در داور آمدی
خامان ره نرفته چه دانند ذوق عشق
دريادلی بجوی دليری سرآمدی
آن کو تو را به سنگ دلی کرد رهنمون
ای کاشکی که پاش به سنگی برآمدی
گر ديگری به شيوه حافظ زدی رقم
مقبول طبع شاه هنرپرور آمدی
#می_صبوح
#حضرت_جانان_حافظ
Diamond @Diiaazepam
کز عکس روی او شب هجران سر آمدی
تعبير رفت يار سفرکرده میرسد
ای کاج هر چه زودتر از در درآمدی
ذکرش به خير ساقی فرخنده فال من
کز در مدام با قدح و ساغر آمدی
خوش بودی ار به خواب بديدی ديار خويش
تا ياد صحبتش سوی ما رهبر آمدی
فيض ازل به زور و زر ار آمدی به دست
آب خضر نصيبه اسکندر آمدی
آن عهد ياد باد که از بام و در مرا
هر دم پيام يار و خط دلبر آمدی
کی يافتی رقيب تو چندين مجال ظلم
مظلومی ار شبی به در داور آمدی
خامان ره نرفته چه دانند ذوق عشق
دريادلی بجوی دليری سرآمدی
آن کو تو را به سنگ دلی کرد رهنمون
ای کاشکی که پاش به سنگی برآمدی
گر ديگری به شيوه حافظ زدی رقم
مقبول طبع شاه هنرپرور آمدی
#می_صبوح
#حضرت_جانان_حافظ
Diamond @Diiaazepam
آن که از سنبل او غالیه تابی دارد
باز با دلشدگان ناز و عتابی دارد
از سر کشته خود میگذری همچون باد
چه توان کرد که عمر است و شتابی دارد
ماه خورشید نمایش ز پس پرده زلف
آفتابیست که در پیش سحابی دارد
چشم من کرد به هر گوشه روان سیل سرشک
تا سهی سرو تو را تازهتر آبی دارد
غمزه شوخ تو خونم به خطا میریزد
فرصتش باد که خوش فکر صوابی دارد
آب حیوان اگر این است که دارد لب دوست
روشن است این که خضر بهره سرابی دارد
چشم مخمور تو دارد ز دلم قصد جگر
ترک مست است مگر میل کبابی دارد
جان بیمار مرا نیست ز تو روی سؤال
ای خوش آن خسته که از دوست جوابی دارد
کی کند سوی دل خسته حافظ نظری
چشم مستش که به هر گوشه خرابی دارد
#می_صبوح
#حضرت_جانان_حافظ
Diamond @Diiaazepam
باز با دلشدگان ناز و عتابی دارد
از سر کشته خود میگذری همچون باد
چه توان کرد که عمر است و شتابی دارد
ماه خورشید نمایش ز پس پرده زلف
آفتابیست که در پیش سحابی دارد
چشم من کرد به هر گوشه روان سیل سرشک
تا سهی سرو تو را تازهتر آبی دارد
غمزه شوخ تو خونم به خطا میریزد
فرصتش باد که خوش فکر صوابی دارد
آب حیوان اگر این است که دارد لب دوست
روشن است این که خضر بهره سرابی دارد
چشم مخمور تو دارد ز دلم قصد جگر
ترک مست است مگر میل کبابی دارد
جان بیمار مرا نیست ز تو روی سؤال
ای خوش آن خسته که از دوست جوابی دارد
کی کند سوی دل خسته حافظ نظری
چشم مستش که به هر گوشه خرابی دارد
#می_صبوح
#حضرت_جانان_حافظ
Diamond @Diiaazepam
به جان خواجه و حق قديم و عهد درست
که مونس دم صبحم دعای دولت توست
سرشک من که ز طوفان نوح دست برد
ز لوح سينه نيارست نقش مهر تو شست
بکن معاملهای وين دل شکسته بخر
که با شکستگی ارزد به صد هزار درست
زبان مور به آصف دراز گشت و رواست
که خواجه خاتم جم ياوه کرد و بازنجست
دلا طمع مبر از لطف بینهايت دوست
چو لاف عشق زدی سر بباز چابک و چست
به صدق کوش که خورشيد زايد از نفست
که از دروغ سيه روی گشت صبح نخست
شدم ز دست تو شيدای کوه و دشت و هنوز
نمیکنی به ترحم نطاق سلسله سست
مرنج حافظ و از دلبران حفاظ مجوی
گناه باغ چه باشد چو اين گياه نرست
#می_صبوح
#حضرت_جانان_حافظ
Diamond @Diiaazepam
که مونس دم صبحم دعای دولت توست
سرشک من که ز طوفان نوح دست برد
ز لوح سينه نيارست نقش مهر تو شست
بکن معاملهای وين دل شکسته بخر
که با شکستگی ارزد به صد هزار درست
زبان مور به آصف دراز گشت و رواست
که خواجه خاتم جم ياوه کرد و بازنجست
دلا طمع مبر از لطف بینهايت دوست
چو لاف عشق زدی سر بباز چابک و چست
به صدق کوش که خورشيد زايد از نفست
که از دروغ سيه روی گشت صبح نخست
شدم ز دست تو شيدای کوه و دشت و هنوز
نمیکنی به ترحم نطاق سلسله سست
مرنج حافظ و از دلبران حفاظ مجوی
گناه باغ چه باشد چو اين گياه نرست
#می_صبوح
#حضرت_جانان_حافظ
Diamond @Diiaazepam
آن کس که به دست جام دارد
سلطانی جم مدام دارد
آبی که خضر حیات از او یافت
در میکده جو که جام دارد
سررشته جان به جام بگذار
کاین رشته از او نظام دارد
ما و می و زاهدان و تقوا
تا یار سر کدام دارد
بیرون ز لب تو ساقیا نیست
در دور کسی که کام دارد
نرگس همه شیوههای مستی
از چشم خوشت به وام دارد
ذکر رخ و زلف تو دلم را
وردیست که صبح و شام دارد
بر سینه ریش دردمندان
لعلت نمکی تمام دارد
در چاه ذقن چو حافظ ای جان
حسن تو دو صد غلام دارد
#حافظ
#می_صبوح
Diamond @Diiaazepam
سلطانی جم مدام دارد
آبی که خضر حیات از او یافت
در میکده جو که جام دارد
سررشته جان به جام بگذار
کاین رشته از او نظام دارد
ما و می و زاهدان و تقوا
تا یار سر کدام دارد
بیرون ز لب تو ساقیا نیست
در دور کسی که کام دارد
نرگس همه شیوههای مستی
از چشم خوشت به وام دارد
ذکر رخ و زلف تو دلم را
وردیست که صبح و شام دارد
بر سینه ریش دردمندان
لعلت نمکی تمام دارد
در چاه ذقن چو حافظ ای جان
حسن تو دو صد غلام دارد
#حافظ
#می_صبوح
Diamond @Diiaazepam
نفس برآمد و کام از تو بر نمیآيد
فغان که بخت من از خواب در نمیآيد
صبا به چشم من انداخت خاکی از کويش
که آب زندگيم در نظر نمیآيد
قد بلند تو را تا به بر نمیگيرم
درخت کام و مرادم به بر نمیآيد
مگر به روی دلارای يار ما ور نی
به هيچ وجه دگر کار بر نمیآيد
مقيم زلف تو شد دل که خوش سوادی ديد
وز آن غريب بلاکش خبر نمیآيد
ز شست صدق گشادم هزار تير دعا
ولی چه سود يکی کارگر نمیآيد
بسم حکايت دل هست با نسيم سحر
ولی به بخت من امشب سحر نمیآيد
در اين خيال به سر شد زمان عمر و هنوز
بلای زلف سياهت به سر نمیآيد
ز بس که شد دل حافظ رميده از همه کس
کنون ز حلقه زلفت به در نمیآيد
#حافظ
#می_صبوح
Diamond @Diiaazepam
فغان که بخت من از خواب در نمیآيد
صبا به چشم من انداخت خاکی از کويش
که آب زندگيم در نظر نمیآيد
قد بلند تو را تا به بر نمیگيرم
درخت کام و مرادم به بر نمیآيد
مگر به روی دلارای يار ما ور نی
به هيچ وجه دگر کار بر نمیآيد
مقيم زلف تو شد دل که خوش سوادی ديد
وز آن غريب بلاکش خبر نمیآيد
ز شست صدق گشادم هزار تير دعا
ولی چه سود يکی کارگر نمیآيد
بسم حکايت دل هست با نسيم سحر
ولی به بخت من امشب سحر نمیآيد
در اين خيال به سر شد زمان عمر و هنوز
بلای زلف سياهت به سر نمیآيد
ز بس که شد دل حافظ رميده از همه کس
کنون ز حلقه زلفت به در نمیآيد
#حافظ
#می_صبوح
Diamond @Diiaazepam
خط عذار يار که بگرفت ماه از او
خوش حلقهايست ليک به در نيست راه از او
ابروی دوست گوشه محراب دولت است
آن جا بمال چهره و حاجت بخواه از او
ای جرعه نوش مجلس جم سينه پاک دار
کيينهايست جام جهان بين که آه از او
کردار اهل صومعهام کرد می پرست
اين دود بين که نامه من شد سياه از او
سلطان غم هر آن چه تواند بگو بکن
من بردهام به باده فروشان پناه از او
ساقی چراغ می به ره آفتاب دار
گو برفروز مشعله صبحگاه از او
آبی به روزنامه اعمال ما فشان
باشد توان سترد حروف گناه از او
حافظ که ساز مطرب عشاق ساز کرد
خالی مباد عرصه اين بزمگاه از او
آيا در اين خيال که دارد گدای شهر
روزی بود که ياد کند پادشاه از او
#حافظ
#می_صبوح
Diamond @Diiaazepam
خوش حلقهايست ليک به در نيست راه از او
ابروی دوست گوشه محراب دولت است
آن جا بمال چهره و حاجت بخواه از او
ای جرعه نوش مجلس جم سينه پاک دار
کيينهايست جام جهان بين که آه از او
کردار اهل صومعهام کرد می پرست
اين دود بين که نامه من شد سياه از او
سلطان غم هر آن چه تواند بگو بکن
من بردهام به باده فروشان پناه از او
ساقی چراغ می به ره آفتاب دار
گو برفروز مشعله صبحگاه از او
آبی به روزنامه اعمال ما فشان
باشد توان سترد حروف گناه از او
حافظ که ساز مطرب عشاق ساز کرد
خالی مباد عرصه اين بزمگاه از او
آيا در اين خيال که دارد گدای شهر
روزی بود که ياد کند پادشاه از او
#حافظ
#می_صبوح
Diamond @Diiaazepam
دل از من برد و روی از من نهان کرد
خدا را با که این بازی توان کرد
شب تنهاییم در قصد جان بود
خیالش لطفهای بیکران کرد
چرا چون لاله خونین دل نباشم
که با ما نرگس او سرگران کرد
که را گویم که با این درد جان سوز
طبیبم قصد جان ناتوان کرد
بدان سان سوخت چون شمعم که بر من
صراحی گریه و بربط فغان کرد
صبا گر چاره داری وقت وقت است
که درد اشتیاقم قصد جان کرد
میان مهربانان کی توان گفت
که یار ما چنین گفت و چنان کرد
عدو با جان حافظ آن نکردی
که تیر چشم آن ابروکمان کرد
#می_صبوح
#حافظ
Diamond @Diiaazepam
خدا را با که این بازی توان کرد
شب تنهاییم در قصد جان بود
خیالش لطفهای بیکران کرد
چرا چون لاله خونین دل نباشم
که با ما نرگس او سرگران کرد
که را گویم که با این درد جان سوز
طبیبم قصد جان ناتوان کرد
بدان سان سوخت چون شمعم که بر من
صراحی گریه و بربط فغان کرد
صبا گر چاره داری وقت وقت است
که درد اشتیاقم قصد جان کرد
میان مهربانان کی توان گفت
که یار ما چنین گفت و چنان کرد
عدو با جان حافظ آن نکردی
که تیر چشم آن ابروکمان کرد
#می_صبوح
#حافظ
Diamond @Diiaazepam
دل از من برد و روی از من نهان کرد
خدا را با که این بازی توان کرد
شب تنهاییم در قصد جان بود
خیالش لطفهای بیکران کرد
چرا چون لاله خونین دل نباشم
که با ما نرگس او سرگران کرد
که را گویم که با این درد جان سوز
طبیبم قصد جان ناتوان کرد
بدان سان سوخت چون شمعم که بر من
صراحی گریه و بربط فغان کرد
صبا گر چاره داری وقت وقت است
که درد اشتیاقم قصد جان کرد
میان مهربانان کی توان گفت
که یار ما چنین گفت و چنان کرد
عدو با جان حافظ آن نکردی
که تیر چشم آن ابروکمان کرد
#می_صبوح
#حافظ
Diamond @Diiaazepam
خدا را با که این بازی توان کرد
شب تنهاییم در قصد جان بود
خیالش لطفهای بیکران کرد
چرا چون لاله خونین دل نباشم
که با ما نرگس او سرگران کرد
که را گویم که با این درد جان سوز
طبیبم قصد جان ناتوان کرد
بدان سان سوخت چون شمعم که بر من
صراحی گریه و بربط فغان کرد
صبا گر چاره داری وقت وقت است
که درد اشتیاقم قصد جان کرد
میان مهربانان کی توان گفت
که یار ما چنین گفت و چنان کرد
عدو با جان حافظ آن نکردی
که تیر چشم آن ابروکمان کرد
#می_صبوح
#حافظ
Diamond @Diiaazepam
حسن تو هميشه در فزون باد
رويت همه ساله لاله گون باد
اندر سر ما خيال عشقت
هر روز که باد در فزون باد
هر سرو که در چمن درآيد
در خدمت قامتت نگون باد
چشمی که نه فتنه تو باشد
چون گوهر اشک غرق خون باد
چشم تو ز بهر دلربايی
در کردن سحر ذوفنون باد
هر جا که دليست در غم تو
بی صبر و قرار و بی سکون باد
قد همه دلبران عالم
پيش الف قدت چو نون باد
هر دل که ز عشق توست خالی
از حلقه وصل تو برون باد
لعل تو که هست جان حافظ
دور از لب مردمان دون باد
#می_صبوح
#حافظ
Diamond @Diiaazepam
رويت همه ساله لاله گون باد
اندر سر ما خيال عشقت
هر روز که باد در فزون باد
هر سرو که در چمن درآيد
در خدمت قامتت نگون باد
چشمی که نه فتنه تو باشد
چون گوهر اشک غرق خون باد
چشم تو ز بهر دلربايی
در کردن سحر ذوفنون باد
هر جا که دليست در غم تو
بی صبر و قرار و بی سکون باد
قد همه دلبران عالم
پيش الف قدت چو نون باد
هر دل که ز عشق توست خالی
از حلقه وصل تو برون باد
لعل تو که هست جان حافظ
دور از لب مردمان دون باد
#می_صبوح
#حافظ
Diamond @Diiaazepam